در این مقاله شیوة مطالعات موضوعى قرآن که تفسیر موضوعى نامیده مى شود، بررسی می شود و پیشینة آن در احادیث پیامبر(ص) و اهل بیت(ع) و بحار الانوار علامه مجلسى ردیابى شده و سپس به سه قسم تقسیم شده است: اول، تفسیر موضوعى درون قرآنى (شیوه سنتى) و دوم، تفسیر موضوعى تطبیقى (بین شیعه و سنى و بین قرآن و کتب مقدس) و سوم، تفسیر موضوعى میان رشته اى که در دهه هاى اخیر بین قرآن و علوم روز در زمینه هایی چون سیاسى، اقتصادى و تربیتى مورد توجه قرار گرفته است.
فرآیند تفسیر موضوعى و آسیب هاى آن همچون تقطیع آیات و غفلت از قرائن، و تحمیل دیدگاه ها بر قرآن از دیگر موضوعات مورد بررسی در این مقاله است.
تورم به عنوان یکی از بنیادی ترین چالش های اقتصادی، در طول حیات اقتصادی هر کشور شناخته می شود، به همین دلیل پیش بینی روند تورم برای تنظیم سیاست های اقتصادی اهمیت به سزایی دارد. این نیاز موجب توجه جدی به کاربرد مدل های مختلف برای پیش بینی نرخ تورم شده است؛ و بدین منظور مدل های پیش بینی گوناگونی در رقابت با یکدیگر توسعه یافته اند. از این رو این پژوهش با هدف پیش بینی ماهیانه نرخ تورم در ایران برای سال 1390 با استفاده از داده های سری زمانی ماهیانه شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی ایران در سال های 1383 تا 1389 انجام شده و اطلاعات مربوط به شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی نیز برای سال های مورد نظر از بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران گرفته شده است. برای این منظور از دو الگوی میانگین متحرک هم انباشته خود توضیح (ARIMA) و شبکه عصبی (ANN) استفاده شده و همچنین در این پژوهش به مقایسه الگوهای اقتصادسنجی و شبکه عصبی و توان پیش بینی هر یک از الگوها با در نظر گرفتن میانگین درصد خطای مطلق آنها پرداخته شده است. نتایج پیش بینی با استفاده از این دو الگو نشان داد، که اگرچه هر دو الگوی میانگین متحرک خود توضیح و شبکه ی عصبی، با توجه به میانگین درصد خطای مطلق پیش بینی درون نمونه ای، به ترتیب 86/0 و 94/0 درصد دارای توان پیش بینی بالایی بوده اند، اما الگوی ARIMA به نسبت الگوی ANN از دارای توان پیش بینی بالاتری بوده است. بنابراین در این پژوهش مقادیر پیش بینی شده شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی در ایران بر اساس الگوی سری زمانی ARIMA تعیین شده است و نتایج پیش بینی این الگو نشان می دهد، با توجه به روند رو به رشد در شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی در ایران برای سال 1390، در پیش گرفتن سیاست های کنترل حجم پول و نقدینگی از طریق اعمال سیاست های پولی و مالی مناسب توسط سیاستگذران می تواند نقش مهمی در کنترل نرخ تورم داشته باشد.
چکیده این مطالعه به ارائه یک مدل ساختاری شامل رابطه قیمت و حاشیه بازاریابی بین المللی می پردازد که با گنجاندن نرخ ارز در مدل، چارچوبی فراهم می شود که کالاهای قابل مبادله در ارزهای مختلف را نیز در بر می گیرد. این امر، این امکان را فراهم می کند تا بررسی گردد که چگونه اثر تغییر در قیمت های داخلی، نرخ ارز و هزینه های واسطه ای، به قیمت های خرده فروشی خارجی و حاشیه بازاریابی بین المللی منتقل می گردد. بدین منظور با استفاده از داده های ماهانه طی دوره 1390-1380، و بهره گیری از رهیافت اقتصاد سنجی رگرسیون های به ظاهر نامرتبط (SUR)، بررسی می شود که چگونه قیمت صادراتی، نرخ ارز و هزینه های واسطه ای کشور ایران بر قیمت عمده فروشی و حاشیه بازاریابی محصول سیب در کشور ترکیه اثر گذار می باشد. نتایج مطالعه نشان می دهد که بازارها، از طریق قیمت های کامل و تغییر نرخ ارز، تنها زمانی که هزینه های خدماتی بازاریابی افزایش یابد؛ حاشیه بازایابی را افزایش می دهد.
در این مقاله، تأثیر رقابت بازار محصول روی کیفیت افشای شرکت ها از دو جنبه، تأثیر راهبرد و تأثیر حاکمیتی، مورد بررسی قرار میگیرد. دادههای مورد نیاز تحقیق شامل 105 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دورة زمانی 1383 تا 1390 میباشد. برای آزمون فرضیهها از الگوی رگرسیون لجستیک استفاده گردیده است. نتایج مربوط به تأثیر راهبرد بیانگر این است که بین شاخص هرفیندال- هیرشمن و موانع ورود با کیفیت افشا، رابطة منفی و معناداری وجود دارد که بیانگر رابطة مثبت و معنادار بین رقابت و کیفیت افشا میباشد. یافتههای مربوط به تاثیر حاکمیتی نیز نشان داد که شاخص هرفیندال- هیرشمن و شاخص موانع ورود بر رابطة بین استقلال هیأت مدیره و کیفیت افشا تأثیر معناداری ندارند.
فراداستان یکی از مؤلّفه های داستان های پست مدرنیستی است که با ورود نویسنده به عرصة داستان می کوشد خواننده را از غیر واقعی بودن آن بیاگاهاند. بیژن نجدی (1320 - 1376) از نویسندگانی است که در داستان هایش دارای رویکردی پست مدرنیستی است و می کوشد با تمهیدات گوناگون نوشته هایش را به سوی فراداستان سوق دهد. پژوهش حاضر به بررسی این مؤلّفه در سه مجموعة داستانی یوزپلنگانی که با من دویده اند، دوباره از همان خیابان ها، و داستان های ناتمام از این نویسنده می پردازد. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است و داده های پژوهش با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا به شیوة کتاب خانه ای بررسی شده است. نتیجه نشان می دهد نجدی با شگردهایی چون «آشکارکردن تمهید»، «توصیف»، «تعلیل های نامربوط» و «درهم آمیختن جهان واقعی و فانتاستیک» کوشیده است بر ترفندهای داستان نویسان رئالیست که سعی در باورپذیرکردن داستان ها دارند، خط بطلان بکشد و با این شگردهای نقیضه وار توانسته است غیر واقعی بودن داستان های خود را به خوانندگان خود بقبولاند و به خوبی از عهدة این کار برآید.