هدف از پژوهش حاضر، بررسی وضعیت مقالات منتشر شده در نشریه تحقیقات زنان از سال 1386 تا 1389 است که از روش تحلیل محتوایی و استنادی انجام شده است. اهداف جزئی دیگر این پژوهش عبارتند از: تعیین پراکندگی موضوعی، نوع روش استفاده شده، وضعیت زبانی و میزان استناد به منابع مختلف. ابزار گردآوری داده ها مشاهده اسنادی و تهیه فهرست اولیه است. جامعه آماری این مطالعه شامل 9 شماره از فصلنامه تحقیقات زنان از سال 88-1386 که نمونه آماری آن شامل 60 مقاله موجود در این شماره های فصلنامه است. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 14 تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که بیش ترین روش استفاده شده، روش توصیفی و بیش ترین پوشش موضوعی، اشتغال و کارآفرینی بوده است. هم چنین بین میزان مشارکت مردان نسبت به زنان در این نشریه تفاوت معناداری وجود ندارد. پر استنادترین مولفان نیز در این پژوهش مشخص شدند
توجه به جایگاه زنان در برنامه های توسعه دارای اهمیتی کلیدی است زیرا مشارکت زنان در عرصه های گوناگون اقتصادی، سیاسی، و فرهنگی، از شاخص های مهم توسعه انسانی و پایدار مورد نظر سازمان ملل متحد در تعیین درجه توسعه یافتگی محسوب می شود. نادیده گرفتن زنان به عنوان نیمی از منابع انسانی جامعه چرخ توسعه جامعه را کند می کند. به منظور تحقق توسعه انسانی توجه به جایگاه نقش آفرین زنان در فرایند توسعه کشور و تامین مطالبات این قشر عظیم در برنامه های توسعه ای و کلان کشور ضروری است.این پژوهش به دو پرسش اساسی که «از منظر تئوریک و عملکرد اجرایی، برنامه های پنج گانه توسعه، چه تفاوت ها و همانندی هایی به لحاظ توجه به جایگاه زنان با هم دارند؟ و کدامیک از برنامه های توسعه کشور، در توجه به جایگاه زن در فرایند توسعه عملکرد موفق تری داشته است؟ پاسخ می دهد. فرضیه اصلی در پاسخ به پرسش اصلی این است: «به نظر می رسد توجه به جایگاه زنان در برنامه های پنج گانه توسعه بر روی محور حداقل ها و حداکثرها در نوسان بوده، حداقل ها از برنامه اول شروع شده و در برنامه چهارم و پنجم به سمت حداکثرها پیش می رود. در مجموع توجه به جایگاه زن در فرایند توسعه کشور در برنامه های سوم، چهارم و پنجم توسعه، دارای روندی رو به بهبود و پیشرفت بوده است.» روش تحقیق در این مقاله، روش توصیفی-تحلیلی است. جایگاه زنان در قانون اساسی، و برنامه های پنج گانه توسعه به صورت مقایسه ای واکاوی می شود
حرمت اخذ اجرت بر واجبات به مثابه قاعده ای فقهی مورد تسالم فقها واقع شده است. با وجود این اغلب فقها با تقسیم واجبات به دوقسم نظامی و غیر نظامی از جواز اخذ اجرت در واجبات نظامی سخن گفته اند و از آنجا که ادله اقامه شده برقاعده مذکور در کتب فقهی متاخر، مشتمل بر وجوه عقلی است، اشکال تخصیص ناپذیری حکم عقلی در برابر حکم جواز اجرت در واجبات نظامی مطرح شده است. فقهای متاخر با التفات به این اشکال به روش های گوناگون در صدد برآمده اند برای آن راه حل یبیابند. این نوشتار راه حلهای شانزده گانه مطرح در این باب را مورد نقد و تحلیل قرار داده و با خدشه بر اکثر آنها سرانجام یکی از راه حلهای ارائه شده از سوی امام خمینی را از سایرین نیکوتر شمرده است.
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سلامت روانی با جهت گیری مذهبی و بررسی تفاوت سلامت روان و جهت گیری مذهبی در میان دختران و پسران بود. جامعه آماری دانشجویان دختر و پسر دانشگاه آزاد اسلامی کرمانشاه در سال تحصیلی 89-1388 بودند و نمونه پژوهش تعداد 720 نفر دختر و پسر به سهم برابر که به شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. افراد نمونه، پرسش نامه های سلامت عمومی (GHQ) گلدنبرگ (1972) و جهت گیری مذهبی بهرامی احسان را تکمیل کردند.نتایج نشان داد بین جهت گیری مذهبی و سلامت روان افراد رابطه مستقیم معنادار وجود دارد. هر چند جنسیت در شدت رابطه مذکور اثر نداشت. به عبارتی دیگر، شدت رابطه سلامت روان و جهت گیری مذهبی دختران و پسران تفاوت معناداری ندارد. همچنین نتایج حاکی است میزان سلامت روان دختران و پسران متفاوت است و این تفاوت به نفع پسران است. در واقع، پسران در مقایسه با دختران از سلامت بهتری برخوردار بودند. اما از نظر میزان جهت گیری مذهبی بین دو جنس تفاوتی وجود نداشت
بینش ها ی جدید و پیشرفت ها ی صورت گرفته در مطالعات مربوط به توسعة شهری و بررسی خدمات عمومی حاکی از توجه روز افزون به مسأله «ارزیابی تأثیر محلی» است. در این رویکرد، ضمن تأکید بر اهمیت مشارکت شهروندان در امور محلی، به ایجاد احساس تعلق ساکنان به محله نیز توجه می شود. این مقاله، ضمن معرفی بحث ارزیابی تأثیر محلی، به عنوان نوعی تحقیق ارزیابی، اهمیت این موضوع را برای برنامه ریزی و مدیریت محلی نشان می دهد و سپس نتایج پیمایش انجام گرفته در شهر اصفهان، در زمینة ارزیابی خدمات ارائه شدة شهرداری، به وسیله شهروندان اصفهانی مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. نهایتاً نقاط ضعف و قوت خدمات شهری و چگونگی حرکت بسوی وضعیت مطلوب در ارائة خدمات عمومی به شهروندان بر اساس نتایج تحقیق بیان می شود.
در این مقاله، فرآیند تکوین نظام شهرسازی و برنامه ریزی فضایی در کشور فرانسه مورد بررسی قرار می گیرد. سابقه و رویکرد برنامه ریزی فضایی در فرانسه، این کشور را در زمره پیشگامان امر برنامه ریزی در مقیاس های متنوع محلی، شهری و منطقه ای قرار می دهد. نگاهی که به ویژه در دهه های اخیر به برنامه ریزی توسعه کالبدی- فضایی، و نیز پایش اثرات توسعه ای در این کشور وجود داشته، نشان دهنده نوعی سیر تکوین و تکامل است. در همین حال، عصاره رهیافت دو سطحی در برنامه ریزی که توسعه را در لایه راهبردی تعریف و در لایه اجرایی معنا می کند، موجب گردیده تا فرانسه به موفقیتی قابل قبول در دست یابی به اهداف توسعه ای و در همین حال حفاظت از اراضی طبیعی دست یابد. در پهنه های درون شهری نیز، با روی کار آمدن قانون «همبستگی و نوسازی شهری»، بازتعریفی در مفهوم برنامه ریزی کاربری اراضی به وقوع پیوسته و سازوکار تهیه و بازنگری «طرح های محلی شهرسازی» در یکپارچه سازی فرآیند شهرسازی نقشی موثر ایفا نموده است
پس انداز در اقتصاد اثری تعیین کننده داشته و در این راستا چگونگی اثرات عوامل تعیین کننده ی پس انداز، به ویژه تأثیر فساد اداری به عنوان یکی از متغیرهای مهم و مؤثر بر پس انداز ، پرسش اصلی تحقیق بوده و بررسی آن دارای اهمیت است. برای این منظور در مطالعه ی حاضر با بهره گیری از رهیافت داده های تابلویی پویا (روش آرلانو و باند) درباره ی تأثیر شاخـص ادراک فسـاد (متغـیر جایـگزین فساد اداری) بـر نرخ پس انداز ناخالص ملی در کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا به تفکیک دو گروه کشورهای نفتی و غیرنفتی طی سال های 2009-2003، بحث می شود. نتایج تجربی تحقیق دلالت بر تأثیر مثبت و معنی دار شاخص ادراک فساد (کاهش فساد اداری) بر نرخ پس انداز ملی دارد. به طوری که یافته های تحقیق بیانگر این است که کشش نرخ پس انداز ناخالص ملی نسبت به شاخص ادراک فساد در گروه کشورهای نفتی نسبت به کشورهای غیرنفتی بیشتر بوده؛ بنابراین؛ افزایش شاخص فساد (کاهش فساد اداری) در کشورهای نفتی نرخ پس انداز ناخالص ملی را به میزان بیشتری در مقایسه با کشورهای غیرنفتی افزایش می دهد. افزون بر این، یافته های این مطالعه نشان می دهد که متغیر نرخ تورم تأثیر منفی و متغیرهای درامـد سـرانه و رابطه ی مبـادله تأثیر مثبت و معنی دار بر نرخ پس انداز ملی در این کشورها دارند.
هدف از انجام این پژوهش ارزیابی ویژگی های روان سنجی مقیاس ""جهت گیری زندگی"" آنتونوفسکی می باشد. در اجرای مقدماتی 50 نفر و در اجرای اصلی400 نفر از کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شیراز به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی انتخاب گردیدند. ابزارهای تحقیق شامل مقیاس ""جهت گیری زندگی"" آنتونوفسکی(1987) و پرسشنامه ""سلامت اجتماعی"" کییز و همکاران(1998) بود. در مرحله ی مقدماتی ضریب بازآزمایی مقیاس با فاصله ی زمانی یک هفته، 81/0 و ضریب آلفای کرونباخ برابر با 94/0 بدست آمد. همچنین ضریب همبستگی پیرسون بین مقیاس ""جهت گیری زندگی"" و پرسشنامه ی ""سلامت اجتماعی"" به عنوان شاخصی از روایی ملاکی، 65/0 بدست آمد. در اجرای اصلی نیز ضریب آلفا برابر با 89/0 بود. بررسی روایی سازه ای مقیاس با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی نیز حاکی از آن بود که مقیاس مذکور مشتمل بر سه عامل است که در مجموع 8/45 درصد از کل واریانس را تبیین می کنند. علاوه بر این رابطه ی بین متغیرهای زمینه ای و نمرات مقیاس با شواهد نظری و تجربی موجود همسو بود. در مجموع ویژگی های روان سنجی مقیاس مذکور رضایت بخش بود. بنابراین استفاده از آن به پژوهشگران علاقه مند توصیه می گردد.
ارزیابی میزان کارایی یا ناکارآمدی برنامههای آموزشی نسبت به فلسفه آنها، نیازها، شرایط اجتماعی، مسائل اقتصادی، فناوری روز و بازار کار در تمامی حوزه های دانش، امری بدیهی و جاافتاده است. بازنگری در برنامه آموزشی کتابداری و علم اطلاعات نیز به دلیل ارتباط تنگاتنگ آن با مسائل، موضوعات و فناوری روز، اهمیت بسیاری دارد. بررسی نوشتارهای حوزه کتابداری و علم اطلاعات در ایران نشان میدهد تمامی صاحب نظران و پژوهشگران، برنامههای آموزشی این حوزه را با تحولات جاری و نیازهای جامعه ناهماهنگ دانسته و خواستار بازنگری در این برنامهها شدهاند؛ به طوری که ضرورت بازنگری در نظام آموزشی کتابداری و علم اطلاعات به صورت یک مفهوم کلیشهای درآمده است. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی موانع و مشکلات آموزشی کتابداری و علم اطلاعات در ایران و ارائه راهکارهایی به منظور بهینه سازی نظام آموزشی کنونی در این حوزه است. در این نوشتار، ده مورد از مهم ترین موانع آموزشی کتابداری و علم اطلاعات و راهکارهای غلبه بر آنها ارائه و تحلیل شده است. مقاله حاضر، بخشی از یک برنامه پژوهشی وسیع و مقدمه ای برای حرکت در مسیر تدوین چارچوبی برای آموزش کتابداری و علم اطلاعات در ایران به شمار میآید. با بررسی و تحلیل موانع و ارائه راهکارهای غلبه بر آنها، دیدگاه کلی و جدیدی شکل میگیرد که ما را به سوی یک نگرش جدید و نظام مند نسبت به آموزش در این حوزه، هدایت میکند
همسرکشی مساله ای فردی، خانوادگی و اجتماعی است که تاثیر مخرب و نابودکننده ای بر امنیت و سلامت عمومی جامعه به جای می گذارد. قتل های خانوادگی، به خصوص همسرکشی، برخلاف قتل های دیگر، خشونتی تصادفی و نامحتمل نیست، بلکه ماجرای غم انگیزی از انواع خشونت خانوادگی، فشارها و پیامدهای زیان بار فردی و اجتماعی را در خود پنهان دارد. از این رو هدف مقاله حاضر، کشف علل و عوامل اجتماعی و فرهنگی موثر بر پدیده همسرکشی است که در سال های اخیر در جامعه ما افزایش داشته و زنان و مردان بسیاری را در جایگاه قاتل یا مقتول درگیر ساخته است. بدین منظور، با روش کیفی از میان پرونده های جنایی همسرکشی مربوط به قتل هایی که در خلال سال های 1380 تا 1387 در استان تهران رخ داده است، 34 پرونده، 17 مورد مربوط به زن کشی مردان و 17 مورد مربوط به شوهرکشی زنان، به طور تصادفی انتخاب شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا بررسی و تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان می دهد که وجود فشارهای روانی - اجتماعی بر زنان و مردان در خانواده، در غیاب یا ضعف شبکه های حمایت اجتماعی و فردی، همچنین معاشرت با دوستان بزهکار و انسداد راه های قانونی مواجهه با این فشارها، همسران را به قتل شریک زندگی سوق داده است. یافته ها همچنین تفاوت هایی را در الگوی ارتکاب قتل زنان و مردان و عوامل دخیل در ارتکاب قتل توسط آنان نشان داده اند. علاوه بر این، متغیرهای جمعیت شناختی و اجتماعی چون پایگاه اقتصادی - اجتماعی زن و شوهر و خانواده منشا، سن زن و شوهر و تعداد و سن فرزندان نیز بر ارتکاب همسرکشی تاثیر داشته اند
جهانی شدن حرکتی پویا است که همه ی جنبه های اقتصادی را در برگرفته و یا در حال تاثیرگذاری بر آن ها می باشد. مساله جهانی شدن به فرآیندی اشاره دارد که طی آن مرزها به مرور ناپدید می شوند و هم زمان مبادلات بین المللی افزایش می یابد. برای کشورهای در حال توسعه که آمادگی ورود به عرصه ی جهانی و تجارت آزاد را در کوتاه مدت ندارند، همگرایی اقتصادی و تشکیل بلوک های تجاری منطقه ای می تواند موثرترین راه برای باز شدن اقتصاد و ادغام آن ها در اقتصاد جهانی باشد.
این مقاله به بررسی همگرایی اقتصادی میان کشور ایران و کشورهای آمریکای لاتین در قالب شکل گیری بلوک تجاری می پردازد. در واقع، هدف اصلی مقاله بررسی موفقیت یا عدم موفقیت تشکیل بلوک و تاثیر آن بر میزان افزایش تجارت دو جانبه بین کشور ایران و این کشورها می باشد. بدین منظور، از مدل جاذبه تعمیم یافته و برای برآورد آن از روش اقتصادسنجی رگرسیون چند متغیره با داده های تابلوئی استفاده شده است. جامعه آماری این تحقیق شامل شانزده کشور در دوره زمانی 2009-2001 می باشد. نتایج نشان می دهد که وجود همکاری های اقتصادی بین ایران و آمریکای لاتین منجر به افزایش قابل ملاحظه ای در جریانات تجاری دوجانبه می گردد. به عبارت دیگر بلوک تجاری می تواند 89 درصد تجارت میان کشورهای عضو را افزایش می دهد.
بحران دارفور ناشی از دخالت چندین عامل به هم پیوسته است؛ این بحران در نابرابری های اجتماعی و سیاسی بین مرکز و شمال کشور سودان با دیگر مناطق ریشه دارد که با عواملی مانند خشکسالی، رشد جمعیت، بیابان زایی تشدید شده است و فرصت طلبی های سیاسی و سیاست های منطقه ای آن را به یک بحران فرامنطقه ای تبدیل کرده است. گرچه آمریکا، انگلیس و کشورهای غربی و نیز سازمان ملل کوشیدند بحران دارفور را درگیری های قومی و قبیله ای و جنگ بین عرب ها و آفریقایی ها و در چارچوب نقض حقوق بشر از سوی حکومت سودان القا کنند و با سوء استفاده از این اهرم فشارهای لازم را بر دولت سودان وارد آورند، ولی به نظر می رسد علل بحران و ریشه های آن فراتر از یک درگیری قومی، قبیله ای و نژادی بر سر مراتع و چراگاه ها و تخریب اراضی آفریقایی های بومی توسط اعراب به هنگام کوچ کردن باشد. در این راستا باید عوامل ژئوپلیتیکی ناشی از انزوای جغرافیایی و سیاسی، تغییرات آب و هوا و مشکلات عدم فراگیری اقتدار دولت مرکزی به نواحی پیرامونی را که از یک الگوی مرکز - پیرامون تبعیت می کند به همراه وسعت زیاد کشور، قلمرو گسترده و نبود پیوستگی بین مسلمانان شمال و نواحی پیرامونی را در این بحران دخیل دانست. منازعه دارفور را می توان در بحران های کنترل و توزیع منابع، بحران هویت و مداخلات خارجی که به بحران مشروعیت منجر شود و در نهایت کاهش قدرت مرکزی تفسیر کرد