محمد محمدزاده دوگاهه

محمد محمدزاده دوگاهه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

اجتماع پذیری فضای مابین کلاس ها در مدارس، مبتنی بر نحو فضای معماری (مدارس معرفی شده توسط سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اجتماع پذیری چیدمان مدرسه کلاس دسترسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۸
طراحی مناسب فضا، تعاملات اجتماعی دانش آموزان را افزایش داده و به تسهیل یادگیری کمک می کند. مدل چیدمان کلاس ها بر سازمان دهی فضاهای آموزشی و اجتماع پذیری فضا تأثیرگذار است. موقعیت کلاس ها، ارتباطات فضایی و دسترسی به نواحی باز بین کلاس ها می تواند به افزایش تعاملات اجتماعی و فعالیت های گروهی کمک کند. امروزه آموزش فقط در محدوده کلاس اتفاق نمی افتد و توجه به ویژگی های محیطی می تواند تأثیر زیادی در یادگیری دانش آموزان داشته باشد. به همین علت ضروری است کالبد مدارس تغییر کند و با نیازهای آموزشی هماهنگ شود. هدف از پژوهش حاضر، تحلیل انواع چیدمان کلاس ها بر میزان اجتماع پذیری فضای دسترسی بین آن هاست. روش تحقیق از نوع توصیفی تحلیلی بوده و با کمک روش کمّی به تحلیل اجتماع پذیری فضاهای دسترسی بین کلاس پرداخته شده است. داده ها به صورت کتابخانه ای جمع آوری و برای تحلیل اجتماع پذیری فضاهای دسترسی، از روش نحو فضا و رتبه بندی چندمعیاره تاکسونومی استفاده شده است. به این صورت که ابتدا پلان مدارس در نرم افزار Depthmap تحلیل و سپس با استفاده از تاکسونومی عددی ترکیب شده اند. درنهایت، تحلیل فضایی نقشه ها در ArcGIS برای نمایش سطح اجتماع پذیری فضاهای ارتباطی بین کلاس ها انجام شده است. نتایج نشان داد چیدمان های مختلف کلاس ها بر اجتماع پذیری فضاهای دسترسی تأثیرات متفاوتی دارند. چیدمان مربع، با یکپارچگی بالا، بیشترین اجتماع پذیری را دارد، اما تنوع عملکردی کمتری ارائه می دهد. چیدمان های پراکنده و H شکل با راهروهای وسیع تر، فضای پویاتر و متنوع تری را فراهم می کنند، که به تعاملات بیشتر کمک می کند. چیدمان کلاس ها با توجه به نیازهای گروه های سنی مختلف می تواند طراحی شود. مثلاً چیدمان مربع به دلیل اجتماع پذیری بالا و نظارت آسان، برای مقاطع ابتدایی که کودکان نیاز به حمایت بیشتری دارند، مناسب است. درمقابل، چیدمان پراکنده با ایجاد فضاهای متنوع و آرام، برای مقاطع دبیرستانی که نیاز به فعالیت های متنوع و تمرکز بیشتر دارند، گزینه بهتری محسوب می شود.
۲.

نقش محیط و معیشت در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۶
مقدمه: بررسی نقش محیط و بوم در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش موضوع این تحقیق می باشد، اهمیت این موضوع به این سبب است که به نظر می رسد هنوز تحقیق کافی در مورد معماری این منطقه صورت نگرفته است. هدف: هدف این پژوهش شناخت چگونگی تاثیر محیط و معیشت در معماری خانه ها است. پرسش اصلی این تحقیق این است که نقش عوامل محیطی و نوع معیشت در شکل گیری خانه های این منطقه چه بوده است؟ روش شناسی تحقیق: از روش تحقیق توصیفی و تحلیلی استفاده شده است و گردآوری داده ها به صورت میدانی و اسنادی بوده است. متغیر مستقلِ پژوهش، محیط و شیوه های معیشت و متغییر وابسته آن معماری خانه های بومی تالش می باشد. جامعه آماری تحقیق منطقه تالش و روش نمونه برداری سهمیه ایی است. قلمرو جغرافیایی پژوهش: منطقه شامل شهرستان های آستارا، تالش، ماسال، رضوانشهر و بخش هایی از شهرهای شفت، فومن و صومعه سرا در غرب استان گیلان مانند ماسوله، ماکلوان، گشت، امام زاده ابراهیم،... و بخش هایی از شهر های نمین و خلخال در استان اردبیل و شهرهای آستارا، لنکران، ماساللی، جلیل آباد، لریک، یاردیملی و سالیان در جمهوری آذربایجان است یافته ها و بحث: نتایج تحقیق نشان می دهد که تنوع فضاها، ایوان، تلار باز و فضاهای متخلخل لایه بیرونی برای نفوذ هوا به داخل، از ویژگی های خانه های جلگه است امّا در کوهپایه و کوهستان چنین نیست. تعداد فضاهای خدماتی بیرونِ بنای اصلی در حوزه کوهپایه به ترتیب بیشتر از جلگه و کوهستان ولی گستردگی و مساحت آن ها در محوطه خانه های جلگه بیشتر از کوهپایه و کوهستان است. میانگین مساحت طبقه همکف به کل در خانه های جلگه به ترتیب بیشتر از کوهستان و کوهپایه ولی میانگین مساحت ایوان در همکف و فضاهای طبقه اول در جلگه به ترتیب بیشتر از کوهپایه و کوهستان و میانگین مساحت فضاهای دامی و انبار در کوهستان به ترتیب از جلگه و کوهپایه بیشتر است.
۳.

نقش فرهنگ در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تالش خانه های بومی فرهنگ و معماری معماری بومی اقلیم و معماری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۱۷۲
بررسی نقش فرهنگ در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش موضوع پژوهش حاضر است؛ اهمیت این موضوع به این سبب است که به نظر می رسد تاکنون درباره معماری این منطقه پژوهش درخوری انجام نشده است. بنابراین هدفِ این پژوهش شناختِ چگونگی تأثیر عناصر محتوایی فرهنگ منطقه در شکل دهی به فرم کالبدی و سازمان فضایی این خانه هاست و پرسش اصلی این است که نقش عوامل فرهنگی در شکل گیری خانه های این منطقه چه بوده است؟ این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است و در آن از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده است و گردآوری داده ها، به صورت میدانی و کتابخانه ای است. متغیر مستقل این پژوهش فرهنگ و متغیر وابسته آن معماری خانه های بومی است. جامعه آماری تحقیق، منطقه تالش و روش نمونه گیری آن سهمیه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که آهنگ تغییرات فصلی و اشغال فضا در فصول سرد سال محدود به اتاق اصلی در طبقه پایین و در ایام نوروز و بهار، فضای ایوان و در تابستان، طبقات بالا و محوطه خانه است. مؤلفه هایی مانند وسعت بنا و محوطهِ خانه، نوع، تعداد و مساحت فضاهای خدماتی، نوع تزئینات و مصالح مصرفی و نیز استفاده یا عدم استفاده از استاد کار، در طبقه بندی خانه های بومی منطقه بر اساس طبقه اجتماعی مؤثر است، همچنین با توجه به چارچوب نظری تحقیق، عناصر فضا در این خانه ها را می توان به سه دسته ثابت (داخلی و خارجی)،  نیمه ثابت (چیدمان اثاثیه) و متحرک (روابط و آداب سکونت بر اساس جنسیت و سن) تقسیم بندی نمود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان