عشق وجبر از برجسته ترین مضامین ادبیات فارسی است.جبر دربرابرواژه پربسامد اختیارقرار می گیرد وعشق در بعد معنوی وروحانی خود یادآور عرفان وحب ذات اقدس الهی می باشدودربعد جسمانی وباسر منشأ غریزه اش، عشق زمینی وجنسیتی نام می گیرد.نگارنده دراین پژوهش برآن است که بابررسی، توصیف وتحلیل آثار داستانی ناتورالیستی صادق چوبک دیدگاه وی را از نظر عشق زمینی وبعد جسمانی آن وسرنوشت انسان محکوم به تقدیررابیان کند. حیوانی بودن طبع انسان در این داستان ها واین که انسان بنا به سرشت حیوانی اش به صورت موجودی زیاده طلب ، شهوت ران تصویر می شود نگاهی ناتورالیستی است وعشق به صورت خواست جسمانی و جنسیتی به عنوان یک تجربه مشروع مطرح می شودوبه سبب جبر زیست شناختی؛ یعنی انسان، ناگزیر از تن دادن به الزام های زیستی است. وناکامی در اِعمال کردن اراده فردی مقهور بودن انسان در برابر سرنوشت محتوم است. چوبک در داستان هایش متکی بر تأثیرعناصرناتورالیستی سرنوشت، جبر محیط و وراثت بر شخصیت های داستان های خود می باشد
برای نخستین بار و بطور رسمی مفهوم جنگ نا متقارن در گزارش بررسی دفاعی چهارساله آمریکا در سال 1977 مورد استفاده قرار گرفت.از مجموع تعریف های ارائه شده برای جنگ نا متقارن به چند عنصر اصلی از جمله بهره گیری از نقاط ضعف و آسیب پذیری دشمن , استفاده از فناوری های پیشرفته و غیر قابل انتظار , بهره گیری از روش های مبتکرانه , تضعیف اراده ی دشمن برتر , تاکید بر تایید نامتناسب را می توان اشاره نمود .
مقاله حاضر با هدف بررسی نقش رویکردهای فرهنگی و اجتماعی در تحلیل موسیقی نوشته و برای این منظور از روش تحقیق توصیفی تحلیلی برای انجام آن استفاده شده است. می توان گفت که موسیقی -نوعی ارتباط است که دارای ادراکات و مناسبات مشترکی در بستر جامعه است. به طور کلی نوازندگان، هنرمندان و نویسندگان از یک سو و در سوی دیگر، کسانی مانند شنوندگان، بینندگان و خوانندگان هستند که در یک شبکه تعاملی این روابط را شکل می دهند؛ از این نقطه نظر موسیقی دارای دو هویت است: یکی به عنوان فعالیت هنری و اجتماعی، و نیز به عنوان یک فرایند تولیدی با محوریت سازوکارهایزیبایی شناختی و هنری. هر نوع موسیقی ای دارای یک هویت خاص است که بر گروه های هدف اجتماعی اش تأثیر می گذارد. تأثیرات متقابل موسیقی و جامعه از جمله موضوعات مورد توجه در این مقاله و همچنین در عرصه مطالعات اجتماعی و فرهنگی در موسیقی است. فعالیت نظری متفکران در جامعه شناسی موسیقی، اغلب به موسیقی شناسی تطبیقی مرتبط است و جست وجوهای تأثیرات بافت اجتماعی و فرهنگی بر تولید و مصرف موسیقی را نیز شامل می شود. با این حال، جامعه شناسی موسیقی مانند موسیقی قوم شناسی صرفاً بر هویت قومی و ملی، محدود نمی شود
یُعنى هذا البحث بمسألة تحدید الجذور فی ضوء المقارنات التی تظهر أهمیة مثل هذه الدراسات اللغویة المقارنة، مع الأخذ بالقوانین الصوتیة؛ فالبحث الحدیث ارتضى تطبیقها لتحدید أصالة الکلمة أو عدم أصالتها من الناحیة الاشتقاقیة. کما یسهم التحلیل والشرح اللغوی والمقارنة فی تتبع الأبنیة الصرفیة برصد التغیرات والتحولات التی طرأت على اللغة العربیة عبر الأزمنة. فالدراسة تأصیلیة لبنیة الجذر العربی فی الأسماء الخمسة، بالمقارنة مع اللغات السامیة، وفی نتائجها تفسیرات علمیة لظاهرة لغویة طالما دَرَسَها اللغویون العرب القدامى، فَذُکِرَتْ فی کتبهم ومصنفاتهم آراؤهم، وعلى فکرة المیزان الصرفی بَنَوا معاجمهم؛ فدرسوا الظواهر اللغویة، مثل: الاشتقاق، والإعراب.
إن البحث یقوم على منهج التحلیل المقارن، فیعمل على فحص التکوین الثنائی المعجمی، ووصف العلاقات الصوتیة والصرفیة والنحویة الخاصة بالأسماء الخمسة، وبالأبنیة والصیغ التی تفتح علیها فی مدونة المعجم العربی، وفی معاجم اللغات الأکادیة والأوغاریتیة والفینیقیة والآرامیة والعبریة.
لقد کشف البحث عن العلاقات الصوتیة والصرفیة والنحویة فی الأسماء الخمسة، وذهب إلى تطبیق القوانین الصوتیة، وتتبع الأبنیة والصیغ فی المعاجم العربیة والأکادیة والفینیقیة والآرامیة والأوغاریتیة، فنبه البحث لأهمیة رصد التغیر اللغوی؛ لأن لغتنا العربیة بعیدة العهد، مرت بمراحل زمنیة متعاقبة، لذلک فالحاجة شدیدة إلى معجم تاریخی، تؤرخ فیه الألفاظ وفق استعمالاتها خلال العصور المختلفة بدءاً من الأصل الأقدم.
در قرن حاضر و در دوره ای که تولید و اقتصاد بیش از هر زمانی دیگر دچار رکود و در عین حال رقابت شده است کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه بیش از هر زمان دیگری تلاش می کنند از طریق توسعه بازار های صادراتی خود و حرکت در جهت بین المللی شدن بر مشکلات ناشی از شرایط مذکور فایق آیند. شناسایی بازارهای دارای اولویت ویافتن روش های انطباق و عرضه محصول در این بازارها یکی از مشکلاتی است که بنگاه ها از طریق به کارگیری ابزار های مناسب بازاریابی سعی در حل آن دارند. یکی از این ابزار ها اعزام هیأت های تجاری است که تحقیقات نشان داده معمولا نسبت به برخی روش ها از بازدهی خوبی برخوردار است. ضمنا دریک هیأت های تجاری حواس پنج گانه مشتری برای اجرای فرآیند بازاریابی به خدمت گرفته می شود. که این خود یکی از محاسن استفاده از این ابزار را نشان می دهد.
در سال های 87 تا 90 بیش از 190 نفراز تجار و تولیدکنندگان استان مرکزی در ابعاد مختلف و از واحد های مختلف تولیدی و خدماتی و بازرگانی به کشورهای مختلفی اعزام شده اند. که بر اساس جدول مورگان و کرجسی حجم نمونه ای که شامل 118 نفر شده اند انتخاب و پرسش نامه ای با 23 سوال طراحی و بین افرادی که طی سال های مذکور در اعزام هیأت های تجاری شرکت کرده بودند توزیع گردید. نتایج حاصل از آن که با تحلیل رگرسیونی و نرم افزار اس پی اس اس تحلیل شد موید این موضوع بود که عواملی چون: تجربه صادراتی، کسب آگاهی اولیه در زمینه صادرات، حمایت های دولتی از صادرات و استراتژی صادرات تحت مکانیسم های خاصی با عملکرد صادراتی این بنگاه ها ارتباط دارند.
زبان بازتابی از خصوصیات فردی و اجتماعی است که تضمین کننده روند تکاملی انسان در همه دوران بوده است. زبان ابزاری است برای برقراری کنش متقابل اجتماعی که به گفتار و نوشتار جهت می دهد و فرهنگ نظامی بنیادی و خاص از انتظارات، کنش ها، هنجارها، آداب و رسوم با مبانی فکری-شناختی و ویژگی های رفتاری و عقیدتی است که هویت جامعه را شکل می بخشد. هدف از این پژوهش کاوش درباره نقش های زبانی و رمزگشایی از ساخت های زبانی است. در این پژوهش به روش توصیفی به بررسی ساختار مجهول به لحاظ ساختاری و معنایی پرداخته، روابط بین فرهنگی و نقش ترجمه به عنوان ابزار اصلی تعامل بررسی می کنیم. نتایج بررسی ها نشان می دهد، می توان از طریق ایدئولوژی های زبانی، گفتمان و ساختارهای زبانی را علی رغم تفاوت فرهنگی و ساختاری ژرف بین زبان مبدأ و مقصد درک کرد. در ترجمه توجه به جنبه های صوری، معنایی و سبکی بسیار حائز اهمیت است. تحلیل متن به علت انتزاعی تربودن مؤلفه معنایی، پیچیده تر از بقیه سطوح می باشد. هر سطح مسائل و مشکلات خاص خود را دارد و ابهام ها در هر سطح ممکن است ظاهر شوند. اگر در هر سطح با مسائل برخوردی معقول و آگاهانه صورت گیرد، از میزان ابهام در سطوح بعدی کاسته می شود؛ ازاین رو باید همواره این سطوح مختلف زبانی را مدّ نظر قرار داد.
Localization of sustainable development goals could reasonably provide a framework to how local and regional governments meet their requirements in respective jurisdictions. Due to the importance of the environment protection in the process of the “sustainable development”, it is crucial for the states to include sustainable development goals in their regulations, laws and policies. In this perspective, presenting new approaches is utterly requested to protect the maritime environment of the Persian Gulf from destruction and degradation. Undoubtedly, there are a number of challenges and obstacles regarding the localization of SDGs in this region that the present paper will examine the strategies for addressing them. In fact, if environmental rules are internalized as a part of the domestic legal system, they will become more prominent and will be more respected. For this reason, one of the fundamental goals of this paper is to elaborate a suitable methodology to explain and design localized indicators of development sustainability at the regional level of the Persian Gulf. The main goals of sustainable development are to attain durable development in maritime areas in which efforts are made to provide a balance between economy, community and the marine environment.
پژوهش حاضر با هدف تحلیل نقادانه سرفصل دروس کارورزی دانشگاه فرهنگیان از منظر اهداف و راهبردهای یادگیری صورت گرفت. برای دست یابی به این هدف، از روش های پژوهش توصیفی-تحلیلی و بررسی انتقادی استفاده شد. جامعه پژوهش، سرفصل دروس کارورزی یک تا چهار دانشگاه فرهنگیان در سال تحصلی 1400-1401 بود که به عنوان نمونه نیز انتخاب شد. یافته های این پژوهش در دو گام صورت پذیرفت: در گام نخست، با کمک روش توصیفی-تحلیلی کلّ سرفصل دروس کارورزی، مورد مطالعه قرار گرفت و در گام دوم، با بهره گیری از بررسی انتقادی، بخش های: فرصت های یادگیری؛ تکالیف عملکردی؛ راهبردهای یادگیری؛ منابع آموزشی و راهبردهای ارزشیابی مورد نقادی قرار گرفت. یافته های پژوهش حاکی از این بود که نقاط قوت این سرفصل ها به طور کلّی هشت مورد است که از این جمله می توان به مواردی مانند: اتّخاذ رویکرد تربیت معلّم فکّور، آشنایی دانشجومعلّمان با مشکلات مدرسه و گسترش دیدگاه دانشجومعلِمان اشاره کرد. در میان نقاط ضعفی که سرفصل های کارورزی های یک تا چهار دارند، بیشترین مورد مربوط به فرصت های یادگیری و محتوا است. از جمله نقاط ضعف دیگر می توان به موارد زیر اشاره کرد: عدم توجّه به غیرحضوری شدن مدارس، کمبود زمان جهت فراگیری مهارت های عملی تدریس، عدم هماهنگی بین فعّالیت ها با آموخته های دانشگاهی، عدم معرفی منابع مناسب و کافی، دور از واقعیت بودن راهبردهای ارزشیابی، عدم دریافت بازخورد از سوی استادان راهنما و عدم بهره وری راهبردهای یادگیری.
من أهمّ الإتّجاهات الحدیثة التی یمکن من خلالها إلقاء الضوء علی النّصوص عامّة والنصّ القرآنی الشّریف خاصّة برؤیة لغویّة هو الأسلوبیّة أو علم الأسلوب والذی ینوی التّعرف علی کیفیّة إستخدام لغةٍ ما فی نصٍّ ما. وللأسلوبیّة مناهج متعدّدة منها الأسلوبیّة الإحصائیّة والّتی تقوم علی أساس الإستفادة من الإحصائیّات فی خدمة اللغویات حیث یؤدّی إلی نتائج أسلوبیّة دقیقة فی النصوص أیّا کان نوعها. إحدی هذه المناهج الأسلوبیّة الإحصائیّة، نظریة الثّروة اللفظیّة لجانسون مستندة بإحصاء المفردات المنفردة فی نصٍّ ما للتعرّف علی ثروتها المعجمیة. علی هذا تقارن المقالة هذه، بین سورة مکّیّة وأخری مدنیّة کنموذجین و تدرسهما دراسة أسلوبیّة إحصائیّة وفقاً علی نظریة جونسون لتبیّن علی منهج توصیفی – تحلیلی، تجریب هذا المنهج الأسلوبی الإحصائی فی الدّراسات القرآنیّة أوّلاً وتبیّن التّفاوت المحتمل بین السور المکّیّة والمدنیّة فی الثّروة اللفظیّة ثانیاً. إذن تتناول هذه الدراسة میزات أسلوبیّة للسّورتین المکّیّة (طه) والمدنیّة (النّور) فی الخطوة الأولی لبحث أوسع وتحلّل الثّروة اللفظیّة فیهما عن طریق قیاس غناء المفردات ثم یغنی البحث بمقارنة الحقول الدلالیة بین السّورتین بناءاً علی نتائج التّنوع اللفظی ومن نتائج البحث أنّ الثّروة اللفظیّة فی السّور المکّیّة و المدنیّة لاتختلف إختلافاً ملحوظاً رغم الإختلاف الموضوعی؛ وأنّ الحقول الدّلالیّة المعنیة بالإجتماع والأحکام فی السّورة المدنیّة والحقول الدّلالیّة المعنیة بالإعتقادات فی السّورة المکّیّة یمکن إثباتهما بمساعدة النّتائج الحاصلة من إحصاء الثّروة اللفظیّة.
مناسبات تجاری ایران و شوروی در دوران پهلوی اول به واسطه سیاست های اتخاذ شده از سوی رجال سیاسی و اقتصادی دو کشور متفاوت از مناسبات تجاری در دوران قاجار دنبال شد. در حالی که روسیه در دوران قاجار پس از تحمیل عهدنامه ترکمانچای به طرف اول مناسبات تجاری با ایران تبدیل گردید؛ این جایگاه با سیاست گذاری های حکومت انقلابی شوروی و حکومت پهلوی اول در حوزه اقتصاد تجاری از دست رفت و آلمان نازی با انجام معاملات تجاری پایاپای از سال 1314 جایگزین آن شد. نوع مبادلات تجاری پایاپای میان ایران و آلمان ضمن تأمین منافع اقتصادی و تجاری ایران، تداوم آن را به الزامی برای کشور تبدیل کرد. در نتیجه بوجود آمدن این الزام بود که ایران تمایل خود را از تحکیم و ادامه مناسبات تجاری با شوروی با وجود تمایل این کشور از دست داد. علی رغم وجود این بی میلی ایران در فروردین 1319 قرارداد بازرگانی و بحرپیمائی را با شوری منعقد کرد. انعقاد این قرارارداد در شرایطی که ایران پیش تر تمایلی به آن نداشت این پرسش را مطرح می سازد که عوامل موثر در انعقاد قرارداد بازرگانی و بحرپیمائی 1319 ایران و شوروی چه بوده است؟ این پرسش را مقاله پیش رو با استفاده از روش تحقیق تاریخی و بکارگیری اسناد و مدارک آرشیوی، نشریات و کتاب های تاریخی پاسخ داده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بروز جنگ جهانی دوم و سیاست محاصره دریائی آلمان توسط متفقین عامل موثری در انعقاد این قرارداد بود. محاصره دریائی آلمان موجب ایجاد کندی و اختلال در مناسبات و مبادلات تجاری ایران و آلمان از طریق دریا شد. در نتیجه این وضعیت ایران ناچار شد به منظور دستیابی به راه زمینی مناسب از طریق خاک شوروی قرارداد بازرگانی و بحرپیمائی را در فروردین 1319 با این کشور شش ماه پس از آغاز جنگ جهانی دوم منعقد کند.