فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش تلاش شده تا مهمترین راهبردها و اقدام های کتابخانه های دانشگاهی ایران در بحران همه گیری کووید-19، شناسایی، ارزیابی و با نمونه های بین المللی مقایسه شود.روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است که با روش پیمایشی و به شیوه توصیفی-تحلیلی در دو بخش انجام شد. تحلیل وضعیت کتابخانه های دانشگاهی ایران در دو بُعد آموزش و پژوهش در مواجهه با بحران کووید-19 و بررسی نقش این کتابخانه ها در بُعد مسئولیت اجتماعی در مقایسه با نمونه های بین المللی از جمله اهداف این پژوهش بود. ابزارهای این پژوهش یک سیاهه وارسی محقق ساخته و یک پرسش نامه و جامعه آماری، کتابخانه های دانشگاه های ایران و جهان (بر پایه رتبه بندی تایمز) بودند. تعداد 301 نمونه از کتابخانه های دانشگاهی بین المللی و از نمونه های ایرانی نمونه در دسترس و پاسخگو به پرسشنامه که 33 کتابخانه بودند استفاده شد.یافته ها: وضعیت کتابخانه های دانشگاهی در ایران در مقایسه با کتابخانه های دانشگاهی جهان در این همه گیری جهانی به گونه ای بود که راهبردها و اقدام های این کتابخانه ها در ایران توجه متوازن و هماهنگی به آموزش و پژوهش نداشتند. از سوی دیگر، این راهبردها و اقدام ها، با اقدام ها و راهبردهای کتابخانه های دانشگاهی بین المللی همگام نبودند.نتیجه گیری: تلاش کتابخانه های دانشگاهی جهان در مواجهه با یکی از دشوارترین چالش های خود قابل توجه و معنادار بود. همچنین، سهم تعهد در قبال مسئولیت اجتماعی در این کتابخانه ها نیز بسیار قابل توجه بود؛ اما میزان توجه به فعالیت های این جنبه در داخل کشور اندک بود. از این رو، یکپارچگی و پیوند میان کتابخانه های دانشگاهی، مراکز یا واحدهای آموزشی و فناوارنه، مراکز پژوهشی و آزمایشگاهی، یکی از مهمترین راهکارها هنگام رخدادهای مشابه پیشنهاد می شود.
ارائه الگوی هستی شناسی حاکمیت فضای سایبر: طرح یک تعریف جامع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای سایبر جامعه ای است که در بستر فناوری اطلاعات و ارتباطات شکل گرفته است. این فضا دارای مرزهای سرزمینی نیست و در ظاهر توسط قدرت واحدی اداره نمی شود. توانایی شبکه های رایانه ای برای فراتر رفتن از مفهوم مدرن زمان و مکان، عواقب قابل توجهی برای حکومت داری بر اساس روابط دولت-ملت دارد. به دلیل کمبود فزاینده کنترل ارتباطات در فضای سایبر، روش های سنتی حکومت کردن در حال سست شدن هستند. از این رو، مسائلی مانند الگوی حکمرانی فضای سایبر و اعمال حاکمیت، مرزبانی سایبری، نظارت، کنترل، حفظ حریم خصوصی، معماری ساختار جامعه مجازی متناسب با جامعه بومی مطرح می گردد. همچنین با توجه به نیاز روزافزون انسان ها به فضای مجازی، حاکمیت فضای سایبر به بخش مهمی از حاکمیت فضای واقعی ملی تبدیل گردیده است. بنابراین، وجود حاکمیت در فضای سایبری امری ضروری و حائز اهمیت است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر ارائه تعریفی جامع و کامل از حاکمیت فضای سایبر با استفاده از ابزار هستی شناسی است.
در این پژوهش که یک پژوهش کیفی است، با توجه به تعاریف و دیدگاه های مختلف در حیطه حاکمیت فضای سایبر، ضمن بررسی مبانی نظری حاکمیت فضای سایبر از طریق منابع و اسناد به روز و معتبر (سال های 2004-2022) و تحلیل آن ها با استفاده از روش تحلیل مضمون، مؤلفه ها و مضامین حائز اهمیت در حوزه حاکمیت فضای سایبر شناسایی گردید. بر اساس مضامین به دست آمده، هستی شناسی حاکمیت فضای سایبری استخراج شد. سرانجام، با سازماندهی موجودیت های مرتبط با حاکمیت فضای سایبر از طریق استخراج هستی شناسی آن، تعریفی جامع تر از حاکمیت فضای سایبر ارائه گردید.
با توجه به یافته ها، 17 مؤلفه مرتبط با حاکمیت فضای سایبر معرفی شده است که موجودیت های الگوی اصلی هستی شناسی حاکمیت فضای سایبر را تشکیل می دهند. بر اساس یافته ها، 17 مؤلفه عبارت اند از: نوع حاکمیت، اصول اساسی حاکمیت، حاکمیت حقوقی، رویکردهای حاکمیت سایبری، اصول هدایت گر، ذی نفعان حاکمیت سایبری، رویکرد چندذی نفعی حاکمیت سایبری، حاکمیت
پلتفرم های دیجیتال، تنظیم گری فضای مجازی، دارایی های سایبری، حاکمیت اینترنت، حاکمیت شبکه های توزیع شده و غیرمتمرکز، اقتصاد دیجیتال، حوزه های موضوعی، تحول دیجیتال، دانش و استعداد دیجیتال، و عدالت سایبری.
هستی شناسی استخراج شده در این پژوهش، کلاس ها و روابط آن ها را در حوزه مبانی حاکمیت فضای سایبر نشان می دهد. با وجود یافته های این پژوهش و ارائه هستی شناسی مبتنی بر اسناد و شواهد متقن، فهم دقیق قلمرو حاکمیت فضای سایبر امکان پذیر شده است. هستی شناسی استخراج شده به سازماندهی ساختاری دانش حاکمیت فضای سایبر کمک کرده و همزمان قالب مناسبی را در جهت چگونگی استفاده از دانش فوق قابل درک می کند.
شاخص ها و سنجه های موثر در اندازه گیری سطح هوش اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقطه مشترک همگرایی مهارت های اطلاعاتی و ارتباطی، سواد اطلاعاتی، رفتار اطلاعاتی، خلاقیت های فردی-جمعی، هوش و مباحث شناختی-ادارکی، در مقوله ی هوش اطلاعاتی است. اندازه گیری هوش اطلاعاتی در جوامع اطلاعاتی، از اهمیت زیادی برخوردار است. پرداختن به شاخص های مؤثر در این موضوع، از مباحث تعیین کننده در میزان استفاده از اطلاعات و داده در جوامع اطلاعاتی است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص ها و سنجه های مؤثر در اندازه گیری هوش اطلاعاتی انجام شد. پژوهش از نوع کاربردی و با استفاده از روش کیفی شامل مطالعات کتابخانه ای، تحلیل محتوا و تحلیل نظرات خبرگان انجام شده است. ابزار جمع آوری داده ها شامل مطالعه متون تخصصی مرتبط با موضوع پژوهش، کدگذاری محتوا، و مصاحبه با متخصصین آشنا با مبحث هوش اطلاعاتی ( 8 نفر متخصص علم اطلاعات و دانش شناسی و 7 نفر متخصص روانشناسی) بود. جامعه پژوهش شامل متون تخصصی منتشر شده ی مرتبط، نظریات علمی مرتبط، و متخصصین حوزه علم اطلاعات- دانش شناسی و روانشناسی است. در مبحث هوش از نظریه هوش چندگانه گاردنر و در مبحث رفتار اطلاعاتی از نظریه های مختلف علمی استفاده شده است. طبق یافته های پژوهش، در نهایت 14 شاخص و 97 سنجه ی مؤثر برای اندازه گیری هوش اطلاعاتی در دو بُعد مدیریت و بازیابی اطلاعات شناسایی شد. همچنین در پایان یک چارچوب پیشنهادی برای اندازه گیری هوش اطلاعاتی ارایه شده است. از یافته ها چنین نتیجه گیری شد که در جوامع اطلاعاتی، سیاست گذاران و مدیران سازمان یا سازمان های مسئول درارتباط با افزایش سطح هوش اطلاعاتی جامعه، بایستی در تدوین راهبردهای کلی خود، راهبردهای خاص هوش اطلاعاتی جامعه را در نظر بگیرند. یکی از این اهداف راهبردی می تواند افزایش سطح هوش اطلاعاتی افراد، سازمان ها و جامعه باشد. برای این کار باید شاخص های مؤثر برای اندازه گیری و راهکارهای افزایش سطح هوش اطلاعاتی جامعه ی مورد نظر مشخص شود. پیشنهاد می شود این امر در اولویت های جامعه اطلاعاتی قرار گرفته و ابزار اندازه گیری بومی هوش اطلاعاتی بر اساس یافته های این پژوهش تهیه شود.
واکاوی عوامل موثر بر سازماندهی منابع در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی و تحلیل عوامل درونی و بیرونی مؤثر بر سازماندهی منابع کتابی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران.روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و با روش مطالعه کتابخانه ای اسنادی و پیمایشی انجام شد. جامعه پژوهش شامل دو گروه خبرگان حوزه سازماندهی داخل سازمان (10 نفر) و متخصصان سازماندهی از داخل و بیرون سازمان(40 نفر) بودند که به دلیل تجربیات و تخصص آنها به صورت هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش اطلاعات از طریق مطالعه کتابخانه ای، جلسات طوفان فکری و بحث و گفت وگو، و پرسشنامه گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از ماتریس SWOT انجام شد.یافته ها: مجموع امتیاز عوامل درونی ۳/۵۱۲۸ و عوامل بیرونی ۳/۳۸۸۶ به دست آمد.عوامل درونی شامل این موارد است: فهرستنویسی پیش از انتشار و بازبینی و تکمیل رکوردهای فیپا، سازماندهی استاندارد منابع، تدوین استانداردها و ابزارهای تخصصی، توسعه منابع مرجع سازماندهی کنترل کیفیت سازماندهی،تولید قالب فراداده ای مارک، مشارکت متخصصان موضوعی در تحلیل موضوعی منابع، توسعه مارک ایران، عدم کاربست عملی یافته های پژوهش های سازماندهی منابع، ضعف همکاری با کتابخانه ها و موسسات فعال در حوزه سازماندهی، مشکلات ساختاری داده های کتابشناختی و مستند برای مهاجرت به محیط داده های پیوندی و وب معنایی، مشکلات فناورانه توسعه پیاده سازی استانداردهای جدید، عدم جذب و تربیت کارشناسان جدید در حوزه سازماندهی، کمبود نیروی انسانی متخصص،مشکلات برون سپاری سازماندهی، تأثیر منفی تمرکز بر کمیت بر کیفیتِ سازماندهی منابع کتابی، مشکلات دورکاری،مشکلات فضای کاری.عوامل بیرونی شامل این موارد است: نقش حاکمیتی سازمان و ارائه الگوها و استانداردهای سازماندهی، قانون واسپاری، امکان مهاجرت داده های کتابشناختی به محیط وب معنایی و داده های پیوندی، همکاری متخصصان حوزه سازماندهی سازمان در زمینه آموزش دانشجویان و راهنمایی و مشاوره پایان نامه های دانشجویی، توسعه پژوهش های کاربردی سازماندهی، آمادگی مدیران و کارشناسان در پذیرش الگوها و قالب های جدید سازماندهی منابع کتابی، حمایت از متخصصان برای مشارکت در مجامع بین المللی، همکاری با سایر مؤسسات و اشتراک تجارب و ظرفیت ها برای توسعه سازماندهی، امکان افزایش مشارکت کاربران در سازماندهی، عدم اختصاص بودجه مناسب برای پروژه های کاربردی حوزه سازماندهی، عدم ارتقا و توسعه نرم افزار جامع کتابخانه (رسا) برای پیاده سازی استانداردهای جدید، ضعف در ارائه آموزش های روزآمد، نبود راهبرد یکپارچه در سازمان برای سازماندهی منابع (چاپی و دیجیتال)، عدم تمرکز فرایند سازماندهی، نگرانی های شغلی کارشناسان.پیاده سازی الگوهای جدید، سازماندهی قالب های جدید منابع، تعامل با ذی نفعان، انتشار داده ها در وب معنایی، سازماندهی هوشمند، پالایش فراداده ها، امکان مشارکت کاربران، نظارت کیفی، آموزش روزآمد، حضور در مجامع تخصصی، و بهبود شرایط کاری، از راهبردهای پیشنهادی است.نتیجه گیری:روزآمدسازی روش ها و ابزارها برای انتشار فراداده ها در وب معنایی در قالب داده های پیوندی و توسعه هستی نگاری ها، تأکید بر سازماندهی اجتماعی، و فراهم کردن زمینه های تعامل با ذی نفعان به منظور اشتراک دانش و امکانات، باعث روزآمدی و توسعه آموزش کارشناسان می شود، و انجام پژوهش های کاربردی و بهبود مدیریت نیز باعث افزایش کیفیت این حوزه خواهد شد.
ساخت و اعتباریابی ابزار سرریز اطلاعات در کتابخانه های دانشگاه های علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش ها نشان می دهند مدل های محدودی برای اندازه گیری سرریز اطلاعات در کتابخانه ها طراحی شده اند، ولی تا کنون ابزار معتبر و پایایی برای اندازه گیری سرریز اطلاعات در کتابخانه های دانشگاهی ارائه نشده است. شناسایی عوامل مؤثر بر سرریز اطلاعات و مدیریت صحیح آن در کتابخانه های مورد نظر در ارتقای کارآیی و اثربخشی و درنتیجه موفقیت و رشد آن ها از اهمیت خاصی برخوردار است. هدف از انجام پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی ابزاری برای تعیین عوامل مؤثر بر سرریز اطلاعات در کتابخانه های دانشگاهی علوم پزشکی است.روش: پژوهش حاضر در دو بخش کیفی (فراترکیب و دلفی) و کمی (پیمایشی تحلیلی) صورت گرفت. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی کلیه مقالات مرتبط از پایگاه های اطلاعاتی معتبر بود که پس از استخراج و غربال گری و با در نظر گرفتن معیارهای ورودی و خروجی 20 مقاله فارسی و لاتین انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش دلفی شامل 20 نفر از استادان و خبرگان در زمینه فناوری های اطلاعات و ارتباطات وسرریز اطلاعات در دانشگاه های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان مازندران بود که به روش غیراحتمالی هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در بخش کمّی بر اساس فرمول کوکران 375 نفر از کاربران کتابخانه های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی استان مازندران به روش طبقه ای تصادقی به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیل عاملی تأییدی و تحلیل مسیر، با استفاده از نرم افزار آماری اسمارت پی. ال. اس. بهره برده شد.یافته ها: بر اساس یافته های بخش فراترکیب تعداد 7 مؤلفه اصلی به علاوه گویه های آنها (94 گویه) در مورد سرریز اطلاعات استخراج شد. سپس برای تأیید در اختیار پنل دلفی با 20 عضو قرار گرفت. پس از سه مرحله دلفی و پس از انجام اصلاحات و حذف گویه های نامرتبط، با مقدار آماره کندال سه مرحله دلفی به ترتیب 0/672 و 0/713 و 0/721 به اجماع نظری رسید. تحلیل عاملی تأییدی 74 گویه پرسشنامه سرریز اطلاعات در 7 مؤلفه اصلی شناسایی شدند: عامل ایجاد با بار عاملی (0/874)، عوامل فردی با بار عاملی (0/863)، عوامل مؤثر بر کنترل سرریز با بار عاملی (0/877)، عوامل محیطی با بار عاملی (0/902)، راهکارهای تعدیل با بار عاملی (0/698)، تأثیر سرریز بر کاربران با بار عاملی (0/863)، زیرساخت های فناورانه با بار عاملی (0/789). تحلیل عامل تأییدی نشان داد ابزار از برازش مطلوب برخوردار است. پایایی ترکیبی همه عوامل از 0/7 بالاتر بود. مثبت و معنادار بودن همبستگی رتبه مؤلفه های پرسشنامه نشان دهنده روایی همگرای پرسشنامه بود.نتیجه گیری: ابزار ساخته شده معیارهای تعیین وضعیت سرریز اطلاعات را در حوزه علوم پزشکی در اختیار محققان قرار می دهد. عوامل کشف شده شامل عوامل ایجاد، عوامل فردی، عوامل مؤثر بر کنترل، عوامل محیطی، و راهکار های تعدیل سرریزی اطلاعات بودند که با سنجش در محیط آزمایشیِ علوم پزشکی مازنداران، ضمن تأیید کارایی آن ها در محیط دانشگاهی و علوم پزشکی مشخص شد که ابزار ساخته شده از نظر کیفی و کمی قابلیت سنجش متغیر مورد نظر را دارا است.
اثربخشی آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی بر مهارت کتابداران در بازیابی اطلاعات (مورد مطالعه: کتابخانه های عمومی استان مازندران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش مطالعه اثربخشی آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی بر مهارت کتابداران کتابخانه های عمومی استان مازندران در بازیابی اطلاعات بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و آزمایشی است که با طرح پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کتابداران کتابخانه های عمومی استان مازندران در سال 1400 بود که از بین آنها، 30 نفر به صورت هدفمند و با توجه به معیارهای ورود به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی ساده دردوگروه کنترل(15نفر) وگروه آزمایش (15نفر) قرارگرفتند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته مهارت بازیابی اطلاعات بود. روایی صوری پرسشنامه توسط اساتید تأیید شد. پایایی آن با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، 89/0 محاسبه شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی (فراوانی، درصد و میانگین) و استنباطی (آزمون تحلیل کواریانس) استفاده گردید.یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین مهارت بازیابی اطلاعات در گروه آزمایش (07/47) در پس آزمون بیشتر از میانگین گروه کنترل (86/26) است. که بیانگر این است، آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی بر مهارت کتابداران در بازیابی اطلاعات تأثیر دارد (p=0/000<0/05) نتیجه گیری: آموزش بازیابی اطلاعات به صورت الکترونیکی می تواند یکی از گزینه های مؤثر در افزایش توانمندی و مهارت های کتابداران باشد. یافته های این مطالعه، موید قابل قبول بودن مباحث نظری ارائه شده در این حوزه است.
ضرورت، امکان و موانع توسعه کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری بزرگ شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بازیابی دانش و نظام های معنایی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۳۵
239 - 277
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ضرورت، امکان و موانع توسعه کتابخانه های عمومی در مراکز تجاری بزرگ شهر تهران است.این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر رویکرد، آمیخته است. در رویکرد کیفی پژوهش از روش پدیدارشناسی و تحلیل محتوا با مدل کلایزی و در رویکرد کمی پژوهش نیز از روش پیمایشی استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه 10 مال چندمنظوره بزرگ شهر تهران است که با معیارهای مختلفی سنجیده و انتخاب شده است. از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه محقق ساخته با سنجش روایی و پایایی آن برای پاسخ به سوالات فرعی پژوهش استفاده شده است. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد تعداد کتابخانه های پیرامون مراکزتجاری مورد مطالعه نسبت به جمعیت ساکن، ناکافی است. با وجود جمعیت ساکن در محله پیرامون مراکز تجاری، تعداد بالای مراجعه کنندگان روزانه و افراد شاغل در این مراکز تجاری، هیچ یک از مراکز تجاری مورد مطالعه آمادگی تخصیص فضا برای ایجاد کتابخانه را ندارند. تنها برخی از مراکز تجاری می توانند در اندکی از هزینه های ایجاد و فعالیت کتابخانه های عمومی کمک کنند. ایجاد کتابخانه عمومی در مراکزتجاری بزرگ و چندمنظوره (مال های چندمنظوره) شهر تهران می تواند تا حدی کمبود سرانه کتابخانه در این شهر را جبران کند. با توجه به جمعیت محله های پیرامون مراکزتجاری مورد مطالعه و کمبود کتابخانه در این محله ها از یک سو و تعداد بالای مراجعه کنندگان و کارکنان این مراکز از سوی دیگر، ایجاد کتابخانه عمومی در این مراکز ضروری است، همچنین ،کتابخانه های عمومی مراکزتجاری از نظر ساختمان و تجهیزات، جمعیت خدمت گیرنده، مجموعه سازی، خدمات و اداره کتابخانه دارای برخی ویژگی های خاص خود هستند
کاربرد مولفه های مدیریت زمان در روزآمدسازی اطلاعات و برنامه ریزی حرفه ای متخصصان علم اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی مدیریت زمان در روزآمدی اطلاعات و برنامه ریزی حرفه ای متخصصان علم اطلاعات و دانش شناسی در کتابخانه های عمومی استان کرمان است.
روش: روش این پژوهش پیمایشی و از نوع مطالعه کاربردی بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان کتابخانه های عمومی استان کرمان به تعداد 82 نفر می باشد. حجم نمونه براساس جدول مورگان 68 نفر برآورد شده و روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود. جامعه مورد مطالعه برحسب شهرستان مشخص گردید و سپس از هر یک، نمونه تصادفی به نسبت تعداد افراد جامعه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از 2 پرسشنامه محقق ساخته شامل مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات استفاده شده است. پرسشنامه مدیریت زمان شامل 40 پرسش درباره روش های پایش و کنترل وقت در انجام فعالیت های حرفه ای بود. پرسشنامه روزآمدی اطلاعات نیز شامل 15 پرسش در خصوص استفاده روزآمد از منابع اطلاعاتی، وبگاه ها، رسانه ها، پایگاه ها و دسترسی به اطلاعات تخصصی طراحی شد. برای محاسبه روایی ابزار اندازه گیری از روش اعتبار صوری استفاده شده است. پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ مورد بررسی قرار گرفت. ضریب مورد نظر برای پرسشنامه های مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات به ترتیب 845/0 و 948/0 تعیین شد که بیانگر پایایی بالای ابزار سنجش است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اس.پی.اس.پی. انجام شد و از آماره های توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و نیز استنباطی شامل: ضریب همبستگی پیرسون- اسپیرمن و نیز مدل رگرسیون چند متغیره استفاده شده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که ضرایب همبستگی آزمون پیرسون و اسپیرمن بین دو متغیر مدیریت زمان و روزآمدسازی اطلاعات به ترتیب برابر 412/0 و 318/0 است. در نتیجه بین مدیریت زمان کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات در کتابخانه های عمومی استان کرمان رابطه مستقیم و معنی داری وجود دارد. با توجه به اینکه مقدار R2adj (تعدیل شده R2)، برابر با 174/0 می باشد، لذا، امتیاز نمره واریانس، روزآمدسازی اطلاعات را تایید می کند. بر این اساس، بین هدف گذاری، اولویت بندی اهداف و فعالیت ها، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات رابطه خطی معنی داری وجود دارد. ضریب همبستگی چندگانه 498/0=r می باشد که نشان دهنده میزان روابط هدف گذاری، اولویت بندی اهداف و فعالیت ها، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات است و با توجه به اینکه سطح معنی داری برابر 006/0 و کوچک تر از سطح 05/0= α است، بنابراین، این رابطه معنی دار است. با توجه به اینکه مقدار R2adj (تعدیل شده R2)، برابر با 174/0 می باشد، پس، امتیاز نمره واریانس، روزآمدسازی اطلاعات را تایید می کند.
نتیجه گیری: نتایج تحقیق نشان داد مدیریت زمان کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات در کتابخانه های عمومی استان کرمان رابطه مستقیمی دارند؛ یعنی هرچه توانایی کارکنان در مدیریت زمان بیشتر باشد، توانایی آنها در روزآمدسازی اطلاعات و افزایش کیفیت کارهای تخصصی بیشتر می شود. علاوه بر آن، ارتباط تنگاتنگی میان برنامه ریزی عملیات توسط کارکنان و روزآمدسازی اطلاعات وجود دارد؛ یعنی هرچه کارکنان به صورت عملیاتی و عینی برای رسیدگی به امور، برنامه ریزی داشته باشند، بهتر می توانند اطلاعات خود را در زمینه های تخصصی و عمومی روزآمدتر کنند. سازماندهی قدرتمند شامل تفویض اختیار و فضای کاری مناسب برای داشتن مدیریت زمان موثر جهت مدیران بسیار مهم است و شایسته است تا تمرکز مدیران بر فعالیت های سودمند باشد. بنابراین، پیشنهاد می شود کارکنان کتابخانه ها اهداف خود را مطابق با اهمیت شان اولویت بندی کنند؛ زمان مشخصی برای برنامه ریزی و روزآمد کردن اطلاعات خود اختصاص دهند؛ اهداف کوتاه مدت و بلندمدت شغلی تهیه کنند؛ اهداف سازمانی را درجه بندی نمایند؛ جلسات را در زمان مناسب برگزار کنند؛ شروع و اتمام کار را مشخص کنند؛ روش انجام کار را مشخص کرده و برنامه مطالعات تخصصی داشته باشند.
بنیانی برای جستجوی حقیقت راهبرد ورای تعاریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: ازآنجا که ارائه تعریفی جامع و مانع از راهبرد، ناممکن است، و هریک از تعابیر گونه خاصی از دانستن را پیش می نهد که تنها به وجهی از منشور چندوجهی شناخت از این پدیده، با ماهیتی سوبژکتیو اشاره دارند، پژوهش حاضر درصدد است تا به بنیانی برای گذر از ظواهر و نیل به جوهره ها، که همانا حقیقت راهبرد به صورت بالذّات است، دست یابد.
روش: این پژوهش در چارچوب یک نگاه کل نگر بر روشی تحلیلی- سینتتیک (بنیان مدار) استوار است. اگرچه به کارگیری توأمان واقع گرایی استقرا ءگرایانه در تحلیل، و پیشینی انگاری ِقیاس گرایانه در سینتتیک، به عنوان ضرورتی اجتناب ناپذیر در پژوهش های علوم اجتماعی تلقی می گردد، اما اغلب مورد کم توجهی قرار گرفته است. با کاربست روش تحلیل، ضمن به چالش کشیدن منطق درونی مهم ترین تعاریف منتخب از اندیشمندان بنام در این حوزه به شیوه ای علّی در بازه زمانی 1938-2021 و شناخت اجزاء و عناصر شکل دهنده به آن ها، به طرحِ نقدها و اشکالات وارده بر آن ها با نگاهی فراسو و بیرونی پرداخته شده است، تا مسیر برای برقراری پیوند میان اجزاء بر پایه اصول و بنیان ها، با روشی سینتتیک (بنیان مدار)، برای گذر از تناقضات ظاهری هموار گردد. این روش امکان گذر از حقیقت در معنای ظاهری و رسیدن به حقیقت در معنای بالذات آن را ممکن خواهد ساخت.
یافته ها: امکان ارائه مفهومی اصیل و کامل از پدیده ای نظیر راهبرد در چارچوب مفاهیم شکل دهنده به آن، ممکن نیست، چراکه دانش مبتنی بر تجربه (دانش پسینی) که در نتیجه مشاهده واقعیت های بیرونی است، نه تنها به دلیل تکیه اجزاء و عناصر آن بر عرف و تداعی، اقتضایی بوده و دربردارنده کمترین قطعیت است، بلکه هیچ گاه نمی توان با تجرید از تجربه، به جامعیتی دست یافت که دارای مشخصه های کامل بودن و اصالت است. از این رو در کنار ملاحظات سه گانه مطرح شده برای امکان پذیر ساختن رسیدن به حقیقت راهبرد به صورت بالذات، شامل توجه به محدوده تعاریف، توجه به بُعد فراحسی پدیده ها و توجه به اصول مسلّم ارائه شده توسط کانت برای پی جویی حقیقت از مسیر فهم علمی، تنها راه، تکیه زدن بر اصول و بنیانی است که دارای وجوب مطلق بوده و به دلیل داشتن ماهیتی پیشینی، عبور از تناقضات دنیای واقعی را ممکن می سازد.
نتیجه گیری: هر پدیده از منظر تجربی ضرورتاً بایستی متکی بر جامعیتی باشد که آن جامعیت بتواند چراغ راه و هدایت گر تمام امور تجربی، چه در گذشته و چه در آینده، قرار گیرد. بدین ترتیب، بدیهی است که بسنده کردن به ظواهر و دیدگاه های سوبژکتیو برخاسته از آن برای نیل به حقیقتِ هر پدیده، نه تنها کارساز نخواهد بود، بلکه سدِّ راه تأملات عمیق در آن حوزه مطالعاتی قرار خواهد گرفت. از این رو، چنانچه در مطالعات علوم انسانی به ویژه مطالعات حوزه راهبرد، توجه به ریشه ها و منشأ پیدایش و تکوین پدیده ها و حقیقتِ آن ها به صورت بالذات با مبنا قرار دادن اصول پیشینی به عنوان راهنما و هدایت گر، اساس قرار گیرد، نه تنها دستیابی به جامعیتی فراذهنی از پدیده (Idea) را ممکن خواهد ساخت، بلکه خلق اندیشه های بی بدیل و تجلّی ظرفیت های بالقوه وجود انسانی در اندیشه پردازی را ممکن کرده و یک گام به پیش نهادن در ساحت علم را محقق خواهد ساخت.
ارائه و ارزیابی الگوی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
359 - 384
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر ارائه و اعتبارسنجی الگوی پیشنهادی مدیریت دانش و همچنین بررسی وضعیت مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور است. آگاهی از اینکه دانش چگونه خلق و اداره می شود، مؤلفه های مدیریت دانش در این واحدها کدام است، چه الگوی مدیریت دانشی برای واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی مناسب است، آیا الگوی پیشنهادی از اعتبار لازم برخوردار است؟ و اینکه وضعیت واحدهای علم سنجی در مدیریت دانش و مولفه های آن چگونه است، ضروری به نظر می رسد.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است و با روش توصیفی پیمایشی انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که براساس الگوی پیشنهادی در سوال اول پژوهش، 5 مولفه مدیریت دانش شامل مؤلفه های شناسایی (18 گویه)، کسب (11 گویه)، کاربرد (9 گویه)، ثبت (6 گویه) و ارائه (8 گویه) در طیف لیکرت تنظیم شد. جامعه مورد مطالعه، کلیه مدیران و کارکنان مرتبط با واحد علم سنجی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور بود. با بررسی وب سایت واحدهای فعال علم سنجی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور، تعداد 164 نفر مشغول به کار شناسایی شدند. براساس جدول مورگان، تعداد نمونه مورد نیاز 115 نفر تعیین شد، که به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. تعداد 84 پرسشنامه تکمیل شده، دریافت گردید. نظر به اینکه نرخ بازگشت پرسشنامه ها بالای 70 درصد بود، تحلیل داده ها بر روی 84 پرسشنامه انجام شد. به منظور سنجش اعتبار پرسشنامه، از روش اعتبار محتوا استفاده شده است. در پژوهش حاضر پس از تدوین پرسشنامه، به منظور اعتباریابی آن از نظرات هفت نفر از متخصصان شامل: چهار عضو هیأت علمی و سه نفر متخصصان و نویسندگان مقالات در این حوزه، استفاده شد. در بخش اعتباریابی نیز روایی از طریق تحلیل عاملی تأییدی بررسی گردید. همچنین پایایی این پژوهش از روش محاسبه همبستگی درونی (آلفای کرونباخ) با کمک نرم افزار اس. پی. اس. اس. محاسبه شد و مقدار آن برای کل پرسشنامه 949/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار پی. ال. اس. برای اعتباریابی مدل و نیز از آزمون های تی تک نمونه ای و دوجمله ای برای بررسی وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش استفاده شد.
یافته ها: الگوی پیشنهادی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی شامل پنج مؤلفه شناسایی (12 گویه)، کسب (10 گویه)، کاربرد (هشت گویه)، ثبت (پنج گویه) و ارائه (هفت گویه) تدوین شد. آزمون مدل اندازه گیری شامل آزمون پایایی (پایایی متغیرهای مشاهده پذیر، پایایی مرکب، و آلفای کرونباخ)؛ آزمون روایی (شامل روایی همگرا، و روایی واگرا)؛ و آزمون کیفیت مدل اندازه گیری دارای اعتبار بود و تأیید شد. برای متغیر مدیریت دانش و دو مؤلفه شناسایی و کسب دانش، سطح معناداری آزمون کولموگروف اسمیرنوف بزرگ تر از 05/0 بود، بنابراین، کجی داده ها معنادار نبوده و داده ها نرمال بودند؛ لذا، از آزمون تی تک متغیره برای بررسی وضعیت آنها استفاده شد. برای مؤلفه های کاربرد، ثبت و ارائه دانش، داده ها نرمال نبوده و از آزمون دو جمله ای استفاده گردید. نتایج آزمون تی تک متغیره و آزمون دو جمله ای نشان داد که از نظر آماری وضعیت متغیر مدیریت دانش و مؤلفه های شناسایی دانش، کسب دانش و کاربرد دانش بیشتر از حد متوسط (عدد 3) است و برای دو مؤلفه ثبت و ارائه دانش، آزمون معنادار نیست و در حد متوسط (عدد 3) است. با توجه به اینکه مدیریت دانش در سازمان های ایرانی سابقه چندانی ندارد، اکثر پژوهش ها وضعیت مدیریت دانش و مؤلفه های آن در سازمان های ایرانی را در وضعیت متوسط و نامناسب گزارش کرده اند. با این حال، نتیجه ای که در این پژوهش به دست آمد نشان داد که وضعیت مؤلفه های مدیریت دانش شامل شناسایی دانش، کسب دانش و کاربرد دانش در حوزه علم سنجی، متوسط به بالا است، اما در مؤلفه ثبت و ارائه دانش میزان آنها کمتر بوده است.
نتیجه گیری: مدل پیشنهادی مدیریت دانش در واحدهای علم سنجی دانشگاه های علوم پزشکی کشور شامل 5 مولفه شناسایی، کسب، ثبت، کاربرد و ارائه دانش است که به عنوان مرجع و الگویی می تواند در سایر دانشگاه ها نیز پیاده سازی شود.
تحلیلی بر محتوای ارائه شده توسط کتابخانه های عمومی در شبکه های اجتماعی در دوران همه گیری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه های عمومی دوره ۲۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۴) ویژهنامه کووید-۱۹
۳۱۵-۲۹۸
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوع کرونا و تعطیلی کتابخانه های عمومی موجب شد فعالیت های کتابخانه ها در فضای مجازی ادامه یابد و کتابداران به دنبال تولید محتوا برای کتابخانه های خود باشند. کتابخانه های وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور در این مدت در بستر شبکه های مجازی فعالیت داشتند و به ویژه تولید محتوا توسط کتابداران مورد حمایت و تشویق قرار گرفت. هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای تولیدشده توسط کتابداران کتابخانه های عمومی ایران در شرایط دورکاری ناشی از شیوع کرونا در بستر اینستاگرام است. روش : پژوهش حاضر توصیفی و کاربردی است و با استفاده از روشِ اسنادی ازطریق مراجعه به محتوای صفحات مجازی کتابداران کتابخانه های عمومی در شبکه اجتماعی اینستاگرام صورت گرفته است. از میان 2700 کتابخانه عمومی وابسته به نهاد کتابخانه های عمومی کشور، نمونه ای شامل 336 کتابخانه با استفاده از جدول مورگان به صورت طبقه بندی شده و با رعایت توزیع نمونه در استان های مختلف انتخاب شد. اطلاعات مربوط به پست ها، دنبال کنندگان و تگ های موضوعی استخراج و در نرم افزار اکسل وارد شد. برای این منظور، پست های موجود با توجه به تاریخ انتشار هر پست (پیش از دوران همه گیری کرونا، دوران تعطیلی کتابخانه ها در همه گیری کرونا و پس از آن) تفکیک شدند. در بخش تحلیلی، آزمون های هم بستگی و رگرسیون برای آزمون فرضیه های پژوهش به کار گرفته شد. یافته ها: محتوای تولیدشده در چهار گروه اصلی کارگاه ها، کلاس های آموزشی، برنامه های فرهنگی و برنامه های مناسبتی دسته بندی شد. از نظر محتوای تولید شده، در بخش کارگاه های آموزشی، استان تهران با 804 پست بیشترین و استان قم با 98 پست کمترین تعداد را داراست. در بخش کلاس های آموزشی، استان تهران با 75 پست بیشترین و استان چهارمحال و بختیاری با 3 پست کمترین تعداد را به خود اختصاص می دهد. در بخش اطلاع رسانی فراخوان های فرهنگی-ادبی، استان تهران با 112 پست بیشترین و استان آذربایجان شرقی با کمترین تعداد پست را داراست. در بخش برنامه های مناسبتی، استان تهران با 121 پست بیشترین و استان های کردستان وکهگیلویه و بویراحمد با 11 پست کمترین تعداد پست را به خود اختصاص دادند. آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که بین درجه کتابخانه و میزان محتوای تولیدشده، تعداد دنبال کنندگان و میزان تولید محتوا، درجه کتابخانه و فاصله بین انتشار پست ها و تعداد دنبال کنندگان و فاصله پست ها رابطه ای معنادار وجود دارد. اصالت/ارزش: شرایط کرونا و قرنطینه در دوره همه گیری کرونا باعث شد تا کتابخانه های عمومی فعالیت های خود را در بستر فضای مجازی ادامه دهند و اطلاع رسانی برنامه های آموزشی، فرهنگی و هنری کتابخانه ها از این طریق افزایش یابد. در پژوهش حاضر، مشخص شد که کتابخانه های کوچک تر، مطالب بیشتر و متنوع تری در بستر اینستاگرام عرضه کرده اند. به نظر می رسد که ارتباط نزدیک تری بین جوامع محلی و کتابداران کتابخانه های کوچک تر وجود دارد و مخاطبان این کتابخانه ها علاقه ای بیشتر به دنبال کردن صفحات کتابخانه های خود دارند، و این امر نیز به نوبه خود می تواند زمینه ساز تولید بیشتر مطالب و اخبار مرتبط با کتابخانه ها شود. تجربه حاصل از تولید محتوای آنلاین در شرایط همه گیری کرونا می تواند در گسترش دامنه خدمات غیرحضوری کتابخانه ها، مدیریت شرایط بحران و ایجاد انگیزه در کتابداران برای تولید محتوا به کار گرفته شود.
Integration of Sustainability in Small Business Digital Marketing: A Qualitative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۴, No. ۶, Winter & Spring ۲۰۲۳
287 - 309
حوزههای تخصصی:
This study aims to design a local model of social responsibility in digital marketing in small online retail businesses in Iran. The present research is applied in terms of purpose and a qualitative research in terms of data collection method. The statistical population in the qualitative section included 11 experts. The main tools for data collection in the field included semi-structured interviews. The grounded theory approach using MAXQDA software was adopted to analyze qualitative data and present a paradigm model. Based on the results of qualitative analysis, six categories of factors were identified including causal conditions, underlying factors, strategies, pivotal phenomena, intervening factors and consequences . Targeted marketing was identified as the main category in relation to the context. In relation to causal conditions, two main categories were identified, including moral responsibility and environmental responsibility. In relation to digital marketing as a central phenomenon of research, the indicators of giving customers the right to choose, retaining customers, providing services in accordance with customer demands, establishing appropriate relationships and relationships with customers, and creating value for customers were identified. Commercialization strategies were identified as the main category of strategies and actions. Competitiveness of companies has been identified as the most important intervening factors; and economic development and service quality improvement were identified as the main categories of outcomes.
شناسایی مولفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۹ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
351 - 390
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت دانش به مجموعه ای از فرایندها گفته می شود که داده ها و اطلاعات سازمان را به دانشی ارزشمند تبدیل می نمایند. برای پیاده-سازی موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان ها عوامل متعددی موثر هستند که هوش مصنوعی یکی از این عوامل می باشد. پژوهش حاضر به منظور شناسایی مؤلفه های هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش صورت گرفته است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه گردآوری اطلاعات جزو تحقیقات کتابخانه ای است که از تکنیک های میدانی نیز استفاده شده است. این پژوهش از نظر روش، جزو پژوهش های توصیفی – ترکیبی است که از طریق پیمایش دلفی و تحلیل محتوا استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 40 نفر اساتید رشته علم اطلاعات و دانش شناسی دانشگاه های دولتی تهران و دانشجویان مقطع دکتری است که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آماره های توصیفی (میانگین و درصد) و همچنین به منظور تحلیل داده های آماری از نرم افزار spss 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر نشان داد که مؤلفه های هوش مصنوعی شامل مؤلفه عملکرد هوش مصنوعی که شامل 6 گویه که مهم ترین گویه، گویه ی تشخیص الگو و بازنشانی الگو برای پاسخگویی به مسائل براساس دانش قبلی؛ مؤلفه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری شامل 14 گویه که مهمترین گویه، گویه ها ی امکانات برقراری ارتباط و گفتگو برخط (آنلاین) و نرم افزاری نوشتاری؛ مؤلفه نگرش افراد سازمان شامل 6 گویه که مهمترین گویه، گویه ی نقش مهم عامل انگیزه در پیشرفت افراد در کار با رایانه؛ مؤلفه سنجش میزان مهارت افراد سازمان شامل 13 گویه که مهمترین گویه، آشنایی با نرم افزارهای آفیس؛ مؤلفه عوامل اقتصادی دارای 7 گویه که مترنی آن گویه ی هزینه تجهیز سازمان به سخت افزارها ، مؤلفه عوامل فرهنگی شامل 6 گویه که مهمترین گویه، اعتماد؛ مؤلفه فناوری اطلاعات شامل 7 گویه که مهمترین گویه ها ، امنیت و بهینه سازی و گویه خودکارسازی فرآیندها؛ مؤلفه محتوای دانشی شامل 2 گویه که مهمترین گویه های دانش های آشکار و نهان؛ مؤلفه زیرساخت سازمانیشامل 7 گویه که مهمترین گویه، پهنای باند متناسب با شبکه؛ مؤلفه دستورالعمل و بخشنامه ها دارای 2 گویه که مهمترین آن، گویه بخشنامه های مبنی بر هوشمندسازی سازمان؛ مؤلفه سیستم های یکپارچه که شامل 3 گویه و مهمترین گویه، گویه همکاری و تعامل علمی و آموزشی با سایر سازمان های هوشمند؛ مؤلفه فرآیندهای مدیریتی و مدیران ارشد شامل 6 گویه که مهمترین آنها، گویه های تنظیم اولویت های استراتژیک برای مدیریت دانش، ایجاد یک مخزن دانش، و مدیریت نوآوری؛ مؤلفه مزایا و کاربردهای هوش مصنوعی شامل 13 گویه که مهمترین گویه ها، گویه های تسهیل به اشتراک گذاری و بازیابی دانش، سهولت انتقال دانش؛ مؤلفه پردازش تصویر شامل 3 گویه که مهمترین ان نویسه خوان نوری؛ مؤلفه پردازش متن شامل 15 گویه که مهمترین انها، گویه های استخراج کلمات کلیدی و گروه بندی متون مشابه؛ مؤلفه پردازش گفتار شامل 3 گویه و مهمترین گویه گدیه ی مترجم های صوتی؛ و در نهایت مؤلفه اهداف به کارگیری هوش مصنوعی که شامل 13 گویه و مهمترین گویه ها گویه های انتقال مهارت ها و دانش کارکنان زبده و اندیشمند به سیستم های خبره و ارتقا توانایی ها و قابلیت های فردی و تربیت نیروی انسانی متفکر از نظر خبرگان (اعضای پنل دلفی) شناسایی شدند. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در این پژوهش نشانگر آن است که به کارگیری هوش مصنوعی در پیاده سازی مدیریت دانش می تواند نقش موثری را داشته باشد و همچنین هوش مصنوعی باعث تسهیل امر اشتراک و انتقال دانش و همچنین تسریع فرایند بازیابی می شود. با تمرکز بر این مؤلفه های شناسایی شده هوش مصنوعی و به کارگیری و تمرکز بر آن ها می توان در پیشروی و پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سازمان ها اقدام کرد.
طراحی مفهومی پلتفرم مبتنی بر مؤلفه های بازی وارسازی برای خدمات کتابخانه های کودکان و نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مفهومی پلتفرم مبتنی بر مؤلفه های بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های کودکان و نوجوانان انجام شده است.روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف از نوع کاربردی با رویکرد کیفی و روش دلفی فازی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، خبرگان، متخصصان بازی وارسازی و کودک و نوجوان و نیز ذینفعان (اعم از کتابداران، مدیران) منتخب سطح کشوری بودند. لذا نمونه گیری به صورت هدفمند انتخاب شد. حجم نمونه در پژوهش حاضر 30 نمونه بود. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق محاسبه سی.وی.آر با مقدار بزرگ تر از 0/49 و شاخص سی.وی.آی با مقدار 0/76 انجام شده است. در پایایی پرسشنامه نیز ضریب آلفای کرونباخ 0/88 به دست آمد.یافته ها: بر اساس یافته های به دست آمده از این پژوهش پلتفرم مفهومی مبتنی بر مؤلفه های بازی وارسازی در خدمات کتابخانه های کودکان و نوجوانان شامل مؤلفه های قابلیت های مکانیکی پلتفرم، پویایی سازی (دینامیک) بازی و زیباشناختی است. عناصر قابلیت های مکانیکی پلتفرم در پلتفرم کتابخانه کودکان و نوجوانان شامل، امتیازات، مراحل، نشان ها، جدول بندی، جدول پیشرفت و مسابقات است. پویایی سازی (دینامیک) بازی در پلتفرم کتابخانه کودکان و نوجوانان شامل موفقیّت، پاداش و رضایت است. عناصر زیبایی شناختی در پلتفرم کتابخانه کودکان و نوجوانان شامل مؤلفه احساسات است.نتیجه گیری: در طراحی بخش قابلیت های مکانیکی پلتفرم بازی وارسازی مؤلفه های امتیازات، مراحل، نشان ها، جدول بندی، جدول پیشرفت و مسابقات اهمیت بیشتری دارد. در طراحی بخش پویاسازی (دینامیک)، مؤلفه های موفقیت، رضایت و پاداش اهمیّت بیشتری دارد. در طراحی بخش زیبایی شناختی، مؤلفه درگیر کردن احساسات کودکان و نوجوانان اهمیّت بیشتری دارد.
میزان تعلق خاطر کاربران فهرست برخط دسترسی همگانی (اوپک) با توجه به نقش متغیرهای جذب شناختی، و خودکارآمدی رایانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کتابخانه ها با راه اندازی فهرست برخط دسترسی همگانی (اوپک) سعی دارند، ضمن استفاده از فناوری های به روز، دسترسی کاربران به منابع ذخیره شده را تسهیل کنند. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف واکاوی میزان تعلق خاطر کاربران فهرست پیوسته کتابخانه ای (کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی مشهد) با توجه به نقش متغیرهای جذب شناختی، و خودکارآمدی رایانه ای انجام شده است.روش شناسی: پژوهش به شیوه توصیفی پیمایشی و در نمونه ای آماری شامل 331 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی به شیوه نمونه گیری تصادفی انجام گردید. به منظور جمع آوری داده از سه پرسشنامه ارزیابی تعلق خاطر کاربر، جذب شناختی، و خودکارآمدی رایانه ای استفاده شد که روایی آن ها با نظر متخصصان و پایایی با ضریب آلفای کرونباخ مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سطح تعلق خاطر دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد به فهرست پیوسته (اوپک) کتابخانه مرکزی این دانشگاه در سطح قابل قبولی قرار ندارد. همچنین تحلیل دقیق تر داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری نیز نشان داد که جذب شناختی فهرست پیوسته در تعلق خاطر کاربر، تأثیر معناداری دارد. همچنین دیگر یافته پژوهش نشان داد که خودکارآمدی رایانه ای کاربران این دانشگاه در میزان تعلق خاطر آن ها تأثیر معناداری دارد.نتیجه گیری: در راستای افزایش تعلق کاربران به فهرست های پیوسته، ضمن رعایت معیارهای مربوط به محیط رابط کاربر باید به علایق کاربران، میزان توجه کاربران، و سابقه قبلی استفاده آنان از فهرست نیز توجه نمود. همچنین محتوای فهرست ها نباید تنها مشتمل بر اطلاعات کتابشناختی باشد، بلکه باید از سایر قالب های الکترونیکی (صوت، فیلم، تصویر و ...) برای غنی تر کردن اطلاعات کتابشناختی استفاده شود. افزایش تعلق خاطر کاربران، زمینه ساز درک بهتر کاربران، بهبود نگرش ها، یادگیری عمیق تر و تغییر رفتار کاربران می شود و به تبعیت از آن کاربر به استفاده مستمر از فهرست کتابخانه سوق داده می شود.
کتاب درمانی برای تاب آوری: بررسی تأثیر دوازده کهن الگو بر نوجوانان مبتلا به سرطان در بیمارستان بعثت شهر همدان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
138 - 157
حوزههای تخصصی:
هدف: در ابتدا از کتاب درمانی برای پرداختن به مسائل عاطفی در بزرگسالان استفاده می شد. با این حال، در نیمه دوم قرن 19، مبانی نظری و عملی آن به طور قابل توجهی گسترش یافت. امروزه کتاب درمانی به عنوان یک استراتژی مؤثر برای درمان مشکلات بالینی شناخته شده است. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر کتاب درمانی برای تاب آوری: بررسی تأثیر دوازده کهن الگو بر نوجوانان مبتلابه سرطان در بیمارستان بعثت همدان است.
روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با رویکرد پیش آزمون و پس آزمون بود. جامعه هدف را نوجوانان 10 تا 14 ساله تحت شیمی درمانی سرطان در بیمارستان بعثت همدان تشکیل می دادند. نمونه ای متشکل از 30 نوجوان مبتلابه سرطان به طور تصادفی انتخاب شدند و از همگنی از نظر سن، مدت زمان بیماری، وضعیت اجتماعی-اقتصادی و سایر متغیرها اطمینان حاصل شد. نمونه به دو گروه کنترل 15 نفری و گروه آزمایشی 15 نفری تقسیم شد. این تحقیق از دو پرسشنامه برای سنجش تاب آوری (کانر و دیوید سون، 2003) و امید به زندگی (اشنایدر، 2006) استفاده کرد. گروه آزمایش در هشت جلسه مداخله کتاب درمانی با استفاده از طرح مهارت قصه گویی شرکت کردند. محققان درمانگر از سه کتاب به عنوان راهنما استفاده کردند: «زندگی با درد مزمن: رویکرد مبتنی بر پذیرش» و راهنمای درمانگر و کتاب کار بیمار توسط کوین ولز و جان سورل (2013)، «راهنمای عملی کنترل درد: نگرش مثبت به سازگاری با درد مزمن» نوشته مایکل نیکلاس (2014) و «بیداری قهرمان» اثر پاتریشیا آدسون (2014). تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های t مستقل و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS انجام شد.
یافته ها: نتایج آزمون t مستقل تفاوت معنی داری را در میانگین نمرات تاب آوری و امید به زندگی بین گروه کنترل و آزمایش نشان داد. همچنین مداخله کتاب درمانی 43/6 درصد بر امید به زندگی و 64/1 درصد بر تاب آوری نوجوانان مبتلابه سرطان تأثیر داشتند و درمانگر بودند. تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون تی مستقل و تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS انجام شد.
هیأت تحریریه سنجی: روشی جهت سنجش عملکرد و اثربخشی اعضاء هیأت تحریریه و سردبیران مجلات نمایه شده در ISC(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هیأت تحریریه سنجی به روش ها و شاخص هایی اطلاق می شود که به وسیله آن عملکرد، اثربخشی و نقش اعضاء هیأت تحریریه و سردبیران مجلات در سیاست گذاری و طراحی نقشه راه برای آینده مجلات مورد ارزیابی قرار می گیرد. در پژوهش حاضر با استفاده از هیأت تحریریه سنجی، مجلات نمایه شده ISC در قلمروهای علوم بهداشت، علوم زیستی و هنر و علوم انسانی ارزیابی و تحلیل گردید.روش: در این پژوهش و به منظور دیداری سازی درهم تنیدگی اعضاء هیأت تحریریه و مجلات از روش تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شد. بدین منظور شاخص های مرکزیت که شامل مرکزیت درجه، مرکزیت نزدیکی و مرکزیت بینابینی است، به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی برای اعضاء هیئت تحریریه (2813 نفر) و مجلات (200 نشریه) انجام گرفت. به منظور پاسخ به پرسش های پژوهش از نرم افزار مصورسازی شبکه (UCINET)؛ روش های آمار توصیفی و تحلیلی مانند فراوانی، درصد، میانگین و ضریب همبستگی کندال تائوبی؛ آزمون خی دو و نیز نرم افزارهای SPSS، Net Draw و پایتون استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش در خصوص وضعیت ضریب تأثیر نشریات نشان می دهد در حوزه علوم انسانی و هنر، مجله " مسائل کاربردی تعلیم و تربیت اسلامی- لیست اولیه" با 1/095 ؛ در حوزه موضوعی علوم بهداشتی، مجله "سالمند –لیست انتظار"با (0/446)؛ و در حوزه علوم زیستی، مجله "پژوهش های ژنتیک گیاهی- لیست اولیه" با 0/37 بالاترین ضریب تأثیر را در هر حیطه موضوعی کسب کرده اند. برخی از مجلات حوزه علوم انسانی و هنر درصد خوداستنادی بالایی دارند. از جمله مجلاتی که در حوزه علوم انسانی و هنر بالای 80 درصد خوداستنادی دارند عبارتند از: "پژوهش نامه نهج البلاغه" (80/77 درصد)؛ "پژوهش نامه ادبیات کردی" و "زبان فارسی و گویش های ایرانی" (100 درصد)." احد فرامرز قراملکی- (استاد-دانشگاه تهران) " و " محمدحسن قدردان قراملکی (استاد- پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی)" بالاترین میزان درهم تنیدگی (فراوانی 5) را به خود اختصاص داده اند. از مجموع 368 نفری که دارای درهم تنیدگی هستتند، 333 نفر مرد و 35 نفر نیز زن هستند. از نظر مرتبه دانشگاهی نیز مرتبه علمی "استاد" با 76/71 درصد و "دانشیاران" با 15/57 درصد بالاترین سهم را از آن خود کرده اند.نتیجه گیری: از مجموع دو هزار و هشتصد و سیزده نفری که در دویست مجله مورد مطالعه همکاری داشتند، 368 نفر از اعضاء هیأت تحریریه دارای درهم تنیدگی بودند. نتایج حاکی از وجود رابطه معنی داری منفی بین ضریب تأثیر و درهم تنیدگی مجلات جامعه پژوهش و همچنین بین میزان استنادهای دریافتی نشریات و درهم تنیدگی مجلات جامعه پژوهش است. افزایش چارک نشریات با افزایش میزان درهم تنیدگی همراه است؛ به این معنا که چارک نشریات پیش بین مثبت و معنی داری برای میزان درهم تنیدگی نشریات است. شاخص آنی نشریات؛ میانگین ضریب تأثیر در موضوع سطح کلان؛ تعداد مقالات جامعه پژوهش و شاخص خوداستنادی، پیش بین های معنی داری برای میزان درهم تنیدگی نشریات نیستند. با توجه به نقش اعضاء هیأت تحریریه در مسیر تکامل و کیفی سازی مجلات از طریق فرایند داوری و انتخاب موضوعات، تلاش برای تشکیل هیأت تحریریه های متنوع تر با درهم تنیدگی کمتر، نه تنها خروجی تحقیقاتیِ متنوع تری را به دنیای نشر خواهد سپرد؛ که فضای رقابتی مثبت با طیف گسترده تری از آراء را نیز ایجاد خواهد کرد.
بررسی رابطه هوش سازمانی و توانمندی مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
167 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان هوش سازمانی با توانمندی مدیریتی مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمان است.روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی است. ابزار گرآوری اطلاعات پرسشنامه هوش سازمانی (حاوی 37 پرسش) و پرسشنامه توانمندی های مدیریتی مدیران و کارکنان (حاوی 31 پرسش) است. برای تحلیل داده ها از آمار توصیفی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمان تشکیل می دهد. با توجه به محدود بودن آن از روش سرشماری استفاده شد و تمامی جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفت.یافته ها: با توجه به یافته های پژوهش می توان اظهار کرد که رابطه معنی داری بین توانمندی های مدیریتی مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمان، با هوش سازمانی وجود دارد. یعنی با افزایش و یا کاهش هوش سازمانی، توانمندی های مدیریتی مدیران و کارکنان افزایش یا کاهش می یابد. همچنین یافته ها حاکی از آن است که ارتباط معنی داری بین توانمندی های مدیریتی مدیران و هوش سازمانی وجود دارد. علاوه بر آن، مشخص شد که بین توانمندی های رفتاری مدیران و کارکنان کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمان، با هوش سازمانی، ارتباط معنی داری برقرار است.نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن بود که از نظر مدیران و کارکنان این کتابخانه ها، مدیریت، تأثیر مناسبی در فعالیت حرفه ای آن ها داشته است. رعایت مؤلفه های اثرگذار در برنامه ریزی، اجرا و بازخوردهای مؤثر، تا حد زیادی موجب بهبود فعالیت کتابخانه ها می شود. کارکنان کتابخانه ها نسبت به سازمان خود حس مطلوبی دارند و محیط کاری را دارای شرایط مناسب ارزیابی کرد ه اند. آنان همچنین احساس نسبتاً مناسبی در فعالیت حرفه ای خویش دارند.
ارائه معماری پیشنهادی به کارگیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها ی دانشگاهی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اینترنت اشیاء در حال تبدیل شدن به یک عنصر کلیدی از اینترنت آینده و یک زیرساخت حیاتی ملی و بین المللی است و به نظر می رسد معرفی اینترنت اشیاء در کتابخانه ها امری قریب الوقوع و اجتناب ناپذیر است؛ بنابراین شناسایی معماری به کارگیری اینترنت اشیاء در کتابخانه ها ی دانشگاهی ایران مهم ترین دغدغه و مسئله اصلی پژوهش حاضر است، که با توجه به جستجوهای به عمل آمده تاکنون معماری که بر مبنای بررسی نظام مند مطالعات، معماری ها، الگوهای پیشین و ترکیب یافته ها ی آنان طراحی شده باشد، برای کتابخانه ها ی دانشگاهی ایران ارائه نشده است، لذا این پژوهش می تواند آغازی برای بهره برداری از این فناوری نوظهور باشد. نوع پژوهش بر اساس هدف، توسعه ای-کاربردی است و از نظر مسیر اجرا، از روش های فراترکیب، پیمایشی-تحلیلی و تایید خبرگان موضوعی استفاده شده است. پایگاه های اطلاعاتی الزویر، اسکوپوس، امرالد، LISTA، IEEE Xplore، مگیران، پایگاه مجلات تخصصی نور، سیویلیکا، پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و موتور جستجوی گوگل اسکالر مورد بررسی قرار گرفتند. در مرحله اول بعد از بررسی پایگاه های مذکور، پژوهشگران به استخراج مؤلفه ها و شاخص های کاربرد اینترنت اشیاء پرداختند که 9 مؤلفه (ساختمان، مدیریت، کاربران، کتابداران، امانت، سالن مطالعه، مرجع، فهرست نویسی، سواد اطلاعاتی) و 31 شاخص برای طراحی معماری مشخص گردیدند. جهت تایید این مولفه ها و شاخص ها از دیدگاه جامعه هدف (مدیران کتابخانه های دانشگاهی ایران) سیاهه وارسی محقق ساخته ای برای آنان ارسال شد. منظور از این کتابخانه ها ، کتابخانه ها ی مرکزی دانشگاه ها ی جامع است، که به شیوه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند و بعد از بررسی نتایج آزمون تی تست تک نمونه ای معین شد که کلیه مؤلفه ها و شاخص ها جهت کاربرد در کتابخانه ها ی دانشگاهی ایران مورد موافقت جامعه هدف قرار دارد. سپس با بررسی جامع این پژوهش های پیشین، معماری پیشنهادی طراحی گردید و از نظر خبرگان حوزه اینترنت اشیاء مورد تایید قرار گرفت. معماری پیشنهادی از پنج لایه دستگاه، شبکه، میان افزار، خدمات، امنیت و حریم خصوصی تشکیل شده است که روش کار هر کدام از لایه ها شرح داده شده است. در صورتی که مدیران این کتابخانه ها ، تمایل به کاربرد اینترنت اشیاء داشته باشند، می توانند از این معماری پیشنهادی برای اصول زیربنایی کار خود استفاده نمایند.
فعالیت های کتابخانه های عمومی در توسعه اقتصادی جامعه: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پرداختن به موضوع اقتصاد، کارآفرینی، کسب وکارهای کوچک و فراهم آوری اطلاعات تجاری برای شرکت های خصوصی و دولتی ازسوی کتابخانه های عمومی در دنیا سابقه ای طولانی دارد. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی انواع خدمات، برنامه ها و فعالیت های اقتصادی و تجاری کتابخانه های عمومی در متون این حوزه انجام شده است. روش: روش این پژوهش مرور نظام مند متون است و از چهارچوب مطالعه نظام مند کیچن هام و چارترز برای انجام آن استفاده شد. با مشخص شدن پایگاه های اطلاعاتی و عبارات پرس وجو، جست وجوها انجام شد و در نهایت با پالایش منابع و همچنین اعمال معیارهای ورود و خروج به پژوهش، 37 منبع به زبان انگلیسی و 6 منبع به زبان فارسی وارد مرور نظام مند شدند. ابزار پژوهش از نوع سیاهه وارسی بود. اطلاعات به دست آمده با تلخیص مطالب در قالب جدول ارائه شده است. یافته ها: فعالیت های کتابخانه های عمومی در راستای توسعه اقتصادی جامعه در چهار مؤلفه اطلاع رسانی، آموزشی، اجتماعی، و توسعه فضا و تجهیزات دسته بندی شد. مؤلفه اطلاع رسانی دارای دو بُعد منابع و پایگاه های اطلاعاتی و خدمات مرجع است. بُعد منابع و پایگاه های اطلاعاتی به نیازسنجی منابع، ارائه خدمات اطلاع رسانی اقتصادی، توسعه مجموعه اقتصادی، گردآوری منابع شغلی، رزومه نویسی و مصاحبه شغلی، بازاریابی مجموعه اقتصادی، ایجاد بانک های اطلاعاتی مشاغل، تأمین دسترسی به پایگاه های قوانین تجاری، و ایجاد و تکمیل وب سایت اقتصادی اشاره دارد. در بُعد خدمات مرجع، خدماتی همچون خدمات مرجع عمومی و مشاوره مرجع، خدمات مرجع تجاری و تحقیقاتی، تحویل سند، پاسخ به سؤالات تجاری از راه دور، ارائه راهنماهای موضوعی و کمک به جست وجو ارائه می شود. مؤلفه آموزشی شامل توسعه سواد مالی و کارآفرینی، مهارت های ویژه مشاغل و کسب وکارها، توسعه سواد دیجیتال و فناوری، توسعه مهارت های دانش آموزان و بزرگ سالان کم سواد، آموزش سواد اطلاعاتی تجاری، کمک به شغل یابی، مشاوره های اقتصادی و تجاری، و آموزش مربی است. مؤلفه اجتماعی به توسعه اجتماعی-اقتصادی جامعه، ایجاد مشارکت های اجتماعی، شبکه سازی، برگزاری رویدادهای تجاری، همکاری سازمانی و جلسات ملاقات با مشاوران می پردازد. در نهایت، مؤلفه توسعه فضا و تجهیزات هم شامل ایجاد ساختکده ها و فضاهای نوآوری، تمهید فضاهای فیزیکی، ایجاد فضاهای مرجع، کتابخانه های تجاری مستقل، و توسعه تجهیزات است. اصالت/ارزش: این پژوهش مروری جامع و نظام مند بر انواع خدمات، برنامه ها و فعالیت هایی است که کتابخانه های عمومی برای حمایت از توسعه اقتصادی جامعه ارائه می کنند. یافته ها نشان می دهد که کتابخانه های عمومی در حال ایجاد کارکرد جدیدی با عنوان کارکرد اقتصادی برای خود هستند که نقشی چندوجهی دارد و جنبه های مختلفی از جمله اطلاع رسانی، آموزش، مسائل اجتماعی و توسعه فضا و تجهیزات را پوشش می دهد. کتابخانه های عمومی در پاسخ به مشکلات اقتصادی جامعه برنامه ها و خدمات متنوعی را برای کسب وکارها، صاحبان مشاغل، کارآفرینان و حتی کاربران عادی طراحی و ارائه می کنند. این مطالعه به دانش موجود در مورد تأثیر اقتصادی کتابخانه های عمومی کمک می کند و جهت گیری هایی را برای اقدام کتابخانه های عمومی در آینده پیشنهاد می کند.