معمول این است که ما در نگاه به گذشته، پدیده ها را آن گونه که به ما گزارش داده اند میبینیم و البته کمی هم به دخل و تصرفات نویسنده توجه داریم، اما اگر بخواهیم آنها را در گستره زمانهی خود و بلکه کل زمان، و در نسبت و ربط با پدیده های دیگر ببینیم آن وقت است که به مباحث نظری تاریخ و فلسفه وارد شده ایم. به پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی رفتیم تا با دکتر حسین کلباسی اشتری - دانشیار گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی و صاحب کتاب هزاره گرایی در سنت مسیحی- در این زمینه به گفتگو بنشینیم.
برخی عرصه های زندگی برای بسیاری آن قدر بدیهی است که هرگز در خصوص آن فرصت اندیشیدن را به خود نداده اند. شیوه و شکل کسب درآمد یکی از زمینه هایی است که کمتر در خصوص نسبت آن با انقلاب اسلامی اندیشیده ایم. از این رو اگر بتوانیم در این زمینه در حد طرح مسئله نیز تاثیر گذار باشیم مغتنم است.
این مقاله نتیجه پژوهشی پیمایشی در حوزه ابزار جمع آوری اطلاعات به عنوان مقیاس خودکارآمدی کاربران کامپیوتر (کاسیدی وآیچاس،2002) بوده است. پرسشنامه مربوطه، تاکنون در پژوهش های متعددی (برای نمونه کاچلهورفروخاین،2009) استفاده شده است. داده های پژوهش از میان 200 دانشجوی دختر و پسر دانشگاه های اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی شهرضا جمع آوری شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی (یک متغیره و دو متغیره) و آزمون فرضیات پژوهش دو متغیره (آزمون تی وضرایب همبستگی آر پیرسون ) و تحلیل چند متغیره (تحلیل رگرسیون و تحلیل عاملی) استفاده شده است. توضیح آنکه گسترش روزافزون اثرات و کارکردهای مختلف کامپیوتر، اینترنت و فنآوری اطلاعات در حوزه های گوناگون سیاست، اقتصاد، آموزش، فرهنگ و غیره، زمینه مناسبی برای تجزیه و تحلیل مکانیسم چگونگی استفاده از فنآوری اطلاعات و کامپیوتر را فراهم کرده است. مدل پذیرش فنآوری دیویس(1985و 1989) یکی ازشایع ترین مدل های تبیین چگونگی استفاده ازفنآوری اطلاعات وکامپیوتر است که اندیشمندان بیشماری سعی در آزمون آن مدل بر اساس بسترهای فرهنگی مختلف داشته اند. ونکاتش و دیویس (2000) با مرور مطالعات پیشین به اصلاح و ارائه ""مدل پذیرش فناوری اطلاعات2""پرداخته اند و در مدل اصلاحی پیشنهادی بر عوامل فردی تاکید کرده اند که خودکارآمدی کامپیوتریکی، یکی از آن عوامل محسوب میشود. خودکارآمدی کامپیوتر یک متغیر مهم و اساسی در موفقیت رفتار فنآوری کاربران کامپیوتر است. اگرچه چندین پژوهش در ایران در حوزه اینترنت، کامپیوتر و فنآوری اطلاعات انجام شده، اما کمتر به موضوع خودکارآمدی کامپیوتر بر اساس مدل پذیرش فنآوری اطلاعات توجه شده است. از این رو، هدف اساسی پژوهش حاضر سنجش خودکارآمدی کامپیوتر و تعیین تاثیر عوامل مختلف برآن است.
تبلور یافتن گردشگری به عنوان یک نیاز، تبدیل شدن آن به عنوان بزرگترین صنعت خدماتی دنیا و تخصصی شدن گردشگری این فرصت را فراهم کرده تا هر مقصدی جهت بهره جستن از منافع حاصل از گردشگری امیدوار باشد. اما مسلماً این کار بدون شناسایی عوامل تاثیر گذار، برنامه ریزی و مدیریت استراتژیک امکان پذیر نخواهد بود. بر این اساس در این پژوهش سعی داریم، با توجه به قابلیت های بالقوه استان کردستان در زمینه گردشگری( 1234 اثر باستانی که 500 اثر در فهرست آثار ملی ثبت شده است، توانایی بالقوه در زمینه اکوتوریسم و گردشگری خرید)، با استفاده از مدل سوات نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی گردشگری کردستان را مورد بررسی قرار دهیم و جهت توسعه هر چه بیشتر آن راهکارهای استراتژیک ارائه دهیم.این پژوهش از نظر روش کتابخانه ای و پیمایشی مبتنی بر پرسشنامه است. در این راستا جهت انجام پژوهش 63 نفر از کارشناسان سازمان های که به نحوی در تصمیم گیری یا فعالیت های گردشگری استان ذی نفع بودند به عنوان جامعه آماری انتخاب شدند، سپس پرسشنامه های طراحی شده بین آن ها توزیع شد. بر اساس نظر این کارشناسان، تحلیل های حاصل از سوات نشان می دهد که به رغم پتانسیل گسترده کردستان در زمینه گردشگری، کمبود زیرساخت های کافی، ضعف فعالیت های بازاریابی، ضعف مدیریت گردشگری، مهمترین موانع اساسی بر سر را توسعه گردشگری کردستان به حساب می آیند. از طرف دیگر، و جود جاذبه های طبیعی زیبا، بازارچه های مرزی و تمایل عمومی نسبت به توسعه گردشگری به ترتیب با امتیاز وزنی48% ، 38% و 28% به عنوان مهمترین نقاط قوت و افزایش تمایل به گردشگری خرید، افزایش تمایل به فعالیت های گردشگری و به ویژه فعالیت های اکوتوریستی و پیوندهای فرهنگی نزدیک کردهای اقلیم خودمختار کردستان عراق با کردهای کردستان ایران و افزایش تمایل آنها جهت بازدید از استان کردستان به دلیل داشتن طیف مختلف جاذبه ها به ترتیب با امتیاز وزنی 50% ، 50% و 32% به عنوان مهمترین فرصت های گردشگری استان شناخته شد. همچنین هدفمند کردن یارانه ها،افزایش قیمت مواد سوختی و تاثیر سوء آن بر جریان سفر و گردشگری ، افزایش تمایل به سفرهای خارجی و از بین رفتن فرهنگ سنتی و محلی نیز از دید کارشناسان به عنوان مهمترین تهدیدهای پیش روی گردشگری کردستان شناخته شدند
پژوهش حاضر برای پاسخ گویی به این مساله انجام شد که تاثیر راهبردهای مدیریتی را در توان مندسازی روان شناختی کارکنان امور مالیاتی استان گیلان را مورد ارزیابی قرار دهد. به اعتقاد توماس و ولتهوس توان مندسازی روان شناختی یک عامل انگیزشی درونی است که منعکس کننده نقش فعال کارکنان در سازمان ها است. در این مطالعه توان مندسازی روان شناختی بر اساس رویکرد ارگانیکی و با استفاده مدل توماس و ولتهوس که دارای پنج بعد احساس شایستگی، احساس معنادار بودن، احساس موثر بودن، احساس انتخاب و اعتماد است مورد سنجش قرار می گیرد. به نظر می رسد استفاده از راهبردهای مدیریتی و ابعاد آن شامل: اعتماد سازی، تشکیل گروه های کاری، آگاهی از نتایج کار، استقلال و آزادی عمل کارکنان، وجود جو مشارکتی و میزان اطلاعات افراد در توان مند سازی آن ها مثمر ثمر باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 720 نفر از کارکنان امور مالیاتی استان گیلان است که داده های مطالعه با استفاده از جدول مورگان از میان 150 نفر از کارکنان امور مالیاتی استان گیلان حاصل شده است. به دلیل آن که اطلاعات کل جامعه آماری در اختیار محققین قرار نگرفت، بنابراین جهت نمونه گیری از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد با این حال جهت نمونه گیری مناسب در تحقیق حاضر از روش چند مرحله ای استفاده شده است که در مرحله اول تعداد خوشه ها و سپس تعداد طبقه های نسبی هر خوشه مشخص گردیده است. روش جمع آوری داده ها در این مطالعه میدانی بوده و ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه است. از آن جایی که مقیاس متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق فاصله ای هستند لذا از آزمون F برای آزمون فرضیه های تحقیق استفاده شده است و با توجه به اینکه محقق به دنبال این بود که میزان سطوح مختلف متغیر مستقل بر متغیر وابسته را بررسی نموده و سطح مطلوب راهبردهای مدیریتی را در توان مندسازی روان شناختی کارکنان برآورد نماید لذا از تحلیل واریانس یک عامله برای این امر استفاده به عمل آمد.یافته های پژوهش نشان می دهند که با اطمینان 95 درصد می توان گفت که تاثیر سطوح راهبردهای مدیریتی در توان مندسازی روان شناختی کارکنان مالیاتی استان گیلان متفاوت است. با توجه به این که وجود اختلاف معناداری در تاثیر سطوح متفاوت راهبردهای مدیریتی در توان مندسازی روان شناختی کارکنان مالیاتی استان گیلان مشخص گردید، در آزمون دانکن نیز مشاهده شد که بین تاثیر سطوح پایین و متوسط راهبردهای مدیریتی در توان مندسازی روان شناختی کارکنان مالیاتی استان گیلان تفاوت معناداری وجود نداشته ولی مابین دو سطح فوق با سطح بالای راهبردهای مدیریتی تفاوت معنادار است و بیشترین میزان توان مندسازی روان شناختی کارکنان در سطح بالای راهبردهای مدیریتی قابل مشاهده است که در همین راستا پیشنهاداتی نیز در این مطالعه ارایه شده است.
ساختار مالکیت یکی از عوامل تعیین کننده نظام حاکمیت شرکتی است . هدف این مقاله پاسخگویی به این پرسش می باشد، آیا عملکرد قیمتی سهام می تواند بر ساختار مالکیت در طول بحران بازار سرمایه تاثیر بگذارد یا خیر؟ به عبارتی دیگر به ارزیابی اثر مالکیت بر عملکرد قیمتی سهام در طول دوره بحران مالی پرداخته شود.در این پژوهش اثر ساختار مالکیت شرکتی بر عملکرد قیمتی سهام در دوره 1383-1384 مورد آزمون قرار می گیرد. اطلاعات مورد نیاز، با استفاده از سایت سازمان بورس اوراق بهادر تهران جمع آوری گردید.نمونه آماری، شامل 93 شرکت می باشد، و فرضیه ها به دو روشGLS وOLS آزمون شدند.بازده غیر نرمال (شاخصی برای عملکرد قیمتی سهام) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد و با استفاده مدلCAPM بازده مورد انتظار بدست آمد و با کسر بازده واقعی از بازده مورد انتظار، بازده غیر نرمال بدست آمد. نتایج تحقیق نشان داد که ساختار مالکیت متمرکز، تعداد سهامداران عمده و تعداد سهامداران مالی بر عملکرد قیمتی سهام در طول دوره بحران مالی از عوامل تاثیرگذار در نظر گرفته می شوند. عملکرد قیمتی سهام رابطه ای مثبت با ساختار مالکیت، تمرکز مالکیت و تعداد سهامداران مالی دارد.
هزینه سرمایه حداقل نرخ بازده ای است که کسب آن برای حفظ ارزش بازار شرکت الزامی است. هزینه سرمایه به عنوان عامل اساسی در تصمیم گیری های مرتبط با سرمایه گذاری، بودجه بندی سر مایه ای، مدیریت سرمایه در گردش، استقرار ساختار بهینه مالی، کمک به اندازه گیری عملکرد و تعیین ارزش شرکت از طریق کمک به تنزیل جریانهای نقدی مورد توجه قرار می گیرد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی اثر برخی نسبتهای مالی و عمر شرکت بر هزینه سرمایه شرکت ها در صنایع مختلف می باشد.برای انجام تحقیق 18 صنعت فعال در قلمرو زمانی تحقیق (1386-1382) را به 8 صنعت دسته بندی مجدد نمودیم سپس نمونه ای متشکل از 61 شر کت از 8 صنعت تلفیق شده با روش کوکران انتخاب گردید. روش آماری مورد استفاده اجرای الگوی رگرسیون چندگانه با بهره گیری از روش حداقل مربعات تلفیقی (pls) بود برای بررسی نقش نوع صنعت در تحقیق از متغیر مجازی و با استفاده از روش گام به گام بهره بردیم. در این تحقیق از متغیر تاخیری هزینه سرمایه برای بیان آثار تاخیری آن نیز استفاده کردیم. نتایج حاکی از تاثیر نسبتهای بدهی های بلند مدت / حقوق صاحبان سهام، نسبت بدهیهای بلند مدت / کل سرمایه گذاری، رشد خالص دارایی های ثابت و سن شرکت و هزینه سرمایه دوره قبل شرکت بر هزینه سرمایه دوره جاری شرکت می باشد.
در سال های اخیر تئوری محدودیت ها نظیر یک فلسفه مدیریتی موثر برای مسایل ترکیب تولید برای افزایش سود و با توجه به گلوگاه ها به کار گرفته شده است. همچنین تئوری مجموعه های فازی نیز مانند یک ابزار مناسب برای مدیریت تولید در زمانی که پویایی محیط تولید مانع تعیین دقیق تابع هدف، محدودیت ها و سایر پارامترهای مدل میشود، کاربرد دارد. از جمله چیزهایی که در مساله ترکیب تولید با آن برخورد می شود آن است که امکان تعیین دقیق ظرفیت، زمان پردازش و یا سود وجود ندارد. بنابراین در این تحقیق سعی می شود الگوریتمی بر مبنای تئوری محدودیت ها و برنامه ریزی خطی فازی برای مسایل ترکیب تولیدی که دارای این پارامترهای فازی هستند، ارایه شود. این الگوریتم می تواند نتایج اثربخشی داشته باشد
گرایش انسان معاصر به معیارهای عقلانی، زمینه بازنگری و بازفهمی در برخی اصول عقاید را فراهم کرده و در نتیجه، فهم وی را نسبت به آنها تصحیح یا دقیق و عمیق تر کرده است. یکی از این اصول که نقشی کلیدی و ویژه در مطالعات و سازماندهی معارف ادیان الهی دارد، موضوع «عصمت فعلی انبیای الهی» است. این موضوع در کتب ادیان به یک نحو بیان نشده است. بنابراین، با توجه به نقش کلیدی و زیر بنایی این مقوله در مهندسی عقاید دینی، این تحقیق در دو بخش تهیه شده است: در بخش اول به ارایه توصیفی این مفهوم در کتب معتبر شریعت «زردشتیان»، «یهودیت» (تورات کتبی و تلمود)، «مسیحیت» (کتاب مقدس) و «اسلام» (قرآن مجید) پرداخته و در بخش دوم به نقد و بررسی و مقایسه آن می پردازد و در نهایت زمینه لازم را در جهت تصحیح و داوری فراهم می آورد.
این پژوهش در تلاش است تا با بهره گیری از ویژگی های دو روایت تک ساحتی و دوساحتی از فلسفه اخلاق غایت نگر، دو الگوی متمایز از مسوولیت اجتماعی را بازسازی کند. روایت نخست با تاکید بر هویت جماعتی و اولویت یابی تعهد به خیر جماعت ها، مسوولیت اجتماعی را به شکلی تاریخمند و غیرانتخابی، در چارچوب تبعیت پذیری و عمل متعهدانه به الگوهای رفتاری جامعه معنا کند و روایت دوم، از یک سو در ساحت طبیعت گرا با الگوی مسوولیت اجتماعی در روایت نخست تفاوت بارزی ندارد و از دیگر سو، در ساحت فطرت گرا، با تاکید بر ذات گروی و شمول پذیری، مسوولیت اجتماعی را به شکلی غیرتاریخمند و انتخابی، در چارچوب انطباق پذیری الگوهای رفتاری جامعه با غایات و مطلوبیت های ذاتی نماید.
«درد و رنج» به عنوان یکی از وجوه برجسته تراژیک زندگی، از جمله مسائلی است که هر انسانی در طول حیات خود با آن مواجه بوده و یا خواهد شد. این مسئله در هنر و ادبیات به طور عام و ادبیات معاصر و به ویژه شعر زنان به گونه ای منعکس شده است که بررسی و تحلیل آن؛ نیازمند تحقیقی وسیع و جامع است. آنچه در این مقاله آمده، بررسی شعر دو شاعر برجسته زن معاصر یعنی فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی با توجه به مسئله درد و رنج و در چهار محور ماهیت شناسی، وجود شناسی، غایت شناسی و وظیفه شناسی درد و رنج است. روش پژوهش؛ با توجه به این چهار اصل، بدین گونه است که ابتدا با توجه به مجموعه جامع آماری، میزان معرفت و تحدید درد و رنج در بحث ماهیت شناسی تبیین شد و در ادامه در بخش وجود شناسی؛ فلسفه وجودی درد و رنج، انواع آن با توجه دو مؤلفه رنج های گریز پذیر و گریز ناپذیر و علل و راههای رهایی از آنها بررسی و تحلیل شد. در بحث غایت شناسی و وظیفه شناسی درد و رنج نیز سعی شد تا افق اندیشه دو شاعر یه صورت مقایسه ای، بررسی و نوع رویکرد آن دو در برابر درد و رنج های خود و دیگران تبیین شود.
«دوره» در مطالعات تاریخی مفهومی نظام بخش است و مورّخان علوم و هنرها را در طبقه بندی اطّلاعات تاریخی یاری می کند. در اغلب کتب تاریخ ادبیات، «دوره بندی» اساسی ترین پایه بخش بندی و فصل بندی است. دوره بندی در علوم ادبی مانند بلاغت نیز روایی و کاربرد یافته است. ازجمله شوقی ضیف، تاریخ بلاغت عربی- اسلامی را به ادواری تقسیم کرده است.
در این مقاله طرحی برای دوره بندی تاریخ بلاغت فارسی پیشنهاد شده است. نظام بلاغت نظری فارسی دراصل از زبان عربی گرفته شده اما کیفیّت و کمیّت اقتباس در ادوار زمانی مختلف یکسان نبوده است. بلاغیون فارسی نویس خود نیز گاه نوآوری هایی داشته اند و گاه از نظام بلاغت نظری سایر تمدّن های مجاور ازجمله بلاغت هندی در بررسی زیبایی های سخن فارسی بهره گرفته اند.
برمبنای عصر زندگی نویسندگان کتب بلاغت فارسی و شباهت و یکسانی رویکرد هایی که در نگارش کتب و رسالات بلاغی در پیش گرفته اند در این نوشته چهار دوره متفاوت را بازشناخته ایم:
1. دوره بومی سازی (از قرن پنجم تا هفتم ) که دوره آغازین بلاغت فارسی است و سه کتاب مهمّ ترجمان البلاغه، حدائق السحر فی دقایق الشعر و المعجم فی معاییر اشعار العجم را دربرمی گیرد.
2. دوره شرح و تقلید (از قرن هشتم تا پیش از دوره معاصر) که عصر شرح نویسی بر کتب دوره بومی سازی است.
3. دوره هندی مآبی (مقارن با رواج سبک هندی) که در آن فارسی نویسان هند و سبک هندی می کوشند سخن فارسی را به میزان نظام بلاغیِ برگرفته از هندی برسنجند.
4. دوره بلاغت مدرسی (دوره معاصر) که دوره متأخّرتر محسوب می شود و کتب درسی بلاغت فارسی را شامل است.
ایران کشوری چند قومی است. مطالعات انجام شده در سطح ملی درباره اقوام نشان میدهد که برخی از اقوام احساس نابرابری قومی بسیار قویتری نسبت به دیگران دارند و توزیع امکانات و خدمات در کشور را به نفع همه نمیدانند. بنابراین همیشه مطالبات خود را از دولت، ایفا نشده قلمداد میکنند. از جمله این اقوام کردها و ترکها هستند. هدف ما در این مقاله بررسی این ادعا خواهد بود. مقاله حاضر به بررسی تخصیص بودجهها در ایران در دوره ده ساله 1375 تا 1385 پرداخته و با محاسبه سرانه بودجهها برای استانهای کردنشین و ترکنشین در هر سال و میانگین آن برای دوره ده ساله مذکور تفاوتهای موجود آنها را با سرانه بودجه استان تهران و در مواردی با برخی دیگر از استانهای فارس نشین مثل اصفهان مقایسه و نتایج آن را گزارش کرده است. یافتهها نشان میدهند تخصیص بودجه برای این استانها نه تنها با استانهای تهران و اصفهان تفاوت زیادی ندارد بلکه در بسیاری از موارد نمودارها نشان دهنده بودجههای بالاتر این استانها است. چارچوب نظری مقاله بر اساس نظریه طرد اجتماعی استوار است. براساس این نظریه افراد یا گروههایی در جامعه از برخی منابع و حقوق در جامعه محروم و به حاشیه رانده میشوند. طرد از فرآیند توسعه و طرد مادی از جمله ابعاد طرد اجتماعی محسوب میشود. مقاله حاضر از این بعد به مسئله اقوام در ایران میپردازد.
تبیین مشارکت سیاسی یکی از موضوعات مناقشه برانگیز در جامعه شناسی سیاسی است. از همین رو نظریه های متعددی در این زمینه ارائه شده است. این نظریه ها طیفی از متغیرهای روان شناختی، منزلتی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را به کار می گیرند تا به تبیین درخوری از مشارکت سیاسی دست یابند. این مقاله ضمن مرور مختصر برخی نظریه های مشارکت سیاسی که بیشتر بر متغیرهای نگرشی متمرکز شده اند، الگویی نظری ارائه می کند که هم زمان مهم ترین متغیرها و گزاره های مندرج در بقیه نظریات را در خود دارد. سپس به کمک آزمون تی، تفاوت دو گروهی که در اولین دور انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 شرکت کردند و آن ها که شرکت نکردند، بررسی شده است. این بررسی نشان می دهد تنها دو متغیر احساس بی قدرتی و هم چنین میزان مشروعیتی که افراد برای نظام سیاسی قایل هستند، در میان دو گروه مذکور تفاوت معنادار دارد. این مقاله هم چنین دربردارنده داده های توصیفی قابل توجهی درخصوص ویژگی های فرهنگ سیاسی مردم استان گلستان است. داده های این تحقیق از «پیمایش ملی فرهنگ سیاسی مردم ایران» گرفته شده که در سال 1384 انجام شده است.