صدرالدین محمّدبن ابراهیم شیرازى (ملّاصدرا) در «حکمت متعالیه» خود، سعى کرده است در موارد زیادى به عرفان نزدیک گردد. یکى از آن موارد را شاید بتوان در بحث «موضوع فلسفه» دید که با مطرح کردن «وجود لابشرط مقسمى» به عنوان موضوع حکمت متعالیه، نوعى هماهنگى و قرابت با موضوع عرفان نظرى مطرح کرده است، هرچند رهیافت هاى هر یک از این دو علم متفاوت بوده، در یکى استدلال عقلى غالب است و در دیگرى، شهود و رؤیت قلبى. نوشتار حاضر در حدّ خود، سعى کرده است به تبیین تقاربى که مطرح گردید، بپردازد.
ورقه و گلشاه منظومه عاشقانه ای است با بیش از 2000 بیت در بحر متقارب، که عیوقی آن را ظاهرا در حدود قرن ششم هجری سروده است. در آغاز این منظومه، شانزده بیت در ستایش پروردگار و رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به شرح ذیل آمده است: 1 به نام خداوند بالا و پست که از هستیش هست شد هرچه هست 2 فروزنده شمسه خاوری برآرند طاق نیلوفری 3 معطر کن باد عنبرنسیم نظام آور کار در یتیم 4 نه پیکر نگارنده پیکران نه اختر برآرنده اختران 5 جهاندار بخشنده کامکار خداوند بیچون پروردگار 6 گر از خاک ره بر نگیری سرم روم مصطفی را شفیع آورم 7 سلام من العالم الحاکم علی روضه المصطفی الهاشمی 8 شفیع امم خاتم انبیا پهر رسالت مه اصفیا 9 کلید در گنج رب جلیل امام هدی در درج خلیل 10 شه آسمان قدر و سیاره جیش مه هاشمی آفتاب قریش 11 هزاران درود از جهان آفرین سوی روضه سیدالمرسلین 12 الهی چو امیدوارم به تو برآور اومیدی که دارم به تو 13 رهی پیشم آور که در هر قدم زنم دم بدم در رضای تو دم 14 درآموز شکرم چو بخشیم گنج صبوریم ده چون فرستیم رنج 15 زشرم گنه آبروین مبر چو خاکم زتقصیر من در گذر 16 توقع همین دارم ای کردگار که در رستخیزم کنی رستگار
در مورخه شانزدهم خردادماه سال هزار وسیصد و هشتاد و چهار در محور مواصلاتی نیر-سراب (گردنه صائین) در استان اردبیل زمین لغزه نسبتاً بزرگی رخ داد که در اثر آن حدود یک کیلومتر از محور فوق الذکر از بین رفت و خسارات جانی و مالی فروانی را به وجود آورد. عوامل مختلفی در ایجاد این زمین لغزه نقش داشته اند؛ که از جمله می توان به عوامل زمین شناسی (لیتولوژی و ساختار زمین شناسی)، ضخامت و بافت خاک، درصد پوشش گیاهی، کاربری زمینها، میزان پستی و بلندی و شیب دامنه و بالاخره آب های زیر زمینی اشاره نمود. برای پی بردن به میزان ناپایداری در قسمت های مختلف منطقه بر اساس روش آنبالاگان، ابتدا کل منطقه مورد مطالعه به 32 واحد کاری تقسیم گردید و سپس عوامل تاثیر گذار در لغزش به صورت جداگانه در هرکدام از واحدهای کاری مورد ارزیابی قرار گرفت و ارزش عددی هرکدام بدست آمد و در نهایت کل امتیازات جمع گردید. بر اساس امتیاز های بدست آمده نقشه خطر زمین لغزش برای کل منطقه رسم گردید. بررسی این نقشه گویای این حقیقت است که کل منطقه به پنج پهنه از نظر خطر زمین لغزه تقسیم شده اند؛ پهنه باخطر بسیار بالا 5/10 کیلومتر مربع از مساحت کل منطقه یا 23 درصد اراضی را به خود اختصاص داده که در اطراف رودخانه و محل عبور جاده قرار گرفته اند. مناطق با خطر زیاد 6/24 درصد منطقه مورد مطالعه، پهنه با خطر متوسط 1/2 درصد، پهنه با خطر کم 18 درصد و پهنه با خطر خیلی کم 75/14 از منطقه را به خودشان اختصاص داده اند.
توابع تقاضای 35 محصول عمده ی کشاورزی، در قالب 14 گروهِ کالایی در سطح کشور برآورد، و کشش قیمتی خودی و متقاطع تقاضا برای این گروه از کالاها محاسبه شد. دادههای مورد نیاز از میانگین قیمت و تجمیع دادههای مربوط به اندازه ی مصرف محصولات کشاورزی ایران در سال 1387 به دست آمد. نتایج نشان داد که مقدار تقاضای بیش تر گروهها نسبت به تغییرات قیمت کم کشش است. از سوی دیگر، چون این مدل بزرگ ترین بخش از محصولات کشاورزی است، با یک مدل تعادل در بخش کشاورزی هم سان است. بر این اساس، تغییر در اندازه ی مصرف هر گروه کالا باید بر اندازه ی مصرف دیگر گروهها اثر داشته باشد. بنابراین، علامت بیش تر کششهای متقاطع مثبت شده است، و این گویای رابطه ی جانشینی میان بیش تر گروههای کالایی است. به دیگر سخن، مصرفکنندگان با کاهش اندازه ی یک گروه کالای کشاورزی در سبد مصرفی خود، محصولات گروههای دیگر را جای گزین آن مینمایند. مقایسه ی نتایج به دست آمده در این تحقیق با نتایج بررسی های پیشین در ایران، استفاده از روش بیش ترین بینظمی برای برآورد توابع را به عنوان گزینهیی مناسب در کنار روش های اقتصاد سنجی جای میدهد. به ویژه در هنگامی که دادههای کافی در دست نیست، و یا جمعآوری دادههای آماری کافی به صرف وقت و هزینه ی فراوان نیاز دارد.
هدف مقاله ی حاضر، تشریح مفهوم نئولیبرالیسم و جهانی شدن می باشد. همچنین تأثیرات این مفاهیم بر فضا، هویت جغرافیایی و نیز با تأکید بر تأثیرات جهانی شدن بر علم جغرافیا مورد توجه قرار گرفته است. روش پژوهش مقاله «توصیفی- تحلیلی» است. با مطالعه در زمینه ی مفاهیم نئولیبرالیسم و جهانی شدن و تأثیرات این مفاهیم بر جغرافیا می توان به این نتیجه رسید که نئولیبرالیسم و جهانی شدن تأثیرات ژرفی بر جغرافیا گذاشته که از آن جمله می توان به افزایش تحلیل های فضایی در جغرافیا بویژه تحلیل نابرابری های فضایی، منطقه گرایی توأم با تقویت هویت خواهی های قومی، فرو ریختن مرزهای رشته های علمی جغرافیا، کاهش نفوذ و اقتدار مؤسسات اجتماعی، کم رنگ شدن سنت های سیاسی غرب در مطالعات جغرافیایی، بازگشت بنیادگرایی مذهبی و جزو آن اشاره کرد. درباره ی تأثیرپذیری علم جغرافیا از تحولات و دگرگونی های ناشی از عصر اطلاعات و دیجیتال، مطالعاتی که توسط جغرافی دانان در این عرصه انجام شده است، نشان می دهد که جغرافیا نه تنها خود را با این تحولات تطبیق داده است که حتی به روشنی در برابر دید و نگرش ساده و سطحی بینانه برخی از اندیشمندان در برابر پدیده ی جهانی شدن، به طور جد ایستاده است و به نسبت حوزه ی نگرش علمی خود، بصیرت هایی را برای سایر علوم نیز فراهم آورده است و نوعی دعوت به نگریستن دوباره در مواجه مسایل کرده است. جغرافی دانانی که با تحقیقات و تفکرات و تأملات خود در باب مسایل این عصر، توانستند جغرافیا را مجدداً از حاشیه وارد صحنه گردانند و گستره ای قابل احترام و معقول از آن ساختند. بنابراین، جغرافیا روز به روز بر اهمیت خود به علت افزایش پژوهش در زمینه ی تحلیل های مکانی بر ابعاد خود می افزاید.
پژوهش حاضر با هدف تعیین و رتبه بندی معیارهای خط مشی گذاری مصرف انرژی در ایران برای تحقق عدالت بین نسلی انجام پذیرفته است. جامعه آماری این پژوهش متخصصین و اساتید حوزه خط مشی گذاری و برنامه ریزی انرژی هستند که در وزارت نیرو، موسسه مطالعات بین المللی انرژی و دانشگاه شریف فعالیت می کنند. نمونه تحقیق از روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شد. بعد از بررسی ادبیات موضوع و مطالعات مشابه، معیارهای خط مشی گذاری انرژی با توجه به ملاحظات اخلاقی و عدالت بین نسلی تعیین گردید. نوع تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و روش آن بر اساس نحوه گردآوری داده ها، پیمایشی است. برای اولویت بندی کردن کلیه معیارها و زیرمعیارها از تکنیک AHP و نرم افزار اکسپرت چویس استفاده شده است. در این اولویت بندی، معیار پایداری با ارزش نسبی 0.488 بیشترین و به ترتیب کفایت 0.240، مشارکت 0.139 و در آخر انسجام با مقدار 0.132 قرار گرفتند. بعد از تلفیق و مقایسه گزینه ها، در نهایت انرژی های تجدیدپذیر با ارزش نسبی 0.491 بهترین گزینه و بعد از آن سوخت های فسیلی با 0.28 و انرژی هسته ای با 0.229 قرار دارند.
در ادبیات سازمان و مدیریت نظریه رهبری تحول آفرین بیش از سایر نظریه های معاصر در عرصه اداره اثربخش نیروهای دانشی در سازمانهای طلایه دار شهرت یافته است. از اینرو، این مقاله در پی آن است تا با استفاده از روش نظریه پرداز ی داده بنیاد به تجزیه و تحلیل گفتمان مقام معظم رهبری پرداخته، ابعاد و عوامل رهبری تحول آفرین را ارائه کند. در این تحقیق، سخنان حضرت امام خامنه ای (مد ظلّه العالی) به صورت تمام خوانی مورد مطالعه قرار گرفت. در ادامه، 155 گزاره انتخاب، و از طریق کدگذاری باز و محوری، تعداد 173 کد، 25 عامل و پنج بُعد شناسایی شد. در نهایت ابعاد و عوامل منتج از داده ها، ضمن توسعه مفهوم ابعاد رهبری تحول آفرین، هفت عامل را تعالی داده، یک بُعد و چهار عامل نیز به الگوی رهبری تحول آفرین افزوده است
سعدی، از واقع گراترین شعرا و نویسندگان زبان و ادب فارسی است. به خصوص در گلستان که بهترین جلوه گاه واقع نگری های اوست هیچ گاه جانب واقعیت را رها نمی کند و سعی می کند عملی ترین راه ها را برای حلّ مشکلات و نیازهای اساسی بشر ارائه دهد. او در گلستان یکی از واقع گراترین معلمان اخلاق عملی شناخته می شود. از سویی دیگر، مزلو را بانی رویکرد انسان گرایی در روانشناسی می شناسیم. سعدی هم در مقام یک معلم اخلاق انسان گرا، با مزلو در زمینه پرداختن به نیازهای اساسی بشر اشتراکات زیادی دارد. در این مقاله سعی شده است تا علاوه بر ترسیم نقاط اشتراک و افتراق تئوری های آن ها در پرداختن به نیازهای اساسی بشر، اهمیت این نیازها را با تکیه بر گلستان و هرم نیازهای اساسی مزلو تببین نماییم. سعدی در بیشتر کلیات و حتی جزئیات و میزان اهمیت دادن به نیازهای اساسی هم عقیده با مزلو است. جز آن که در تفکر سعدی یک تفاوت بنیادی در نیازهای اساسی چهارگانه مشاهده می شود. این نیاز مقدّر را تحت عنوان قابلیت، به قاعده هرم نیازهای اساسی سعدی می افزاییم.
چرا خداوند پیامبرانی را به سوی انسان ها فرستاده است؟ از زوایای مختلفی به این پرسش، پاسخ داده شده است. اما یکی از ابعاد این مسئله این است که انسان چه کمبودی دارد که با وحی الاهی برطرف می شود. نوع پاسخ هایی که از این بُعد به این پرسش داده شده در این جهت مشترک اند که عقل و خرد آدمی را در وضع قوانین برای اداره اجتماع یا رساندن انسان به سعادت یا کمال، ناقص و ناتوان به شمار می آورند. در این نوشتار چهار دیدگاه از فلاسفه بزرگ گذشته و سه دیدگاه از نویسندگان معاصر بیان و بررسی شده و در پایان بر این نکته تأکید شده است که با توجه به متون اسلامی، نیازی نیست که به منظور باز کردن جا برای نبوت و وحی، عقل و خرد آدمی را ناقص و ناتوان به شمار آوریم.