در نوشتهای که میبینید، قرار بوده است فصل «فلسفه و انقلاب» از کتاب «انقلاب اسلامی و وضع کنونی عالم» ساده و موجز شود؛ البته با حفظ معنی و مفهوم. آنگونه که بنده فهمیدم اصل مطلب در نسبت میان فلسفه و انقلاب، این است که از طرفی «انقلاب مرحلهی بریدن از رسوم سابق و رسمیت دادن به چیزی است که مقارن با تغییر تفکر (یعنی فلسفه) در وجود مردمان پدید آمده است» و از طرف دیگر «آغاز فلسفه و تجدید آن، تعرض به حقیقت وجود و ظهور نحوی حقیقت و بناکردن عهدی جدید یا استوار ساختن عهد قدیم بوده است و این عین حقیقت انقلاب است» اما اگر به این مختصر بسنده کنیم، با وجود مفاهیم زیادی که در همین اختصار نهفته است، بهره کافی را نبردهایم.
روشهای تحلیلی دارای اهمیت روبه افزایشی در حسابرسی صورتهای مالی است و جایگاه ویژهای در ادبیات حسابرسی دارد. طبق استانداردهای حسابرسی، استفاده از روشهای تحلیلی در مراحل برنامهریزی و بررسی کلی حسابرسی، الزامی است. این بررسی نشان میدهد که چگونه حسابرسان روشهای تحلیلی را در برنامهریزی، به عنوان آزمونهای محتوا و در بررسی کلی به کار میبرند. این کار با استفاده از طرح تحقیقی انجام شده است که در آن شرکتکنندگان به انجام روشهای تحلیلی و پاسخگویی به سئوالات پرداختهاند. شرکتکنندگان در تحقیق 76 نفر حسابرسان خبرهای بودند که در کلاسی یک هفتهای حضور داشتند. آنها به طور میانگین 188 ماه سابقه کار حسابرسی داشته و سابقه کار آنان بین 84 ماه تا 318 ماه بود. نتایج تحقیق نشان داد که حسابرسان روشهای تحلیلی را برای برنامهریزی تقریباً نیمی از قراردادهای حسابرسی به کار میبرند. آنان همچنان از روشهای تحلیلی در تقریباً بیش از نصف قراردادها به عنوان آزمون محتوا استفاده میکنند و میزان به کارگیری روشهای تحلیلی در مرحله بررسی کلی تقریباً در مورد تمام قراردادهای حسابرسی صورت میگیرد.
در دو دهه گذشته توجه ویژهای به نقش شهر های کوچک در توسعه نواحی روستایی و عملکرد مثبت آنها در الگوی سکونتگاهی مناسب در کشورهای در حال توسعه شده است. مراکز شهری کوچک کارکردهای مهم - بازار نزدیک برای تولیدات کشاورزان، مکانی برای ایجاد فرصت های شغلی کوچک، مرکزی برای تولید خدمات اجتماعی، مرکزی برای انتشار اخبار و اطلاعات جدید از بازار کالاها و خدمات، مکانی برای اسکان جمعیت فاقد زمین و مسکن روستایی- بر پسکرانه های خود دارند. در این پژوهش به بررسی میزان رابطه روستاهای پیرامونی با شهرستان قیروکارزین و توسعه اقتصادی- اجتماعی آنها و تاثیرگذاری عوامل جغرافیایی بر این مقوله پرداخته شده است. ادبیات توسعه شهرهای کوچک، نحوه انتخاب شاخص ها و ارزیابی آنها بررسی شده و در ادامه با استفاده از مدل های آماری ناپارامتریک، توسعه اقتصادی- اجتماعی نواحی روستایی متاثر از شهر و تاثیر گذاری عوامل جغرافیایی مورد سنجش قرار گرفته است. با استفاده از مطالعات پیمایشی و نمونه گیری، 15 روستا و 300 خانوار در شهرستان قیروکارزین به عنوان جامعه نمونه بکار گرفته شده است. روش شناسی تحقیق توصیفی- تحلیلی است و طراحی شاخصها در مقوله اقتصادی- اجتماعی توسعه روستایی تنظیم شده است. با استفاده از مدل های آماری، همبستگی بین میزان ارتباط روستاهای پیرامونی با شهر قیر و توسعه اقتصادی- اجتماعی آنها سنجیده شد، که نتایج حاکی از وجود همبستگی بین میزان ارتباط روستاهای پیرامونی با شهر قیر در بسیاری از شاخص های توسعه اقتصادی و اجتماعی است.
هدف از این تحقیق بررسی رابطه رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی در زنان با پنج عامل شخصیتی کاستا و مک کری بود. پژوهش از نوع همبستگی و نمونه شامل 320 دانشجویان زن دانشگاه پیام نور مرکز بوکان بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های رفتار جامعه پسندی و گرایش های مطلوب اجتماعی با پنج عامل شخصیتی پاسخ دادند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که بین ویژگی های روان آزرده گرایی و رفتار جامعه پسند زنان رابطه منفی معنی داری وجود دارد. هم چنین بین ویژگی برون گرایی و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین بین ویژگی گشودگی (یا بازبودن نسبت به تجربه) و رفتار جامعه پسند رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین ویژگی موافق بودن و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. و بین ویژگی با وجدان بودن و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بین رفتار اجتماعی مطلوب و رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد. هم چنین بین مولفه های رفتاراجتماعی مطلوب (رفتارهای اجتماعی مطلوب ناشناس، رفتارهای اجتماعی نوعدوستانه، رفتارهای اجتماعی هیجانی و رفتارهای اجتماعی بحرانی با رفتار جامعه پسند زنان رابطه مثبت معناداری وجود دارد تنها مولفه رفتارهای متابعت آمیز با رفتار جامعه پسند معنادار نیست. نتایج پژوهش نشان داد که گرایش های مطلوب اجتماعی و ویژگی های شخصیتی می توانند رفتار جامعه پسندی را پیش بینی کنند.
در مقاله نخست فصلنامه، سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و نقش رسانه ها در تعلیم و تربیت مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله ضمن معرفی سند تحول بنیادین آموزش وپرورش و تعامل بر بندهای مرتبط با رسانه ها، به بررسی ضرورت آموزش سواد رسانه ای برای نیل به اهداف متعالی سند تحول پرداخته شده است.
بیشتر فیلسوفان به چگونگی عمل انسان از جهت ارزشی توجه کردهاند؛ اما فلاسفه ای که نظام فلسفی عقلانی و منسجمی دارند، علاوه بر پرداختن به حکمت عملی خود، را موظف میدانند نظریات اخلاقی و فلسفه اخلاقی خود را با مجموعه نظام فکریشان در حکمت نظری ارتباط دهند. اسپینوزا، فیلسوف هلندی قرن هفدهم میلادی، از جهت عرضه نظام فکری بسیار منسجم در حکمت نظری، در میان فلاسفه عقلی مذهب ممتاز است. در این نوشته سعی بر این است که مبانی نظری اسپینوزا در حکمت عملی را، در حدود ظرفیت یک مقاله، تحقیق و ارزیابی کنیم. ارزیابی کاملتر این مبانی، در ارتباط با اخلاق، بیان فضایل جزئی از دیدگاه اسپینوزا و گفتوگوهای فرعی مربوط به هریک را ـ که در خاتمه مقاله متذکر شدهایم، به فرصت دیگری واگذار میکنیم.
بر اساس مطالعات اکتشافی منظور طراحان از اسلامی سازی رسیدن به الگویی است که در آن دانشگاه، استاد، دانشجو و علم دارای صفاتی مانند : مستقل از غرب، خدمت کننده و متعهد به مردم ایران ، مذهبی، متعهد به نظام جمهوری اسلامی، نوآور و امثال آن باشد . در این مقاله اقدامات اسلامی سازی دانشگاه در ایران از نگاه دانشگاهیان ارزشیابی شده است. دانشگاهیان شامل دانشجویان و اعضای هیات علمی دانشگاه های ایران می شود که تعداد حجم نمونه1092 نفر دانشجو و 592 نفراستاد می باشند. ارزشیابی کنشگران دانشگاهی از برنامه ها چندان مناسب نیست ومیزان موفقیت اغلب این برنامه ها درحد متوسط یا کمتر از آن ارزیابی شده اند .کنشگران دانشگاهی 30 برنامه را برای اسلامی سازی دانشگاه مفید نمی دانند، فقط از 4 اقدام دستگاههای اداری در دانشگاهها ارزشیابی مثبت دارندو نسبت به 39 برنامه بی تفاوت بودند. بنابراین، عملیات اجرایی اسلامی سازی نظام سیاسی جایگاه مناسبی در افکار کنشگران دانشگاهی نداشته است.
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی، پایایی و ساختار عاملی مقیاسی برای ارزیابی نیازهای خانواده های ایرانی است. برای رسیدن به این هدف 472 آزمودنی طی دو مرحله انتخاب شدند (267 نفر مرد و 205 نفر زن). میانگین سنی آزمودنی ها 39/36 سال و انحراف استاندارد سن آن ها هم برابر با 71/7 بود. پس از دو مرحله که مرحله اول به صورت کیفی بود، از 259 آزمودنی خواسته شد تا نیازهایی را که فکر می کنند در یک خانواده وجود دارد را بنویسند. پس از تحلیل داده ها با تحلیل عوامل و روش اکتشافی و مؤلفه های اصلی یک مقیاس 48 گویه ای ساخته شد. در مرحله دوم، این مقیاس به 213 آزمودنی دیگر داده شد تا پاسخ دهند.
پس از تحلیل نتایج یک مقیاس 26 گویه ای با پاسخ هایی در مقیاس لیکرت ساخته شد. این مقیاس دارای 5 خرده عامل است که 64/0 از واریانس کل را تبیین می نمایند. برای تعیین پایایی از ضریب آلفای کرونباخ برای کل مقیاس (95/0) و برای خرده مقیاس ها بین 77/0 تا 92/0 و روش پایایی تنصیفی (90/0) استفاده شد که نتایج حاکی از پایایی مطلوب این مقیاس می باشند. برای تعیین روایی از دو روش تحلیل عوامل و روایی واگرا استفاده شد که نتایج حاکی از مطلوب و بالا بودن روایی این مقیاس می باشند.
هدف از پژوهش حاضر تعیین معیارهای اصلی و فرعی و استانداردهای کیفی و نمره گذاری پایان نامه های مکتوب رشته های علوم رفتاری (مدیریت ، روانشناسی ، علوم تربیتی و جامعه شناسی) دانشگاه پیام نور است. 173 معیار ارزیابی پس از مطالعات کتابخانهای و مصاحبه با متخصصان روش پژوهش و سنجش و اندازه گیری در قالب پرسشنامهای با مقیاس لیکرت و رتبه بندی تنظیم شد. سپس به صورت تصادفی ساده 112 تن از حدود 200 تن از اساتید شاغل و مرتبط با دانشگاه پیام نور در رشته های یادشده به پرسشنامه پاسخ دادند. مقادیر آلفای کرونباخ برای پرسشنامه تدوین شده حدود 0.99 برآورد شد که نشاندهنده قابلیت اعتماد بالای مقیاس است. نتایج آزمون دو جملهای نشان داد که با بیش از 99 درصد اطمینان معیارهای تدوین شده از دیدگاه اساتید، مورد تأیید است. با استفاده از آزمون خی دو معیارهای اعتبار سنجی شده از دیدگاه اساتید در سه طبقه استاندارد پذیرش بدون اصلاح، پذیرش با اصلاح جزئی و پذیرش با اصلاح کلی طبقه بندی شدند. سرانجام استانداردهای نمره گذاری معیارهای ارزیابی با استفاده از تحلیل عاملی به روش مؤلفه های اصلی مشخص شد
این مقاله، شکافهای موجود تئوری و عمل مدیریت دولتی را بین کشورهای غربی و غیرغربی آشکار می سازد. با بررسی دیوانسالاری ملی در چارچوبی جهانی، طرحی تدوین می نماید که می توان برای پرکردن شکافها، توسعه دانش مدیریت و بهره گیری کارگزاران از نظریه سازمانی بکار برد.
هدف از این پژوهش، مقایسه میزان اثربخشی رفتار درمانی شناختی، مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ و فلئوکزتین در بیماران وسواسی- اجباری است. این بررسی از نوع آزمایشی بود. آزمودنی های پژوهش را 59 نفر بیمار وسواسی- اجباری که به صورت جایگزینی تصادفی در چهار گروه رفتار درمانی شناختی، مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ، فلئوکزتین و لیست انتظار جای داده شده بودند، تشکیل می دادند. آزمودنی های چهار گروه از نظر متغیرهایی چون سن، جنس، سطح تحصیلات و وضیعت تاهل همتاسازی شده بودند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های وسواسی- اجباری مادزلی، افسردگی بک و اضطراب بک استفاده شد. نمره های به دست آمده از ارزیابی ها در سه مرحله (پیش آزمون، پس آزمون ودو ماه بعد از پس آزمون ) به کمک آزمون های آماری تحلیل واریانس چند متغیره یک راهه و آزمون تعقیبی«تی» توکی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که در کاهش علائم وسواسی، رفتار درمانی شناختی مؤثرتر از فلئوکزتین در هر دو دوره کوتاه مدت (05/0=P) و بلند مدت (01/0=P) است. همچنین بین رفتار درمانی شناختی و گروه کنترل، این تفاوت در کوتاه مدت و بلند مدت معنادار است (01/0)P. مواجههسازی و جلوگیری از پاسخ فقط در بلند مدت مؤثرتر از فلئوگزتین است (05/0=P) و بین مواجهه سازی وجلوگیری ازپاسخ و گروه کنترل، این تفاوت در کوتاه مدت وبلند مدت معنادار است (01/0=P)، اما این تفاوت بین فلئوکزتین و گروه کنترل فقط در کوتاه مدت معنادار است (05/0=P). در کاهش علائم افسردگی بیماران وسواسی هم فلئوکزتین اثر درمانی بیش تری نسبت به رفتار درمانی شناختی در کوتاه مدت وبلند مدت (05/0)P و همچنین نسبت به مواجهه سازی و جلوگیری ازپاسخ درکوتاه مدت (01/0=P) و بلند مدت (05/0=P) دارد. همچنین بین فلئوکزتین و گروه کنترل، این تفاوت درکوتاهمدت (01/0=P) و بلند مدت (05/0=P) معنادار است. بر پایه یافته های این پژوهش نتیجه گرفته می شود که رفتار درمانی شناختی و مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ در کاهش علائم وسواسی بیماران وسواسی- اجباری و فلئوکزتین هم در کاهش سطح افسردگی این بیماران اثر درمانی عمده دارند. همچنین رفتار درمانی شناختی و مواجهه سازی و جلوگیری از پاسخ در طولانیمدت بیش تر از فلئوکزتین اثرهای درمانی خود را حفظ می کند.
نظریه حرکت جوهری یکی از ابتکارات ملاصدرای شیرازی است که به اعتقاد او بر پایه هایی از برهان، قرآن و عرفان روییده و پیامدهای متنوع و متعددی در زمینه فلسفه و الهیات به کرسی اثبات نشانیده است. مشکل بزرگ این نظریه گم شدن یا انعدام موضوع است و بدون حل این مشکل نظریه حرکت جوهری هر چند مبرهن باشد پذیرفتنی نخواهد بود. خود صدرالمتالهین توجه کامل به این مشکل داشته و برای حل آن راههای متعددی را ارائه کرده است. در اینجا بعد از ذکر دو دلیل شیخ الرئیس در مخالفت با این نظریه که در واقع به طرح مشکل اشاره کرده است، کوششهای صدرالمتالهین در آثار مختلفش در قالب دو پاسخ نقضی و شش پاسخ حلی گرد آمده، تبیین می شود. شروع بحث به دلیلی که خواهد آمد، با نگاهی بسیار کوتاه به تاریخچه فلسفی حرکت و جوهر خواهد بود. سپس مقاله به کار تتبع و تبیین راه حل های ملاصدرا بسنده ننموده، راه حلهای او را از حیث سازگاری مورد توجه و داوری قرار خواهد داد.
این مقاله برای ارائة روایتی تاریخی از تحولاتِ هوش مصنوعی در قرن 20 و 21 از نظرگاهی فلسفی، سه دوره را از هم جدا کرده است: 1. تسلطِ پارادایم نمادی؛ 2. بازگشت به پیوندگرایی؛ 3. ظهور حیات مصنوعی. مدعای اصلی مقاله آن است که هم بازگشت به پیوندگرایی و هم ظهور حیات مصنوعی، نقدهای دریفوس بر رویکردهای پیشین در هوش مصنوعی را تأیید می کند. به باور دریفوس یک نگرشِ اتمیستی فورمالیستی به ذهن، دانش، و هستی، پشتوانه اصلیِ پارادایم نمادی است. شکستِ هوش مصنوعی نمادی در صوری سازیِ فهمِ هرروزه و چرخش به سوی نگرشی کل گرایانه در پیوندگرایی مؤیدِ نقدهای دریفوس است. همچنین حیات مصنوعی با بدن مندانه و موقعیت مند دانستنِ شناخت موضع وی را تأیید می کند. با این وجود، حمایت واپسین دریفوس از هوش مصنوعی هیدگری و این ادعا که این جریان، هستی شناسیِ هیدگری را در آزمونی تجربی قرار می دهد قابل نقد است. همچنین همراه با ارزیابی نقد دریفوس نشان داده می شود که وی از نقد فلسفی هوش مصنوعی به نقدِ کلِ فرهنگ و اندیشه غربی پل می زند و نشان می دهد که برای اصالت دادن به فهمِ تئوریک و فراموشیِ جهان انسانی، خطرِ پیشِ روی این فرهنگ ظهور انسان هایی با فهمِ ماشینی و نه ماشین هایی با توانایی های ورای انسانی است