مقاله مستخرج از این تحقیق ناظر بر پژوهش های غیرآزمایشی و از نوع الگویابی معادله های ساختاری بوده و هدف آن تبیین نقش خدمت های پارکهای علم و فناوری در رشد شرکت های فناورانه محور است. جامعهی آماری شامل 104 شرکت از شرکت های فناورانه محور مستقر در پارکهای علم و فناوری شهر تهران بوده و برای نمونه گیری از دو روش طبقه ای و دومرحله ای(62=n) استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان میدهد که بین خدمات ارایه شده به شرکت ها و رشد آن ها رابطه علّی به میزان 71% وجود دارد. مولفه های استقرار، خدمات مشاوره ای، مزایای حضور و امکانات زیر ساختی از مولفه های اصلی خدمات پارکهای علم و فناوری است که مولفه استقرار با ضریب 73% بیش ترین رابطه را با متغیر خدمات پارکها دارد. هم چنین رشد شرکت های فناورانه را نیز میتوان از تغییرات میزان فروش، سودآوری و اشتغال اندازه گیری کرد که مولفه اشتغال با ضریب 58% بیش ترین رابطه را با متغیر رشد شرکت ها دارد. بهبود خدمات رسانی در پارکها نظیر افزایش کیفی و کمی امکانات و خدمات پارکها، تقویت منابع، زیر ساخت ها، تشکیلات مناسب و ساختار حمایتی منسجم پارکهای فناوری و در نهایت مشاوره های تخصصی خصوصا در زمینه های مدیریتی و بازاریابی از جمله پیشنهادات کاربردی این مطالعه برای رشد شرکت های جدید فناورانه محور است.
بنگاه های کوچک و متوسط در عرصهی بازاریابی کشاورزی، راهکاری مناسب برای تقویت کارآفرینی روستایی است که اهمیت آن در مناطق تککِشتی به نظر دوچندان میباشد. هدف اصلی این پژوهش کاربردی، شناسایی موانع توسعهی بنگاه های کارآفرین صنایع تکمیلی خرما در استان خوزستان بود. رویکرد غالب تحقیق، کمّی و روش انجام آن مبتنی بر پیمایش بود. جامعهی آماری پژوهش در قالب دو گروه مجزا، 41 نفر از صاحبان بنگاه های کارآفرین و 40 کارشناس مرتبط با امور این بنگاه ها را در بر داشت که با توجه به تعداد اندک مورد سرشماری قرار گرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از یک نسخه پرسش نامهی محقق ساخته استفاده شد. روایی محتوایی ابزار اندازه گیری توسط تعدادی از کارشناسان و کارآفرینان باسابقه و پایایی آن با محاسبهی ضریب آلفای کرونباخ تایید شد. یافته ها نشان داد که دو گروه، در ارتباط با 17 مورد از 35 متغیر طرح شده به عنوان بازدارنده های توسعهی بنگاه های کارآفرین اتفاق نظر داشتند. براساس نتایج تحلیل عاملی نیز، بازدارنده های مورد توافق در چهار عامل زیرساختی، بازاریابی، مدیریتی و سیاست گذاری دسته بندی شدند که در مجموع، 94/53 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین میکردند.
هر جامعهای در راه توسعه تلاش میکند، زیرا توسعه هدفی است که اکثر مردم آن را ضروری می دانند. پیشرفت اقتصادی تنها یکی از جنبه های توسعه است؛ به این مفهوم که توسعه صرفاً پدیده ای اقتصادی نیست. بسیاری از جوامع به منظور تقویت پایههای توسعه و رفع و تعدیل عدم تعادلها و انبوه مسائل و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگیشان، بیش از هر زمان دیگری نیازمند برنامهریزی و شناسایی امکانات و منابع بالفعل و بالقوه شان هستند. این مقاله با به کارگیری روش تاکسونومی عددی، در گام اول به تعیین درجه توسعه یافتگی شهرستانهای استان اصفهان در سال 1385 با استفاده از 33 شاخص پرداخته ، سپس به مقایسه اجمالی آن با درجه توسعه یافتگی این شهرستانها در سال 1375 با استفاده از 18 شاخص مشترک می پردازد تا از این رهگذر به مشخص کردن میزان تغییر در درجه توسعه نیافتگی هر یک از شهرستانها دست یابیم و در ادامه با ارائه راهکارهایی به کاهش فاصله شهرستانهای استان کمک شود. نتایج، گویای آن است که شهرستانهای آران و بیدگل و اصفهان، توسعه یافتهترین و فریدونشهر توسعه نیافتهترین در سال 1385 شناسایی شدهاند، در حالی که در سال 1375 دو شهرستان کاشان و فریدونشهر به ترتیب برخوردارترین و غیر برخوردارترین شهرستانهای استان از لحاظ درجه توسعه یافتگی بودهاند.
واژه های کلیدی: شاخص توسعه، درجه توسعه نیافتگی، تاکسونومی عددی، استان اصفهان
در حالی که واژه گردشگری تداعی کننده رونق اقتصادی و توسعه اجتماعی است، لیکن مشاهدات عینی در شهرهای گردشگرپذیر ایران، از جمله شهر شیراز، ذهن را متوجه این مسأله می کند که انبوه مسافران ساکن در اطراف خیابانها چه برونداد مثبتی را عاید شهر خواهد کرد. با طرح این مسأله و لزوم توجه به صنعت توریسم به عنوان پربازدهترین صنعت خدماتی در دنیا، پژوهش حاضر به دنبال ریشه یابی و ارائه راهکارهای عملی برای برخورد با این معضل شهری است. پارادایم گردشگری پایدار که اخیراً در زمره مفاهیم مورد مطالعه در حوزه توسعه پایدار و گردشگری مطرح شده و در حقیقت نقطه اشتراک این دو مفهوم است، گردشگری را در جایی منبع خلق ارزش می داند که ملاحظات انسانی، اجتماعی و زیست - محیطی را لحاظ کرده، منبع کسب درآمد باشد. لذا پژوهش حاضر در بستر گردشگری پایدار به بررسی وضعیت گردشگری در شهر شیراز پرداخته است. مطالعه حاضر ابتدا به بررسی تناسب بین گردشگر و تعداد مراکز اقامتی پرداخته و نشان داده است که علیرغم انبوه مسافر، در بسیاری از ماههای سال مراکز اقامتی زیر ظرفیت استاندارد فعالیت می کنند. در ادامه با طرح فرضیههایی در زمینه کیفیت مراکز اقامتی و تاثیر آن در جلب گردشگران، به بررسی وضعیت کیفیت خدمات در مراکز اقامتی پرداخته است. بدین منظور، پرسشنامه سنجش کیفیت خدمات در صنعت هتل داری تهیه و با روش های آماری مرسوم استاندارد گردید. سپس به نظرسنجی از گردشگران ساکن در مراکز اقامتی بر اساس مدل عملکرد-اهمیت ( Importance-Performance Analysis ) پرداخته شد. جامعه آماری تحقیق را کلیه گردشگران داخلی شهر شیراز در مردادماه سال 1388 تشکیل می دهند که از این میان و به وسیله فرمول نمونهگیری کوکران حجم نمونهای برابر با 293 به دست آمد. نتایج تحقیق حاکی از وجود شکاف معنادار بین اهمیت و عملکرد مولفههای کیفیت در همه ابعاد پرسشنامه است.
یکی از ابزارهای قدرتمندی که امروزه در راستای کاهش هزینه، زمان، افزایش کیفیت و در نتیجه بهبود عملکرد پروژه ها به خصوص پروژه های عمرانی بهکار میرود، مهندسی ارزش است. برای مطالعه های مهندسی ارزش در پروژه های ساختمانی در بسیاری از موارد با قضاوت های زبانی و غیر دقیق سروکار داریم که میتوان از روش های تصمیم گیری چند شاخصه با رویکرد منطق فازی، به جای روش های معمول استفاده کرد. در مقالهی حاضر برنامه کار مهندسی ارزش با مدل های MADM فازی تلفیق شده است. در این تلفیق به منظور تعیین وزن معیارهای ارزیابی پیشنهادهای حاصل از مرحله خلاقیت، از روش AHP فازی و به منظور تعیین اولویت گزینه ها از روش TOPSIS فازی استفاده شده است. روش فوق در طرح تأسیسات مکانیکی پروژه برج موج شهرک مسکونی صدف، یکی از پروژه های در دست احداث بخش تعاونی در کشور، بهکار گرفته شده است. بر اساس برآورد تیم مهندسی ارزش، اجرای طرح پیشنهادی به جای طرح اولیه، کاهش45/21 درصدی در هزینه پروژه و 6/17 درصدی در زمان پروژه را در پی خواهد داشت.
بهسازی هیأت علمی به عنوان یکی از مهمترین برنامه های دانشگاهی در دهه های اخیر مورد توجه بسیاری از صاحب نظران و علاقمندان به تحقیق در حوزه آموزش عالی قرار گرفته است. هدف مقاله حاضر بررسی وضعیت برنامه های بهسازی هیأت علمی در دانشگاه آزاد اسلامی میباشد. آزمودنیها 211 نفر از اعضای هیأت علمی منطقه 8 دانشگاه آزاد اسلامی میباشند که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. برای تحلیل داده ها از آزمون t تک نمونه ای، فریدمن، t برای گروه های مستقل و تحلیل واریانس یکراهه استفاده شد. نتایج نشان داد که وضعیت برنامه های بهسازی از دیدگاه اعضای هیأت علمی مطلوب نیست. از 5 بعد بهسازی هیأت علمی، تنها میانگین نمرات بهسازی آموزشی بالاتر از حد متوسط بوده و 4 بعد دیگر (پژوهشی، فردی، سازمانی و اخلاقی) پایین تر از حد متوسط بوده است. بررسی متغیرهای جمعیت شناختی نیز نشان داد که بین نمرات بهسازی هیأت علمی با متغیرهای سن، جنسیت، سابقه و درجه علمی ارتباط معنیداری وجود نداشته و با رشتة تحصیلی و دانشگاه محل خدمت ارتباط معنیداری وجود داشت؛ به طوری که مقایسه میانگین ها نشان داد که از نظر رشتة تحصیلی، نمرات بهسازی گروه علوم پایه بالاتر از سایر گروه ها بوده و از نظر واحدهای دانشگاهی نیز عملکرد واحدهای تهران مرکز و اسلامشهر بهتر از سایر واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی بوده است. در پایان مقاله با استفاده از نتایج حاصله پیشنهادهایی در جهت اثربخشی بیشتر برنامه های بهسازی هیأت علمی در ابعاد مختلف ارائه شد.
این مقاله رابطه بین محدودیت های مالی و حساسیت سرمایه گذاری- جریان نقدی را بررسی می کند. برای طبقه بندی شرکت ها در دو گروه دچار محدودیت مالی و فاقد محدودیت مالی، میزان ذخایر نقدی شرکت ها به عنوان متغیر طبقه بندی کننده اصلی مورد توجه قرار گرفته است. انتظار می رود که ذخایر نقدی، توانایی شرکت ها در بهره برداری از فرصت های سرمایه گذاری سودآور را افزایش دهد. به منظور مقایسه مدل ذخایر نقدی بهینه با شاخص های سنتی محدودیت مالی، میزان کارایی متغیر های اندازه، عمر، نسبت سود تقسیمی و عضویت شرکت در گروه های تجاری در تعیین محدودیت مالی شرکت ها نیز آزمون شده است. این پژوهش از نوع همبستگی بوده، بر تحلیل داده های تابلویی مبتنی است. در این پژوهش، اطلاعات مالی 72 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1378الی1387 بررسی شده است(720 شرکت - سال). یافته های پژوهش نشان دهنده نقش مثبت ذخایر نقدی در کاهش حساسیت سرمایه گذاری-جریان نقدی شرکت هاست. از طرف دیگر، برتری خاصی در استفاده از مدل ذخایر نقدی بهینه در مقایسه با معیار های سنتی محدودیت مالی مشاهده نشد.
هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر درصد سهام شناور آزاد بر شاخص های نقدشوندگی است. داده های سه ماهه از درصد سهام شناور آزاد و شاخص های نقدشوندگی 102شرکت از 18صنعت برای سال های 87-1383 جمع آوری شدند. شاخص های نقدشوندگی عبارتند از: تعداد دفعات معامله، تعداد خریداران، تعداد سهام معامله شده، تعداد روزهای معاملاتی و ارزش سهام معامله شده.نتایج آزمون فرضیه های این پژوهش نشان داد درصد سهام شناور آزاد بر همه شاخصهای نقدشوندگی، به جز لگاریتم طبیعی ارزش سهام معامله شده تاثیر معنی داری دارد. همچنین، نتیجهگیری شد که شاخصهای نقدشوندگی در شرکتهایی با حداقل 20% سهام شناور آزاد، بالاتر از شرکتهایی با کمتر از 20% سهام شناور آزاد است. میانگین تعداد روزهای معاملات در شرکتهایی با حداقل20% سهام شناور آزاد، بالاتر از شرکت هایی است که سهام شناور آزاد آن ها کمتر از20% است . در بورس تهران بین درصد سهام شناور آزاد و نسبت P/E همبستگی منفی مشاهده شد، اما این رابطه از نظر آماری معنی دار نبود .