دوجنسیتی بودن و روان نژندگرایی، دو متغیر تاثیرگذار بر کیفیت زندگی زنان اند. نتایج پژوهش ها نشان می دهد که کیفیت زندگی زنان نابارور، در مقایسه با زنان بارور، پایین تر است و آنان مشکلات روان شناختی بیش تری را تجربه می کنند. هدف این پژوهش تعیین ارتباط دوجنسیتی بودن و روان نژندگرایی با کیفیت زندگی زنان نابارور و بارور شهر تهران است و نمونه پژوهش را 120 زن نابارور و بارور (هر گروه 60 نفر) تشکیل می دهند، که از میان زنان مراجعه کننده به دو بیمارستان شهر تهران انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، از فرم کوتاه پرسش نامه شخصیت نئو، پرسش نامه نقش جنسیتی، و پرسش نامه کیفیت زندگی استفاده شد. ضریب هم بستگی پیرسون نشان داد که بین دوجنسیتی بودن و کیفیت زندگی نابارور و زنان بارور 0.43) در مقابل (0.30، رابطه مثبت، و میان روان نژندگرایی و کیفیت زندگی زنان نابارور و بارور -0.55) در مقابل (-0.23 رابطه منفی وجود دارد. نتایج رگرسیون چند متغیری نشان داد که 57 درصد از واریانس کیفیت زندگی در زنان نابارور، به وسیله متغیرهای دو جنسیتی بودن و روان نژندگرایی تبیین می شود، در صورتی که این مقدار در زنان بارور حدود 30 درصد است. نتایج این پژوهش، که تا حدود زیادی با یافته های پژوهشی دیگر هم خوانی دارد، بیان گر آن است که سطح بالای دو جنسیتی بودن و سطح پایین روان نژندگرایی باعث افزایش سطح کیفیت زندگی زنان نابارور می شود.
تلفن همراه به عنوان پرکاربردترین وسیله ارتباطات غیرچهره به چهره بین فردی، برای کاربرانش بر اساس تفاوتهای سنی، جنسی، شغلی، علاوه بر تامین نیازهای ارتباطی آنان کاربردهای متفاوتی یافته است. خوشنودیهای حاصل از تملک این وسیله ارتباطی، نه تنها ناشی از در دسترس بودن همه زمانی و همه مکانی است، بلکه به تامین امنیت، حس آزادی و غیره نیز مربوط می شود. مقاله حاضر می کوشد استفاده و خوشنودی کاربران ایرانی از تلفن همراه را در برقراری ارتباطات میان فردی و سرگرمیهای فردی (اعم از برقراری تماس، ارسال پیام کوتاه، بازی و غیره) مورد مطالعه قرار دهد. این مطالعه بر اساس نظریه استفاده و خوشنودی به بررسی کاربردهای تلفن نزد کاربران ایرانی از طریق پیمایش آنلاین (N=256) می پردازد.
در شرایطی که تقاضای جا به جایی مسافر یک سیستم حمل و نقل همگانی به ظرفیت آن برسد، سیاست گذاران با راه حل های مختلف افزایش عرضه و مدیریت تقاضا مواجه می شوند. در چنین مواردی ساده ترین راه، افزایش عرضه و به تبع آن افزایش ظرفیت سیستم است که به صورت تزریق ناوگان به سیستم انجام می شود. در شرایطی که ظرفیت سیستم به سبب محدودیت هایی چون عدم امکان کاهش سرفاصله، قابل افزایش نباشد، بر حسب بودجه در اختیار، تغییر تکنولوژی حمل و نقل، استفاده از سیستم های کمکی یا راهکارهای مدیریت تقاضای حمل و نقل پیشنهاد می شود. به دلیل هزینه باالای ارتقای تکنولوژی حمل و نقل در کریدورهای حمل و نقل مسافر و در شرایط کمبود بودجه، راهکار استفاده از سیستم های کمکی تا زمان ارتقای سیستم حمل و نقل همگانی، غالبا به عنوان یک راهکار کوتاه مدت مطرح می شود. در چنین شرایطی به منظور عملکرد بهینه سیستم، تعداد ناوگان سیستم کمکی باید با توجه به معیارهایی چون هزینه سرمایه گذاری اولیه و نسبت هزینه تعمیر و نگهداری دو سیستم برآورد شود. هدف از این مقاله، ارتقای عملکرد سیستم های حمل و نقل همگانی و ضرورت پرداختن به سیستم های حمل و نقل همگانی و، نقش اساسی این سیستم ها در جا به جایی مسافر در شبکه حمل و نقل است. همچنین با توجه سهم قابل توجه سیستم های حمل و نقل همگانی در جا به جایی، به تعادل رساندن شاخص های عرضه و تقاضا با بهره گیری از یک سیستم کمکی در شرایطی که هم از لحاظ هزینه و هم از لحاظ زمان و هم از لحاظ فنی محدودیت هایی وجود دارد از اهمیت خاصی برخوردار است. در این مقاله پس از بیان کلیاتی از ساختار شاخص ها و شاخص های عرضه و تقاضا در قالب مطالعه موردی (بررسی وضعیت اتوبوس برقی تهران ) و به منظور ایجاد تعادل در شاخص های عرضه و تقاضا، سیستم حمل و نقل کمکی پیشنهاد شده است. سپس روش محاسبه تعداد ناوگان موردنیاز سیستم کمکی برای شبکه اتوبوس برقی ارایه شده است. شبکه اتوبوس برقی تهران به دلیل محدودیت های تعداد کلی ناوگان و تامین انرژی ناوگان در قطعات مسیر دارای ظرفیتی محدود است. هر چند احداث خطوط مترو به عنوان تکنولوژی برتر حمل و نقل در دستور کار گردانندگان سیستم قرار دارد ولی به سبب مشکلات هزینه ای و طولانی بودن زمان احداث آن در حال حاضر استفاده از سیستم اتوبوس دیزلی در کنار خطوط اتوبوس برقی به عنوان راهکار در نظر گرفته شده است. روش ارایه شده در این مقاله، برآورد تعداد ناوگان اتوبوس های دیزلی به منظور به تعادل رساندن شاخص عرضه و تقاضا برای شبکه اتوبوس برقی را امکانپذیر می سازد.
هدف این تحقیق که با بررسی تحقیق های پیشین به دست آمده است، بررسی امنیت در سیستمهای اطلاعاتی حسابداری و تهدید ات مربوط به آن است. نتایج تحقیق نشان می دهد، تغییرات سریع در فناوری اطلاعات و بکارگیری سیستم ها و نرم افزارهای جدید سبب شده تا رایانه ها خیلی سریع تر و آسان تر از گذشته مورد استفاده قرار گیرند.از طرف دیگر این فناوری پیشرفته خطرات تازه و البته مهمی را در مورد نحوه ی تأمین امنیت و اطمینان از صحت اطلاعات حاصل از سیستم های اطلاعاتی حسابداری ایجاد کرده است. بنابراین لازم است که مدیران و حسابداران و حسابرسان با عوامل تهدید کننده سیستم های اطلاعاتی حسابداری آشنا باشند که توانایی اقدام به موقع جهت کاهش یا از بین بردن آثار این تهدیدات را داشته باشند.
پژوهش حاضر تحت عنوان « بررسی علل و عوامل طلاق در جامعه و تأثیر مخرب آن بر بانوان» میباشد که به بررسی عوامل طلاق در جامعه و تأثیر آن بر بانوان می پردازد. چرا که طلاق شوم ترین سرنوشتی است که ممکن است برای یک خانواده رقم بخورد. با این وجود گاه گریزی از آن باقی نمی ماند. با طلاق رشته ازدواج میان زن و شوهر قطع می شود و از آن پس برای باز کردن گروه علقه میان آن دو باید برخی اقدامات انجام شود. این پدیده یکی از مسائل اجتماعی عصر ماست که امروزه کمتر کسی در مورد مشکل و معضل بودن آن شک می ورزد. میزان بالای طلاق در جوامع امروزی جامعه شناسان را به کنکاش در مورد عوامل موثر بر آن داشته تا مکشوف گردد که چه چیزی موجب چنین تغییری در نرخ طلاق گردیده است. این پدیده جنبه های متعددی از زندگی افراد را تحت تأثیر قرار می دهد و به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است. پدیده طلاق یک پدیده روان شناختی است و علل متفاوت روانی، اجتماعی و ... دارد و می بایست روحیه طلاق زدگی در افراد وجود داشته باشد.
سئوالات اصلی که این مقاله در پی پاسخگویی به آنهاست عبارتند از اینکه چه عواملی در جامعه منجر به طلاق می شود؟ و اینکه طلاق چه تأثیری بر بانوان در جامعه و خانواده می گذارد؟ می باشد. موضوع این مقاله، بررسی و شناخت علل یا عواملی است که در وقوع طلاق موثر می باشد و می خواهیم ببینیم، چه عواملی موجب می شود که طلاق صورت بگیرد اما اهمیت پژوهش حاضر در این است که بعد از وقوع طلاق، این پدیده چه تأثیری بر فرد و جامعه خواهد داشت. اما یافته ها حاکی از آن است که به وقوع پیوستن هر پدیده ای، روی تمام اعضای خانواده تأثیر می گذارد و طلاق به عنوان یکی از تلخ ترین حوادث زندگی، بر افکار، واکنش ها، خواستها، نیاز ها و به طور کلی شخصیت تمام اعضای خانواده، هم والدین و هم فرزندان تأثیر سوء و مخربی باقی می گذارد.\
مقاله حاضر چکیده پژوهشى است که به منظور تهیه متن درسى براى درس «دیپلماسى و رفتار سیاسى در اسلام» مقطع کارشناسى علوم سیاسى در دانشگاه باقرالعلوم(ع) انجام شده است. پرسش اساسى پژوهش این است که آیا مىتوان از دیپلماسى اسلامى سخن گفت؟ اصول، مبانى و ویژگىهاى این دیپلماسى چیست؟ از پرسشهاى مزبور در سه بخش و طى فصول متعددى بحث شده است. قسمت نخست این پژوهش که در این شماره فصلنامه تقدیم مىگردد، تمهیدى است براى مباحث بعدى و عناصر اصلى دیپلماسى اسلامى را به بحث مىگذارد و مباحث آن، بررسى مسأله نمایندگى سیاسى، مصونیت نمایندگان و معاهدات بین المللى از دیدگاه اسلام است.
هدف از ارائه این مقاله بررسی رابطه بین اعتماد درون سازمانی و شایستگی مدیریتی مدیران دولتی بوده است. در بین مؤلفه های مختلف تاثیرگذار بر اعتماد درون سازمانی، در این پژوهش شایستگی مدیریتی مدیران به عنوان مؤلفه تاثیرگذار مد نظر قرار گرفته است .در ابتدا مؤلفه های اعتماد سازمانی و مؤلفه های شایستگی مدیریتی مدیران مورد بررسی تحلیلی قرار گرفته و سپس اقدام به تدوین معادله ارتباط بین دو مؤلفه شده است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل توصیفی می باشد و نمونه آماری شامل 800 نفر از کارکنان سازمان خدمات عمومی بوشهر بوده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که بین شایستگی مدیریتی مدیران و اعتماد سازمانی در سازمان های دولتی رابطه ی مثبتی وجود دارد.
هدف این مقاله بررسی مبانی و روشهای تربیت عقلانی از منظر متون اسلامی است. نویسنده ضمن بررسی مفهوم عقل و تربیت عقلانی، کوشیده است رویکرد تربیت عقلانی، مزایای آن و برخی از روش های پرورش عقل را مورد بررسی قرار دهد. این مقاله نشان می دهد که در منابع اسلامی به جنبة عقلانی انسان تأکید فراوان شده است. در برخی از روایات از عقل به عنوان رسول باطنی یاد شده است که هدایت تکوینی انسان در گرو آن است و از منابع اصلی شناخت به شمار می رود. همچنین در متون اسلامی بر لزوم تربیت عقلانی نیز تأکید شده است؛ تا جایی که تقویت جنبة عقلانی سبب هدایت به سمت حقیقت هستی می شود و عقل جز در بستر علم نمی روید و عالم شدن نیز مستلزم این است که فرد مورد تعلیم قرار گیرد. برای پرورش عقل، روش هایی در منابع اسلامی ذکر شده است که این روش ها توازن عقل را حفظ و راهیابی آن به سمت علم صحیح را میسر می سازد. این روش ها شامل روش هایی مانند روش تزکیه، روش تعلیم حکمت، روش تجربه اندوزی، روش عبرت آموزی و مشورت با خردمندان است.
سقط جنین یکی از مهم ترین مسائل و از جنجالی ترین موضوعاتی بوده که از نیمه دوم قرن بیستم تاکنون در ایالات متحده آمریکا مطرح شده است. مساله سقط جنین از معدود موضوعاتی است که ایالات متحده را به دو گروه طرف دار و مخالف سقط جنین تقسیم کرده است از این رو احزاب سیاسی، سایر نهادها و مراکز تاثیرگذار در فرایند تصمیم گیری آن، در رابطه با این موضوع به طور شدید فعال می باشند. مقاله حاضر تلاشی برای بررسی تاثیر جنبش های اجتماعی زنان طرف دار حق حیات و حق انتخاب در فرایند تصمیم گیری سیاسی آمریکا با بهره برداری از نهادهایی مانند کلیسا، رسانه، سازمان های غیر دولتی می باشد.در این مقاله ضمن بررسی سیر تاریخی و روند حقوقی سقط جنین در ایالات متحده، رابطه این پدیده مهم اجتماعی با عنصر ایدئولوژی حاکم بر احزاب، مولفه مذهب و سیاست حاکم بر نهادهای تاثیرگذار در تصمیم گیری و تصمیم سازی آن کشور مورد بررسی قرار می گیرد. این مقاله نشان می دهد که علی رغم این تلاش ها و تاثیرگذاری ها در این فرایند و حضور همه جانبه جنبش های زنان در موافقت و مخالفت با سقط جنین، هم چنان این موضوع امری پیچیده در سیاست داخلی آمریکا باقی مانده است
نظریة خداناباورانة ریچارد داوکینز، زیست شناسِ انگلیسی، بر دو استدلال «سادگی» و «فرایند انباشتی» مبتنی است؛ بر اساس استدلال سادگی قوانین بنیادین فیزیک ساده اند و از این رو، پیدایش تصادفی و بی دلیل قوانین بنیادین تبیینی ساده است، ولی فرض وجود خالقی که طراح جهانی با چنین پیچیدگی های بسیار گسترده باشد، نظریه ای بسیار پیچیده است. بر اساس استدلال فرایند انباشتی، داوکینز بر این باور است که جهان مادی در روند شکل گیری طبیعت و پیدایش موجودات زنده «خود تبیین گر» بوده است و انتخاب طبیعی، که فرایندی انباشتی است، به تنهایی می تواند فرایند تکامل را تبیین کند. بر اساس دیدگاه های فیلسوفان خداباور، وجود خداوند فرایند تکامل و قوانین بنیادین طبیعت را در یک نظام جامع و جهان شمول وحدت و انسجام می بخشد و از این رو، از کفایت تبیینی برخوردار است، در حالی که دیدگاه تصادف گرایانة داوکینز فاقد کفایت تبیینی است. استدلال سادگی، درواقع «مغالطة سادگی» است. بنابراین اولاً، نگرش ماتریالیستی داوکینز در استدلال فرایند انباشتی بر مجموعه ای از خطاهای فلسفی مبتنی است؛ ثانیاً، تبیین دقیق نظریة تکامل نشان می دهد که جامع ترین و ساده ترین تبیین مبتنی بر وجود خداوند به عنوان طراح و جهت دهندة فرایند تکامل است.
بشر از ابتدای خلقت همواره با حوادث طبیعی دست به گریبان بوده است؛ اما به رغم پیشرفت های به دست آمده در دهه های اخیر در زمینه دانش و تکنولوژی، نه تنها از تعداد و اثرات حوادث طبیعی کاسته نشده است بلکه روند، حکایت از سیر افزایشی و پیچیده تر شدن اثرات حوادث دارد. در این رهگذر اقدامات کشورها بهتنهایی دستاورد قابل توجهی به همراه نداشته است و به دلایل مختلف از جمله لزوم کاهش آسیب پذیری ها، افزایش تعداد و پیچیده شدن حوادث، انسان دوستانه بودن موضوع، فرامرزی بودن علل و اثرات حوادث طبیعی مانند (سونامی و پدیده گرد و غبار)، به اشتراک گذاشتن دانش و تجارب و پرهیز از سعی و خطا به دلیل تبعات و هزینه های سنگین انسانی و مالی، همکاری میان کشورها و سازمان های بین المللی اجتناب ناپذیر شده است. در این مقاله ضمن بررسی اهمیت و ضرورت موضوع حوادث طبیعی و اثرات آن بر جوامع انسانی به روش توصیفی تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال اصلی هستیم؛ چرا کشورها و جامعه جهانی از جمله جمهوری اسلامی ایران، باید به مدیریت بحران بلایای طبیعی توجه کنند و در راستای تحدید آن برنامه ریزی نمایند. فرضیه مقاله بر این مبنا استوار است که همکاری ها، تعاملات بین الملل از وقوع حوادث، موجب هم افزایی و هم سویی سیاست ها و راهبردهای جامعه جهانی و ایران، کاهش اثرات سوانح طبیعی شده است. بر این اساس، تلاش مجامع بین المللی، فعالان عرصه دیپلماسی، مهندسین مدیریت بلایای طبیعی، متخصصین تغییر اقلیم و ... . جهت کاهش رنج انسان ها از پیامدها و آثار زیان بار بلایای طبیعی، ترتیباتی اتخاذ نمودند تا با برگزاری نشست های جهانی و کنفرانس های تخصصی به منظور تهیه و تدوین دستورالعمل هایی هم چون HFA، کنوانسیون ها، راهکاراهای اجرایی شدن آن ها در برنامه ریزی ها و سیاست گذاری ها در زمینه مدیریت بحران، سمت وسویی نو ببخشند و مدیریت بحران را از از آمادگی مقابله و بازسازی به سمت «پیشگیری» تغییر نماید، تا افراد آسیب دیده از بحران و بلایای طبیعی، حق زندگی پرمنزلتی را داشته باشند.
در کلیه معاملاتی که شخصی به وکالت از دیگری مالی را منتقل می کند، بر مبنای ماده 667 قانون مدنی باید مصلحت موکل خود را رعایت کند. درعقود معوض و مغابنی وکیل در راستای تامین مصلحت موکل خویش، باید تعادل در عوضین را رعایت کند. معیار رعایت مصلحت در این خصوص انتقال به ثمن عرفی است؛ که اصطلاحاً به آن «ثمن المثل» می گویند. این موضوع از دو منظر قابل توجه است، اول: از حیث شیوه وکالت اعطایی ،زیرا وکالت ممکن است؛ «خاص» ، «مطلق» و «عام» باشد. در وکالت خاص ،حدود اختیار وکیل از حیث ثمن مشخص است؛ اما در دو شکل دیگر رعایت مصلحت موکل ضروری است. دوم: ازحیث ضمانت اجرای عدم رعایت مصلحت در انتقال مال از سوی وکیل است .گاهی انتقال بدون رعایت مصلحت موکل صرفا موجب مسئولیت وکیل است، اما گاه باالاخص وقتی سوء نیتی وجود داشته باشد، عقد غیر نافذ است.
انتخاب وسیله ی مناسب حمل و نقل عمومی در یک کریدور شهری از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. هر یک از انواع وسایل نقلیه، دارای خصوصیات، مزایا و معایب خاصی می باشند و هر کدام از آنها ممکن است در شرایط مختلف به عنوان بهترین گزینه ی انتخابی بکار گرفته شوند. هدف این مقاله انتخاب بهترین وسیله حمل و نقل عمومی در یک کریدور شهری با بکارگیری روشهای تصمیم گیری چند معیاره و سامانه اطلاعات مکانی (GIS) می باشد. در این راستا کریدور میدان آزادی تا میدان پونک در شهر تهران به عنوان نمونه مطالعاتی انتخاب شد. سپس با استفاده از نظرات تعدادی از متخصصین برنامه ریزی حمل و نقل و ترافیک شهری و نیز تحقیقات صورت گرفته در این زمینه، بیست شاخص تحت هفت دسته ی کلی معیار هزینه، زمان، انعطاف پذیری، قابلیت اعتماد، راحتی و امنیت، آلودگی و خصوصیات وسیله و چهار گزینه ی حمل و نقل عمومی اتوبوس، اتوبوس تندرو، تاکسی و مترو انتخاب شدند. متخصصین شاخصها، معیارها و گزینه های پیشنهادی را جهت تعیین میزان اهمیت نسبی آنها مورد ارزیابی و مقایسه قرار دادند. بکارگیری GIS در این قسمت موجب تسهیل فرآیند تصمیم گیری و ارزیابی بهتر معیارها و گزینه های پیشنهادی گردید. در نهایت از فرآیند تحلیل شبکه ای (ANP) برای تعیین وزن نهایی معیارها و از روش TOPSIS برای اولویت بندی گزینه های پیشنهادی حمل و نقل عمومی استفاده گردید. نتایج بدست آمده از این تحقیق نشان داد که گزینه های اتوبوس تندرو، مترو، اتوبوس و تاکسی به ترتیب حائز بیشترین امتیاز جهت توسعه حمل و نقل عمومی در کریدور مورد مطالعه می باشند.