فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۱۰٬۱۵۷ مورد.
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
112 - 130
حوزههای تخصصی:
با توجه به افزایش حوادث طبیعی و انسانی، نیاز به یک سیستم کارآمد برای مدیریت بحران ها بیش از پیش احساس می شود. در این پژوهش به بررسی امکان پیاده سازی یک مدل غیرمتمرکز برای سازماندهی عملیاتی و پشتیبانی از منابع انسانی داوطلب در واکنش به بحران ها و حوادث اضطراری در شهر مشهد پرداخته شده است. روش پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ جمع آوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش تمامی نیروهای عملیاتی سازمان آتش نشانی، هلال احمر، اورژانس در شهر مشهد به تعداد 1750 نفر می باشند که مطابق جدول مورگان 322 پرسشنامه به روش طبقه ای-تصادفی در بین اعضای نمونه توزیع گردید. ابزار پژوهش پرسشنامه 26 سوالی است. جهت تجزیه و تحلیل داده ها با فرض نرمال بودن داده ها از آزمون t استیودنت با نرم افزار SPSS استفاده گردید. نتایج حاصل بیانگر این است که تمامی ابعاد مدل پیشنهادی که شامل (کوچک کردن ساختار سازمان های پاسخگو به سوانح، آسانتر شدن سازماندهی نیروهای انسانی، تسریع دوره در برگشت پذیری سوانح، حفظ توان عملیاتی منابع انسانی، ابلاغ دستورالعمل ضمان اجرایی، ایجاد تعادل بین سازمان های پاسخگو، تامین امکانات مورد نیاز در هر منطقه با توجه به ضریب حساسیت و تعین مناطق پشتیبان برای هر منطقه) می باشند، از دید پاسخگویان مورد تائید قرار گرفتند. همچنین نتایج بیانگر این بود که وضعیت مدل سنتی حاکم بر سازماندهی نیروهای عملیاتی و پشتیبانی منابع انسانی داوطلب در واکنش های اضطراری در مناطق شهر مشهد از دید پاسخگویان نامطلوب بود. پیاده سازی این مدل می تواند به بهبود کارایی عملیات امدادرسانی و افزایش سطح مشارکت جامعه در مدیریت بحران ها منجر شود.
تحلیل مؤلفه های مؤثر بر برندسازی شهری (مورد مطالعه: شهر آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 119
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: برندسازی شهری فرآیندی راهبردی است که با تکیه بر ویژگی های منحصربه فرد جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی شهر، تصویری متمایز و جذاب از آن ارائه می دهد. این رویکرد با هدف ارتقای جایگاه رقابتی شهر در جذب سرمایه گذاری و گردشگر، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت و بهره گیری از ظرفیت های مکانی و غیرمکانی است. در سال های اخیر، نقش فرهنگ و نوآوری در این فرآیند پر رنگ تر شده و طراحی شهری نیز به عنوان ابزاری برای تقویت برند شهری مورد توجه قرار گرفته است. هدف: ارائه الگوی برندسازی شهر آمل با تأکید بر تصویر شهری، هدف اصلی این پژوهش است. این تحقیق می کوشد با ریشه یابی و تبیین تصویر ذهنی ساکنان و گردشگران از شهر آمل و شناسایی پتانسیل های آن، مفاهیم کلیدی مرتبط را تحلیل کرده و در ادامه، با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری، دستورالعملی کاربردی برای آینده ای محتمل تدوین کند. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ترکیبی از روش های کمی و کیفی، به شناسایی تصویر ذهنی شهروندان و قابلیت های شهر آمل پرداخته و با استفاده از پرسشنامه، مطالعات اسنادی و تحلیل نرم افزار میک مک، عوامل مؤثر در برندسازی شهری آمل را بررسی کرده است. یافته ها : پس از بررسی های انجام شده این نتیجه به دست آمد که شهر آمل دارای پتانسیل های مطلوبی در جهت تبدیل شدن به برند منطقه ی و جذب گردشگران است. نتیجه گیری: در این راستا، و با توجه به وضعیت موجود شهر آمل، بر پایهٔ نتایج حاصل از نظرسنجی های انجام شده از شهروندان و تحلیل داده های به دست آمده، پیشنهادهایی در جهت حفظ و ارتقای کیفیت پتانسیل های موجود شهر و نیز جذب سرمایه گذاران ارائه شده است. این پیشنهادها در قالب راهکارهای عملی، به صورت تفکیکی در حوزه های مختلف، با هدف برندسازی شهر آمل و بهبود پایدار ظرفیت های آن تدوین گردیده است.
بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
101 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.
Presenting an Indigenous Model for Regeneration of Inefficient Urban Fabrics with Emphasis on Social Sustainability: Case Study of Inefficient Fabric in Region 2 of Rafsanjan City(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۳ - Serial Number ۵۷, Summer ۲۰۲۵
85 - 94
حوزههای تخصصی:
This study aims to present an Indigenous model for recreating inefficient urban textures, with an emphasis on social sustainability, in Region 2 of Rafsanjan. The research method employs a qualitative approach and content analysis, which involves identifying basic, organizing, and overarching themes. The DEMATEL technique was used to determine the causal relationships between the indicators. Findings revealed five themes: physical-spatial regeneration, social sustainability, economic-social regeneration, preservation of local identity and heritage, and participatory governance, comprising a total of 49 indicators. The results of the DEMATEL analysis indicate complex and multi-layered relationships between different dimensions of regeneration, such that the state of deterioration of the fabric and the quality of existing materials, as primary influencing factors, have a direct impact on other physical and social indicators. Enhancing neighborhood ties and building local social networks strengthens solidarity, encourages resident participation, and fosters social oversight and ownership of spaces. Preserving traditional architecture, vernacular features, and local symbols supports cultural continuity, residents' sense of belonging, and neighborhood identity. The proposed model follows a systemic and integrated approach that extends physical interventions to include social, cultural, economic, and managerial aspects. Economic factors, including generating local employment and developing small businesses, contribute to equitable benefit distribution, residential stability, and long-term socio-economic sustainability. Furthermore, the model offers a practical framework for sustainable urban regeneration. Its adaptability also makes it applicable to other cities with similar socio-spatial conditions, providing a pathway to integrate physical renewal with social cohesion and cultural continuity.
ادراک نشانه شناسی جنسیتی کودکان پیش دبستانی از دیوارنگاره ها و المان های شهری (نمونه موردی: شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، دیوارنگاره ها و المان های شهری به عنوان بخشی از آموزش غیررسمی، نقش قابل توجهی در جامعه پذیری کودکان ایفا می کنند. هدف این پژوهش، بررسی ادراک کودکان از فضاهای عمومی شهری بر شکل گیری و تحول هویت جنسیتی آنان، با تمرکز بر مضامین تقویتی و آسیب زاست. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی در بین کودکان ۴ تا ۶ساله شهر مشهد انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۱ کودک منتخب به روش نمونه گیری هدفمند گردآوری و با رویکرد کلایزی تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد دیوارنگاره ها و المان ها می توانند نقش دوسویه ای ایفا کنند. در بُعد مثبت، این بازنمایی ها با ارائه تصاویر غیرکلیشه ای، تنوع نقش های جنسیتی و تقویت عزت نفس، به ارتقای درک سالم از جنسیت و رشد اجتماعی کودک کمک می کنند. در مقابل، بازنمایی های فاقد انسجام و حساسیت رشدی ممکن است با تثبیت کلیشه ها، تحقیر هویت های متفاوت، جنسی سازی زودهنگام و القای نقش های محدودکننده، موجب بروز تعارضات شناختی، اضطراب و اختلال در خودپنداره جنسیتی شوند. ازاین رو، نحوه بازنمایی جنسیت در المان های بصری شهری نیازمند بازنگری و حساسیت تربیتی است و ضروری است در طراحی آن ها از نمادهایی استفاده شود که تنوع جنسیتی را نشان و برابری و احترام متقابل را بازتاب دهند؛ زیرا به کارگیری فرم های غیرکلیشه ای به شکل گیری هویت جنسیتی سالم در کودکان کمک می کند.
توزیع فضایی- مکانی پارکینگ های عمومی و مکان یابی بهینه آن با بهره گیری از مبانی شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارکینگ های عمومی یکی از مهم ترین زیرساخت های سیستم حمل ونقل هستند که نقش مؤثری در کاهش ترافیک و کارایی آن و کیفیت زندگی شهری دارند. در عصر معاصر به دلیل افزایش اتومبیل، کمبود فضای پارک کردن، هزینه هنگفت ساخت پارکینگ، ارزیابی دقیق برای مدیریت و مکان یابی پارکینگ ضرورت پیدا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی است که به بررسی امکان سنجی مکان و مکان یابی مناسب پارکینگ در شهر ارومیه به روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. با مطالعات کتابخانه ای به تدوین مبانی نظری (شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری)، برای شناخت محدوده مورد مطالعه و بررسی وضع موجود از روش میدانی و استفاده از نقشه های طرح تفصیلی و جامع پرداخته و میزان کمبودها و نحوه توزیع فضایی پارکینگ ها مشخص شده است. تعیین سرانه پارکینگ عمومی با توجه به استاندارد وزارت راه و شهرسازی انجام گردیده است. برای تعیین محدوده های مناسب جهت احداث پارکینگ، معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی را شناسایی و با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن معیارها را به لایه های اطلاعاتی تبدیل کرده و برای هریک از معیارها (لایه ها)، فاصله های موردنیاز (حریم ها) ایجاد شده است. شبکه معابر در مطالعات جامع حمل ونقل و ترافیک شهر ارومیه با محیط نرم افزار شبیه سازی ترافیک مدل سازی شده است. با توجه به میزان تأثیر هریک از لایه ها و مقایسه زوجی آن ها از طریق نرم افزار سوپر دسیژن، وزن هریک از لایه ها را محاسبه کرده که نرخ ناسازگاری مقایسات زوجی 08/0 به دست آمده و چون کمت ر از 1/0 بوده ، س ازگاری ای ن مقایسات قابل قبول است. در نهایت با روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، محدوده های مناسب مشخص و در پنج دسته خیلی ضعیف تا بسیار خوب تقسیم بندی شده است.
بررسی تاثیرات متقابل گسلش سطحی و فونداسیون صلب بر یکدیگر در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
1 - 17
حوزههای تخصصی:
وقوع زمین لرزه های بزرگ در نزدیکی شهرهایی که در حوزه نزدیک قرار دارند غیر قابل انکار است. زمین لرزه ها در حوزه نزدیک اثرات و ویژگی های بسیار متفاوتی، نسبت به زمین لرزه ها در حوزه دور دارند. با توجه به این که گسلش سطحی اثرات مخرب و غیر قابل جبرانی را برای سازه های نزدیک گسل به وجود می آورند و در آیین نامه ها کمتر به آن توجه شده است به این منظور نحوه طراحی سازه برای رسیدن به عملکرد مناسب در برابر این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این پژوهش سعی شده است به بررسی و ارزیابی پارامترهایی نظیر مکانیزم گسل، پهنه گسلی، گسلش سطحی و نیز تعداد طبقات و موقعیت فونداسیون در طراحی لرزه ای ساختمان های نزدیک گسل پرداخته شود. برای این عمل ابتدا به نحوه انتشار گسلش در خاک زیر سازه و اثرات آن بر روی سازه با توجه به تعداد طبقات مختلف دیده شده است. در پایان مشاهده گردید با افزایش تعداد طبقات در خاک های ماسه ای مورد مطالعه گسلش به بیرون فونداسیون منحرف شده و در نتیجه آن، میزان دوران پی با توجه به خاک زیر آن کاهش می یابد. همچنین مشاهده می شود افزایش جابه جایی گسل در میزان دوران تأثیر بسزایی داشته به طوری که با افزایش جابه جایی قائم از 5/0 به 5/1 متر، دوران فونداسیون تا 4 برابر افزایش داشته است.
بررسی تأثیر دیوارهای سبز بر خرداقلیم پیرامونی در فصل پاییز در اقلیم گرم و نیمه خشک شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
28 - 48
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به ارزیابی دقیق تأثیر دیوارهای سبز بر پارامترهای محیطی و شاخص های حرارتی در مقیاس واقعی می پردازد. علی رغم تمرکز تحقیقات پیشین بر تأثیر این سیستم ها در فصل های تابستان و زمستان، تحقیقات کمتری به تأثیر این سیستم ها در فصل پاییز پرداخته اند. این پژوهش، به تحلیل اثرات دیوارهای سبز بر خرداقلیم پیرامونی در فصل پاییز و مقایسه اثرات آن در فواصل مختلف از دیوار می پردازد. اندازه گیری های میدانی طی 10 روز، به صورت 24 ساعته و در فواصل مختلف از دیوارها، شامل یک دیوار سبز و یک دیوار عاری، به منزله نمونه کنترل، در فصل پاییز انجام شد. از شاخص های مرتبط با احساس حرارتی (شاخص گرما، شاخص رطوبت و شاخص احساس گرمای تابستانی) و استرس حرارتی (شاخص استرس گرمایی کشنده) با استفاده از زبان برنامه نویسی پایتون بهره گرفته شد. یافته ها نشان دادند که دیوار سبز در طول شبانه روز، به طور میانگین بیشترین اثرگذاری را در فاصله 0.5 متری بر کاهش شاخص های حرارتی تا °C2.1 داشته است. همچنین با تجزیه وتحلیل داده هایِ حاصل از محاسبه شاخص ها در ساعات اوج گرمای روز، مشخص گردید که دیوار سبز به طور میانگین، شاخص های حرارتی را تا °C3.9 بلافاصله بعداز دیوار کاهش می دهد. نتایج حاکی از آن است که دیوارهای سبز در فصل پاییز به طور مؤثری به بهبود شرایط خرداقلیم پیرامونی، به ویژه در ساعات اوج گرمای روز، در محیط های شهری واقع در اقلیم گرم و نیمه خشک کمک می کنند.
بررسی رعنایی جرز ایوان از دوره آل مظفر تا صفوی در بناهای تاریخی یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسبت رعنایی ایوان از دوره ایلخانی تا صفوی در بناهای یزد دچار تحولات گسترده ای شده است. تحولات ساختاری ایوان حامل دگرگیسی های نظری و عملی معماری این ناحیه بوده که نتیجه آن در گوناوندی فضای ایوان مشاهده می گردد. به دلیل تنوع به کارگیری ایوان در این مقطع تاریخی و عدم انجام تحقیقی جداگانه درباره کرونولوژی و تحولات ضریب رعنایی ایوان در شهر یزد، این پژوهش به آن مبادرت ورزیده است. روش انجام این تحقیق، تحلیلی تاریخی بوده و داده های موردنیاز پژوهش از طریق اسناد و مدارک کتابخانه ای، تحلیل نقشه ها و بررسی میدانی جمع آوری گردیده است. در این پژوهش تحولات ساختاری، تناسبات، ابعاد و اندازه های ایوان مدارس، خانه ها و مساجد دوره آل مظفر، تیموری و صفوی تحلیل و بررسی شده اند. ضمن اینکه به عنوان نمونه با استفاده از مدل سازی عددی و تحلیل سازه، رفتار سازه ای ایوان خانه های دوره های آل مظفر و صفوی نیز با یکدیگر مقایسه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که ضریب رعنایی در دوره آل مظفر در خانه ها و مدارس به نهایت خود می رسد. در این دوره ضریب رعنایی از تناسبات کشیده و هندسه جهت نمایش عمودیت و اقتدار کمک می گیرد. در دوره آل مظفر، رعنایی از اینرسی جرز بصورت توپر، مهار جانبی و قیود تعریف شده در ارتفاع استفاده شایانی می نماید همچنین کوشش می شود ضخامت جرز با میزان بارگذاری روی جرز متناسب شود. ضریب رعنایی در دوره تیموری کاهش یافته و با استعانت جرز ستون، چکاد زیاد، کوشکواره و متخلخل شدن جرز، تعریف تکیه گاه با ساخت کمرپوش، تقطیع طاق آهنگ و سبک سازی سعی در جبران رعنایی نموده است. در دوره صفوی کاهش تناسبات داخلی فضا تداوم داشته و اقداماتی همچون ایجاد جرز منقطع و دیوار ستون، سبک سازی سربار جرز با تعریف پرکننده سبک، خنثی سازی نیروها، افزایش اینرسی با ایجاد ساختار نردبانی، ایجاد تکیه گاه در راستاهای متفاوت جرز و خطای بصری، رعنایی ایوان را تحت تأثیر قرار داده است.
جستاری بر نقش ساختار کالبدی- فضایی بر کیفیت مسکن مناطق نفت خیز، با نگرشی بر نظریه نحو فضا؛ مورد پژوهی: شرکت شهر نفت اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
21 - 50
حوزههای تخصصی:
شهرهای متکی بر منابع طبیعی، به ویژه نفت، الگوهای رشد و توسعه منحصر به فردی را تجربه می کنند. شرکت شهرهای استخراجی خوزستان، به عنوان نمونه ای بارز از این نوع شهرها، با مهاجرت های گسترده و تغییرات در الگوهای تولید، تحولات کالبدی-فضایی چشمگیری را پشت سر گذاشته اند. یکی از مهم ترین این تحولات، تغییرات در ساختار مسکن و در نتیجه، کیفیت کالبدی زندگی ساکنان بوده است. نظر به اهمیت کیفیت کالبدی در برنامه ریزی های شهری، این پژوهش به دنبال بررسی تحولات تاریخی ساختار کالبدی-فضایی مسکن در شرکت شهرهای استخراجی خوزستان است. در این راستا، مفهوم نحوفضا به عنوان ابزاری جهت تحلیل روابط اجتماعی و فضایی در محیط های شهری به کار گرفته شده است. هدف از نگارش این پژوهش، شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار و بررسی ساختار کیفیت کالبدی- فضایی مسکن شرکت شهر اهواز به روش نحو فضا می باشد. این تحقیق به لحاظ «ماهیت» پژوهش، از گونه تحقیقات «آمیخته» و به لحاظ «قصد» از پژوهش، «تفسیری» و از جنبه منطق پژوهش، «استقرایی» است. داده های کمی به صورت میدانی (پرسشنامه) و داده های کیفی به روش تکنیک چیدمان فضا گردآوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که معماری خانه های شرکت شهر نفت اهواز با وجود کالبد فیزیکی که با الهام از معماری بریتانیا ساخته شده، توانسته است با اصول فرهنگی، اجتماعی و اقلیم بومی منطقه، همساز شود و معیارهای بومی ایرانی-اسلامی نظیر محرمیت، تفکیک فضاهای عمومی و خصوصی خانه و ورودی های متعدد در این معماری به خوبی لحاظ گردد. این امر حاکی از تعامل پویا میان تأثیرات جهانی و محلی در شکل دهی به محیط انسان ساخت می باشد.
بررسی سیستمی پیوند میان تاب آوری اکولوژیک، جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
44 - 55
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد شهرنشینی و افزایش آسیب پذیری ناشی از تغییرات اقلیمی، تاب آوری شهری به عنوان رویکردی کلیدی در برنامه ریزی برای دستیابی به پایداری مطرح شده است. یکی از چالش های اساسی در این حوزه، کمبود پژوهش های میان رشته ای است که تعاملات سیستمی میان تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت انسانی را به طور جامع بررسی کنند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی معیارهای مشترک بین تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت ازطریق رویکردی میان رشته ای است. همچنین، این مطالعه به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه تاب آوری اکولوژیکی می تواند ازطریق کاهش جزایر حرارتی شهری، سلامت زیستی، روانی و اجتماعی را بهبود بخشد و آیا یک مدل چندلایه و سیستمی می تواند ارتباط غیرمکانیکی (شبکه ای) بین این عوامل را تبیین کند. این پژوهش از روش شناسی نظام مند پریسما برای شناسایی معیارهای مشترک بین سه حوزه مذکور استفاده کرده است. با تحلیل مطالعات پیشین و بررسی داده های موجود، چهارچوبی مفهومی برای درک بهتر تعاملات سیستمی میان این مؤلفه ها ارائه شده است. این پژوهش چهارچوب تاب آوری چندلایه ای را پیشنهاد می کند که در آن تاب آوری اکولوژیکی، کاهش جزایر حرارتی شهری و سلامت عمومی به عنوان مؤلفه های وابسته در یک سیستم شهری تطبیقی مفهوم سازی می شوند. نتایج نشان می دهد ادغام این سه مفهوم در یک رویکرد سیستمی می تواند ظرفیت تطبیقی شهرها را ارتقا داده و استرس های محیطی را کاهش دهد. همچنین، این مطالعه بر ضرورت درنظرگرفتن تاب آوری شهری به عنوان یک چالش چندمقیاسی و میان رشته ای تأکید دارد و پیشنهاد می کند پژوهش های آینده بر توسعه مدل های عملیاتی برای ارزیابی و پیش بینی تأثیرات این تعاملات تمرکز کنند.
تبیین شاخص های ارزیابی کشاورزی شهری در محیط های مسکونی با بهره گیری از روش دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۱
56 - 69
حوزههای تخصصی:
کشاورزی شهری در طول تاریخ با تولید و عرضه محصولات در خدمت ساکنین شهرها بوده و امروزه با توجه به ناپایداری های شکل گرفته در ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی در حوزه ساخت وساز شهری و علی الخصوص در محیط های مسکونی ناشی از غلبه الگوی زندگی مدرن، رشد جمعیت در شهرها و افزایش ساخت و سازهای بی رویه با تراکم بالا، توجه به این امر به عنوان پاسخی مناسب در جهت دستیابی به پایداری، محبوبیت زیادی در بین جوامع مختلف پیدا کرده است. هدف از این پژوهش شناسایی شاخص های تأثیرگذار کشاورزی شهری در محیط های مسکونی است. روش پژوهش: در این پژوهش ابتدا به روش اسنادی و تحلیل محتوا شاخص های تأثیرگذار استخراج و سپس به منظور اعتبارسنجی شاخص ها از روش دلفی در سه مرحله با مشارکت 20 نفر از متخصصین و خبرگان دانشگاهی در حوزه معماری، معماری منظر استفاده و در نهایت 80 شاخص تعیین و براساس مقیاس رتبه بندی لیکرت و تحلیل های آماری درجه اهمیت این شاخص ها در محیط های مسکونی مشخص شد. براساس یافته های پژوهش شاخص های تأثیرگذار کشاورزی شهری در چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و مطلوبیت کالبدی-فضایی طبقه بندی شدند. نتایج نشان دادند که از نظر متخصصین از اثرات مفید و شاخص های تأثیرگذار «افزایش سرانه فضای سبز شهری»، «افزایش جذب دی اکسیدکربن»،«کاهش دما»، «افزایش طراوت و رایحه های خوش»، «افزایش مشارکت ساکنین در برنامه سبزکردن محیط زندگی» و «افزایش تنوع زیستی با کاشت انواع گیاهان و پروش انواع جانوران» در ابعاد زیست محیطی، «افزایش اوقات فراغت»، «کاهش استرس» و «توسعه روابط و تعاملات اجتماعی» در ابعاد اجتماعی، «سرمایه گذاری بر منابع کم استفاده همچون پشت بام ها، تراس ها، بالکن ها و ...» «افزایش پس انداز» و «افزایش ارزش املاک» در ابعاد اقتصادی و در نهایت «افزایش سرزندگی فضاهای مسکونی»، «ارتقای کیفیت و قابلیت های فضایی برای رشد» و «زیباسازی مناظر» در ابعاد مطلوبیت کالبدی-فضایی به ترتیب بالاترین اولویت را به خود اختصاص دادند.
تأثیر طراحی فضای نیمه باز بر کاهش افسردگی ساکنان در شرایط قرنطینه خانگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر قرنطینه خانگیِ ناشی از شیوع ویروس کووید 19 موجب شده، افسردگی که از گذشته یکی از اختلالات روانی متداول در سطح جهانی بوده، برجسته تر شود. مسکن به عنوان ظرف زندگی و فضایی که انسان مجبور است در دوران همه گیری کووید 19، مدت زیادی از عمر خود را در آن سپری کند، تأثیرگذاری نقش خود را در روحیات، خلقیات و کیفیت زندگی انسان پررنگ تر می کند. در این میان، فضای نیمه باز مسکونی با ویژگی های فضایی که دارد، می تواند برکاهش افسردگی ناشی از قرنطینه کووید 19 تأثیر گذار باشد. بنابراین، هدف از انجام این پژوهش کاهش افسردگیِ ساکنان در شرایط خانه نشینیِ ناشی از همه گیریِ کووید 19 از طریق شناسایی و ارائه راهکارهای مختلف طراحی فضاهای نیمه باز مسکونی است. روش تحقیق این پژوهش، ترکیبی است. در مرحله ادبیات موضوع، با روش تحلیل محتوا، پارامترهای فضای نیمه باز و فراوانی آن ها استخراج شد و از طریق آنتروپی شانون، وزن دهی شدند. سپس از طریق روش پیمایشی، پرسش نامه محقق ساخت بر مبنای پارامترهای با وزنِ بالاتر طراحی شد و در میان جامعه آماری ساکنان محله ده ونک توزیع شد. سپس آزمون فریدمن برای رتبه بندی پارامترها بر روی پرسش نامه انجام شد. نتایج پژوهش نشان می دهند که ابعاد فضا، تنوع پذیری، جزییات ساختمانی، نورگیری، فضای سبز و جانمایی تراس در پلان به ترتیب تأثیرگذارترین شاخص های طراحی فضای نیمه باز در راستای کاهش افسردگی هستند. راهکار طراحی پیشنهاد شده برای این شاخص ها به ترتیب چنین است: 1-ابعاد فضا: در نظر گرفتن حداقل عرض 5.2 متر و استفاده از درب های آکاردئونی 2- تنوع فضایی: در نظر گرفتن مبلمان انعطاف پذیر و رعایت حداقل ابعاد 5/2 × 5 متر که در این صورت امکان برگزاری فعالیت های متنوعی در آن ایجادشده است و با ابعاد فضا نیز هم پوشانی دارد. 3- جزئیات ساختمانی: در نظر گرفتن رنگ، جنس مصالح، بو، آب نما و پوشش گیاهی. 4- نورگیری: استفاده از سازه تا شونده چادری برای سقف فضای نیمه باز 5- فضای سبز: پوشش گیاهی و امکان کاشت در فضای ایوان که توسط گلدان هایی مدولار شکل با قابلیت اتصال به هم انجام می پذیرد. 6- جانمایی تراس در پلان: طراحی تراس در مجاورت آشپزخانه که سبب تهویه آشپزخانه می شود، طراحی تراس در مجاورت نشیمن که سبب امکان استفاده از این فضا برای بازی کودکان هنگامی که سایرین در نشیمن مشغول به تماشای تلویزیون می باشد و طراحی تراس در مجاورت اتاق خواب که سبب صرف عصرانه و ورزش کردن می شود.
تبیین ظرفیت های شهرسازی وکالتی جهت ارتقای شاخص های اجتماعی در شهرهای کوچک (نمونه موردی: شهرهای کوچک شمال استان همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات محیطی هفت حصار سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
97-112
حوزههای تخصصی:
این تحقیق بر آن است تا با ارائه الگویی از شهرسازی وکالتی در شهرهای کوچک به روشن ساختن ظرفیت های شهرسازی وکالتی در جهت ارتقای شاخص های اجتماعی شهرهای کوچک بپردازد. پژوهش حاضر جزء پژوهش های کاربردی و اکتشافی – تبیینی با روش ترکیبی (کیفی - کمی) است. در بخش کیفی از طریق مصاحبه با خبرگان شامل اساتید دانشگاهی و مسئولان اجرایی شهرهای کوچک شمال استان همدان و با استفاده از استراتژی پدیدارشناسی و تاکتیک تحلیل محتوای مصاحبه (تحلیل تم) و نرم افزار تحلیل کیفی MAXQDA 2020 و نرم افزار iMindMap 9 مؤلفه های شهرسازی وکالتی در شهرهای کوچک و نمودار شبکه مضامین ارائه شد. در بخش کمی تحقیق توصیفی و از نوع زمینه یابی است و جهت سنجش نسبت روایی محتوایی و انجام مراحل تکنیک دلفی از آزمون های T تک نمونه ای و ضریب کندال تحت نرم افزار کمی SPSS نسخه 26 استفاده شد و جهت سنجش مطلوبیت برازش الگوی کمی پژوهش از روش تحلیل عاملی تأییدی به کمک آزمون های روایی همگن بودن، روایی همگرا و واگرا و آزمون پایایی ترکیبی و ضریب آلفای کرونباخ تحت نرم افزار PLS نسخه 3 انجام شد. نمونه آماری در بخش کیفی بر مبنای اشباع نظری بر اساس کدهای استخراجی از مصاحبه با پنل خبرگان و در بخش کمی 384 نفر از شهروندان و شهرهای کوچک شمال استان همدان که شامل شهرهای کبودرآهنگ، رزن و دمق انتخاب شد. در نتایج به دست آمده از تحلیل معادلات ساختاری تحت نرم افزار PLS مشخص شد که الگوی شهرسازی وکالتی به دست آمده برای شهرهای کوچک در ارتقا شاخص های اجتماعی از برازش مطلوبی برخوردار بودند و شهرسازی وکالتی به میزان 79 % بر شاخص های اجتماعی تأثیر می گذارد، بنابراین در کل می توان نتیجه گرفت که میان قابلیت های شهرسازی وکالتی با ارتقای شاخص های اجتماعی در شهرهای کوچک ارتباط مؤثری وجود دارد و پیش بینی می شود که در یک نمونه بزرگ تر نیز از همان جامعه (در سایر شهرهای کوچک)، فرضیه پژوهش تأیید گردد.
مدل سازی مفهومی ارتقا کیفیت بیمارستان های عمومی مبتنی بر شواهد (EBD) با رویکرد رضایت مندی بیمار (مورد پژوهی: بیمارستان گاندی تهران)
منبع:
مطالعات رفتار و محیط در معماری دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
25 - 46
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی طراحان و سازندگان محیط های درمانی ایجاد محیطی شفابخش است. مفهوم شفابخشی در قرن اخیر منجر به ایجاد تأثیرات مثبتی در روند درمان و تغییرات قابل توجهی در طراحی بیمارستان شده است. توجه به بیمار به جای روند درمان رویکردی در طراحی بیمارستان با عنوان رویکرد«بیمارمحوری» مطرح کرده است. اخیرا که امنیت بیماران و تسریع روند بهبود بیماری مورد اهمیت قرار گرفته است، معماران به موضوعی به نام «طراحی مبتنی بر شواهد» روی آوردند.
راهبرد کارآمدی میراث در برنامه های توسعه یکپارچه
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
5-7
حوزههای تخصصی:
میراث فرهنگی به عنوان یکی از عناصر هویت ساز و هویت بخش جوامع شناخته می شود. در طول قرن گذشته و دوران معاصر، نظریه پردازی درباره میراث فرهنگی دچار تحولات چشمگیری شده و الزامات و ابزارهای حفاظت نیز بر اساس این تغییرات دگرگون شده اند. در گذشته، میراث فرهنگی غالباً به جنبه های فیزیکی یا کالبدی خلاصه می شد (برای نمونه یک بنا یا اثر معماری)، اما امروزه ابعاد غیرملموس آن همچون سنت ها، آیین ها، معناها و بافت های اجتماعی نیز به رسمیت شناخته شده اند. در طول عمر نظریه های مرتبط با حفاظت میراث فرهنگی، چه در بُعد ملموس و چه در بُعد غیرملموس، همواره چالش های جدی وجود داشته است. در مقاطعی، میراث فرهنگی به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر توسعه های شهری و فنی تلقی می شد، و همین دیدگاه ها گاه آن را در معرض خطر قرار می داد. جریان ها و چالش های مرتبط را می توان در دو دسته ی چالش های سنتی و چالش های نوظهور بررسی کرد. از جمله چالش های سنتی می توان به تخریب ناشی از سودجویی، جنگ و خشونت، بلایای طبیعی همچون سیل و آتش سوزی و نیز مدیریت ناکارآمد اشاره کرد. در مواردی، سودجویی برخی افراد که با هدف فروش بخش هایی از آثار یا تزئینات تاریخی اقدام می کردند، موجب تخریب آثار می شد. همچنین توسعه های شهری بدون ضابطه و در مواردی جنگ ها و حملات نظامی، به ویرانی میراث فرهنگی منجر شده است. مسجد جامع اصفهان، قلعه شوش و خانه تاریخی صدقیانی تبریز نمونه هایی از آثاری اند که در جریان جنگ ایران و عراق آسیب جدی دیدند. البته این پدیده جهانی است و محدود به ایران نمی شود. اما در خصوص چالش های نوظهور باید به فشار روزافزونی که توسعه شهری بر آثار تاریخی و فرهنگی وارد می کند اشاره کرد: گسترش شهرها و ساخت وسازهایی که بدون توجه به بافت تاریخی انجام می شوند، تغییرات اقلیمی و محیطی شامل افزایش خشکسالی، سیلاب ها، فرسایش و تغییر سطح آب دریاها، همگی میراث فرهنگی را به مخاطره انداخته اند. افزایش حضور گردشگران، تردد خودروهای سنگین، و بهره برداری اقتصادی بیش از ظرفیت بناهای تاریخی نیز موجب فشارهای فیزیکی و معنایی بر این آثار شده است؛ آثاری که اساساً برای استفاده محدود طراحی شده بودند. افزون بر این، مدیریت غیرتخصصی و دخالت های سیاسی با اهداف غیر فرهنگی از دیگر تهدیداتی اند که میراث فرهنگی را در معرض تخریب قرار داده اند.
هوش مصنوعی و معماری بررسی تطبیقی طراحی انسان محور و ماشین محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: با وجود قابلیت های هوش مصنوعی در تسریع و بهبود فرایندهای معماری، پرسش هایی اساسی درباره جایگاه خلاقیت انسانی و توانایی حفظ اصالت و هویت فرهنگی در طراحی های تولیدشده توسط هوش مصنوعی مطرح است.هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی تطبیقی زیبایی شناسی طراحی معماری انسان محور و ماشین محور است.روش پژوهش: این تحقیق براساس هدف، یک تحقیق کاربردی است. و از نظر ماهیت و روش در شمار تحقیقات توصیفی -تحلیلی محسوب می شود. در این مطالعه، چهار طرح منتخب از مسابقات مدرسه معماری ایرانی انتخاب و با استفاده از هوش مصنوعی طرح های مشابهی تولید شد. نمونه ها توسط اساتید، مشاوران و دانشجویان معماری و غیرمعماری براساس پنج مؤلفه خلاقیت، هماهنگی، اصالت، جذابیت و کلیت ارزیابی شدند.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در مؤلفه اصالت، طراحی های انسانی به طور قابل توجهی برتر ارزیابی شدند، اما در مؤلفه هماهنگی، طراحی های هوش مصنوعی برتری اندکی داشتند. همچنین، جذابیت طراحی های انسانی بیشتر مورد تأیید اساتید و مشاوران قرار گرفت، در حالی که دانشجویان غیرمعماری تمایل بیشتری به طراحی های هوش مصنوعی نشان دادند. به طور کلی، جامعه معماران، طراحی های انسانی را برتر دانستند اما انحراف معیار در ارزیابی ها به ذهنی بودن قضاوت ها و تنوع ترجیحات زیبایی شناختی اشاره دارد. این پژوهش بر اهمیت حفظ خلاقیت انسانی در معماری تأکید داشته و هوش مصنوعی را ابزاری مکمل برای بهبود فرایندهای طراحی می داند، نه جایگزینی کامل برای طراحان انسانی.
مروری بر اکوسیستم نوین آزمایشگاه های شهری با تأکید بر نقش آزمایشگاه های واقعیت مجازی در توسعه هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
24 - 48
حوزههای تخصصی:
امروزه شهرسازی مبتنی بر آزمایش توانسته است به هوشمندتر شدن شهرها کمک کند. برای طی کردن این مسیر، آزمایشگاه های شهری مکان هایی بسیار حیاتی هستند که به مرور جایگاه مهمی درحوزه مطالعات شهری پیدا کرده اند. در این میان آزمایشگاه های واقعیت مجازی به طور فزاینده ای درحوزه معماری و شهرسازی کاربرد پیدا کرده اند. این پژوهش با هدف بررسی و مرور مفهوم آزمایشگاه های شهری و انواع آن ها، به طور خاص به آزمایشگاه های واقعیت مجازی و نقش آن ها در پیشبرد مطالعات شهری پرداخته است. روش های پژوهشی این مقاله شامل مطالعه اسنادی و موردی است و رویکرد نظری آن قیاسی و قلمرو زمانی آن مقطعی محسوب می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که آزمایشگاه های واقعیت مجازی توسعه راه حل های خلاقانه برای مقابله با چالش های واقعی در محیط های شهری را تسهیل می کنند. این فنّاوری امکان تجسم بخشی دقیق تری از شهرها و محیط های زندگی را فراهم کرده و به متخصصان اجازه می دهد تا به طور مجازی و بدون نیاز به تغییرات کالبدی، تأثیرات مختلف سیاست های شهرسازی و طرح های توسعه را آزمون نمایند. همچنین، آزمایشگاه های واقعیت مجازی می توانند سطح مشارکت عمومی را در فرایندهای شهرسازی به طور چشمگیری افزایش دهند و با ارائه تجربیات غنی و واقع گرایانه، شهروندان را قادر سازند تا به طور مؤثرتری در برنامه ریزی و توسعه شهری مشارکت نمایند.
تبیین چارچوب احیای مناظر پساصنعتی شهری با رویکرد طراحی و توسعه احیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
16 - 25
حوزههای تخصصی:
مناظر پساصنعتی با ارزش های هویتی، به عنوان میراث فرهنگی عصر مدرن شناخته می شوند. این عرصه ها از جنبه های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی آسیب دیده و از بُعد بصری، منظری نامناسب را ایجاد کرده اند. در این نوع عرصه ها، مداخلات با رویکردهای مختلف انجام شده است اما به دلیل پیچیدگی این مناظر و آسیب های وارده به اکوسیستم، نیاز به رویکردی جامع است که ضمن حفظ ارزش میراث صنعتی، آسیب های گذشته را ترمیم و باعث بهبود تعامل متقابل انسان او طبیعت شود. رویکرد «طراحی و توسعه احیایی» با نگاهی «جامع» و «سیستماتیک» با منابع ذاتی خود سیستم، ترمیم و احیا را ایجاد می کند که به همپیوندی نیازهای جامعه انسانی و طبیعت می انجامد. هدف پژوهش، ارائه چارچوبی جامع جهت احیای مناظر پساصنعتی با رویکرد احیایی است. در این راستا، به روش تحلیلی-تطبیقی مؤلفه های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی در شیوه های پیشین، با جریان های مؤثر در رویکرد احیایی تطبیق داده شده و ارتقا یافته است. سپس با بهره گیری از چارچوب پرکینز ویل، به عنوان یکی از چارچوب های کاربردی احیایی، جامع و نوآورانه احیای مناظر پساصنعتی ارائه شده است. این چارچوب به صورت دیاگرامی چندلایه، شامل یک هسته و چندین حلقه است که براساس آن سیاست گذاری ها و راهبردهای طراحی و توسعه مناظر پساصنعتی ارائه می شود. در این چارچوب، «مکان» به عنوان هسته سیستم، حلقه اول «ابعاد بررسی مکان»، حلقه دوم «جریان های مؤثر» در احیای مناظر پساصنعتی، حلقه سوم «زیرجریان ها» و حلقه چهارم «اکوسیستم» است. طبق یافته های پژوهش جریان های مؤثر در احیای مناظر پساصنعتی شامل 12 جریان تنوع زیستی، اجتماع، اقتصاد، فرهنگ، آموزش، زیبایی شناسی، سلامت، مشارکت، زیرساخت، مواد و مصالح، انرژی و آب است. این چارچوب جهت احیای سایت های پساصنعتی از یک کارگاه کوچک تا یک مجموعه گسترده صنعتی قابل تعمیم است.
استراتژی های کاهش خشکسالی و تنش آبی در تهران با تأکید بر راه حل های طبیعت بنیان (تصمیم گیری مبتنی بر نقشه های شناختی فازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
26 - 33
حوزههای تخصصی:
خطر خشکسالی و تنش آبی برای کلانشهر تهران می تواند ضمن افزایش آسیب پذیری جامعه و شهر، اثرات منفی بر حوزه های زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی بگذارد. نگاه بخشی مدیریت نسبت به سیستم یکپارچه انسانی- محیطی شهر، هدررفت منابع آب، تغییر کاربری اراضی نامتناسب با ظرفیت های آبی و همچنین مداخلات انسانی و توسعه زیرساخت های خاکستری، مهم ترین عوامل کاهش تاب آوری تهران در برابر خشکسالی هستند. در چنین شرایطی، تصمیم گیری و شناسایی اولویت ها برای حل تنش آبی چالشی جدی خواهد بود. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهای چندمقیاسی کاهش خشکسالی با تکیه بر ظرفیت های منظر تهران، به این پرسش پاسخ می دهد که استراتژی های اصلی کاهش ریسک در سطح کلان و ابزارهای مناسب در سطح خرد کدام اند. در اینجا اصلی ترین راه حل ها به شیوه تحلیل محتوای آرای خبرگان در پنل های مشارکتی و مبنی بر شناسایی علل آسیب پذیری تهران ازطریق نقشه های شناختی و سناریوهای مستخرج از آن به دست آمده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که راهکار مواجهه و کاهش پیامدهای خشکسالی در تهران، تلفیقی از راه حل های طبیعت بنیان و راه حل های خاکستری است. تغییر در راهبردهای مدیریت شهری، اصلاح الگوهای جمعیتی و توسعه شهر، احیای اکوسیستم های طبیعی و تغییر ذهنیت شهروندان نسبت به مسئله کمبود آب از دیگر از راه حل های پیشنهادی هستند. از میان راه حل های مبتنی بر طبیعت، روددره ها ابزاری مهم در اصلاح الگوی توسعه شهر هستند. به کارگیری این راه حل ها نیازمند اتخاذ راهکارهای یکپارچه در سطوح «نهادی- کالبدی» در کنار ارتقای برنامه های اجتماعی و اقتصادی خواهد بود.