هدف این پژوهش، تحلیل و نقد آرای ایمانوئل کانت و ملا احمد نراقی با تأکید بر تربیت اخلاقی است تا بتواند سهمی در افزایش دانشهای بنیادین در این حوزه معرفتی داشته باشد. این پژوهش، بنیادی کاربردی و روش مطالعه آن تطبیقی اسنادی است. یافته های پژوهش نشان داد کانت و ملا احمد نراقی گرچه به دو منظومه فکری متفاوت (غرب و اسلام) تعلق دارند، هر دو بر قائل بودن انسان به عنوان نقطه مرکزی در تربیت اخلاقی، تأکید بر منشأ ارادی برای اخلاقیات و تأثیر اراده آدمی در انجام کردارهای اخلاقی، پرورش قوه درک و فهم آدمی در مرحله بالای تربیت اخلاقی تأکید دارند که از موارد تشابه مهم این دو دیدگاه است، هم چنین در بیان مغایرتهای تربیت اخلاقی در دیدگاه کانت به خرد عملی یا وجدان انسانی (خاستگاه اخلاق)، تکوین منش (هدف تربیت)، روشهای آموزشی دموکراتیک و تأکید بر آزادی شاگرد (روشهای تربیتی)، پرورش جسمانی، تأدیب و فرهنگ (مراحل تربیت اخلاقی)؛ و در دیدگاه نراقی، نفس ناطقه انسانی (خاستگاه اخلاق)، سعادت انسان (هدف تربیت)، تمرین و تکرار، الگوپذیری و محبت ورزی (روشهای تربیتی)، تأدیب و تعلیم و تفهیم (مراحل تربیت اخلاقی) را می توان اشاره کرد.
پیچیدگی ذاتی جامعه ی بشری، همراه با کاهش امکان انجام آزمایش در بیشتر محدوده های علوم اجتماعى و بهداشتى منجرَ به آن شده است که محقَقان به استفاده از شبیه سازى کامپیوترى و به کارگیرى مدل های مصنوعى در مطالعه ی جنبه های ضروری متفاوت موجود در این علوم روی بیاورند. طراحى مدل هاى مصنوعى مبتنى بر اطلاعات محیط هاى واقعى و تحلیل و شناسائی؛ و سپس بازخوانى نتایج حاصله و به کارگیرى شان در محیط واقعى جهت تصحیح رفتارهاى پیچیده انگیزه ی مناسب و بجایى بود که توانست چرخ پژوهش را به حرکت درآورد و آن را فعَال سازد. دراین پژوهش یافتن یک راه حل برای شناسایی، تحلیل و بهینه سازی فرایند در نظام های پیچیده بهداشتى درمانى هدف گذارى شده و در همین راستا مدل هایى براى پایش سلامت در حیات مصنوعى در حوزه ی بیمارى هاى واگیر و آلودگى ارائه شده است.
روش بررسی: نوع روش تحقیق بنیادى، شبیه سازى و کاربردى (منبعث از هوش مصنوعى) است و روش گردآورى اطلاعات میدانى، کتابخانه اى و محاسباتى ست. جامعه ی مورد مطالعه ی مصنوعى (لابراتوار کامپیوترى)، شامل عامل هاى محاسباتى هوشمند و ابزار استفاده شده به منظور شبیه سازى (مدلسازى) و تحلیل، نرم افزار NetLogo است.
یافته ها: نتایج نشان مى دهد که افزایش و انتشار آلودگى و فقدان مراقبت بهداشتى در محیط باعث کاهش رفاه عامل ها و تداوم آن، باعث افزایش تدریجی تعداد مرگ و میر عامل ها مى شود، ضمن آنکه نبودِ سیاستگذارى صحیح در بخش درمان مى تواند منجرَ به همه گیر شدن بیمارى و اتلاف منابع شود. همچنین یافته ها نشان مى دهد که مدلسازى مبتنى بر عامل در حیات مصنوعى روشى کارآمد و راه حلى راهگشا در نظام سلامت مى باشد.
نتیجه گیری: نیاز به استفاده از مدل هاى حقیقى در حیات مصنوعى و گسترش و توسعه ی آنها در جهت تصمیم گیرى، تحلیل و بهینه سازى بهتر مسائل و فرایندهاى سلامت در حیات واقعى مشاهده مى شود که در صورت وقوع مى تواند حلَال برخى از مسائل و معضلات موجود در نظام سلامت کشور باشد و در جهت ارتقاء و توسعه ی آن به کار گرفته شود. "