فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۴۱ تا ۴٬۹۶۰ مورد از کل ۷٬۸۹۰ مورد.
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۳
125 - 141
حوزههای تخصصی:
باوجود مطالعات بسیار ، کمبود منابع جهت استواری پایه های نظری مفهوم «شهر اسلامی» ، همچنان مهم ترین معضل این بخش از دانش شهرسازی است . بدین جهت ، بازخوانی و واکاوی آثار اندیشمندان بزرگ مسلمان که نظریات آن ها عمدتاً مبتنی بر تعالیم اسلامی است ، ضروری به نظر می رسد . پژوهش بنیادی حاضر ، باهدف کمک به توسعه مبانی نظری «شهر اسلامی» ، نظریه «مدینه فاضله فارابی» را با استفاده از مطالعات اسنادی ، مراجعه به منابع دست اول و بر اساس روش تجزیه وتحلیل کیفی ، موردمطالعه قرار داده است . فارابی حکیم مسلمان ایرانی، در کتب «آراء اهل المدینه الفاضله» و «سیاسه المدنیه» ، به شرح علمی مفهوم «شهر آرمانی» می پردازد . ویژگی های منحصربه فرد او را می توان در «جامع نگری»، «ساختار و سازمان منظم تفکر او»، «سعی در کاربردی کردن فلسفه اسلامی در اجتماع» و «توجه به مبادی سه گانه الهی، انسانی و طبیعی در ارائه نظریات» دانست که این مشخصات، استحکام تفکر مبتنی بر نظریات وی را تا حدود زیادی تضمین می نماید. پس از بررسی منابع و تحلیل نتایج ، مفاهیم کلیدی نظریه فارابی شامل : «سعادت»، «جامع نگری»، «انسان گرایی»، «عدالت»، «الگوی جهانی»، «سیاست»، «نظام اجتماعی»، «مدیریت» و «آموزش» استخراج گردیده است. این مفاهیم، در سه بخش «آرمان متعالی، مسیر حرکت و ابزار عملیاتی» تنظیم و روابط میان آن ها تحلیل شده است. درنهایت، کاربست این مفاهیم در تعریف بنیان نظری مفهوم «شهر اسلامی» مشخص گردیده است. این مفاهیم می توانند «هدف، رویکرد، ساز و کار، فرم، بستر، سازمان و محتوا»ی مفهوم «شهر اسلامی» را تبیین نمایند.
بررسی آسیب های توسعه میان افزا در بافت های میانی شهرها با کاربست مدل معادلات ساختاری (نمونه موردی: محله کوچه مشکی در شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در نبرد توسعه پایدار و رفاه، دستیابی به الگوی رشد فشرده بعنوان کلید حفاظت از زمین محسوب می شود. نوسازی شهری که بعنوان پاسخ مناسب برای مشکلات بافت های میانی است، از سیاست میان افزایی در بازسازی و نوسازی بافت ها بهره می برد. با وجود اثرات مثبت این الگوها بر پایداری، در صورت عدم اجرای اصولی آنها، پیامدهای منفی ازجمله عدم رضایت ذی نفعان و کاهش کیفیت زندگی رخ خواهد داد. اجرای توسعه میان افزا در بافت میانی زنجان بصورت تخریب واحدهای قابل سکونت و ریزدانه و ساخت واحدهای آپارتمانی در اراضی بایر بافت میانی باعث اثرات منفی شده است. در این پژوهش، توسعه میان افزا به عنوان متغیر مستقل و آسیب های ناشی از آن بعنوان متغیر وابسته بوده و برای آزمون این رابطه از روش توصیفی و علّی و تکنیک معادلات ساختاری در نرم افزار pls [1] بهره گرفته شد. برازش مدل کلی روابط نشان از عدم رضایت ساکنین محله کوچه مشکی از توسعه میان افزای اتفاق افتاده دارد (GOF [2] =0.37). لیکن، تأثیر آن بر از بین رفتن مشاغل بومیِ محله، افزایش تراکم و آلودگی، کاهش میزان دستیابی به مسکن قابل استطاعت، و نابودی اراضی زراعی تأیید نشد. اما تأثیر آن بر احساس کمبود خدمات و کیفیت زندگی، کاهش روابط اجتماعی و امنیت بر نارضایتی از توسعه میان افزا تأیید شد. تأثیر موانع حقوقی بر کاهش دسترسی به مسکن قابل استطاعت مورد تأیید قرار گرفت. یافته های مدل نشان داد: مهم ترین آسیب های توسعه میان افزا از نظر ساکنین محله، به ترتیب عبارت اند از: احساس کمبود خدمات، کاهش کیفیت زندگی، کاهش امنیت و کاهش روابط اجتماعی.
واکاوی مؤلفه های بازشناخت اصالت در حفاظت میراث فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اصالت به مثابه انتقال دهنده ارزش ها و بُعد معنایی میراث فرهنگی مؤلفه ای کلیدی در فرآیند حفاظت به شمار می آید، که در اسناد بین المللی بر ضرورت توسعه چارچوب مفهومی به منظور تعیین معیارهایی ثابت برای ارزیابی آن تأکید ویژه گردیده است. ماهیت کیفی و چند لایه بودن این مفهوم دستیابی به این چارچوب را با دشواری هایی مواجه ساخته است که تأثیر آن را می توان در فرآیند بازشناخت و ارزیابی اصالت میراث در بسترهای مختلف مشاهده نمود. از این رو، مقاله حاضر از طریق بازخوانی و واکاوی اسناد و کنوانسیون های بین المللی از یک سو و دیدگاه های صاحب نظران از دیگر سو، با بهره گیری از روش تحقیق کیفی و راهبرد تحلیل محتوا در پی دست یافتن به سطحی از شناخت و تعیین وجوه و ابعاد اصلی اصالت به عنوان پایه ای در راستای توسعه چارچوب مفهومی آن می باشد؛ بررسی سیر تحول میراث از مقیاس خرد به کلان، از مفهومی تک بعدی به چند بعدی، از کالبد محور به معنا محور، از ملموس به ناملموس و از ثابت به متغیر، پنج مؤلفه اصلی را برای بازشناخت مفهوم اصالت آشکار می سازد که در این مقاله به صورت دو جنبه ی "ملموس" و "ناملموس" و سه بُعد "ثبات"، "تداوم" و "تغییر" به عنوان پایه های چارچوب مفهومی اصالت معرفی می گردد.
بررسی رابطه بین تخلف ساختمانی تغییر کاربری و ساختار فضایی شهر تهران با استفاده از تحلیل رگرسیون فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تخلف ساختمانی تغییر کاربری یکی از انواع تخلفات ساختمانی عمده در شهر تهران است که طی دو دهه اخیر، تصمیم گیری های مدیریت شهری نه تنها به تعدیل مقدار این نوع تخلف ساختمانی نیانجامیده است بلکه منجر به کاهش اهمیت رعایت ضوابط و مقررات کاربری زمین شده است. تأثیر قابل توجه تصمیمات کاربری زمین بر نظم و تعادل ساختار شهری، بررسی راه حل های ممکن برای پیشگیری از وقوع این تخلف در سطح شهر را ضروری می سازد. در این مقاله با فرض وجود ارتباط بین چگونگی پراکنش تخلف ساختمانی تغییر کاربری در شهر تهران و ساختار اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی آن، به یکی از راه حل های ممکن برای پیشگیری از وقوع این تخلف اشاره می شود. در این زمینه با استفاده از روش تحلیل رگرسیون فضایی، ارتباط بین شاخص های اجتماعی، اقتصادی و فیزیکی معرف ویژگی های مناطق مختلف شهر تهران و مقدار تخلف تغییر کاربری گزارش شده به شهرداری مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نشان داد که مجموع مساحت تخلف تغییر کاربری در مناطق، با متوسط متراژ واحد مسکونی، قیمت زمین و ساختمان، ضریب مالکیت خودرو، مساحت متوسط قطعات زمین، متوسط تراکم ساختمانی و مساحت کاربری اداری رابطه ای هم جهت، با سطح اطمینان 99% و 95% دارد.
گونه شناسی خانه های تاریخی دوره قاجاریه نراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۱۶۷
۱۳۰-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
نراق از دوران قاجار تا دهه های اخیر زیستگاهی با سه محله بوده است که در میان باغ ها و کشتزارها قرار داشته اند. در کنار عناصری همچون بازار و مسجد و تکیه، خانه ها بخش مهمی از محلات را تشکیل می داده اند. زیرا هم کوچکترین واحد شکل دهنده زیستگاه محسوب می شوند و هم فرهنگ سکونت و خصوصیات زیست در آن منطقه را نمایش می دهند. سکونتگاه کهن نراق طی یک سده اخیر با آسیب ها و چالش های پرشماری روبرو شده است. علاوه بر این، خانه ها نیز به دلایل مختلف ازجمله توسعه و همچنین ضعف ناشی از بهره گیری از فنون ساخت و ساز روستایی و مصالح محلی همواره در معرض تخریب و دگرگونی بوده اند، آنچنان که بیم آن می رود که الگوهای بومی سکونت در نراق فراموش شوند. حفاظت از یک زیستگاه کهن علاوه بر مراقبت از اجزا و عناصری همچون بازار، نیازمند توجه عمیق به محلات و همچنین خانه به عنوان عنصر اصلی شکل دهنده محلات است. این توجه متضمن شناخت خصوصیات خانه و ازجمله انواع و گونه هایی است که قابل شناسایی هستند. لذا این مقاله درپی پاسخ دادن به این پرسش اصلی است که گونه های معماری مسکونی در سکونتگاه نراق چه بوده و چه ویژگی هایی داشته اند؟ براین اساس مقاله به دنبال تعریف یک گونه شناسی از بخش عمده ای از خانه های نراق است که از دوره قاجار به بعد ساخته شده اند. روش تحقیق در این مقاله تفسیری تاریخی است و اطلاعات عمدتاً برپایه مطالعات میدانی و درحین برداشت و مستندسازی جمع آوری شده اند. در این راستا تمام خانه های تاریخی موجود در محلات که امکان تهیه نقشه معماری آن ها میسر بوده، برداشت شده و تجزیه و تحلیل نمونه ها برپایه مهم ترین فضاها و ترکیب آن ها در جهت شکل گیری اندام های اصلی خانه صورت گرفته است. براساس مطالعات انجام گرفته مبتنی بر نحوه ترکیب ریزفضاها در یک نظام کلی، سه گونه اصلیِ «رسمی» مشابه مساکن مناطق شهری، «بومی» مشابه مساکن روستایی منطقه و «بینابین» و پنج زیرگونه قابل شناسایی است. زیرگونه های «رسمی دارای حیاط مرکزی»، «رسمی خانه باغ» و «رسمی ترکیبی» زیر مجموعه گونه اصلی رسمی بوده و زیرگونه های «بومی منفرد» و «بومی اشتراکی» زیرمجموعه گونه بومی محسوب می شوند.
تحلیل تاثیر راه آهن به عنوان میراث صنعتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت فناوری و پیشرفت دانش بشری، بسیاری از صنایع که پس از انقلاب صنعتی شکل یافته بودند در مسیر تغییر و تحول واقع شدند. اهمیت و ارزش های نهفته در صنعت، موضوع میراث صنعتی را وارد حوزه فرهنگ جهانی نموده و موجب شکل گیری برنامه های گسترده ای در حفاظت، نگهداری و بهره برداری مجدد از مراکز، معادن، مجتمع ها، نواحی و مناظر صنعتی در جهان و توجه به ثبت این آثار در فهرست میراث جهانی گردید. با توجه به سابقه طولانی صنعت در ایران، میزان شناخت جامعه از تاریخ شکل گیری و ارزش های هویتی، ملی و بومی مستتر در این صنایع بسیار محدود و تعریف میراث صنعتی در کشور، همچنان مهجور مانده است. این پژوهش با رویکرد کاربردی-کیفی به شیوه توصیفی و ارجاع به مطالعات کتابخانه ای، اسناد و تصاویر به موضوع پرداخته است. با پرسش هایی، به بازشناسی مفاهیم کلی در میراث و بررسی تاریخ شکل گیری صنایع جدید و چالش های آن از دوره قاجار تا پهلوی دوم می پردازد. جهت تدقیق موضوع، تاریخ شکل گیری راه آهن ایران بررسی و ارزش های آن معرفی شده و راهکارهایی جهت حفاظت و توسعه و ترویج میراث صنعتی در کشور به دست می دهد.
راهکارهای طبیعی نیل به محیط پایدار (نمونه موردی: بافت فرسوده محله از گل)
حوزههای تخصصی:
بحران های زیست محیطی، آلودگی ها، نابودی و یا تضعیف اکوسیستم ها ضرورتی انکار ناپذیر را به همگان و به ویژه اندیشمندان تذکر می دهد: «ضرورت ایجاد تغییر و اصلاح شیوه کنونی احداث و اداره محیط های مصنوع». درک این ضرورت ملموس، رسالتی را به دوش همه متخصصان فعال در زمینه طراحی و ساخت و اداره محیط های مصنوع گذارده؛ رسالت نیل به مقصدی که از آن با عناوینی چون جامعه پایدار، توسعه پایدار و ... یاد شده است. برای گام برداشتن در این مسیر پایدارسازی نیاز به سرمشق و الگو داریم و طبیعت به عنوان یکی از مهم ترین الگوها همواره جایگاه ویژه ای را به عنوان سرمشق فعالیت های انسانی دارا بوده است. درک شیوه ای که طراح طبیعت به وسیله آن پایداری را ایجاد و حفظ نموده، نیاز به نگرشی همه جانبه، هماهنگ و نظام مند دارد. نگرش سیستمی به طبیعت سال هاست که در قالب علم اکولوژی انجام می شود. ولی حلقه مفقوده این زنجیر، انتقال یافته ها به متخصصان فعال در زمینه ساخت محیط مصنوع است؛ تا بتوانیم راهکارهایی را که طبیعت به وسیله آن ها نظام خود را حفظ کرده و به پایداری می رساند، اقتباس نموده و در ساخت محیط مصنوع به کار بریم؛ امری که هدف نگارنده از نگارش این مقاله بوده است؛ لذا ابتدا مهم ترین اصول پایداری طبیعت مورد بررسی و تحقیق قرار گرفتند و سپس با استفاده از دستاوردهای این بررسی، راه حل هایی مبنایی جهت نیل به پایداری در محیط های مصنوع پیشنهاد گردیده است.
ارائه دیدگاه های جدید در رابطه با الگوهای گل و ستاره در تزئینات اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال هشتم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۷
45 - 54
حوزههای تخصصی:
مجموعه تزئینات اسلامی همواره درقالب الگوهای هندسی خاصی متبلورشده اند. در رابطه با این الگوها دیدگاه های متفاوتی وجود دارد. این مقاله با بررسی دیدگاه های رایج در رابطه با دو الگوی هندسی گل و ستاره در تزئینات اسلامی، به بررسی و جمع بندی سایر ویژگی های این دو شکل هندسی مهم پرداخته شده تا زمینه بررسی بیشتر را برای محققان در آینده فراهم آورد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که این الگوها از طبیعت برگرفته شده اند و علاوه بر برخورداری از ویژگی های هندسه فرکتال ها از جمله خود متشابهی، خرد مقیاسی، بعد اعشار و تکرارشوندگی دارای ویژگی های دیگری از جمله تقارن، دوران، تناسب، مرکزگرایی و نوزایی می باشند که این امر نشان دهنده آن است که در گذشته، هنرمندان اسلامی به خوبی از ابعاد گسترده ویژگی های طرح های هندسی خود آگاه بوده و از الگوهای پیشرفته ای جهت کاشیکاری سطوح استفاده می نمودند.
توزیع فضایی تاب آوری در برابر سوانح در سطح محلات کلانشهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۴ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۴۲
5 - 18
حوزههای تخصصی:
خسارات بسیار جانی و مالی ناشی از سوانح طبیعی در کلان شهرها ضرورت ارزیابی و ارتقای تاب آوری پیش از وقوع حادثه را نشان می دهد. کلان شهر تهران که مستعد زمین لرزه است، نیز از این امر مستثنا نیست. لذا در مقاله حاضر، مجموعه ای از شاخص های تاب آوری از سه مدل ۱ BRIC، ۲ CRI و ۳ CDRI، شناسایی شده و جهت ارائه شاخص ترکیبی چندبعدی تاب آوری کلان شهر تهران مورداستفاده قرارگرفته است. بامطالعه ۳۶۸ محله تهران و با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی، ابعاد تاب آوری در پنج بعد اجتماعی، بعد زیرساختی، بعد عملکرد اقتصادی، بعد جامعه ای–روابط همسایگی و بعد جامعه ای-مشارکت- تعریف شده اند. توزیع فضایی تاب آوری و ابعاد آن در سطح کلان شهر تهران نشان می دهد که محلات غربی و جنوبی شهر تهران و برخی از محلات در شمال شرقی وضعیت نامطلوبی ازنظر تاب آوری دارند. درصورتی که میزان تاب آوری در محلات مرکزی و شرقی به نسبت بیشتر است. در میان ابعاد تاب آوری نیز بعد زیرساختی بیشترین تأثیر منفی را بر محلات با وضعیت نامطلوب تاب آوری داشته است.
تحلیل روابط فضایی خانه های روستایی براساس نگرش فرهنگی-اجتماعی (مطالعه موردی: روستای کوهپر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۳۸ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱۶۶
۳۴-۱۹
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی در شکل گیری فضاهای خانه های روستایی تأثیر گذارند که میزان اهمیت و تأثیرگذاری همه آن ها یکسان نیست. یکی از مهم ترین این عوامل، عوامل فرهنگی- اجتماعی می باشد که رسیدن به درک فضایی و مفاهیمی که در معماری خانه های روستایی وجود دارد را امکان پذیر می سازد. بنابراین در نوشتار حاضر سعی شده است تا با تعیین جایگاه و اهمیت عوامل مذکور در شکل گیری روابط فضایی خانه های روستایی، نحوه تأثیر نگرش های اجتماعی و فرهنگی بر شکل خانه تشریح شود. مبانی و چهارچوب نظری این پژوهش از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بوده و جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای انجام پذیرفته و سپس جدولی برای چگونگی تأثیر نگرش مذکور در شکل گیری روابط فضایی خانه های روستایی بر اساس نظر متخصصان تدوین شده است. در ادامه، یافته های حاصل در خانه های روستایی غرب استان مازندران یعنی منطقه کوهستانی شهرستان کلاردشت به عنوان نمونه مطالعاتی از معماری روستایی شمال ایران، مورد بررسی قرار گرفته است. جهت تعمیم نتایج به سایر روستاهای کوهستانی منطقه، روستای کوهپر با قدمت بیشتر و سه خانه قدیمی تر از این روستا در سه گونه متفاوت انتخاب شد که در تمامی منطقه تکرار می شود. اطلاعات این بخش بر اساس مطالعات میدانی در روستا (عکس، نقشه و مصاحبه) استخراج و با استدلال منطقی به نتیجه رسید. در نهایت نتایج به صورت جداولی که در آن ها عناصر فضایی و سازمان فضایی در ارتباط با روابط فضایی خانه ها به صورت دسته بندی مشخص شده، در جدولی به صورت شکلی ارائه و نتایج حاصل از تحلیل فضایی در این جداول، از نمودار توجیهی بهره گرفته شد. نتایج نشان می دهد که نگرش فرهنگی- اجتماعی در پاسخ به نیازهای مادی و غیر مادی انسان شکل می گیرد و در روابط فضایی خانه های روستایی نمود پیدا می کند. این نمود در روستای مورد نظر، بیشتر در محرمیت و جداسازی حریم عمومی و خصوصی (مهمان و خانواده) قبل از ورود به داخل خانه صورت گرفته است و مشخص شده است که بررسی عمق فضا ها در خصوصی یا عمومی بودن فضا هیچ تأثیری ندارد بلکه مهم روابط فضایی خانه های روستایی است که بر اساس این دو فضا سازمان می یابد.
مطالعه تطبیقی اصول پیرنیا در معماری و مصنوعات با سبک های طراحی صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری و شهرسازی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
205 - 216
حوزههای تخصصی:
به دنبال وقوع انقلاب صنعتی و بعد از آن، صنعتگران دست به تولید محصولات متعدد زدند و با پیدایش تفکرات مختلف، ایده های تحول زندگی بشر در شعر، موسیقی، صنعت و معماری و سایر موارد در قالب سبک ها و ایده های مختلف در بستر اجتماع تجلی پیدا نمود. مطالعه علل پیدایش و مبنای فکری پدیدآورندگان هر سبک و یا جنبش طراحی صنعتی، راهنمایی در جهت شناخت سبک ها بوده و الگویی برای تعیین نوع سبک و تمایز آن با سبک های دیگر ایجاد می نماید. در این تحقیق با انتخاب بارزترین مصنوعات تولید شده در هر سبک که به نوعی نماینده آن سبک هستند و سپس ارزیابی کیفی آن ها توسط ده نفر از کارشناسان خبره طراحی صنعتی و با معیارهای طراحی محصول، صورت گرفته و تحلیل عامل اکتشافی روی متغیرها انجام گردید. در حوزه معماری ایرانی، اصول پنج گانه استاد پیرنیا، به مصنوعات تاریخی ایران تعمیم داده شده و مصنوعات سه دوره پیش تاریخی، تاریخی و اسلامی ایران با این اصول ارزیابی گردیده و سپس تحلیل عاملی اکتشافی روی متغیرها صورت گرفت. عوامل جدید ایجاد شده حاصل از تحلیل عامل اکتشافی بر روی نتایج ارزیابی سبک های طراحی صنعتی با معیارهای طراحی محصول و همچنین آثار تاریخی ایرانی با معیارهای پنچ گانه استاد پیرنیا، با بررسی و اظهار نظر کارشناسان خبره، انسان، هنر و صنعت، نام گذاری گردید. نتایج حاصله از تحقیق، اهمیت مفاهیم انسان، هنر و صنعت را در مصنوعات و در دوران مختلف و همچنین جایگاه مصنوعات تاریخی ایران در دوره های پیش تاریخی، تاریخی و اسلامی در مقایسه با سبک های طراحی صنعتی را تعیین نموده و همچنین الگویی جدید در جهت ارزیابی سبک در مصنوعات مختلف می باشد.
ارزیابی واسطه های کاربری در محصولات خانگی با رویکرد رضایت مصرف کننده و طراحی خوشایند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برقراری ارتباطی پویا و هدفمند بین کاربر و محصول برای جلب رضایت و برقراری احساس خوشایندی از مهمترین فاکتورها در طراحی محصولات در دنیای امروز می باشد. ابزار برقراری این ارتباط شایسته واسطه های کاربری هستند که طراح به لحاظ معنایی با بکارگیری نشانه های مناسب در این واسطه ها، کارکردهایی را به محصول نسبت می دهد .در پی ارتباط برقرار شده بین کاربر و محصول، تجربه ای حاصل می شود که در برگیرنده عناصر مهمی از جمله لذت مبتنی بر زیبایی شناسی، درک محصول، و همچنین پاسخ احساسی می باشد. امروزه رشد و توسعه محصولات خانگی عمدتاً از منظر طراحی بهینه واسطه های کاربری حاصل می شود و رقابت در این زمینه برای عرضه محصولات کاراتر بیش از پیش مشاهده می شود. در این مقاله سعی شده است ضمن تاکید بر واسطه های کاربری به عنوان پل های ارتباطی محصول و مشتری، الگوها و معیارهای طراحی مبتنی بر رضایت و خشنودی کاربر مورد دقت قرار گیرد. بدین منظور در این بررسی، تعداد پنج محصول خانگی برقی به استناد آمار عرضه و تقاضا که شامل پلوپز، کتری برقی، غذاساز، آبمیوه گیری و ساندویچ ساز بوده اند، انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته اند. داده های آماری مورد نیاز از طریق پرسشگری و مصاحبه با 25 کاربر داوطلب تکمیل شد. نتایج آنالیز آماری به کمک نرم افزار SPSS حاکی از این واقعیت است که بین میزان دلپذیری از محصول و چگونگی عملکرد و طراحی واسطه های کاربری ارتباط وجود دارد البته میزان ارتباط در بین پنج محصول یاد شده یکسان نبودند. از این رو طراحان محصولات می بایست در طراحی عوامل، المان ها و واسطه های کاربری به عنوان کلید اصلی ارتباط بین کاربر و محصول، به اصول و مبانی تلفیقی که فاکتورهای ارگونومیک، زیبایی شناختی و عملکردی را در بر می گیرد دقت داشته باشند.
واکاوی مؤلفه های مؤثر بر طبقه بندی آثار میراث معماری بر اساس رویکردها و سیاست های حفاظت در کشورهای اروپا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۰
213 - 237
حوزههای تخصصی:
مدیریت و اولویت بندی حفاظت از آثار میراث معماری در ایران با توجه به فراوانی و کمبود منابع مالی، یکی از چالش های اساسی است. از سال 1309ش و تصویب قانون حفظ آثار ملی و عتیقات تاکنون، میراث معماری هیچ گاه با رویکرد حفاظت مبتنی بر اهمیت آثار، به صورت علمی و در یک چهارچوب مدون داوری و سطح بندی نشده اند. این موضوع باعث شده اصولی جامع برای مدیریت یکپارچه، وحدت رویه در تصمیم گیری ها و اولویت بندی برای حفاظت از آثار نیز تدوین نشده باشد، درحالی که بیشتر کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه در این زمینه به چهارچوبی منطقی دست یافته اند. یکی از ابزارهای مدیریت حفاظت از میراث معماری در اروپا، طبقه بندی است. مطالعه و شناسایی نظام طبقه بندی در سیاست های کشورهای اروپایی به منظور دستیابی به یک الگوی کاربردی و تعمیم پذیر در سطح ملی، هدف اصلی این تحقیق است. اهداف و تأثیرگذاری مؤلفه ها بر سیستم طبقه بندی میراث معماری اروپا، پرسش اصلی این تحقیق است که برای یافتن آن از طریق سندپژوهی و مطالعات کتابخانه ای، داده های موجود شامل قوانین، سیاست ها و تجربیات کشورها گردآوری شده و با رویکردی کیفی و با روش توصیفی تفسیری و تطبیقی تحلیل شده است. با توجه به یافته های پژوهش، دستیابی به سازوکاری مدیریتی بر اساس یک سیستم منظم و سلسله مراتبی از طریق طبقه بندی به منظور ارتقای سیاست های حمایت از منابع میراث و بهره مندی مقامات در حفاظت از میراث معماری هدف اصلی طبقه بندی بوده است و بر این اساس آثار میراث معماری به سه سطح ملی، منطقه ای و محلی طبقه بندی شده اند. رویکرد و نحوه تصمیم گیری برای طبقه بندی، بر اساس نظر و مشورت صاحب نظران، متخصصان و مسئولان و با توجه به معیارها و مؤلفه های تأثیرگذار بر این فرایند شامل منحصربه فرد بودن آثار، اهمیت آن ها، شایستگی برای حفاظت، مالکیت و ویژگی های تاریخی، معماری، هنری، علمی، زیباشناختی و اجتماعی تعیین می شود. سیستم طبقه بندی در کشورهای اروپایی به عنوان مؤلفه ای مهم در توسعه اقتصادی و بهبود زندگی مردم در نظر گرفته شده است.
Technology and Urban Form: A Philosophical and Historical Perspective(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Urban form has undergone tremendous changes throughout history. These changes have stemmed from various causes. Technology has been one of the most influential forces in changing the face of cities, leaving different marks on the city form. In fact, technology has gained an increasingly more important and integrative role in bringing changes to the urban form. In addition, recent plethora of developments and advances in various fields of technology more than before necessitates an exامینation of the relationship between technology and urban form. However, such an inquiry should be based on an understanding of the underlying philosophical and historical foundations underlying such a relationship. Throughout human history, a direct relationship has existed between the philosophical outlook on the world, the view on technology and its application, technological developments and consequently their effects on the city. The first step in understanding the relationship between technological developments and urban form changes and also in explaining the philosophical tenets, underlying urban form changes throughout history, is to realize the nature and philosophy of technology per se. The present study aims to facilitate and present such an understanding in order to broaden the horizons projecting the relationship between technology and urban form.
Greenway Pedestrian Design in order to Rejoin the divided Urban Zones through the Brownfield Regeneration (Case Study: Tehran District 17- from Shahid Bradaran-e-حسینi St. to Yaft Abad St.)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The existence of brownfields in cities, and their common disadvantages, such as pollution and their detriment to natural habitats, have damaged local communities and their environment over time. Whereas the renovation and regeneration of these brownfields and transforming them into centers of activity could assist the economy and society to flourish. At the same time improving the quality of the environment could allow us to attain healthier, more attractive and safer communities. A neighborhood is a social network with a social and regional identity and a place where social interactions occurs. Focusing on enriching the neighborhood, nourishing social life and meeting the social and intellectual needs of the individual. The renovation of the defunct strip of land where the Tehran-Tabriz railway existed and its transformation into a linear park does not only have a positive effect on the local economy and environment but also connects the northern and southern sections of Yaftabad, by increasing safety and social interactions and enriches the local community. This research aimed to answer the following questions: 1- What are the guidelines of improving urban development and the quality of life of the people in regarding restoration and renovation of useless lands? 2- Is the construction of a ‘Green’ Pathways on the borders of brownfields could integrate neighborhoods? In order to address these questions, a descriptive-analytical method was used. In addition to library research and analysis of previously tested procedures in this field, by the help of a questionnaires, which was distributed through local population to specify their requested standards and quality requirements. The results showed that the people greatly desired this brownfield regeneration to a new improved environment and community. In the planning segment, with attention to standards set by the people, suggestions were presented.
Using Strategic Choice Approach in Urban Regeneration Planning (Case Study: Dolatkhah Area in Tehran, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In order to respond to the problem of urban decline, different approaches have been defined in such a way that urban regeneration approach became current in the 1980s (and more wildly after 1995) as a replacement for urban renewal. Urban regeneration is the holistic process of reversing economic, social and physical decay in areas where it has reached a stage when market forces alone will not suffice. This article approaches aimed at using urban regeneration planning in Dolatkhah case study situated in 19th Tehran municipality region using Analysis of Interconnected Decision Areas technique in order to respond its urban decline. Findings of this article show that the attitude of decision-makers to deal with urban decline is more physical than social and economic. Urban regeneration planning at the local level cannot answer all the problems of social, economic and physical urban decays and there is the necessity of planning system reform from top to down. The results of this article states that with a technical office establishment based on Tehran renovation organization support and with assuming of institutional planning implementation, community development asset-based approach is more adapted with Dolatkhah conditions. Institution planning and its process in Dolatkhah have been introduced in this article.
بررسی میزان اهمیت ابزار های پیاده سازی معماری بایوفیلیک در کلینیک سرطان کودکان از دیدگاه کاربران (کودکان مبتلا به سرطان و والدین آنها)
حوزههای تخصصی:
مطالعات بسیار زیادی در راستای ارتقا کیفیت فضاهای درمانی صورت گرفته است. برخی از این مطالعات در زمینه کاهش استرس بیماران و استفاده کنندگان از فضاهای درمانی صورت گرفته است. تمرکز اصلی ما در مطالعه پیش رو بررسی معماری بایوفیلیک مناسب برای کلینیک سرطان کودکان ، در راستای کاهش استرس بیماران و مراجعه کنندگان بوده است. مطالعات پیشین که صورت گرفته است بررسی شده و با توجه به مرور ادبیات موجود، شاخص های تعریف شده برای معماری بایوفیلیک جمع آوری شدند. برای درک میزان اهمیت این شاخص ها از نظر کابر فضا که در این مطالعه کودکان و والدین آنها بودند پرسشنامه و مصاحبه تصویری و کتبی طراحی شد. در این پرسشنامه از 18 شاخص یافت شده در مطالعات 10 مورد آن که قابل درک برای کاربر معمولی و غیر معمار بود انتخاب شد واز طریق پرسشنامه و مصاحبه، مورد بررسی قرار گرفت. در این پژوهش بررسی شد که هریک از این ابزراهای پیاده سازی معماری بایوفیلیک از دیدگاه کاربران محیط (کودکان مبتلا به سرطان و والدین آنها ) چه میزان اهمیت دارد . با توجه به روش های آماری میزان اهمیت هریک از شاخص ها از دیدگاه کاربران مشخص گردید. نتیجه به دست آمده نشان داد که از نظر کاربران این محیط وجود دید مستقیم به طبیعت ، وجود تنوع دمایی و جریان هوا و وجود نور طبیعی پویا در فضا بیشترین اهمیت را در راستای کاهش استرس آنها داد.
مروری نظام مند بر ادبیات نظری رابطه قابلیت دسترسی و عدالت فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
عدالت فضایی در دو رویکرد اصلی توزیع فضایی و فرایندهای تصمیم سازی دنبال می شود، در رویکرد اول بیشترین مساله ای که در سالیان اخیر مورد توجه پژوهشگران بوده، دسترسی به حمل ونقل می باشد. قابلیت دسترسی مفهومی بسیار مهم با تعاریف، اندازه گیری ها و معیارهای ارزیابی متنوعی است؛ زیرا، پیامدهای حمل ونقل و سایر ابعاد برنامه ریزی را همانند محوری به یکدیگر وصل می کند. چندبعدی بودن قابلیت دسترسی خود نشان از پیچیدگی مفهوم آن دارد و از سوی دیگر نیز مفهوم پردازی رابطه آن با عدالت فضایی را پیچیده تر می کند. اما تاکیدات لازم به مبانی نظری و فلسفی رویکردهای نظری خیلی مورد توجه پژوهش گران نبوده است. این امر سبب ایجاد دو نوع مساله شده است: تخصص گرایی افراطی و کم توجهی به بین رشته ای بودن رابطه عدالت و قابلیت دسترسی و یا ساده انگاری بیش از حد با دیدگاه باینری به مقوله ی قابلیت دسترسی. در دوره اول دسترسی از طریق مفهوم شمولیت اجتماعی با عدالت مرتبط می شود اما در دوره دوم با طرح عدالت افقی و عمودی در رویکرد محتوایی به توزیع زیرساخت ها می پردازند و در نهایت در دوره سوم با طرح انتقادهایی به مبانی فلسفی رویکرد محتوایی، رویکرد رویه ای شکل می گیرد. اصول مورد توجه رویکرد محتوایی را می توان شامل: فایده گرایی، برابرگرایی، اصل رالزی، کف حداقلی، بازه حداکثری و سهم های برابر دانست؛ درحالی که مارتنس در نظریه اش اصول نیاز، بیشینه سازی بیشنه و بسندگی را مورد توجه قرار می دهد. در رویکرد محتوایی اولین چالش، ظرفیت بسنده نظام حمل ونقل است که به دلیل دو مولفه مساله مند پیش بینی تقاضا و تحلیل هزینه فایده در این رویکرد سبب غلبه تحرک محوری می شود به همین دلیل غلی رغم تلاش های نظری، قابلیت دسترسی همچنان محور اصلی نیست.با جمع بندی این دو رویکرد می توان به این نتیجه رسید که قابلیت دسترسی به عنوان هدفی برای سنجش عدالت فضایی است که از طریق ابزارهای قابلیت اتصال، مجاورت و تحرک سنجیده می شود.
بازاندیشی در نسبت طراحی شهری و برنامه ریزی: بازگشت به ریشه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۳ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲
15 - 31
حوزههای تخصصی:
تفاوت گذاری و تمایز فزاینده یِ مابین برنامه ریزی و طراحی شهری چگونه شکل گرفته و سپس بسط یافته است؟ مقاله با تمرکز بر این پرسش، به مناسبت و تا جایی که منطق بحث اقتضا می کند، مقدمات این تمایز را از منظر نئولیبرالیسم، رقابت پذیریِ جهانی و الگوواره یِ نوشهرگرایی به مثابه یِ چارچوب های نوینِ تفکر و آگاهی در عرصه یِ مطالعات شهری توضیح خواهد داد. رویارویی برنامه ریزی و طراحی شهری از این منظرْ نیازمندِ توضیحی است که در این پژوهش از مجرای اشاره و مناقشه ای در ماهیّتِ طراحی شهری و کشمکش بنیادین مابینِ «علم» و «طراحی» تشریح خواهد شد. مقاله به لحاظ روش شناسی دارای ماهیت تبیینی اکتشافی است و کشف روابط علّیِ موضوعِ پژوهش یعنی بررسی چرایی شکل گیریِ تمایل فزاینده به تفاوت گذاری مابین طراحی شهری و برنامه ریزی برای سنجش گری آن، چارچوب اساسی مقاله را تشکیل می دهد. دریافت و توضیح روند «استقلال طراحی شهری» و مطرح شدن انگاشت هایی هم چون حکمروایی به جای تجویز برنامه ریزانه و تالی های آن، زمینه را برای این ادعا فراهم می کند که طراحی شهری می بایستی به ریشه ها و خاست گاه خود به مثابه یِ زیرمجموعه یِ کاربست برنامه ریزی بازگردد. در شرایطی که می بایست نظام آموزشی شالوده ای نو در عرصه یِ مطالعات شهری بر مبنای ارزش های برنامه ریزی هم چون عدالت اجتماعی و منافع همگانی برای درک ماهیت مشکلات شهری در دوران جدید فراهم می کرد، ایده ئولوژی های جزم اندیشی هم چون نوشهرگرایی به واسطه یِ چرخش به سمتِ طراحی شهری، جانشین ارزش های برنامه ریزی شده و راه برای تبیین دقیق مشکلات یاد شده دشوار و در برخی موارد مسدود کرده است. فراخوان بازگشت به برنامه ریزی و احیای جایگاهِ واقعیِ طراحی شهری، راه کار ارائه شده در این مقاله است؛ به طوری که همراه مضامینی هم چون سرزندگی و حس مکان، مفاهیم عمیق تر در حوزه یِ عدالت محیطی، اجتماعی، انصاف اجتماعی اقتصادی و قومی در ارتباط با تفاوت ها، تنوع ها و پایداریِ بوم شناختی نیز مورد توجه طراحی شهری قرار گیرد.
یشنهاد یک چهارچوب ارزشیابی سیاست عمومی: به کارگیری در تحلیل سیاست سازماندهی تمرکز جمعیت در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲۳
95 - 110
حوزههای تخصصی:
شهر تهران به دلایلی چون تمرکز فعالیت های گوناگون در آن به کلان شهری پرجمعیت با مشکلات ناشی از تمرکز شدید جمعیت تبدیل شده که هر مخاطره طبیعی نیز پیامدهای غیرقابل کنترلی در آن دارد. در این وضعیت، سیاست گذاری برای سازماندهی تمرکز جمعیت در شهر تهران از دهه 1340 شمسی در دستور کار سیاست گذاری این شهر قرار گرفته است. پرسش اصلی در این مقاله این است که چگونه می توان چهارچوبی برای ارزشیابی سیاست عمومی پیشنهاد نمود تا با به کارگیری آن سیاست های سازماندهی تمرکز جمعیت در تهران را در طول یک دوره مشخص زمانی، تحلیل نمود. برای پاسخ دادن به این پرسش فرایندی سه مرحله ای پیموده می شود: در مرحله نخست با به کارگیری روش شاخص سازی، انگاشت ارزشیابی سیاست به عناصری قابل ردیابی تبدیل و چهارچوبی قابل سنجش برای آن پیشنهاد می شود. در مرحله دوم تصمیم های مرتبط با سازماندهی تمرکز جمعیت و فعالیت در شهر تهران که پشتوانه حقوقی پیدا کرده اند با ردیابی متون قانونی بازبینی می شوند و در مرحله سوم این تصمیم ها با به کارگیری چهارچوب پیشنهادی ارزشیابی سیاست، موررد سنجش قرار می گیرند. برونداد نهایی این است که سیاست سازماندهی تمرکز جمعیت در شهر تهران در فاصله دهه 1340 تا 1390 اگرچه توانسته بر کاهش تمرکز جمعیت و فعالیت های تولیدی-خدماتی در این شهر اثرگذار باشد، اما از جنبه ایجاد اثرات جانبی ناخواسته، دستیابی به اهداف، انسجام درونی و سازگاری بیرونی دارای کاستی است.