هدف پژوهش: در مهرهای مورد مطالعه پوشش های سَر همان کلاه ها وتاج کلاه های شاهان قاجاری است که در سکه ها قابل مشاهده است. مقاله با هدف جستجوی تأثیرپذیری نقوش مهرها از سکه ها و مدال ها به تحلیل و مقایسه ی تصاویر آن ها پرداخته است.
روش/ رویکرد پژوهش: پژوهش با ماهیت و روش تاریخی، توصیفی و تطبیقی، بر پایه ی منابع کتابخانه ای و میدانی به تطبیق نقوش مهرها با سکه ها و مدال های دوره قاجار می پردازد.
یافته ها ونتایج پژوهش: در دوره ی اسلامی نقوش انسانی - که پیش از آن متداول بود - از مهرها و سکه ها حذف شد. به دنبال ضرب تصویر فتحعلی شاه بر سکه ها و رواج سکه های مصور مهرهایی با صور انسانی ظهور یافتند. با مقایسه نقوش مهرها با سکه ها و با توجه به جمع آوری مهرهایی با نقوش انسانی از اسناد نظامیان قاجاری و مشخص بودن پیشه و درجه نظامی آن ها و همچنین معلوم بودن کلاه و لباس سربازان در دوره ی قاجار، نمی توان پوششِ سَر سربازان را که به تاج کلاه های شاهان شباهت دارد، به پیشه ی صاحبان مهرها نسبت داد. درنتیجه فرضیه فرعی پژوهش مبنی بر ارتباط نقوش حیوانات در مهرها با شغل اشخاص مورد تایید نیست، اما فرضیه اصلی پژوهش مبنی بر تأثیرپذیری تصاویر مهرها از سکه ها و مدال های دوره ی قاجار مورد تایید است. تطبیق نقوش نشان داد این تأثیرپذیری در پاره ای از مهرها مستقیم از یک سکه یا مدال و در برخی دیگر متأثر از چند سکه بوده است. در پایان می توان گفت رواج سکه هایی با تصویر شاه علت و انگیزه ای بود تا اشخاص تصاویری شبیه به تصاویر شاهان بر مهرهای خود حک کنند.
علیرغم شکلگیری بنیانهای اولیه اپک گازی، سناریوهای متفاوتی فرا روی آینده عملکرد و میزان تأثیرگذاری آن محتمل است. این نهاد طیفی از کشورها را با منافع متنوع در بر میگیرد. در این راستا، نقش و اهمیت همه اعضاء یکسان نیست. ایران، روسیه و قطر به دلایل مختلف، از جمله دارا بودن حجم ذخایر، از مهمترین بازیگران بازارهای انرژی محسوب میشوند. آینده روابط آنها و راهبرد هر کدام برای تعقیب منافع خود در حوزه انرژی، تأثیر تعیین کنندهای بر قوت و ضعف اپک گازی بر جای میگذارد. پرسشی که در این راستا طرح گردیده، این است که انرژی در چه زمینههایی و چگونه بر روابط ایران، روسیه و قطر تأثیر میگذارد و محتملترین سناریویی فراروی روابط سه کشور در این زمینه چیست؟ ماهیت بازار گاز، مسأله حجم ذخایر، ظرفیت تقاضا، ساخت اقتصاد جهانی و ساختار اقتصاد سیاسی سه کشور از حیث وابستگی به درآمدهای انرژی مهمترین متغیرهای تلقی میشود که در این مقاله از منظر نهادگرایی نئولیبرال در سطح ساختاری، مکانیسم تأثیرگذاری آنها بر رفتار کشورهای مذکور واکاوی میگردد. سپس در چارچوب نظریه بازیها در سطح خرد الگوهای محتمل رفتاری سه کشور در تعامل با یکدیگر سناریوسازی گردیده و این مدعا تعقیب میشود که علیرغم وجود موانع واگرایی بین ایران، روسیه و قطر ، همکاری در حوزه انرژی و در پیش گرفتن رفتار جمعی توسط آنها ، یک الزام ساختاری و نیز، کارکردی میباشد.
شناخت کامل بازار فعالیت های غیرقانونی از جمله تن فروشی دشوار و در مواردی ناممکن است. در عین حال، بدون شناخت ویژگی های بازار پدیده ای مثل تن فروشی نمی توان سیاست های مداخله ای برای پیشگیری، کنترل، یا کاهش آن را طراحی کرد. جامعة آماری پژوهش زنانی هستند که در مناطق 22گانة شهر تهران تن فروشی می کردند. یافته های پژوهش نشان می دهد در بازار تن فروشی تقریباً مثل هر بازار دیگری قواعد عرضه و تقاضا تأثیرگذار و تعیین کنندة بسیاری از عوامل اند، اگرچه توضیح دهندة اصلی ترین علت ها و آثار نیستند. بررسی اجزای درآمد و نوبت های کار روسپیان نشان داد عواملی مثل 1. هزینه ها 2. سن فعلی 3. محل جلب مشتری 4. نرخ هرنوبت رابطة جنسی (عادی) 5. شمار مشتریان و 6. تجربه بر درآمد حاصل از تن فروشی آثار معناداری دارند.
یافته ها نشان می دهد الگوی غالب فعالیت روسپیگری خیابانی در ایران، کار فردی است و به معنای اقتصادی ""بازار"" روسپیگری در این بخش کاملاً شکل نگرفته است. پایین بودن نرخ رشد درآمدها به نسبت تورم، عدم توسعه و سازماندهی و تنوع بخشی به فعالیت ها، پایین بودن قاچاق انسان (زنان خارجی) برای روسپیگری به ایران و عدم امکان و اطمینان سرمایه گذاری مانع شکل گیری بازار تن فروشی مشابه دیگر کشورها شده است. سن ورود به روسپیگری در ایران بین 16 تا 22 سال و بالاتر از معیار جهانی است. همچنین بررسی برخی عوامل بازار از جمله توزیع مکانی و زمانی فعالیت، تعداد متقاضیان، درآمد و هزینه ها و دیگر موارد و مقایسة آن ها با یافته های مطالعات جهانی نشان می دهند که به لحاظ جغرافیایی بازار روسپیگری در شهر تهران در محل های فعالیت تقریباً متمرکز و در مسیر خیابان های اصلی شهر است و از این لحاظ با الگوهای جهانی مشابهت دارد. روزهای پرکار هفته در ایران هم مثل بیشتر تحقیقات مشابه در دیگر کشورها، روزهای پایانی هفته عنوان شده است. اما میزان تقاضا، درآمدها و هزینه ها الگوی متفاوتی دارند. یافته های این تحقیق بر فقرزدایی، به عنوان راهبردی پایدار در کنترل آسیب های اجتماعی و از جمله روسپیگری، تأکید دارد و غفلت از آن را تهدیدی برای شکل گیری و توسعة بازارهای غیرقانونی می داند.
این مقاله تلاشی است برای فهم ذهنیت سوژههای اجتماعی (دانشآموزان) در میانة گفتمانهای مختلف مؤثر (خانواده و مدرسه). پیشفرض مقاله این است که این دو نهاد همسو نیستند، بلکه در سطح اهداف و عملکرد با هم متفاوتاند. در این تحقیق، با روشی تجربی تقاطع این گفتمانها در مدرسه بررسی میشود. به این منظور با 30 دانشآموز، 5 نفر از اولیای مدرسه و 15 نفر از والدین مصاحبة کیفی انجام شده است. میتوان دید که دو گفتمان خانواده و مدرسه در 4 مؤلفة تحصیل، مذهب، پرورش سیاسی و انضباط در مقابل یکدیگر قرار میگیرند. هر کدام دانشآموز را در تملک خود میداند و سعی میکند در زمان و مکان تحت سیطرة خودش، به ذهنیت دانش آموزان مطابق با آرمانهای خویش شکل دهد. بدین ترتیب گاه در سطح اهداف و گاه در سطح عملکرد بین آنها تنش وجود دارد. این تنش موجب میشود هویت دانشآموز به مواضع گوناگونی فراخوانده شود. مهمترین علت تفاوت مدرسه و خانواده در درجة استقلال آنها از گفتمان دولت است.
در این مقاله با طرح مفهوم «انگاره اجتماعی» و «نظریه اجتماعی» و بیان نسبت میان آن ها تلاش میشود تاریخ اندیشه اجتماعی معاصر ایران مورد بازخوانی انتقادی قرار گیرد. آنچه اندیشه اجتماعی دوران معاصر ایران را از پیش از آن متمایز میسازد، واردشدن تأملاتی نظاممند درباره «امر اجتماعی» است که بسیار متفاوت با اندیشههای اجتماعی پیشین در تاریخ اندیشه ایران بوده و به همین اعتبار از آن با عنوان «نظریه اجتماعی» نام برده میشود. نظریه اجتماعی حدود یک سده پیش، از غرب و توسط اندیشهورزان ایرانی و از راه ترجمه وارد فضای بیناذهنی ایرانیان شده است؛ فضایی که مختصات آن با کمک مفهوم «انگاره اجتماعی» ترسیم خواهد شد. در این مقاله تلاش میشود تا به نسبت میان نظریه اجتماعی و انگاره اجتماعی معاصر ایران پرداخته شود.
نظریه اجتماعی محصول لحظهای است که امر اجتماعی موضوع تفکر واقع شد و از این رو است که در توضیح نظریه اجتماعی توجه به این لحظه ضروری است؛ لحظهای که امری به عنوان امر اجتماعی متمایز میشود و در استقلال خود مورد تأمل نظاممند قرار میگیرد. هر نظریه اجتماعی درباب یک امر اجتماعی زمانمند و مکانمند است و بدین ترتیب میکوشد آن امر اجتماعی را به روشی معلوم و مشخص بفهمد. انگاره اجتماعی شیوه اى است که توسط آن افراد جامعه خود را در تاریخ جاى مى دهند تا انتظارات معطوف به آینده، میراث سنتهاى گذشته و ابتکاراتشان را در زمان حال به یکدیگر پیوند بزنند. انگاره اجتماعی تنها مجموعهای از ایدهها نیست، اما از ایدهها برساخته شده است و در فضای بیناذهنی افراد جامعه جریان دارد و افراد به کمک آن به معنابخشی اعمال خود و جامعه در کلیت آن دست میزنند.
دوران معاصر تاریخ ایران، دوران مواجهه انگاره اجتماعی ایرانیان با انواع نظریههای اجتماعی سنتهای مختلف غربی است. نظریههایی که در کوشش برای توضیح دادن امر اجتماعی زمانمند غرب تدوین شدهاند توسط اندیشهورزان ایرانی وام گرفته میشوند تا امر اجتماعی اکنون ایران را به فهم درآورند. این وامگیری با قطع ارتباط میان حیات ذهنی و حیات اجتماعی، توهم توضیح و تبیین حیات اجتماعی را ایجاد کرده و در این مقاله به پیامد این وامگیری که در قالب اندیشه اجتماعی معاصر ایران قابل پیگیری است، برای انگاره اجتماعی معاصر ایران پرداخته میشود. بازخوانی انتقادی این اندیشه میتواند با به دست دادن توضیحی از وضعِ حالِ اندیشه اجتماعی به طور خاص و انگاره اجتماعی به طور عام، راه را برای گذار به تدوین نظریه اجتماعی ناظر بر امر اجتماعی اکنون ایران هموار گرداند.
این مقاله درصدد است تا در چارچوب نظریه بازنمایی، نحوه انعکاس برخی نارضایتیهای منجر به انقلاب اسلامی را در رمان های انتشار یافته پس از انقلاب، در قالب بررسی کمّی و استقرایی، شناسایی کند. در این پژوهش، با استفاده از روش و تکنیک تحلیل محتوا، رمان های «قطار57»، «اسماعیل»، «فصل کبوتر»، «جزیره سرگردانی» و «ساربان سرگردان» بررسی شده است. نمونه گیری از نوع احتمالی سیستماتیک و واحد تحلیل در این بررسی، پاراگراف است.
امام راحل برای مقام مرجعیت احترام و جایگاه بینظیری در توفیق رهبری انقلاب اسلامی و موفقیت آن در بسیج عمومی مردم در راستای اهداف متعالی نهضت قائل بوده و به همین دلیل پس از متعین شدن مقام مرجعیت خویش، به صحنه رهبری نهضت وارد شدند و در طول دوران رهبری مزبور نیز همواره با تکریم، احترام و تنبُّه بخشی به مراجع به دنبال مشارکت بخشی سیاسی و همسو کردن آنها در مسیر انقلاب اسلامی بودند و به غیر از استثنایی همانند آیت الله شریعتمداری، رئوس مراجع علیرغم امکان وجود اختلاف هایی در اجتهاد فقه سیاسی و انتخاب سطح و نوع مبارزه، با لبیک به امام(ع)، با جریان انقلاب اسلامی و رهبری امام+ همسو و در حد توان خویش، مددکار این دو بوده اند.
هدف از این پژوهش بررسی تحلیلی جامعه شناسی تاریخی ساختار قدرت در ایل بختیاری از عصر قاجار تا انقلاب اسلامی است.
روش / رویکرد پژوهش: این مقاله با روشی توصیفی و تحلیلی بر پایه منابع کتابخانه ای و پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنان به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته است.
یافته ها و نتایج: یافته ها نشان می دهد که ایل بختیاری یکی از ایلات بزرگ جنوب ایران بوده است که در طول تاریخ خود، فراز و فرود بسیاری داشته و نقش مهمی در تاریخ ایران و تحولات این کشور ایفا نموده است. ساختار اجتماعی سیاسی بختیاری ها از الگوی خاصی پیروی نموده است و در طول تاریخ دچار تغییر گردیده است، قدرت در بختیاری بر خلاف جوامع عشایری دیگر از سطوح و لایه های مختلفی تشکیل شده بود. اگرچه در گذشته خوانین در راس ساختار سیاسی و کلانتران، کدخدایان و ریش سفیدان به ترتیب بعد از آنها قرار داشتند، اما با قدرت گرفتن دولت مرکزی و گسترش پاسگاههای نظامی به تدریج از قدرت خوانین کاسته شد و ساختار سیاسی بختیاری ها دچار تغییر گردید، به طوری که امروز خوانین در ساختار قدرت بختیاری ها جایگاهی ندارند.
مهار سیلاب و استفاده بهینه از آن و تغذیه مصنوعی آبخوان ها از مهم ترین اهداف مورد نظر در سامانه های پخش سیلاب در مناطق خشک و نیمه خشک است. هدف از انجام این مطالعه نیز انتخاب بهترین مکان های پخش سیلاب در دشت کاشان با استفاده از تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره و روش تحلیل سلسله مراتبی است. برای انجام این مطالعه ابتدا این 8 پارامتر به منظور مکان یابی عرضه های مناسب پخش سیلاب انتخاب شدند: شیب زمین، کاربری اراضی، حجم رواناب، واحدهای کواترنر، ضخامت ناحیه غیراشباع آبرفت، ضریب نفوذپذیری، ضریب ذخیره و کیفیت شیمیایی آب زیرزمینی. سپس با بهره گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی، نقشه های مربوط به هر کدام از پارامترها تهیه شدند. در مرحله بعد، با استفاده از روش AHP، اهمیت عوامل مختلف در مکان یابی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج حاصل از بررسی وزن نسبی معیارها نشان داد که فاکتور حجم رواناب با دارا بودن وزنی معادل 37 درصد مهم ترین عامل به شمار می آید. پارامترهایی چون واحدهای کواترنر، شیب، ضخامت غیراشباع لایه آبخوان، نفوذپذیری، ضریب ذخیره، کیفیت آب و کاربری اراضی به ترتیب با وزن های نسبی 23/0، 16/0.، 094/0، 061/0، 039/0، 025/0، 018/0 اولویت های دوم تا هشتم را دارند. سرانجام نیز با توجه به نقشه پهنه بندی نهایی پخش سیلاب، سه اولویت برای مکان های آن در دشت کاشان تعیین شد. نتایج حاصل از بررسی آنالیز حساسیت با استفاده از روش های عملکرد و دینامیک نشان داد که در دامنه (10-) تا (10+) درصد تغییرپذیری در وزن معیارها، تغییرات چندان محسوسی در اولویت معیارها و زیرمعیارها رخ نداده است و حساسیت پذیری ها زیاد نیست. به بیان دیگر، با تغییرپذیری مذکور می توان گفت که تغییرپذیری در اولویت مکان های نهایی رخ نداده است، این یافته حاکی از اهمیت معیار رواناب با توجه به دامنه ذکر شده، در مقایسه با دیگر معیارها در انتخاب مکان های مناسب پخش سیلاب در دشت کاشان است؛ و بعد از آن معیارهای واحدهای کواترنر و شیب نقش تعیین کننده ای در این زمینه دارند.