ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۲٬۷۶۱ تا ۵۲٬۷۸۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۵۲۷۶۱.

تصحیح چند عبارت از نفثه المصدور زیدری نسوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۹
نفثه المصدور از مهمترین متون نثر فارسی است که نخستین بار دکتر امیرحسن یزدگردی آن را با استفاده از چهار نسخه خطی، که تاریخ کتابت آن ها متأخر بوده است، تصحیح کرده است. باوجود تلاش های چندین ساله ایشان در این زمینه، کتاب مذکور – برخلاف آنچه مشهور شده است - مشحون از غلط خوانی، تصحیف و بی توجهی به ضبط دقیق نسخه هاست. در این مقاله تلاش شده است تا تصحیح استاد یزدگردی در چهار دسته نقد و بررسی شد: 1) بدخوانی های نسخ یا بی توجهی به آنها؛ 2) تصحیح برپایه نسخه ای که یزدگردی ندیده است؛ 3) تصحیح برپایه نسخه بدل ها؛ 4) پیشنهادهایی در ضبط برخی عبارات. بدین منظور، در این پژوهش از دو نسخه خطی «کر» و «سی» که در اختیار استاد یزدگردی بوده است، و نیز از نسخه خطی کتابخانه مجلس، کتابت قرن 9 استفاده شده است. نسخه اخیر دربرگیرنده 12 صفحه از نفثه الصدور است که تاریخ کتابتش از جمیع نسخ موجود کهن تر است و یزدگردی نیز بدان دسترسی نداشته است. کلیدواژه: نقد و بررسی، تصحیح، نفثه المصدور، تصحیف و بدخوانی.
۵۲۷۶۲.

بررسی تطبیقی جواهرآلات و لباس زنان ایلامی در دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
پوشش محلی و بومی هر کشوری بخش مهمی از فرهنگ آن سرزمین را پدیدار می سازد که دارای شاخصه های ارزشمند و با قدمتی است. یکی از راه های تبیین و تشریح جایگاه لباس در فرهنگ ایرانی، بررسی بازتاب این موضوع در ادبیات، به خصوص، شعر است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، انواع پوشش و جواهرآلات زنان ایلامی در شعر شاکه و خان منصور و حشمت منصوری بررسی می شود. این تحقیق نشان می دهد که شاکه و خان منصور به عنوان شاعران سنتی و حشمت منصوری به عنوان شاعر معاصر در توجه به پوشش محلی مردم ایلام، از لباس زنان، منزلت اجتماعی و شکوه زن کرد را به تصویر کشیده اند. دیدگاه حشمت منصوری در این بین وسیع تر از نگرش شاکه و خان منصور است. در میان البسه زنان کرد، «سه روه ن» با 45% در شعر شاکه و خان منصور و «ه به ر» و «که رواس» با 18% در شعر حشمت منصوری بالاترین بسامد را دار است. زیورآلات «بان سه روه نی» و «کلونگ»، هر کدام با 50% در شعر شاکه و خان منصور و گول کیف با 36% در شعر حشمت منصوری، دارای بالاترین بسامد است. جامعه آماری پژوهش، دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری و نمونه آماری، اصطلاحات مربوط به البسه و زیورآلات زنان است.
۵۲۷۶۳.

‘From Hitler to Hitler’: A New Paradigm of Wyndham Lewis’s Fascist Insights in Hitler (1931) and The Hitler Cult (1939)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۲۲۹
The present paper examines the juxtaposition of Wyndham Lewis's polemical and disputatious works Hitler (1931) and The Hitler Cult (1939) under the theoretical framework of the political trajectories of Fascism to present an intriguing lens through which to examine Lewis's evolving views on fascism and Adolf Hitler during the tumultuous peak and trough of the twentieth-century authoritarian regime. By delving into the nuanced language of Lewis's notorious writings on fascism, the conjectural boundaries of his intuitive, conceptual, and artistic framework established his reputation as an avant-garde advocate of fascism. In this fashion, the paper encapsulates Lewis's vision of his manifestation of the political insights of fascist predispositions, which reveal a loading towards specific socio-political matrixes over the course of the interwar period (1919-1938). Building logically on this political concept, the present study is meant a) to reflect Lewis's initial fascination with the fascist movement and its charismatic leader, Adolf Hitler, to portray him as a dynamic and transformative figure who embodies the spirit of the times and offers a viable substitute for the perceived failures of liberal democracy and socialism; and b) to represent a critical reassessment of Hitler and the fascist movement in light of the escalating tensions and atrocities of the late 1930s. In The Hitler Cult (1939), Lewis adopts a more skeptical and condemnatory stance toward Hitler and the cult of personality surrounding him by exposing the contradictions and hypocrisies of Hitler's regime and criticizing its propaganda techniques, suppression of dissent, and expansionist ambitions.
۵۲۷۶۴.

بررسی تأثیر جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم بر آرمان خانواده در اتوبیوگرافی مثلاً برادرم اثر اووه تیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
ادبیات معاصر آلمان به گونه ای چشمگیر با جنگ جهانی دوم و حاشیه های آن گره خورده است، جنگی که بسیاری از آلمانی ها در ابتدا شور و اشتیاق وافری به آن نشان دادند و آن را "ملی گرایی خاص آریایی" قلمداد و پس از پایان جنگ آن را یک اشتباه فاحش تاریخی نامیدند. موضوع جنگ جهانی دوم تا سالیان متمادی یکی از ارکان مهم ادبیات معاصر بوده و در این میان نویسندگان برجسته ای ظهور کردند که به عینه شاهد جنگ و خرابی های آن بودند. از جمله ی این نویسندگان، اووه تیم است که با اثر خود مثلاً برادرم، زندگی خانواده ی خود را که تحت تأثیر مستقیم جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن قرار دارد به چالش کشیده و با زبانی صریح و در عین حال نیشدار تأثیر مخرب این پدیده را بر روابط خانودگی به تصویر می کشد. در این اثر، برادر اووه تیم، محور اصلی داستان است، ولی سرگذشت پدر و مادر و خواهر وی نیز با سرنوشت او عجین شده است. اووه با آنکه هنگام فوت برادر، سه ساله بوده و تنها تصاویر مبهمی در ذهن دارد، با استفاده از عکس ها و نامه هایی که برادرش از میدان جنگ با خانواده ی خود ارتباط برقرار کرده، کمک گرفته تا این اثر را خلق نماید. جستار ذیل بر بستر تصویر بینش یک خانواده ی آلمانی به جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم در اثر مثلاً برادرم، تأثیر جنگ بر روابط خانوادگی بین اعضای خانواده ی تیم را که به تبعیض بین فرزندان از طرف والدینش منجر می شود، مورد مداقه قرار داده است.
۵۲۷۶۵.

زنان آفریقایی تبار، ملی گرایی و سیاست توانمندسازی بررسی اثر تملک راز شادی آلیس واکر بر مبنای تفکر فمینیستی سیاه پوستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
درک پیچیدگی وضعیت زنان سیاه پوست در نظام های اخلاقی و اجتماعی، یکی از موضوعات چالش برانگیز در ادبیات سیاه پوستان است که مورد توجه بیشتر نویسندگان، به ویژه نویسندگان زن سیاه پوست قرار گرفته است. اگرچه صدای زنان در اغلب موارد به حاشیه رانده شده، اما در این میان صدای زنان سیاه پوست بیشتر سرکوب شده است. این پژوهش بر آنست که رمان تملک راز شادی (۱۹۹۲) آلیس واکر را با  استفاده از نظریه ی پاتریشیا هیل کالینز مبنی بر تفکر فمینیستی سیاه پوستان و مفاهیمی نظیر مکاتب ملی گرایی، هویت و سیاست توانمندسازی زنان سیاه پوست را مورد نقد و بررسی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه جنبش های ملی گرایانه سیاه پوستان به بهانه ی مقاومت در برابر ایدئولوژی قدرت و حفظ ارزش های سنتی، به تضعیف عاملیت زنان آفریقایی منجر می شود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی رویکرد واکر به برخی جنبش های ملی گرایانه قبایل آفریقایی نظیر ترویج ختنه زنان به عنوان شکلی از مقاومت در برابر استعمار می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که واکر در قالب رمان و کالینز در قالب نقد فمینیستی سیاه پوستان، کنش های تقریبا مشابهی از منظر تقابل با این قسم ملّیت گرایی فرهنگی از خود بروز داده اند.
۵۲۷۶۶.

تحلیل دوبیتی های «لاله طور» علامه اقبال لاهوری بر اساس نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
برپایه نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن (1982-1896)، تحقق هر ارتباط کلامی، نیازمند شش عامل است، یعنی فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی که جهت گیری پیام به سوی هریک از آن ها موجب نقش های خاصی شامل نقش عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، رمزگان و همدلی می شود. در بررسی و مطالعه دوبیتی های «لاله طور» علامه اقبال لاهوری که به روش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، کارکردهای شش گانه زبان براساس نظریه ارتباطی یاکوبسن تبیین و تحلیل شده و تلاش بوده تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که کدام نقش زبانی بیشترین کارکرد را در این مجموعه شعری دارد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که علاوه بر نقش ادبی، نقش عاطفی که در آن جهت گیری پیام به سوی خود گوینده است، بیشترین کارکرد را دارد و اقبال از این طریق، به بیان عواطف و احساسات خویش پرداخته و حتی از دیگر نقش های زبان نیز درراستای تحقق همین امر بهره جسته است؛ ازاین رو هدف و محوریت کلام در این دوبیتی ها با «فرستنده» (من) است و نوع ادبی آن ها از نوع ادب غنایی است که عنصر توصیف در آن مهم ترین عنصر به حساب می آید و شاعر در آن به توصیف احوال، اندیشه و احساس لطیف خویش پرداخته است.  
۵۲۷۶۷.

سعدی در مصاف حجاج بن یوسف ثقفی؛ حکایتی از بوستان و درنگی در ریشه های تاریخی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۴۹
در باب اول بوستان سعدی حکایت «نیک مردی» دیده می شود که اکرام حجاج یوسف نکرده است. بافت حکایت نشان می دهد که سعدی رخدادی تاریخی را به تصویر کشیده است. جز نام حجاج، دیگر اشخاص و اجزای ماجرا در هاله ای از ابهام و نهفتگی است. گفت وگوی حجاج و نیک مرد فرجامی جز مرگ خونبار در پی ندارد، رد پایی است که می توان به یاری آن در سوانح زندگی حجاج فرو رفت و چند و چون حکم قتل نیکمرد را بیش تر واجست.حجاج از کارگزاران خشن رفتار اموی است که دست کم به مدت بیست سال (از حدود 75 تا 95 ه.ق) بر قلمرو گسترده عراق و شرق خلافت اموی با خشونتی بی امان فرمان رانده و در سرکوب تمامی جنبش های ضد اموی، پیشتاز بوده است. از قرائن تاریخی و هم آوایی آن ها با اجزای حکایت، از جمله مناظره حجاج و سعید بن جبیر، خشم شدید دستگاه خلافت علیه وی و فرمان دستگیری او در مکه و سرانجام کشتنش به فرمان حجاج، چنین برمی آید که «نیک مردِ» حکایت، سعید بن جبیر از تابعین نام آور جهان اسلام است. تصرّفات شاعرانه سعدی در لایه های روایت، خنده و گریه سعید بن جبیر در واپسین دم و این که قتل هیچ یک از محکومین، با پیش درآمد مناظره همراه نبوده است، نشان می دهد که جایگزین کردن «نیک مرد» به جای سعید بن جبیر، در حکایت شیخ بی بنیاد نیست.
۵۲۷۶۸.

بررسی تأثیرپذیری اشرف جهانگیر سمنانی از عرفان ابن عربی در کتاب لطایف اشرفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۳۶
اشرف جهانگیر سمنانی، یکی از عارفان ایرانی طریقت چشتیه و از مشایخ متصوفه ساکن هند بود. از میان مهم ترین آثار او می توان به «لطایف اشرفی فی بیان طوایف صوفی» اشاره کرد که به منزله یکی از دایره المعارف های جامع عرفانی است. آرای اشرف، محل تلاقی آرای طریقت کبرویه و به ویژه شیخ علاءالدوله سمنانی، طریقت چشتیه و آرای ابن عربی است. او به واسطه مصاحبت با میر سید علی همدانی و عبدالرزاق کاشانی، به دنبال تلفیق و ترکیب سنّت اول عرفانی (چشتیه) با آرای عرفانی سنّت دوم در شبه قاره بوده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی درپی بررسی تأثیرپذیری اشرف جهانگیر از آرای عرفانی ابن عربی، در کتاب لطایف اشرفی است. نتایج حاصل از دریافت و بررسی آرای اشرف جهانگیر گویای این حقیقت است که وی در برخی از مباحث عرفان نظری ازجمله مباحث معرفتی، خداشناسی، وجودشناسی، جهان شناسی و انسان شناسی و در برخی از مباحث عرفان عملی، از آرا و اندیشه های عرفانی ابن عربی تأثیر پذیرفته است. محور تصوف وی، التزام به شریعت و سپس گام نهادن در طریقت برای وصول و درک حقیقت است.  
۵۲۷۶۹.

ژانر اتوپیا در رمان فارسی؛ ویژگی ها و زمینه های پیدایش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
اتوپیا ژانری برآمده از نقطه عطف های تاریخی است و اتوپیای ایرانی، برآیند اتفاقات خاص عصر مشروطه و بیداری است. عمده آثار اتوپیایی فارسی در فاصله سالهای 1303 تا 1332 به رشته تحریر درآمده اند و این بازه زمانی را می توان عصر اتوپیانگاری نامید. این نویسندگان رمان اتوپیایی، با نقد وضع موجود، طرحی از جامعه کمال مطلوب را میریختند تا افق دید خوانندگان را وسعت دهند و زمینه تعلیم همراه با التذاذ ادبی آنان را فراهم آورند. این پژوهش در حیطه ادبیات ژانری است و پژوهش های ژانری در ادبیات فارسی از مایه و پیشینه قابل توجهی برخوردار نیست. و در زمینه ژانر اتوپیا و شناخت و نیز چگونگی پیدایش آن، پژوهشی مستقل و منسجمی انجام نشده است. مسأله این پژوهش، چگونگی شناخت ژانر اتوپیا و زمینه پیدایش آن در رمان فارسی است و در راستای پاسخ به این پرسش، پس از تعریف ژانر اتوپیا و بیان ویژگیهای سازنده آثار اتوپیایی، به بررسی زمینه های پیدایش این ژانر در سه ساحت؛ اجتماعی _تاریخی، ادبی و شخصی پرداخته شده است و به این نتیجه رسیدیم که پیدایش این نوع ادبی، حاصل تاریخ مشروطه و بیداری، سفرنامه های خیالی و رمانهای ترجمه ای و نیز نقش اساسی صنعتی زاده کرمانی به عنوان توسعه دهنده ژانر اتوپیاست. انجام این تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی، مبتنی بر تحقیقات کتابخانه ای است.
۵۲۷۷۰.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
۵۲۷۷۲.

استعاره های مفهومی مرگ در داستان سیاوش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
در این پژوهش به بررسی استعاره های مفهومی مرگ در داستان سیاوش از شاهنامه فردوسی بر مبنای نظریّه زبان شناسی استعاره مفهومی لیکاف و جانسون پرداخته شده است. بر اساس این بررسی مفهوم مرگ به شش کلان استعاره «مرگ، حقارت است»، «مرگ، جنگ است»، «مرگ، عهدشکنی است»، «مرگ، پایان است»، «مرگ، قصاص است» و «مرگ، سوگواری است» تقسیم شده است. سپس بر پایه روایت داستان، هر کدام از کلان استعاره های مذکور را در آن مورد بررسی قرار دادیم و با آوردن شاهد مثال هایی از ابیات شاهنامه سعی بر آشکارکردن مفهوم مرگ از دیدگاه فردوسی برای مخاطب داشته ایم. این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی و بررسی استعاره های مربوط به مفهوم مرگ به این نتیجه منجرشد که دیدگاه فردوسی در مورد مرگ در داستان سیاوش به ازاء هریک از شخصیّت های داستانش متفاوت است. در واقع فردوسی با توجّه به جایگاه هر شخصیّت در داستان با شیوه ای متفاوت به پدیده مرگ می نگرد، امّا در داستان سیاوش مرگ شخصیّت اوّل داستان را خویشکاری (Function) وی می داند و از دیدگاه فردوسی مرگ سیاوش شروع اوست و با مرگ وی عطش انتقام و کینه جویی سرتاسر ایران را فرامی گیرد و باعث می شود تا هدف او که نابودی شرّ است، محقّق شود و توران از حکومت افراسیاب و وابستگانش نجات یابد. 
۵۲۷۷۳.

بررسی ساختار معنایی روایت های حماسی و اساطیری ایران، هند، یونان و بین النهرین بر پایه نردبان معنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۴
الگوی «نردبان معنایی» که از مربع های معنایی متوالی تشکیل شده است، مراحل تولید معانی موجود در ژرف ساختِ روایت را از معنای اولیه تا معنای نهایی، به تصویر می کشد؛ به گونه ای که این معانی از حالت ایستایی در مربع معنایی گریماس عبور کرده و شکلی پویا یافته اند. در این مقاله برای اثبات این مسئله، به تجزیه وتحلیل چند روایت در ژانر حماسی و اساطیریِ ایران، هند، یونان و بین النهرین پرداخته شده است تا با بررسی معانی موجود در ژرف ساختِ روایت ها، ویژگی پویایی معنا در نردبان معنایی و ساختار معنایی این روایت ها بررسی شود. پس از تجزیه وتحلیل روایت های «ضحاک»، «فرود»، «رامایانا»، «گیل گمش» و «اودیسیوس»، مشخص شد که فرایند نردبان معنایی به کمک مربع های معنایی متوالی، معانی موجود در ساختار روایت را به شکلی پویا و سیال به نمایش می گذارد و در ژانرهای مختلف، قابل تطبیق و اجراست. همچنین با نردبان معنایی می توان الگوی طرحِ حرکت فاعلِ روایت در مسیر دستیابی به هدف را به وضوح مشاهده کرد و ساختار معنایی این روایت ها را بررسی و ترسیم کرد.
۵۲۷۷۴.

بررسی روان شناختی حجاب های کمال انسان از دید مولوی(با تکیه بر دفترسوم مثنوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۱۴۳
آدمی ذاتاً موجودی کمال جو است و خواسته یا ناخواسته همواره در مسیر ترقی گام برمی دارد و از طرفی موانع مختلفی دست به دست هم می دهند تا طی این طریق را ناممکن سازند یا او را از دستیابی به کمال بازدارند. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مفهوم حجاب های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی و تطبیق آن با آرا و گفتار روان شناسان، به روش توصیفی – تحلیلی است. واقعیت آن است که شناخت حجاب های کمال انسان و خودسازی مهم تر از حقیقت جویی است برای این که اگر شخص این توانایی را داشته باشد که حجاب های کمال انسان و موانع خودسازی را بشناسد و درصدد رفع آن برآید فاصله چندانی با حقیقت خود نخواهد داشت. طبق بررسی های انجام شده در این پژوهش می توان گفت به نظر مولانا و روان شناسان شناختن حجاب های کمال انسان لازم است؛ باید پس از شناخت این حجاب ها، برای رفع آن ها سخت کوشید. طبق نتایج پژوهش، می توان گفت تقلید، نفس اماره، دنیاطلبی و شهوت از پرکاربردترین حجاب های کمال انسان در دفتر سوم مثنوی هستند. می توان گفت مشابهت های بسیاری میان نظریه های روان شناسان و اندیشه های مولانا در دفتر سوم مثنوی وجود دارد.
۵۲۷۷۵.

De l’Autofiction Doubrovskienne dans Vivre vite de Brigitte Giraud(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۰۹
La littérature a connu des changements depuis la fin des années 1970, notamment en ce qui concerne la réapparition du sujet et la valorisation des textes qui sont concentrés sur le moi. Ainsi, la littérature est allée ensemble avec la fiction et elles sont indispensables. La fiction est un genre littéraire qui contient des éléments imaginaires. L’autofiction, qui est une représentation fictive de soi, est située entre un récit réel tiré d’événements de la vie quotidienne et un récit parfaitement fictif qui est inventé par l’auteure. L’autofiction est une nouvelle forme d’autobiographie qui se distingue des écritures autobiographiques originales. Dans le récit de Vivre vite, Brigitte Giraud met l'accent sur la mort inacceptable de son mari, Claude, en suivant la description triste du jour de l'accident. Une perte a bouleversé l’histoire. En retrouvant des souvenirs et en parlant du passé, nous pouvons expérimenter des événements amers. Afin de mieux comprendre la notion d’autofiction doubrovskienne, nous avons d’abord essayé de traiter la notion de l’autofiction et sa différence avec l’autobiographie. Dans cet article, nous essayons d’illustrer le “je” comme un miroir brisé, qui cherche à réhabiliter sa présence et projette d’image de son moi rompu et de montrer comment à travers Vivre vite, Giraud met en scène des éléments autofictionnels. L’objectif essentiel de cette recherche s’appuie sur les enjeux de la fictionnalisation de soi et la résonance de l’autofiction. En expliquant les relations entre la reconstruction du récit et la fiction, nous présenterons le cadre théorique de la recherche, et nous procèderons, d’une approche descriptive-analytique, à la présentation du roman recourant aux conceptions autofictionnelles de Serge Doubrovsky.
۵۲۷۷۶.

تحلیلی بر اخلاق گرایی عنوان نگار با تکیه بر شهنشاه نامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۱
شاعران حماسه سُرا در ادبیات کشور ما از یک طرف، بار بخشی از تاریخ را به دوش کشیده و ازطرفی دیگر، رسالت ادبی خود را در ادبیات حماسی و تعلیمی به انجام رسانده اند. آنان ضمن روایت حماسی تاریخ، از گسترده ترین نوع ادبی ایران، یعنی ادبیات تعلیمی، غافل نمانده و به آن پرداخته اند. میرزا تقی خان نجم آبادی نیز در کتاب حماسی- تاریخی خود، شهنشاه نامه، که دربَرگیرنده تاریخ عصر قاجار است، از این مهم غافل نبوده و دیدگاه های اخلاقی خود را ضمن روایات حماسی- تاریخی بیان می کند. جُستار حاضر به دنبال بررسی اندیشه ها و ملاحظات اندرزی تقی خان عنوان نگار در کتاب شهنشاه نامه است. نتایج این پژوهش نشان می دهد نجم آبادی به عنوان یک شاعر و متفکر با تأسی به پیشینیان، در ملاحظاتِ اندرزی خود با تکیه بر مفاهیمی که مانع بُروز جنگ می شوند (همچون دنیاگریزی، بصیرت، عفو و بخشایش، صداقت و راستی) و نیز منع صفات و عواملی که باعث جنگ افروزی هستند (مانند غرور، نفاق و خیانت، دنیاگریزی و نکوهش نفس)، ضمن تأکید بر دفاع حماسی از وطن، نشان می دهد صلح طلب بوده و با جنگ افروزی و خودکامگی مخالف است. او همچنین به صداقت و عبرت آموزی بیش از سایر صفات اخلاق پرداخته و نبود آن ها را بیش از سایر صفات برجسته عامل خصومت و دشمنی دانسته است. این جُستار به بررسی نقش این آموزه ها و مفاهیم در اندیشه های عنوان نگار می پردازد. روش کار با مطالعه دقیق منابع اصلی، فرعی و مربوط به موضوع چون منابع ادبی و تاریخی، تحلیل و توصیف محتوای کیفی است.
۵۲۷۷۷.

نویافته هایی مغفول از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۳۴
این پژوهش بر آن است تا با روش توصیفی- تحلیلی اشعاری نویافته از نزاری قهستانی، ناصر بجه ای شیرازی و جلال الدین عتیقی را که از آنها غفلت شده است، تحلیل کند؛ نخست: غزلی از نزاری قهستانی: نزاری قهستانی غزل سرای زبردست سده هفتم و ربع اول سده هشتم هجری است که از او دیوان شعری به جا مانده است. این دیوان به کوشش مظاهر مصفا تصحیح و به چاپ رسیده است. تصحیح مصفا بر مبنای نُه نسخه خطی و مقابله با رساله ماشین شده رضا مجتهدزاده صورت گرفته است. در جُنگ انیس الخلوه، پنج غزل از نزاری آمده است که یکی از این غزل ها در دیوان چاپی او پیدا نشد. دوم: یک غزل و رباعی از ناصر بجه ای شیرازی: ناصر بجه ای شیرازی شاعر سده هفتم و ربع اول سده هشتم و معاصر با سعدی است. از این ناصر دیوانچه ای به تصحیح محمود مدبری منتشر شده است. میلاد عظیمی نیز غزل هایی را از او گردآوری کرده است. از ناصر غزلی در جنگ انیس الخلوه ذکر شده که در هیچ کدام از این گردآوری ها وجود ندارد. همچنین یک رباعی نویافته از او در جنگ خطی کتابخانه ملک به شماره 5319 وجود دارد که در هیچ کدام از گردآوری ها نیامده است. سوم: سه غزل از جلال الدین عتیقی: جلال الدین عتیقی شاعر سده هفتم و هشتم هجری است. دیوان اشعار او به صورت چاپ عکسی از روی نسخه خطی کتابخانه فاتح ترکیه به طبع رسیده است. هجده غزل از عتیقی در جنگ شعری مونس العشاق ذکر شده که دو غزل از آنها نویافته هستند. همچنین یک غزل نویافته نیز در سفینه انیس الخلوه به نام عتیقی آمده است.
۵۲۷۷۸.

بررسی مقایسه ای برگردان ترکیبات قرآنی ترجمه های الهی قمشه ای و مکارم شیرازی بر اساس الگوی ترجمه ابوالفتوح رازی در جزء 29 و 30(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
قرآن معجزه ای الهی است که به زبان عربی نازل شده و حاوی جمیع احکام و دستورات الهی است، بنابراین ارائه ترجمه ای شیوا و روان از آن تنها راه دستیابی غیر عرب زبان از محتوای آن می باشد. برای این منظور در این مقاله سعی شده تا با تحلیل زبان شناختی ترجمه های معاصر قرآن از الهی قمشه ای و مکارم شیرازی و بررسی روش ها و اسلوب ها در ترجمه های مذکور و مقایسه نحوه برگردان ترکیبات قرآنی و همچنین ویژگی های سبکی آن ها بر اساس الگوی ترجمه ابوالفتوح رازی که اولین ترجمه قرآن به زبان فارسی و بر مشرب شیعه می باشد و از لحاظ تاریخ تحول زبان فارسی و لغت شناسی اهمیت بسیاری دارد، به بهترین شیوه و اسلوب در بین این ترجمه ها دست یافت. بر این اساس ترجمه های مذکور توصیف و تحلیل شده و از منظر معناشناسی و در سطح زبان شناختی بررسی و تشریح شده اند که با توجه به بررسی های صورت پذیرفته می توان گفت با وجود اینکه مترجمان مذکور در برگردان ترکیبات قرآنی سبک خاص و یکنواختی را دنبال نکرده اند و در اکثر موارد برخلاف ابوالفتوح رازی بجای معنای واژه به واژه آن ها از شرح و توضیح ترکیبات در ترجمه استفاده کرده اند و یا در مواردی نیز برای یک کلمه قرآنی در ترجمه دو معنا آورده اند و معنای آن را در ترجمه وسعت بخشیده اند، اما در کل توانسته اند مفهوم ترکیبات قرآنی را براساس الگوی ترجمه ابوالفتوح رازی به ترجمه انتقال دهند.
۵۲۷۷۹.

تحلیل و بررسی عنصر سواد عاطفی در شخصیت «جلال آریان» در شماری از داستان های پلیسی اسماعیل فصیح براساس الگوی گلمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۹
سواد عاطفی یا هوش هیجانی از نیازهای ضروری زندگی بشر برای بهبود روابط اجتماعی و دوری از برخی آسیب های حیطه رفتار و کاهش زمینه جرم در جامعه است. سواد عاطفی، آگاهی از هیجانات و چگونگی اثرگذاری آن در مدیریت روابط فردی و اجتماعی است تا فرد به درستی بیندیشد، تشخیص دهد و به بهترین حالت، عواطف و احساسات را دریافت کند و انتقال دهد. هرچند این موضوع بیشتر مربوط به حوزه های روان شناسی و تربیتی است، اما می توان نقش آن را در ادبیات پلیسی نیز بررسی کرد. در این پژوهش با استفاده از روش تحلیل محتوا و بررسی مقایسه ای و تطبیقی و استمداد از منابع کتابخانه ای به بررسی عنصر سواد عاطفی در زندگی «جلال آریان» شخصیت اول رمان های اسماعیل فصیح پرداخته شده و این شخصیت در پنج داستان فصیح ازجمله: «شراب خام»، «فرار فروهر»، «شهباز و جغدان»، «گردابی چنین هایل» و «درد سیاوش» تحلیل و بررسی شده است. براساس نتایج، جلال آریان به دلیل داشتن پیوند قوی بین دو حلقه شناخت و عواطف هیجانی خود توانسته است از تمام عوامل پنج گانه سواد عاطفی  (الگوی گلمن) برای گره گشایی از معماهای جنایی فصیح بهره ببرد. دستاورد پژوهش آن است که فصیح از میان این عوامل، بیش از همه به یکدلی و مدیریت روابط، سپس مهارت های اجتماعی،خودآگاهی، کنترل عاطفی و کم تر از سایرین به خودانگیختگی توجه داشته است. او با هنر سواد عاطفی نه تنها پی رنگ داستان هایش را تقویت کرده، بلکه آن ها را جذاب تر و دلپسندتر نیز کرده است.  
۵۲۷۸۰.

درآمدی بر روش های علم شناسی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۹۵
جلال الدین محمّد مولوی، شاعر عارف و عالم صاحب نظر قرن هفتم هجری، در آثار و اشعار خود درباره علم، حکمت و معرفت، مباحث نظری و معرفتیِ جامعی عرضه کرده که از نظرگاه علم روش شناسی که زیرمجموعه علم منطق و معرفت شناسی است، قابلیت توجّه و بررسی مستقل دارد. در پژوهش حاضر، مجموعه اشعار و اندیشه های مولوی، به طور ویژه در مثنوی، در خصوص علم شناسی به روش اسنادی استخراج، و با الگوهای مختلف منطقی دسته بندی و روش شناسی شده و رهیافت های او در شناخت و شناسایی علوم معرّفی گشته است. دستاورد پژوهش آن است که مولوی در آثار خود به طور کلّی و در غالب موارد از دو روش و رهیافت منطقی (علمی) و ادبی برای معرّفی علوم یا علم شناسی استفاده می کند که در این پژوهش فقط عمده ترین شیوه های او از منظر اوّل مورد معرّفی و تحلیل اجمالی واقع شده است. تقسیم و طبقه بندی، تطبیق و مقایسه، تحلیل و آسیب شناسی، توصیف و نشانه شناسی، مهمترین و عمده ترین شیوه های مولوی در معرّفی علم و عالمان است که از مجموعه این روش ها در جهت القای معارف و اقناع مخاطب بهره می گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان