ارزیابی توانهای محیطی امروزه به عنوان یکی از مباحث پایهای برنامهریزیهای اقتصادی، اجتماعی و طرحهای شهری و روستائی مطرح است. تلاش برای حفظ تعـادل محیطزیـست، موفقـیتآمیـز شدن پروژههای عمرانی و صرفهجویی در هزینههای اجرایی را میتوان از مهم ترین دلایل رویکرد به توان سنجی محیطی طی سالهای اخیر، خصوصاً در حوزه برنامهریزی توسعه روستایی عنوان نمود. زیرا هر گونه اقدام عمران روستایی رابطه تنگاتنگ با محیط طبیعی این مناطق دارد. حوضه رود قلعهچای یکی از مناطق جغرافیایی آذربایجان شرقی که در محدوده شهرستان عجب شیر واقع شده، دارای چهل سکونتگاه روستائی است. این منطقه که از سه واحد مختلف توپوگرافیک تشکیل شده، از پتانسیلهای محیطی متفاوتی برخوردار است. مقاله حاضرضمن ارزیابی توانهای محیطی منطقه، چهارده نوع فعالیت یا پروژه عمرانی را به تفکیک سه واحد توپوگرافیک از نظر امکانات مساعد برای برنامهریزیهای عمران روستائی در پنج سطح طبقهبندی کردهاست. نتایج ارزیابیها نشان میدهد که منطقه مورد مطالعه دارای پتانسیلهای محیطی مساعدی برای پروژههای عمران روستایی است. ژئومرفولوژی و ناهمواریهای منطقه در پراکندگی و تعداد پروژههای رفاهی در مقایسه با دیگر پروژهها نقش کمتری ایفاء کردهاست. همچنین در بهره برداری از پتانسیلهای طبیعی در قسمتهایی از حوضه مورد مطالعه ظرفیتهای محیطی رعایت نشده و میزان بهرهبرداری بیش از ظرفیت بوده، درحالی که در قسمتهای دیگر بهرغم امکان بهرهبرداری برای مقاصدی همچون گردشگری و صنایع تبدیلی از پتانسیلهای موجود، بهره برداری درخوری بعمل نیامده است. واژگان کلیدی: عمران روستایی، ارزیابی توانهای محیطی، فعالیتهای اقتصادی، حوضـه رود قلعهچای، شهرستان عجبشیر
از بررسى گفتمانهاى هویتى یا نظریههاى هویتى غرب (که با معناى بسط داده شده در این مقاله، متفاوت از نظریههاى هویت است) به دست مىآید که تا کنون در تجدد، حداقل دو گفتمان حول مسأله هویت شکل گرفته است: 1. گفتمان هویت ملى، که فرآیند شکلگیرى آن از فروپاشى گفتمان هویت مسیحى در پایان قرون وسطا و آغاز دوران نوزایى تا اوایل قرن بیستم را دربر مىگیرد. این گفتمان بیان کامل و جامع خود را در ایدئولوژى ملىگرایى پیدا مىکند؛ 2. گفتمان هویت: در مقابل گفتمان هویت ملى، گفتمان دیگرى از اواخر قرن نوزدهم که زمان ظهور بحران تجدد است، به تدریج شکل مىگیرد که بیان کامل آن را در عصر مابعد تجدد و نظریه مابعد تجددگرایى مىیابیم. این گفتمان، گفتمان هویت یا گفتمان تفاوت و تکثرگرایى هویتى است، که برعکس گفتمان اول اساساً متوجه هدم گفتمان هویت ملى و اجزا و عناصرِ برساخته آن نظیر ملت، ملیت و حتى دولت - ملت مىباشد. در این مقاله، علاوه بر ذکر تاریخچه مختصرى از این دو گفتمان، به ویژگىهاى این دو گونه گفتمان نیز پرداخته مىشود.
سازمانهاى نظامى، از یک سو زمینه هاى اصلى توسعه یعنى ثبات، آرامش، امنیت و نظم عمومى را فراهم مى سازند و از سوى دیگر با تولید، انباشت و کاربرد دانش، مهارت، اطلاعات و تجهیزات بسیار پیچیده و پیشرفته، فرایند توسعه را به پیش مى برند.به همین دلیل، این سازمانها به صورت سامانه هاى تام و کامل (Total system) و با کارآمدى و اثر بخشى بسیار بالا طراحى و اداره مى شوند تا بدون کمترین وابستگى و ضعفى بتوانند این رسالت سنگین را براحتى بر دوش کشند. اما از آنجا که نیروهاى انسانى در کارآمدى و اثر بخشى سازمان نظامى نقش تعیین کننده و حیاتى دارند تأمین منزلت اجتماعى و مهم تر از آن منزلت سازمانى آنان اهمیت خود را باز مى نمایاند. این مقاله با بیان نتایج تحقیقات پیشین و نظریه هاى معتبر علمى، عوامل مؤثر بر ارتقاء یا تنزل منزلت سازمانى نظامیان را شناسایى و معرفى نموده و در پایان راههاى بهبود و ارتقاى آن را جمع بندى کرده است.
درک و شناخت بهتر میزان توسعه یافتگی شهرستان های کشور نسبت به یکدیگر نه تنها باعث توجه خاص از نظر اقتصادی به آنها می شود، بلکه موجب شناخت نقاط ضعف و قوت، توان ها و کمبودهای آنها و در نهایت موجب توفیق برنامه ریزی ناحیه ای و منطقه ای می گردد و این حاصل نمی شود مگر با شناخت دقیق تر ناحیه با استفاده از شاخص های مناسب و ارایه اطلاعات و آمارهای بسیار دقیق و در نتیجه ارایه راهبردهای مناسب جهت نیل به اهداف.
راه های گوناگونی برای تجزیه و تحلیل نواحی مختلف وجود دارد که میتوان از آنها در برنامه ریزی ناحیه ای به اشکال مختلف استفاده نمود. در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش طولی و عرضی ایزارد روند تحولات شاخصهای توسعه شهرستان های استان چهارمحال و بختیاری نسبت به یکدیگر و به کل استان در یک دهه آماری (75- 65) با در نظرگرفتن 24 شاخص که از شاخص های مهم میزان توسعه هر ناحیه محسوب می شود، مورد بررسی قرار گیرند. (سرشماری عمومی نفوس و مسکن، استان و شهرستان 75 و 1365).
با مقایسه ای که بین 24 شاخص درسطح شهرستان ها صورت گرفته است بیش از نیمی از شاخص ها هنوز از جایگاه مناسبی از نظر رشد و توسعه هم در سطح شهرستان و هم در سطح استان برخوردار نیستند و به طورکلی بیان نگر عقب ماندگی زیربناها یا شاخص های انسانی توسعه و رشد دراین استان نسبت به کل کشور می باشد، همچنین با استفاده از زوایای بدست آمده در کل نمودارهای بعضی شهرستان ها (فارسان) هنوز از کل استان و شهرستانهای دیگر از بعد رشد فاکتورها عقب مانده محسوب شده اند