موازین و معیارهای اخلاق حرفه ای، یک الگو و سرمشق واضح از رفتار درست حرفه ای پیش روی کارگزاران است که به کارگزاران و فعالان نظام اداری کمک می کند در انجام وظایف خود از این الگو استفاده کنند و راه درست را برگزینند. رعایت این معیارها در هر نظام اداری شایسته، امری لازم و ضروری است. برای داشتن هویت اسلامی رفتار حرفه ای، مناسب است به شایسته ترین نظام اداری اسلامی، یعنی حکومت علوی توسل جست. پرسش اصلی آن است که در حکومت علوی به عنوان شایسته ترین نظام حکومتی پس از پیامبر، رعایت چه موازینی از اخلاق حرفه ای به سبب تصدی مناصب حکومتی و کارگزاری مورد تأکید بوده است؟ هدف آن است که با شناسایی معیارهای اخلاقی حاکم بر رفتار کارگزاران در نظام شایسته علوی، قواعد حاکم بر رفتار کارگزاران و مدیران در نظام ها و ساختارهای اداری دیگر را بر همین اساس بنا نهاد و به یک نظام اداری مطلوب در چارچوب اندیشه اسلامی دست یافت. این پژوهش یک مطالعه توصیفی و تحلیلی است و نتایج آن نمایانگر آن است که رعایت موازین اخلاقی در حکومت علوی، در چهار بخش معیارهای کلی حاکم بر رفتار کارگزاران، معیارهای حاکم بر وظایف کارگزاران در برابر مردم، در برابر مقام مافوق و در مقابل کارکنان تحت مدیریت، قابل شناسایی و تبیین است.
هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های درسی تاریخ رشته علوم انسانی دوره دوم متوسطه براساس دیدگاه اسلامی عمل در آموزش تاریخ با روش تحلیل محتوای قیاسی- مضمونی- کمی، می باشد. بدین منظور، ابتدا دو سازه مفهومی براساس این دیدگاه تدوین شده است و پس از اعتباریابی آنها، چهار کتاب تاریخ (1) ایران و جهانِ باستان، تاریخ (2) از بعثت پیامبر (ص) تا پایان صفویه، تاریخ ایران معاصر و تاریخ شناسی، براساس آنها تحلیل شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که اغلب مقوله ها و شاخصه های ناظر به آموزش تاریخ براساس دیدگاه اسلامی عمل، در این کتب، بطور هدفمند و جامع مورد توجه مؤلفان محترم قرار نگرفته اند. چنان که فراوانی برخی شاخص ها، «صفر» درصد می باشد. «شخصیت ستایی»، نگاه سیاه/ سفید به شخصیت ها، عدم نگاه جامع به تاریخ و فروکاهش آن به تاریخ سلسله حکومت ها، عدم ارتباط مسائل کنونی دانش آموزان با مباحث تاریخی، فقدان تبیین های مختلف درباره رخدادها و مسائل تاریخی مناقشه برانگیز، و ...، از مهمترین آسیب های این کتب براساس دیدگاه اسلامی عمل در آموزش تاریخ می باشند.
شواهدی در دست است که نشان می دهد امید به آینده در به زیستی و داشتن زندگی معنادار، تاثیر به سزایی دارد. شادکامی نیز به عنوان یکی از جنبه های مهم روانشناختی در سال های اخیر مورد توجه روانشناسان قرار گرفته، نقش و اهمیت باورها و تصور افراد از توانایی های خود در شئون زندگی، بیش از پیش روشن گردیده است. هدف پژوهش حاضر، تعیین سهم امید به آینده ی معلمان در پیش بینی شادکامی دانش آموزان بود. روش مطالعه ی حاضر از نوع همبستگی می باشد که در سال 91-90 در بین مدارس راهنمایی دخترانه ی شهرستان قائم شهر انجام شد. روش نمونه گیری در این پژوهش تصادفی خوشه ای است. بدین منظور381 نفر از دانش آموزان دختر مدارس راهنمایی دخترانه ی شهرستان قائم شهر به روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه ی شادکامی ""آکسفورد"" (Oxford) و به ازای هر ده دانش آموز یک معلم مربوط به همان پایه (کلا 38 نفر) پرسشنامه ی امیدواری"" اشنایدر""(Snyder) را پر کردند. داده ها با استفاده از آزمون (t) و ضریب همبستگی ""پیرسون"" تحلیل شد. با توجه به یافته های پژوهش، بین امید به آینده ی معلمان زن و میزان شادکامی دانش آموزان دختر، رابطه وجود دارد و امید به آینده ی معلمان می تواند شادکامی دانش آموزان را به طور موثر پیش بینی کند.
درباره مشارکت سیاسی زن، در اندیشه معاصر شیعه، سه گونه نظریه با عناوین «موافق»، «مخالف» و «موافقت محدود» قابل شناسایی است. از آنجا که این نظریه ها به متون مشترکی استناد می جویند، نگارنده معتقد است این اندیشه ها دارای تعین اجتماعی هستند؛ یعنی تحولات اجتماعی امکان استنباط اندیشه های نوین را به وجود آورده است؛ البته اعتقاد به ایده «تعین اجتماعی» ملازم با نفی مطلق حقیقت خارج از ذهن نیست، بلکه در صدد توضیح چرایی، چگونگی و مختصات تفاسیر متفاوت از متون واحد است.