فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۰۱ تا ۲٬۱۲۰ مورد از کل ۵٬۴۶۹ مورد.
مفاهیم اساسی در اندیشه سیاسی ماکیاولی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نگرش واقع گرایانه و یا آرمان گرایانه به پدیده ها و مفاهیم عرصه سیاست به مثابه دو روی ژانوس دو چهره مورد نظر «موریس دورژه» گاهی در تعارض با یکدگیر و گاه به موازات هم و یا به صورت تلفیقی و همزمان مورد استفاده متفکران سیاسی واقع شده است. هر چند شواهدی از نگرش واقع گرایانه در اندیشه متفکرین سیاسی یونان باستان از جمله در نزد ارسطو را می توان جستجو کرد ولی سهم و جایگاه ماکیاولی در این میان منحصر به فرد است. او مفاهیم بدیعی را در ادبیات سیاسی غرب ابداع نموده است مخصوصا اگر به تاریخ و جغرافیای مفاهیم اساسی اندیشه های وی توجه داشته باشیم خواهیم دید که در دوره انتقالی از قرون وسطی به عصر جدید و سپس عصر روشنگری ماکیاولی دارای نقش به سزایی است.
مفهوم واقع گرایی و نگرش واقع بینانه او به نظر می رسد که در میان سایر مفاهیم مورد ابداع اش دارای محوریت و اهمیت بنیادی است که در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد.
مسئله الهیات و زیباشناسی
خطای تحویلی نگری در دیدگاه الهیات پویشی گریفین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الهیات پویشی یکی از نظامهای الهیاتی است که در دوران پست مدرن رواج یافت. این نوع الهیات می کوشد که به نظام معنوی حیات دوباره ببخشد. دیوید ری گریفین یکی از الهی دانان پویشی و دارای پژوهشهای فراوان است. او با انتقاد از دو جهان بینی ماقبل مدرن و مدرن می کوشد عناصری از هر دو نظام را برای ارائه نوعی الهیات که از فلسفه پویشی وایتهد الهام گرفته است، به کار گیرد. برخی آموزه های مهم الهیات پویشی، همه تجربه گرایی، نسخه وایتهدی خداباوری طبیعت گرا، تاکید بر آموزه غیر حس گرای وایتهد از ادراک و یکپارچگی شهودات دینی، زیبایی شناختی و اخلاقی با عمومی ترین آموزه های علوم در یک دیدگاه منسجم است. این مقاله با رصد کردن مواضع تحویلی نگری به نقد نظرات گریفین در الهیات پویشی می پردازد. تحویلی نگری در تفسیر او از قدرت و خلاقیت خداوند و تنزل آن در حد موجودات آفریده او بدون تبیین منطقی و صرفاً برای حل برخی معضلات الهیات سنتی مانند مساله شر و مساله اختیار در انسان، نمونه ای از تحویلی نگری در اندیشه های گریفین است.
درآمدی بر شک و شکاکیت از منظر عقل و نقل(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این نوشتار، ماهیت شک و شکاکیت از منظر عقل و قرآن کریم بررسی شده است. برای این منظور، به موضوع هایی همچون چیستی شک و شکاکیت، اقسام شک وشکاکیت، پیشینه شکاکیت، ادله شکاکیت، نقد ادله شکاکیت و شکاکیت از منظر قرآن کریم، منشا شکاکیت و راه های رفع و دفع شکاکیت پرداخته شده است.
همچنین به مسئله اساسی شک و شکاکیت، یعنی امکان دستیابی به علم و معرفت، توجه ویژه شده است.
Morality, Rationality and Impartiality
حوزههای تخصصی:
Morality as somehow involving rationality and impartiality received classic expression in philosophy of Kant who frankly speaks of “rational and impartial spectator” in contemplating the universal law. The overall aim of this paper is to show (1) that the idea of morality implies rationality and this will be reached at in refuting the moral scepticism; but (2) it does not necessarily indicates impartiality, since the justification of the principle of impartiality does not solve the problem of justifying particular moral principles. I will start with the question “Why should we be moral?” and then turn to moral rationality to refute moral scepticism, finally the relationship between rational morality and the principle of impartiality will be reconsidered.
درآمدی به فلسفه اخلاق در سازمان: مطالعه موردی : منشورهای اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبحث معیارهای اخلاقی و قاعده تدوین منشور اخلاقی در طول حیات انسان مقولهای دیرین و دارای ابعاد و مولفههای مختلفی است، منظرگاههای علمی و تئوریکی و راهکارهای عملی فراوانی برای این موضوع طرح شده و از دیرباز محل مناقشه ارباب نظر در حوزههای دین، فلسفه، اخلاق، روان شناسی و مدیریت بوده است. در این مقاله ضمن بررسی فعل اخلاقی، خاستگاههای روان شناختی و ارتباطی آن مورد بررسی قرار میگیرد و سپس نظریات متعدد مرتبط با معیارسنجی فعل اخلاقی از جمله نظریه دگردوستی، حسن و قبح ذاتی افعال، الهام وجدان و امثال آن بازنگری و به عوامل موثر بر رفتار اخلاقی و غیر اخلاقی پرداخته میشود. سپس اصول چهارگانه علم اخلاق ارزشی یعنی تعهد، نظارت، حسابگری و سرزنش نیز با استناد به روایات مورد بررسی و مطالعات روانشناسان نیز مورد تاکید قرار میگیرد در نهایت زمینههای جهانی تدوین منشور اخلاقی سازمانها و معیارهای آن مانند اصل امانت، مالکیت، اعتماد، شفافیت و منزلت، انصاف، شهروندی و حساسیت متقابل تحلیل میگردند و مصادیق منشور یاد شده در ابعاد مورد مطالعه نیز ارائه میگردد.
فلسفه سیاسی: کنشی لذت بخش یا فعالیتی حقیقت یابانه؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این مقاله می کوشد تا از منظری متفاوت به نقد بخشی از سنت فلسفه سیاسی فیلسوفان معاصر بپردازد. در این راستا آنچه مورد تاکید است روی آوردن فلسفه و فلسفه سیاسی به آن چیزی است که از آن به کنش لذت بخش تابیر گردیده است. چنین کنشی ریشه های دراز تاریخی دارد و به روزگار یونان باستان و فیلسوفان پیشا سقراطی باز میگردد. به باور ما در هم آمیختگی مرزهای فلسفه و ادبیات و ارایه شدن سخن فلسفی یونانیان در قالب بلاغت و سخنوری و غلبه این ویژگی بر ارزش های معرفتی فلسفه که به اهنمام فیلسوفانی همانند سقراط و افلاطون از سخن فلسفی کمابیش رخت بسته بود بار دیگر با تاکید بر اصالت زبان و احیای آنچه روح دیونیزیوسی فلسفه خوانده می شود توسط نیچه به گفتار فلسفی باز گردید و به مبنایی رادیکال برای نقد سوبژیکتیویته و معرفت باوری فلسفی مبدل شد. فرض ما بر این است که فلسفه با اتخاذ کنشی لذت بخش و نزدیک گردیدن به سخن ادبی و هنری از تعهد اصیل خود در انکشاف حقیقت دور گردیده است. به دنبال این امر فلسفه سیاسی برخی از فیسوفان و اندیشمندان معاصر نیز دستخوش گرایش به کنشهای ذوقی-ادبی شده، از نقادی مثمر ثمر ایدئولوژی ها و تمهید عمل رهایی بخشی باز مانده است. این مقاله برای تایید مدعای خود، ضمن بررسی تاثیرات فلسفه نیچه بر چنین چرخشی، با ارایه تصویری کوتاه از دستاوردهای فروید ولاکان در متداول ساختن مفهوم لذت در اندیشه فلسفی، نشان می دهد که گرایش فلسفه سیاسی به کنش لذت بخش یا لیبیدوئیزه شدن فلسفه سیاسی چگونه نقادی سیاسی را از اهتمام به رهایی بخشی مثمر ثمر منصرف ساخته و به دلخوشی های روشن فکرانه، ذوقی و ادبی مبدل ساخته است. در این راستا اندیشمندانی چون رولان بارت، زیل دلوز واسلاوی ژیژک از همین منظر مورد توجه اند.
آیا هنوز دربارهی واقعیت و صدق چیزی برای گفتن هست؟
حوزههای تخصصی:
فیلسوف آمریکایی هیلاری پاتنم (متولد 1926) در دهه های اخیر نویسنده ی بزرگی در زمینه ی فلسفه ی ذهن، فلسفه ی زبان و فلسفه ی شناخت بوده است. پاتنم که در ابتدا مدافع روی کردی «کارکردگرایانه» به ذهن و ارجاع بود، بعدها تحت تأثیر پیرس و جیمز به نفع نوعی «واقع گرایی درونی» یا «عمل گرایانه» استدلال آورد، که به موجب آن وابستگی ارجاع به نظریه ای که توسط انسان بنا شده است، آسیبی بر یک توضیح واقع گرایانه از صدق وارد نمی سازد. همان طور که پاتنم در این سخن رانی (1985) شرح داده است، از نظر وی هیچ حقیقتی درباره ی جهان نمی تواند مستقل از شاکله ای مفهومی وجود داشته باشد؛ اما با وجود در نظر گرفتن چنین شاکله ای، ارجاع ثابت است و صرفاً «قراردادی» نیست. به این معنا، اختلاف او با پست مدرنیسمِ ریچارد رورتی آموزنده است. هر دوی آن ها مبناگرایی را بر اساس عمل گرایی رد می کنند. با این حال، از نظر پاتنم با ناامید شدن از یک «نگاه از چشم خدا» به واقعیت، عمل گرایی یک توضیح تعدیل یافته، اما در عین حال واقع گرایانه و فلسفی از صدق در اختیار ما می گذارد.
به مرگی از منظر اخلاق
حوزههای تخصصی:
به مرگی یا قتل از روی ترحم، یکی از مسائل محوری اخلاق زیستی است که مورد نقض و ابرام فراوان واقع شده است. در آغاز این مقاله با مفهوم به مرگی و انواع آن آشنا میشویم و سپس مؤلفه های اصلی و عناصر تشکیل دهنده آن معرفی میگردد. پس از آن، دلایل موافقان و مخالفان به مرگی تقریر و بررسی شده است. سپس به مسأله بیمعنایی رنج در جهان معاصر به مثابه علت اصلی رواج به مرگی اشاره و سرانجام بر این نکته تأکید میکنیم که ادیان الاهی، برای رنج، نقشی سازنده در کمال انسان قائل هستند که تکامل معنوی افراد از طریق همین رنج صورت میگیرد و دین با معنا دادن به رنج، به زندگی افراد معنا داده، مانع به مرگی میشود. در نتیجه نوع خاصی از به مرگی که با خواست و اراده شخص همراه است و به صورت فعال صورت میگیرد، با اصول اخلاقی سازگار نیست و توجیه اخلاقی ندارد.
فلسفـه تـاریخ یعقوبی
حوزههای تخصصی:
Intrinsic Value: Towards A Pragmatic Theory
حوزههای تخصصی:
Intrinsic value is a concept central to the environmentalist movement. Whether one believes that natural objects have intrinsic value is supposed to determine whether one takes a ecocentric or homocentric approach to environmentalism, whether we practice deep or (merely) shallow ecology. Yet this concept is also a center of controversy and confusion. Just what does it mean for something to have intrinsic value? Is it the same thing as inherent value? Is it ""objective"" value? What of extrinsic, or, instrumental value? Is it somehow less objective? Questions such as these will be the subject of my paper. After a brief historical analysis of the relevant concepts, I shall consider the problem in the context of a wetland in the intercoastal waterway of Northeast Florida and propose a theory of intrinsic value based on the philosophy of John Dewey and George Herbert Mead.[i] Although we're unlikely to reach full agreement on some of these questions, I believe that we can come to agree enough on the intrinsic value of our environment to build a consensus in public policy.
چالش دلیل گرایی درباره عقلانیت باورهای دینی و نقد رهیافت ضد دلیل گرایی پلنتینگا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقدی بر روش شناسی برنامه های پژوهش علمی لاکاتوش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متافیزیک ۱۳۸۸ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، نقد و بررسی روش شناسی برنامه های پژوهش علمی ایمره لاکاتوش است. لاکاتوش با ارایه روش شناسیی مبتنی بر ابطال گرایی، برآن بود که بر تکثر گرایی (نسبی گرایی و شکاکیت) غلبه کند و برنامه پژوهشی بهتری را از میان برنامه های دیگر تشخیص و تمیز دهد. سوال این است که آیا تعدیل های ثانویه ای که لاکاتوش بتدریج در برخورد با برخی واقعیت های تاریخی و برخی ایرادهای مخالفان در فرم و محتوای نظریه اولیه اش ایجاد کرد، خدشه ای به آن و غایاتش وارد نمی کند؟ این مقاله نشان می دهد که این اتفاق می افتد. یکی از تعدیلهای لاکاتوش در روش شناسی اش، پناه بردن به ایده معقولیت غیرآنی است که بر اساس آن، دیگر نمی توان همین الان و در فرصت معین و کوتاهی در باره معقول بودن ترجیح یک برنامه پژوهشی (یا نظریه) به برنامه (یا نظریه)ای دیگر نظر داد. در این مقاله، با ارایه تحلیلی منطقی نشان داده می شود که این تعدیل، روش شناسی او را نسبت به تمیز بین برنامه های پژوهشی بهتر و برنامه های پژوهشی ضعیف، ناتوان می کند. همچنین، او تعریف جدیدی از روش شناسی ارایه می دهد که این تعریف نیز به نوبه خود کارکرد اصلی روش شناسی او را از بین برده، آن را به نوعی بی خاصیت می کند. نهایتا این مقاله قصد دارد با نشان دادن ضربات جبران ناپذیری که تعدیلهای ثانویه لاکاتوش به نظریه او وارد می سازد، بیان کند که این روش شناسی با تعدیلهای ثانویه وی، نه تنها نجات نمی یابد، بلکه به اهداف اولیه اش برای ارایه آن نیز نایل نمی شود.