این مقاله به تجارب برنامه¬ ریزی شهری توکیو در کاهش آسیب پذیری ناشی از زلزله می پردازد. در شهر توکیو، زلزله همانند سایر پدیده¬های غیر مترقبه، مسأله¬ای تکراری یا متعارف نیست. در حقیقت این شهر از زمان زلزله بزرگ کانتو در سال 1923 با بهره گیری از ابزارهای برنامه¬ ریزی شهری از جمله توسعه فضاهای باز و سبز درصدد کاهش عوارض ناشی از زلزله بوده است. با این حال این ابزارها، در دهه¬های 70-1960 (از بالا به پایین در سطح کلان) و 90-1980 (گرایش به سوی اجتماعات کوچک و محلی) با راهکارهای برنامه ریزی حاکم بر جهان همسو شده و در طی سالیان اخیر با اثر بخشی زیاد به کاهش چشمگیر خسارات جانی و مالی منجر گشته است. این مقاله به منظور بهره گیری از تجارب ارزنده موجود به بررسی راهکارها، روندها، سیاست¬ها و کلاً اقدامات شهر توکیو پرداخته است.
انتقال کلام هدفمند خداوندبا علوم و فنون متفاوتی در قرآن نمود می یابد.یکی از فنون برجستة ادبی، «معناشناسی واژگانی» است. از آنجا که واژگان قرآنی نقش اصلی را در آیه دارند و معنا را گسترش می دهند، بررسی این اسلوب ضرورت می یابد. مقالة حاضر با هدف بررسی معناشناسی درزمانی واژگان قرآن در تفسیر المیزان و به روش توصیفی تحلیلی با رویکرد قرآنی، تغییرات پدید آمده در واژگان قرآن را بررسی و در انتها بدین نتیجه دست می یابد که تغییراتی در معنای واژگان قبل از نزول و بعد از نزول حاصل شده است، به گونه ای که بعضی واژگان قرآن، قبل از نزول معنای متفاوتی داشتند، امّا در زمان نزول، هر یک دچار غرابت، قبض مفهومی، بسط مفهومی و... شده اند. همچنین تغییرهای معنایی بعد از نزول در واژگان به وجود آمده است؛ از جمله، کاربرد برخی مفردات قرآن با کاربرد آن نزد متشرّعه متفاوت است. بررسی متن المیزان نشان می دهد که علاّمه در بررسی لغوی کلمات، عمدّتاً به مفردات راغب و تفسیر مجمع البیان و کشّاف اعتماد کرده است. همچنین او به گونه ای ضابطه مند، بر اساس مبانی و قواعد ویژه ای به بیان معانی مفردات قرآن پرداخته است.
بخشی از تاریخ معاصر ایران را باید در ارتباط با ایالات، مناطق و
ساکنان آن بررسی کرد. ازجمله مهمترین آنها، منطقه طرهان یکی
از کانونهای کهن زندگی سنتی و کوچنشینی در غرب ایران واقع
در استان لرستان است. حکومت این منطقه در عصر قاجار در دست
خاندان امرایی (غضنفری) قرار داشت که در عین استقلال درونی
نسبی، تبعیت از حکومت مرکزی را پذیرفته بودند. فرضیه مقاله
پیشرو این است که طرهان به عنوان منطقهای که زیرمجموعه
پیشکوه لرستان بود، در فضای سیاسی، اجتماعی دورة قاجار نقش
پررنگی داشت و بعد از مشروطه تا برآمدن رضاشاه اهمیت بیشتری
پیدا کرد؛ دورها ی ک ه حوادث ی چو ن شورش سالارالدوله، حضور
انگلیس در غرب و جنوب با هدف سلطه بر نفت، جنگ جهانی اول
در آن رخ داد. هدف پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی-
تحلیلی و با تکیه بر متون کتابخانهای و اسنادی ا ز آرشی و ملی،
ارزیابی تاریخ منطقه طرهان و بررسی جایگاه آن در عصر حکومت
قاجار و درصدد پاسخ دادن به این پرسشهاست که منطقه طرهان
در دورة قاجار چگونه وضعیتی برخوردار بوده و در رویدادهای این
دوره، به ویژه در حوادث غرب کشور چه نقشی داشته است. نتیجه
این پژوهش نشان میدهد که موقعیت جغرافیایی منطقه طرهان و
کارکردهای مالی و نظامی برای قاجارها، آنرا به یکی از مهمترین
مناطق عشایرنشین کشور تبدیل کرده و باتوجه به قدرت حاکمان
آ ن منطق ه و حضور د ر جریانا ت ای ن دوره ، مور د توج ه حکومت
مرکزی قرار داشته است.
والاگرایی، ساختارگری ناب یا سوپرماتیسم جنبش هنری است که در سال 1913 توسط کازیمیر مالویچ در روسیه پایه گذاری شد. اوتابلو مربع سیاه را نقاشی کرد که بعد ها به یک اثر هنری شگفت انگیز و تکان دهنده تبدیل شد و آغازی بود برای یک فرهنگ تصویری و سبک جدید به نام سوپرماتیسم. عناصر اصلی در این شیوه که منشعب از کوبیسم است عبارت اند ازچهارگوش، سه گوش، دایره وصلیب. همچنین رنگ های به کار رفته در این سبک رنک هایی یک دست با استفاده از سیاه و سفید هستند. حدید یکی از معماران مشهور عصر حاضر بود که برای درک فرم های معماری وفضایی جدید و خلاقانه کمک کرد. زاها حدید اندیشه اروپایی نداشت ودر مصاحبه ای میگوید: «من هرگز آثار و کتاب های دریدا را نخوانده ام، اگر چه به سخنرانی های او گوش کرده ام». این مقاله به بررسی رابطه میان آثار زاها حدید معمار بغدادی الاصل و هنرمندان سبک سوپر ماتیست روسیه میپردازد. فرم های طراحی دست آزاد این معمارقرابت بسیاری به آثار آوانگارد دوران اولیه انقلاب روسیه دارد. آثاری که نود سال پیش در اوج احساسات انقلابی روسیه طراحی شد ولی به وسیله سیستم دولتی، غیرانقلابی تلقی گشت و به مدت پنجاه سال هیچکس در جهان این آثار را ندید. همچنین مطالعه تطبیقی بر روی آثار حدید با هدف شناسایی ویژگی های هر الگو انجام شد. این امر نشان میدهد که حدید اغلب در قالب پنج الگو در رابطه با مفاهیم شکل پروژه ها و ویژگی غالب پیکربندی بیرونی پروژه ها کار میکند. آثار معماری حدید که به صورت زمان بندی شده مرتب شده اند عبارت اند از: الگوهای سوپرماتیسم ، توپوگرافی، سیال، ارگانیک و شکل های پارامتریک .
برندسازی را عمدتاً و البته تا حد زیادی به درستی در ذیلِ فعالیت های مرتبط با اقتصاد و تجارت، به ویژه اقتصاد و تجارتِ مبتنی بر منطق بازار مورد ملاحظه قرار می دهند. با این حال رشد و گسترشِ روزافزونِ فنون و مهارت های برندسازی و آشکارشدنِ اهمیت آن به عنوان مقوله ای مرتبط با ذات و ماهیتِ روابط انسانی، موجب شده است که دانشوران حوزة برندسازی تلاشی را در جهتِ بسطِ دایرة شمولِ نظام برندسازی آغاز کنند. تأکید برندسازی شخصی طی دو سه دهة گذشته، چه در عرصة سیاسی و چه در عرصه های هنری، ورزشی و مدیریتی، نشانه های این بسط و گسترش را آشکار ساخت. برندسازی شهر و کشور از منظر توریستی و گردشگری و حتی با رویکرد تقویتِ قدرت ملی در عرصة جهانی، امروز به امری متداول تبدیل شده است. به نظر می رسد مرحلة نهاییِ این روند، برندسازی ایده ها و افکار باشد که اگرچه هنوز در آغاز راه است اما سرعت بسط و گسترش آن بسیار زیاد است. ما در این مقاله و با عنایت به همین واقعیت، تلاش خواهیم کرد تا کوشش در راستای بدل کردنِ ایدة صلح پایدار را به عنوان یکی از مهم ترین مقومات گفتمان انقلاب اسلامی ایران به بحث بگذاریم. تمایزگفتمان حاکم بر انقلاب اسلامی ایران که آن را به یکی از مهم ترین و در عین حال مردمی ترین رویدادهای تاریخ معاصر بدل کرد، در نوعِ متفاوت ِ نگاهش به مقولة سیاست و قدرت سیاسی بود. آشتی دادنِ اخلاق با سیاست که به سکه ای غیر رایج در بازار مناسبات سیاسی جدید بدل شده است، همان نقطة عطفی است که در عرصة بین المللی می تواند با مقولة صلح پایدار پیوند بخورد. مدعای ما در این مقاله این است که ایدة صلح پایدار، می تواند با استفاده از فنون برندسازی، به یکی از برندهای قدرتمند گفتمان انقلاب اسلامی در سطح بین المللی تبدیل شود.
از جمله کارکردهای دین در عرصة اجتماعی، کارکرد انتقال معارف دینی به جوامع بشری است. با آنکه در برخی از ادیان، این کارکرد ظهور خارجی کم رنگی دارد، در برخی از ادیان مانند اسلام، این کارکرد برجسته است. در اسلام، برای ارائة معارف دینی، قرائت های گوناگونی مانند اهل سنت و تشیع به چشم می خورد که به تناسب توان، ظرفیت و قابلیت، به جوامع بشری عرضه شده است. در این مقاله، ضمن بهره گیری از روش نقلی ـ تحلیلی به بررسی چگونگی انتقال معارف شیعیان در جوامع غیراسلامی با هدف دستیابی به میزان تأثیرپذیری آن از یک سو، و کشف نقاط آسیب و مانعِ در مقابل آن از سوی دیگر، پرداخته شده است. نوآوری مقاله در حوزة رویکردی به این مسئله، توجه به شرایط فرهنگی ـ اجتماعی ادوار گوناگون اسلامی است. اینکه تا چه حد تفکر شیعی توانسته است در جوامع غیراسلامی پایگاه اجتماعی پیدا کند، نتیجه ای است که از فحوای مقاله قابل استنتاج است.
از جمله موضوعات مهم مطرح شده در قرآن کریم، اخبار غیبی است که در آن به پیشگویی وقایع و حوادث آینده پرداخته شده است. با توجّه به اینکه افعال الهی هدفمند است و بیان این اخبار در قرآن کریم از جمله افعال الهی به شمار می رود، این پیشگویی ها نیز دارای اهداف خاص و بلند مرتبه ای است. در این مقاله با بیان ویژگی های بارز پیشگویی های تاریخی قرآن کریم، ذکر نمونه ها و مصادیق آن و سپس با بررسی مهم ترین اهداف این پیشگویی ها، به تبیین و تحلیل آن پرداخته شده است. دستاورد این مقاله گویای این مهم است که اخبار و پیشگویی های قرآن کریم همچون دیگر موضوعات مطرح شده در این معجزه جاوید، دارای اهداف گوناگون است که از جمله آن می توان به اهدافی همچون: اثبات نبوّت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله، توجّه دادن به علل و اسباب غیر مادّی، تقویّت روحی مومنان و مسلمانان، توجّه دادن به علم و قدرت الهی، برقراری رابطه بین عملکرد انسان ها و آینده اشاره کرد.
"هدف: ناشنوایی شایعترین نقص حسی عصبی در انسان است و از هر هزارکودک یک کودک با ناشنوایی عمیق تا شدید بدنیا می آیند. مطالعات فراوانی نشان داده اند ناشنوایی در 50 درصد موارد علل ژنتیکی و در 50 درصد باقیمانده علل محیطی و ناشناخته دارد. در این تحقیق، هدف بررسی علل ناشنوایی در خانواده های مورد مطالعه بود تا راهکارهای مناسب جهت تشخیص و پیشگیری ارایه شود.
روش بررسی: پرسشنامه ها در مدارس و کانون های ناشنوایان و مجتمع های بهزیستی استان های قم و مرکزی توزیع و پس از تکمیل جمع آوری شد. اطلاعاتی چون سن، جنس، وضعیت شنوایی کلیه افراد خانواده و بستگان، نوع ازدوا ج والدین، علت شناسی (ژنتیکی، محیطی) جمع آوری و با استفاده از نرم افزارSPSS اطلاعات بررسی شدند.
یافته ها: 354 پرسشنامه حاوی اطلاعات کامل از خانواده های ناشنوا دار جمع آوری گردید میانگین سنی افراد ناشنوایی مورد (Proband) 8.1 ± 16.1 سال بود. 48.4 و 51.6 درصد ناشنوایان به ترتیب دختر و پسر بودند. 59.3 درصد والدین دارای نسبت فامیلی، 36.7 درصد غریبه و 4 درصد نسبت خود را معلوم نکرده بودند. میانگین تعداد ناشنوا در خانواده ها ± 1.4 1.8 است. با بررسی پرسشنامه های تکمیل شده و شجره نامه ها، در 70.9 درصد موارد عامل ژنتیکی و در 9 درصد موارد عامل محیطی و در20.1 درصد عاملی برای ناشنوایی شناخته نشد.
نتیجه گیری: عامل ژنتیکی با الگوی توارثی اتوزوم مغلوب شایعترین عامل ناشنوایی است و این بخاطر میزان بالای ازدواج فامیلی است که باعث شده سهم علل ژنتیکی در این جمعیت از 50 درصد بیشتر شود. تعداد فرزندان عامل دیگر افزایش تعداد ناشنوایان در خانواده هایی است که زمینه ژنتیکی ناشنوایی دارند. عامل محیطی و ناشناخته بعد از عامل ژنتیکی قرار دارد. با منع ازدواج های فامیلی، آموزش بهداشت، کنترل تعداد فرزندان و همینطور مشاوره ژنتیک بویژه برای خانواده های در معرض خطر می توان قدم های مهمی در زمینه کاهش تعداد ناشنوایان برداشت."