ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰٬۹۲۱ تا ۴۰٬۹۴۰ مورد از کل ۵۲۹٬۶۸۲ مورد.
۴۰۹۲۱.

پیام نسل زِد به مدیران: انتظارات ما از محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۳۷
زمینه و هدف: حضور نسل زِد در بازار کار، نوعی تغییر پارادایم در مدیریت و رهبری سازمانی را به ایجاد خواهد کرد؛ از این رو، شناخت انتظارات این نسل برای مدیریت اثربخش اعضای این نسل ضروری است. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف بازشناسی و یکپارچه سازی انتظارات نسل زِد از محیط کار اجرا شده است.روش: پژوهش حاضر بر بنیان پارادایم تفسیری استوار است و از روش مرور نظام مند ادبیات، به عنوان راهبرد پژوهش استفاده کرده است. منابع اطلاعاتی پژوهش، مقاله هایی بودند که طی سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴، در پایگاه های علمی معتبر بین المللی منتشر شدند. مقاله های گردآوری شده، بر اساس معیارهای پذیرش به فرایند مرور نظام مند وارد شدند و پس از ارزیابی کیفیت مقاله ها، مطابق با شاخص های کیو و اچ ایندکس نشریه ها، ۴۳ مقاله با استفاده از روش کدگذاری تحلیل شد.یافته ها: پس از تکمیل فرایند کدگذاری، ۱۳۷ مضمون پایه مرتبط با انتظارات شناسایی شده، در قالب ۲۷ مضمون سازمان دهنده و در نهایت ۹ مضمون فراگیر تلفیق و دسته بندی شدند که عبارت اند از: انتظارات مربوط به ماهیت و شرایط کاری (شغل جذاب و شرایط کاری منعطف و دورکار)، محیط کاری مورد انتظار (انتظارات از محیط کاری فیزیکی، روانی، اجتماعی و انسان مدارانه)، شرایط استخدامی مورد انتظار (ترجیح برند کارفرمایی و شفافیت در استخدام)، آموزش و توسعه مورد انتظار (انتظارات مربوط به محتوا و روش های آموزشی و توسعه حرفه ای)، مدیریت عملکرد مورد انتظار (آگاهی از اهداف و برنامه ها، دریافت بازخور مؤثر و منصفانه بودن مدیریت عملکرد)، ترجیحات انگیزشی (ترجیح انگیزه های درون فردی و اجتماعی)، جبران خدمات مورد انتظار (انتظارات از حقوق و دستمزد، مزایا و پاداش)، مدیریت و رهبری مورد انتظار (سبک ها و شایستگی ها، رفتارها و روابط مورد انتظار از رهبران) و انتظارات فرهنگی و اجتماعی (تعاملات فناوری محور، فرهنگ پویا و مشارکتی، توجه به زندگی و خانواده).نتیجه گیری: این پژوهش با بازشناسی، تلفیق و یکپارچه سازی انتظارات نسل زِد از محیط کار، دانش کمابیش جامع و ارزشمندی را ارائه داده که فراتر از مطالعات مجزا و موردی انجام شده در این زمینه است. توجه سازمان ها و مدیران به این انتظارات، می تواند زمینه ساز تعامل اثربخش با این نسل در محیط های کاری امروزی باشد.
۴۰۹۲۲.

شناسایی و تحلیل پیشایندها و پسایندهای رفتارهای برندساز منابع انسانی با تکنیک دیمتل فازی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
رفتارهای برندساز منابع انسانی به معنای نمایش ویژگیهای متمایز شخصیت یک برند در قالب رفتار کارکنان و نیروهای انسانی آن است، بهطوریکه نحوه تعامل و ارتباط کارکنان با مشتریان ویژگیهای متمایز یک برند، نحوه تفکر مدیران و استراتژی های مشتری مدارانه سازمان را به مشتری نشان دهد. ازاینرو پژوهش حاضر باهدف شناخت و فهم رفتارهای برندساز منابع انسانی و تحلیل عوامل پیشایندی و پسایندی آن انجام پذیرفت. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان هستند که بااستفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی و براساس اصل کفایت نظری اعضای نمونه آن انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی آن ها به ترتیب با استفاده از روش های روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان گذار و روایی اعتبارمحتوا و پایایی بازآزمون تایید شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش کدگذاری و نرم افزار اتلس تی و در بخش کمی از روش دیمتل فازی استفاده شد. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مهمترین عوامل پیشایندی و اثرگذار بر شکل گیری رفتارهای برندساز منابع انسانی آموزش برندمحور منابع انسانی، استراتژی ها و راهبردهای آموزشی تعامل محور، استفاده از راهبرد ثبت تجربیات مشتری و کنش بر اساس تجربه پیشین و مدیریت ارتباط با مشتری قوی هستند. همچنین نتایج نشانگر آن است که مهمترین عوامل پسایندی و پیامدهای رفتارهای برندساز منابع انسانی خلق مزیت رقابتی غیرقابل تقلید، موضع سازی قوی برند و سازمان نزد مشتریان، ایجاد هواخواهی بیشتر به برند و سازمان در میان مشتریان و تجربه مثبت مشتریان از تعامل با کارکنان سازمان است.
۴۰۹۲۳.

هوش مصنوعی درمقابل روش های هدایت انسانی در ارزیابی استخدام منابع انسانی: فراترکیب مزایا و معایب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۸
انتخاب بهترین ها برای استخدام منابع انسانی در سازمان ها همواره یک چالش اساسی بوده است. امروزه با افزایش دانش ما از پیچیدگی های عملکرد انسان ها، ارزیابی آن ها دشوارتر از گذشته شده است. در این میان با پیشرفت و فراگیرشدن هوش مصنوعی، ارزیابی مبتنی بر هوش مصنوعی افزایش روزافزون دارد؛ اما مانند هر فرآیند نوظهوری، مزایا و معایب آن واضح نیست. تحقیقات مختلف، با نگاه های مختلف این موضوع را دنبال کرده اند؛ اما هدف این پژوهش فراترکیبی بر مزایا و معایب استفاده از هوش مصنوعی درمقایسه با دیگر روش های هدایت انسانی در ارزیابی برای استخدام منابع انسانی در سازمان ها است. با روش فراترکیب به تحلیل نظام مند یافته های پژوهشی پیشین پرداخته شد. پرکاربردترین روش های ارزیابی به ترتیب قضاوت مدیریت، استخدام سنتی، فناوری های آنلاین، تصویر کارفرما و اطلاعات جمعیت شناختی شناسایی شد. مهمترین معایب این روش ها به ترتیب، عدم طراحی درست، نابرابری و تبعیض و مزایای آن کاهش حجم کار، فرصت های شغلی و جذب بهترین ها شناسایی شد. درمقابل، بکارگیری هوش مصنوعی در ارزیابی منابع انسانی دارای چالش های عدم پذیرش، تصمیم گیری فناوری محور و امنیت اطلاعات و مزایای بهبود تصمیم گیری، بهبود در فرایند استخدام و کاهش زمان و هزینه است.
۴۰۹۲۴.

تأثیر همکاری شرکت تولیدی با دانشگاه بر افزایش جذابیت محصولات تولیدی شرکت برای مصرف کنندگان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: ارتباط صنعت و دانشگاه، یکی از موضوعات مهم و مورد توجه در محیط های دانشگاهی و صنعتی کشورمان است. یکی از دلایل مهم توجه به این امر، امکان بهره گیری صنعت از ظرفیت های علمی دانشگاه است؛ اما سؤال مهمی که اینجا مطرح می شود، این است که آیا چنین ارتباطاتی می تواند بر دیدگاه مصرف کنندگان ایرانی به محصولات تولیدی شرکت ها تأثیر مثبتی داشته باشد؟ پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است. واضح است که شرکت های تولیدی به منظور افزایش جذابیت محصولات تولیدی خود در دید مصرف کنندگان نهایی، از روش های مختلفی بهره می برند. استفاده از فناوری نوین، مواد اولیه باکیفیت، تبلیغات، قیمت گذاری مناسب و توزیع مناسب، برخی از روش های مورد استفاده شرکت ها برای جلب نظر مصرف کنندگان است. در این بین همکاری شرکت تولیدی با دانشگاه در تولید محصول نهایی، به ندرت در کانون توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اعلام چنین همکاری هایی توسط شرکت تولیدی، بر جذابیت محصولات تولیدی شرکت، از دید مصرف کنندگان ایرانی است. در واقع با توجه به ظرفیت بالای همکاری های صنعت و دانشگاه، پژوهش حاضر به بررسی این موضوع می پردازد که آیا همکاری یک شرکت تولیدی با دانشگاه، بر جذابیت خرید، شامل ترجیح محصول، تمایل به خرید و تمایل به پرداخت مصرف کنندگان ایرانی تأثیر مثبتی دارد.روش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش انجام آزمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر مصرف کنندگان ایرانی در نظر گرفته شده است. رابطه علی معلولی با استفاده از روش آزمایشی اثر همکاری شرکت با دانشگاه بر جذابیت محصول تولیدی شرکت بررسی شده است. بدین منظور پنج مطالعه آزمایشی انجام شد.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که همکاری شرکت تولیدی با دانشگاه در تولید محصول، به افزایش جذابیت محصولات منجر می شود؛ به نحوی که ترجیح دادن محصول، تمایل به خرید و تمایل به پرداخت مصرف کنندگان ایرانی افزایش می یابد. این موضوع هم برای شرکت های استارتاپی و هم برای شرکت های باسابقه تأیید شد. یافته ها نقش متغیر میانجی اعتماد مصرف کنندگان به محصول شرکت را در رابطه اشاره شده تأیید می کند. در واقع، دلیل جذابیت بیشتر محصولات تولید شده با همکاری دانشگاه، این است که از نظر مصرف کنندگان ایرانی، محصولات چنین شرکت هایی قابل اعتمادتر هستند.نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که دیدگاه مصرف کنندگان ایرانی به همکاری صنعت و دانشگاه در تولید محصولات تولیدی مثبت است. بر این مبنا، نه تنها به شرکت های تولیدی توصیه می شود که در تولید محصولات جدید از همکاری دانشگاه ها استفاده کنند؛ بلکه توصیه می شود که در این خصوص، به مصرف کنندگان بالقوه اطلاع رسانی مناسب صورت گیرد. در واقع، پیشنهاد می شود که شرکت های تولیدی در برنامه های ارتباطی و تبلیغاتی محصولاتی که با همکاری دانشگاه تولید کرده اند، بر این همکاری تأکید کنند. هر چند در این پژوهش، رابطه علّی مورد بررسی در چند سناریو و با استفاده از روش آزمایشی بررسی شد، به منظور تعمیم نتایج این پژوهش به شرایط دیگر، به خصوص حوزه خدمات، انجام پژوهش های جدید توصیه می شود.
۴۰۹۲۵.

ارائه چارچوبی از عوامل مؤثر بر اجرای خط مشی های حوزه حفاظت و بهره برداری از جنگل های شمال کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف: در حقوق ایران، حفاظت از محیط زیست وظیفه عمومی به شمار می رود و ماهیت فرابخشی و چندبُعدی امر حفاظت از محیط زیست نیز، عمومی بودن این وظیفه را نشان می دهد؛ بنابراین وظیفه حفاظت از محیط زیست، الزاماً نباید مختص سازمان واحدی باشد و ایفای بهتر این وظیفه اساسی، سازوکارهای حقوقی و اداری مشخصی را برای تعیین وظایف هر یک از نهادهای مختلف در این زمینه ایجاب می کند. در ایران، تصمیم گیری در خصوص مدیریت جنگل برعهده دولت که بر راه حل های فنی و تصمیم گیری از بالا به پایین تأکید دارد و تجارب ذی نفع را نادیده می گیرد. اکنون، روند جهانی مدیریت جنگل، درک گسترده تری از شکست ها را در اتخاذ استراتژی ها نشان می دهد که بر مدیریت مشارکتی با اهداف متعدد تأکید دارند. اجرا مرحله مهمی از سه مرحله تدوین، اجرا و ارزیابی خط مشی عمومی است که در آن، هدف خط مشی گذاران نمود پیدا می کند. از سوی دیگر، محیط زیست و حفاظت از آن، موضوعی است که در دهه های اخیر بسیار به آن توجه شده است. بر اساس آنچه بیان شد، هدف اصلی این پژوهش، ارائه چارچوبی از عوامل مؤثر بر اجرای خط مشی های حوزه حفاظت و بهره برداری از جنگل های شمال کشور بوده است. روش: روش این پژوهش، آمیخته بوده است. در بخش کیفی، کدها با استفاده از روش کیفی تجزیه وتحلیل مضمون به الگو تبدیل شدند. در بخش کمّی پژوهش نیز، برای بررسی اهمیت هر شاخص و رتبه بندی آن ها، از مدل تحلیل عملکرد اهمیت (IPA) استفاده شد. نمونه گیری هدفمند و به روش متوالی یا متواتر بود. در بخش کیفی، ۱۴ خبره در پژوهش حضور داشتند و پس از مصاحبه با نفر ۱۲ از خبرگان اشباع نظری حاصل شد. حجم نمونه در بخش کمّی با استفاده از مدل تحلیل عملکرد اهمیت، ۱۶ نفر بود. یافته ها: با مطالعه داده ها واطلاعات استخراج شده، در نهایت، ۴۷۳ کد باز (مفهوم اولیه)، ۳۹۰ مضمون پایه، ۵۶ مضمون سازمان دهنده و ۱۰ مضمون فراگیر شناسایی شد. مضامین فراگیر شناسایی شده برای اجرای خط مشی های حوزه محیط زیست عبارت اند از: مسئولیت پذیری زیست محیطی، مدیریت علمی جنگل، مدیریت منابع سازمانی، اولویت قرار گرفتن مسائل زیست محیطی، ارتقای کیفیت خط مشی گذاری زیست محیطی، هماهنگی بین دستگاه های اجرایی و تقنینی، توسعه بوم محور، طراحی بسته ابزاری، بوروکرات های سطح خیابان و مشارکت شهروندان. نتایج بخش کمّی با رویکرد اهمیت عملکرد نشان داد که مؤلفه های بوروکرات های سطح خیابان، مشارکت شهروندان، طراحی بسته ابزاری، توسعه بوم محور و حل مسئله، مؤلفه های اصلی هستند که باید در خط مشی گذاری و اجرا به آن ها توجه شود. نتیجه گیری: اجرای خط مشی به اقدام هماهنگ ذی نفعان در مقیاس های مکانی و زمانی، از طریق آرایش شبکه ای از سطوح دولتی، مؤسسه های تحقیقاتی، سازمان های بهره بردار و...، چارچوب های قانونی مؤثر و ترتیبات نهادی خاص نیاز دارد. راهبرد همکاری جویانه، به دلیل مشارکت دادن تمام ذی نفعان و کنشگران مرتبط با مسئله، راهبرد موفقی است. این راهبرد همکاری جویانه را می توان در حکمرانی جنگل جست وجو کرد.
۴۰۹۲۶.

طراحی شبکه تأمین درهم آمیخته سه سطحی تاب آورتحت اختلال و عدم قطعیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: شبکه تأمین درهم آمیخته، مجموعه ای از زنجیره های تأمین به هم پیوسته است که با همکاری بلندمدت میان این زنجیره تأمین ها تحت اختلال های متعدد، می تواند محصولات و خدمات را به مشتریان متعدد ارائه کند. در صنعت کاشی و سرامیک اختلال هایی وجود دارد، مانند اختلال در ظرفیت مراکز که از در دسترس نبودن مواد اولیه و ماشین آلات تولیدی، به دلیل اِعمال تحریم ها نشئت گرفته و به عدم مدیریت تولید مناسب و افزایش هزینه ها منجر شده است. شبکه تأمین درهم آمیخته کاشی و سرامیک برای مواجهه با این اختلال ها، می بایست تاب آوری و یکپارچگی را در تمامی زنجیره ها افزایش دهد. هدف پژوهش، طراحی شبکه تأمین درهم آمیخته سه سطحی تاب آور، تحت اختلال و عدم قطعیت با افزایش سود و تاب آوری است. روش: این پژوهش برای مواجهه با اختلال در مراکز، از استراتژی توسعه ظرفیت و جداسازی تأمین کننده و در مواجهه باعدم قطعیت پارامتر تقاضا، از روش برنامه ریزی مقید به شانس فازی استفاده کرده است. مدل این پژوهش از نوع برنامه ریزی خطی عدد صحیح مختلط چند دوره ای چند محصولی است. برای حل بهینه سازی دو هدفه (سود و ریسک) از روش اپسیلون محدودیت تقویت شده استفاده شده و مجموعه جواب پارتو به دست آمده است. برای اعتبارسنجی مدل، از داده های واقعی مربوط به شبکه تأمین درهم آمیخته کاشی و سرامیک (زنجیره تأمین های به هم پیوسته کاشی و سرامیک، لعاب و گلوله آلومینا) استفاده شده و در آخر، به کمک نرم افزار گمز حل شده است. یافته ها: بر اساس خروجی مدل و نتایج متغیرهای تصمیم در حالت قطعی نسبت به حالت غیرقطعی، میزان سود ۳درصد افزایش و میزان ریسک ۷درصد کاهش داشته است. نتایج عددی تحلیل حساسیت نشان می دهد که تغییر مقدار پارامتر اپسیلون، سطح خطا در عدم ارضای قیود فازی، از صفر به 05/0 و از 05/0 به 1/0 به ترتیب باعث افزایش ۲ تا ۷ درصدی سود می شود. همچنین در حالت مطلوب، میزان افزایش ظرفیت در مرکز تولید گلوله آلومینا، ۲۰درصد، در مرکز تولید کاشی ۱۰ درصد و در مرکز تولید لعاب ۳۰ درصد است. نتیجه گیری: در شرایط کنونی جهان که زنجیره تأمین ها به سمت شبکه های تأمین درهم آمیخته تکامل می یابد، تعداد مطالعات صورت گرفته روی این شبکه ها بسیار اندک است. با توجه به ماهیت شبکه تأمین درهم آمیخته، مدل عمومی ارائه شده، امکان ارسال مواد خام یا محصولات از روابط درون زنجیره ای (شامل رابطه میان تأمین کنندگان و تولیدکنندگان و رابطه میان تولیدکنندگان و مشتریان) و همچنین از روابط بین زنجیره ای (شامل رابطه بین تأمین کنندگان یک زنجیره با تأمین کنندگان زنجیره دیگر، رابطه بین تولیدکنندگان یک زنجیره با تولیدکنندگان زنجیره دیگر، رابطه میان مشتریان (مراکز تولید) یک زنجیره با مشتریان (نهایی) زنجیره دیگر، رابطه برگشتی تولیدکنندگان یک زنجیره به تأمین کنندگان زنجیره دیگر) وجود دارد و مدل به طور هم زمان تصمیم های استراتژیکی همچون انتخاب مجموعه ای از مراکز نیازمند به افزایش ظرفیت را در نظر می گیرد و تصمیم های عملیاتی (میزان تولید، میزان انبارش و میزان حمل ونقل) بر این اساس بهینه می شوند.
۴۰۹۲۷.

امکان سنجی استفاده از الگوی روابط کنشگران تامین مالی در بانکداری سرمایه گذاری جهت واقعی نمودن روابط سپرده گذار و تسهیلات گیرنده در نظام بانکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۶۳
علیرغم وجود پیشینه ی 100 ساله بانکداری در ایران، بانکداری ایران دارای مشکلاتی از جمله صوری بودن عقود و ناکارآمدی است. پژوهش حاضر با استفاده از امکان سنجی الگوی روابط کنشگران مالی بانکداری سرمایه گذاری در جهت واقعی نمودن ارتباط میان سپرده گذار و تسهیلات گیرنده در نظام بانکی ایران و مرتفع نمودن مشکلات جاری نظام بانکی ایران می پردازد. پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه خبرگانی و پرسشنامه دلفی فازی انجام شده و نمونه آماری به صورت هدفمند- قضاوتی انتخاب شده است. حجم نمونه آماری پژوهش حاضر در گام های متفاوت به ترتیب برابر با 8، 11 و 10 نفر خبره است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که ابعاد احصا شده از دیدگاه ادیشمندان حوزه مالی و ادبیات نگرش سیستمی، شامل سیستمی و غیرسیستمی است. مؤلفه های بعاد مذکور، شامل تأمین منابع، مدیریت، تخصیص منابع، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، زیست محیطی و حقوقی است. با توجه به نظر اندیشمندان حوزه پولی و مالی ایران، اجرای الگوی مذکور امکان پذیر بوده و می تواند مشکلات نظام بانکی ایران را مرتفع نموده و ارتباط میان تسهیلات گیرنده و سپرده گذار را واقعی نماید. علاوه بر این در حین انجام مراحل پژوهش الگویی جهت امکان سنجی استفاده از الگوی روابط یک نهاد مالی در سایر نهاد های مالی، مورد تدوین و تبیین قرار گرفت.
۴۰۹۲۸.

بررسی تأثیر عدم قطعیت سیاست های دولت و نوسانات نرخ بهره بر ریسک بدهی های بانکی دولت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۲۰۳
بدهی دولت به بانک های تجاری طی سال های اخیر در ایران روند رو به رشدی داشته است.افزایش بدهی های دولت به بانک های تجاری، ضمن افزایش ریسک عدم پرداخت به موقع بدهی های دولت(تبدیل مطالبات جاری بانک ها از دولت به مطالبات معوق)، باعث افزایش نقدینگی و آثار منفی متعاقب آنبر اقتصاد کشور نیز شده است. از این رو این پژوهش، به دنبال بررسی ریسک بده ی دول ت به نظ امبانک ی در ای ران بر اثرعدم قطعیت سیاست های دولت و نوسانات نرخ بهره است.روش پژوهش از نوع مطالعه کتابخانه ای وتحلیلی- علی و با استفاده از رهیافت داده های تابلویی است.برای این منظور، اطلاعات مالی بانک های پذیرفته شده دربورس اوراق بهادار تهران در طی بازه زمانی 1395 تا 1400 بررسی شده است. نتایج پژوهش نشان داد که عدم قطعیت سیاست های کلان دولت برریسک عدم پرداخت بدهی های بانکی توسط دولت تاثیر مثبت و معنادار و نوسانات نرخ بهره بانکی بر ریسک عدم پرداخت بدهی های بانکی توسط دولت تاثیر منفی و معنادار دارد. بنابراین، سرمایه گذاران باید متناسب با شرایط محیطی، تصمیمات صحیح تری به منظور انتخاب سهام بانک های تجاری اتخاذ نمایندتا از این رهگذر نه تنها میزان آسیب ناشی از نااطمینانی سیاست های اقتصادی حداقل شود ، بلکه بتوان در این محیط اقتصادی بازده مناسبی نیز کسب نمود.
۴۰۹۲۹.

رابطه بین فرهنگ سازمانی، اشتراک دانش، نوآوری سازمانی و مزیت رقابتی در شعب بانک ملت تهران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
هدف اصلی در این تحقیق بررسی رابطه بین چهار متغیر است که شامل فرهنگ سازمانی، اشتراک دانش، نوآوری سازمانی و مزیت رقابتی می باشد. جامعه آماری در این تحقیق را کارکنان شعب بانک ملت تهران تشکیل می دهند که با کمک فرمول کوکران تعداد 230 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. با توجه به اینکه یکی از پرسشنامه ها ناقص بود ازمون فرضیه ها با تعداد 229 نمونه به انجام رسید. برای گرداوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده کردیم و برای آزمون فرضیه ها از آزمون سوبل و تحلیل عاملی با کمک spss و lisrel بهره گرفتیم. نتایج به دست آمده نشان داد بین فرهنگ سازمانی و مزیت رقابتی رابطه معنی داری وجود دارد. همچنن اشتراک دانش نیز بر رابطه بین فرهنگ سازمانی و مزیت رقابتی تاثیر معنی داری دارد. همچنین تحقیقات نشان داد از طرف دیگر نوآوری سازمانی نیز بر رابطه بین فرهنگ سازمانی و مزیت رقابتی تاثیر مهم و معنی داری دارد.
۴۰۹۳۰.

طراحی مدل تاثیرپذیری سرمایه بر ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری (مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف مطالعه حاضر طراحی مدل تاثیرپذیری سرمایه بر ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان)بوده است، روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و روش نمونه گیری تصادفی ساده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه کارمندان بانک های ملی شهر کرمان به تعداد 210 نفر است. نمونه آماری در این پژوهش (بر اساس فرمول کوکران) 136 نفر بود. روش نمونه گیری پژوهش تصادفی ساده است.به منظور سنجش این متغیرها از پرسشنامه تاثیرپذیری سرمایه آهنگری و سعادت مهر (1387) و پرسشنامه عوامل ایجاد کننده ریسک عملیاتی کرم زاده (1400) استفاده شد. استفاده شد.تجزیه و تحلیل داده های استخراج شده با تلفیقی از آمار توصیفی و استنباطی در قالب جداول و نمودارها و همچنین ضریب همبستگی پیرسون انجام پذیرفته است.نتایج حاصل از این تحقیق نشان داده است که بین سرمایه و ریسک رفتاری در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان) رابطه وجود دارد.بین سرمایه و ریسک نظارتی در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان) رابطه وجود دارد.بین سرمایه و ریسک سایبری در صنعت بانکداری ( مطالعه موردی بانک های ملی شهر کرمان) رابطه وجود دارد.
۴۰۹۳۱.

بررسی تأثیر تصویر ذهنی بر قصد خرید کالای وارداتی با تأکید بر نقش قوم گرایی مصرف دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۲۰۴
در حوزه رفتار مصرف کننده، بازارهای جهانی سبب شده تا مصرف کنندگان امکان انتخاب وسیع تری از بین کالاهای تولیدی داشته باشند که قصد خرید آنان را تحت تأثیر قرار می دهد. تصویر ذهنی مصرف کننده و همچنین نقش متغیری از نوع فرهنگ همچون قوم گرایی، نقش مهم و برجسته ای را در رفتار مصرف کننده ایفا می کنند چرا که تنها راه موفقیت در چنین بازاری، شناخت عوامل مؤثر بر قصد خرید آنان است. بنابراین، این مطالعه با هدف بررسی تأثیر تصویر ذهنی مصرف کنندگان از شرکت، محصول و کشور مبدأ بر روی قصد خرید کالای وارداتی با تأکید بر نقش قوم گرایی مصرف انجام شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی و پیمایشی محسوب می گردد. جامعه آماری پژوهش را کلیه مصرف کنندگان تلویزیون های سونی و سامسونگ در مراکز استان های بزرگ کشور تشکیل داده است که تعداد 384 نفر از آنان به طور مجزا با روش تصادفی انتخاب و داده های مورد نیاز برای آزمون فرضیات گردآوری گردید. تحلیل مدل پیشنهادی با روش مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار Smart-PLS 3.0 انجام گرفته است. نتایج نشان داد که تصویر ذهنی مصرف کنندگان (محصول، شرکت و کشور مبدأ) بر روی قصد خرید کالای وارداتی تأثیر می گذارد. البته نتایج نشان داد که قوم گرایی مصرف به نوبه خود می تواند این تأثیرگذاری ها را تعدیل نماید. به این معنا که شرکت ها می توانند با تقویت تصویر ذهنی مصرف کنندگان بر روی قصد خرید آنان تأثیر بگذارند. از طرفی تقویت خصلت قوم گرایی در مصرف کنندگان به رشد اقتصاد داخلی کمک کرده و موجب کاهش قصد خرید کالاهای وارداتی می شود.
۴۰۹۳۲.

مسائل پایدار زنان در سازمان های آینده و راهبردهای مدیریت آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۹۰
مطالعات نشان داده اند که روندهای نقش آفرینی زنان در سازمان ها به گونه ای است که در آینده، زنان سهم قابل توجهی از پست های مدیریتی و نقش های رهبری را عهده دار خواهند شد. این در حالی است که زنان به علت مواجهه با موانعی همچون تفکرات کلیشه ای و مسئولیت های چندگانه، در بستری پر چالش تر نسبت به مردان فعالیت می کنند. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی آن دسته از مسائل زنان در سازمان ها است که در آینده نیز پایدار هستند و همچنین ارائه راهبردهایی برای آینده است. این پژوهش در فضای آینده پژوهی، با استفاده از روش اکتشافی با رویکرد کیفی و استراتژی تحلیل مضمون انجام شد. به گونه ای که مصاحبه با 21 نفر خبرگان دانشگاهی و اجرایی انجام و مصاحبه ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. سه دسته اصلی یافته ها شامل عوامل زمینه ای، مسائل و راهبردها می باشند. عوامل زمینه ای تحت مضمون «روندها و شرایط مرتبط با نقش آفرینی زنان در سازمان ها» مانند روند توسعه فناوری ها و تسهیل شرایط کاری برای زنان یافت شد. مسائل تحت مضمون «مسائل زنان که تا آینده پایدارند» مانند تفکرات کلیشه ای ناخودآگاه یافت شد و راهبردها تحت مضامین «راهبردهایی برای تصمیم گیران و سیاست گذاران» مانند حمایت هدفمند از زنان و «راهبردهایی برای زنان» مانند تحول آگاهی و تحول آفرینی حاصل شدند. پژوهش حاضر تأکید بر انجام مطالعات گسترده تر آینده پژوهانه در فضای سازمان و مدیریت و نقش آفرینی زنان در سازمان ها دارد.
۴۰۹۳۳.

ارائه الگوی نظام مند مکتب تربیتی- اخلاقی سپهبد شهید علی صیاد شیرازی بر اساس روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
دیدگاه ها و اندیشه های رهبران و نخبگان یک کشور می تواند نقشه راهی را در جهت تحقق اهداف و منافع ملی ترسیم نماید. در این میان مکتب سپهبد شهید علی صیاد شیرازی، ضرورت امروز کشور ما با توجه به هجمه های گسترده دشمن است و از آن می توان به عنوان الگوی عملی بخش های مدیریتی و اجرایی در کش ور بهره گرفت. در همین راستا این پژوهش، شاخص های مکتب تربیتی و اخلاقی شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در نظام ج.ا.ایران را موردبررسی و تحلیل قرار داده است. پژوهش حاضر ازنظر فایده و هدف از نوع تحقیقات کاربردی، ازنظر رویکرد از نوع کیفی بر پایه پارادایم تفسیری و ازنظر ماهیت و نوع مطالعه از نوع اکتشافی است. روش تحقیق این پژوهش «داده بنیاد» است که بر اساس آن و در راستای اهداف پژوهش به صورتی هدفمند و نظام مند به گونه ای که بتوان عصاره ی مکتب تربیتی و اخلاقی سپهبد شهید علی صیاد شیرازی را استخراج، مفهوم سازی، مقوله سازی و سپس مدل پردازی نمود، موردبررسی و تحلیل قرارگرفته است. در همین راستا، در مرحله اول، تعداد 216 گزاره در قالب 193 مفهوم استخراج شد. در مرحله دوم 31مقوله فرعی دسته بندی و احصاء گردیدند. در مرحله سوم بر اساس الگوی نظریه استراوس کوربین و 6 مقوله اصلی آن، مدل نظام مند مکتب تربیتی – اخلاقی شهید صیاد شیرازی جهت تدوین دکترین و استراتژی های سیاسی، فرهنگی، امنیتی و دفاعی کشور در راستای مواجهه با جنگ پیچیده و ترکیبی دشمن ارائه گردیده است.
۴۰۹۳۴.

بررسی الگوی روانی اجتماعی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۹ تعداد دانلود : ۱۶۶
زمینه: عدم حضور فیزیکی در محیط های الکترونیکی چالشی است که اثراتی ازجمله احساس انزوای فراگیران از مربی و همسالان، کاهش رضایت تحصیلی و افزایش ترک تحصیل را در بردارد. مرور مطالعات اخیر نشان می دهد وضعیت مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی ازنظر حس حضور مناسب نیست ازاین رو توجه به اهمیت بررسی حس حضور و شناسایی چالش های مذکور جهت کاهش اثرات نامطلوب آن امری ضروری است. هدف: این پژوهش باهدف ارائه الگوی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری مرکز یادگیری الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی انجام شد. روش: پژوهش حاضراز نوع پیمایشی است. جامعه مورد مطالعه در مرحله اول اساتید و دانشجویان مرکز آموزش الکترونیکی دانشگاه شهید بهشتی و متخصصان حوزه فناوری اطلاعات در آموزش تشکیل می دهند که به روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شدند. در مرحله دوم جامعه موردمطالعه اساتید و متخصصان دوره های آموزش الکترونیکی و دانشجویان دکتری بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته با روایی (0/85) و پاپایی آن از طریق محاسبه ضریب آلفای کرونباخ (0/90) محاسبه گردید. داده ها در مرحله اول با استفاده از آزمون t تک نمونه ای و در مرحله دوم با نرم افزار AMOS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین متغیرهای حس حضور (2/146)، حضور آموزشی (2/663)، حضور عاطفی (2/256)، حضور شناختی (2/263)، حضور یادگیری (2/472)، حضور فیزیکی (2/340)، حضور خودگردان (2/444) و حضور زیبایی شناختی (2/319) به دست آمده از میانگین مورد انتظار (3) کمتر است؛ بنابراین با توجه به مقدار t به دست آمده و با توجه به سطح معناداری (0/05 >p)، میانگین وضعیت حس حضور و ابعاد آن با میانگین مورد انتظار تفاوت معناداری داشتند و پایین تر از حد مورد انتظار بودند. همچنین در بخش دوم نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که ابعاد شناسایی شده دارای بار عاملی کافی جهت پیش بینی حس حضور در سامانه مدیریت یادگیری دانشگاه شهید بهشتی است. مؤلفه ها با بار عاملی (بالاتر از 0/70) و با سطح معنی داری 0/05 p< از مدل کلی حذف نشدند و همچنین شاخص های (GFI، NFI، CFI و IFI) با مقدار بیشتر از 0/85 نشان داد، مدل تدوین شده برای حس حضور در محیط یادگیری الکترونیکی مطلوب است. مقدار ریشه دوم میانگین مجذورات با 0/083 نشان دهنده برازش مطلوب مدل است. درکل نتایج شاخص ها نشان دهنده مناسب بودن مدل است. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش میانگین وضعیت حس حضور و ابعاد آن با میانگین مورد انتظار تفاوت معناداری دارد و پایین تر از حد مورد انتظار است. این مدل نشان داد می تواند مدل مناسبی برای ایجاد حس حضور و پیشرفت آموزش الکترونیکی باشد. همچنین انجام پژوهش های بیشتر با حجم نمونه های بزرگ تر می تواند مفید باشد.
۴۰۹۳۵.

اثر جهانی شدن بر تورم: رویکرد نوین جهانی شدن از جنبه سیاست ها (قوانین) و توسعه تجارت شاخص KOF(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
برخی محققین و اقتصاددانان به اثرات تورمی جهانی شدن معتقد هستند و برخی دیگر نیز عکس این موضوع و یا شرایط اقتصادی کشورها را عامل مهم در اثرگذاری جهانی شدن بر تورم کشورها عنوان می کنند. در این مطالعه از الگوی داده های تابلویی ناپارامتریک زمان متغیر و از متغیرهای جهانی شدن قوانین و سیاست های تجاری و توسعه تجارت شاخص KOF استفاده شده است. لذا بررسی اثرات مختلف جهانی شدن بر تورم در کشورهای با درآمد سرانه بالا (28 کشور) و درآمد سرانه متوسط (36 کشور) با رویکرد زمان متغیر و در گروه کشورهای با درآمد سرانه بالا و متوسط هدف اصلی مطالعه حاضر می باشد. نتایج برآورد مدل نشان داد که جهانی شدن اقتصادی از جنبه قوانین و سیاست های تجاری در بیشتر سال های بررسی، تأثیر زیادی بر افزایش شاخص قیمت مصرف کننده در کشورهای با درآمد سرانه بالا نداشته است. همچنین، جهانی شدن اقتصادی از جنبه توسعه تجارت در بیشتر سال ها به کاهش قیمت ها در این کشورها منجر شده است. در مقابل، جهانی شدن اقتصادی از جنبه توسعه تجارت در دهه های 1980 و 1990 میلادی منجر به کاهش قیمت ها در کشورهای با درآمد سرانه متوسط شده است، اما این اثر کاهشی رفته رفته تا سال 2020 میلادی به تدریج کاهش یافته و تقریباً از بین رفته است. علاوه بر این، جهانی شدن اقتصادی از جنبه قوانین و سیاست های تجاری در برخی سال ها تأثیر مثبت و در برخی سال ها تأثیر منفی بر شاخص قیمت مصرف کننده این کشورها داشته است.  
۴۰۹۳۶.

تبیین عوامل مؤثر در استفاده از انرژی های تجدیدپذیر به منظور ارتقای توسعه پایدار مناطق کلان شهری با استفاده از روش تحلیل محتوا و نرم افزار MAXQDA(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
مقدمه: در دنیای امروز، با توجه به رشد شهرنشینی، کلان شهرها با چالش های گسترده و پیچیده ای روبه رو هستند. توسعه جوامع انسانی در قرن های اخیر، به ویژه در قرن 21، و روند فزاینده صنعتی شدن به عنوان یکی از شاخص های پیشرفت اقتصادی و اجتماعی مناطق شهری، تأثیرات منفی زیادی بر محیط زیست و منابع طبیعی به جای گذاشته است. این مسائل شامل مصرف بی رویه زمین، افزایش ترافیک، انتشار گازهای گلخانه ای و مصرف بالای انرژی است که به پدیده هایی مانند گرم شدن زمین، کاهش تنوع زیستی و وابستگی بیشتر به سوخت های فسیلی منجر می شود [1]. رشد سریع شهرنشینی، افزایش ساخت وساز و نیاز فزاینده به انرژی برای سرمایش و گرمایش، مصرف انرژی را به شدت بالا برده و به تبع آن، انواع آلودگی ها را نیز افزایش داده است [2]. از این رو، رشد پایدار شهرها با چالش های متعددی از جمله افزایش مصرف فردی و بهره برداری ناکارآمد از منابع طبیعی روبه رو می شود که به ایجاد مناطق اجتماعی محروم و نابرخوردار می انجامد [3]. در همین راستا، برای مقابله با این مشکلات زیست محیطی، به ویژه در مناطق شهری، مفهوم توسعه پایدار مطرح شده است. ردپای اکولوژیکی منفی و سبک زندگی مصرف گرایانه از جمله عواملی است که ضرورت اقدام به سمت توسعه پایدار را تقویت می کند. توسعه پایدار به معنای تأمین نیازهای فعلی جامعه بدون آسیب رسانی به توانایی نسل های آینده در تأمین نیازهای خود تعریف می شود [4]. مدل توسعه پایدار با تمرکز بر مدیریت بهینه منابع و حفظ آن ها، رشد اقتصادی و توسعه اجتماعی را همسو با نیازهای محیط زیست طبیعی تسهیل می کند [5]. از این رو، شاخص های زیست محیطی در شهرها، به عنوان واحدهای اکولوژیکی، پیوند تنگاتنگی بین انسان و محیط زیست را نشان می دهند از طریق کاهش مصرف منابع، انرژی و آلودگی بهبود می یابد [6]. طبق گزارش آژانس بین المللی انرژی، مناطق شهری دوسوم از مصرف جهانی انرژی را به خود اختصاص داده و مسئول 71 درصد از گازهای گلخانه ای ناشی از انرژی هستند [7]. از آنجا که اقتصاد، انرژی و محیط زیست به طور جدایی ناپذیری به هم وابسته اند [8]، استفاده از منابع انرژی تجدید پذیر و توسعه پایدار به عنوان دو مفهوم مرتبط و مکمل در نظر گرفته می شوند [9]. در این راستا، یکی از راهکارهای مهم برای دستیابی به توسعه پایدار، بهره برداری از منابع انرژی تجدید پذیر است [10 و 11]. به منظور حفظ پایداری و تأمین نیازهای فعلی بدون آسیب به منابع آینده، انرژی های تجدید پذیر به عنوان راه حلی پایدار و دوستدار محیط زیست برای تأمین امنیت انرژی پیشنهاد می شود [12]. با توجه به اینکه استفاده از انرژی های تجدید پذیر یکی از مسائل کلیدی جهانی در زمینه توسعه پایدار است، پژوهش های متعددی در این زمینه صورت گرفته است. با این حال، تبیین عوامل مؤثر در استفاده از انرژی های تجدید پذیر و توسعه پایدار در مناطق کلان شهری هنوز به طور کامل در پژوهش ها مورد توجه قرار نگرفته است. بنابراین هدف این پژوهش، تبیین عوامل مؤثر در استفاده از انرژی های تجدید پذیر و ارتقای توسعه پایدار در کلان شهرها است. سؤال اصلی پژوهش این است که چه عواملی در استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در توسعه پایدار مناطق کلانشهری موثر است؟مواد و روش هاروش تحقیق در این پژوهش مروری بوده و به منظور جمع آوری داده ها از مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و برای تحلیل آن ها از تحلیل محتوا کیفی و نرم افزار MAXQDA استفاده شده است. روش این پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، با استفاده از یک رویکرد تفسیری اسناد کتابخانه ای را تحلیل می کند، سپس با توجه به متون اسناد کدهای متنی استخراج شده است. سپس، با استفاده از درصد اهمیت بر اساس تکرار کدها در متون داده های کیفی را به کمی تبدیل کرده تا بتوان تحلیل دقیق تری انجام داد. سپس، با توجه به کدهای استخراج شده بر اساس شاخص های اقتصادی، اجتماعی، نهادی و زیست محیطی هر یک از کدها را دسته بندی می کند، سپس درصد اهمیت شاخص ها نیز بیان می شود.یافته هاتحلیل رابطه بین استفاده از انرژی های تجدید پذیر و توسعه پایدار در مناطق شهری نشان می دهد این دو مفهوم به طور عمیق و متقابل با یکدیگر ارتباط دارند. استفاده از منابع انرژی تجدید پذیر، به ویژه در شرایط کنونی که بحران های زیست محیطی و تغییرات اقلیمی به یکی از چالش های بزرگ جوامع تبدیل شده اند، می تواند به عنوان یک راهکار کلیدی در دستیابی به توسعه پایدار عمل کند. از جنبه اقتصادی، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر می تواند به کاهش هزینه های انرژی، ایجاد فرصت های شغلی جدید و افزایش سرمایه گذاری در زیرساخت های پایدار منجر شود. همچنین، استفاده از این منابع می تواند به تقویت اقتصاد محلی و کاهش وابستگی به منابع سوخت فسیلی کمک کند. با توجه به یافته های پژوهش و مدل مفهومی پژوهش، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و توسعه پایدار ارتباط متقابل و دوسویه با یکدیگر دارند. بنابراین با توجه به یافته های پژوهش، عوامل مؤثر استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در توسعه پایدار مناطق کلان شهری عبارت اند از: کاهش فقر، ارتقای کیفیت زندگی، ایجاد فرصت های شغلی و بهبود سلامت عمومی، حفاظت از محیط زیست، کاهش انتشار آلاینده های هوا، امنیت انرژی، پایداری انرژی، دسترسی برابر به انرژی، صرفه جویی در مصرف سوخت فسیلی، ارتقای بهداشت، حکمرانی مناسب، متناوب بودن انرژی های تجدیدپذیر، کاهش فقر و امنیت انرژی، محرک تأسیسات ملی و... همچنین، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر می تواند به کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و کاهش گازهای گلخانه ای منجر شود که این امر به نوبه خود به محافظت از محیط زیست و حفظ منابع طبیعی کمک می کند. یکی از عوامل مؤثر متناوب بودن انرژی های تجدیدپذیر است که با حکمرانی و مدیریت بهینه انرژی، منطقه بندی مناسب، تسهیل توزیع خدمات و ... می تواند به بهبود عملکرد انرژی های تجدیدپذیر و در همین راستا پایداری انرژی های تجدیدپذیر کمک کند.نتیجه گیریتبیین و شناخت عوامل مؤثر استفاده از انرژی های تجدید پذیر و توسعه پایدار یکی از موضوعات اساسی به منظور برنامه ریزی شهری و نیز پیشرفت مناطق شهری با توجه به اهداف ملی بوده که برای تدوین راهبردها و سیاست های ارتقای کیفیت زندگی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، نهادی و زیست محیطی در تمامی حوزه های خرد و کلان بسیار ضروری است. تا کنون مطالعه ای در راستای تبیین و تشریح عوامل مؤثر استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و توسعه پایدار که چگونگی این ارتباط را نشان دهد انجام نشده است. به همین منظور، این پژوهش با استفاده از مرور و جمع بندی مطالعات پیشین و ارائه مدل مفهومی که چگونگی ارتباط بین این دو را نشان می دهد انجام شده است. نتایج پژوهش بیان می کند که استفاده از انرژی های تجدید پذیر ارتباط مستقیمی بر ارتقای توسعه پایدار شهری دارد. این ارتباط در ابعاد زیست محیطی، اقتصادی، اجتماعی و نهادی به ترتیب با توجه به داده ها و نتایج پژوهش اهمیت دارند. در پژوهش های مختلفی عوامل مؤثر بر استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و تأثیر آن بر توسعه پایدار مناطق شهری بیان شده، اما در بیشتر این پژوهش ها همه ابعاد و چگونگی ارتباط آن ها بیان نشده است. بنابراین، این پژوهش عوامل مؤثر همه ابعاد را با توجه پژوهش ها بررسی کرده است تا ارتباط این ابعاد و چگونگی ارتباط درونی ابعاد مختلف بیان شود. با توجه به اینکه رابطه عمیقی در ارتباط بین استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و ارتقای توسعه پایدار وجود دارد، می توان یکی از راهکارهای مؤثر در ارتقای توسعه پایدار مناطق شهری و کلان شهری را در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، نهادی و زیست محیطی دانست. در همین راستا، در این پژوهش با استفاده از تحلیل محتوای کیفی پژوهش های انجام شده به تبیین عوامل مؤثر استفاده از انرژی های تجدیدپذیر و توسعه پایدار پرداخته شده است. یافته های این پژوهش بیان می کند که یافته های پژوهش بیان می کند که عوامل مؤثر در این زمینه شامل کاهش فقر، ارتقای کیفیت زندگی، ایجاد فرصت های شغلی، بهبود سلامت عمومی، حفاظت از محیط زیست، کاهش انتشار آلاینده های هوا، امنیت انرژی، پایداری انرژی، دسترسی برابر به انرژی، صرفه جویی در مصرف سوخت فسیلی، حکمرانی مناسب و متناوب بودن انرژی های تجدیدپذیر است. این عوامل نه تنها به کاهش وابستگی به سوخت های فسیلی و گازهای گلخانه ای کمک می کنند، بلکه بهبود کیفیت زندگی و رشد اقتصادی را نیز به همراه دارند. تبیین و به کارگیری این عوامل در سیاست گذاری های انرژی می تواند به بهبود کیفیت مناطق کلان شهری، جذب سرمایه گذاری های داخلی و خارجی، و در نهایت، ارتقای شاخص های توسعه پایدار منجر شود.
۴۰۹۳۷.

بررسی کارایی مدل SWMM در شبیه سازی و ارزیابی ظرفیت کانال های شهری کلات نادری جهت عبور جریان های سیلابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
توسعه شهری و صنعتی شدن جوامع و همچنین عدم وجود سیستم زهکشی مناسب و نابسامانی کانال ها و مسیل ها تأثیرات نامطلوبی بر حوزه های شهری داشته و سبب آبگرفتگی معابر سطح شهر و ایجاد سیلاب می گردد. در این تحقیق که در منطقه ای از شهر کلات انجام شد، ابتدا مشخصات فیزیکی حوزه (مساحت، شیب، عرض معادل، درصد مناطق نفوذناپذیر و سایر پارامترها) برآورد و پس از تعیین سرعت متوسط آب، زمان تمرکز منطقه موردمطالعه با توجه به طول بزرگ ترین آبگذر تعیین گردید. سپس با استفاده از پارامترهای بارندگی همچون شدت- مدت- فراوانی و توزیع زمانی و مکانی بارش مدل مذکور برای دوره بازگشت های مختلف شبیه سازی، آنالیز حساسیت و ارزیابی گردید. با انجام آنالیز حساسیت مشخص شد از بین 8 پارامتر استفاده شده بیشترین تأثیر را درصد مناطق نفوذناپذیر روی میزان دبی اوج دارد. برای واسنجی و ارزیابی مدل از 5 واقعه اندازه گیری شده استفاده شد و نتایج آن با دبی محاسبه شده توسط مدل مقایسه شد. سه واقعه برای واسنجی مدل استفاده شد و جهت تجزیه وتحلیل نتایج از عوامل معیار  Nash،RMSE ،BIAS% و KGE استفاده گردید. نتایج حاصل از واسنجی مدل نشان داد که شبیه سازی سه واقعه انتخاب شده انطباق خوبی بین رواناب شبیه سازی شده و مشاهده ای وجود دارد که مقدار NS برای وقایع بیشتر از 0.5 می باشد. دو واقعه نیز برای ارزیابی مدل استفاده شد و جهت تجزیه وتحلیل نتایج از عوامل معیار ذکر شده در مرحله واسنجی استفاده شد. همچنین مقادیر RMSE برای وقایع شبیه سازی حاصل از واسنجی مدل SWMM به ترتیب برابر 0.01، 0.003 و0.01 مترمکعب بر ثانیه و برای وقایع شبیه سازی حاصل از ارزیابی مدل 0.04،0.04 مترمکعب بر ثانیه شد که نشان دهنده ی نتایج قابل قبول مدل است. درنتیجه می توان گفت انطباق خوبی بین رواناب شبیه سازی شده و مشاهده ای وجود دارد و این موضوع نشان می دهد که مدل SWMM  دقت موردنیاز برای شبیه سازی رواناب شهری را دارد و می توان از این مدل برای طرح های مدیریت رواناب شهری و طراحی شبکه زهکشی رواناب شهری با تعیین اثرات مهم ترین پارامترهای تأثیرگذار بر میزان رواناب شهری در منطقه موردمطالعه استفاده نمود. با توجه به اینکه حوزه آبخیز بالادست منطقه مطالعاتی نفوذپذیری مناسبی داشته و همچنین وسعت زیادی ندارد کانال ها برای دوره بازگشت های 2 تا 50 ساله دارای ابعاد مناسب هستند.
۴۰۹۳۸.

بازکاوی کنشگری های ایران و پاکستان بر پایه ی کُدهای ژئوایدئولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۱
هدف تحقیق حاضر بررسی تاثیر کدها و گزاره های ایدئولوژیک بر واقعیت های ژئوپولیتیکی ایران و پاکستان است مناسبات جمهوری اسلامی ایران و جمهوری اسلامی پاکستان یکی از انگشت شمار روابطی است که تاکنون تهدید امنیتی استراتژیک در آن مشاهد نشده است. ایران از نظر تاریخی از جمله نخستین کنشگران ژئوپولیتیکی در جهان اسلام محسوب می شود که استقلال پاکستان را به رسمیت شناخت. با رخداد انقلاب اسلامی، اما مجموعه فضاهایی بازتولید شد که کدهای ایدئولوژیک را در دو کشور فعال تر ساخت. گرچه پاکستان به عنوان یکی از میدان های بارز ژئوپولیتیکی در زمینه ی اسلام بنیادگرا به شمار می رود، اما تاکنون این میدان به تقابل ژئوپولیتیکی ارتقا نیافته است. با این حال، در آینده بسته به اینکه مناسبات تهران-اسلام آباد چه سطحی از قلمروگستری ایدئولوژیک را پوشش دهد، می توان انتظار داشت که سطوح مختلفی از همگرایی (تعامل ژئوپولیتیک) و یا واگرایی (رقابت ژئوپولیتیک) در کنشگری این دو کشور نمایان شود. تحقیق حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف بررسی تاثیر قلمروگستری ایدئولوژیک بر کنش های ژئوپولیتیکی پاکستان و ایران انجام شده است. بنابر یافته های این تحقیق، با توجه فضای بی ثبات سیاسی پاکستان و وزن ژئوپولیتیکی نسبتاً بالای گروه ها و احزاب بنیادگرا، منابع تنش و تهدید میان دو کشور همواره فعال خواهد ماند. اما با توجه به جهت نامتقارن تهدیدها که کدهای امنیتی پاکستان را در جبهه غربی (هندوستان) و شمالی (افغانستان) خود فعال کرده است و در مقابل، تمرکز امنیتی ایران بر محور مرزهای حوزه خلیج فارس و عمق استراتژیک در غرب (عراق و سوریه)، سبب می شود تا کنش های دو کشور به سوی تعامل ژئوپولیتیک سوق یابد. هرچند که وجود میزانی خفیف و پایداری از تنش در مناسبات تهران-اسلام آباد به دلیل فعالیت گروه های بنیادگرای مذهبی در پاکستان به ویژه پس از تثبیت طالبان بر سرزمین افغانستان در تابستان 2021، اجتناب ناپذیر است.
۴۰۹۳۹.

تأثیر حکمرانی محلی آب بر کاربست آب مجازی: مطالعه موردی استان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۵ تعداد دانلود : ۱۹۵
هدف: شناسایی متغیرهای تأثیرگذار، تأثیرپذیر و کلیدی حکمرانی محلی آب بر کاربست آب مجازی استان اصفهان است. روش و داده: روش شناسی حاکم بر پژوهش، توصیفی- تحلیلی است. داده های مورد نیاز پژوهش با روش کتابخانه ای و میدانی (مصاحبه و پرسشنامه) گردآوری و با بهره گیری از تکنیک DEMATEL، مدل ترکیبی FCOPRAS و FSOARA و نرم افزار Vensim مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که متغیرهای نبود ساختار حکمرانی مناسب آب در استان اصفهان، بی توجهی به ضرورت برنامه ریزی فضایی ، توسعه صنایع آب بر در استان اصفهان و ... علت این مدل سیستمی محسوب می شوند و عواملی مانند گسترش حاشیه نشینی ناشی از آسیب های اقتصادی، عدم سیاست های مناسب برای بهبود و طرح تعادل بخشی از دیدگاه حکمرانی آب در استان اصفهان، وجود مافیای آب در استان اصفهان، توسعه ناپایدار، تهدیدات اقتصادی ناشی از کمبود محصولات کشاورزی، عدم امنیت منابع آب در استان اصفهان و ... به عنوان معلول نمایش داده شده است. نتیجه گیری: بر مبنای یافته های تحقیق می توان عنوان کرد که متغیرهای توسعه صنایع آب بر در استان اصفهان، تغییرات اقلیمی و الگوی بارش، نبود ساختار حکمرانی مناسب در استان اصفهان، تعارضات اجتماعی حول محور آب، توسعه ناپایدار و تخصیص غیر یکپارچه منابع آب در استان اصفهان، بی توجهی به ضرورت آمایش سرزمین و عدم اصلاح سیاست ورزی و لابی گری در حکمرانی محلی آب استان اصفهان و... از دیدگاه خبرگان پژوهش به ترتیب به عنوان متغیرهای کلیدی شناسایی شدند. نوآوری، کاربرد نتایج: تعامل حکمرانی آب با رویکردهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی در مدیریت منابع آب در دیگر مطالعات نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ با این حال آنچه که در این میان مورد کم توجهی قرار گرفته است، چگونگی هم کنشی آن ها با یکدیگر است و این موضوعی است که این مقاله در نظر دارد آن را مورد بررسی قرار دهد. نوآوری  تحقیق تحلیل چگونگی هم کنشی آب مجازی با حکمرانی محلی آب برای مدیریت بحران آب در استان اصفهان است که در این پژوهش با استفاده از تکنیک دیمَتِل (DEMATEL) مدل ترکیبی FCOPRAS و FSOARA و نرم افزار Vensim مورد تحلیل قرار گرفته است.
۴۰۹۴۰.

آینده نگاری مؤلفه های اثرگذار بر توسعه استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۷ تعداد دانلود : ۱۶۱
یکی از اهداف اساسی توسعه، کاهش نابرابری است و پیش نیاز هرگونه اقدام جهت کاهش نابرابری، شناسایی مؤلفه های اثرگذار بر توسعه است. استان یزد استانی با نابرابری فضایی می باشد؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر آینده نگاری مؤلفه های اثرگذار بر توسعه استان یزد بود. این پژوهش مطالعه ای پیمایشی توصیفی-تحلیلی بود. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد که روایی و پایایی آن به ترتیب از طریق اعتبار محتوایی و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ تأیید شد. جامعه آماری شامل 280 نفر از مدیران ارشد و اجرایی مرتبط با امور توسعه استان، نخبگان کسب و کار، کارآفرینان و کارفرمایان آگاه به مسائل توسعه استان و دانشجویان و دانش آموختگان رشته های توسعه بودند که بر اساس جدول کرجسی و مورگان 163 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. تحلیل داد ه ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. نتایج نشان داد بین وضعیت موجود و مطلوب مؤلفه های اثرگذار بر توسعه استان یزد تفاوت معناداری وجود دارد. بیشترین و کمترین این شکاف به ترتیب در مؤلفه های علمی و فناوری و مؤلفه اجتماعی بوده است. رتبه بندی مؤلفه های مختلف اثرگذار بر توسعه استان یزد گویای آن بود که مهم ترین مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی و فناوری، اداری و مدیریتی اثرگذار بر توسعه استان یزد به ترتیب شامل بیکاری، میزان مهاجرپذیری، تأثیر اتباع خارجی بر فرهنگ کار در درازمدت، پرورش نیروی انسانی ماهر و دلسردی نیروی کار ماهر بوده است. افزون بر این، مدل مهم ترین مولفه های اثرگذار بر توسعه استان یزد ارائه شد. در نهایت، این نتایج می تواند راهگشای سیاست گذاران استان یزد برای برنامه ریزی دقیق تر در گام برداشتن به سمت توسعه استان باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان