فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
در حوزه علوم رفتاری، فقدان الگوی روش شناسی، شامل شیوه گردآوری و تحلیل، روش، رویکرد، راهبرد، هدف و پارادایم پژوهش، منجر به تعدد رهیافت های پژوهش شده است و همین امر سبب بروز ناهماهنگی میان اجزای مختلف پژوهش و عدم تحقق اهداف بوده است. پژوهش حاضر به دنبال دستیابی به چارچوب روشی مناسبی جهت افزایش کارایی پژوهش ها در این حوزه است. این مطالعه به صورت نظام مند با رویکرد فرا روش در دوره سال های (1402-1390)، به بررسی ملاحظات روش شناسی در حوزه علوم رفتاری پرداخته است. در این بررسی70 مقاله مرتبط از پایگاه های علمی داخلی استخراج و پس از حذف مقالات نامرتبط، 30 مقاله تحلیل شد. بررسی ها نشان داد، مطالعات فوق غالباً از نظر ساختاری تناسبی نداشته و از نظر محتوایی تنها به بررسی یک یا دو مورد از رفتارها پرداخته است. مطالعات اغلب از نوع کاربردی بوده و به پژوهش های توسعه ای و بنیادی کمتر توجه شده است. در این پژوهش، الگویی مبتنی بر چارچوب و نوع سوال پژوهش معرفی شده است. این الگو با توجه به هدف و نوع سوال تحقیق، مسیر پژوهش را از نظر روش انجام آن، روشن می کند.
تحلیل عوامل مؤثر بر زندگی شبانه شهری با استفاده از روش تحلیل اثرات متقاطع؛ بررسی موردی: منطقه 8 شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۴۴
75 - 95
حوزههای تخصصی:
تحقق پذیری زندگی شبانه مردم در فضاهای شهری همواره با چالش مواجه بوده و سیاست ها و مقررات موجود در بسیاری از شهرها برای توسعه زندگی شبانه کافی نبوده اند. غالب مطالعات پیشین، ابعاد مختلف تحقق پذیری زندگی شبانه را به صورت پراکنده شامل شده است. بدین ترتیب هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و تحلیل عوامل مؤثر بر تحقق پذیری زندگی شبانه شهری و شناسایی ماهیت و نقش این عوامل در منطقه هشت شیراز است. روش به کار گرفته شده در پژوهش تحلیل اثرات متقاطع و مبتنی بر نمونه گیری هدفمند 15 متخصص شهرسازی است. یافته ها نشان می دهد که 16 شاخص در چهار بعد شناسایی شده اند. شاخص های تأثیرگذار شامل سیستم های دوربین مداربسته با تکنولوژی پیشرفته، وجود سیستم های حمل و نقل عمومی به صورت شبانه روزی، ممنوعیت و جریمه و توجه به میزان فاصله از فضاهای عمومی؛ شاخص های تأثیرپذیر شامل نورپردازی مدرن، نظارت و کنترل توسط پلیس؛ شاخص های مستقل شامل دسترسی به پارکینگ و سرویس های بهداشتی عمومی و شاخص های دو وجهی نیز شامل تأمین برق شبانه، قوانین صدور مجوز، تنوع کاربری، بازگرداندن بناهای فرسوده به چرخه زندگی شهری، قوانین کنترل ترافیک در شب و مبلمان شهری است. اعمال این یافته ها می توانند در آینده منجر به افزایش فعالیت های شبانه و حضورپذیری شهروندان، بهبود کیفیت زندگی ساکنان و ایجاد فرصت های سرمایه گذاری و گردشگری در منطقه شود.
مطالعه رویکرد بیش متنیت در اقتباس و تاثیر پذیری خط نسخ ایرانی، مطالعه موردی: دعای کمیل بخط میرزا احمد نیریزی و عبدالصمد حاج صمدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۴)
20 - 32
حوزههای تخصصی:
میرزا احمد نیریزی را که از بزرگ ترین نسخ نویسان تاریخ است، بانی نسخ ایرانی می دانند. درپی افول این خط در دوره معاصر استاد صمدی با مشق از آثار گذشته بخصوص خط نیریزی جان تازه ای بدان بخشیده و در رواج دوباره آن بسیار کوشیده است. کتابت دعای کمیل ازجمله افتخاراتی است که در کارنامه هر دو خوشنویس ثبت شده است. اقتباس، تأثیرپذیری و نظیره نویسی از آثار اساتید بزرگ مبحثی پایه در خوشنویسی بشمار می رود که علاوه برتکرار و مشق، امکان خلق ایده های جدید را فراهم می آورد. این تأثیرپذیری از آثار گذشتگان با بهره گیری از مشاهده، تشابه یابی و اعمال تغییرات را اقتباس گویند که روابط متنی را پدید می آورد و شناخت آن مستلزم نقب به مطالعات ترامتنی است. رویکرد ترامتنیت ژنت تمامی روابط موجود میان متن ها را بررسی می کند که در این میان بیش متنیت با تحلیل متون هنری تناسب بیشتری دارد. در بیش متنیت تأثیر یک متن بر متن دیگر موردبررسی قرار می گیرد که شامل برگرفتگی متن دوم از متن اول است. هدف از این پژوهش، مطالعه ای نظام مند است که منجر به شناخت روابط بیش متنی دعای کمیل به خط این دو استاد گردد. سؤال اصلی پژوهش براین مبنا استوار است که بیش متنیت چگونه و به چه میزان در این آثار به کار گرفته شده است؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده و اطلاعات از طریق منابع اسنادی و مشاهده صورت پذیرفته و به صورت کیفی تجزیه تحلیل شده است. بر طبق یافته ها اثر دوم حاصل تأثیرپذیری از اثر اول است لذا بیش متن از پیش متن محسوب می شود که به شکل جدی به تغییر سبک و تکثیر متن پرداخته است لذا در گروه جایگشت (ترانسپوزیسیون) قرار می گیرد.
تطبیق مفهوم عشق در غزلیات حمید شیرازی و هوشتگ ابتهاج و انعکاس ان در تک ورقی های عشاق بخارا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
306 - 330
حوزههای تخصصی:
نیاز بشر به عشق و ذات زیبای آن بی شک یکی از دلایل متقن و اساسی برای به کارگیری از مضمون عشق در اشعار پارسی بوده است. در این میان نمی توانیم از بن مایه های روان شناختی در گرایش انسان به این مبحث غافل باشیم. این پژوهش با هدف بررسی عشق در غزلیات حمیدی شیرازی و هوشنگ ابتهاج مبتنی بر رویکرد هیجان مدارِ «گراس» به شیوه توصیفی و از نوع تحلیل محتوا است. همچنین مفهوم عشق در تک ورقی های عشاق بخارا نیز بررسی می شود. یافته های پژوهش بیانگر آن است که شعر حمیدی تحت سیطره جریان دنباله دار عشقی قرار داشته که تا آخر عمر هم او را رها نکرده است و اشعار سایه نیز پیوند ناگسستنی با جامعه، عشق، طبیعت و زمان دارد. عشق در اشعار هر دو شاعر سبب درد و تألم بسیار معرفی شده است. حمیدی با سرودن ابیات عاشقانه سعی دارد تاب آوری خود را در برابر اندوه و ماتم ناشی عشق، افزایش دهد. ابتهاج نیز درون مایه شعرش درخصوص عشق ورزی همراه با اندوه است؛ گویی او هم برای تاب آوری بیشتر و رهایی از غم و اندوه ناشی از عشق به شعر پناه آورده است. حمیدی گاه در تنظیم هیجان های عاطفی خود ناموفق است تا حدی که ناامیدی بر او چیره می گردد و لکن هوشنگ ابتهاج در این وادی، پیروزمندانه عمل می کند و بر هیجان های ناشی از عشق چنان چیره می گردد که به خرسندی و رضایت مندی از عشق باوجود اندوه ناشی از آن می رسد. حمیدی در شعرش و در فراق از معشوق، از استراتژی تنظیم هیجان با رویکرد پذیرش، توجه و آگاهی بهره می جوید. در شعر ابتهاج نیز تاب آوری روان تحلیلانه در شعر او بسیار به چشم می خورد و در استراتژی های تنظیم هیجان به درجه ای ارتقا می یابد که برای سازگاری با پیامدهای عشق، آن چنان با آن درهم آمیخته و یکی می گردد که با تمام اندوه و سختی ها، عشق را می ستاید.اهداف پژوهش:بررسی عشق در غزلیات حمیدی شیرازی و هوشنگ ابتهاج مبتنی بر رویکرد هیجان مدارِ «گراس».بررسی مفهوم عشق در تک ورقی های عشاق بخارا.سؤالات پژوهش:عشق در غزلیات حمیدی شیرازی و هوشنگ ابتهاج مبتنی بر رویکرد هیجان مدارِ «کراس» چگونه می باشد؟مفهوم عشق چه جایگاهی در تک ورقی های عشاق بخارا دارد؟
Designing Urban Spaces in Informal Settlements Using Urban Acupuncture Approach (Case Study: Kooye Manbae Ab in Ahvaz, Iran)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۲ - Serial Number ۵۲, Spring ۲۰۲۴
50 - 59
حوزههای تخصصی:
This study investigates the potential of a novel therapeutic approach to improve informal settlements, which is a highly localized healing treatment to regenerate urban spaces. The purpose is to find out how urban acupuncture can be applied to accomplish the empowerment plans of informal settlements. The process-oriented approach of urban acupuncture creates an appropriate context for the possibility of the community participation in different stages of improving public spaces. However, the social conditions and characteristics of the residents of informal settlements create challenges and require the use of special methods in dealing with the issue of participation. The first part of the research is based on formulation of an urban acupuncture framework for improving informal settlements. The theoretical finding of this part is applied in the second part of this research, which focuses on the public spaces of an informal settlement, “Kooye Manbae Ab” in Ahvaz, a city in Iran. The results showed that urban acupuncture as a small-scale, bottom-up approach, provides motivations for residents of such neglected parts of the city. Nevertheless, a combination of different participatory techniques should be applied to encourage and motivate residents to be consciously involved in the process of upgrading their environment.
ردپای سیا در هدایت نقاشی ایران در دهۀ چهل شمسی و مدیریت فرهنگی فرح پهلوی
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶
247 - 285
حوزههای تخصصی:
در تمامی اعصار گذشته غرب، هنر به دلیل فاصله ای که با زندگی روزمره مردم داشت برای بقای خود نیاز به حمایت حاکمان و اشراف داشت و طبیعتا جریان هنری با امیال و رویکرد این طبقه حرکت می کرد. در عرصه هنر، خلاقیت آزاد و رها تبدیل به مولفه ای اصلی و غیر قابل جایگزینی گردید. این دیدگاه، هدایت هنر را برای صاحبان قدرت و سرمایه که از اثرگذاری اجتماعی هنر آگاه بودند؛ سخت می کرد. از همین رو در قرن بیستم هدایت هنری از حالت آشکار به حالت مخفی تبدیل شد. پس از جنگ جهانی دوم و تغییر مختصات سیاسی دنیا و روی کار آمدن دو ابرقدرت شوروی و آمریکا، منازعه ای سخت میان آن ها شکل گرفت.سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در همین زمان و برای مقابله با نفوذ کمونیسم تاسیس شد و جهت دهی به فعالیت های هنری را در ادامه مسیر سازمان های پیش از خود، ادامه داد. در عرصه نقاشی با حمایت و برگزاری از نمایشگاه های هنرمندان گروه اکسپرسیونیسم انتزاعی توانست رقیبی جدی در مقابل هنر رئالیستی شوروی ایجاد کند. جنگ سرد فرهنگی نه تنها در داخل مرزهای دو ابرقدرت که در کشورهای اقماری آنان در بلوک غرب و شرق شکل گرفته بود.ایران به دلیل اهمیت زیاد برای هر دو کشور، در معرض انواع تهاجمات فرهنگی قرار گرفته بود و فرح پهلوی ذیل سیاست های کلان دو ابرقدرت، حمایت از جریان هنر مدرن از طریق حمایت از هنرمندان، برگزاری گالری ها و بی ینال ها و دعوت از هنرمندان آمریکایی هنر مدرن، توانست عرصه هنر نقاشی در ایران را به صورت جزئی از جریان آمریکایی هنر مدرن دربیاورد. هر چند به دلیل ریشه نداشتن در فرهنگ و تمدن اسلامی ایرانی خود هیچ گاه نتوانست پایگاه اجتماعی درستی پیدا کند.
تحلیل عناصر دراماتیک شجاعت و فداکاری در داستان سلاح زیر برف با محوریت شخصیت شهید محمدابراهیم همت
منبع:
مطالعات نظری هنر سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷
111 - 137
حوزههای تخصصی:
داستان سلاح زیر برف اثر رحیم مخدومی، از جمله آثار برجسته ادبیات داستانی ایران به شمار می رود که به حماسه دفاع مقدس و رشادت های رزمندگان این عرصه می پردازد. تحلیل عناصردراماتیک شجاعت و فداکاری در این داستان، دریچه ای نو برای درک عمیق تر پیام آن و سنجش میزان اثرگذاری آن بر مخاطب می گشاید. اهمیت این پژوهش از آنجاست که شهید محمدابراهیم همت، شخصیت محوری داستان، به عنوان یکی از اسطوره های دفاع مقدس شناخته می شود و بررسی ابعاد شخصیتی و عملکرد او در این رمان، می تواند الگویی ارزشمند برای نسل جوان به ارمغان آورد. در این راستا، پژوهش حاضر با اتکا به روش تحلیل محتوا، به واکاوی عناصر دراماتیک شجاعت و فداکاری در داستان سلاح زیر برف می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که پیرنگ داستان از انسجام و ساختاری منسجم برخوردار است و به خوبی نقاط آغاز، میانه و پایانی را در خود جای داده است. علاوه بر این، شخصیت شهید همت به عنوان نماد اصلی شجاعت و فداکاری در داستان، نقشی محوری در پیشبرد روایت و انتقال پیام آن ایفا می کند. در نهایت، نتایج این پژوهش، ضمن تأکید بر غنای عناصر دراماتیک در داستان سلاح زیر برف، بر ظرفیت بالای این اثر در ترویج ارزش های والای انسانی مانند شجاعت و فداکاری در میان نسل جوان صحه می گذارد.
بازیابی بن مایه و سیر تحول نقش عقاب دوسر در هنر ایران از دوره باستان تا سلجوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۴۳
18 - 29
حوزههای تخصصی:
در تمدن های باستانی هم چون ایران و بین النهرین، نقش عقابی دیده می شود که دارای دوسر-به سمت راست و چپ متمایل گشته- و با بال های گشوده است. تداوم به کارگیری این نقش تا دوره اسلامی در ایران و آناتولی باعث شد تا به عنوان نماد ملی، در دوره سلجوقیان مطرح شود. این نقش نشان دهنده تسلط بر غرب و شرق و مفهوم ضمنی قدرت و پادشاهی است. منابع موجود، بن مایه این نقش را به تمدن هیتی ها در هزاره دوم ق.م منسوب و آن را تحت تأثیر هنر بین النهرین می دانند، درحالی که در هنر ایران دارای پیشینه بسیار کهن تری است. بررسی و تحلیل این نقش با توجه به اهمیت امروزه آن به عنوان نمادی بین المللی، انتساب پیشینه آن به دیگر تمدن ها در منابع و مفاهیم نهفته در این نقش؛ ضرورت مطالعه آن را دوچندان کرده است. هدف این پژوهش، ریشه یابی و یافتن سیر تحول و تطور نقش فرم و محتوای عقاب دوسر در هنر ایران باستان تا دوره سلجوقی است. هم چنین شناسایی عوامل مهم در ترسیم این نقش در هنر ایران، هدف دیگر پژوهش است که برای نخستین بار در منابع داخلی و خارجی انجام می پذیرد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانه ای-اسنادی انجام پذیرفته است. یافته ها نشان داد که این نقش، برای نخستین بار در هزاره چهارم ق.م در ایران و در سفال تل باکون-یک هزاره قبل از هنر بین النهرین- دیده شده است. حضور اساطیر، مذاهب و آیین های کهن ایرانی، باورهای عامیانه به شاه، ادبیات به ویژه شاهنامه از دلایل حضور این نقش در هنر پیشااسلامی ایران و تداوم آن تا دوره اسلامی است.
خوانش تحولات تاریخی جداره شمالی خیابان طالقانی (از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی)
حوزههای تخصصی:
خیابان طالقانی تهران، یکی از محورهای مهم شهری، به دلیل موقعیت مکانی و نقش تاریخی خود، شاهد تغییرات معماری و اجتماعی متعددی بوده است. این خیابان به عنوان فضایی اداری و دولتی، از سبک های رایج و سیاست گذاری های کلان حکومتی در زمان شکل گیری تأثیرپذیر بوده است. بررسی تحولات نمای ساختمان های این خیابان، فرصتی برای تحلیل چگونگی تأثیرگذاری عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر شکل گیری هویت معماری شهری در طول سده گذشته فراهم می کند. هدف این پژوهش، بازخوانی تحولات جداره شمالی خیابان طالقانی با تأکید بر ساختمان های اداری و دولتی، از میدان فلسطین تا تقاطع سپهبد قرنی و تحلیل تأثیر عوامل سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بر نمای این ساختمان ها در سه دوره تاریخی است. پژوهش حاضر تلاش دارد تا علاوه بر شناسایی سبک های معماری رایج در هر دوره، ارتباط میان معماری و سیاست گذاری های حکومتی را نیز بررسی کند. روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی بوده و با استفاده از مطالعات تاریخی و مشاهده میدانی انجام شده است. در این راستا، 8 ساختمان شاخص در جداره شمالی خیابان طالقانی به عنوان نمونه انتخاب و ویژگی های نمای آن ها با تأکید بر تأثیرات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تحلیل شده اند. همچنین، داده های به دست آمده از منابع کتابخانه ای و اسناد تاریخی، با نتایج مشاهده های میدانی تلفیق گردیدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در دوره پهلوی اول، سیاست های ملی گرایانه منجر به ایجاد نماهایی با تأکید بر خطوط افقی و استفاده از مصالح بومی شده است. در دوره پهلوی دوم، تأثیرات غرب گرایانه و شرایط اقتصادی مناسب، به طراحی نماهایی با سبک بین الملل و استفاده از فناوری های مدرن انجامید. در سال های پس از انقلاب اسلامی، سیاست های ایدئولوژیک و شرایط اقتصادی دشوار، نماهایی ساده تر با تأکید بر مصالح بومی و کارکردگرایی را شکل داده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که نمای ساختمان ها در خیابان طالقانی نه تنها بیانگر تحولات معماری هستند، بلکه به عنوان رسانه ای برای بازتاب سیاست های حکومتی و تغییرات اجتماعی و اقتصادی هر دوره عمل کرده اند.
مطالعه تطبیقی شخصیت آنتاگونیست در انیمیشن های سینمایی «گربۀ چکمه پوش 1» و «گربۀ چکمه پوش 2»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۱
17 - 29
حوزههای تخصصی:
شخصیت آنتاگونیست یکی از مهم ترین اجزاء فیلم نامه به شمار می رود که بسیاری از کشمکش های داستان به دست او گره می خورد. این مقاله با تحلیل شخصیت های منفی انیمیشن گربه چکمه پوش 1 و گربه چکمه پوش2: آخرین آرزو به بررسی فرایند شکل گیری و تغییر الگوی شخصیت پردازی آنتاگونیست ها می پردازد. دلیل انتخاب این آثار این است که نسخه اول برخلاف اکثر نمونه های موجود رابطه عمیق و دور از انتظاری را از آنتاگونیست با پروتاگونیست به نمایش می گذارد و حس همذات پنداری کم نظیری را در مخاطب تقویت می کند و در نسخه دوم آنتاگونیست نقش نیروی طبیعت را بازی می کند و در تلاش است تا موجودیت پروتاگونیست را در دنیای زنده ها به چالش بکشد. برای انجام مطالعه در این پژوهش از نظریات دین موشوویتز و جان تروبی استفاده می شود. موشوویتز از امر همدلی با شخصیت در جهت همذات پنداری با آن و جان تروبی بر پرورش شخصیت های مثبت و منفی که با هم ارتباط مستقیم دارند تأکید می کنند. روش انجام این تحقیق توصیفی-تحلیلی است و تطبیق آثار در مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی انجام می پذیرد. نتایج این پژوهش نشان خواهد داد که گرچه ساخت شخصیت های منفی ای که بشود با آن ها همذات پنداری کرد مسئله ای غیرعادی به نظر می رسد، خلق آن ها باعث ایجاد تنش های متفاوت و مثبتی در فیلم نامه های انیمیشنی می شود.
تحلیل مطالعات عدالت جنسیتی در فضاهای عمومی شهری (علم سنجی و مرور سیستماتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۹
71 - 82
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف، تحلیل علم سنجی مطالعات عدالت جنسیتی فضاهای عمومی جهت کشف مسائل و تحولات اصلی و نیز یافتن روند عملکرد نوظهور مقالات و مجلات، شناخت الگوهای همکاری کشورها و هم استنادی نویسندگان در ادبیات جهانی انجام شده و از روش های کمی علم سنجی استفاده می کند. نتایج هم زمانی وقوع کلمات کلیدی نشان می دهد کلیدواژه ی "جنسیت" با 35 بار تکرار بالاترین تعداد دفعات هم رخدادی وقوع کلیدواژگان برخوردار است. تحلیل هم استنادی بر اساس نویسندگان نشان می دهد بیشترین تعداد استناد مربوط به الین اونترهالتر با قدرت پیوند 100 می باشد. همچنین تحلیل هم استنادی بر اساس منابع استناد شده نشان می دهد منبع international journal of urban and regional research، 33 بار مورد استناد قرار گرفته است که بیشترین تعداد استناد را در بین منابع دارا است. در آخر تحلیل همکاری علمی در سطح کشورها نشان می دهد کشور ایالات متحده بیشترین تعداد مدارک، استناد و قدرت پیوند را در بین سایرکشورها دارا است.
Theoretical Modeling of Effective Components on Biophilic Design of Spaces between Residential Complexes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۲ - Serial Number ۵۲, Spring ۲۰۲۴
16 - 34
حوزههای تخصصی:
The construction of biophilic residential complexes is one of the new approaches to increasing the nature of the residents of residential complexes whose benefits will lead to better people's life. In recent years, in the field of architecture, biophilic residential architecture has been paid special attention and tries to consider the link between architecture and nature further. This study aims to investigate the theoretical modeling of the components affecting the biophilic design of the intervening spaces of residential complexes and the design of the relationships of these factors. The research method is descriptive-analytical in terms of applied results. A qualitative research approach was used through systematic review and purposive sampling to identify the studied components. In the section on interpretive structural modeling, expert academic opinions in architecture and Urbanism have been used through the Delphi method. Data collection tools are interviews and a two-way questionnaire, and a face validity criterion was used to assess the validity of the questionnaire. The relationships between the components affecting the biophilic design of the spaces between residential complexes have been determined using a new analytical methodology called interpretive structural modeling (ISM) and analyzed seamlessly. The findings showed that the relationship with natural systems with nine penetration power is the most effective and the strongest motivator of the biophilic design of the spaces between residential complexes and acts as the underlying stone of the model. Also, the order and complexity component with the penetration power of 4 has the least effect.
واکاوی مفهوم اصالت در معماری مبتنی بر مراتب ادراک از نظر ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۱ دی ۱۴۰۳ شماره ۱۳۹
5 - 18
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شناخت اصالت در معماری از موضوعات مهم و چالش برانگیز است، امروزه این موضوع بیشتر در حوزه مرمت و میراث فرهنگی بررسی و اظهارنظر در مورد اصالت یک بنای میراثی به کرات در گفتمان معماری مطرح شده است، اما به دلیل نظرات مختلف، گستردگی حیطه موضوع و عدم وجود معیار هایی دقیق برای پاسخگویی به مسائل مطرح شده در مورد اصالت آثار معماری، این موضوع در عین اهمیت مورد غفلت صاحب نظران واقع شده است، به طوری که در اکثر پژوهش های مرتبط با این موضوع تأثیرپذیری آنها از یکدیگر و تکرار کلیات به چشم می خورد. هدف پژوهش: از منظر این پژوهش یکی از مهم ترین حوزه هایی که می تواند در فهم چیستی اصالت و درک آن به پژوهشگران کمک کند، فلسفه است. مفهوم ادراک در معماری یکی از مهم ترین مسائل این حوزه است و شناخت دقیق آن نقش تأثیرگذاری در بازخوانی فرایند اصالت آثار معماری دارد. این پژوهش در تلاش برای پاسخ به این سؤال است که مفهوم اصالت در معماری براساس مراتب ادراک در نظریه ملاصدرا واجد چه وجوهی است؟روش پژوهش: در این پژوهش با مبنا قراردادن دیدگاه حکمت متعالیه ملاصدرا به عنوان شالوده نظری با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به تعریف مراتب ادراک انسان و شناسایی فرایند تحقق پذیری مراتب اصالت پرداخته و از روش استدلال منطقی تناظر میان مفاهیم اصالت و ادراک در معماری بیان می شود. نتیجه گیری: بنابراین متناظر با سه مرتبه ادراکات حسی، خیالی و عقلی از نظر ملاصدرا، سه مرتبه اصالت در مرتبه صورت، مفهوم و معنا تعریف می شود.
سر ستون های چوبی در معماری ایران: نگاهی جامع به سرستون های چوبی مساجد تاریخی آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنر و تمدن شرق سال ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۶
42 - 53
حوزههای تخصصی:
سرستون های چوبی در مساجد چوبی، از عناصر مهم این گونه معماری و نمایانگر ذوق هنری و فرهنگی هنرمند یا معمار سازنده است. نمونه های قابل توجهی از این نوع آثار در شمال غرب ایران وجود دارد که تا به امروز مطالعات محدودی روی آن ها انجام شده و گویای ضرورت بررسی جامع در راستای معرفی است. هدف این پژوهشِ کاربردی بررسی سرستون ستاوندهای چوبی آذربایجان شرقی با تمرکز بر بررسی و تحلیل نمونه های مطالعاتی از منظر هنری و فنی است یعنی با تجزیه وتحلیل اجزای تشکیل دهنده سرستون های مطالعه شده، اجزای کامل، اشکال، ترکیب بندی و اتصالات و تکنیک ساخت این سرستون ها ارائه خواهند شد. روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است که به تفکیک فرم ، ویژگی های هندسی، فرایند ساخت و اجزای متشکله سرستون ها می پردازد و با مقایسه تطبیقی نمونه اجزای سرستون در مساجد تاریخی و چوبی منتخب مورد تحلیل و تطبیق قرار می گیرد. به سبب سازگاری و ماندگاری چوب در شرایط اقلیمی استان آذربایجان شرقی، استفاده از آن به عنوان یکی از عناصر شاخص معماری مورد استقبال بخشی از هنرمندان و معماران آذربایجان، به ویژه مناطق بناب، عجب شیر و مراغه بوده است. ظرافت و ابزارپذیری چوب منجر به خلق سرستون های فاخر با هندسه های بعضاً متفاوتی شده است. اگرچه در نگاه اول این سرستون ها مشابه یکدیگر به نظر می رسند، اما این بررسی نشان داد که به لحاظ هندسه، جزییات فرمی و همچنین آلات تشکیل دهنده سرستون ها، تفاوت هایی در بین آن ها وجود دارد و شایان ذکر است که این تفاوت ها، در تکنیک ساخت نمونه های مورد بررسی مشهود نبوده و از این رو فرایند ساخت در این موارد یکسان بوده است که می تواند ناشی از تأثیرپذیری هنرمندان از یکدیگر در خلق این آثار باشد.
نقش ایجاد محله پیاده مدار برای سلامتی مردم منطقه کورکوردسر واقع در شهر نوشهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
33 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر نقش ایجاد محله پیاده مدار در جهت سلامتی مردم منطقه کورکوردسر می باشد. روش تحقیق توصیفی و کتابخانه ای و جامعه آماری شامل شهروندان محله مسکونی کورکوردسر در شهر نوشهر می باشند. برای تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شده است، نتایج حاصل از آزمون ها نشان داد که در سطح معناداری فرضیه مورد بررسی تایید می گردد، یعنی بالا بردن قابلیت پیاده مداری یک محله نقش بر سلامتی(کاهش چاقی) ساکنین محله موثر می باشد که براساس نتایج حاصل از آزمون تی تک نمونه و در بررسی ساکنین محله می توان بیان داشت که بالا بردن قابلیت پیاده مداری یک محله نقش بر سلامتی ساکنین محله موثر می باشد. پنج بعد فرعی(شاخص ایمنی، شاخص امنیت، شاخص مبلمان، شاخص دسترسی به خدمات، شاخص تسهیلات حمل و نقل، شاخص جذابیت و فضای سبز) بر سلامتی ساکنین محله موثر می باشد، ولی بالا بردن قابلیت پیاده مداری یک محله بر اساس شاخص فعالیت های اجتماعی نقش موثری بر سلامتی ساکنین محله ندارد و نتیجه گیری شده برای اینکه پیاده مداری به عنوان یک بخش از زندگی افراد در جهت حفظ سلامتی باشد توجه به شاخص های لازم و ضروری، همچنین کیفیت مطلوب پیاده راه ها امری مهم است که باید به آن توجه کرد.
بررسی دگرگونی های نمایشی در نسخ خطی تعزیه نامه دوره ناصری و تأثیر آن بر تحوّل شبیه زینب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تئاتر دوره ۱۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۹۶)
67 - 82
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، یافتن دستاوردهای نمایشی حاصل از پیشرفت های ادبی در تحوّل و دگرگونی شبیه زینب در نسخ خطی دوره ناصری با توجه به شرایط اجتماعی/فرهنگی و سیاسی آن دوره است. گسترش روایت ها و داستان های نمایشی در هرکدام از این شبیه نامه ها، راه را برای تحوّل شبیه زینب به سمت شبیهی پویا باز می کند و درنتیجه مضمون های متنوع تری بروز می یابند. افزایش رخدادها و داستانک ها، باعثِ طرحِ مضامینِ متنوع برای شبیه زینب شده است و روی کردِ متفاوتِ شبیه زینب را برای مخاطب آشکار می سازد. عملکردهای متفاوت شبیه زینب، سیر تحول و دگرگونی این شبیه/ شخصیت را آشکار می کند. همچنین متناسب با ایستایی (ثابت و بدون تغییر) و پویایی، کارکرد و حرکت شبیه زینب به عنوان عامل اصلی شکل دادن داستان و وقایع، در تبیین شبیه/شخصیت زینب مؤثر است. دگرگونی های نمایشی در نسخ خطی تعزیه نامه دوره ناصری در راستای تحوّلات ادبی «افزایش مضامین» رخ داد و سبب بروز جنبه های نمایشی شبیه زینب در نسخ مربوطه شده است. اسناد و شبیه نامه های به جامانده از دوران ناصری، مهم ترین منابع موثق در رفع ابهام ها و کشف نکته های مورد ادعا است. سؤال اصلی این مقاله به چگونگی سیر تنوع و تطور شبیه زینب در نسخ خطی دوره ناصری معطوف می شود. همچنین فرضیه اصلی به سیر تنوع و تطور شبیه زینب با بررسی عملکرد وی در نسخ خطی دوره ناصری بر اساس شرایط اجتماعی/سیاسی و فرهنگی و همین طور نهادینه کردن جایگاه والای شبیه زینب به عنوان زن در اذهان عموم، برخلاف عرف جامعه آن زمان، شبیه زینب را از شبیهی بی هویّت به سوی شبیهی با نگرش منحصربه فرد معرفی می کند. داده های این تحقیق به روش تحلیل محتوای کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و نسخ خطی تعزیه نامه به جامانده از دوران ناصری، تجزیه وتحلیل خواهد گردید. محدوده زمانی پژوهش به دوران ناصری «ناصرالدین شاه قاجار» و محدوده مکانی پژوهش مربوط به نسخ خطی تعزیه نامه تکیه دولت «تهران» مربوط است.
بررسی آموزه های دینی و اخلاقی در دیوان ادیب الممالک فراهانی و انعکاس آن در ساختار و تزئینات بنای تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
74 - 95
حوزههای تخصصی:
ادیب الممالک فراهانی، شاعر، ادیب و روزنامه نگار دوره مشروطیت که به جناح شاعران سنتی گرایش داشت و اشعارش بیشتر به لحاظ سطح فکری، فرهنگی و ایدئولوژیکی به ویژه مضامین اخلاقی و دینی قابل توجه و بررسی است. در این مقاله به شیوه توصیفی، تحلیلی و ارزیابی کمی به مهم ترین آموزه های دینی و در دیوان اشعار وی پرداخته می شود. همچنین به انعکاس آموزه های دینی در بنای تکیه دولت پردخته می شود. ابتدا به مبانی اعتقادی و تأثیر جهان بینی مذهبی بر افکار شاعر توجه و سپس اصلی ترین انواع فضایل و رذایل اخلاقی در اشعار وی تحلیل و بررسی شده است. ادیب الممالک باورهای اعتقادی و آموزه های دینی را بهترین وسیله برای آگاهی بخشی به مردم و مبارزه بی امان با استبداد و استعمار می داند. از این رو می کوشد با تحریک احساسات مذهبی مردم زمینه را پیشرفت جامعه هموار کند. در بخش فضایل اخلاقی مضامین وطن دوستی و دین باوری و در بخش رذایل اخلاقی، اهانت به مقدسات و ستم حکام و در بخش آموزه های سیاسی مسئله عقب ماندگی و اهمیت دستگاه قضاوت از بسامد بیشتری برخوردارند. به طورکلی پیشرفت جامعه از دیدگاه شاعر مرهون پیروی از سنت پیامبر اسلام(ص) و جانشینان وی و عمل به احکام شریعت می داند. همچنین در ساختار و تزئینات تکیه دولت از بناهای مذهبی دوره قاجار، مبانی اخلاقی و دینی نقش پررنگی دارد.اهداف پژوهش:بررسی مبانی اخلاقی و دینی در دیوان ادیب الممالک فراهانی.بررسی مبانی اخلاقی و دینی در ساختار و تزئینات تکیه دولت.سؤالات پژوهش:مبانی اخلاقی و دینی در دیوان ادیب الممالک فراهانی چه جایگاهی دارد؟مبانی اخلاقی و دینی در ساختار و تزئینات تکیه دولت چگونه بازتاب یافته است؟
جرم زایی اقتصادی در بستر مقررات و رویه ها ی اداری و انعکاس آن در سازمان های هنری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
424 - 441
حوزههای تخصصی:
جرم زایی به معنای سوق دادن اشخاص به سوی ارتکاب جرم در اثر وجود عواملی است. این عوامل برخی درونی بوده و به شخص مرتکب مرتبط هستند و برخی دیگری بیرونی بوده و ناشی از محیط اجتماعی و جغرافیایی هستند. البته به طور معمول فقط یک عامل به تنهایی در ارتکاب جرم مؤثر نیست و جرم حاصل اجتماع چندین عامل است. در ارتکاب جرایم اقتصادی نیز عوامل متعددی دخیل بوده و هستند و یکی از این عوامل، برخی از مقررات و رویه های اداری هستند که برخلاف توجیهاتی که در زمان تصویب و برقراری آن ها وجود داشته است، در عمل منجر به جرم زایی می گردند. در تحلیل مقررات و رویه های اداری مشخص گردید که مقررات و رویه های اداری تبعیض آمیز، حاوی تفویض اختیار گسترده، موجد انحصار و مربوط به واگذاری ها ازجمله مقررات و رویه های جرم زایی هستند که اصلاح جدی آن ها از ضروریات جامعه امروزی است. بخش مهمی از جرایم اقتصادی در بستر چنین مقررات و رویه های شکل گرفته و پرورش یافته و امکان ارتکاب یافته اند. اصلاح این دسته از مقررات و رویه های اداری به طور حتم در کاهش جرایم اقتصادی می تواند بسیار مؤثر باشد. فرایند تبعیض ها در ساختار اداری در برخی سازمان های هنری نیز دیده می شود که در نوع خود می تواند در جرم زایی نقش داشته باشد.اهداف پژوهش:بررسی برخی از مقررات و رویه های اداری در جرم زایی اقتصادی.بررسی اهمیت نقش سازمان های هنری در مقابله با جرم زایی.سؤالات پژوهش:مقررات و رویه های اداری چگون می توانند در جرم زایی اقتصادی مؤثر باشند؟سازمان های هنری چه نقشی می توانند در مواجهه با جرم داشته باشند؟
معماری زمینه گرا در تقویت هویت شهری و توسعه گردشگری پایدار (مطالعه موردی: اقامتگاه های بوم گردی سواحل مکران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
85 - 96
حوزههای تخصصی:
منطقه مکران با برخورداری از ظرفیت های کم نظیر طبیعی، فرهنگی و ژئوپلیتیکی، بستر مناسبی برای توسعه گردشگری پایدار به شمار می رود. با این حال، توسعه ناهماهنگ و نادیده گرفتن زمینه های بومی، منجر به تضعیف هویت محلی، تخریب محیط زیست و کاهش مشارکت جوامع محلی شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر معماری زمینه گرا در تقویت هویت شهری و توسعه گردشگری پایدار، به مطالعه اقامتگاه های بوم گردی در سواحل مکران می پردازد. این پژوهش با روش ترکیبی توصیفی–تحلیلی و مطالعات میدانی، و از طریق مصاحبه، پرسشنامه و تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، داده ها را گردآوری و تحلیل کرده است. نتایج نشان می دهد مؤلفه هایی چون حفظ هویت فرهنگی، استفاده از مصالح بومی، سازگاری با اقلیم و مشارکت پذیری اجتماعی، بیشترین تأثیر را در طراحی اقامتگاه ها دارند. این یافته ها تأکید می کنند که معماری زمینه گرا، ضمن پاسخ گویی به شرایط اقلیمی و فرهنگی، می تواند الگوی مؤثری برای طراحی اقامتگاه های بوم گردی و توسعه پایدار در مناطق مشابه باشد.
سنگ قبرهای صفوی و قاجاری روستای استرک کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات معماری ایران پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
225 - 248
حوزههای تخصصی:
استرک روستایی باستانی در کاشان است که بنابر کاوش های باستان شناختی، سابقه زندگی در آن تا عصر آهن امتداد دارد. در قبرستان قدیمی این روستا نزدیک به چهل سنگ از دوران صفوی و قاجاری باقی مانده است. این سنگ قبرها متعلق به سده یازدهم تا چهاردهم هجری است که در بیشتر آن ها به جز کتیبه نام متوفا و تاریخ وفات، کتیبه های دینی شامل عبارت های قرآنی و شعارها و ادعیه شیعی و اشعار فارسی به چشم می خورد. هدف اصلی این مقاله، بررسی نقوش و خوانش کتیبه ها و تحلیل محتوای آن هاست. این پژوهش به دو صورت مشاهده ای و اسنادی انجام شده است. این پژوهش با روشی تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که سنگ قبرهای صفوی تا قاجاری قبرستان قدیم استرک به لحاظ فرمی و نقوش دارای چه ویژگی هایی است و در کتیبه های آن، چه محتوای دینی و فرهنگی بازتاب یافته است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که در سنگ قبرهای سده یازدهم که عموماً به صورت صندوقی و طرح سرو است، صلوات کبیره و آیت الکرسی کار شده است. در سده دوازدهم که سنگ ها به صورت تخت قدی است، آیت الکرسی حذف و فقط صلوات کبیره کتیبه کاری شده است. در سده سیزدهم با نوعی از سنگ قبر قدی روبه رو هستیم که دارای نقوش گیاهی و حیوانی است. سرو و محراب این دسته سنگ ها ملهم از نقوش سده یازدهم این مزار است، اما در آن مرغ و مار نیز کار شده است، کتیبه های صلوات کبیره نیز جای خود را به نمونه های جدیدتر شعارهای شیعی و اشعار فارسی رثا داده است. شعر فارسی در سنگ قبرهای سده چهاردهم چشمگیر است. در برخی از این سنگ قبرهای کوچک نقوش آینه، شانه و تسبیح کار شده است. این سنگ قبرها تصویری از وضعیت دینی و فرهنگی یک آبادی شیعی در دوران صفوی و قاجاری را به تصویر کشیده و نشان می دهد که در طول این چند قرن سنگ قبرها کوچک تر و نقوش آن ساده تر شده و کتیبه های دینی جای خود را به اشعار فارسی شخصی و غیردینی داده است.