در این پژوهش به کمک داده های روزانه ی دمای کمینه، بیشینه و میانگین درون یابی شده ی پایگاه داده ی اَسفَزاری ، تغییرات 6 شاخص اقلیمِ کشاورزی در ایران طی دوره ی 1962-2004 بررسی شد. در ابتدا برای هر کدام از یاخته ها، میزان شاخص برآورد شد و سپس به کمک روش ناپارامتری من- کندال و روش پارامتری رگرسیون خطی، معنی داری روند و نرخ آن محاسبه شد. بطور کلی نتایج این پژوهش بیانگر روند افزایشی این شاخص ها بر روی مناطق پست و کم ارتفاع ایران است. درحالیکه بر روی بلندیها و ارتفاعات بصورت پراکنده روند شاخص ها منفی است. شروع دوره ی رشد(SGS ) زودتر آغاز می شود و پایان دوره ی رشد( EGS) همراه با تأخیر است. همین امر منجر به افزایش طول دوره ی رشد(GSL ) در ایران شده است. شروع زودرس دوره ی رشد سهم بیشتری در افزایش طول دوره ی رشد دارد.
در سال های اخیر از تعداد دانش آموزانی که سفرهای خود به مدرسه را به روش پیاده روی و دوچرخه سواری انجام می دهند، کاسته شده، در حالیکه استفاده از روش های فوق مزایای مهمی برای دانش آموزان و سلامت کل اجتماع دارد. ادامه این روند ضمن ایجاد مشکلاتی در حوزه های اجتماعی، باعث افزایش تردد وسایل نقلیه شخصی به خصوص در ساعات اوج صبح بوده و برخلاف معیارهای پایداری شهر است. مبنای نظری تحقیق حاضر، نظریه رشد هوشمند شهری است. فرضیه تحقیق این است که با کاهش مسافت خانه تا مدرسه، افزایش تراکم جمعیتی در سطح منطقه و کاهش سطح برخورداری مناطق شهری، نسبت دانش آموزانی که در سفرهای آموزشی خود شیوه پیاده روی یا دوچرخه سواری را انتخاب می کنند، افزایش می یابد. دراین پژوهش روش تحقیق توصیفی- تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته است. برای گردآوری اطلاعات اسنادی، با استفاده از روش های کتابخانه ای از اطلاعات موجود در شهرداری مشهد، سازمان حمل و نقل و ترافیک مشهد، سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی، وزارت راه و شهرسازی و سایر نهادهای دخیل استفاده شده و همچنین مطالعات میدانی با استفاده از پرسشنامه جهت تکمیل اطلاعات موجود و تشکیل و تصحیح لایه های اطلاعاتی انجام شده است. جهت تحلیل جغرافیایی نتایج بدست آمده نیز از نرم افزار GIS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد به طور کلی در مناطق شمال، شمال شرق و شرق مشهد (مناطق محروم) تمایل استفاده از شیوه پیاده روی برای انجام سفرهای دانش آموزی بیشتر از نواحی مرکزی و غربی شهر (مناطق برخوردار) می باشد. همچنین در مناطق محروم شهر، طول متوسط مسافت پیاده روی دانش آموزان بیشتر از نواحی برخوردار است. در پایان راهکارهایی برای افزایش سفرهای دانش آموزی به شیوه پیاده روی و دوچرخه سواری ارائه شده است.
طنزهای سیاسی و اجتماعی در مطالعات تاریخ سیاسی و اجتماعی، و بررسی خردورزی و خردستیزی آبشخوری پرشور و خروش از عواطف انسان های ظریف و حساس است. این گونة ادبی ابزاری مؤثر برای تحول آفرینی و اصلاح کژی ها و ناراستی هاست. طنزهای اجتماعی و انتقادی را می توان در پیوند با امر عقلانیت و به نوعی جامعه پذیری و مشارکت در روند رو به رشد حرکت اجتماعی و مردم سالاری دانست. با بازشناسی طنز به منزلة گونة ادبی تأثیرگذار در گفتمان انتقادی، می توان گامی به تحلیل جامعه شناسی ادبی نزدیک شد. طنزنویسان با بهره گیری از شگردهای ادبی انتقادات پوشیدة خود را مطرح می کنند و در مسئولان جامعه و مردم به خصوص نخبگان تأثیر می گذارند. طنزهای سیاسی کیومرث صابری، که از 1363 در ستون «دو کلمه حرف حساب» روزنامة اطلاعات چاپ می شد، نمونة برجسته ای از این گونه طنز و از جهاتی درخور تأمل است. در این مقاله، چگونگی استفادة او از کنایه در خلق تصاویر طنزآمیز نشان داده شده است. کنایه در طنزهای نخستین صابری کم تر است؛ ولی با گذشت زمان، به سبک نگارش صابری تشخّص بخشید و از عناصر شکل دهندة سبک شخصی او شد.
داروغه از مناصب حکومتی است که از دوره تیموری تا پایان عصر قاجار، در قالب اشکال مختلف چون داروغه دفترخانه، داروغه ایلات و داروغه شهر وجود داشت. این منصب از دوره تیموری تا قاجار، به تناوب دارای اختیارات سیاسی و قضایی شد. داروغه به عنوان حاکم شهر یا ایالت، معمولاً با مقوله نظم و امنیت عمومی جامعه در ارتباط بود. این منصب در دوره قاجار تا پایان عصر ناصری (1212 تا 1313ق/1۷96 تا 1۸96م) همچنان نقش اساسی، در تامین نظم و امنیت عمومی جامعه داشت. در این مقاله برآنیم تا به این پرسش بپردازیم که در این دوره، داروغه از چه ساختاری برخوردار بود؟ کارکردهای این منصب، تا چه اندازه در تداوم کارکردهای پیشین بود و تا چه میزان این کارکردها دچار دگرگونی شد؟برای پاسخ به پرسش های فوق تلاش کرده ایم به روش توصیفی تحلیلی و بر پایه منابع کتابخانه ای و آرشیوی، به بررسی تحولات منصب داروغه در دوره قاجار بپردازیم. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد در این دوره در مقایسه با ادوار پیش، منصب داروغه از نظر ساختار و محتوا دچار تغییر شد و تا حد چشمگیری تنزل یافت؛ اما اهمیت و نفوذ خود را در امور عمومی نظم و امنیت جامعه که مهم ترین کارکرد آن بود، حفظ کرد. داروغه از اواخر دوره ناصری به تدریج با تنزل جایگاه مواجه شد. علت این امر شتاب گیری روند نوسازی و تجدد متاثر از غرب و ورود برخی نهادهای نظامی جدید تامین کننده نظم عمومی بود؛ سرانجام نیز در سال های پایانی دوره قاجار و آغاز عصر پهلوی به کلی از میان رفت.
هدف اصلی این مقاله بررسی تأثیر محیط های تورمی بر درجه عبور نرخ ارز در ایران طی سال های (1389- 1355) می باشد. به این منظور، ابتدا با استفاده از مدل مارکوف- سوئیچینگ محیط های تورمی بالا و پایین استخراج می شود، سپس با استفاده از آزمون هم انباشتگی جوهانسون- جوسیلیوس تأثیر محیط های تورمی به همراه تأثیرگذاری متغیرهای هزینه نهایی شرکای تجاری، درجه باز بودن اقتصاد و نرخ ارز مؤثر اسمی بر شاخص قیمت کالاهای وارداتی مورد بررسی علمی قرار گرفته است. یافته های تجربی تحقیق نشان می دهند که در اقتصاد ایران درجه عبور نرخ ارز ناقص اند و محیط های تورمی تأثیر نامتقارن بر درجه عبور نرخ ارز بر قیمت واردات داشته است، به طوری که در محیط های تورمی بالا درجه عبور نرخ ارز بیشتر از محیط تورمی پایین می باشد، همچنین نتایج نشان می دهد متغیر هزینه نهایی شرکای تجاری تأثیر مثبت و معنادار و متغیر درجه باز بودن اقتصاد تأثیر منفی و معناداری بر شاخص قیمت کالاهای وارداتی دارند.
لین رادر بیکر درصدد است که آموزهرستاخیز در مسیحیت را با ماده گرایی سازگار کند. او مدعی است که با تکیه بر نظریه تقوّم به عنوان یک نظریة مادی انگارانه، می توان تبیین کلامی و فلسفی شایسته ای از کیفیت زندگی پس از مرگ ارائه کرد. بیکر، به جای ارائه تبیین فلسفی از نسبت حیات ذهنی با بدن اخروی، به شیوه ای متکلّمانه، رستاخیز را فعل اعجازی خدا می داند. یکی از لوازم نظریه تقوّم، عدم اهمیت این همانی عددی بدن دنیوی و اخروی است. در حالی که به نظر می رسد بدون در نظر گرفتن این همانی بدن دنیوی و اخروی، نمی توان تبیین معقولی از امکان حیات پس از مرگ ارائه کرد؛ زیرا علاوه بر این که انسان یک حقیقت نفسانی جسمانی است، بین نفس و بدن هر شخص، رابطه ضروری، و نه امکانی، برقرار است. در مقام مقایسه، ملاصدرا استمرار وجودی شخص دنیوی و اخروی را با توسّل به وحدانیّت نفس (در عین پذیرفتن بدن های مختلف) توضیح می دهد؛ به طوری که نفس ناطقه، در هر مرتبه به نوعی ماده تعیّن می بخشد و با توجه به حرکت جوهری، بدن دنیوی و اخروی، دو جنبه از یک واقعیت واحد اما ذومراتب هستند.
ملاصدرا، علم را در شمار صفات حقیقی ذات الاضافه دانسته و بر اساس اصل سنخیت، با شناخت صفت علم در انسان و رفع نواقص آن، همان معنا را در جهت کمال به خداوند نسبت داده است. یعنی همان گونه که در انسان، علم صفتی اضافی و نیازمند معلوم است، در خداوند نیز بر همین شاکله است؛ اما بدون جهات نقص. پس از پذیرش این مطلب، با توجّه به قواعدی چون «اتّحاد عاقل و معقول» و «بسیط الحقیقه کلّ الاشیاء»، صدرا دیدگاه خود دربارة علم الاهی را در نظریة «علم اجمالی در عین کشف تفصیلی» ارائه کرد. این نظریه با اشکالاتی مواجه است، از جمله: اضافی بودن علم؛ عدم تبیین علم خداوند به معدومات، ممتنعات و نحوة تعلق علم الاهی به جزئیات قبل از ایجاد تفصیلی اشیاء؛ قبول اتحاد عالم و معلوم در خداوند بر اساس علم حضوری؛ کل الأشیاء بودن حقّ تعالی؛ و ذومراتب دانستن ذات الاهی به دو مرتبة اجمال و تفصیل. در مقابل، روایات اسلامی، به منظور شناخت و تبیین علم الاهی، تقریر بدیعی از نظریة «علم بلا معلوم» را مطرح کرده اند. جهات رجحان این نظریه، در قید «بلا معلوم» نهفته است که اضافی بودن صفت علم را نفی می کند. نتیجة مهمی که در این نظر بدست می آید، عدم تقیید و تحدید علم الاهی به معلوم می باشد، که کاشفیّت اتمّ این علم را در پی دارد.
اهداف: سواد اطلاعاتی از اساسی ترین نیازهای زندگی در جامعه اطلاعاتی است . از سوی دیگر، یکی از عواملی که افراد را در دسترسی به اطلاعات کمک می کند، مهارت تفکر انتقادی است که گسترش آن یکی از مهم ترین اهداف آموزش پزشکی در عصر فناوری به شمار می آید. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه تفکر انتقادی با سواد اطلاعاتی در بین دانشجویان رشته های پزشکی بود.
روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، 150 نفر از دانشجویان که در سال تحصیلی 92-1391 در دانشگاه علوم پزشکی شیراز مشغول به تحصیل بودند به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسش نامه تفکر انتقادی کالیفرنیا ""فرم ب"" و پرسش نامه محقق ساخته سواد اطلاعاتی مورد استفاده قرار گرفت. پایایی پرسش نامه تفکر انتقادی با روش کودر- ریچاردسون 69/0 و پایایی پرسش نامه سواد اطلاعاتی با روش آلفای کرونباخ 79/0 تعیین شد. برای بررسی روایی هر دو پرسش نامه نیز از روایی صوری با نظر متخصصان استفاده شد. داده های به دست آمده به کمک نرم افزار SPSS 19 و با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین میانگین نمرات تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی رابطه معنی دار وجود داشت. همچنین رابطه زیرمولفه های ارزش یابی، استنباط، تحلیل، استدلال قیاسی و استدلال استقرایی با سواد اطلاعاتی مستقیم و معنی دار بود.
نتیجه گیری: بین مهارت تفکر انتقادی و زیرمولفه های آن با سواد اطلاعاتی رابطه مستقیم وجود دارد. بنابراین ارتقای مهارت سواد اطلاعاتی در دانشجویان رشته های علوم پزشکی به فرآیند تفکر انتقادی وابسته است.
اثیرالدین ابهری را رساله ای است که در نسخه شناسی ها با نام «ثمانی عشرة مسئلة فی الکلام» یا «المسائل» شناسانده شده است، ولی برپایه یافته ما نام اصلی آن «تحریر الدلائل فی تقریر المسائل» است. این رساله، که گویا تنها نوشته کلامیِ تاکنون شناخته شده اوست، دربردارنده هجده مسئله کلامی ا ست که بیش وکم با بیست مسئله ای که غزالی در تهافت الفلاسفة پیش می کشد همخوانی دارند. ابهری در بیش ترِ این مسئله ها از مکتب اشعری در برابر فیلسوفان و معتزلیان دفاع می کند. در این نوشتار، «تحریر الدلائل» را بر اساس گواهی ابن تیمیه، سبک نویسندگی ابهری، و اندیشه های فلسفی او، اصالت سنجی کرده؛ و برپایه نسخه های خطّی راغب پاشا 1461، مجلس شورا 1830، و آیت اللّه مرعشی 59/35، که گویا هر سه در قرن یازدهم هجری کتابت شده اند، به شیوه بینابین تصحیح کرده ایم.
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف ارزیابی میزان اثربخشی آموزش شناختی-رفتاری گروهی بر دلبستگی، نگرش های ناکارآمد و میزان سازگاری زناشویی افراد متاهل انجام شد.
روش کار: شرکت کنندگان این کارآزمایی بالینی، 16 نفر از متاهلین با سبک دلبستگی ناایمن و سازگاری زناشویی پایین بودند که به صورت در دسترس از مراجعین به مجتمع بهداشتی-درمانی شهرداری مشهد در سال 1390 انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 8 نفره ی آزمون و شاهد قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه با مقیاس های سبک های دلبستگی بزرگسالان کالینز و رید (RAAS)، سازگاری زناشویی لاک و والاس (LWMAS) و مقیاس نگرش های ناکارآمد (DAS) ارزیابی شدند. گروه آزمون در 8 جلسه ی هفتگی گروه درمانی شناختی-رفتاری (2 ماه) در مجتمع بهداشتی-درمانی شهرداری مشهد شرکت کردند. گروه شاهد نیز هم زمان تحت 8 جلسه آموزش مهارت های زندگی قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های مک نمار، تحلیل کوواریانس یک سویه و تی گروه های مستقل با کمک نرم افزارSPSSتحلیل شدند.
یافته ها: آموزش شناختی-رفتاری گروهی باعث کاهش معنی دار نگرش های ناکارآمد (001/0P<) و اضطراب و افزایش میزان وابستگی در روابط می شود و
می تواند به بهبود سبک دلبستگی بینجامد (005/0P<). هم چنین تعداد بیشتری از افراد گروه آزمون در مقایسه با گروه شاهد به سازگاری زناشویی رسیده اند. درصد بهبودی آزمودنی های گروه آزمون در تمام متغیرهای پژوهش بیشتر از درصد بهبودی آزمودنی های گروه شاهد بود.
نتیجه گیری: آموزش شناختی-رفتاری گروهی به عنوان یک رویکرد درمانی
می تواند در تغییر میزان وابستگی،اضطراب، نگرش های ناکارآمد و سبک های دلبستگی زوجین، موثر باشد.
موضوع بررسی حاضر، شناخت رابطه بین اعتماد و ابعاد آن به عنوان یکی از مهمترین دغدغه های بشری و وفاق اجتماعی منتهی شونده به نظم اجتماعی است. ویژگی های اجتماعی و قومیتی جامعه مورد بررسی و وجود خرده فرهنگ های قبیله ای و طایفه ای، لزوم دقت به وفاق و همبستگی اجتماعی در این جامعه را ضروری می سازد. چارچوب نظری این پژوهش بر نظریه نوین اشتومکا استوار است. در این تحقیق وفاق اجتماعی با چهار مؤلفه یا ارزش عام گرایی، عدالت گرایی، دینداری و وفاداری به میهن، اعتماد نیز در سه بعد اعتماد بین شخصی، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی سنجش شده اند. به منظور سنجش صحیح تر، متغیر میانجی هویت ملی و متغیرهای زمینه ای نیز در این تحقیق دخالت داده شده اند. روش تحقیق پیمایش و داده ها با استفاده از ابزار پرسشنامه در بین حجم نمونه 385 نفر از ساکنان 20 سال و بالاتر شهر گنبد کاووس واقع در استان گلستان انجام گرفته است. نتایج تحلیل آماری نشان داد که بین اعتماد و وفاق اجتماعی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین ابعاد اعتماد در سه بعد اعتماد بین شخصی، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد نهادی و نیز متغیر میانجی هویت ملی با وفاق اجتماعی نیز رابطه مثبت و معناداری دیده شده است. یافته های حاصل از تحلیل داده ها نشان می دهد که از بین ابعاد اعتماد، بعد نهادی آن بیشترین رابطه و قدرت تبیین کنندگی متغیر وابسته را داراست.
امروزه گسترش بیش از حد شهرها باعث بوجود آمدن مشکلات زیست محیطی، اقتصادی و اجتماعی – روانی بسیاری از جمله: آلودگی هوا، از بین رفتن اراضی کشاورزی و افزایش هزینه حمل و نقل شده است. شهر اردبیل نیز به دلیل مسائل اقتصادی و سیاسی رشد گسترده ای را بخصوص در دهه های اخیر تجربه کرده است. اهداف این تحقیق ابتدا بررسی علل رشد و گسترش شهر اردبیل به تفکیک محلات در دهه های اخیر و سپس تعیین مناسب ترین روش برای اکتشاف فضایی و عقلانیت توزیع فضایی است. داده های مورد نیاز برای این پژوهش از سرشماری های عمومی نفوس و مسکن طی سال های 1385- 1335، طرح جامع و همچنین برداشت های میدانی جمع آوری شده است. با توجه به ماهیت موضوع و اهداف تحقیق رویکرد حاکم بر فضای پژوهش تحلیلی- توصیفی است، اگر چه در این تحقیق از سایر روش ها همچون همبستگی نیز استفاده شده است. به منظور شناخت شکل این شهر و بررسی میزان کمیت آن(پراکنش از فشردگی) از روش، درجه تجمع(با استفاده از ضرایب موران جهانی و محلی) استفاده گردیده است. نتایج حاصل از موران جهانی و محلی بیانگر این مساله است که هرچند در سال 1385 نسبت به 1375 محلات مرکزی از نظر جمعیت و تعداد شاغلین فشرده و متمرکزند، اما پراکنش افقی شهر افزایش یافته و در واقع شهر به سمت گستردگی بیشتر پیش می رود. در این راستا لازم است شهرداری از گسترش بیشتر شهر و ساخت و سازها بر روی زمین های کشاورزی ممانعت به عمل آورده و جهت توسعه ی مناسب شهر را بر اساس طرح جامع و رشد درون شهری هدایت کند و شهر را به سوی فشردگی همراه با پایداری و کیفیت زندگی در محلات شهری رهنمون شود.
یکی از مقولات بنیادین در اندیشه معاصر، کرامت انسان است. نوشتار حاضر پس از معناشناسی کرامت انسان در نظام معنایی قرآن، می کوشد به آیاتی که به نتایج و لوازم کرامت انسان در گفتمان قرآن اشاره شده است، بپردازد و از منظر آیات متعدد در حوزه کرامت انسان، به لوازم کرامت انسان دست یابد. از آنجا که نتایج و لوازم کرامت انسان امروزه با مباحث حقوق بشر رابطه ای ناگسستنی یافته است، تحلیل و تبیین آن در چارچوب قرآن کریم امری ضروری است. این مقاله با ژرف کاوی در لوازم کرامت انسان، به حق حیات، حق آزادی (آزادی در انتخاب، آزادی بیان، آزادی تشکیل اجتماعات و آزادی اندیشه)، حق برخورداری از عدالت و نیز تساوی در برخورداری از امتیازهای اجتماعی برای همه انسان ها دست یافته است.
در سده اخیر، ظهور موج اصلاح گری و نواندیشی دینی با رویکرد بازگشت به قرآن، فصل جدیدی در تفکر دینی، مطالعات قرآنی و تفسیر قرآن کریم گشوده است. آن چه این دوره را متمایز می کند ظهور رویکردهای نوین به دین و تفسیر قرآن است. در این میان جریان «التقاط» به ویژه در ایران تأثیر به سزایی در اندیشه دینی، تفسیر و مطالعات قرآنی داشته است. این مقاله به تبارشناسی التقاط و بررسی اشکال دگرگونی آن می پردازد. ازاین رو ابتدا با ارائه تعریفی روشن از التقاط، پیشینه و زمینه های آن تبیین می گردد. سپس با ارائه مصادیق آشکار، روزنه های نفوذ التقاط در نواندیشی دینی و تفسیر قرآن، نمایانده و در نهایت به دسته بندی و معرفی کوتاه سه جریان اصلی التقاط در سده اخیر ایران پرداخته می شود. به این امید که بتوان با نقد و بررسی جریان التقاطِ مطرود و تفکیک آن از نوآوریِ مطلوب، از یک سو حربه اتهام التقاط را در برابر نوآوری روشمند ناکارآمد کرد و از سوی دیگر به روند شتاب آمیز مطالعات قرآنی و اشتیاق روز افزون به تفسیر قرآن، کمک نمود تا محققان، قرآن پژوهان و مفسران جوان، ناخواسته در دام التقاط های نوین و نهان گرفتار نشوند.
خداوند متعال در آیات متعددی از قرآن کریم اهمیت دریا را بیان فرموده است. نظر به اینکه بیش از 2500 کیلومتر از مرزهای کشور را آب دریاها فراگرفته است، لزوم توجه به هدایت های قرآن درباره دریا، وظیفه ای مهم تلقی می گردد، ضمن آنکه حیات بشر بستگی تام به شناخت و بهره گیری صحیح از این منبع خدادادی دارد. واژه «بحر» به معنای دریا به صورت صیغه مفرد در 32 آیه از قرآن آمده است. واژه «بر» به معنای خشکی نیز به صورت صیغه مفرد در 12 آیه از قرآن باز آمده است. در این مقاله ابتدا نسبت این آیات با تناسب خشکی به دریا اثبات می گردد، سپس سایر یافته های جدید در علم مهندسی دریا با آیات قرآن کریم تطبیق داده شده و شواهد لازم برای حمایت این نظریه که حقایقی در قرآن درباره علوم جدید به ویژه شگفتی های دریاها و اقیانوس ها موجود است، ارائه می گردد. همچنین امکان علمی آتش گرفتن دریاها، چگونگی یکی شدن دریاها، مانع بین دو دریا، تاریکی در اعماق دریا، جریانات جزر و مدی و سایر جریان ها و امواج دریایی مورد بحث قرار گرفته است.