بیتردید تولید مواد غذایی، با توان سیاسی و اقتصادی کشورهای جهان رابطه بسیار نزدیکی دارد. گندم به عنوان یکی از اصلیترین مواد غذایی بشر و مهمترین محصول زراعی و ماده غذایی در کشور ما، از جایگاه ویژهای برخوردار است. برآورد هزینههای تولید به تفکیک نهاده، درآمد و قیمت تمام شده این محصول میتواند برای سیاستگذاران در اتخاذ سیاستهای مناسب مؤثر باشد. شهرستان مرودشت با تولید یکپنجم گندم استان فارس، رتبه نخست استان را در تولید این محصول راهبردی دارد. در مطالعه حاضر، درآمد، هزینه متوسط (در واحد سطح) و قیمت تمام شده تولید این محصول در شهرستان مرودشت، با روش پیمایش و بکارگیری تکنیک آمارگیری نمونه ای برآورد شده است. داده هـا مربوط به سـال زراعی 85-1384 است که از طریق 163 پرسشنامه جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که بیشترین میزان هزینه، به نهاده زمین مربوط است، درحالی که نهاده های بذر، کود، سم و آب، کمترین میزان هزینه را دارند. میزان هزینه نهاده های نیروی کار و ماشین آلات نیز بین این دو سطح است. همچنین نسبت میزان کل هزینه متوسط تولید به مقدار درآمد متوسط (و نیز نسبت قیمت تمام شده گندم به قیمت تضمینی آن) حدود هشتاد درصد است.
ایجاد توازن و هماهنگی در بین مناطق مختلف جغرافیایی از نظر برخورداری از امکانات و خدمات، از مصادیق بارز توسعه یافتگی به شمار می رود. برای ایجاد این توازن و تعادل و به منظور شکل دادن فضاهای مناسب و همگون، بحث برنامه ریزی منطقه ای مطرح شده که اولین گام در برنامه ریزی منطقه ای، شناخت نابرابری های اقتصادی – اجتماعی و فرهنگی نواحی مختلف می باشد. هدف از تدوین این مقاله، سطح بندی و تعیین میزان نابرابری موجود میان شهرستان های استان لرستان می باشد. برای این منظور تعداد 84 شاخص انتخاب گردید. نتایج تحقیق نشان داد که، شهرستان خرم اباد با ضریب اولویت 542/0 دارای رتبه اول از نظر میزان توسعه یافتگی می باشد. این شهرستان به دلیل مرکزیت اداری و اقتصادی به عنوان یک مکان جذب سرمایه امکانات و خدمات، نیروی انسانی متخصص و. .. موجب این برتری بر سایر مناطق استان شده است. همچنین شهرستان سلسله با ضریب اولویت 264/0 در آخرین مرتبه توسعه یافتگی در استان قرار گرفته است. ضریب پراکندگی به دست آمده 36/0 می باشد که نشانگر وجود تفاوت و شدت نابرابری در میزان بهره مندی از امکانات و شاخص های توسعه است.
مشرق زمین و سرزمین پارس، از دیرباز مرکز توجهات اروپاییانی بوده است که برای شناخت فضای غیرخودی بدان جا سفر می کرده اند. در این میان غیریت (دیگروشی) که به مطالعه فضای دیگری می پردازد در کنار تصویری که بیگانگان از این فضاها و افراد ارائه می دهند، از جایگاه برجسته ای در ادبیات برخوردار است. در این حین از سفرنامه ها به عنوان ثمره ی سیاحان یاد می شود که حاوی انبوهی از اطلاعات اجتماعی، علمی، سیاسی و مرتبط با تمدن سرزمین بازدید شده را دربردارند. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می شود که ما بخواهیم فضای خودی را از منظر فرهنگی متفاوت بررسی کنیم. تقابل این دیدگاهها در عرصه های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، و... باعث شناخت دقیق تر از بینش نویسندگان بیگانه نسبت به فضای خودی می شود. هم چنین سفرنامه می تواند راهنمای قابل اعتنایی برای شناخت بیگانگان و نیز تعبیر آنها از (خودی) و( فضای خودی) باشد. این موضوعات مارا بر آن داشت تا به تقابل دیدگاههای دو نویسنده فرانسوی در مورد شرق، با به کارگیری شیوه تصویرشناسی به عنوان شاخه ای از ادبیات تطبیقی بپردازیم. برای این منظور به مطالعه تصویری که ژان شاردن، سیاح فرانسوی قرن 17و کنت دو گوبینو، نویسنده قرن19، به ترتیب در"" سفرنامه شاردن"" و ""سه سال در آسیا"" از شرق و ایران منعکس کرده اند می پردازیم. هدف ما از این تحقیق بررسی دیدگاه های این دو نویسنده با توجه به واقعیت های جامعه ایرانی است.
درجهان متلاطم امروز آن چه که می تواند حیات بالنده و روبه رشد سازمان های دولتی و حکومتها را تضمین نماید، وجود نظام مدیریتی مقتدر و کارآمد است. برای داشتن نظام مدیریتی موثر و کارآمد نیز بایستی مدیرانی بهره ور و شایسته تربیت نمود. تربیت و پرورش مدیران نیز به چارچوبی جامع و کامل نیاز دارد تا با انتخاب و پرورش صحیح و اثربخش مدیران به اهداف و استراتژی های سازمان جامه عمل بپوشاند. از طرفی باتوجه به آثار مثبت مدیریت بهره وری نیروی انسانی در بخش دولتی، ضرورت توجه به عوامل موثر بر بهبود بهره وری منابع انسانی به خصوص بهره وری مدیران و حرفه ای ها به عنوان موثرترین افراد درسازمان های دولتی اجتناب ناپذیراست. در همین راستا، این تحقیق زمینه ای برای تأکید بر بهره وری حرفه ای ها و مدیران فراهم می آورد و در باب دشواری هایی که حرفه ای ها در مدیریت سازمان های دولتی با آن مواجه اند، بحث می کند. همچنین این مقاله یک نمای کلی از هفت عامل اساسی مؤثر بر بهره وری حرفه ای ها و چگونگی ارتباط آن ها با هم ترسیم می کند. در پایان به بررسی نحوه بهبود هدف مداری و انگیزش حرفه ای ها برای پشتیبانی از مأموریت سازمان اشاره می شود.
مرور زمان در قالب اسقاط حق اقامه دعوا، به عنوان یک قاعده آمره مرتبط با حقوق شکلی از اهمیت بسزایی در دانش حقوق برخوردار است. این قاعده به معنای آن است که با گذشت مدتی مشخص در قانون، دیگر دعوی یا شکایت قابل استماع نیست. اهمیت موضوع تا بدانجا است که به واسطه آن می توان در حقوق مدنی با صدور قرار عدم استماع و در حقوق کیفری با صدور قرار موقوفی تعقیب یا موقوفی اجرای پرونده قضایی مطروح را با هر درجه از اهمیت مختومه اعلام نمود و با این اقدام، نوعی نظم حقوقی در ساختار قضایی کشور به وجود آورد و از ورود و انباشتن حجم میلیونی پرونده ها جلوگیری کرد. با این حال این قاعده که پیش از انقلاب اسلامی در قانون آیین دادرسی مدنی مورد استفاده قرار می گرفت، پس از آن با توجه به نظریه اکثریت شورای نگهبان، در امور مدنی غیر شرعی اعلام شد، گرچه در بخش تعزیرات مورد تأیید قرار گرفت. پرسش اساسی این است که آیا می توان با استناد به ضوابط شرعی از مرور زمان در حقوق مدنی شکلیِ امروزین بهره برد؟ اصولاً نظریه فقیهان امامیه در این باره چیست؟ نگارندگان بر این باورند که با توجه به سازوکارهای شرعی و روایات موجود در منابع معتبر فقهی و نظریه برخی فقیهان امامیه، می توان صحت شرعی یا لااقل عدم اشکال شرعی سقوط حق اقامه دعوا را بواسطه مرور زمان اثبات نمود. بر این اساس نگارندگان با این فرض که مرور زمان موجد و مسقط اصل حق، منشاء روایی ندارد، به نقد رأی مخالفین مرور زمان مسقط حق اقامه دعوا که نظر مشهور فقیهان امامیه است، پرداخته و وجوهی بر رد آن و اثبات صحت شرعی مرور زمان اقامه کرده اند.
براساس قانون شهرداریها، کلیه شهرداریهای کشور بایستی هر 5 سال یکبار آمار و اطلاعات املاک را استخراج و به روز نمایند. در شهر تهران آخرین ممیزی از سال 75 تا 81 به طول انجامیده که مرحله جدید ممیزی املاک شهر تهران با هدف تدوین آئین نامه و با بکارگیری سامانه نرم افزاری جدید کارشناسانه املاک در دست اجراست. با شروع ممیزی مرحله پنجم املاک تهران، که اکنون در مقطع انجام بازبینی بلوک های استخراج شده از مرحله چهارم قرار دارد و با توجه به اهمیت و نقش این موضوع در مدیریت و برنامه ریزی شهر تهران و همچنین تجربیات چندین ساله و همکاری شرکت پردازش و برنامه...
"حضور زنان در رسانه از دیرباز در بسیاری از کشورها موضوع مورد بحث مجمعهای علمی ـ اجتماعی بوده است. به خصوص زمانی که این حضور از لحاظ کیفی مورد نظر قرار میگیرد حساسیت و اهمیت آن مشخصتر میشود.
ضرورت پرداختن به چنین موضوعی زمانی آشکارتر میشود که میبینیم مشارکت زنان در رادیو و تلویزیون رو به افزایش است.
مقاله حاضر گزارشی است برگرفته از یک تحقیق میدانی با عنوان مشارکت زنان در رادیو و تلویزیون در سال 1382 که توسط خانم اعظم راوردراد (استادیار دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران) انجام شده است. روش پژوهش در این تحقیق، مشاهده اسنادی و مصاحبه بوده است. در مشاهدة اسنادی اطلاعات لازم در مورد ویژگیهای جمعیتشناختی و شغلی زنان شاغل در صدا و سیما از گزارشهای پژوهشی موجود در سازمان به دست آمده است. در این پژوهش با بررسی حضور کمّی و کیفی زنان در موقعیتهای مختلف شغلی در دو رسانه رادیو و تلویزیون ایران نشان داده شده است که زنان در اغلب مشاغل تولیدی حضور دارند، اگر چه این حضور در برخی از قسمتها کمرنگتر است. در این پژوهش با تحلیل چگونگی مشارکت زنان در رسانهها دربارة کیفیت این مشارکت بحث شده و عوامل مؤثر بر کارایی شغلی زنان مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس یافتههای این پژوهش میزان و چگونگی مشارکت زنان در تولید برنامههای رادیو و تلویزیون نشاندهندة توانایی آنان در انجام مشاغلی است که کمتر زنانه تصور میشوند.
"