فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۲۱ تا ۶٬۴۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مبتنی بر میزان آگاهی افراد از نیاز اطلاعاتی خود و نیز، هدفمندی در رفع آن، می توان رفتارهای اطلاعاتی انسان را به دو مقوله کلی تقسیم کرد؛ رفتار اطلاع یابی و مواجهه اطلاعاتی. در تعریفی ساده، مواجهه اطلاعاتی، کسب اطلاعات به صورت غیرمنتظره است. هدف این مطالعه، شناخت درباره چیستی و عوامل روانشناختی و محیطی مؤثر بر رخداد این پدیده است. روش: این پژوهش با استفاده از روش کتابخانه ای انجام گرفته است. یافته ها: تصمیم آگاهانه یا ناآگاهانه برای پیگیری اطلاعات به وسیله فرایند پیچیده ای از شناخت، انگیزش و هیجان هدایت می شود. ویژگی های شخصیتی خاص و همچنین، حالت های انگیزشی و هیجانی خاص، کشف غیرمنتظره را بهبود می دهند. برخی از عوامل محیطی وجود دارند که می توانند احتمال رخداد مواجهه اطلاعاتی را افزایش دهند. نتیجه گیری: رفتار انسان محصول سه عامل است؛ انگیزش، توانایی و محرک های بیرونی. در زمینه رفتار اطلاعاتی، نیازها و علاقه های اطلاعاتی، انگیزش را پدید می آورند. منظور از توانایی، توانایی های شناختی و روانشناختی است. محرک های بیرونی، ساختارهای همگرا و واگرا در محیط اطلاعاتی را شامل می شود که امکان بروز رفتارهای اطلاعاتی همگرا و واگرا را فراهم می کنند. از این رو، می توان گفت اگرچه میزان آگاهی کاربر از نیاز اطلاعاتی خود و هدفمندی در رفع آن و همچنین، توانایی های شناختی و روانشناختی وی، همگرا بودن یا واگرا بودن رفتارهای اطلاعاتی او را تعیین می کنند، اما این ساختار محیط اطلاعاتی است که راه های تعامل کاربر با محیط اطلاعاتی را شکل می دهد و زمینه را برای ظهور رفتارهای همگرا و واگرا فراهم می سازد. همچنین، تفاوت های فردی در میزان مواجهه اطلاعاتی به صورت عمیقی در توانایی های شناختی انسان از جمله پردازش اطلاعات، توجه و ادراک ریشه دارد. رخداد مواجهه اطلاعاتی مستلزم واگرایی در رفتار اطلاعاتی است. واگرایی در رفتار اطلاعاتی نشانه ای از تفکر واگرا است. از این رو، چنین به نظر می رسد که ضروری است درباره عواملی که بر تفکر واگرا مؤثر هستند، شناخت به دست آورد.
شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر قیمت گذاری کالاهای اطلاعاتی در مراکز اطلاع رسانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: به دلیل پیچیدگی مفهوم قیمت گذاری کالاهای اطلاعاتی، جمع آوری اطلاعات کامل درباره عوامل مؤثر بر آن ضرورت دارد. در همین راستا، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی این عوامل است. روش: در گام نخست، با مطالعه کتابخانه ای و جستجو در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، پژوهش های موجود در این زمینه بررسی و فهرستی از عوامل مؤثر در قیمت گذاری کالاهای اطلاعاتی شناسایی شده و برپایه این فهرست، مدل مفهومی و فرضیه های پژوهش توسعه یافت. به منظور گردآوری داده های مورد نیاز برای آزمون فرضیه ها، از ابزار پرسشنامه استفاده شده است. نمونه شامل 220 نفر از مدیران و کارشناسان مراکز اطلاع رسانی ایران است که به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. افزون بر این، آزمون های «کلموگروف- اسمیرنوف» و تی تک نمونه ای برای آزمون فرضیه ها و آزمون فریدمن برای رتبه بندی عوامل در نرم افزار «اس.پی.اس.اس» استفاده شده است. یافته ها: برپایه نتایج، سهولت دسترسی، سهولت خرید، محتوا، سودمندی، کانال عرضه مناسب، وجود واحد بازاریابی، آگاهی از روش های قیمت گذاری رقبا، برنامه زمان بندی برای انتشار، و نیز روش هزینه یابی دقیق از عوامل مؤثر بر قیمت گذاری کالاهای اطلاعاتی هستند. از میان این عوامل، به ترتیب روش هزینه یابی دقیق، محتوا، و کانال عرضه مناسب دارای بالاترین رتبه هستند. نتیجه گیری: این پژوهش، ضمن ارائه فهرستی از عوامل مؤثر بر قیمت گذاری کالاهای اطلاعاتی، نشان می دهد روش هزینه یابی دقیق کالاهای اطلاعاتی، مهم ترین عامل در قیمت گذاری است. زیرا محاسبه هزینه در قیمت گذاری کالاهای اطلاعاتی پیچیدگی های زیادی دارد. افزون بر این، در این پژوهش برپایه یافته ها، برخی از راهکارهای مدیریتی برای قیمت گذاری مؤثر کالاهای اطلاعاتی پیشنهاد شده است.
توان بالقوه شبکه ها و رسانه های اجتماعی در تقویت مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره هفدهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۸)
109 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف : در این مقاله تلاش شده است با استفاده از روش پژوهش اسنادی (کتابخانه ای) و همچنین استناد به مطالعه پیمایشی شبکه های اجتماعی و سبک زندگی جوانان (افراسیابی،1390) بر اساس نظریات مربوط به عرصه رسانه های اجتماعی و نقش آن در مدیریت دانش، مدلی برای استفاده از رسانه های اجتماعی در حوزه مدیریت دانش به تصویر کشیده شود. روش : سؤال اساسی آن است که رسانه های اجتماعی چه نقشی در نظام علمی و پژوهشی کشور دارند؟ نخست، تصویری از حضور رسانه های اجتماعی در بخش های مختلف جامعه به ویژه مجامع علمی و آکادمیک بیان شده و با استناد به نتایج پژوهش، شاهد عضویت بخشی از کاربران رسانه های اجتماعی با انگیزه کسب اطلاعات و دانش هستیم. در ادامه، با بیان نظریاتی که جایگاه رسانه های اجتماعی را در تولید و مدیریت دانش برجسته کرده اند، نقش رسانه های اجتماعی در مدیریت دانش و اطلاعات بررسی و در نهایت به جمع بندی و نتیجه گیری برای استفاده بهینه از رسانه های اجتماعی در نظام علمی کشور پرداخته ایم. یافته ها : نتایج این مطالعه نشان می دهد رسانه های اجتماعی اینترنتی از طریق فراهم آوردن امکان تعامل و مباحثه در موضوعات مختلف، رشد و توسعه مدیریت اطلاعات، فراهم آوردن امکان اتصال مراکز علمی به یکدیگر، تولید دانش جدید بر اساس ارتباطات متقابل و معنادار از طریق زبان و آگاهی، گردش آزادانه نوآوری ها، افزایش خلاقیت دانشجویان، تسریع جریان گردش و مبادله اطلاعات، تقویت و تحکیم تفکر علمی، خلاق و انتقادی، انباشت تمام ایده های اعضا و کشف ایده های جدید علمی، تقویت شایستگی اجتماعی از طریق نظریه قدرت نمادین بوردیو و فراهم کردن ابزارهایی برای ایجاد یک جامعه جدید، به صورت مستقیم و غیر مستقیم در فرایند مدیریت دانش مؤثر هستند.
بررسی تأثیر مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی بر خوداثربخشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی بر خودکارآمدی دانشجویان انجام گرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر روش شناسی همبستگی با رویکرد ارائه معادلات ساختاری است. روش شناسی : جامعه آماری پژوهش حاضر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه تبریز، در سال 99 بودند. تعداد آنها 800 نفر برآورد شد. تعیین حجم نمونه با استفاده از قواعد خاص مدل سازی معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی انجام گرفت. 190 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب گردید. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود. برای تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها : نتایج پژوهش حاضر نشان داد که بین متغیرهای جنسیت، سن و مدیریت دانش شخصی در بین دانشجویان دوره های تکمیلی دانشگاه اختلاف معنی داری وجود ندارد. با توجه به مقادیر ضریب مسیر بین متغیرهای مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی با خودکارآمدی رابطه معنی داری برقرار است. نتیجه گیری : زمانی که کتابداران بتوانند از بین انبوه اطلاعات گسترده به درستی دست به انتخاب و دسته بندی اطلاعات بزنند، زمینه ساز افزایش ادراک آنها از توانمندی هایشان و افزایش خودکارآمدی می شود. از سوی دیگر با بهبود مدیریت دانش شخصی و رفتار اطلاع یابی نیز می توان انتظار داشت که خودکارآمدی آنها بهبود یابد.
Modeling the Agility of Education Departments with a Digital Transformation Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۳, No.۴, Winter & Spring ۲۰۲۲
83 - 110
حوزههای تخصصی:
Purpose: The purpose of this study is to provide a model of organizational agility in Fars education departments with a digital transformation approach. Methodology: This study is applied research from the perspective of the purpose of agile modeling of education departments' digital transformation strategy. Based on the data collection method, it is mixed research that was done by qualitative-quantitative methods. The participants include experts familiar with the structure and organizational relationships in education. Using the purposive sampling method, 15 people participated in this study. The main tools for collecting data are interviews and questionnaires. The interview consisted of 6 initial questions in a semi-structured manner. Content analysis has been used to identify the underlying categories of the research. The structural-interpretive modeling method has been used to design the initial model. Data were performed in the qualitative phase with ATLAS TI software and the quantitative phase with MicMac software. Results: Using qualitative analysis, the views of experts were identified through content analysis, and 5 categories and 19 components were identified. Then, based on the interpretive structural model, a model was designed for organizational agility of the Department of Education. There are 5 main themes of maturity, visionary leadership, structural flexibility, knowledge-based and socialism, and 19 organizing themes in this model. Conclusion: Education as a knowledge-creating organization acts in a coordinated and directional manner by creating an agile environment, thus providing the necessary platform for increasing the flow of information to create new knowledge and increase added value in its economic fields.
ارزیابی تطبیقی کارایی ساختار نحو نظام های شناسگر دیجیتالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظام های شناسگر دیجیتالی به عنوان یکی از اصلی ترین حوزه های کاربرد در رویکرد «وب قابل شناسایی» در تئوری شئ دیجیتالی مطرح شده اند. بر اساس ماهیت این شناسگرها، که مبتنی بر سازوکار وضوح، طراحی و پیاده سازی شده اند و با شناسگرهای دیگر متفاوت است، ساختار نحو (رشته شناسگر) این شناسگرها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. نحوِ شناسگر مجموعه ای از قوانینی است که برای ترکیب کاراکترها برای شکل گیری یک رشته شناسگر مورد استفاده قرار می گیرد. هدف این پژوهش ارزیابی کارایی ساختار نحو نظام های شناسگر دیجیتالی است. به منظور دستیابی به این هدف، بر مبنای روش ارزیابی روشنگرانه، فرآیندی شامل دو گام طراحی و اجرا شد. در گام نخست اقدام به طراحی چارچوب پایه ارزیابی کارایی ساختار نحو به روش دلفی شد. چارچوب پایه ارزیابی استخراج شده در این گام شامل 11 شاخص کارایی از جمله: یکتایی، قابلیت ماشین خوانی، ثبات، قابلیت همکاری، سادگی، مقیاس پذیری، اثبات پذیری، گرانولیته، عدم حساسیت کاراکتر، قابلیت نقل انسانی و قابلیت وضوح نحو است. درگام دوم، با استناد به چارچوب پایه طراحی شده، اقدام به ارزیابی تطبیقی 6 نظام شناسگر دیجیتال مطرح در سطح جهان به روش «تاپسیس» شد. نتایج این ارزیابی نشان داد که نظام های «دی.اُ.آی.» و «یو.سی.آی.» انطباق بالا و نظام های «هندل»، «آ.ر.ک.»، «یو.آر.ان.» و «پی.یو.آر.ال.» انطباق متوسطی را با شاخص های کارایی ساختار نحو نظام های شناسگر دیجیتالی دارند. در تحلیل این نتایج نیز راهکارهای نظام های با کارایی بالا در اثبات پذیری رشته شناسگر، از جمله بکارگیری سازوکار وضوح، پروتکل « TCP/IP » و استفاده از شناسگرهای دارای ارقام چک اعتبار در پسوند، و همچنین مزایای استفاده از کدهای توصیف کننده به ویژه در شناسایی دقیقتر شئ مورد شناسایی مورد بحث قرار گرفته است. این نتایج می تواند توسط کاربران این نظام ها و شناسگرهای آن و همچنین پژوهشگران این حوزه مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل سرفصلهای برنامه های درسی کارشناسی ارشد و کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی بر اساس فرصتهای شغلی نوظهور مبتنی بر فناوری اطلاعات در بازار کار جهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : تحلیل محتوای سرفصل های آخرین برنامه های درسی مصوّب موجود در ایران با توجه به نیازهای بازار کار، هدف اساسی پژوهش حاضر محسوب می شود. روش شناسی : در پژوهش حاضر از روش تحلیل محتوا استفاده شده و از لحاظ معیار کاربرد نیز از نوع کاربردی است. جامعه آماری پژوهش آخرین سرفصل های مصوّب مقاطع کارشناسی ارشد و کارشناسی رشته علم اطلاعات و دانش شناسی در ایران بوده است. ابزار تحقیق برای گردآوری داده ها، سازه تحلیل محتوا (دانش، مهارت و نگرش) با 222 آیتم )در قالب ده مؤلفه اصلی( بوده است. یافته ها : یافته ها نشان داد برای تصدی 4 گروه شغلی نوظهور کتابداری مبتنی بر فناوری اطلاعات، سرفصل های برنامه های آموزشی کارشناسی ارشد و کارشناسی مصوب وزارت علوم، حدود یک سوم (فراوانی= 71) از دانش، مهارت و نگرش مورد نیاز بازار کار را پوشش نمی دهند که با توجه به رکود و رقابت شدید در بازار، رقم قابل ملاحظه ای به شمار می رود. بر اساس یافته ها، کاستی های اساسی برنامه آموزشی رشته علم اطلاعات در ایران را می توان ذیل مقولات «مبانی شبکه های کامپیوتری»، «مبانی برنامه نویسی و طراحی پایگاه های اطلاعاتی»، «مبانی کامپیوتر» و نگرش (خصوصیات فردی و ویژگی های رفتاری) دسته بندی نمود.
شناسایی عوامل مؤثر بر کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها: یک مطالعه مبتنی بر نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: خدمات اینترنت اشیاء، دسترس پذیری و یافت پذیری اطلاعات در کتابخانه ها را بهبود می بخشد و ارتقاء و اعتلای کتابخانه ها را به همراه دارد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر، تعیین عوامل کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها به منظور ارائه الگوی کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد است. روش شناسی : پژوهش حاضر از نوع توسعه ای که با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش نظریه داده بنیاد انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش از 13 نفر خبره و صاحب نظر علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های کشور تشکیل شده است، که به روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شده اند، داده ها از طریق مصاحبه با آنها جمع آوری و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه وتحلیل شدند و بر اساس آنها، الگوی پژوهش طراحی گردید. برای سنجش روایی ابزار مصاحبه از روش پاسخگو و برای سنجش پایایی از روش دو کدگذاری استفاده شده است. یافته ها: نشان می دهد برای کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه 29 عامل در 5 طبقه شناسایی شدند که عبارتند از: طبقه عوامل علّی (6 عامل)، زمینه ای (5 عامل)، مداخله گر (5 عامل)، راهبردی (6 عامل)، پیامد (7 عامل). عوامل کاربردپذیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها نقش بهینه ای در زمینه مدیریت اطلاعات و توسعه خدمات دارند. پذیرش و گسترش سریع رویکرد نوین استفاده از اینترنت اشیاء و به کارگیری عوامل شناسایی شده در برنامه های توسعه کتابخانه ها پیش از هر چیز، نتیجه مزایا و فوایدی است که در این رویکرد فناورانه نهفته است.
واکاوی عوامل بازدارنده تأثیرگذار در پیاده سازی سامانه های مدیریت دانش در سازمان های دانش مدار (مطالعه موردی سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش به عنوان عامل اساسی رقابت و ابزار نوآوری در دنیای اقتصادی مدرن و دانش مدار به کالایی ارزشمند تبدیل شده است و نیازمند مدیریت صحیح است. شناسایی عوامل و موانع برای پیاده سازی سامانه مدیریت دانش و عدم شکل گیری و پیاده سازی سامانه های مدیریت دانش از اصول اولیه و پیش نیاز پیاده سازی سامانه مدیریت دانش در یک مجموعه است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع اکتشافی است. همچنین این پژوهش با استفاده از رویکرد تفسیری و با روش کیفی از نوع مطالعه موردی انجام شده است. جامعه پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی که در مجموع 350 نفر می باشند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی از میان متخصصان آشنا به حوزه مدیریت دانش که قبلاً در این رابطه به پژوهش پرداخته اند انجام شد. تعداد افراد نمونه با توجه به رسیدن به اشباع نظری داده ها 7 نفر از کارکنان بودند. در این پژوهش برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق و نیمه ساختار یافته استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از تحلیل مضمون یا مبتنی بر تِم با کمک نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا (MAXQDA) نسخه 10 استفاده شد. یافته ها: پس از تحلیل داده ها و کدگذاری چند مرحله ای مصاحبه انجام شده توسط چند پژوهشگر برای رسیدن به بهترین مضامین، دلایل فقدان سامانه مدیریت دانش در سازمان کتابخانه ها، موزه ها و مرکز اسناد آستان قدس رضوی در سه مقوله اصلی عوامل سازمانی، عوامل انسانی و عوامل فنی دسته بندی شدند. برآیند نظر مصاحبه شوندگان نشان داد، دو عامل محوری باعث شکل نگرفتن سامانه مدیریت دانش در سازمان شده است که بقیه عوامل از این دو عامل نشأت گرفته اند که عبارتند از (عامل سازمانی) و (عامل انسانی). نتیجه : برآیند نظر مصاحبه شوندگان نشان می دهد، عامل سازمانی و پس از آن عامل انسانی، بیشترین فراوانی را از نظر اثرگذاری بر فرایند پیاده سازی سامانه مدیریت دانش دارند. همچنین عامل فنی فراوانی کم تری را در این بین داشته است. «عدم احساس نیاز» به عنوان زیرمجموعه عامل نخست (سازمان) با توجه نظرات کارشناسان، از همه موارد اهمیت بیشتری داشت و همه مصاحبه شوندگان روی آن تأکید داشته اند. از نظر مصاحبه شوندگان، گرچه زیرساخت های فناوری همه سامانه مدیریت دانش نیست، ولی جزء جدایی ناپذیر آن است. از دید آنها با ابزارهای سنتی نمی توان دانش رو به تزاید را مدیریت کرد و باید از ابزارهای نوین و زیرساخت های فناوری، اعم از سخت افزاری و نرم افزاری استفاده کرد. برای رسیدن به مرحله کاربست دانش، نیاز به تغییرات جدی در نگاه و سیاست گذاری است که با آموزش کارکنان و مدیران می توان به این مهم دست یافت. نقش مشاوران و متخصصان که بدنه علمی و تخصصی سازمان هستند، برای مشاوره، توجیه و اقناع مدیران بسیار حائز اهمیت است.
Analysis of the Behavior of Tourists in Iran Based on Data Mining and Search Rate on Google(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
253 - 270
حوزههای تخصصی:
Understanding tourist behavior is a requirement for marketing planning for the supply of goods and services to satisfy tourists. Nowadays, many tourists decide to travel to any place by searching through internet explorers. The present study was conducted with the aim of analyzing the behavior of tourists in Iran based on data mining (search rate on Google Trend). The research is applied and has been done with a causal descriptive method. The method of collecting data is by searching keywords on Google. . To collect the keywords needed for the research, we had to turn to the experts and authorities on the field as well as the relevant scientific articles. The process of data collection is that a series of key words in tourism were selected and accordingly, it was determined how much people used these words in different places in Iran. Correlation matrix (covariance) model has been used for data analysis. In this research, the structural information of these keywords was obtained and edited based on the keywords related to tourism extracted from Google Trend by time series and with the help of Pearson correlation matrix. Nine keywords were selected for search, including hotel, entertainment, pilgrimage, tourism, nature, places of interest, archeology, travel and travel tour. The keywords are not searched at random, but they are related and correlated and stem from a structural thinking. The results of the data analysis have shown the type and intensity of connections between the words that had a communication structure. It was also found that the words pilgrimage, recreation, and archeology have less connection with other words.
بررسی تأثیر استفاده تلفن های هوشمند بر پیامدهای رفتاری مثبت کارکنان با نقش میانجی سرمایه اجتماعی (مورد مطالعه: کارکنان کتابخانه های عمومی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر استفاده از امکانات تلفن های هوشمند توسط کارکنان بر شکل گیری پیامدهای رفتاری مثبت در آن ها شامل رضایت شغلی، رضایت ارتباط و عملکرد و همچنین بررسی نقش میانجی سرمایه اجتماعی صورت گرفت. روش : این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر روش در زمره پژوهش های توصیفی-پیمایشی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه کارکنان کتابخانه های عمومی زیر نظر سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به تعداد ۳۹۲ نفر است که 200 نفر از آن ها با توجه به حجم نمونه موردنیاز برای مدل یابی معادلات ساختاری به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری در این پژوهش، پرسش نامه استاندارد پژوهش شیر و رایس (2017) شامل شش گویه برای سنجش میزان استفاده از تلفن های هوشمند، هشت گویه برای سنجش سرمایه اجتماعی و شش گویه برای سنجش پیامدهای رفتاری مثبت کارکنان است که پایایی این پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 914/0 محاسبه شد. به منظور بررسی کفایت داده ها برای تحلیل عاملی، از آزمون KMO ازطریق نرم افزار SPSS استفاده شد. همچنین، آزمون تحلیل عاملی تأییدی به منظور بررسی روایی ابزار انجام شد و درنهایت، به منظور آزمون فرضیات از نرم افزار آموس استفاده شد. یافته ها: بررسی شاخص های برازش مدل حاکی از آن است که مدل ساختاری پژوهش از وض عیت مناس بی برخوردار است. همچنین، یافته های پژوهش نشان داد که استفاده از تلفن های هوشمند بر پیامدهای رفتاری مثبت کارکنان با ضریب مسیر 45/0 تأثیر معنی دار و مثبت دارد. همچنین، نقش میانجی سرمایه اجتماعی در تأثیر استفاده از تلفن های هوشمند بر پیامدهای رفتاری مثبت کارکنان با ضریب مسیر غیرمستقیم 48/0 تأیید شد. اصالت/ارزش: پژوهش حاضر برای اولین بار در کشور به بررسی نتایج مثبت استفاده کتابداران از تلفن های هوشمند و پیامدهای آن در کتابخانه های عمومی با نقش میانجی سرمایه اجتماعی پرداخته است. این پژوهش فواید استفاده از تلفن های هوشمند در سازمان ها را آشکار می سازد و به توسعه تجربی و نظری این زمینه مطالعاتی کمک می کند. ازاین رو، با توجه به اهمیت و کارایی تلفن های هوشمند در ارائه خدمات اطلاع رسانی، مرجع، فناوری اطلاعات و آموزشی و پژوهشی پیشنهاد می شود تدابیری برای استفاده مناسب در توسعه خدمات کتابخانه های عمومی با کمک تلفن های هوشمند لحاظ شود .
شناسایی عوامل و مؤلفه های مؤثر بر فعالیت های داوطلبانه درکتابخانه های ایران با ارائه الگوی نظری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف این پژوهش، شناسایی عوامل و مؤلفه های مؤثر بر فعالیت های داوطلبانه در کتابخانه های ایران و ارائه الگوی پیشنهادی است. روش پژوهش : پژوهش، از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است که با استفاده از روش نظریه زمینه ای یا داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری شامل استادان علم اطلاعات و دانش شناسی، مدیران، متولیان فرهنگی، مدیران کتابخانه ها، کتابداران و صاحب نظران برخی از حوزه های مرتبط با فعالیت های داوطلبانه بود. به منظور گردآوری داده ها 47 نفر از افراد واجد شرایط، به روش نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. معیار اصلی برای تعیین حجم نمونه، رسیدن به نقطه اشباع نظری بود. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه ساختاریافته بود. تجزیه و تحلیل در سه مرحله اصلی کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، فعالیت های داوطلبانه در کتابخانه های ایران متأثر از عوامل حمایت و بسترسازی، شناسایی انگیزه فعالیت های داوطلبانه، جذب و حفظ نیروهای داوطلب به کتابخانه است. موانع جذب نیروهای داوطلب شامل موانع اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، مدیریتی، حقوقی و قانونی هستند. همچنین، باورهای شخصی و روان شناختی و عوامل تأثیرگذار اجتماعی به عنوان عوامل مداخله گر بر فعالیت های داوطلبانه تأثیر دارند. بر اساس مدل پیشنهادی ایجاد و اصلاح قوانین، تبلیغ و اطلاع رسانی و آموزش از راهبردهای توسعه جذب نیروهای داوطلب در کتابخانه های ایران است. نتیجه گیری: حضور نیروهای داوطلب در کتابخانه های ایران، دارای پیامدهای مثبت و منفی می باشد که پیامدهای مثبت آن به مراتب بیشتر از پیامدهای منفی آن است. برای توسعه فعالیت های داوطلبانه، نیاز به نقشه راه و الگویی است که بتواند با ایجاد و اصلاح قوانین و جلب حمایت نهادهای دولتی و غیردولتی زمینه حضور مؤثرتر نیروهای داوطلب را در کتابخانه های کشور فراهم سازد.
انتشار معنایی: بازنمون معنایی انتشارات علمی مبتنی بر مجموعه هستی نگاری های اسپار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی کاربرد فناوری های وب معنایی در مدل سازی و بازنمون معنایی انتشارات علمی (مانند مقالات، کتاب ها، پایان نامه ها و ...) که با عنوان «انتشار معنایی» شناخته می شود. روش: پژوهش، توصیفی و به روش اسنادی انجام شده است. «هستی نگاری های اسپار» (مجموعه هستی نگاری های ایجاد شده برای انتشار و ارجاع دهی معنایی) برای توصیف همه جنبه های عرصه نشر طراحی شده اند. برای انجام پژوهش، وب سایت مربوط به هریک از هستی نگاری های اسپار و برخی منابع مرتبط دیگر مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: هستی نگاری های اسپار، مجموعه ای از هستی نگاری های مکمل یکدیگرند که امکان توصیف اطلاعات کتابشناختی انواع منابع و اجزای مختلف آن ها ، انواع استنادات و ارجاعات کتابشناختی منابع علمی، مراحل گردش کاری نشر (مانند نقش های عامل های مشارکت کننده در فرآیند نشر، انواع همکاری های علمی، وضعیت های مختلف مدرک، و ...)، و همچنین سنجه ها و داده های آماری منابع کتابشناختی (مانند ضریب تأثیر، شاخص هیرش و ...) را در قالب جملات فراداده ای ماشین خوان در زبان آر.دی.اف فراهم می کنند. مجموعه هستی نگاری های اسپار در چهارگروه قابل دسته بندی است: هستی نگاری های مربوط به توصیف اطلاعات کتابشناختی انواع منابع و بخش های آن ها (DoCO، DataCite، FaBiO، DEO، و FRBR-DL)، هستی نگاری های مربوط به توصیف استنادات منابع علمی (BiRO، CiTO و C4O )، هستی نگاری های مربوط به توصیف گردش کاری نشر (PSO، PRO، SCoRO، PWO، FRAPO و FR)، و هستی نگاری های مربوط به توصیف سنجه ها و داده های آماری منابع کتابشناختی (BiDO و FiveStars). نتیجه گیری: تحولات چشمگیر بحث انتشار معنایی در زمینه تغییر شیوه انتشار و به اشتراک گذاری داده های پژوهشی، ارتقای قابلیت جستجو، امکان تعامل بیشتر با کاربران، ایجاد رابط های هوشمند و استنتاج گرهای وب معنایی و ...، ضرورت توجه بیشتر به این عرصه را از سوی مراکز کتابشناختی و مؤسسات علمی و پژوهشی آشکار می سازد. استفاده از زبان های وب معنایی مانند «آر.دی.اف.»، «آر.دی.اف.اس.»، «اُ.دبلیو.ال.» و «اسپارکل» برای کمک به تجزیه و تحلیل، پردازش، و تفسیر آسان تر داده های علمی، می تواند سبب افزایش رؤیت پذیری، کشف پیوندهای ناشناخته بین آثار، یافتن پژوهش های مرتبط، و ... شود. هستی نگاری های اسپار ضمن ایجاد ساختار برای اطلاعات مرتبط با انتشارات علمی، امکان توصیف و بازنمون معنایی ابعاد مختلف نشر را فراهم می کنند. ارتباط بحث انتشار معنایی با مطالعات علم سنجی، مدیریت داده های پژوهشی، ارزیابی و رتبه بندی نشریات، فرآیند داوری مقالات و ... افق های جدیدی را در پژوهش های رشته علم اطلاعات و دانش شناسی می گشاید و تحقق این امر با تکیه بر فناوری های وب معنایی می تواند راهگشای برخی از چالش ها و مشکلات کنونی باشد. فقدان توجه به مبحث انتشار معنایی در پژوهش های داخلی و همچنین نبود پژوهش هایی که هستی نگاری های اسپار را برای مدل سازی و بازنمون معنایی انتشارات علمی در زبان فارسی استفاده کنند، ضرورت توجه و تمرکز بیشتر به این عرصه را می طلبد.
بررسی کیفیت استنادها به تولیدات علمی نویسندگان صاحب نام در میان رشته های مختلف موضوعی براساس ضریب تأثیر رشته و نوع مدارک در بازه زمانی ۱۰ ساله (۲۰۰۰-۲۰۰۹) در پایگاه وب آو ساینس آی.اس.آی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بررسی کیفیت استنادها به تولیدات علمی نویسندگان صاحب نام در رشته های مختلف موضوعی براساس ضریب تأثیر رشته و نوع مدارک در بازه زمانی ۱۰ ساله (۲۰۰۰-۲۰۰۹) در پایگاه وب آو ساینس آی. اس. آی هدف این پژوهش است. روش شناسی: این پژوهش با استفاده از روش تحلیل استنادی انجام گرفته است. به منظور درک کیفیت استنادها به تولیدات علمی نویسندگان صاحب نام در میان رشته های مختلف موضوعی از شاخص های نرخ استناد نسبی و استناد نسبی رشته استفاده شد. یافته ها: استناد نقش مهمی در ارزیابی تولید علمی، مجله یا پژوهشگر دارد، به طوری که در رتبه بندی ها، استناد باید در کنار شاخص تولید علمی وجود داشته باشد. اگر مقدار این شاخص ها بزرگ تر از یک باشد استنادات به تولیدات علمی نویسندگان صاحب نام دارای اثرگذاری بالا در سطح رشته و در مجموعه مجلات این نویسندگان می باشد. در این پژوهش کیفیت استنادها به نویسندگان صاحب نام براساس نوع مدارک در رشته های پزشکی بالینی، اقتصاد و بازرگانی دارای شاخص نسبی رشته بیشتر از یک و براساس ضریب تأثیر رشته مقدار این شاخص در همه رشته ها به جز رشته علوم فضا بالاتر از یک بود. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش کیفیت استنادها به نویسندگان صاحب نام براساس نوع مدارک در رشته های پزشکی بالینی، اقتصاد و بازرگانی دارای شاخص نسبی رشته بیشتر از یک و براساس ضریب تأثیر رشته مقدار این شاخص در همه رشته ها به جز رشته علوم فضا بالاتر از یک بود؛ پس استناد به تولیدات علمی نویسندگان صاحب نام دارای اثرگذاری بالا در سطح رشته ودر مجموعه مجلات این نویسندگان می باشد.
سنجش سطح بلوغ مدیریت دانش در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران براساس مدل زیمنس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ارائه راهکار برای ارتقای مدیریت دانش از راه سنجش سطح بلوغ آن مدل براساس مدل زیمنس. روش شناسی: داده ها با پرسشنامه پژوهشگرساخته ای گردآوری شد که نمونه هدفمند 100نفره از کارکنان سازمان آن را پرکردند. یافته ها: همه مؤلفه های بلوغ مدیریت دانش به غیر از مؤلفه «تعلیم و آموزش» پایین تر از حد متوسط یافته شد. بلوغ مدیریت دانش در سازمان در سطح یک قرار دارد. نتیجه گیری: مؤلفه های بلوغ مدیریت دانش براساس دیدگاه کارشناسان ارزیابی و راهکارهایی برای ارتقای آن ارائه شده است.
Digital Content Management and Virtual Learning(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
For years, virtual learning has been proposed as a dominant approach to overcome the limitations of traditional education. The spread of emerging technologies and the connection of citizens to the Internet has made virtual courses much more accesible than before. As the citizens of the third millennium refer to electronic shopping centers to purchase their goods, they expect to receive the instruction they require through virtual means. This trend, along with the increasing expectations, has created a gap between the current and the desired situation in the education process. Digital content management is considered as a facilitator to respond to emerging requirements. In this article, while explaining the dimensions of transformation in Virtual learning, the importance of digital content management in improving the effectiveness of virtual learning has been emphasized. The article would be a starting point for further research on the integration of digital content management in the virtual learning process.
بررسی وضعیت مدیریت دانش های گردآوری، سازمان دهی و اشاعه اطلاعات نسخه های خطی در کتابخانه های ایران و ارائه ی یک مدل کاربردی
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال اول زمستان ۱۳۹۳ شماره ۱
33 - 52
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش باهدف بررسی وضعیت مؤلفه های گردآوری، سازمان دهی و اشاعه اطلاعات نسخ خطی، در بخش های نسخ خطی کتابخانه های ایران بر اساس مؤلفه های مدیریت دانش انجام شده است. روش تحقیق: در این پژوهش از روش ترکیبی (کمی و کیفی) همزمان استفاده شده است. جامعه پژوهش را کلیه بخش های نسخ خطی در کتابخانه های سطح کشور که دارای بخش نسخ خطی و کارمند بوده اند، شامل 44 کتابخانه در سطح ایران، تشکیل داده است که با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته، موردبررسی قرارگرفته و پس از جمع آوری اطلاعات با استفاده از نرم افزار آماری spss تحلیل شده است. یافته ها: نشان می دهد که میانگین به دست آمده از مؤلفه های گردآوری نسخ خطی 92/37 از 45، سازمان دهی نسخ خطی 90/28 از 33، اشاعه اطلاعات نسخ خطی 11/36 از 57، از میانگین مقایسه شده در سطح کم تر و پایین تری قرار دارند. نتایج: نشان دهنده رعایت کم مدیریت دانش در بخش های نسخ خطی در کتابخانه های ایران در مؤلفه های موردبررسی است. پاسخ دهندگان به پرسشنامه و شرکت کنندگان در مصاحبه جملگی بر تهیه دستورالعمل یکسان و وحدت رویه در مؤلفه های گردآوری، سازمان دهی اطلاعات نسخ خطی و اشاعه اطلاعات تأکید داشتند و اجرای مدیریت دانش و استفاده از مدل های آن را ضروری دانستند.
Times Ranking versus ResearchGate’s Indicators: An Analysis of Presence and Activities of Political Sciences Field(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۳, No.۴, Winter & Spring ۲۰۲۲
39 - 56
حوزههای تخصصی:
Purpose: This study analyzes the activities of top Times researchers in the field of political science with an emphasis on examining the ResearchGate network. Method: This study opted for altmetric approach. Two research communities have been surveyed. The number of 145 faculty members affiliated to the top 10 universities of the Times 2021 in the field of political science was stratified sampling randomly, selected. Participation in the ResearchGate network was examined, for them. For the attendees, the indicators of citations, RG-score, and reads were extracted and compared. For the top 15 best Times scientific institutes, the RG scores per member and publication per member were calculated and compared. Correlation between Times Ranking and ResearchGate's indicators, done too. For data analysis, LibreOfficeCalc, and SPSS22 were exploited. Findings: Only, 39% of all faculty members belong to the best Times centers in the field of political science, have seen by registration in the ResearchGate network. For 57 registered individuals, there was a significant correlation between ResearchGate's indicators with each other. But there was no significant relationship between the Times rankings and the mentioned indicators, except for the reads (P-value = 0.018) with a weak reverse correlation (Spearman coefficient= - 0.314). Furthermore, comparative analysis for the top 15 Times institutes had done from standpoint of RG-Score, too. Originality: The Correlation relationship between Times rank and ResearchGate’s indicators in the field of political science, in addition, the participation of faculty members of the best scientific centers in this mentioned field had not been done yet.
طراحی و توسعه درگاه جست وجوی یکپارچه مخازن سازمانی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر طراحی و توسعه یک درگاه یکپارچه آزاد برای جست وجوی اطلاعات مخازن سازمانی دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی در ایران است. این مقاله به زیرساخت های گردآوری، مدل مفهومی و طرح معماری و اجزایی که یک نمونه واقعی برای گردآوری اطلاعات مخازن سازمانی باید داشته باشد، می پردازد. معماری و خدمات درگاه جست وجوی یکپارچه مخازن سازمانی ایران (آیریس) به عنوان نخستین نمونه از این دست در داخل کشور طرح می شود. نمونه کارکرد این درگاه پس از اجرا به صورت یک سامانه محلی ارائه خواهد شد. در فرایند طراحی و توسعه درگاه جست وجوی یکپارچه مخازن سازمانی ایران (آیریس) بر پایه بررسی منابع دانش و روش شناسی های گذشته پس از نیازسنجی و امکان سنجی زیرساخت های موجود در سطح ملی، بررسی متون علمی و جمع آوری اطلاعات، تجزیه و تحلیل سامانه های بین المللی مشابه، طرح اولیه پیاده سازی محصولی تحت عنوان «طراحی و توسعه یک درگاه یکپارچه آزاد برای جست وجوی اطلاعات مخازن سازمانی دانشگاه ها و مؤسسات آموزشی و پژوهشی عالی در ایران (آیریس)» به همراه کلیه جزئیات زیرسیستم ها و جریان های کاری وابسته به آن هدف گذاری شد. بدین منظور، در طی پنج مرحله از «اسکرام» به عنوان یک چارچوب چابک چرخشی و افزایشی برای کنترل مدیریت پروژه نرم افزار در طراحی و توسعه «آیریس» استفاده شد. معماری این سامانه بر پایه مدل ارائه دهنده داده و ارائه دهنده خدمت با به کارگیری استاندارد «اُ اِی آی» است. در معماری این سامانه سه بخش سیستم واسط استخراج کننده داده، سیستم مدیریت پردازش داده و پیوند موجودیت ها، و سرانجام، سیستم فراهم آوری و نمایش در نظر گرفته شد. در طراحی «آیریس» خصوصیاتی چون سهولت استفاده (کاربر پسندی)، رابط کاربر وبی قابل تعدیل و گسترش (به خصوص با زبان های رایج)، بازیابی به وسیله موتورهای جست وجو و ابزارهای نمایه سازی گوناگون، دسترسی دائمی به منابع، پشتیبانی از منطق جست وجو و شناساگر منحصربه فرد برای هر مدرک در نظرگرفته شده است. باید توجه داشت آنچه که در توسعه این سامانه بسیار مهم بود، نیاز به انتشار داده ها به شکل آزاد و تحت مجوزهای منبع باز و ماندگار است. در غیر این صورت، نمی توان انتظار توسعه سامانه مناسبی را داشت که توان گردآوری داده ها را به صورت یکپارچه داشته باشد. پس از پیاده سازی سامانه مشخص شد که ارائه دهندگان داده در داده های خود عمدتاً مشکلات ساختاری داشتندکه ممکن است خدمات درگاه را با نقص هایی مواجه سازد. به نظر می رسد با تهیه خط مشی هایی توسط «وزارت علوم» بتوان نسبت به روزآمدی و بارگذاری منظم داده ها در مخازن سازمانی و در نهایت، در سامانه «آیریس» اطمینان به دست آورد.
درآمدی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی و رویکرد آنها در استفاده از منابع اطلاعاتی الکترونیکی(مطالعه موردی: دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز)
منبع:
مطالعات دانش شناسی سال پنجم بهار ۱۳۹۸ شماره ۱۸
83 - 108
حوزههای تخصصی:
سابقه و هدف: هدف از پژوهش حاضر شناسایی رفتار اطلاع یابی و چگونگی اولویت دهی و استفاده ی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد شیراز از منابع اطلاعاتی و ﺷﻨﺎﺳﺎیی ﻧﻘﺶ ﺑﺮﺧی ویﮋﮔیﻫﺎی ﺟﻤﻌیﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘی داﻧﺸﺠﻮیﺎن در ﻓﺮایﻨ ﺪ اﻃ ﻼعی ﺎﺑی و اﺳﺘﻔﺎده از ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻃﻼﻋﺎﺗی اﺳﺖ. مواد و روش ها: روش پژوهش پیمایشی است. جامعه پژوهش 298 نفر از دانشحویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد شیراز است که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. تجزیه و تحلیل داده ها به کمک آمار توصیفی و استنباطی و با استفاده از نرم افزار SPSS صورت گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که دانشجویان برای رفع نیازهای اطلاعاتی و روزآمدسازی اطلاعات خود بیشترین استفاده را به ترتیب از منابع الکترونیکی، چاپی، و سپس انسانی دارند. اکﺜﺮ اﻓﺮاد ﻣﻮرد ﺑﺮرﺳی ﻣﻌﺘﻘﺪﻧﺪ کﻪ فناوری های اﻃﻼﻋﺎﺗی و ارﺗﺒﺎﻃی در کﺎﻫﺶ ﻣﺮاﺟﻌﻪ آﻧﺎن ﺑﻪ کﺘﺎﺑﺨﺎﻧﻪ ﻧﻘﺶ داﺷﺘﻪ اﺳﺖ. آﻧﺎن از کﺘﺎﺑﺪاران در ﻣﺮﺣﻠﻪ ی ﻧﺨﺴﺖ ﺑﺮای ﺟﺎیﺎﺑی کتابﻫﺎ یﺎ اﺳ ﻨﺎد و ﺟﺴ ﺖوﺟ ﻮی اﻃﻼﻋﺎت کﻤک ﻣیﻃﻠﺒﻨﺪ. داﻧﺸﺠﻮیﺎن در ﻓﺮایﻨﺪ اطلاع یابی با مشکلاتی مانند ﭘﺮاکﻨﺪﮔی اﻃﻼﻋﺎت در مکانﻫﺎی ﺑﺴ یﺎر ﻣﺨﺘﻠ ﻒ، ﮔ ﺮان ﺑﻮدن ﺗﻬیﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻃﻼﻋﺎﺗی، و ﻣﻮﺟﻮد ﻧﺒﻮدن آﺧﺮیﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. نتیجه گیری: به رغم گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بر میزان مراجعه حضوری دانشجویان به دانشگاه، تمامی انواع منابع اطلاعاتی همچنان مورد استفاده است. متنوع بودن اهداف کسب اطلاعات، عامل تعیین کننده نوع منبع اطلاعاتی است و دانشجویان بر حسب نیاز اطلاعاتی خود منبع اطلاعاتی را مشخص کرده و از آن استفاده می کنند.