ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۲۲۱.

مقایسه مفهوم دیگری نامتناهی در فلسفه لویناس با خداوند در «تمهیدات» عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۶۰
مهم ترین دستاورد عرفان عملی، زیستِ با اخلاق است. اساسِ مناسبات اخلاقی بر دیگرخواهی و مسئولیت در برابر غیر استوار شده است که با نفی خودمحوری و گریز از خویشتن معنا می یابد. به زعم امانوئل لویناس، در تعاملات با عالم هستی، هرجا سوژه با غیری مواجه شود که تحت سلطه «من» قرار نگیرد و خودبسندگی اش زیر سؤال برود، آنجا بستری است که اخلاق می بالد. تجربه مواجهه با غیر، در هیئت «دیگری» به اوج می رسد که لویناس غیریت او را با اصطلاح «نامتناهی» توصیف می کند. با ورود تصور نامتناهی به جهان سوژه، آگاهی او دچار «شکافت» می شود که لویناس از این وضعیت تعبیر به اخلاق می کند. او مواجهه چهره به چهره با «دیگری» را با مسئولیت نامتناهی برابر می داند. در جهان هستی، نامتناهیتِ مطلقی هست که هرگز نمی تواند عطش کنجکاوی آدمی را به تمام وکمال فروبنشاند و آن خداوند است. در سنت عرفان عاشقانه، عارف بنابر پیمانی ازلی، خود را در مقابل عشق خداوند مسئول می داند و رسالت خود را عشق ورزی خالصانه به او، بی چشمداشتی، می انگارد؛ ازاین رو جهد می ورزد تا با فنای صفات نفسانی، اسباب قرب به حق را فراهم آورد. در این طریق، عارف با فانی کردنِ صفات خویشتن، به صفات «دیگریِ» نامتناهی باقی می گردد؛ به عبارتی، هویتِ حقیقی و اصیلِ سوژه در این مواجهه شکل می گیرد. رساله تمهیدات، نوشته عین القضات همدانی، یکی از آثار منثور عرفانی است که در آن رابطه میان عارف و خداوند، جلوه ای ویژه دارد. این پژوهش بر آن است تا به روش تحلیل محتوایی، این رابطه عاشقانه را با فلسفه اخلاقِ لویناس و رابطه سوژه و «دیگریِ» نامتناهی تطبیق دهد.
۲۲۲۲.

نقد کهن الگویی فیلم سینماییِ «مورد عجیب بنجامین باتن»

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۷
فیلم سینمایی آمریکایی «مورد عجیب بنجامین باتن» در سال 2008 براساس یک داستان کوتاه اثر اف. اسکات فیتزجرالد ساخته شد. بنجامین، شخصیت اصلی داستان در هشتاد سالگی به شکل یک پیرنوزاد به دنیا می آید. مادرش هنگام زادن او می میرد و پدرش، نوزاد زشت روی خود را در خیابان رها می کند. زن نیکوکاری در یک آسایشگاه سالمندان، او را به فرزندی می پذیرد و بزرگ می کند. بنجامین روز به روز جوان تر می شود و از پیری به جوانی و کودکی سیر می کند. این داستان، مصداق بارز آفرینش یک اسطوره جدید و همچنین سرشار از مفاهیم اساطیری و کهن الگویی است که به شکل هنرمندانه ای به تصویر کشیده شده اند. این مقاله بر آن است تا با رویکردی توصیفی-تحیلی این موارد را بررسی و درباره آن ها بحث نماید. مواردی چون: آفرینش اسطوره جدید، عشق، نام شناسی داستان، تولد شگفت قهرمان، کودک رها شده، بازگشت پدر به سوی کودک رها شده، چهره چندگانه آنیما، تقدیرگرایی، نادیده گرفتن ممنوعیت توسط قهرمان، آب، چرخه بی پایان مرگ و زندگی، بازگشت به کودکی، سفر پرماجرای قهرمان، طوفان و سیل، اعداد کهن الگویی و غیره. بدین سان، مطالعه کنونی می کوشد تا با تلفیق مشاهده هنری و تحلیل نظری به پرسش بنیادین پژوهش حاضر پاسخ دهد. پرسشی که می گوید فیلم «مورد عجیب بنجامین باتن» چگونه با بهره گیری از مفاهیم اساطیری و کهن الگویی، توانسته است اسطوره ای نوین از تولد، مرگ و بازگشت به کودکی بیافریند و چه نسبتی میان این اسطوره پردازی و تجربه انسانیِ زمان، عشق و تقدیر وجود دارد؟
۲۲۲۳.

بررسی نحوه اثرپذیری فرمی و بلاغی از آیات پُر کاربرد قرآن در متون نثر فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
اثرپذیری از آیات قرآن کریم در آثار ادبی زبان فارسی پس از ورود اسلام به ایران و ترویج زبان عربی به تدریج رایج گشت. در ابتدا بیشتر جنبه استفاده ظاهری آیات مطرح بود اما از اواسط قرن پنجم هجری، جنبه هنری و تصویری رجوع به قرآن با بهره گیری از صنایع تشبیه، استعاره، کنایه، تجسیم، تشخیص و تمثیل نیز مورد توجه شاعران و نویسندگان قرار گرفت. از آنجایی که قرآن کریم مزیّن به زیور بلاغت و ظرافت هنرهای بدیعی است؛ بنابراین بیشتر شاعران و نویسندگان پارسی گوی، در آراستن آثار خود به حلیت بلاغت، به استفاده از صنایعی چون تلمیح، اقتباس و تضمین روی آورده اند. هر چه از سبک مرسل به سمت سبک مصنوع می رویم تأثیر ظاهری و نیز بلاغی آیات قرآن در آثار منثور فارسی بیشتر می شود. در این میان برخی از آیات و مضامین معروف و پرکاربرد قرآن به علّت اهمیّت و ضریب تأثیرگذاری بالاترشان، بیش از سایر آیات در لابلای اغلب آثار نثر فارسی به چشم می خورند. این پژوهش نشان می دهد که مضامین و موضوعات آیات پرکاربرد قرآن در سبک های مختلف نثری، بیشتر مربوط به زندگی پیامبران الهی و مباحث اعتقادی و یا مسائل اخلاقی و تربیتی است و هدف از به کارگیری متعدّد این آیات، بهره مندی از اثرگذاری بیشتر آنان در پیام ها و مطالب آموزنده و تربیتی متون نثر فارسی است. بررسی ها نشان می دهد که در اثرپذیری فرمی و ظاهری صنایعی چون تلمیح و اقتباس و در اثرپذیری تصویری و بلاغی صنایع قصّه پردازی و تشبیه بیش از دیگر گونه ها به کار رفته است.
۲۲۲۴.

بررسی تصویرسازی کلیله و دمنه در دوره ایلخانی با تصویرسازی دوره معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۳ تعداد دانلود : ۱۹۱
کتاب کلیله و دمنه به سبب پندآموزبودن برای کودکان، نوجوانان و حتی بزرگ سالان همیشه دارای جذابیت بوده و از زمان قدیم مورد توجه تصویرسازان قرار گرفته است و چون در دوره معاصر تأثیرپذیری از آثار نگارگری در بسیاری از کارهای تصویرسازی دیده می شود، این پژوهش به دنبال پاسخ به سؤالی بوده که در اینجا طرح می شود: آیا تصویرگران معاصر در مصورکردن موضوعات کلیله و دمنه از نمونه های آثار نگارگری قدیم بهره گرفته اند؟ این تحقیق به روش کتابخانه ای و باتکیه بر آثار موجود و دردسترس انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد در عصر حاضر با توجه به اینکه در جامعه مخاطبان، کودکان در گروه های سنی مختلف هستند و باوجود پیشرفت و تنوع در ابزارهای نقاشی و تصویرسازی و تکنیک های اجرایی و سبک های متفاوت، امروزه شاهد تصویرسازی های متنوعی برای کتب کودکان هستیم که به طبع، داستان های ادبی ایرانی ازجمله کلیله و دمنه از این قاعده مستثنی نبوده و این داستان ها در سبک ها و با تکنیک های مختلف به تصویر درآمده اند. به طور کلی نتایج پژوهش نشان داد مطالعه نمونه های انتخابی معاصر، بیانگر این است که آثار موجود تأثیرپذیری خاصی را از نگاره های دوره ایلخانی نداشته اند.
۲۲۲۵.

ساختار تراژدی در بررسی تطبیقی سیاوش و هیپولیتوس از اوروپید با تکیه بر آرای فردریش شیلر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۲۲۷
محتوای ادبیات تطبیقی شامل مفاهیمی است که در تجربه بشری ارزشمند است؛ این مفهوم از مطالعه تطبیقی متون مختلف که بر عناصر وحدت در تنوع تأکید دارند و از بررسی میان مفاهیم مشترک و منشاء آن پدید آمده است. تراژدی به عنوان یک ژانر نمایشی، شامل چند بخش مقدمه، بحران و گره، گروه کر، شخصیت و پایان بندی است. این ساختار از دیرباز تاکنون به عنوان یک الگوی ارسطویی در یک تراژدی وجود داشت. فردریش شیلر ازجمله فیلسوفان و شاعرانی بود که تراژدی را از منظر ساختار و محتوای درونی بررسی کرد و الگوی ساختاری خود را در مواجهه با الگوی ارسطویی بیان نمود. ازآنجاکه «سیاوش» و «هیپولیتوس» هردو ازنظر وقایع و حوادث برای قهرمان تشابهات فراوانی دارند، لذا پژوهندگان در این مقاله که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده، با رویکرد ادبیات تطبیقی به مقایسه این دو اثر با تکیه بر آرای شیلر پرداخته است. روش جمع آوری مستندات و منابع در این مقاله به شیوه کتابخانه ای بوده و در پایان به این نتیجه رسیده اندکه هر دو تراژدی سیاوش و هیپولیتوس دارای مؤلفه های اصلی یک تراژدی یعنی مقدمه، کشمکش های متوالی، خطاها از روی غرور و جوانی، عناصر ترحم برانگیز مانند ناکامی در زندگی، تهمت های ناروا، هجرت به سرزمین بیگانه و در پایان مرگ اندوه بار هستند که ازنظر شیلر این نمودار یک تراژدی موفق از آغاز داستان تا پایان برای نویسنده و مخاطب خواهد بود..
۲۲۲۶.

بررسی دیدگاه شارحان درباره عوامل ابهام و تغییر بی قرینل مخاطب در دفتر دوم مثنوی (ابیات 52 تا 60)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۷۱
مثنوی معنوی نتیجه یک عمر سلوک و مطالعه معارف قرآنی مولانا با الگوگیری از قرآن کریم و نزدیک به شیوه بیان آن است؛ همان گونه که در آیات قرآن، محکمات و متشابهات یافت می شود و فهم بخشی از آن دشوار و مبهم و دارای پیچیدگی های لفظی و معنایی فراوانی است و باید رمزگشایی شود، برخی از ابیات مثنوی نیز این گونه است و پژوهندگان عرصه مثنوی و غزلیات مولوی، در علل و عوامل آن و راه های گره گشایی از آن، بررسی ها و واکاوی فراوانی کرده اند. در این نوشتار ضمن بررسی کتابخانه ای و با روش توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، این عوامل و دیدگاه صاحب نظران، به شکل موردی ابیاتی از مقدمه دفتر دوم مثنوی که از نظر بسیاری از پژوهشگران و گزارشگران از موارد ابهام و بحث برانگیز است، بررسی شده و اختلاف دیدگاه ها، به ویژه از جهت مخاطب و تغییر آن، بیان گردیده است. در بررسی این دیدگاه ها مشخص شد که به دلیل شیوه ویژه مولوی و غلبه شور و شیدایی در برخی ابیات مثنوی، گاه بدون وجود واگردان در ابیات، مخاطب تغییر می یابد و خواننده و گزارنده ابیات با دشواری فراوان روبه رو می شود و هر یک از شارحان برای برون رفت از این دشواری، معنی خاصی را برگزیده اند و حتی برخی بر وجود احتمالات گوناگون در ابیات و بحث انگیزی و دشواری تعیین مخاطب واحد و تعیین نوع مخاطب، اشاره کرده اند. اختلاف نسخ و کهنگی متن، دخالت دادن دیدگاه و نگاه عرفانی یا فلسفی شارحان در فهم متن و یا تحمیل معنی بر متن، بی توجهی به حالات معنوی شاعر و شور و شیدایی او، بی توجهی به سبک زبانی و بیانی مولوی، از دیگر موارد ابهام در ابیات یادشده و شرح و برداشت گوناگون شارحان از متن است.
۲۲۲۷.

جریان شناسی پیرنامه های خطّه خراسان و قومس از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۷
از قرن چهارم تا هشتم هجری قمری در خطّه خراسان پانزده پیرنامه به زبان فارسی و عربی تألیف یا ترجمه شده که عبارت اند از: مقامات قومسانی، مقامات خواجه عبدالله انصاری، کتاب النور، دستورالجمهور، مقامات کهن و نویافته ابوسعید، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر، اسرارالتوحید، مقامات ژنده پیل، مقامات منظوم شیخ جام، رساله در اثبات بزرگی شیخ جام، ذکر قطب السالکین و ذکر شیخ ابوالحسن خرقانی و منتخب نورالعلوم، مناقب حاتمی جوینی و مرادالمریدین. در این مقاله کوشش شده تا ویژگی ها، تأثیرگذاری ها و تأثیرپذیری های مؤلفین و سیر تحوّل این آثار بررسی شود. پس از بررسی شیوه پیرنامه نویسی مؤلفین و بیان ویژگی های آثار، مشخّص شد پیرنامه های مربوط به یک پیر و به طور کلّی پیرنامه های خطه خراسان وجوه اشتراک زیادی با یکدیگر دارند. برخی پیرنامه های کهن مانند مقامات قومسانی، کتاب النور یا مقامات خواجه عبدالله انصاری شیوه و ساختار منحصر به فردی دارند و دارای شباهت کمتری با پیرنامه های متأخر هستند. با توجه به وجود شباهت های فراوان پیرنامه های نگاشته شده پس از اسرارالتوحید به این پیرنامه کهن احتمال بسیار وجود دارد که پیرنامه نویسان متأخر از نگاشته محمّد بن منوّر تأثیر پذیرفته باشند. عربی گویی و شیوه نگارش عالمانه، شاعرانه و هنری مؤلفین آثاری چون کتاب النور، اسرارالتوحید، پیرنامه های خرقانی و مرادالمریدین در معرفی شخصیّت والای پیران بیانگر وجود مخاطبان خاص و بادانش برای این آثار است و سست بودن کلام مؤلفین پیرنامه های احمد جام و درج کراماتی مادی با اهدافی انتقام جویانه نشان می دهد هدف این نویسندگان قدرتمندجلوه دادن شیخ احمد جام برای مخاطبان عام است.
۲۲۲۸.

بررسی و تحلیل انتقال شرّ در متون عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۸ تعداد دانلود : ۲۳۹
کرامت از پدیده های بسیار مهم در متون صوفیه است. یکی از انواع کرامت های مبتنی بر تصرف در نفوس، انتقال شرّ است که دقیقاً نقطه مقابل شفابخشی است. در این مقاله سعی شده است باتکیه بر مهم ترین متون عرفانی بر پایه مطالعات کتابخانه ای و به روش توصیفی تحلیلی و البته تطبیق با اسطوره ها مسئله انتقال شرّ و انگیزه ها و انواع آن در حکایت های عرفانی بررسی شود. براساس یافته های تحقیق در این گونه حکایت ها، صاحب کرامت شخصی سالم را با مقاصد و نیات مختلف ازطریق قدرت معنوی به شرّ (مرگ یا بیماری) مبتلا می کند. انگیزه ها و اغراض انتقال شرّ عبارت اند از تشفی خاطر شیخ، اثبات قدرت معنوی شیخ، مطیع ساختن مریدان، دفع بلا و ستم از مردم، تنبیه و هدایت منکران، دفاع از خود (در موقعیت گناه یا وضعیت نامطلوب) و بلاگردانی. افزون بر انگیزه ها، انتقال شرّ از دو منظر قابل طبقه بندی است: نخست از منظر دائمی (مرگ) یا موقتی (بیماری) بودن، دوم از جهت مستقیم (آگاهانه) و غیرمستقیم (ناآگاهانه) بودن انتقال شرّ.
۲۲۲۹.

بررسی شعر خوان هشتم اخوان ثالث بر مبنای نظریه تحلیل گفتمان ون دایک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۰ تعداد دانلود : ۱۰۱
این پژوهش با رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی ون دایک به بررسی شعر «خوان هشتم» مهدی اخوان ثالث می پردازد. این اثر با بازنمایی مرگ رستم در بستری استعاری، به واسازی ساختارهای گفتمانی مسلط پرداخته و به نقد مناسبات قدرت و ایدئولوژی حاکم می پردازد. چارچوب نظری ون دایک، با تمرکز بر تعامل میان زبان، شناخت اجتماعی و بازتولید سلطه، امکان تحلیل چگونگی شکل گیری گفتمان های مسلّط و مقاومت را در این متن فراهم می آورد. روش پژوهش، کیفی و مبتنی بر تحلیل گفتمان انتقادی است که با بررسی سازوکارهای زبانی، بلاغی و نشانه شناختی، فرایند بازنمایی ایدئولوژی و مناسبات قدرت را واکاوی می کند. یافته ها نشان می دهد که اخوان ثالث با بهره گیری از بینامتنیت اسطوره ای، شگردهای سبکی و تقابل های دوگانه، شعری چندلایه خلق کرده که در آن، زبان به مثابه ابزاری برای بازتولید و مقاومت در برابر گفتمان های ایدئولوژیک عمل می کند. شخصیت های شعر، از جمله رستم، فراتر از عناصر روایی، به عنوان نمادهایی از خیانت و وفاداری بازنمایی شده اند و ساختارهای سلطه را به چالش می کشند. علاوه بر این، نتایج نشان می دهد که اخوان ثالث با بهره گیری از ظرفیت های گفتمانی، شعر را از سطح یک روایت اسطوره ای فراتر برده و آن را به متنی انتقادی با دلالت های ایدئولوژیک پیچیده تبدیل کرده است که مخاطب را به بازاندیشی در نظم اجتماعی و مناسبات قدرت وامی دارد.
۲۲۳۰.

واکاوی تطبیقی ساختار روایی تراژدی داستان سیاوش و هیپولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۲۲۵
تراژدی نوعی ادب نمایشی از یونان باستان است که به شکل نمایش، بر روی صحنه اجرا می شود. ارسطو فیلسوف بزرگ یونانی از نخستین کسانی بود که در کتاب فن شعر، درباره تراژدی، به طور کامل بحث کرده و به معرّفی و توضیح آن پرداخته است. وی عناصر و اجزایی را برای تدوین تراژدی معرّفی نموده که در کیفیّت، جذابیّت و برتری تراژدی نقش مهمّی را ایفا می نمایند. در ادبیّات فارسی آثاری وجود دارد که بازتابی از تراژدی های یونان باستان و دیدگاه ارسطو در این باره است؛ از جمله شاخص ترین این آثار، شاهنامه فردوسی است با داستان هایی که همسویی و شباهت زیادی به تراژدی های یونان باستان دارد پژوهش حاضر با هدف نشان دادن این شباهت در زمینه تراژدی و با روش توصیفی – تحلیلی به مقایسه داستان سیاوش از شاهنامه و تراژدی هیپولیت اثر اوریپید، به عنوان مطالعه موردی پرداخته است و این همسویی را نشان داده است.
۲۲۳۱.

«ترجمۀل شرح کشتی های جنگی انگریز»؛ رساله ای مهم در دریانوردی و تحوّل نثر فارسی در دورۀ قاجار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۷۲
دوره قاجار با دگرگونی های اجتماعی و فکری در غرب و اوج گیری پیشرفت های علمی و فنی و گسترش نیروهای استعماری اروپاییان در جهان آن روزگار و آوردن کارشناسان فنی در امور نظامی و مهندسی و ایجاد مدارس برای کارآموزی در این فنون و فرستادن دانشجو و کارآموز به کشورهای اروپا علی الخصوص فرانسه و انگلستان همزمان است.گروهی از فرزندان رجال و متمکنین و شاهزادگان با زبان و ادبیات فرانسوی و انگلیسی آشنا شدند. ترجمه کتب مختلف از رمان و داستان گرفته تا کتب علمی و فنی و نظامی به زبان فارسی آغاز گردید. در این میان مدرسه دارالفنون به همت میرزا محمد تقی خان امیرکبیر افتتاح یافت و آشنایی ایرانیان را با علوم جدید بیشتر معمول و میسر ساخت. از این دوره ترجمه های مختلفی در زمینه های گوناگون برجای مانده است. بررسی این رساله ها علوم مورد نیاز عهد قاجاری را آشکار می سازد. یکی از رساله های برجای مانده از این دوره «ترجمه شرح کشتی های جنگی انگریز» تألیف «مسیو میچل» است که «اسماعیل ولد صحاف باشی» از تربیت یافتگان مدرسه دارالفنون به زبان فارسی ترجمه کرده است. نگارندگان این مقاله با روش توصیفی– تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای به معرفی نسخ برجای مانده از این اثر پرداخته و ویژگی های زبانی و تاریخی این رساله را بررسی کرده اند.
۲۲۳۲.

تحقیقی در گزینش های نو و اشعار نویافته ابن یمین فریومدی در جنگ اشعار شماره 3423 Arabic کتابخانه ملی فرانسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۲۱
ابن یمین فریومدی از شاعران صاحب نام قرن هشتم هجری قمری است. دیوان او تاکنون دومرتبه به همت سعید نفیسی و حسینعلی باستانی راد در ایران تصحیح و چاپ شده است. نفیسی 4 نسخه خطی را در تصحیحش استفاده کرده است که به دو نسخه، یکی متعلق به کتابخانه مجلس شورای اسلامی و دیگری متعلق به کتابخانه شهرداری اصفهان اشاره کرده است. باستانی راد نیز جز تصحیح نفیسی از پنج نسخه استفاده کرده است که دو نسخه از آن متعلق به کتابخانه های مجلس و سلطنتی است و دودست نویس متعلق به خود وی بوده است. هرچند تصحیح منتشرشده از حسینعلی باستانی راد، نسبت به آنچه مرحوم نفیسی منتشر کرده است، کامل تر است؛ اما هنوز هم می توان در میان نسخ خطی فارسی تصحیح نشده، اشعاری از این شاعر را یافت که در دیوان های او نیامده است. جنگ اشعار شمارهٔ 3423 Arabic کتابخانه ملی فرانسه، متعلق به قرن نهم هجری قمری، یکی ازاین دست نوشته هاست که اشعار 156 شاعر در آن جمع آوری شده است. ابن یمین فریومدی یکی از شاعرانی است که کاتبان متعدد این جنگ 475 بیت شعر از او در این اثر ضبط کرده اند. در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی به مقایسه این ابیات با دو دیوان چاپ شده به وسیله باستانی راد و نفیسی پرداخته شده است. این پژوهش نشان می دهد که علاوه بر وجود 26 بیت نویافته از ابن یمین فریومدی در این جنگ، می توان نمونه هایی از خوانش های نوین از اشعار این شاعر را یافت که به رفع مشکلات معنایی، وزنی و خوانش های نادرست در دیوان های منتشرشده از این شاعر و تکمیل آن ها می انجامد.
۲۲۳۳.

«نقش زنان در انتقال قدرت در خاندان کیانیان پس از عصر گشتاسپ»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۸۰
ازدواج با محارم و اختلافات موجود در داخل خاندان کیانیان بر سر تصاحب قدرت از دوره پادشاهی گشتاسپ تا اتمام پادشاهی کیانیان دو مقوله ای هستند که به نظر می رسد بی ارتباط با یکدیگر نیستند. نکته شایان توجّه سیمای دگرگون شده آنها در روایات غیردینی نسبت به روایات دینی است به گونه ای که در این گزارش ها مخصوصاً گشتاسپ و اسفندیار حریص قدرت نمایانده شده اند. از اینرو مقاله حاضر با بررسی ازدواج با محارم در ایران پیش از اسلام، قائل به وجود دو گونه ازدواج با محارم با انگیزه های متفاوت در این دوره های تاریخی است یکی بر پایه باور انتقال نسب و نژاد از طریق زنان در جامعه زن/ مادر سالاری و دیگری سنت خویدوده مزدیسنایی با هدف حفظ نژاد و خون و تحکیم و اتحاد جامعه مزدیسنایی در عصر ساسانیان است که به غلط به دین زرتشتی نسبت داده می شود و ممکن است این تصور را به وجود آورد که ازدواج های کیانیان با محارمشان از نوع خویدوده بوده است ولی با توجّه به شواهد موجود ظاهراً این وصلت ها مبتنی بر باور زن تباری صورت گرفته است و زنان این دوره نقش اساسی در رسیدن شاه بعدی بر مسند حاکمیت داشته اند.
۲۲۳۴.

تحلیلی بر اخلاق گرایی عنوان نگار با تکیه بر شهنشاه نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۶
شاعران حماسه سُرا در ادبیات کشور ما از یک طرف، بار بخشی از تاریخ را به دوش کشیده و ازطرفی دیگر، رسالت ادبی خود را در ادبیات حماسی و تعلیمی به انجام رسانده اند. آنان ضمن روایت حماسی تاریخ، از گسترده ترین نوع ادبی ایران، یعنی ادبیات تعلیمی، غافل نمانده و به آن پرداخته اند. میرزا تقی خان نجم آبادی نیز در کتاب حماسی- تاریخی خود، شهنشاه نامه، که دربَرگیرنده تاریخ عصر قاجار است، از این مهم غافل نبوده و دیدگاه های اخلاقی خود را ضمن روایات حماسی- تاریخی بیان می کند. جُستار حاضر به دنبال بررسی اندیشه ها و ملاحظات اندرزی تقی خان عنوان نگار در کتاب شهنشاه نامه است. نتایج این پژوهش نشان می دهد نجم آبادی به عنوان یک شاعر و متفکر با تأسی به پیشینیان، در ملاحظاتِ اندرزی خود با تکیه بر مفاهیمی که مانع بُروز جنگ می شوند (همچون دنیاگریزی، بصیرت، عفو و بخشایش، صداقت و راستی) و نیز منع صفات و عواملی که باعث جنگ افروزی هستند (مانند غرور، نفاق و خیانت، دنیاگریزی و نکوهش نفس)، ضمن تأکید بر دفاع حماسی از وطن، نشان می دهد صلح طلب بوده و با جنگ افروزی و خودکامگی مخالف است. او همچنین به صداقت و عبرت آموزی بیش از سایر صفات اخلاق پرداخته و نبود آن ها را بیش از سایر صفات برجسته عامل خصومت و دشمنی دانسته است. این جُستار به بررسی نقش این آموزه ها و مفاهیم در اندیشه های عنوان نگار می پردازد. روش کار با مطالعه دقیق منابع اصلی، فرعی و مربوط به موضوع چون منابع ادبی و تاریخی، تحلیل و توصیف محتوای کیفی است.
۲۲۳۵.

تفسیر و تحلیل سبک نگارش اوصاف الاشراف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۰۵
آثار عرفانی در ادب فارسی چه پیش از قرن هفتم و چه در قرن هفتم و چه بعد از آن هر کدام متأثر از اوضاع و احوال اجتماعی و فراز و نشیب های متعددی است که نویسندگان آن خواسته و ناخواسته در گذر زمان از آن عبور کرده اند. یکی از این آثار ارزشمند عرفانی، اوصاف الاشراف خواجه نصیرالدین توسی است. او در این کتاب، یافته های سلوک مدارانه خود را در قالبی نو و با سبک وسیاقی روشن، مبتنی براستشهادات قرآنی ملهم از احادیث متعدد به شیوه ای ساده وروان ارایه کرده است. مقاصد عرفانی و مبانی معرفتی در اوصاف الاشراف بر اساس یک دسته بندی منظم و متوالی تدوین شده است. نثر این کتاب در عین سلاست و روانی و ایجاز و اختصار حاوی نکات اساسی و دقایق ظریف عرفانی است. همچنین خواجه سعی کرده پیوندی از شریعت و طریقت را در این کتاب نمایان سازد که در نوع خود هم از نظر سبک نگارش و هم از منظر محتوا روشی مستقل به شمارمی رود. روش تحقیق این مقاله توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر یافته های کتابخانه ای است و می توان به این نتیجه دست یافت که اوصاف الاشراف هم از دیدگاه عرفانی و هم از نظر سبک و روش نگارش و هم از نظرگاه مضمون و مفهوم و هم از منظر اتکا بر موازین شریعت و توجه به مبانی طریقت، به شیوه ای بدیع نگاشته شده است.
۲۲۳۶.

شکل شناسی قصه عامیانه دارابنامه بیغمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
دارابنامه، اثر محمد بیغمی، قصه ای حماسی-عیاری، متعلق به قرن نهم هجری و از جمله قصه های عامیانه است. قصّه های عامیانه برخی عناصر روایی مشترک دارند که آن ها را از شکل و ساختار روایی واحد برخوردار کرده است و داستان گزاران به این الگوها پای بندند و به یاری همین عناصر و شگردها، ساختمان قصّه خود را سامان می دهند. نگارندگان در این پژوهش در پی بررسی دارابنامه از نظر شکل و عناصر روایی و پاسخ به این پرسش اصلی هستند که آیا این قصه مبتنی بر الگوی روایی و ساختاری قصه های عامیانه ایرانی است یا خیر؟ نتیجه بررسی ها نشان می دهد که قصه مذکور از همان الگو پیروی کرده و از نظر شکل و ساختمان دارای همه عناصر روایی مشترک میان قصه های عامیانه است. عبارات آغازین، حضور راوی و نقّال در داستان، نامه نگاری، رؤیا پردازی، مداخله نیروهای طبیعی و فراطبیعی در قصّه، شیوه های جنگ و شکل عاشق شدن قهرمان از جمله عناصر و شگردهایی است که در دارابنامه بیغمی مورد استفاده داستان گزار قرار گرفته و از منظر شکل شناسی آن را پیرو الگوی کلان روایی این قصه ها قرار داده است؛ به گونه ای که در مقایسه آن با دیگر قصه های عامیانه ایرانی، شباهت کامل در ساختار روایی شان مشاهده می شود.
۲۲۳۷.

ویژگی سبکی شعر ناصرخسرو در خصوص نقش قاعده افزاییِ وزنِ عروضی در برجسته سازیهای زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۹ تعداد دانلود : ۱۷۵
در شعر ناصرخسرو هنجار گریزی هایی در سطوح مختلف زبان دیده می شود هرکدام از آنها موجب برجسته سازی زبان ادبی او شده است. دو گونه از این برجسته سازی زبانی یعنی قاعده کاهی واژگانی و قاعده کاهی نحوی که بسامدِ وقوع بیشتری دارند، از طریق قاعده افزاییِ وزنِ عروضی ایجاد شده اند. برخی از محققان وجهِ امتیازِ زبان ادبی از زبان خودکار را در برجسته سازی یا فورگراندینگ دانسته اند و انواع برجسته سازیِ زبان را در دو گروهِ قاعده افزایی و قاعده کاهی جای داده اند. قاعده افزایی به معنی افزودن قواعدی بر زبان خودکار است و بیشتر جنبه موسیقایی دارد و وزن و قافیه از ابزارهای اصلی آن است. قاعده کاهی یا هنجار گریزی به معنیِ کاستنِ قواعدِ عادیِ زبان است و انواع مختلفی دارد. سبک شناسی لایه ای شیوه ای تازه در حوزه نقد ادبی است که به تحلیل لایه های مختلف اثر ادبی می پردازد. این پژوهشِ که به شیوه توصیفی-تحلیلی و ابزار گردآوری اطلاعات کتابخانه ای انجام گرفته به بررسی و تحلیلِ قصاید ناصرخسرو پرداخته است. نتیجه پژوهش بیانگر آن است که قاعده افزایی وزن عروضی تأثیر معنی داری در برجسته سازی زبانی شعر او داشته است. این برجسته سازی در لایه آوایی با حذف، کاهش، افزایش و تغییر کمیت در واج ها رخ داده است. در لایه نحوی نیز گونه های مختلف جابجایی ارکان جمله، شناور بودن ضمیر متصل و الحاق آن به انواع کلمه دیده می شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد که قاعده افزایی وزن عروضی در شعر ناصرخسرو، عامل قاعده گاهی های آوایی و نحوی بوده و این دو نوع قاعده کاهی از ویژگی های سبکی این شاعر محسوب می شود.
۲۲۳۸.

نماد کوه در مثنوی «طور معرفت» بیدل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
بیدل، بیش ازآنکه احساسات خود را در شعر بیان کند، از شعر برای بیان اندیشه بهره می برد. جریان تند اندیشه در نگاه او به پدیده های طبیعی و توصیف عناصر طبیعت سریان دارد. ازآنجا که ذهن او انباشته از معنا و مفاهیم عرفانی است، به هرچه می نگرد، رنگ وبوی عرفان می گیرد و بر زبان او جاری می شود. او هنر را شامل کمال و فضایل اخلاقی دانسته و به کمک آن به بیان قابلیت های انسان و طبیعت پیرامونش پرداخته است. در این پژوهش، با نگاهی توصیفی و تحلیلی، به جایگاه نمادین کوه در مثنوی طور معرفت بیدل پرداخته شده و تصویرهایی که در آن عنصر طبیعی کوه به گونه ای هنرمندانه با مفاهیم و معانی عرفانی ارتباط یافته بررسی شده است. نخست تصویرها مشخص و طبقه بندی شده اند، سپس نماد کوه در طور معرفت بیدل برجسته شده و معانی عرفانی نهفته در آن تبیین شده است. یافته ها نشان داد که مفاهیم نهفته در نمادهای آب، آتش و خاک، در یک مجموعه منسجم، در نگاه بیدل سیر استعلایی عارفانه از پایین ترین مرتبه به بلندترین جایگاه را دارند و این عناصر با نماد کوه ارتباط مفهومی دارند.
۲۲۳۹.

تحلیل تطبیقی و جامعه شناختی تبعیض طبقاتی در سروده های قانع مریوانی و محمّد مهدی الجواهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۷
جامعه ای که قانع مریوانی(1898 1965) و محمّد مهدی جواهری(1900 1997) در آن زندگی می کردند، جامعه ای دوقطبی بود که رابطه ی دیالکتیکی ضعف و هژمونی و استثمارگر و استثمارشده در نتیجه ی تبعیض طبقاتیِ برآمده از سیطره ی فئودال ها بر رعیت، بر فضای آن سایه افکنده بود. در چنین محیطی، دو شاعر به مثابه ی شعرای متعهّد، سروده های خود را به آینه ی تمام نمای رنج های رعیت و ظلم و استثمار رواداشته شده بر آنان از سوی طبقه ی فئودال تبدیل کرده و روایتگر فقر و گرسنگی و دردهای دهقانان بی بهره از حقّ حیات در جامعه ی مبتلا به شکاف طبقاتی گشته اند. با توجّه به معاصر بودن دوره ی زندگی دو شاعر و وجود قرابت ها و مشابهت های سیاسی اجتماعی در محیط زندگی و درون مایه ی سروده هایشان و نیز از آن روی که تاکنون جستار مستقلّی به بررسی تطبیقی شکاف طبقاتی در سروده های قانع و جواهری نپرداخته است، نگارندگان در پژوهش حاضر بر آنند تا به تحلیل تطبیقی تبعیض طبقاتی در شعر دو شاعر بپردازند. مسئله ی بنیادین پژوهش حاضر این است که پدیده ی تبعیض طبقاتی، چگونه و در چه قالب هایی در سروده های دو شاعر، نمود یافته و با چه مفاهیمی پیوند خورده است؟ جهت بررسی این مسئله ، نگارندگان از روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی جامعه شناختی بُن مایه های سروده های دو شاعر بر اساس رویکرد مارکسیستی بهره گرفته اند. دوگانگی فقر و ثروت، ظلم اجتماعی و استثمار از پُربسامدترین نمودهای تبعیض طبقاتی در جامعه ی ارباب و رعیتی است که در سروده های قانع و جواهری بازنمایی شده و به تبع آن، تأثیرپذیری از محیط اجتماعی مبتنی بر تضادّ طبقاتی، دو شاعر را به سوی کُنش انقلابی به عنوان گریزگاه رهایی از شکاف طبقاتی و سلطه ی فئودال ها سوق داده است. رویکرد رئالیستی دو شاعر در تصویرسازی مؤلّفه های تبعیض طبقاتی و اعتقاد به کنش انقلابی به مثابه ی گریزگاه برون رفت از جامعه ی طبقاتی، وجه اشتراک دو شاعر است لکن خلّاقیّت جواهری در تصویرسازی تبعیض طبقاتی و کاوش در رابطه ی دیالکتیکی بین دو قطب جامعه، در سطحی والاتر از سروده های قانع قرار دارد.
۲۲۴۰.

دگرگونی معنایی در واژه های شمس النهار (نخستین نشریه افغانستان) و مقایسه آن با هفته نامه کابل (از نشریه های متأخر افغانستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۷۹
زبان روزنامه نگاری افغانستان از یک ونیم سده به این سو دگرگونی هایی را از سر گذرانده است. یکی از این ها دگرگونی معنایی واژگان از نوع "کاهش واژگانی" است. در این پژوهش، دگرگونی معنایی واژه های زبان فارسی در شمس النهار (نخستین نشریه افغانستان) و مقایسه آن با هفت نامه کابل، یکی از نشریه ها متاخر، بررسی شده است. هدف این پژوهش نمایاندن نوع، بسامد دگرگونی معنایی از نوع کاهش واژگانی (متروک شدن یکی از معناهای واژه ها یا متروک شدن کامل آن ها) و دریافت عوامل این دگرگونی در واژه های مس النهار است. این پژوهشِ بنیادی به شیوه توصیفی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای صورت گرفته است. توصیف و تحلیل داده ها نشان می دهد که بیشترین دگرگونی ها از نوع "متروک شدن کلی" واژ ه ها است. دلیل این دگرگونی ها، گرایش زبان فارسی از تکلف به سادگی است. بررسی ها نشان می د هد که شماری از واژه های اردو در شمس النهار رایج بوده است. هم چنین کاربرد شماری از واژه های بالنسبه مهجور به ویژه واژه های عربی در شمس النهار نشان دهنده این است که در بازه زمانی نشر آن، استفاده از زبان متکلّفانه یا منشیانه در روزنامه نگاری بسیار رایج بوده است. در این تحقیق که برای نخستین بار به دگرگونی معنایی زبان فارسی در واژه های شمس النهار پرداخته شده است، نوع و بسامد دگرگونی معنایی واژه ها به صورت آماری نیز بیان شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان