۱.
معناشناسی نوپدیدی است که پای به عرصه فهم و تبیین واژگان نهاد و ابعاد جدیدی از کارکردهای نهفته در معنا را آشکار کرد. از جمله واژگانی که نیاز است در کوره معناشناسی ساخته و پرداخته شود، مفهوم خمر(نوشیدنی الکلی) است که حضوری کمابیش گسترده در حوزه های دین، اجتماع و فرهنگ دارد و در خصوص حرمت یا حلیت آن مباحثی در سطوح عوام و خواص مطرح است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و با هدف رفع برخی شبهاتِ حلّیت خمر که برخی عامدانه در جهت ضربه به زندگی فردی و اجتماعی انسانها بدان می پردازند، به بررسی این واژه با روش معناشناسی توصیفی و محوریت رابطه همنشینی پرداخته است. خمر در قرآن کریم با واژگانی نظیر ذکر الله و صلوه رابطه همنشینی تقابلی، و با واژگان شیطان، میسر و اثم همنشینی تلازمی دارد. اما یکی از همنشینان خمر مفهوم نفع است که نیاز به بررسی دقیقتری دارد که آیا در زمره همنشینان تقابلی است یا تلازمی؟ بررسی این مسئله به نحوی است که هم به اصالت تعابیر، نیز جنبه هدایتگری و دور اندیشی قرآن کریم توجه شده است. مصادیق نفع طبق بیان اغلب مفسران سودهای ظاهری، جسمی و گذرا هستند؛ حال آنکه در بررسی های معناشناسانه این نتیجه به دست می آید که پدیده الکل- که بر اثر فعل و انفعالات درون خمر ایجاد می شود - با دارا بودن ویژگی های مثبت و کاربردی برای جامعه، از مصادیق نفع به شما می آید؛ لذا مفهوم نفع در اینجا به صورت غیر مستقیم در رسته همنشینان تقابلی خمر قرار می گیرد.
۲.
معنای ذلّت یکی از کلماتی است که در صورت های گوناگون در کتاب قرآن کریم به کار رفته است تا بتواند از ابعاد گوناگون به عملکرد و نتیجه مرتبط با رفتار آدمی از منظر این مفهوم آگاهی بخشد و انسان را در مسیر عزت راهنمایی کند. از سوی دیگر برای فهم بهتر معانی مدنظر از این واژه در کلام الهی شایسته است از دیدگاه معناشناسی هم این مفهوم و واژه های مرتبط با آن بویژه « ذ ل ل » و مشتقات آن بررسی شود و روشن گردد که چه کلماتی با این کلمه همنشینی بیشتری دارند و از منظر جانشینی چه کلماتی معنای ذلّت را تداعی می کنند. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به صورت کتابخانه ای به بررسی « ذ ل ل » و مشتقات آن در کتاب قرآن کریم از منظر معناشناسی پرداخته، نشان می دهد « ذ ل ل » و مشتقات آن که حدود 24 بار در قرآن کریم به کار رفته دارای گستره معنایی است که در درجات متفاوتی رده بندی می شود از منظر جانشینی و همنشینی در گونه های مختلف مصادیقی برای آن وجود دارد. مصادیق متعدد جانشینی معنای و ترادف در کنار جانشینی هم آوایی یافت می شود؛ در نتیجه معلوم شد که می توان با بررسی رابطه « ذ ل ل » با « ع ز ز » – « ک ب ر » – « س ک ن » – « ع ذ ب » – « ر ه ق » – « غ ض ب » در جملات و ایجاد یک همنشینی ابعاد مختلف « ذ ل ل » را روشنتر ساخت.
۳.
معناشناسی واژگان قرآن از روش های نوین پژوهش در قرآن کریم و در حقیقت مطالعه ی علمی معنا است. هم معنایی یا ترادف، از جمله شناخته شده ترین روابط مفهومی است که از دیرباز مورد توجه دستور نویسان بوده است. البته باید توجه داشت که در هیچ زبانی هم معنایی مطلق وجود ندارد؛ یعنی هیچ دو واژه ای را نمی توان یافت که در تمامی جملات بتوانند به جای یکدیگر به کار روند. هدف نگارندگان از این جستار، بررسی معناشناسی دو واژه «بحر» و «یمّ» در آیات قرآن کریم به شیوه توصیفی-تحلیلی است. بسیاری از تفاسیر کلمه «یمّ» را به معنای «بحر» گرفته اند. در مورد تفاوت این دو کلمه، با توجه به بررسی تمامی آیات، با نظر به سیاق و روابط هم نشینی و جانشینی کلمات، این نتیجه به دست آمد که کلمه (یمّ) فقط در مقام عذاب، مجازات و ترس استعمال شده است، اما واژه (بحر) کلی است. یعنی هم در زمینه عقوبت و هم رحمت الهی به کار برده شده است و استعمال آن در مقام رحمت الهی بیشتر است. همچنین «یمّ» به قسمتی از دریا اطلاق می شود که نزدیک به ساحل است. یعنی از وسط دریا تا ساحل را شامل می شود. اما واژه «بَحر» به کل دریا اطلاق می شود.کلمه (بحر) 41 مرتبه به صورت مفرد، مثنی و جمع و کلمه (یمّ) 8 مرتبه در قرآن کریم و در داستان حضرت موسی به کار برده شده است.
۴.
جمله پرسشی، جمله ای است که گوینده آن را برای طلب فهم و آگاهی از امری که بر وی مجهول است، مطرح می کند و غرض او کسب اخبار است؛ اما گاهی از جملات پرسشی جهت القای معانی دیگری نیز بهره گرفته می شود که به آن معانی ثانویه می گویند. استفاده از این کارکرد بلاغی زبان موجب زیبایی و افزایش ادبیت اثر ادبی می شود و از این رو، شاعران از این روش برای زیبایی هر چه بیشتر زبان اثر خود بهره می گیرند. پژوهش حاضر، با روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به بررسی جملات پرسشی و اغراض ثانویه آن در مخزن الاسرار نظامی گنجوی می پردازد. هدف این پژوهش آن است تا مشخص کند، نظامی گنجوی از طریق کاربرد جملات پرسشی در مخزن الاسرار، قصد ارائه چه مفاهیمی را داشته و تا چه اندازه در این امر موفق بوده است. بررسی داده ها نشان می دهد که از مجموع 225 جمله پرسشی یافته شده در مخزن الاسرار، 10 جمله با پرسش واقعی و بقیه در معانی ثانوی مانند توبیخ، تعجب، نفی، نهی، ارشاد، اغراق و ... به کار رفته اند. به طور کلی، نظامی با بهره گیری از جملات پرسشی، مجموعاً 39 مضمون و مفهوم ضمنی را بیان می کند که بیشترین به توبیخ و ملامت و کمترین به فخر و ناامیدی اختصاص دارد. علاوه بر این، کاربرد چند معنای ثانوی در یک جمله نیز در این اثر دیده می شود که نشان دهنده مهارت بالای نظامی در بهره گیری از ظرفیت های بلاغت زبانی است که کاربرد این مقدار از پرسش های بلاغی، بیانگر غنای مضامین و مفاهیم و در نتیجه، ارزش بالای بلاغی مخزن الاسرار و ماندگاری و تأثیرگذاری کلام نظامی شده است.
۵.
زیبایی شناسی (استتیک) به عنوان شاخه ای مستقل از فلسفه، نخستین بار در قرن هجدهم توسط بومگارتن و با معنای "ادراک حسی" مطرح شد. با گسترش مطالعات شرق شناسی، توجه به زیبایی شناسی در حوزه مطالعات اسلامی نیز افزایش یافت و اصطلاح "علم الجمال" به عنوان معادل استتیک وارد این حوزه شد. در نتیجه، پژوهشگران بسیاری با تحلیل منابع اسلامی به ویژه قرآن کریم تلاش کردند مبانی نظری این علم را استخراج کنند که به ظهور دو دیدگاه کلی انجامید. نگاه نخست که نگاه رایج و غالب است، «جمال» را کلیدواژه اصلی زیبایی در قرآن می داند. در این پژوهش کتاب محمد الحمص به عنوان نماینده این نوع نگاه مورد بررسی قرار گرفته است. در مقابل، دیدگاه دوم بر «حسن» به عنوان بنیان اصلی زیبایی در متون اسلامی تأکید می کند و مفاهیمی چون جمال را نیز ذیل آن تعریف می نماید. که نماینده آن در پژوهش حاظر نظر علامه طباطبایی است که در مقاله حسن بلخاری به آن پرداخته شده است. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تفسیری، و با هدف نقد و داوری میان این دو نظریه بررسی معناشناختی دو واژه «حسن» و «جمال» در قرآن را مورد بحث قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهد که معنای کدام یک از این دو واژه دلالت بیشتری بر زیبایی، به ویژه زیبایی ظاهری چهره، دارد؟ نتایج نشان می دهد که از نظر معنا اکثر کاربردهای «جمال» در قرآن دلالت مستقیم بر زیبایی نداشته و باید در حوزه اخلاق دسته بندی شود. در مقابل، «حسن» به حقیقتی کلی اشاره دارد که زیبایی چهره را نیز در بر می گیرد. لذا با بررسی واژگانی و در متن قرآن می توان گفت نگاه طباطبایی به حقیقت نزدیک تر است، هرچند تحلیل ایشان با نگاهی عرفانی ارائه شده است.
۶.
پیکار روایت ها که به تقابل و رویارویی چند روایت در یک متن اشاره دارد، یکی از عوامل اساسی در شکل گیری فرم داستان و معنای آن است. این پژوهش با تأکید بر نقش پیکار روایت ها در "داستان آن پادشاه جهود که می کشت نصرانیان را از بهر تعصب" (از دفتر اول مثنوی مولوی)، می خواهد تأثیر این تقابل های روایی را بر ساختار و فرم نهایی داستان بررسی و تحلیل کند. در این داستان، کشمکش های زبانی، فکری و فیزیکی به شیوه ای پیچیده و تصاعدی جریان می یابند. در واقع، کشمکش ها نه به عنوان عنصری در کنار سایر عناصر، بلکه به عنوان نیروی محرکه اصلی در شکل دهی به ساختار روایی نقش آفرینی می کنند. این پژوهش نشان می دهد که پیکار روایت ها در کنار دیگر عوامل، همچون حذف و اضافه ها، تأخیرها، شتاب ها و خلأهای زمانی، به گسترش و پیشبرد داستان کمک می کنند و در نهایت، به شکل گیری فرم نهایی و عمق بخشیدن به معنای اثر منجر می شوند. روش تحقیق در این پژوهش، مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی است و با مطالعه دقیق متن به شناسایی نقاط کلیدی پیکارهای روایی و تأثیر آن ها بر فرم پرداخته شده است. افزون بر این، نقش خواننده در فرآیندِ ادراک فرم، با تأکید بر پیکار روایت ها و انتظارات و پرسش هایی که در ذهن او شکل می گیرد، بررسی شده است. این پژوهش همچنین به تحلیل نقش فرجام یا غیاب فرجام و تأثیر آن بر انسجام و ساختار نهایی داستان پرداخته است و تأثیر این عوامل بر فرم داستان و معنای آن را آشکار می سازد و در نهایت، این نکته آشکار می گردد که چطور عناصر مختلف و گاه متضاد، تحت تأثیر انواع کشمکش ها و پیکارهای روایی، در این داستان به هم می پیوندند و روایتی یک پارچه را شکل می دهند. همچنین، در این پژوهش بر این نکته تأکید می شود که رخدادهای اصلی و فرعی داستان در جهت تقویت و پیشبرد کشمکش ها عمل می کنند.