ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۸۱ تا ۲٬۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۲۸۱.

مقایسه ی شعر کودک و بزرگ سال پروین دولت آبادی از منظر خواننده ی درون متن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۹۸
پروین دولت آبادی هم در شعر کودک صاحب آثار شایان توجهی است و هم دستی در شعر بزرگ سال دارد. او از معدود شاعرانی است که شعرهایش در شصت سال اخیر همواره در کتاب های درسی جایگاهی داشته و شاید شعر هیچ شاعر دیگری در شعر کودک و کتاب های درسی این مایه حضور و بروز نداشته است. در این پژوهش ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای و میدانی، یعنی استفاده از دست نوشته های شاعر و مصاحبه با خانواده ی او به معرفی و تبیین ابعاد شخصیتی پروین پرداخته ایم ؛ به همین دلیل این بخش دربردارنده ی نکات تازه ای درباره ی شاعر و ابعاد شخصیتی اوست، سپس به روش توصیفی تحلیلی دلیل اقبال به شعر کودک پروین و همچنین تفاوت اشعار او را با مقایسه ی سروده های کودک و بزرگ سال او براساس رویکرد نقد خواننده محور از ایدن چمبرز بررسی کرده ایم. با مقایسه ی اشعار او در ژانر کودک و بزرگ سال براساس چهار مؤلفه ی این نظریه (سبک، زاویه دید، طرفداری و شکاف های گویا) آشکار می شود که پروین به صورت کاملاً هدفمند به سرودن شعر برای کودکان پرداخته و هر چهار مؤلفه در شعر کودک او گویای توجه شاعر به خواننده ی نهفته در متن است. به طور نمونه در ساحت سبک، جهان ممکن شعر کودک برآمده از خیال پردازی ها و واقعیت گریزی های کودکانه است؛ حال آنکه شعر بزرگ سال پروین از جهان واقعیت وارد جهان ممکن می گردد و در آن کاربست استعاری و نمادین موتیف ها بیشتر است. از منظر نظام واژگانی در شعر بزرگ سال از کلمات ادبی بیشتر استفاده شده است؛ درحالی که در ژانر کودک تکرار و استفاده از واژگان و جملات ساده و خودکار بسامد بیشتری دارد. در حوزه ی روایت، شاعر با استفاده از زاویه دید اول شخص و کانون گری کودکانه وحدت خود را با مخاطب خردسال مستحکم می سازد. همچنین شاعر در حوزه ی شکاف های گویا، سپیدخوانی و پرکردن خلأهای متن، خواننده ی کودک و بزرگ سال را براساس ژانر شعر خود در نظر داشته است.  
۲۲۸۲.

واکاوی محتوای خوانداری مجموعه درسنامه های پارسا و پرفا بر پایه ی انگاره ی نیل اندرسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۰
خواندن یکی از نیازهای اساسی فارسی آموزان و مهم ترین منبع دریافت درونداد برای یادگیری زبان فارسی محسوب می شود. براساس پژوهش های مختلف کسانی که بیشترمی خوانند بهتر می نویسند و راحت تر صحبت می کنند. پژوهش حاضر واکاوی محتوای خوانداری مجموعه درسنامه های پارسا و پرفا براساس انگاره نیل اندرسون(1994-1999) است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و به صورت کتابخانه ای انجام پذیرفته است. دراین تحقیق، محتوای خوانداری دو مجموعه درسنامه ی پرفا و پارسا براساس شاخص های انگاره نیل اندرسون مورد بررسی و واکاوی قرار گرفت. یافته های پژوهش این دو مجموعه نشان داد که نویسندگان در متون خوانداری هر دو مجموعه درسنامه از سه اصل گنجینه واژگان (پرفا با فراوانی کلی 197 و پارسا 224)، آموزش درک (پرفا با فراوانی کلی83 و پارسا91) و دانش پیشین (پرفا با فراوانی کلی 36 وپارسا21) بیشترین استفاده و از سه اصل افزایش سرعت خواندن، تأیید راهبردها وارزیابی پیشرفت هیچ استفاده ای نکرده اند.
۲۲۸۳.

تحلیل مؤلفه های کهن الگوی «نفس» در رسایل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۳
کارل گوستاو یونگ، بنیان گذار مکتب روان شناسی تحلیلی، ازجمله روان شناسان ساختارگراست که یکی از مشهورترین اصطلاحات مکتب نظری وی را باید «کهن الگو» دانست. کهن الگو تصویری ازلی از اندیشه های موروثی در ضمیر ناخودآگاه جمعی است که قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد. در میان اقسام کهن الگو که یونگ برمی شمارد، «نفس» را مهم ترین آنها می داند؛ چراکه هسته مرکزی شخصیت است و دستیابی به عامل روانی مهمی به نام «فرایند تفرد» را زمینه سازی می کند. این جستار با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مؤلفه های کهن الگوی نفس را در چهار مورد از رساله های سهروردی با عنوان های آواز پر جبرئیل، فی حاله الطفولیه، رساله الطیر و عقل سرخ واکاوی خواهد کرد. براساس بررسی ها به نظر می رسد نفس در این رساله ها گونه ای از راوی درون رویداد است و در دو قالب «نفسِ کودک» و «نفسِ پرنده» بازنمایی شده است که طی فرازونشیب هایی که سپری می کند، به سطوحی از تعالی شخصیتی و روحانی می رسد و مراتبی از فرایند تفرد را طی می کند. کهن الگوی نفس در آثار سهروردی، نوعی فراخواندن مخاطب به گستره تعالی شخصیتی است؛ گویی در ژرف ساخت متن، نویسنده درصدد است نفس مخاطب خویش را با شکوفایی در سطوح گوناگون شخصیتی وارد سیر فرایند تفرد کند.
۲۲۸۴.

گفتمان شناسی اخلاق در فولکلور بر مبنای روش تفسیرگرایی کلیفورد گیرتز (نمونه مطالعه: ضرب المثل های کردی کردستان ایران و ضرب المثل های عربی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۱
فولکلور و ادبیات شفاهی هر ملتی آینه تمامعیاری است که ارزشهای اخلاقی آن ملت را بازتاب میدهد. بدون شک کُرد و عرب به دلیل همجواری و همسایگی، ارتباط تاریخی بلندمدتی را تجربه نموده و بر فرهنگ همدیگر تأثیر داشتهاند. هدف اصلی این پژوهش بررسی تطبیقی جایگاه اخلاق در فولکلور و ادبیات شفاهی کُردی (سورانی) و ادبیات فولکلور و شفاهی عربی میباشد. خوانش انسانشناختی ضربالمثلهای کُردی و ضرب المثل های عربی که دربرگیرنده بیشترین نمودها و بازتابهای مربوط به ارزشهای اخلاقی است، ابعاد مشترک و متفاوت جایگاه اخلاق را در دو فرهنگ کُردی و عربی روشن می نماید. در این پژوهش ابعاد ارزشهای اخلاقی در دو بعد پیامدی و هنجاری در نظر گرفته شده که بعد پیامدی اخلاق مرتبط با دیگری، خود و طبیعت را شامل میشود. هم چنین بعد هنجاری شش معیار کمالطلبی، پرهیز از رفتار ناشایست، فضیلت اخلاقی، بخشش و هویت اخلاقی را در بر میگیرد. مسأله اصلی این تحقیق بررسی نحوه بازنمایی ارزشهای پیامدی و هنجاری مربوط به اخلاق در ضربالمثلهای کُردی و عربی میباشد. مقایسه تطبیقی شاخصهای مورد اشاره مربوط به اخلاق در بستر ضربالمثلهای کُردی و ضرب المثل های عربی از منظر انسانشناسی فرهنگی و با بهرهگیری از روششناسی توصیف ضخیم کلیفورد گیرتز به این نتیجه انجامید که شباهتهای مربوط به زندگی اجتماعی باعث ایجاد جهت گیری مشترکی در ارزشها و باورهای اخلاقی بازتاب یافته در ضربالمثلهای کُردها و اعراب گردیده است. همچنین تفاوتها در بیان و تعریف ارزشهای اخلاقی؛ تفاوتهای مربوط به زبان، جغرافیا، فرهنگ، تجربه تاریخی و زیستجهان این دو قوم را مشخص مینمایند.
۲۲۸۵.

دوزخ در شعر سنائی غزنوی (توصیف ها و برداشت های مُتفاوت با قرآن)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۵
سنائی غزنوی دوران سازترین شاعر زبان فارسی است، یعنی شعر را می توان به قبل و بعد از سنائی تقسیم کرد. از همین روی است که بسیاری از افکار، باورها و موضوعات نیز در شعر سنائی متفاوت از شاعران پیش از وی یا معاصر با اوست. برداشت های متفاوت سنائی از قرآن، حکایت از اِشراف و تسلّط بسیار وی بر قرآن دارد. از جمله موضوعاتی که در شعر سنائی می توان با استناد به آن به این برداشت ها، تعابیر و تصاویر متفاوت از قرآن تأکید کرد؛ موضوع دوزخ و جلوه های مربوط به آن است. یافته های این بررسی نشان می دهد سنائی به عنوان شاعری مُتشرّع و عارف، جهنّم را جایگاهی برای عذاب گناهکاران در حیات اخروی می داند؛ امّا توصیف ها، برداشت های شاعرانه و دریافت های باطنی وی از مفهوم جهنّم، گاهی متفاوت و حتّی مُغایر با قرآن است و برخی از توصیفات وی از جهنّم و جهنّمیان، مُطابق هیچ کدام از آیات قرآن نیست. این برداشت های متفاوت از آیات قرآنی در شعر سنائی، صرفاً ماهیّت اقناعی دارد و شاعر کوشیده است با احتجاج و حجیّت بخشی به سخنان خود مُخاطب را اقناع و با خود همراه سازد. واژه های کلیدی: جهنّم ، دوزخ، سنائی غزنوی، قرآن کریم
۲۲۸۶.

بررسی اغراض ثانوی جملات پرسشی در دفتر دوم مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
جملات با توجه به طرز بیان و نحوه ارائه مفهوم، به چهار نوع پرسشی، خبری، امری و عاطفی تقسیم می شوند. جمله پرسشی، جمله ای است که گوینده با طرح پرسش، به دنبال کسب خبر یا آگاهی از امری است؛ اما هدف گوینده همیشه آگاهی و کسب خبر نیست؛ زیرا گاهی از جملات پرسشی، برای انتقال مفاهیم و مضامین دیگری بهره گیری می شود که به آن «اغراض ثانوی» می گویند. معانی ثانوی جملات، از جمله موارد مطرح در علم معانی است که علمای بلاغت از دیرباز در مورد آن بحث کرده اند و امروزه نیز در کاربردشناسی و تحلیل گفتمان مورد توجه پژوهشگران است. پژوهش حاضر، با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به بررسی جملات پرسشی و اغراض ثانویه آن در دفتر دوم مثنوی معنوی می پردازد. هدف این پژوهش آن است تا مشخص کند، مولانا از طریق کاربرد جملات پرسشی در دفتر دوم مثنوی، بیشتر قصد ارائه چه مفاهیمی را داشته و تا چه اندازه در این امر موفق بوده است. بررسی داده ها نشان می دهد که از مجموع 536 جمله پرسشی یافته شده در دفتر دوم مثنوی، 57 جمله با پرسش واقعی و بقیه در معانی ثانوی مانند توبیخ، تعجب، نفی، نهی، بیان عجز و ... به کار رفته اند. به طور کلی، مولوی با بهره گیری از جملات پرسشی، مجموعاً 29 مضمون و مفهوم ضمنی را بیان می کند که بیشترین به نفی و کمترین به بیان کثرت و درخواست اختصاص دارد. علاوه بر این، کاربرد چند معنای ثانوی در یک جمله نیز در این اثر ارجمند دیده می شود که نشان دهنده مهارت بالای مولوی در بهره گیری از ظرفیت های بلاغت زبانی بوده و کاربرد این مقدار از پرسش های بلاغی، بیانگر غنای مضامین و مفاهیم و در نتیجه، ارزش بالای بلاغی مثنوی و ماندگاری و تأثیرگذاری کلام مولانا شده است.
۲۲۸۷.

معناشناسی بیع در کلام امیرالمومنین (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
معناشناسی علمی است که به بررسی دقیق کالبد واژه با معنا می پردازد تا مقصود گوینده از استعمال آن روشن گردد. از این حیث معناشناسی واژه بیع در نهج البلاغه رهیافتی به تفسیر کلمات علی(ع) است.اصطلاح  بیع و مشتقات آن بیش از20بار در نهج البلاغه ذکر شده است. علی (ع) برای انتقال پیام الهی خود در ارتباط با تنظیم روابط بین انسانها با محوریت خدا، مانند آنچه که در برخی از آیات قرآن ذکر شده از واژگان بیع و تجارت استفاده کرده است. بیع دراصطلاح فقه و حقوق به طور کلی به معنی مبادله مال بمال تعبیر شده است. بیع مانند شراء از واژگان اضداد بوده هم به معنای خریدن و هم به معنای فروختن است. از طرفی حقیقت بیع حقیقت عرفی داشته و یک حکم امضایی است . در این مقاله به بررسی واژه بیع و جهان بینی حاکم بر آن در نهج البلاغه پرداخته می شود .ضمن بررسی و تطبیق اصطلاح بیع که در کلام علی (ع) به کار برده شده با تعریف قانون مدنی و سایر تعاریف فقهی و حقوقی معلوم می گردد. منظور از بیع در نهج البلاغه همان مفهوم عرفی رایج یعنی مبادله وتبادل و به مفهوم کلی معاوضه کردن می باشد. همچنین با مراجعه به کتابخانه و با شیوه تحلیلی توصیفی معلوم شده که هدف از به کارگیری این اصطلاح درنهج البلاغه، صرفا بیان این مطلب است که انسان ها علی الدوام در حال معامله ومبادله با محوریت خدا هستند. هر قدمی که بر می دارند به نوعی درحال تجارت و بیع هستند.
۲۲۸۸.

«ذ ل ل» و مشتقات آن در قرآن کریم از منظر معناشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
معنای ذلّت یکی از کلماتی است که در صورت های گوناگون در کتاب قرآن کریم به کار رفته است تا بتواند از ابعاد گوناگون به عملکرد و نتیجه مرتبط با رفتار آدمی از منظر این مفهوم آگاهی بخشد و انسان را در مسیر عزت راهنمایی کند. از سوی دیگر برای فهم بهتر معانی مدنظر از این واژه در کلام الهی شایسته است از دیدگاه معناشناسی هم این مفهوم و واژه های مرتبط با آن بویژه « ذ ل ل » و مشتقات آن بررسی شود و روشن گردد که چه کلماتی با این کلمه همنشینی بیشتری دارند و از منظر جانشینی چه کلماتی معنای ذلّت را تداعی می کنند. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به صورت کتابخانه ای به بررسی « ذ ل ل » و مشتقات آن در کتاب قرآن کریم از منظر معناشناسی پرداخته، نشان می دهد «  ذ ل ل » و مشتقات آن که حدود 24 بار در قرآن کریم به کار رفته دارای گستره معنایی است که در درجات متفاوتی رده بندی می شود از منظر جانشینی و همنشینی در گونه های مختلف مصادیقی برای آن وجود دارد. مصادیق متعدد جانشینی معنای و ترادف در کنار جانشینی هم آوایی یافت می شود؛ در نتیجه معلوم شد که می توان با بررسی رابطه « ذ ل ل » با « ع ز ز » – « ک ب ر » – « س ک ن » – « ع ذ ب  » – « ر ه ق » – « غ ض ب » در جملات و ایجاد یک همنشینی ابعاد مختلف « ذ ل ل » را روشنتر ساخت.
۲۲۸۹.

Les mentalités face à l’épidémie dans La Peste (1947) d’Albert Camus et Le hussard sur le toit (1951) de Jean Giono(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۷۲
 L’histoire de l’humanité est jonchée d’événements bouleversants au rang desquels on retrouve les épidémies. Cette réflexion ambitionne de lire les mentalités développées face à la catastrophe virale dans les romans La Peste de l’écrivain franco-algérien Albert Camus et Le Hussard sur le toit de Jean Giono. À l’aune de la critique archéologique, les analyses mettent en lumière les prédispositions mentales qui justifient les manières d’interpréter et de réagir contre l’épidémie. Au terme de l’analyse, il ressort deux thèses opposées sur le sens donné à la maladie. La première la spiritualise en la faisant passer pour une damnation céleste, alors que la seconde l’appréhende comme une émanation des agents infectieux vivants dans la nature. Pour conjurer la maladie, les personnages optent pour la prière, les prophylaxies occultes, l’isolement, quand ils ne mettent pas en application des pratiques rigoureuses d’hygiène. Au final, les réponses apportées à la menace épidémique sont révélatrices des conduites et des pratiques séculaires, collectivement entretenues dans les sociétés traversées par l’épidémie. 
۲۲۹۰.

La Mise en Scène de la Violence Verbale dans les Réseaux sociaux. Le Cas des Contentieux Post-électoraux de l’Élection Présidentielle d’Octobre 2018 au Cameroun(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۴ تعداد دانلود : ۲۱۱
 Les guerres tribales ainsi que les crises sécuritaires qu’on observe de part et d’autre en Afrique en général, et au Cameroun en particulier, ont multiplié dans les réseaux sociaux des plates-formes d’échanges. Ces dernières, en réaction aux évènements socio-politiques, laissent voir des discours passionnés qui dégénèrent très souvent en discours haineux.  Cette déviance s’explique par l’illimitée liberté d’expression qui caractérise ces fora (Facebook, WhatsApp, Messenger, etc.). Par ricochet, les partis sont hâtivement pris et chacun se donne à cœur joie pour défendre ses opinions dans ses plateformes virtuelles qui renforceraient une mise en scène discursive à visée pathémique. C’est ainsi qu’au terme de la présidentielle d’octobre 2018 au Cameroun, les résultats ont suscité, de la part des partisans des deux principaux partis politiques en lice (RDPC/MRC), des contestations ouvertes qui ont atteint leur paroxysme dans les réseaux sociaux. On a pu observer de la violence verbale qui transformait cet espace médiatique en un véritable champ de bataille : c’est le théâtre d’une argumentation de protestation qui place la violence verbale au centre des préoccupations du linguiste. Comment les internautes procèdent-ils discursivement pour mettre en scène l’expression de la violence sur les réseaux sociaux ? En d’autres termes, comment la violence se matérialise-t-elle verbalement et linguistiquement dans les réseaux sociaux ? Par le biais d’une analyse pluridisciplinaire du discours, le présent article se penche sur l’orientation argumentative de ces discours qui loin d’apaiser la situation, peuvent conduire à une sorte de déstabilisation de la cohésion sociale.
۲۲۹۱.

Étude de l’énonciation dans l’œuvre autobiographique La gloire de mon père de Marcel Pagnol(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۲۶۲
La Gloire de mon père, un ouvrage qui a été écrit en 1957 par Marcel Pagnol, est un roman autobiographique. Selon les caractéristiques des œuvres autobiographiques, l’auteur est le personnage principal du roman. Notre principal problème dans cette recherche est que cette histoire est racontée par un enfant (le petit Marcel), alors que l’auteur est un adulte. Donc, nous avons étudié l’énonciation et les jeux de l’embrayage et du débrayage pour savoir qui parle dans ce roman.  Notre hypothèse est que la diversité des énonciateurs, provoque la dynamique du texte du roman autobiographique et à travers l’explication des embrayages et les débrayages des énonciateurs par rapport à la situation de l’énonciation, nous pourrons séparer les personnages. Dans ce roman, l’auteur a décrit tous les événements dans un ordre chronologique, ce qui a rendu le texte plus facile à lire et moins compliqué. La méthode employée est la sémiotique de l’école de Paris. Cette approche étudie les structures signifiantes profondes du texte et nous aide à mieux comprendre les sens du discours. 
۲۲۹۲.

بررسی چگونگی حضور و شخصیت پردازی زنان در تراژدی های شاهنامه فردوسی و تراژدی های اوریپید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۳۴
بررسی شخصیّت زن در ادبیّات جهان همواره موردنظر پژوهشگران بوده است. نویسندگان و شاعران به فراخور فرهنگ و محیط اجتماعی - سیاسی سرزمین خود، از کارکرد شخصیّت زن در داستان ها بهره برده اند؛ به گونه ای که در داستان های ادبی ملل، حضور و نقش های متفاوت و متنوع از زنان دیده می شود. جستار حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی، فارغ از جنبه های بحث برانگیز نگرش فردوسی نسبت به زنان، مقایسه و تطبیقی از چگونگی شخصیّت پردازی این قشر از افراد جامعه از منظر ساختار داستان پردازی، در چهار تراژدی بخش حماسی شاهنامه و چهار نمایش نامه تراژیک اوریپید، ارائه می دهد تا از این رهگذر میزان تشابه و تفاوت شخصیّت پردازی را در این آثار نشان دهد و بتواند گریزی به چگونگی نگاه مردمان به زنان در دوران پیشین باشد. نتایج از پژوهش نشان داد زنان به سبب نشان داده شدن موجودیّت، شخصیّت اصلی و قهرمان اغلب تراژدی های اوریپید هستند و در تراژدی های فردوسی به فراخور داستان و موقعیّت، نقش پذیرفته اند.
۲۲۹۳.

تحلیل نتایج سرخوردگی از کودتای 28 مرداد سال 1332 خورشیدی، در شعرهای مهدی اخوان ثالث

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۲۳۵
کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ خورشیدی، رویداد تاریخی مهمی بود که تأثیری عمیق و پایدار بر ذهنیت نخبگان و روشنفکران و نیز سایر طبقات اجتماعی ایران باقی گذاشت. در میان شاعران روشنفکر معاصر که رویداد کودتا را درک کردند، مهدی اخوان ثالث، به دلیل آن که به ملی گرایان و روی کارآمدن آنان و شکست و دفع سلطنت، امید بسیار بسته بود، پس از شکست ملی گرایان در جریان کودتای 28 مرداد، بیش از دیگران سرخورده شد. هدف این پژوهش، که روشی توصیفی- تحلیلی دارد و داده ها را از طریق مراجعه به اسناد و منابع کتابخانه ای فراهم آورده، تحلیل نتایج سرخوردگی از کودتای 28 مرداد 1332، در شعرهای اخوان ثالث است. به این منظور، با مطالعیه سروده های اخوان ثالث، آن هایی که تحت تأثیر کودتا گفته شده، شناسایی و مورد بررسی قرار گرفته است. از میان این دست اشعار اخوان ثالث، 6 مورد، گزینش و در این مقاله تبیین و تحلیل شده است. این شعرها که مربوط به مجموعیه «زمستان» (1335) است، به ترتیب الفبایی: 1. «آواز کَرَک»، 2. «اندوه»، 3. «باغ من»، 4. «برای دخترکم لاله و آقای مینا»، 5. «چاووشی»، و 6. «زمستان» است. تحلیل این شعرها نشان می دهد که اخوان ثالث پس از کودتای ۲۸ مرداد، دچار سرخوردگی مفرط می شود؛ آن گونه که نسبت به آینده و هر گونه دگرگونی مثبتی که می تواند به وجود آید، ناامید می گردد و نسبت به اوضاع سیاسی و اجتماعی رویکردی منفعلانه در پیش می گیرد.
۲۲۹۴.

تصویرسازی در سه خشتی های کرمانجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۰ تعداد دانلود : ۲۵۷
سه خشتی گونه ای از سروده های کرمانجی است که بیش از آنکه معناگرا باشد، ساختارگراست و تصویرسازی بیشترین نقش را در شاکله این شعرها دارد. هدف پژوهش حاضر، توصیف و طبقه بندیِ خوشه های تصویریِ پُرتکرار و تحلیل چرایی و چگونگیِ بازنمایی آن ها در سه خشتی هاست. با وجودِ سه خشتی های مکتوبی که در دهه های اخیر گردآوری شده اند، به جهت الزام به اَصالت سروده ها و پرهیز از خطاهای احتمالیِ موجود، نمونه های مورد بررسی در این مقاله را از راویان اصلی آن ها شنیدیم و ثبت کردیم. با وجود این برای ارائه شاهدهای مثال از منابع مکتوب نیز بهره بردیم. پرسش های اصلی مقاله این است: پایه تصویرهای بازنمایی شده در این ترانه ها از مجموعه کدام پدیده ها گرفته شده است؟ این تصویرها را در قالب کدام خوشه های تصویری می توان طبقه بندی کرد؟ مبنای نظری این تحقیق برای رده بندی و تحلیل تصویرسازی در سه خشتی ها، تصویر زبانی و تصویر مجازی است که متأثر از دو گونه کاربردِ واقعی و مجازی زبان در ادبیات است. یافته های پژوهش نشان می دهد که خوشه های تصویری عاشق، معشوق و محیط طبیعی بسامد بیشتری دارند. همچنین تصویرسازی در این سروده ها واقع گرایانه و به قطبِ توصیف و تعبیر نزدیک تر است.
۲۲۹۵.

بررسی تطبیقی جلوه های «زبان آشفتگی» در شعر رضا براهنی و ودیع سعاده بر پایه نظریه زبانیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۷۷
جریان شعر زبان یا مقوله زبانیت که در ادبیات معاصر فارسی به اسم رضا براهنی شناخته می شود، یکی از مهمترین جریان های شعری پست مدرن است که قائل به اهمیت و اولویت بخشیدن به زبان در قیاس با معنا است. این مقوله هرچند از جهت مبانی و سرایش اشعار با اسم براهنی پیوند یافته است، اما اصول و مبانی این نظریه در اشعار پست مدرنیستی دیگر کشورهای جهان قابل ردیابی است. در شعر عربی شاعر نوپرداز و سورئالیستی لبنانی، ودیع سعاده، از این نظر قابل بحث بررسی است. اصول نظری مقوله زبانیت توسط براهنی تبیین شده و مجموعه شعری خطاب به پروانه ها در ذیل همین نظریه توسط شاعر سروده و منتشر شده است. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی در صدد است با تکیه بر همین نظریه، یعنی نظریه زبانیت براهنی، به مطالعه تطبیقی اشعار رضا براهنی و ودیع سعاده شاعر معاصر لبنانی بپردازد تا همسانی و قابلیت نقد و بررسی اشعار یک شاعر لبنانی با مقوله زبانیت به طور دقیق و نظام مند واکاوی شود. این مقاله کوشیده است میزان توجه دو شاعر به زبان و ویژگی های فرمی و صوری و طرح ها و جلوه های محض زبانی را کشف و آشکار سازد. 
۲۲۹۶.

واکاوی رویکرد تمثیلی ناصر خسرو به مقوله ی سخن در دیوان اشعار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۱۹۴
سخن کلید در اندیشه ها و بیان کننده احساسات و عواطف آدمی است. یکی از مفاهیم قابل تامّل در دیوان شعری حکیم ناصر خسرو مقوله ی«سخن و معیار های آن» است. به همین سبب این کلمه با توجه به ضرورتی که به جهت انتقال معنی دارد و ابزاری موثر برای دعوت و تعلیم است، بارها در اشعار وی به آن اشاره شده است. ناصر خسرو وجه امتیاز انسان را بر سایر موجودات، به داشتن «جان سخندان یا سخنگو» و به اصطلاح علمای منطق در نطق و بیان می داند، بیانی که از مواهب حکمت، خرد و فضائل اخلاقی سرچشمه می گیرد. هدف از پژوهش پیش رو، بررسی نگاه زیباشناسانه و تمثیلی شاعر به مقوله ارزشی سخن بوده است. بنابراین، شیوه پژوهش کتابخانه ای و روش کار تحلیلی و توصیفی دنبال شده است. نگارنده در این مقاله در صدد پاسخ به این پرسش اساسی بوده که ناصر خسرو اهمیّت و ارزش سخن را در دید هنرمندانه خویش چگونه به تصویر کشیده و از چه عناصری برای تمثیل سازی بهره برده است. یافته ها حکایت از آن دارد که کارکردهای برجسته تمثیل در شعر شاعر، تسریع، تسهیل و درک مفاهیم شعری و گذشته از آن، عرصه ای برای بروز خلاقیّت و توانایی او، برای به کارگیری شیوه بلاغی در جهت تبیین و تشریح اندیشه های تعلیمی و مذهبی اوست. ناصر خسرو برای خلق تمثیلات زیبا و بدیع خویش در موضوع سخن از عناصر طیبعت و مظاهر آن از قبیل پرندگان، گیاهان، احجارکریمه، کانی ها و جز آن سود جسته است.
۲۲۹۷.

پیوند پادشاهی زاب طهماسب و اسطوره آرش کمانگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۸ تعداد دانلود : ۲۸۱
در شماری از متون ایرانی میانه می خوانیم که زاب، افرسیاب را «سپوخت» و آب و مرز را بازآورد و همین تیر انداختن به افراسیاب و سپوختن او (نه تیر انداختن به سمتی از زمین) در برخی متون ایرانی نو به آرش منسوب می شود. آیا این احتمال وجود دارد که داستان آرش و داستان پادشاهی زاب، دو اجرا از یک اسطوره باشند که با انتقال انتساب در سلسله طولی علل و اسباب، گاه به آرش و گاه به زاب منسوب شده باشد؟ شاهنامه پژوهان دلایلی چند برای توجیه غیاب داستان آرش در شاهنامه فردوسی اندیشیده اند که در دو گروه قابل دسته بندی است: داستان آرش در متن اساس فردوسی نبوده است و دیگر، داستان آرش در متن اساس فردوسی بوده است و او در سرایش شاهنامه حذفش کرده است. آنچه در این مقاله بحث می شود این پرسش و پیشنهاد است که آیا ممکن است داستان آرش کمانگیر با چهره گرداندن و مطابق فرآیند «گشت اسطوره» در لایه زیرین و در قالب روایتی دیگر در شاهنامه حضور یافته و نقل شده باشد؟ پاسخ بدین پرسش، موقوف به این است که نشان دهیم اسطوره زاب و اسطوره آرش، بیانگر یک مضمون هستند و دیگر آنکه تبدیل و تبادل میان زاب و آرش در دیگر متون هم دارای نمونه باشد. به تعبیر دیگر، چنان که در نقد اسطوره شناختی و نیز در روایت شناسی مرسوم است به جای جست وجوی نام آرش، پی رنگ اسطوره وی در بخشی از شاهنامه که باید جایگاه زمانی حضورش باشد، کاویده شود. با این تغییر نگاه می توان این نظریه را مطرح ساخت که با تغییر انتساب خویش کاری از قهرمان به پادشاه در سلسله طولی علل و اسباب، پی رنگِ اسطوره آرش کمانگیر که تلفیقی از سه خویش کاری آب فزایی، مرزنمایی و روشنایی است از آرش به زاب منتقل شده است. به تعبیر دیگر، پادشاهی زاب طهماسب و داستان آرش، هر دو، روایت یک اسطوره کهن تر هند و اروپایی اند که به موجب آن، ایزد روشنایی، باران می بارد و مرز می پاید. این انتقال و «گشتِ اسطوره» میان آرش و زاب به صورت آشکار در شماری از منابع ایرانی میانه و ایرانی نو رخ داده است و دارای پیشینه و مشابه است.  
۲۲۹۸.

بررسی نقش فرهنگ های آموزشی در تحکیم زبان فارسی در شبه قارّه هند (با استناد به فرهنگ محمودی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۹۷
فرهنگ های آموزشی، آمیزه ای از لغات و معانی و دستور زبان هستند که با زبانی ساده، معانی رسا و محتوای مختصر برای نوآموزان و محصّلین تألیف شده اند. بعد از تشکیل دولت های اسلامی در شبه قارّه در قرن هفتم هجری قمری، زبان فارسی تا هفت قرن زبان درباری و علمی شد، ازاین رو اهالی این خطه برای فراگیری آن متوسل به کتب لغت و دستور زبان شدند. به این منظور فرهنگ های بسیاری تدوین شد که از میان آنها فرهنگ های آموزشی همچون یک کتاب درسی نقش مؤثری در افزودن واژگان فارسی به حافظه لغوی نوآموزان و گویشوران فارسی زبان شبه قارّه داشتند. در این جستار ضمن آشنایی با این فرهنگ ها، با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به فرهنگ محمودی به عنوانِ نمونه ای از یک فرهنگ آموزشی، صورت های مختلف زبان فارسیِ به کاررفته درآن بررسی شده است؛ صورت هایی همچون فارسیِ ایرانی، فارسیِ غیر ایرانی به ویژه ماوراءالنّهری، فارسیِ شبه قارّ ه ای، فارسیِ تحول یافته در معنا (واژگان فریبکار) و غیره. به منظورِ تبیین مقولات فوق، نمونه های از فرهنگ محمودی با استشهاد به متون فارسیِ شبه قارّه و مطابقت آنها با فرهنگ های فارسی، اردو، تاجیکی و افغانستانی ارائه گردیده است. در بررسی دیگر از طریقِ روش آماری میزان به کارگیری لغات و ترکیبات فارسی نسبت به زبان اردو به عنوانِ تأثیرپذیرترین زبان شبه قارّه از زبان فارسی، مورد سنجش قرار گرفته است. حاصل آنکه زبان فارسی از طریقِ فرهنگ های آموزشی که حدود 60 الی 70 درصد لغات آن ها را تشکیل می دهد به صورت های مختلف زبانی همچون تغییرات معنایی، تحولات آوایی و املایی، آمیختگی با دیگر حوزه های گویشیِ زبان فارسی، ساختن لغات جدید توسط گویشوران فارسی زبانِ شبه قارّه و غیره در این سرزمین ترویج و تحکیم یافته است.  
۲۲۹۹.

Les traces du bonheur Schopenhauerien dans l’œuvre de Michel Houellebecq(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۲ تعداد دانلود : ۲۲۳
Michel Houellebecq describes an intense and visible reflection on contemporary society and the human condition. In his novels he uses the technique of literary paradox and expressing his opinions without any consideration or limitation, he is often considered a pessimistic writer. He describes his contemporaries carefully and frankly, and allows himself to formulate a strong and unequivocal critique of the state of the world. As a sociologist, Houellebecq strives to understand and depict modern society. His novels focus on contemporary society, a society in which it seems difficult to objectify human relationships, and where the person has become asocial and isolated, and is no longer able to communicate with others. The aim of his novels is to reveal the considerable problems of 21st century society through novels that show the insensitivity and alienation of people and which depict contemporary man as if he were imprisoned in his own mind. The objective of the present article is to analyze the influence of Schopenhauer's philosophy on the work of Michel Houellebecq following the method of intertextual analysis with emphasis on the idea of human suffering in Schopenhauer and Houellebecq.
۲۳۰۰.

تحلیل تاثیر تفکرات نیچه در جامعه قرن بیستم مطالعه موردی (اراده قدرت، فراسوی نیک و بد و چنین گفت زرتشت)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۶۸
انسان همواره مرکز ثقل تفکر فلسفی در مغرب زمین بوده و چگونگی تعامل وی با جهان، دامنه و نحوه معرفت به اعیان، چگونگی تعامل با هم نوع و مسائلی از این قبیل، چارچوب فکر فلسفی غرب را تشکیل می دهد. تمرکز بُعد ایدئالیستی فلسفه غرب بر مقوله انسان موجب فربه سازی وی و در نهایت مستحیل شدن جهان اعیان شد. فلسفه نیچه در اعتراض به چنین روندی شکل گرفت. نیچه ضمن اعتراض به بنیادهای ایجادشده پیشین، فلسفه ای نوین بنا نهاد تا از رهگذر آن تعادل را به عرصه هستی بازگرداند و تکامل را به آن هدیه دهد. وی در این مسیر ابتدا بنیادهای پیشین را فروریخت و سپس درصدد بازسازی آن برمبنای پیش فرض های خود برآمد. ابرمرد وی از دل چنین رویه ای برخاست. وی در این راستا ابتدا به «فرورفتن آدمی» و سپس به «فرارفتن» وی اشاره می کند. نیچه می کوشد سوژه مستعلی ساخته شده توسط عقلانیت مدرن و پیشامدرن را نابود کند و سپس مدل پیشنهادی خود را که همان ابرمرد  است، عرضه نماید. وی تأکید می کند که «من به شما ابرانسان را می آموزم. پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل نظریه اراده و خواست قدرت نیچه و تاثیر آن بر جامعه قرن بیستم به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کتاب خانه ای می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان