فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۰۱ تا ۶٬۱۲۰ مورد از کل ۷٬۹۲۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
Islam is regarded to pay attention to the characteristics of urban life which can be practiced on the urban settings. Not surprisingly, Islam has made a great focus on the form and design of cities and prescribed detailed and elaborate regulations for individual and communal life. Seen from other way round, the penetration of Islam into various regions such as Iran, Europe, and Africa had an undeniable impact on life style, urban design and social interactions. As an ancient civilization with a rich set of knowledge, culture, art and unification beliefs, Iran became the host of Islamic ideology, relying on the propagation of its achievements while keeping its principle and value criteria independent of time and place. Architecture has two dimensions; material and spiritual and its body consists of structure, construction and different materials while its spirit and meaning of architecture is derived from history, memory and long lasting national and native values of a homeland which ascribes a specific meaning to architecture and produces a mental image in the minds. In this paper, we are seeking for criterion to assess Islamic architecture and evaluate it. Architecture is of different dimensions, each has its own value criteria but determining the Islamic architecture and Islamic city of architecture let alone stating whether architecture in this period is Islamic or not demands a great effort while it is worth mentioning that Islam is not limited to a specific age and place and can meet the needs of human being in different period.
تغییر پارادایم ها در اصول طراحی شهری؛ از مؤلفه های کالبدی و اجتماعی و ادراکی به رهیافت مکان سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، از سنخ مقالات مروری تحلیلی است و بر پایه روش های توصیفی و تحلیل داده های ثانویه (اسنادی)، تغییر پارادایم ها در اصول طراحی شهری را از مؤلفه های کالبدی و اجتماعی و ادراکی به سمت رهیافت مکان سازی مورد بررسی قرار می دهد. مکان سازی در دهه های اخیر و به ویژه از اوایل دهه 90 میلادی به بعد، به عنوان رهیافتی جدید در طراحی شهری مطرح شد که بیشتر به دنبال ارتقای نقش مکان های عمومی پایدار با هویت خاص، مطابق با نیازها و خواسته های انسانی و در برگیرنده فعالیت های اجتماعی در جوامع محلی است. نوشتار حاضر، در آغاز به مؤلفه های کالبدی بصری و رهیافت های سنتی در اوایل قرن بیستم می پردازد؛ و غالباً رویکردهایی محصول گرا را که جنبه های کالبدی، زیبایی شناسانه و ظاهری فضاهای شهری را دربرمی گیرند، مد نظر قرار می دهد. سپس رهیافت اجتماعی و ادراکی مورد بررسی قرار می گیرد که از اوایل دهه 1960 تا اوایل 1980 میلادی، در مقابل مؤلفه های کالبدی و بصری در پاسخ به افزایش حس تعلق با بحث درباره پیدایش رهیافت مکان سازی در اوایل دهه 90 میلادی پایان می یابد. یافته های این مقاله با استفاده از تبیین اصول و مؤلفه های کیفی در رهیافت های طراحی شهری، حاکی از وجود توجه روزافزون به رهیافت مکان سازی و گرایش بیشتر به سمت توسعه پایدار در طراحی مکان های عمومی است.
مقدمه ای بر مفهوم وانواع شفافیت در هنر و معماری معاصر غرب
حوزههای تخصصی:
بررسی مبانی نظری شفافیت در هنر و معماری معاصر غرب موضوع این پژوهش می باشد. اهمیت این موضوع، بیشتر از آن روست که با بررسی مقایسه ای نگرش ها و دیدگاه ها پیرامون مفهوم شفافیت در دوره معاصر مبانی شکل گیری این مفهوم و انواع آن با هدف نیل به تعریفی دقیق و ساختاری عینی از مفاهیمی ذهنی و تئوریک، تبیین گردد. این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و اطلاعات آن از طریق کتابخانه ای و اسنادی جمع آوری شده است. بر اساس نتایج حاصله از تحلیل یافته ها؛ به نظر می رسد مبادی شفافیت را می توان در ابتدای مدرنیته و در هنر نقاشی از کوبیسم تا به فوتوریسم و کانستراکتیویسم و آثار دی استیل، کاندینسکی، موهولی ناگی و ماله ویچ جستجو کرد که با چنین رویکردی به خاستگاه و مبانی نظری شفافیت و البته بر اساس تحلیل بناهای آغازین عصر مدرن مفهوم شفافیت در کالبد بنا و معماری را می توان به 8 گروه تقسیم بندی نمود؛ شفافیت واقعی، شفافیت یک طرفه، شفافیت دوطرفه، صفحات شفاف، شفافیت پدیداری دوبعدی، شفافیت پدیداری سه بعدی، شفافیت در معنی، شفافیت ترکیبی؛ که در مصالح و نوع گشایش تجلی یافته و در حیطه گذر و کنترل نور و البته روشنایی معنی دار می باشد و در شفاف بودن ساختمان های معاصر غرب تأثیر بیشتری دارند.
The Environmental and Social Manifestation of Islamic-Iranian Urban and Architectural Configuration(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Recent increased Islamic awakening in many Muslim societies, have given a momentum to rise of contextual necessity for Islamic culture. As religion and way of life, Islam framed in city. City morphology according to Islamic ideology has brought interest to the discussion among the specialists and professionals involved in Muslim world for many decades, particularly in Iran. This goal can be achieved by experts and intellectuals and her particularity should be defined and illustrated. The present paper will attempt to synopsize and express some visions for contemporary and future urban form and architecture for Muslim cultures and societies principally for Iran. This research will try to pursue the main frameworks for the study of cultural fabrics reflecting on urban configuration, and also will delineate the qualities of spatial aspects, and make some recommendations at the end. This effort is a tentative rebirth which, it is hoped, will stimulate further discussion and research on the merits of the Islamicity.
بررسی تطبیقی راهکارهای دستیابی به آسایش، آرامش و تفکر در باغ های سنتی ایران و ژاپن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیقات انجام یافته در مورد باغ های تاریخی به طور عمده شامل نحوه شکل گیری، نوع عناصر به کار رفته و نحوه چیدمان و ساختار فضایی آنها است در حالی که، این مقاله قصد دارد تا علاوه بر موارد فوق به تاثیرگذاری عناصر و اجزا و کالبد بر کاربر نیز بپردازد. ساخت مایه های دست بشر به منظور برآورده کردن نیازهای مادی و معنوی وی بوده و طراح و سازنده با اشراف بر این موضوع دست به خلق فضایی می زده تا بتواند نیازهای فطری انسان، به مانند دست یابی به آرامش، را برآورده سازد. در این میان، باغ سازی شرقی باغ را فضایی مقدس می داند و نه صرفا زیبا و در این رهگذار به مفاهیم بینشی در طراحی خود توجه می کند. این مقاله بر آن است تا دو نمونه از باغ های ایرانی و ژاپنی، با سابقه ای کهن و تکامل یافته طی قرون متمادی را به گونه ای تطبیقی همراه با نتیجه گیری منطقی به مقایسه بنشیند و با بیان اشتراکات و افتراقات آنها، شیوه های متفاوت طراحی جهت خلق مفهوم واحد را در انطباق با شرایط محیطی و فرهنگی متنوع به مکاشفه بپردازد. نتایج حاکی از آن است که موثرترین راه حصول آرامش در فضا از ترجمان کالبدی اعتقادات مذهبی مردمان حاصل شده اگرچه در فرهنگ ها و اقلیم های گوناگون به گونه ای متفاوت نمود یافته است.
طراحی هویت مند سکونت گاه های انسانی "رویکردی کل نگر در ارتباط با سکونت"
حوزههای تخصصی:
فقدان هویت در بافت های شهری، عدم توجه به فراهم نمودن کیفیت مناسب زندگیو تمرکز عاملین امر در پیشبرد جنبه های کمی و فیزیکی ساخت و ساز سکونتگاه ها از عواملی بوده که رضایت ساکنان را از اجزای طرح های شهری برآورد نکرده است. هدف از نگارش این مقاله ارائه راهکارهایی در جهت لحاظ نمودن عنصر هویت به طریقی کلی در مقیاس های مختلف سکونت می باشد. روش اتخاذ شده در این مقال ساختار چهار ردیفه ای از سکونت تحت عناوین "آبادی"، "فضای شهری"، "نهاد یا مؤسسه" و "خانه" است که شولتز ارائه می کند و بدین ترتیب تقسیم بندی جامعی از شهر را به دست می دهد. تدابیر اتخاذ شده در مقیاس آبادی شامل استفاده از قوانین گشتالت و تحلیل دورنمای شهر به وسیله آن ها است. در عرصه عمومی آنچه مورد اهمیت است دسترسی همگانی در جهت افزایش حضور، مداخله و مشارکت در فضا برای شکل گیری تصویر ذهنی و هویت یابی در خلال این امر است. انعطاف پذیری فضاهای شهری، اتخاذ معیارهای زیبایی شناسانه، توجه به روابط توده و فضا و سازگاری ساخت و ساز های جدید با روحیه مکان از سایر موارد مورد توجه در این سطح بوده است. مهم ترین نکته در برداشت تصویر ذهنی مطلوب ایجاد واحدهایی همسایگی با لبه های مشخص در سطح شهر است. در نهاد عمومی توجه به این نکته که معماری عمومی باید برخاسته از فرهنگ و محیط باشد مدنظر بوده و خانه به عنوان خصوصی ترین عرصه باید به منزله مکانی در نظر گرفته شود که شخص گویی صندوقچه ای از چیزهایی را که به آن تعلق دارد در آن جمع آوری کرده است و با رسیدن به آن آرامش می یابد. در نتیجه اجرای موارد فوق و پرهیز از اقدامات مقطعی و موردی می توان انتظار داشت که ساکنان به محل سکونت خود در نتیجه برخورداری از سطح کیفیت مطلوب تعلق حس نموده فرسودگی بافت ها، مهاجرت های بی برنامه و ناهنجاری های اجتماعی و ... کمرنگ تر گردد.
بررسی کیفیت عوامل فضایی و کالبدی فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله درصدد بررسی کیفیت عوامل کالبدی فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند تبریز است. مقاله حاضر به روش پیمایشی و از نوع توصیفی - مقطعی انجام گرفت. 330 خانوار ساکن به صورت نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیدند. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS 13.0 انجام پذیرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان داد که 50% واحدهای مورد پژوهش، کیفیت فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند را نیمه مطلوب، 8/48% مطلوب و 6/0% نامطلوب ارزیابی نموده اند. میانگین و انحراف معیار نمرات افراد نمونه در رابطه با میزان رضایت از کیفیت فضاهای باز شهر جدید سهند به ترتیب 49/2 و 51/0 بود. تفاوت میانگین نمرات افراد نمونه براساس نتایج آزمون فریدمن معنی دار بود (05/0 > P). نتایج آزمون کای دو (X2)نشان داد بین متغیر گروههای سنی، وضعیت تاهل، جنس، بعد خانوار، تعداد فرزندان زیر 18 سال، میزان تحصیلات، نوع اشتغال و کیفیت فضاهای باز مجتمع های مسکونی شهر جدید سهند در افراد نمونه اختلاف معنی داری وجود دارد (01/0 > P). بنابراین، به موازات افزایش جمعیت، بایستی توسعه کمی و ارتقاء کیفی فضاهای باز مجتمع های مسکونی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرند.
ارزیابی تأثیربخشی فارغ التحصیلان کارشناسی گروه شهرسازی دانشگاه هنر طی سال های 1378-83(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از زمان تشکیل کارشناسی شهرسازی در دانشگاه های کشور بیش از یک دهه می گذرد. هدف اولیه از راه اندازی این دوره، ایجاد انسجام در رشته شهرسازی در تمامی مقاطع و نیز پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر و تحولات جامعه شهری بوده است. طی سال های گذشته تعداد زیادی از دانشجویان در این رشته فارغ التحصیل و پس از آن در بازار کار جذب شده اند و یا در مقاطع بالاتر در حال تحصیل اند. تحقیق حاضر با استفاده از روش های آماری موجود به ارزیابی تأثیربخشی فارغ التحصیلان کارشناسی گروه شهرسازی دانشگاه هنر، طی دوره مذکور می پردازد. در این زمینه، تأثیربخشی نظام آموزشی گروه شهرسازی، مانند میزان جذب در بازار کار، و میزان برآوردن نیازهای حرفه ای و عمومی و بالاخره ارتقا در مقاطع بالاتر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. به طور کلی این تحقیق، در واقع پژوهشی کاربردی است که در آن از روش های توصیفی و پیمایشی و تحلیلی استفاده شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که این گروه در تحقق اهداف خود تا حدود زیادی موفق بوده است، اما تا رسیدن به شرایط مطلوب فاصله دارد و نیازمند برنامه ریزی دقیق آموزشی و بازنگری در شرح دروس و شیوه های آموزشی است.
هنر و ادب غرب: فریاد که چشمی به تأمل نگشودیم؛ در باب اهمیت پدیدارشناسی معماری و شهرسازی
حوزههای تخصصی:
هنر و ادب غرب: شارحان پریشانی؛ پیرامون آثار انتقادی نسبت به معماری مدرن
حوزههای تخصصی:
همخوانی بازار ایرانی با اصول جدید معماری رنسانس شهری
حوزههای تخصصی:
بازخوانی تجارب غرب در مرمت شهری این نکته را بر متخصصین امر روشن می کند که اینان همواره در یک روند رو به رشد، با اصلاح و بازنگری شیوه های گذشته خود، موجبات بهبود هرچه بیشتر فضاهای تاریخی را فراهم نموده اند. این در حالی است که در کشور ما، به دلیل عدم اتخاذ سیاست های مناسب توسط مسئولین ذیربط، بافت های تاریخی هر چند که در گذشته دارای حیات پویایی بودند، اما در حال حاضر یا با زوال و فرسودگی مفرط رو به رو هستند و یا در انتظار طرح های نوسازی-بهسازی کلان مقیاسیند که در تجربه های متأخر در این زمینه، نشان داده، حتی در صورت وجود منابع مالی مورد نیاز، طرح و برنامه ریزی های نادرست در این بافت ها از جمله تخریب و تملک های نابه جا، نوعی ناهمگونی را به وجود می آورد. در میان این طرح ها بعضا ناهماهنگ که تنها جزئی کوچک از علل نا به سامانی بافت تاریخی شهر به شمار می آید، ارائه مدلی به منظور بازسازی این فضاهای شهری ارزشمند -با وجود آن سابقه درخشان- با استفاده از تجارب جهانی و خودی می تواند گامی مؤثر در جهت بهبود وضع نا به سامان موجود و به عبارت دیگر بهره مندی بیشتر شهروندان از میراث ارزشمند خود باشد. البته نباید از نظر دور داشت که تقلید از دستاوردهای غربی یا تداوم شیوه معماران زبردست ایرانی، مسیر حرکت را در دو سوی متفاوت پیش خواهد برد. در این راستا در ذیل این نوشتار، ابتدا یکی از عناصر مهم شهر تاریخی، به عنوان نمونه مورد بررسی، برگزیده خواهد شد؛ نگارنده با توجه به اهمیت و کارکرد عناصر تاریخی، بازار را که در گذشته ستون فقرات و قلب تپنده شهر محسوب می شده انتخاب نموده است. در گام بعدی به منظور یافتن اصولی جهت چگونگی بازآفرینی این عنصر تاریخی -با مطالعه نظری و عملی صورت گرفته- به مقایسه ویژگی های معماری بازار تاریخی با اصولی که اخیرا کشورهای توسعه یافته غربی در بازسازی استفاده می کنند و از آن تحت عنوان نوزایی شهری یاد می شود پرداخته خواهد شد؛ -لازم به ذکر است که نوزایی شهری (رنسانس) از آخرین دستاوردهای سودمند اروپاییان در جهت مداخله در مراکز ارزشمند تاریخی می باشد- بدین ترتیب مشخص خواهد شد که آیا این اصول (رنسانس شهری غرب)، به واقع، تحول جدیدی در فضای شهری ایجاد می کنند، یا اینکه «نوزایی» مفهوم جدیدی نیست و در حقیقت تئوریزه شده همان اصولی است که معمار و بنای ایرانی از گذشته های دور در معماری از آن بهره می برده است.
مبانی اجتماعی- فرهنگی طراحی اشیاء در دوران اولیه اسلامی (نموه پژوهش: ظروف خانگی اول تا پنجم هجری ایران)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله سعی بر آن است تا نشان داده شود که اگرچه در دوران اولیه اسلامی در ایران شاهد حرکت های متقارن با نام های متفاوتی هستیم اما این مهم است که آن ها همگی با نام ایران برخاسته اند و شیوه زندگی یکسانی داشته اند. به هر حال به گفته استاد پیرنیا برای هر ملتی لازم است تا گذشته های خود را به خاطر آورد زیرا گذشته ها روح ملیت آن را تقویت و وطن پرستی را در اعماق قلوب مردم تحریک می کند. شیوه زندگی امروزین ما حاصل سال ها زندگی نیاکان ماست. آن ها فرهنگی را حاصل آورده اند که در زندگی فعلی نیز گریزی از آن نیست. پس آشنایی با سیر تحول تاریخی اجتماعی به وجود آمدن این فرهنگ خالی از فایده نخواهد بود.
همچنین تمدن به همه تغییرات کمی و کیفی ای اطلاق می شود که در زندگی بشری حاصل شده و در عرصه حیات مشترک انسان هایی که با هم در ارتباطند مجال ظهور و بروز و ماندگاری و تحول یافته است. تمدن، به نسبت فرهنگ که جزء خالص موجودیت گروه اجتماعی معینی را تشکیل می دهد، بر همه آثار و نشانه ها و دستاوردهای مادی و معنوی راه یافته در زندگی تاریخی مردمی خاص و زمان و مکانی بالاخص اشتمال می یابد. در این رابطه اشیاء و لوازمی که مردم در زندگی روزمره استفاده می نمایند اهمیت خاصی در تحقیق در زندگی و فرهنگ ایشان دارا می باشد و از بررسی آن ها می توان به شیوه زندگی مردم دست یافت. در این تحقیق شاهد آن هستیم که شیوه زندگی و آداب و رسوم ایرانیان از سال ها پیش تاکنون تغییر چندانی نکرده است و این خود حاکی از استحکام فرهنگی و تداوم تمدن باشکوه ایرانی است.
بررسی عوامل موثر در شکل گیری تصویر شهر در راستای برندسازی موثر شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳ بهار ۱۳۹۰ شماره ۴۵
39 - 48
حوزههای تخصصی:
تصویر مطلوب شهر در ذهن ساکنان و سایر افراد می تواند باعث جذب هر چه بیشتر سرمایه گذاران، گردشگران و مهاجران شود. همچنین مدیران شهری برای برنامه ریزی و اتخاذ تصمیمات مناسب برای شهرها نیازمند شناختی مناسب از تصویر فعلی شهر و عوامل تأثیر گذار در شکل گیری آن داشته باشند. از این رو هدف از این تحقیق بررسی عوامل کلیدی موثر در شکل گیری تصویر شهر در راستای برندسازی موثر شهری در بین شهروندان شهر تهران می باشد. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه ی گردآوری اطلاعات، تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی است. روش نمونه گیری در این تحقیق خوشه ای بوده و ابزار اصلی گردآوری اطلاعات، مصاحبه و پرسشنامه می باشد. به منظور تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از تکنیک های تحلیل عاملی و مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اولویت اجزای تشکیل دهنده ی مدل«شکل گیری تصویر درونی شهر تهران»، به ترتیب؛ بعد اقتصاد و تجارت، دامنه ی خدمات، جایگاه بین المللی شهر، زیرساخت حمل ونقل و ارتباطات و ترافیک، مسائل اجتماعی، صیانت از آثار تاریخی، محیط زیست، جاذبه معماری وشهری، خویشتن شناسی شهروندان، فرهنگ و بعد دانشگاه و آموزش می باشد.
سندی درباره کاشی ایرانی
تأثیرات وقف بر پایداری مدارس صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال سوم بهار و تابستان ۱۳۹۰ شماره ۶
89 - 102
حوزههای تخصصی:
امروزه برنامه و روشی که در عین حفظ منابع طبیعی، نیاز نسل های کنونی و آینده اجتماع را به صورتی مستمر تأمین کند، پایدار محسوب می شود. نظام وقف در تاریخ جوامع اسلامی نمونه ای از برنامه ریزی پایدار را در سنتی هزار ساله نشان می دهد. با مطالعه تاریخ این جوامع، مجموعه بناهایی را می توان یافت که به دلیل اجرای سنت وقف 1، پایداری طولانی تری از بناهای دیگر داشته اند و همچنان با کاربری اولیه خود ادامه حیات می دهند؛ بدین صورت که بخشی از درآمد موقوفات صرف حفظ بنا و بخشی نیز صرف مستمری طلاب و مدرسین و عوامل مدرسه می شود. بررسی و تحلیل فضاهای این مدارس نشان می دهد که کالبد بناها نیز پاسخگوی این نیازهای چندگونه بوده اند. بنابراین می توان تأثیرات وقف را در مدارس، به دو دسته تقسیم کرد: دسته نخست، آنهایی هستند که جنبه کالبدی ندارند؛ و دسته دوم، آنهایی که مستقیماً با سیمای فیزیکی و کالبدی مدارس مرتبط اند. در این مقاله با مطالعه و بررسی وقف نامه ها و سفرنامه ها و تحلیل فضای معماری مدارس، تأثیرات وقف بر برنامه آموزشی و کالبدی مدارس دوره صفوی، و در نهایت تأثیرات آن به عنوان یک عامل در پایداری مدارس این دوره بیان می شود.
پژوهشی در گونه شناسی معماریِ «دستکند»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و دسته بندی صحیح گونه های مختلف معماری می تواند در درک بهتر فضا، حفاظت از آن و نیز در دستیابی به شیوه های جدید طراحی مفید واقع گردد. معماری «دستکند» یکی از گونه هایی است که تا کنون در محافل تخصصی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله، که از طریق روش های علمی مطالعات اسنادی و میدانی گرد آمده است، تلاش می شود تا بتوان از طریق بررسی های توصیفی تحلیلی به گونه بندی اصولی در این خصوص دست یافت و تحلیلی از ویژگی های هر یک ارائه کرد. در مجموع، نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این نوع از معماری، بستر طبیعی زمین، نخستین نوع دسترسی ایجادشده به فضاها (عمودی و یا افقی) و کاربرد آن از عوامل اساسی شکل دهنده این آثار و تعیین کننده تنوع گونه بندی هاست. با بررسی داده ها و طبقه بندی انجام شده، تنوع و گوناگونی این نوع از معماری به شکل محسوسی آشکار گردید افزون بر آن، مشخص شد که سرزمین ایران اکثر این گونه ها را در خود جای داده و از این لحاظ دارای پتانسیل بالایی است.
جریان هوا، واکنش حرارتی و آسایش در سیاه چادر (مطالعه موردی کوچروان ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اقلیم گرم ، جریان هوا تابعِ دمای محیط دو اثر کاملاً متفاوت بر افراد دارد. در یک حالت باعث آسایش و در حالتی دیگر باعث عدم آسایش است. در اقلیم سرد نیز تاثیر جریان هوا برآسایش در اوقات سرد منفی است. فُحص اصلی این مقاله پاسخ این پرسش است که مرز دمایی قابل قبول در فضای نیم باز سیاه چادر، ناشی از جریان هوا و در سرعت های مختلف کدام است؟ به دیگر عبارت، برهم کنش دما و جریان هوا در چه مقادیر عددی برای راحتی چادر نشینان معنا پیدا می کند؟ دست یابی به این موارد از طریق تطبیق الگوی جریان هوا با الگوی دما در داخل و خارج چادر میسر است. در مقاله حاضر ضمن برشماری خصوصیات چادر و چادر نشینان ایلامی، نیم نگاهی به تاریخ و سابقه چادرنشینی در منطقه خواهیم داشت. در پی آن به اقلیم و مولفه های آسایش این مردمان می پردازیم تا برای توضیح ارکان مطالعه میدانی که مد نظر نویسندگان مقاله است مقدمه ای باشد. نتایج کار مطالعاتی نشان می دهد که سرپناهی به نام سیاه چادر کفایت لازم برای فراهم کردن محیط حرارتی مناسب برای تصرف کنندگان خود دارد. عناصر و اجزا ی آن به نحوی طراحی شده اند که شرایط آسایش حرارتی را به خوبی مهیا می کند.
به کارگیری روش تصمیم گیری VIKOR با رویکرد فازی (در انتخاب مدیریت پروژه های عمرانی)
حوزههای تخصصی:
انتخاب مدیران پروژه شایسته یک فاکتور کلیدی در موفقیت پروژه است. ماهیت انتخاب مدیر، یک مسئله چند شاخه پیچیده است که شامل معیارهای کیفی و کمی است که گاهی ممکن است باهم تناقض داشته باشند و یا اینکه مبهم باشند. بنابراین پیچیدگی و اهمیت مسئله، استفاده از روش های تحلیلی را به جای تصمیمات شهودی ایجاب می کند. روش VIKOR یک روش جدید برای حل مسائل تصمیم گیری چند معیاری با معیارهای متناقض و غیر قابل اندازه گیری است که هدف آن انتخاب بهترین گزینه بر اساس نزدیک ترین جواب ممکن به جواب ایده آل است. از طرف دیگر بسیاری از خصوصیات فردی که برای انتخاب مدیر در نظر گرفته می شود مانند توانایی سازماندهی، خلاقیت، شخصیت و رهبری دارای ابهام و بی دقتی هستند، بنابراین تئوری مجموعه های فازی به عنوان یک ابزار ضروری برای ایجاد یک چارچوب تصمیم گیری که قضاوت های مبهم فرآیند انتخاب مدیران را به هم می پیوندد، به وجود آمده است. در این مقاله مدل تصمیم گیری چند شاخه با استفاده از تئوری مجموعه های فازی و روش VIKOR برای انتخاب مدیر پروژه های عمرانی پیشنهاد شده است. سپس با استفاده از مدل پیشنهادی در یک تجربه عملی، مدیر مناسب جهت پروژه های عمرانی شهرداری کرج انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد با استفاده از این مدل، می توان شایسته ترین افراد را در چارچوب تصمیم گیری گروهی برای مشاغل مهم انتخاب کرد و بدین وسیله نظام شایسته سالاری را تحقق بخشید و از مزایای این نظام در اصلاح و بهبود مدیریت جامعه در آینده بهره برد.
روح معمارى (گفت وگو با دکتر محمدمنصور فلامکی، چهره ی ماندگار معماری)
حوزههای تخصصی:
سازگار کردن طراحی خانه های مسکونی تبریز و باکو با فرهنگ و اقلیم بومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی دگرگونی ها و تحولات ساختار ساختمان های مسکونی شهر با تاثیرپذیری از فرهنگ و اقلیم بومی در محدوده مطالعاتی مورد انتخابی تدوین شده است. از آنجایی که طراحی خانه های مسکونی از عوامل مختلفی چون فرهنگ و اقلیم منطقه تاثیر می پذیرد؛ تشریح طراحی ساختمان های مسکونی جدید متناسب با فرهنگ و اقلیم در یک نگاه گذرا و در حد یک درآمد کوتاه امکان پذیر نیست، لذا توجه اصلی نوشته، به تاثیرپذیری این خانه ها از فرهنگ و اقلیم مقایسه با خانه های مورد مطالعه در سده گذشته معطوف شده است.
در فرایند گذار از خانه های تاریخی به خانه های معاصر، باید ببینیم که خانه های تاریخی چه ارزش هایی را از دست داده و چه نیروهای دیگری به غیر از دانش بومی، طبیعت گرایی و صرفه جویی در انرژی، بر شکل گیری خانه های معاصر تاثیر گذاشته است. همچنین باید نیازهای فرهنگی - اجتماعی ساکنان شهرهای تاریخی را مشخص کنیم که البته این کار خود مستلزم بررسی های لازم در زمینه روش های پیشرفته طراحی و تحلیل علمی صحیح خواهد بود.
دگرگونی هایی که در حین اجرای تغییرات و نوسازی در شهرهای تاریخی ایران و آذربایجان بوجود آمده، سبب تغییر فرم و سازه ساختمان های مسکونی شده است. در نتیجه لازم است که بعضی از قانونمندی های روش های طراحی متناسب با عامل تاثیرگذار فرهنگ و اقلیم در ساختمان های مسکونی جدید شهرهای تبریز و باکو مشخص و با در نظرگرفتن امکانات تکنولوژی جدید و ویژگی های معماری سنتی مدل های طراحی جدیدی پیشنهاد شود. پیشنهاد طرح هایی موافق با خواسته های فرهنگی - اجتماعی ساکنین و در نظرگرفتن فرآیند تاثیر اقلیم منطقه بر معماری خانه ها از اهمیت بارزی برخوردار است.
طراحی ساختمان های مسکونی، هنگامی مقبولیت و معقولیت خود را تثبیت می کند که از معیارهایی برخاسته از توان سرزمین و نیاز جامعه شکل بگیرد و با گذشت زمان، همچنان توان پاسخگویی خود را حفظ کند.