تحولات حکمروایی شهری در پرتو فناوری های هوشمند: تحلیل مضمون مبتنی بر داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نارسایی در تحقق حکمروایی شهری و محدودیت مشارکت شهروندان، همراه با رشد سریع شهرنشینی، ضرورت بهره گیری از فناوری های هوشمند برای بهبود مدیریت و بازتعریف نقش مردم در تصمیم گیری های شهری را ایجاد کرده است؛ این امر نیازمند مطالعه ای جامع و کامل است که هم زمان تحولات فنی و دیدگاه های مردمی را بررسی کند. هدف پژوهش: این پژوهش به منظور شناسایی اثر فنآوری هوشمند درحکمروایی انجام شده است. از این رو پژوهش از نوع کاربردی و کیفی با رویکرد استقرایی است. روش شناسی: پژوهش کیفی با استفاده از مرور سیستماتیک انجام شد. منابع، از پایگاه داده (ادبیات نظری) و شبکه های اجتماعی (یوتیوب برای نظرات عمومی) جمع آوری گردید، پس از غربالگری، تحلیل محتوا با اتلس.تی آی ۹ انجام شده وکیفیت منابع با چک لیست CASP ارزیابی گردید. همچنین، از Vos viewer برای تحلیل کتاب سنجی استفاده شده است. یافته ها و بحث: خوشه بندی منابع علمی، ابعاد حکمروایی هوشمند در مطالعات را نشان داد و تحلیل مضامین حاصل از مطالعات و نظرات مردمی، هم خوانی این دو گروه را نمایان کرد. افزایش مشارکت پذیری و بهینه سازی تصمیم گیری بیشترین تغییرات را در ابعاد اجتماعی و حکومتی ایجاد کرده و داده های مردمی بر ضرورت کنترل و نظارت، به روزرسانی قوانین و حفظ حریم تأکید می کنند. نتیجه گیری: تحلیل کتاب سنجی و داده های مردمی نشان داد که فنآوری هوشمند، حکمروایی شهری را از مدل سنتی به شبکه ای و هوشمند تبدیل می کنند. چهار خوشه کلیدی شامل شهر هوشمند و حکمروایی شهری در برنامه ریزی و توسعه نوین، زیرساخت های هوشمند و برنامه ریزی شهری، جایگاه کلان داده ها و رشد اقتصادی، تمرکز مطالعات را نشان می دهد. داده های مردمی بر پیامدهای ملموس فناوری تمرکز دارند، در حالی که منابع علمی هم راستا با پیامدهای ملموس تغییرات ساختاری را برجسته می کنند. از داده ها 11 مضمون کلان استخراج شد. بیشترین تاکید بر جنبه های اجتماعی، توانمندسازی انسانی و مشارکت شهروندان است. این تحولات کارایی و پاسخ گویی را ارتقا می دهند. پژوهش های آینده می توانند تحقق این مضامین را در بسترهای شهری مختلف بررسی کنند.