ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۷۹ مورد.
۳۰۴۱.

دیاسپورا و فلسفه تنهایی در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۹۰
موضوع مهاجرت فردی یا کوچ قومی، یکی از مهمترین موضوعات جامعه بشری از آغاز تاریخ تا کنون بوده و هست. این اهمیت تا بدان درجه است که مسلمانان، تاریخ هجرت را مبنا و مبدا تاریخ قرار داده اند. «پراکندگی جمعیت ها» با «مهاجرت» همراه است و این دو، دو روی یک سکه اند. پراکندگی جمعیتی و مهاجرت ، فرهنگ و ادبیات و هر آن چه را از فرهنگ و هنر وجود دارد منتشر می کند. این مقاله ابتدا به بررسی دیدگاه های مختلف درباره دیاسپورا که یکی از نمود های برجسته مهاجرت است می پردازد و در نهایت به نمود انواع دیاسپورا در حوزه شاهنامه فردوسی و در ارتباط با یکی از مهمترین موضوع ها و چالش های بشری، یعنی تنهایی، پرداخته می شود. چرا که همه این دیاسپوراها، تنها بودن یا تنهایی را به دنبال خود دارند. تنهایی همراه با درد و رنجی بسیار زیاد که در برخی چهره های شاهنامه، هم-چون ضحاک، به زندگی ناگزیر و رنجناک ابدی، در بعضی، هم چون گشتاسب و سام، به خیر و نیکی و در تعداد قابل توجهی، هم چون کیخسرو، لهراسب، سیاوش، سهراب، فرود و جریره، به فاجعه می انجامد. این واکاوی دیاسپورا با موضوع تنهایی، همراه با تقسیم بندی هایی از منظر درون سرزمینی یا برون سرزمینی بودن، خودخواسته یا ناخواسته بودن، به فرجام یا بدفرجام بودن و تعیین شرایط اجتماعی، سنی، جنسیتی و موقعیتی می باشد که توسط نویسنده انجام پذیرفته است و جز کتاب مهاجرت در ادبیات و هنر که فقط به موضوع مهاجرت که بخشی و وجهی از دیاسپورا است پرداخته است و وارد حوزه ادبیات ایران و به ویژه شاهنامه نگردیده است، هیچ پیشینه پژوهشی دیگری در این حوزه وجود ندارد.
۳۰۴۲.

تحلیل منظری از گفتمان جنگ در رمان «شطرنج با ماشین قیامت»: نقد خواننده محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۷
در دوره های اخیر، نقد خواننده محور، نقد سنتی و مؤلّف محور را به چالش کشیده و با اهمیت بخشیدن به جایگاه خواننده، رویکرد مطلق گرای آن را به ماهیتی نسبی گرا تغییر داده است. «ولفگانگ ایزر» بر این باور است که هر خواننده، معنای جدیدی را از متن به دست می آورد که این امر بیانگر نسبی بودن معناست. او خواندن ادبیات داستانی را به فعالیتی تبدیل می کند که حاصل آن، شکل گرفتن «متن ادبی» به عنوان ساختاری پدیدارشناسانه در ذهن خواننده است. در ایران معاصر و تحت تأثیر جنگ تحمیلی، متون متعددی به موضوع جنگ پرداخته اند؛ از آن جمله رمان پرخواننده «شطرنج با ماشین قیامت» از حبیب احمدزاده، با رویکرد و نگاه نو و متفاوت خود توانسته است جایگاه خوبی در این حوزه بیابد. پژوهش حاضر به بررسی نسبی گرایی گفتمان جنگ در این رمان بر پایه نظریه نقد خواننده محور وُلفگانگ ایزِر می پردازد و نشان می دهد که گفتمان رمان که نتیجه هم کنشِ متن و خواننده است، برهم کنشی و نسبی گراست. یافته های این تحقیق نشان می دهد که هرچند یک سویه این رمان، گفتمانی جهادمحور را ارائه می کند، سویه دیگر آن، گفتمانی تجدیدنظرطلب را پرورش می دهد که می خواهد خواننده با کاربست آن از دریچه جدیدی به جنگ بنگرد. همچنین رمان در جذب خواننده و تعامل با او موفق عمل می کند و خواننده می تواند با استدلال و استنتاج، فضاهای تهی متن را که اغلب پنهان هم هستند، خود پر کند.
۳۰۴۳.

تحلیل مقایسه ای نقش های هفت گانه هلیدی در کتاب های آموزش زبان «فارسی بیاموزیم» و «پارسا خواندن»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف اصلی آموزش زبان توانایی برقراری ارتباط مؤثر با دیگران است که این هدف امروزه بیشتر در محتواهای آموزشی با رویکرد ارتباطی دنبال می شود. بررسی نظریه نقش گرایی هلیدی و استفاده از آن در محتوای آموزشی زبان با این رویکرد، تأثیر بسزایی دارد. در این پژوهش دو کتاب آموزشی «فارسی بیاموزیم» (جلد 1، 2 و 3) و «پارسا خواندن» (ترم اول، دوم و سوم) به روش تحلیل محتوا از نظر میزان استفاده از نقش های هفت گانه هلیدی مورد تحلیل و مقایسه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان داد که به جز نقش تعاملی، میزان کاربرد سایر نقش ها در کتاب «پارسا خواندن»، به طور (معناداری) بیشتر از «فارسی بیاموزیم» است. مجموع تعداد نقش ها در کتاب «فارسی بیاموزیم» 622 و در «پارسا خواندن» 2005 مورد بوده است که نشان از سه برابر بودن تعداد آنها در کتاب «پارسا خواندن» می باشد. تعداد نقش ها در «فارسی بیاموزیم» به تفکیک عبارت است از: نقش ابزاری، 35؛ نظارتی، 41؛ تعاملی، 212؛ شخصی، 34؛ اکتشافی، 130؛ تخیلی، 170 و اطلاع رسانی، 57 مورد؛ همچنین در کتاب «پارسا خواندن» تعداد آنها بدین صورت است: نقش ابزاری، 631؛ نظارتی، 79؛ تعاملی، 19؛ شخصی، 57؛ اکتشافی، 895؛ تخیلی، 7 و اطلاع رسانی، 317 مورد. این تفاوت ها نشان دهنده تمرکز بیشتر کتاب «پارسا خواندن» بر استفاده از نقش های هفت گانه هلیدی است.
۳۰۴۴.

بلاغت تشبیه با رویکرد بوم گرایانه(مطالعه موردی: رمان سایه ملخ)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۹۴
سایه ملخ از جمله  رمانهای واقعگرای حوزه ادبیات دفاع مقدّس است که ماجراهای آن در محیطی روستایی اتفاق افتاده است. وقایع این داستان در بیانی تشبیهی و زبانی محسوس و ملموس به تصویر کشیده شده است. نقش بلاغی تشبیه در این داستان علاوه بر خلق زیبایی های تصویری و زبانی، انتقال نوع نگاه و حس روستانشینان به طبیعت و عناصر آن است. بررسی فرمالیستی و بلاغی این اثر که با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی بومگرایانه صورت گرفته است، نشان می دهد که بیشتر تشبیه های این داستان  ناظر بر تجربه زیسته راوی دردل  طبیعت و رابطه مبتنی بر دو عنصر لذّت و ترس است. رابطه لذت بخش انسان از طبیعت در فضایی آرام، روشن و مأنوس شکل می گیرد و از سوی دیگر رابطه مبتنی بر ترس شامل  سه گونه ترس از گرسنه ماندن، شکار شدن و تاریکی با تصاویر گوناگون در تشبیهات این داستان متجلی شده است که البته این ترسها بر نوع رفتار شخصیت های داستان نسبت به محیط زیست تأثیرگذاشته است. بی شک تشبیه های محیط زیستی در این رمان در خلق فضاها، شخصیت پردازی ها، ایجاد گفتمان زیست محیطی، فراخواندن محیط زیست به کانون توجه و جلوگیری از محو شدن آن، نقش اساسی داشته است.
۳۰۴۵.

تناسب هنری با استفاده از ترکیبات کنایی در دو محور جانشینی و همنشینی در شعر نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۷۵
بررسی، تحلیل و کشف برجستگی های شعری شاعران منجر به لذت بیشتر از متن می گردد. نظامی گنجوی از جمله شاعرانی است که توانسته است با خلاقیت و نوآوری در انتخاب واژگان، معنایی ویژه در متن بیافریند و زیبایی حاصل از فهم آن را دوچندان سازد. از جمله این نوآوری ها می توان به تناسب دو محور جانشینی و هم نشینی با استفاده از کنایه و ایهام و تناسب اشاره کرد که شاعر عمل انتخاب از محور جانشینی را متناسب با به کارداشت واژگان بر روی محور هم نشینی به خوبی انجام می دهد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی – تحلیلی سعی شده است به بررسی این تناسب ها در دو منظومه شعری خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی پرداخته شود. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین دو محور جانشینی و هم نشینی تناسب برقرار است و کشف یکی از برجستگی های شعری در یک محور منجر به کشف برجستگی دیگر در محور ادبی دیگری می گردد.
۳۰۴۶.

طرح واره های تصویری در سوره ص با تکیه بر نظریه جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۵
طرح واره های تصویری، بیان گر پیوند میان تجربه های روزمره انسان و نظام فرایندهای ذهنی است و در نتیجه این تعامل، دریافت های تازه ای از تصاویر متن به وجود می آید. واکاوی این گونه طرح واره ها در استعاره های قرآن کریم، ساختارهای مفهومی و لایه های پیچیده معنایی آیات قرآن را نمایان می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی در پی آن است که بر پایه زبان شناسی شناختی به واکاوی طرح واره های تصویری از دیدگاه جانسون (1941) بپردازد. پیکره این پژوهش، دربردارنده متن سوره ص است. این سوره، دارای داستان های پیامبران است که به گونه طبیعی شامل حرکت، تغییر و تعاملات قدرتی است و امکان بررسی طرح واره های حرکتی و قدرتی را فراهم می کند. در روند آن، طرح واره های حجمی، حرکتی و قدرتی استخراج می گردد و به دنبال پاسخ به این پرسش است که کدام یک از سه گونه طرح واره در این سوره وجود دارد و این طرح واره ها تا چه حد می تواند الگویی مناسب برای مطالعه استعاره ای قرآن باشد. از بررسی کمی داده ها و طبقه بندی آنها این گونه برمی آید که از مجموع طرح واره های تصویری، طرح واره حجمی و حرکتی، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است و در میان طرح واره های چند وجهی ترکیبی نیز، طرح واره حجمی -حرکتی، بیشترین کاربرد را دارد.
۳۰۴۷.

مقایسه انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی بر اساس دیدگاه لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۳
استعاره «انسان انگاری» از دیدگاه لیکاف و جانسون، به معنای اختصاص دادن برخی از جنبه های وجودی انسان (حوزه مقصد) به مفاهیم ذهنی و اشیا بی جان (حوزه مبدا) است.اهمیت این نوع استعاره، در این است که انسان، می تواند با قالبی انسانی بخشیدن به مفاهیم انتزاعی، به درک و پذیرش بهتر آنها کمک کند.هدف دراین پژوهش نیز بررسی مقایسه ای انسان انگاری مرگ در حدیقه الحقیقهومثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. یافته های پژوهش نشان می دهد انسان انگاری مرگ در این دو اثر،در قالب استعاره کلی «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل اجتماعی» به تصویر کشیده شده که این استعاره، خود دارای دو زیر مجموعه «مرگ به مثابه انسانی با رابطه و تعامل تقابلی» و «مرگ به مثابه انسانی با روابط و تعامل مودت آمیز» است.نتایج پژوهش نشان دهنده این است که در اندیشه سنایی، مرگ در رابطه و تعامل «تقابلی»، در جایگاه سرهنگ، جنگجو و قاتلی است که در پی اعمال قدرت، به سویه فرودست است و دررابطه و تعامل «مودت آمیز»،در قالب چوپان، پیر و مهمان، به «همکاری» با سایر انسا ن ها می پردازد.دراندیشه مولانا انسان انگاری مرگ، بیشتراز نوع «تقابلی» است که در آن، مرگ به مثابه قاضی و جنگجو درتقابل با انسان هایی چون مجرم، محکوم و آگاهی گیرنده است.در نتیجه مرگ،دراندیشه سنایی،انسانی «یاریگر» و «تنبیه کننده»به مخاطب معرفی می شود؛در حالی که از دید مولانا،مرگ انسانی اصلاح کننده و عادل است.در واقع مولانا بر اساس فضایی نظامی و خشن، رابطه بین انسان و مرگ را ترسیم کرده است.اما، سنایی در کنار چنین توصیفاتی، بر رابطه و تعامل از نوع صلح، همبستگی وآرامش نیز توجه داشته است.
۳۰۴۸.

بازتاب آموزه های تعلیمی در آیینه اشعار حکیم شیخ حسین شهرت شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۲ تعداد دانلود : ۱۹۲
شعر تعلیمی، یکی از گسترده ترین انواع ادبی فارسی است که دلنشین ترین آموزه های ناب اخلاقی ، عرفانی و مذهبی را در ادوار شعر فارسی، به مخاطب عرضه داشته تا در راه رستگاری خویش گام بردارد. هر چه از آغاز شکل گیری ادب فارسی فاصله می گیریم، بر اساس تأثیر پذیری شعرا و نویسندگان از قرآن و احادیث ، بسامد آموزه های تعلیمی نیز در آثارشان زیاد است. حکیم شیخ حسین شیرازی متخلص به شهرت از شعرای گمنام بنام سبک هندی و عصر صفوی است. آموزه های تعلیمی اشعار شهرت، با تأسی از پیشینیان، به سه طریق مطرح شده است: نخست اینکه: نوع انسان را مورد خطاب قرار می دهد. دوم اینکه: خطاب خود شاعر است، امّا منظور مخاطب است. سوم اینکه: فرد خاصی را مورد خطاب قرار نداده و غیر مستقیم آموزه های تعلیمی را به مخاطب گوشزد می کند. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، اکثر آموزه های تعلیمی در کلّ اشعار شهرت استخراح و مورد بررسی واقع شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار شهرت، با تأسی از شعرای سبک هندی، بسامد آموزه های تعلیمی- اخلاقی، بیشتر از آموزه های تعلیمی- عرفانی و بسامد آموزه های تعلیمی- عرفانی هم بیشتر از آموزه های تعلیمی- مذهبی است. در اشعار وی، بخصوص غزلیّات، با تأسی از شعرای سبک هندی، آموزه های تعلیمی به دلیل ارتباط افقی ابیات غزل و استفاده از تمثیل( اسلوب معادله) بازتاب بسیار گسترده ای دارد.
۳۰۴۹.

The Role of Digital Testing on EFL Learners’ Vocabulary Learning and Retention(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۱۳
The present study attempted to investigate the role of digital testing on EFL learners’ vocabulary learning and retention. Sixty EFL students were divided into two groups: control (n=30) and experimental (n=30). A vocabulary test was administered to both groups in order to ensure that they were equivalent. Then, all participants attended 18 sessions. where participants of the experimental group used an English vocabulary that included unknown vocabulary and different online tests while participants of the control group practiced vocabulary in the class but without any application. Immediately after the treatment was over, the vocabulary test was administered to both groups in order to evaluate the differences between the two groups in vocabulary acquisition. Moreover, the same test was administered to both groups two weeks after the administration of the post-test with the purpose of evaluating the differences between the two groups in vocabulary retention. The statistical analysis revealed a significant difference between the two groups in both the immediate and the delayed administrations of the vocabulary test. Therefore, it was concluded that digital testing enhanced both vocabulary acquisition and retention among EFL students. The findings of this study have implications for teachers. It can be used by other researchers and EFL students.
۳۰۵۰.

مراتب کمال گرایی در بلوهر و بوذاسف بر اساس نظریه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۳۷۲
داستان بلوهر و بوذاسف حاوی سرگذشت بوداست و پس از قرن ها با حکایات و سخنان حکمت آمیز درآمیخته و در قالب تمثیل ها و داستان های عبرت انگیز بیان شده است. این تمثیل ها از زبان فرزانه ای وارسته به نام «بلوهر» برای ارشاد «بوذاسف» و ترغیب وی برای رهاکردن جاه دنیا و تشویق برای یافتن حقیقت نقل می شود. در این داستان بیشتر بر مفهوم کمال گرایی تاکید شده است. کمال گرایی به معنای بالاتر رفتن، بلند شدن، رسیدن به اوج، گرایش به رشد و پیشرفت و تعالی و کامل تر شدن، مهم ترین ویژگی انسان است و خود شناسی تنها نشانِ انسانِ پخته و فرهیخته است که در ادب تعلیمی بر آن تاکید می شود. این الگو در میان تمام ملت ها، ادیان و مکاتب با عناوین متفاوت مطرح شده است. در اسلام با هدایت تکوینی، در عرفان با سیر و سلوک به سوی حضرت حق و در تعالیم بودا با تمرکز روانی یا مراقبه می توان به نیروانا یا آزادی از اوهام و رهایی از رنج و تعلقاتِ دنیای فانی رسید. بدین ترتیب انسان همواره در اقیانوس زایش های دوباره، گذرگاهی یافته و به کمال می رسد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر روش کتابخانه ای مراحل نمادین فرازپویی در داستان تعلیمی بلوهر و بوذاسف را مورد بررسی قرار می دهد و بن مایه های اصلی و شاکله مفهومی این کتاب تعلیمی را نشان می دهد. با ارزش تعلیمی این اثر آشنا می کند بن مایه ها و شاکله مفهومی آموزش آن را بیشتر آشکار می کند. این داستان در پیرنگ پاگشایی، دارای کهن الگوهای تولد قهرمان، پیر فرزانه، آنیما، سایه است. در پیرنگ سیر و سلوک و نیمه دوم زندگی، وحی و الهام، فراخوان و دعوت به سفر، قبول دعوت، جدایی و عبور از آستانه، تشرف به سرزمین خاص دیده می شود. در مرحله سوم کهن الگوها و در بازگشت به خویشتن، کهن الگوی خویشتن با تجلی حق تعالی، بازگشت و فرازپویی مشاهده می شود.    
۳۰۵۱.

بررسی کارکرد سوررئالیسم در ترکیبات وصفی شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» از فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۵ تعداد دانلود : ۳۹۲
مکتب سورئالیسم یکی از بزرگ ترین مکاتب ادبی جهان در قرن بیستم، با اصالت بخشی به رویا و خیال سعی در بازآفرینی واقعیت دارد؛ پژوهش حاضر، فرضیه بهره گیری فروغ فرخزاد از مولفه های مکتب سورئالیسم در شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را بررسی می کند و به دنبال پاسخ به این سوال است که ترکیب های وصفی در شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، چه تناسب و ارتباطی با سوررئالیسم دارد. بدین منظور، نخست با استفاده از روش تحلیل محتوا، ترکیبات وصفی به کار رفته در این شعر، استخراج و بر اساس مولفه های مکتب سورئالیسم رده بندی شد. سپس با ارائه تفسیر سوررئالیستی، مشخص شد زبان شعر فروغ متاثر از شاخصه های سوررئالیسم : 1- امور غیر واقعی2-عشق، 3-نقطه آرمانی 4- طنز سیاه5-مرگ اندیشی 6- بی اعتباری ابعاد بوده است. همچنین تحلیل فراوانی هر یک از مولفه های مذکور توسط نرم افزار تحلیل آماری، مشخص کرد بیش از 90 درصد تصاویر شعر ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد، پایه سوررئالیستی دارد. در این میان، مرگ اندیشی بیش ترین فراوانی و پرداخت به عشق و برهم ریختن ابعاد واقعی، کم ترین فراوانی را به خود اختصاص داده اند.
۳۰۵۲.

نفی انگاره های متافیزیک حضور در داستان کوتاه باز رو به رود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۵ تعداد دانلود : ۳۵۲
شالوده شکنی که دریدا آن را در تقابل با فلسفه افلاطونی و گفتمان های غالب غرب قرار داد؛ به نفی متافیزیک حضور، لوگوس محوری، نفی تقابل های دوگانه منتهی شد. در این دیدگاه، اگرچه دریدا از نفی کلام محوری در مقابل نوشتار، غیاب در تقابل با حضور، حقیقت در تقابل با مجاز و ... سخن می گوید، اما هدف او این نیست که نوشتار را بر گفتار، مجاز را بر حقیقت یا غیاب را بر حضور ترجیح دهد، بلکه می خواهد تکثر معنایی را در خدشه دار کردن این انگاره های متافیزیکی بازسازی کند و به معناهای تازه از متن دست یابد. داستان بازروبه رود اثر شهریار مندنی پور، انگاره های متافیزیکی بسیاری را در درون خود دارد که راوی در تلاش است این انگاره ها را در هم بشکند و با تعلیق های پیاپی معنایی، دال ها و نشانه های بی شماری ا برای معناهای متکثر حاصل کند. ما براساس روش توصیفی- تحلیلی در این مقاله برخی از این انگاره ها مانند نفی تعریف واحد حقیقت، مرگ مؤلف، نشانه شناسی پساساختارگرایی، ایدئولوژی غالب متن از طریق نفی تقابل ها و ارزش ها ... را مورد بررسی قرار داده ایم. کلیدواژه: شالوده شکنی، نفی متافیزیک حضور، داستان کوتاه، شهریار مندنی پور، باز رو به رود.
۳۰۵۳.

بررسی رابطه قدرت، بدن و برساخت اجتماعی جنسیت در رمانهای سرخی تو از من و از شیطان آموخت و سوزاند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۶۳
این جستار با اتکا بر نظریه برساختگرایی اجتماعی و تأکید بر نظریه قدرت فوکو تلاش کرده است به بررسی نمودهای برساخت اجتماعی جنسیت و ارتباط آن با بدنمندی در دو رمان از دهه هشتاد شمسی با عناوین سرخی تو از من از سپیده شاملو و از شیطان آموخت و سوزاند از فرخنده آقایی بپردازد. این پژوهش فضای رمان را به عنوان نوعی امکان زیستن در نظر دارد؛ ازاین رو در این تحقیق پراتیک رمان توأمان در مقام محصول و نیز ابزار کشف موجودیت انسان در جلوه های گوناگون برساخت جنسیت در نظر گرفته شده است. یافته های پژوهش به نمونه هایی از برساخت جنسیت اشاره می کند که ذیل عناوینی چون زن شدگی و خفه شدگی با تأکید بر مفهوم فرودست بودگی زنان و تقابل با امر بهنجار به مثابه نشانه ای از جنسیتِ در حال تحول، دسته بندی شده است. این پژوهش نشان می دهد در رمان سرخی تو از من بر اساس فضای گفتمانی حاکم بر داستان، جنسیت زنانه در جایگاه پایین تر یا مادونِ جنسیت مردانه قرارگرفته است. از سویی دیگر، راوی در رمان از شیطان آموخت و سوزاند در تقابل با گفتمان مسلط جامعه جنسیت زده از سوژه مندی تحمیلی جنسیت فرودست زنانه فاصله می گیرد و ابتکار ساخت جنسیت خویش را در دست می گیرد و برداشتی آزادانه تر از هویت و جنسیت زن ارائه می کند.
۳۰۵۴.

تحلیل جامعه شناسی اندیشه های سیاسی ابوالقاسم لاهوتی بر اساس نظریه «آگاهی طبقاتی» جورج لوکاچ(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۶ تعداد دانلود : ۳۰۴
اندیشه سیاسی کوشش فکری و ارائه ی آرای منسجم در باب سیاست و زندگی سیاسی و تلاش برای پاسخ گویی به پرسش هاست. اندیشه سیاسی همواره سعی می کند با پی گیری مشکلات و ریشه یابی آن ها به دولت مشروعیّت بدهد و در پی آن، بحران های موجود در جامعه را حل کند. ابوالقاسم لاهوتی نیز از روشنفکرانی است که در اشعار و نوشته های خود، با اندیشه های سیاسی به مسایل اجتماعی و واقعیّت های موجود در جامعه اشاره می کند و پرده از خیانت های قدرت حاکم برمی دارد تا از این طریق مردم ناآگاه را از بی عدالتی های حاکمان وقت آگاه سازد. این پژوهش تلاش می کند تا با تحلیل جامعه شناسی اندیشه های سیاسی لاهوتی، بر اساس نظریّه ی آگاهی طبقاتی جورج لوکاچ، به نوع شناخت و طرز تلقّی وی از اجتماع و اوضاع جهان پیرامونش، دست یابد و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که لاهوتی برای بیان اندیشه های سیاسی خود از چه ساختارهایی بهره گرفته است؟ پیشینه پژوهش در این موضوع بیانگر عدم توجه بسیاری از محقّقین به این امر است و روش تحقیق در این پژوهش از حیث ماهیّت و روش، از گونه توصیفی - تحلیلی و بر اساس هدف از نوع بنیادی- نظری است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اندیشه های سیاسی لاهوتی، در چارچوب ساختارهایی چون شخصیّت، هویّت، معرفت (جهان بینی و ایدئولوژی) و ارزش های اخلاقی شکل گرفته و این اندیشه ها مُلهم و متأثّر از آگاهی و دانش دریافته از جهان بیرون اوست که با واکنش های عقلانی مناسب همراه بوده و در اشعارش انعکاس یافته است. نتایج تحقیق نیز نشان می دهد که اشعار و سروده های لاهوتی بازتاب اندیشه های سیاسی او در چارچوب چنین ساختارهایی است.
۳۰۵۵.

ارزیابی تفسیر جلوه های تجلی در حکمت مزدیسنا و عرفان نظری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۶۸
عرفان نظری اساسا بر پایه های تفکر و شناخت بنا شده است، در این رویکرد معرفتی، سالکین سیر الی الله، با نفی وجود از کثرات عالم، آن ها را مظاهر اسماء و صفات و تجلی وجود حق دانستند. اما به نظر می رسد بینش وحدت وجود در تجلی اعیان، پیش از آرای عرفان نظری، در ایران اوستایی نیز وجود داشته است، که نشانی از دیرینگی مفاهیم عرفانی در ایران باستان دارد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و تحلیل مشابهت های مفهوم تجلی در این دو بینش عرفانی و حکمی است که به شیوه توصیفی - تحلیلی مورد بررسی قرار می گیرد. بر این اساس پرسش اصلی تحقیق آن است که تفسیر تجلی صور علمیه الهی در عالم وجود چه شباهت هایی با سیر نزول فَرَوَشی های زرتشتی از جهان مینوی به عالم خلقت دارد؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که دیرینگی تجلی علم خداوند در حقایق موجودات عالم امکان در ایران اوستایی نیز مشاهده می شود. همچنان که در مزدیسنا صور معنوی که در ابدان بشر ساکن است، از مرکز حقیقت صادر گردیده و با نام امشاسپندان فروهری شناخته می شوند؛ در عرفان نظری نیز صورت معنوی تعینات هستی اعیان ثابته نام دارند که در مظاهر عالم متجلی هستند و اﻧﺴﺎن کﺎﻣﻞ ﻣﻈﻬﺮ ﺗﺠﻠی ذات ﺣﻖ اﺳﺖ.
۳۰۵۶.

بررسی تطبیقی رویکرد اقلیم شناسی دررمان«مرگ عزیز بیعار»و«اهل غرق» منیرو روانی پور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۴۴
گستره ادبیات تطبیقی که به تحلیل ساختار ادبی میان ملل مختلف پرداخته و تعاملات ادبی یک کشوررادربرابرکشوردیگر را تجزیه ودربررسی خود به نقطه نظرات مشابه و اختلافات آن ها اشاره می کند.هر پژوهشگری به دلیل وابستگی و علاقه ذاتی به منطقه جغرافیایی، به شکل ناخود آگاه در آثار ی که به رشته تحریردرمی آورد،واکنش های مشابهی با هم کیشان خودبروزمی دهد. این تحقیق با روش تحلیلی-توصیفی به شکل گیری و همانندی تطبیقی اقلیم و ساختار آن در دو رمان اهل غرق اثر منیرو روانی پور و مرگ عزیز بیعار اثر لطیفه تکین پرداخته و نگرش فرهنگ روستایی دراین دو رمان را مورد تحلیل و بررسی قرارداده است، داده های پژوهش نشان دادکه این دورمان درعناصرداستان،پیرنگ آب و هوا،معماری..دارای تفاوت هایی هستنداما وجه شباهت این دو اثر نیز مطمح نظر واقع شده است. در هر دو رمان مرگ داستان در یک روستا اتفاق می افتد که مردمش سنتی و به دور از جامعه مدرن زندگی می کنند و دارای فضایی خارق عادت و همراه با جادو و پریان است و در پایان هر دو رمان قهرمان داستان می میرد.
۳۰۵۷.

تشبیه چیزی به خودش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۲۲۲
تشبیه یکی از ساده ترین راه های تصویرآفرینی است. سخن شناسان همواره انواع تشبیه را به صورت مبسوط بررسی کرده اند. تشبیه چیزی به خودش ازجمله تشبیهاتِ نایاب در بلاغت به شمار می آید که در نزدِ علمای بیان توجیه ناپذیرمی نماید. به زعم آنها این تشبیه خاصیتِ خیال برانگیزی ندارد و ذهن برای درک آن کوششِ چندانی نمی کند. با وجود این نمونه هایی از تشبیه چیزی به خودش را در ادبیات فارسی می توان ملاحظه کرد. این تشبیه در شعر شاعرانی مانند عطار، نظامی، مسعود سعد، جمال الدین اصفهانی، مولانا، ظهوری ترشیزی، اخوان ثالث و امین پور دیده می شود. بلاغت پژوهان هندی مانند میرزا خان بن فخرالدین محمد، سراج الدین علی خان آرزو و آزاد بلگرامی تأملات دقیقی دربابِ این تشبیه انجام داده اند. مقاله حاضر در استوارداشت این نکته است که تشبیه چیزی به خودش یک سره تهی از ارزش های ادبی نیست و در برخی موقعیت ها می تواند کارکردی خلاقانه داشته باشد. ما در این مقاله که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است به بررسی ابعاد مختلف تشبیه چیزی به خودش پرداخته ایم. ابتدا آرای کتب بیانی مختلف را درباره این شگرد بلاغی بررسی کرده و سپس جزئیات آن را شرح داده ایم. در پایان بحث نیز اغراض این نوع از تشبیه را برشمرده ایم. تنزیه، تأکید و بیان کمالِ عظمتِ ممدوح مهم ترین مقصودِ شاعران و نویسندگان از ساخت تشبیه چیزی به خودش بوده است.    
۳۰۵۸.

در هم تنیدگی متون روایی و اهمیت آن در درک غزلیات شمس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۷
کلیات شمس یکی از آثار بی بدیل عرفانی جهان است که به میزان مثنوی، دیگر اثر مولوی به آن توجه نشده است. قیاس شروح و کتبی که در باب این دو اثر نگاشته شده است، نشان از این تبعیض شگرف دارد. بی شک یکی از علل کم توجهی به کلیات شمس، متن عمیق و زبان خاص آن است که انباشته از ابیات و غزلیاتی است که درک و دریافت آنها را دشوار کرده است. این دشواری یکی به دلیل فضای خاص روحی مولانا در سرایش این اشعار است و دیگری بهره گیری وی از روایات متنوع و متعدد (قرآنی-تفسیری، احادیث و تاریخی-عرفانی) در کلیات است که در لایه های رویین، میانی و زیرین غزلیات مندرج است، چنان که درک و حتی تصحیح برخی از آنها نیاز به آگاهی هایی در چارچوب روایت دارد. این پژوهش با بررسی جوانب برخی از ابیات کلیات شمس در چارچوب روایات، به تشریح و توضیح فضای ابیات پرداخته و با نگرش روایی و دریافت زمینه های روایی به کلیات شمس، اهمیت درک معنایی آن را نمایان تر می سازد. بررسی روایی ابیات انتخاب شده در این پژوهش - که مشتی از خروار و اندکی از بسیار است - نشان می دهد که دریافت فضای کلیات شمس با این نگرش، زیرساخت های تصویری و معنایی آن را روشن تر می کند؛ روایاتی که به صورت آشکار، پنهان، ترکیب و گزینش روایات، در فضای ابیات حضور دارند.
۳۰۵۹.

تأملی در گزارش بیت هایی از کلیات شمس در فرهنگ جهانگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۳۷
از ویژگی های مهم و برجسته فرهنگِ جهانگیری که در حدود سال 1017 ه.ق. در هند تدوین شده است، بیان شاهدهای شعری از آثار گویندگان سده های مختلف در ذیل برخی واژه ها و ترکیب هاست. البته شمار زیادی از این شاهدهای شعری، دچار گشتگی های فراوان شده و لغات بسیاری به سبب بدخوانی از آنها وارد فرهنگ ها شده است؛ اما درعین حال، شماری از این شواهد شعری با توجه به دستنویس های کهنی که صاحبِ جهانگیری و نویسندگانِ منابع پیش از وی در اختیار داشته اند، با گزارش هایی دقیق و درست در این کتاب ثبت شده است که با استفاده از آنها امکان تصحیح تعداد زیادی از بیت ها در دیوان های سوزنی، سنایی، اثیر اخسیکتی، مولوی و غیره فراهم می شود. با استفاده از برخی بیت های کلیات شمس که در فرهنگ جهانگیری به عنوان شاهد شعری ذیل لغات مختلف آورده شده است و نیز با مراجعه به سایر بیت های مولوی در مثنوی و کلیات شمس ، تلاش شد تا درباره چند بیت از غزل های مولوی در این فرهنگ، تأملاتی صورت گیرد. در این جُستار با استفاده از فرهنگ جهانگیری ، هفت بیت از کلیات شمس بررسی شده است؛ اختلاف در واژه های «چند» به «جَند»، «بخشیدن» به «پخسیدن»، «زرّینک» به «چوبینک» ازجمله مواردی است که این تحقیق به آنها می پردازد. همچنین بر اساس فقره اخیر، احتمالی تازه درخصوص علت انتساب «چوبینه= سربند سُرخ» به «بهرام ششم» نیز مطرح شده است.
۳۰۶۰.

تئوری شعر عرفانی از منظر تجربه شعری مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۱ تعداد دانلود : ۲۰۳
شعر عرفانی آنجا که گویای تجارب عرفانی شعرا است، می تواند از دیدگا ه های متفاوت مورد توجه قرار گیرد. نویسنده در این پژوهش، با رویکردی هگلی و با تأکید بر ساحت معنوی، شعر عرفانی مولانا را به عنوان نمونه ای بارز بررسی کرده است. شاعران عارف ایرانی، با توجه به سائقه تمایزطلبی در ساحت بیانی همانند دیگر ابعاد حیات مادی و معنوی خود، زبانی متمایز برای آثار خویش انتخاب کرده اند. عمده تمایز زبانی اینان از زبان دیگر گروه های زبانی عبارت است از تقیّد زبان شعر آنان به متن ذهنی، شخصی شدگی، نمادین بودن آن زبان و گسیختگی روابط دال و مدلولی برای مضاف شدن وابسته های ماهیتی و عاطفی در فاصله آن دو. شعر عرفانی آنجا که مقصور بر بیان تجارب صرف عرفانی است، متأثّر از ناخودآگاه شاعر، عرضه کننده عمده ترین تمایلات و علایق سرکوب شده و محقق ناشده شاعر است. تخیّل در چنین سروده هایی برای ملموس کردن بُعد ناملموس و معنایی عالم ورای طبیعت از لوازم بایسته شعر عرفانی است. شعر عرفانی صرفاً عرصه تقابل دو سطح روحانی و جسمانی نیست؛ بلکه عنصر سوم یعنی میانجیِ آن دو، فعّال ترین و اثرگذارترین نقش را در آن عرصه دارد. «عشق» اغلب در نقش همان عنصر واسطه ظاهر می شود، اما در شعر شاعری همچون مولانا، خود مولانا نیز برای به دست آوردن چنین نقشی با «عشق» مساهمت می کند. زیبایی در چنین سروده هایی بیشتر در ساحت معنایی متمرکز است. زیبا هرآن چیزی است که مجلای معنای تامّ هستی باشد. لذت ناشی از خوانش اشعار عرفانی عمدتاً در گرو اصل «تذکار» است؛ بدین معنی که خوانش این اشعار سبب تداعی خاطرات ازلی و انبعاث شوق تجربه آن خاطرات است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان