فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۲۱ تا ۳۴۰ مورد از کل ۸٬۰۳۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی کیفیت خدمات سامانه آموزش الکترونیکی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان (زمرد) با استفاده از روش وب کوآل و رویکرد تلفیقی مدل کانو و ماتریس تجزیه وتحلیل اهمیت و عملکرد، انجام شد.روش شناسی: این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و ازلحاظ شیوه اجرا، از نوع توصیفی و پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش شامل 231 نفر از فراگیران بالای 18 سال آموزش های الکترونیکی جهاد دانشگاهی واحد اصفهان در گروه های آموزشی پزشکی، علوم انسانی، زبان انگلیسی و غیرانگلیسی بود. تعداد نمونه براساس فرمول کوکران 144 نفر برآورد گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه وب کوآل است که دارای 4 بُعد قابلیت استفاده، کیفیت اطلاعات، کیفیت تعامل و تأثیر کلی در 23 گویه براساس پرسشنامه وب کوآل4 بارنز و ویدگن (2002) است. به منظور بهره گیری از مدل کانو و ماتریس تجزیه وتحلیل اهمیت و عملکرد، گویه های ابزار وب کوآل در 2 پرسشنامه مجزا برای بررسی میزان اهمیت- عملکرد و تعیین گویه های مؤثر بر رضایت فراگیران تکرار می شود. روایی و پایایی پرسشنامه تأیید گردید و از روش های آماری همانند میانگین، درصد فراوانی و میانگین هندسی برای توصیف و تحلیل داده ها استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که ضمن اهمیت بالای دو بُعد «قابلیت استفاده» و «کیفیت تعامل» ازنظر فراگیران، سامانه آموزش الکترونیکی جهاد دانشگاهی نیز عملکرد بالایی در خصوص این ابعاد وب کوآل داشته است. در مقابل بُعد «کیفیت اطلاعات» که به عنوان نیاز ضروری و با اهمیت از سوی کاربران مطرح شد که با انتظارات آن ها مطابقت نداشت. بُعد «تأثیر کلی» نیز در گروه نیاز های جذاب مدل کانو و ربع سوم ماتریس اهمیت و عملکرد قرار گرفت و ازنظر فراگیران چندان مهم ارزیابی نشد.نتیجه گیری: بررسی مدل کانو براساس گویه های وب کوال نشان داد که بیشتر گویه های مربوط به ویژگی های سامانه «زمرد» در طبقه نیاز های یک بعدی قرار گرفتند. در تحلیل ماتریس اهمیت عملکرد نیز تعداد 7 گویه از 23 گویه وب کوآل در ربع اول، 7 گویه در ربع دوم، 4 گویه در ربع سوم و 5 گویه در ربع چهارم قرار گرفتند.
تأثیر نشست های کتاب خوان با محوریت ادبیات نوجوانان بر میزان مسئولیت پذیری اعضای 9 تا 14 سال کتابخانه عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش کشف میزان تأثیر نشست های کتاب خوان با محوریت ادبیات نوجوانان بر مسئولیت پذیری اعضای 9 تا 14 سال کتابخانه عمومی شهر مود در استان خراسان جنوبی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و در زمره تحقیقات شبه آزمایشی با طرح گروه آزمایش و گروه کنترل است. درجمع آوری داده ها از پرسشنامه مسئولیت پذیری نوجوانان (نعمتی،1386) که شامل 50 سؤال است استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل 120 عضو نوجوان کتابخانه عمومی شهر مود بود که تعداد 40 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه در دو گروه 20 نفری، به روش گمارش تصادفی انتصاب شدند. در تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس و آزمون تی مستقل استفاده شد. یافته ها: میانگین مسئولیت پذیری اعضای نوجوان کتابخانه، بیشتر از حد متوسط و کمتر از حد مطلوب بود. تفاوت معنی داری میان مسئولیت پذیری و همچنین هفت مؤلفه آن -شامل خودمدیریتی، نظم پذیری، قانونمندی، امانتداری، وظیفه شناسی، سازمان یافتگی و پیشرفت گرایی- در دو گروه آزمایش و کنترل مشاهده شد. مرحله پیگیری نشان داد که میزان میانگین مسئولیت پذیری و شش مؤلفه آن رو به فزونی بوده است. نتیجه گیری: این پژوهش به دنبال آن بود تا قدمی در مسیر پر کردن خلأ نظری و کاربردی در زمینه انجام مطالعات مربوط با نمایان کردن ظرفیت کتابخانه های عمومی در رشد شخصیت و کسب مهارت های فردی و اجتماعی نوجوانان بردارد.
اثربخشی کتاب درمانی بر جرئت ورزی دانش آموزان چهارم ابتدایی شهر قاین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی کتاب درمانی بر جرئت ورزی دانش آموزان کم جرئت پایه ابتدایی انجام شده است. روش: طرح پژوهشی شبه آزمایشی، از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری است. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر کم جرئت پایه چهارم ابتدایی شهر قاین بودند. برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. مداخله کتاب درمانی بر روی گروه آزمایش، طی ۸ جلسه، هر جلسه یک کتاب داستان و به مدت ۴۵ دقیقه، و هفته ای دو بار برگزار شد. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از برتری معنادار گروه آزمایش بر گروه کنترل در مرحله پس آزمون بود. نتایج به دست آمده ماندگاری اثربخشی را در مرحله پیگیری نیز نشان داد. با توجه به یافته ها، می توان نتیجه گرفت که کتاب درمانی به روش گروهی می تواند به عنوان روش مؤثر در بهبود و نگهداشت رفتار جرئت ورزانه در کودکانی به کار رود که با ضعف در این مهارت مواجه اند. نتیجه گیری: قصه درمانی نسبت به کار مستقیم با کودکان به دلیل علاقه وافر آنان به قصه جذاب تر است. در نتیجه، کودکان می توانند نحوه نگاه خود را از مرکز درمانی، به یک محیط آموزشی، سرگرم کننده و درمانی تغییر دهند. این پژوهش می تواند قصه درمانی را به عنوان شیوه ای جذاب برای کودکان معرفی کند. ویژگی مهم دیگر قصه سرگرم کنندگی، آرامش بخشی و لذت بخشی آن است. این تأثیرها همانند نیروی محرکه عمل می کنند و تحول ساختارهای ذهنی را سریع تر می کنند. در پژوهش حاضر با روش کتاب درمانی به شکل قصه درمانی این فرصت برای کودکانی که از نظر جرئت ورزی در سطح پایینی بودند فراهم شد تا بر ضعف موجود در خود غلبه کنند.
تأثیر نظام مدیریت دانش و تسهیم دانش بر عملکرد و وفاداری کتابداران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۴)
239 - 264
حوزههای تخصصی:
هدف: وفاداری و رضایت کارکنان از عوامل کلیدی موفقیت و بقای هر سازمانی، به ویژه سازمان های خدمت مدار نظیر کتابخانه های عمومی است. از یک سو، حفظ جایگاه و منزلت کتابخانه عمومی ایجاب می کند، عملکرد و وفاداری کتابداران آن مورد توجه قرار گیرد. از سوی دیگر، توجه به پیاده سازی نظام مدیریت دانش و تسهیم دانش در سازمان های خدمت مدار جهت افزایش وفاداری و عملکرد سازمانی از ضروریات است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر نظام مدیریت دانش و تسهیم دانش بر عملکرد و وفاداری کتابداران کتابخانه های عمومی استان فارس انجام شد.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی از نوع پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر 331 نفر از کتابداران کتابخانه های عمومی استان فارس بود، که با استفاده از جدول کرجسی و مورگان تعداد 175 نفر با روش تصادفی طبقه ای به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها چهار پرسشنامه مدیریت دانش (نیومن و کنراد، 2000)، تسهیم دانش (پناهی، واتسون و پارتریج، 2012)، عملکرد کتابداران (زارعی و سامع سیاهکلرودی، 1397) و وفاداری کتابداران (یه، یئونگ و چنگ، 2010؛ جون، کای و شین، 2006) بود که ضرایب آلفای کرونباخ آن ها بالای 7/0 محاسبه گردید. به منظور تجزیه و تحلیل آمار توصیفی از نرم افزار SPSS 25 و برای تعیین رابطه بین متغیرها از روش مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار Smart PLS استفاده گردید. در بخش مدل اندازه گیری از شاخص های آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی (CR) و روایی همگرا (CV) استفاده شد. همچنین از شاخص های برازش هنجارشده (NFI)، ریشه استانداردشده میانگین مجذور باقیمانده ها (SRMR)، معیارهای تناسب مدل راستین (d-G & d-ULS) و خی -دو (Chi - Square) جهت برازش مدل استفاده گردید.
یافته ها: وضعیت متغیرهای مدیریت دانش، تسهیم دانش، عملکرد کتابداران و وفاداری کتابداران در کتابخانه های عمومی استان فارس در وضعیت مناسبی قرار دارد و بالاتر از میانگین است. علاوه بر این، در بین متغیرهای پژوهش، عملکرد کتابداران با میانگین (04/4) بیشتر از سایر متغیرها بود. نتایج آزمون همبستگی نشان داد که بین مدیریت دانش با تسهیم دانش (373/0= r، 01/0p <)، عملکرد کتابداران (342/0= r، 01/0p <) و وفاداری کتابداران (484/0= r، 01/0p <) رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد. همچنین بین تسهیم دانش و عملکرد کتابداران (513/0= r، 01/0p <) و وفاداری کتابداران (596/0= r، 01/0p <) رابطه معنی دار و مثبتی وجود دارد. شاخص های مدل اندازه گیری برای شاخص پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ بالای 7/0 بدست آمد، که نشانگر پایایی سازه مناسب بود. شاخص میانگین واریانس استخراج شده برای روایی همگرای مدل نیز برای همه متغیرها بالاتر از 5/0 بود، که نشانگر روایی همگرایی مناسب بود. نتایج برازش مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که ضریب تعیین عملکرد کتابداران و وفاداری کتابداران به ترتیب 327/0 و 561/0 محاسبه گردید که نشانگر پیش بینی 32 و 56 درصدی واریانس عملکرد و وفاداری کتابداران است. همچنین شاخص نیکویی برازش برابر با 56/0 محاسبه گردید که نشانگر برازش نسبتاً قوی مدل پیشنهادی بود.
نتیجه گیری: یکی از عوامل مهم در رفتار شغلی کتابداران، میزان عملکرد و وفاداری آنان به کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی است و آگاهی از وضعیت وفاداری کتابداران می تواند مدیران را در برنامه ریزی برای دستیابی به اهداف مورد نظر یاری دهد. یافته های حاصل از پژوهش می تواند با تبیین رابطه مدیریت دانش و تسهیم دانش با وفاداری سازمانی و عملکرد کتابداران، توجه مدیران و مسئولان کتابخانه ها را به تقویت سیستم مدیریت دانش و تسهیم دانش در کتابخانه ها و فراهم نمودن شرایط مساعد برای ارتقای عملکرد و وفاداری کتابداران جلب نماید. با افزایش دسترسی به دانش، ارتقاء تخصص و تشویق به یادگیری مداوم، کتابداران قادر به ارائه بهترین خدمات به کاربران خود خواهند بود و ارتباط مؤثرتری با سازمان برقرار می کنند.
تأثیر تسهیم دانش بر کارآفرینی اجتماعی با توجه به نقش میانجی مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
167 - 193
حوزههای تخصصی:
هدف: کارآفرینی اجتماعی، رویکردی نوین در حل مسائل اجتماعی است که با تقویت تعاملات اجتماعی و ارائه خدمات حمایتی، به ارتقای کیفیت زندگی جامعه کمک می نماید. کتابخانه های عمومی به عنوان مراکز اطلاعاتی، با ارائه خدمات تخصصی به کارآفرینان اجتماعی، نقش مؤثری در توسعه کسب وکارهای اجتماعی و بهبود شرایط اقتصادی جامعه ایفا می کنند. این پژوهش، با هدف بررسی تأثیر تسهیم دانش بر کارآفرینی اجتماعی، با در نظر گرفتن نقش میانجی مسئولیت اجتماعی کتابخانه های عمومی استان مرکزی انجام شده است. روش: نوع پژوهش توصیفی پیمایشی با طرح همبستگی و جامعه آماری کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه های عمومی استان مرکزی بود. نمونه آماری به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از طریق فرمول کوکران، 120 نفر تعیین شد. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه های تسهیم دانش از واندن هوف و وان وینن (2004)، کارآفرینی اجتماعی از عرب (1390) و مسئولیت اجتماعی از کارول (2008) بود که روایی پرسشنامه ها به صورت سازه، همگرا و واگرا تأیید شد و ضرایب آلفای کرونباخ آن ها بالاتر از 7/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار اس.پی.اس.اس. نسخه 25 بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که در سطح خطای کمتر از 01/0 تسهیم دانش تأثیر مثبت و معنی داری بر کارآفرینی اجتماعی (به میزان 249/0) و مسئولیت اجتماعی (به میزان 401/0) کتابخانه های عمومی دارد و همچنین تأثیر مثبت و معنی دار مسئولیت اجتماعی بر کارآفرینی اجتماعی (به میزان 627/0) کتابخانه های عمومی تأیید شد. در نهایت، مسئولیت اجتماعی نقش واسطه ای معنی داری در رابطه بین تسهیم دانش و کارآفرینی اجتماعی کتابخانه های عمومی استان مرکزی ایفا می کند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، کتابخانه های عمومی برای ترویج کارآفرینی اجتماعی، باید برنامه های آموزشی در زمینه کارآفرینی اجتماعی برای اقشار مختلف جامعه برگزار کرده و فضایی برای تبادل ایده ها و همکاری بین کارآفرینان اجتماعی و سایر ذینفعان ایجاد کنند، همچنین، منابع و خدمات لازم برای حمایت از کارآفرینان اجتماعی ارائه دهند، ارتباطات خود را با سایر نهادها و سازمان های فعال در حوزه کارآفرینی اجتماعی تقویت کنند و نقش خود را در ترویج فرهنگ کارآفرینی در جامعه به طور فعال ایفا کنند.
واکاوی و تبیین جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوی ذهنی و راهبردهای استدلالی در فرایند اطلاع یابی کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: باتوجه به اینکه رفتار اطلاع یابی یک فرایند حل مسئله و دربرگیرنده گام های مختلف است. ازاین رو می توان ادعا نمود که افراد هنگام تعامل با نظام های جستجو و تصمیم گیری در هر مرحله از این فرایند تحت تاثیر شیوه استدلال و نوع تفکر خود بوده و تا رسیدن به هدف ممکن است بارها اقدام به تکرار، تغییر عبارت جستجو و یا انجام جستجو نمایند. بنابراین شناسایی نوع استدلال افراد در هر مرحله از فرایند اطلاع یابی باعث افزایش آگاهی درباره چالش های ذهنی کاربران و استدلال هایی که در ذهن آنها رخ می دهد، می شود. بنابراین هدف از نگارش این نوشتار بررسی، تبیین نظری و مقایسه جایگاه سه رویکرد فکری منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی و جایگاه آن ها در فرایند اطلاع یابی است.روش: در این پژوهش با رویکرد نظرورزی جایگاه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) در فرایند اطلاع یابی مقایسه و برمبنای آن مزیت نسبی راهبردهای استدلالی در قیاس با دو رویکرد دیگر تبیین گردید.یافته ها: بررسی رویکردهای فکری مختلف نشان می دهد که نمی توان با تکیه بر یک رویکرد در فرایند اطلاع یابی اقدام به حل مسئله نمود چراکه از رویکرد منطق ذهنی و استفاده از قوانین منطقی تنها می توان در مرحله صورت بندی پاره های اطلاعاتی مختلف و یا مرحله ارزیابی نتایج استفاده نمود، حال آنکه بررسی رویکرد الگوهای ذهنی نشان از کاربرد این رویکرد هم در مرحله بیان نیاز، تعریف و درک مسئله و هم در مرحله ارزیابی نتایج است. در این میان بررسی رویکرد راهبردهای استدلالی حاکی از آن است که با توجه به اینکه برخی از راهبردهای استدلالی مبتنی بر قواعد منطقی و برخی از آنها مبتنی بر الگوهای ذهنی است لذا استفاده از هریک از راهبردهای استدلالی در هریک از مراحل فرایند اطلاع یابی به چشم می خورد.نتیجه: مقایسه سه رویکرد فکری (منطق ذهنی، الگوهای ذهنی و راهبردهای استدلالی) نشان داد در رویکرد راهبردهای استدلالی می توان از از طیف گسترده ای از راهبردها جهت انجام وظایف و تکالیف استدلالی که از نظر کاربرد قواعد منطقی در یک سطح قرار ندارند، استفاده نمود. به عبارت دیگر رویکردهای مبتنی برقاعده (منطق ذهنی) و یا الگوهای ذهنی در هنگام حل مسئله می توانند تحت راهبردهای استدلالی بکار روند. افزون براین در این رویکرد، ساختار نحوی، معنایی و همچنین محتوا و بافت مسئله مورد توجه قرار می گیرد بنابراین در مقایسه با دو رویکرد دیگر، می توان رویکرد راهبردهای استدلالی را به مثابه بدیل مناسب برای تبیین و پیشبرد فرایند اطلاع یابی درنظر گرفت.
واکاوی ابعاد و مولفه های اصلی در طراحی و پیاده سازی کتابخانه های هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کتابخانه های آینده با آنچه در حال حاضر مشاهده می شود، بسیار متفاوت خواهند بود. مفهوم کتابخانه هوشمند می تواند به عنوان نام جدید و مناسبی برای آنها باشد. کتابخانه هوشمند گزینه ای برای ماندن در بازی و دفاع از دارایی های اساسی کتابخانه در جامعه هوشمند آینده است. هدف پژوهش حاضر آن است تا با بررسی و تحلیل متون حوزه کتابخانه های هوشمند، به واکاوی ابعاد و مؤلفه های آن در طراحی و پیاده سازی کتابخانه هوشمند بپردازد.روش شناسی: پژوهش حاضر کیفی است و با استفاده از روش فراترکیب براساس مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات و تولیدات علمی مرتبط با کتابخانه هوشمند در پایگاه های علمی معتبر بدون محدودیت زمانی و زبانی جستجو و تعداد 1800 عنوان مقاله بازیابی شد. پس از حذف عناوین تکراری و مقالات غیرمرتبط، در نهایت تعداد 194 عنوان مقاله جهت شناسایی ابعاد و مؤلفه های کتابخانه هوشمند مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. تحلیل محتوای متون نیز با کمک نرم افزار مکس کیودا انجام شد.یافته ها: تعداد 4336 کد براساس تحلیل محتوای 194 مقاله شناسایی شد. کدهای شناسایی شده در 8 بُعد و 76 مؤلفه برچسب گذاری شدند. این ابعاد شامل فناوری، خدمات، افراد، منابع، مکان، حکمرانی و مدیریت، مسائل حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، فرهنگی، و سیاسی، و نوآوری و خلاقیت هستند.نتیجه گیری: اگرچه فناوری، به عنوان عامل اصلی و زیرساخت کتابخانه هوشمند است، بااین حال، باید به ابعاد دیگری چون خدمات، افراد، مکان، منابع، حکمرانی و مدیریت، مسائل حقوقی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، و نوآوری و خلاقیت در ساخت کتابخانه هوشمند توجه نمود. البته باید این نکته را مدنظر قرار داد که در طراحی و اجرای کتابخانه هوشمند، باید به نیازها، امکانات و تجهیزات موجود و بودجه مورد نیاز توجه شود. هر کتابخانه ممکن است نیازها و منابع مختلفی داشته باشد که باید مورد توجه واقع شوند. در نتیجه، پیاده سازی کتابخانه های هوشمند نیازمند رویکرد چندبُعدی است که اجزای کلیدی مختلفی را در برمی گیرد.
ارائه مدل مدیریت اضطراب اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه تبریز با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: اضطراب اطلاعاتی از چالش های نوظهور زندگی بشری است که با توسعه تفکر ریزومی در سایه تفکر پساساختارگرائی، ظهور و بسط یافته است. اضطراب اطلاعاتی در واقع از شکاف فزاینده بین مقدار اطلاعات موجود و توانایی ما برای پردازش و درک آن ناشی می شود و این نوع اضطراب، با مفاهیمی نظیر اضطراب کتابخانه ای و اضطراب اینترنتی تفاوت بنیادین دارد. هدف پژوهش حاضر ارائه مدل مدیریت اضطراب اطلاعاتی دانشجویان دانشگاه تبریز با رویکرد نظریه پردازی داده بنیاد است.روش شناسی: روش پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی، مبتنی بر نظریه داده بنیاد بوده و از ابزار مصاحبه های نیمه ساختار یافته عمیق استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل 18 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز بوده و نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری داده ها ادامه پیدا کرد. تجزیه و تحلیل از طریق کدگذاری دستی و با الهام از نظریه گلاسر انجام گرفت و پس از استخراج کدهای اولیه و محوری مقوله های مرتبط استخراج و طراحی الگو صورت گرفت.یافته ها: براساس یافته های پژوهش، در کدگذاری باز 367 کد اولیه، در کدگذاری محوری 59 کد محوری و در کدگذاری انتخابی 23 مقوله محوری در قالب شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها/ اقدامات، پیامد و پدیده اصلی (مدیریت اضطراب اطلاعاتی) طبقه بندی شدند. توسعه سواد رسانه ای و اطلاعاتی، توسعه مهارت های شناختی و فراشناختی، توانمندسازی دانشجویان در مقابله با عوامل کاهنده خودمراقبتی و مهارت های ارزیابی اطلاعات از جمله راهبردها و اقداماتی هستند که می توانند در کاهش اضطراب اطلاعاتی دانشجویان مورد توجه قرار گیرند.نتیجه گیری: اضطراب اطلاعاتی در بین دانشجویان، حاصل یک عده شرایط و بسترهائی است، با شناسائی و کنترل این شرایط و بسترها، می توان اضطراب اطلاعاتی دانشجویان را مدیریت کرد و آنان را از آسیب های احتمالی آن دور نگهداشت.کلیدواژه ها: اضطراب، اطلاعات، اضطراب اطلاعاتی، نظریه پردازی داده بنیاد.
عوامل اعتمادآفرین مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی: مطالعه دلفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کتابداری و اطلاع رسانی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
157 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش درصدد شناسایی و تحلیل مهمترین عوامل اعتمادآفرین مؤثر بر تسهیم دانش سازمانی در حوزه مدیریت دانش است تا زمینه را برای مدیریت درست و برنامه ریزی مناسب برای مدیران سازمان ها فراهم نماید.روش پژوهش: پژوهش حاضر با استفاده از روش های مرور نظام مند و دلفی انجام شد. خبرگان شرکت کننده در دلفی به وسیله نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. خبرگان انتخاب شده ، اساتید حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی، جامعه شناسی و مدیریت در دانشگاه های تربیت مدرس، تهران، خوارزمی، شهید بهشتی، شاهد، مالک اشتر و علامه طباطبایی بودند که سابقه علمی و پژوهشی در موضوع مدیریت دانش و اعتماد سازمانی را داشتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از توزیع فراوانی، میانگین، ضریب توافق، آزمون تی تک نمونه ای و رتبه بندی فریدمن استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عوامل اعتمادآفرین مؤثر بر تسهیم دانش را می توان در شش بعد کلی شامل عوامل اعتماد سازمانی، هنجار ذهنی، نگرش به تسهیم دانش، انگیزش بیرونی، انگیزش درونی و حمایت سازمانی دسته بندی نمود. در میان عوامل مؤثر از دیدگاه خبرگان، عامل اعتماد سازمانی با میانگین کل برابر با 4/86 دارای بیشترین تأثیرگذاری و انگیزش بیرونی با میانگین کل برابر 4/14، دارای کمترین تأثیرگذاری بر تسهیم دانش است.نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان داد که جهت فرآیند تسهیم دانش کارآمد و ایجاد بستری پویا، توجه و سیاست گذاری مناسب مدیران و شاغلان حرفه ای مدیریت دانش برای بهبود فرهنگ تسهیم دانش میان بخش های مختلف سازمان ضروری به نظر می رسد. در همین راستا، به سازمان ها پیشنهاد می شود با تقویت عوامل اعتمادآفرین و محرک های انگیزشی، تسهیم دانش میان کارکنان را تسهیل نمایند.
بررسی نقش هوش مصنوعی در آموزش با استفاده از رویکرد ره نگاشت فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
111 - 130
حوزههای تخصصی:
هدف: با توسعه سریع علم و فناوری، به ویژه هوش مصنوعی، استفاده از این فناوری در زمینه های مختلف ازجمله آموزش به سرعت افزایش یافته است. هوش مصنوعی توانایی بهبود و بهینه سازی فرآیندهای یادگیری و تدریس را دارد و می تواند مدیریت کلاس را کارآمدتر کند. همچنین، حق ثبت اختراع در توسعه هوش مصنوعی در آموزش مهم است؛ زیرا از حقوق مالکیت فکری مخترعان محافظت می کند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش هوش مصنوعی در آموزش با تمرکز بر تحلیل ثبت اختراعات است.
روش: این تحقیق یک مطالعه علم سنجی است که از روش تحلیل استنادی استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، تمامی اختراعات ثبت شده در موضوع کاربرد هوش مصنوعی در آموزش بدون محدودیت زمانی از پایگاه داده لنز جمع آوری شدند. در مجموع 1267 اختراع ثبت شده مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج نشان می دهند که تعداد ثبت اختراعات مرتبط با هوش مصنوعی در آموزش، به ویژه در سال های اخیر، به طور پیوسته در حال افزایش است. میزان استناد به این اختراعات نیز افزایش یافته و نشان دهنده تأثیرگذاری بیشتر آنها در تحقیقات مرتبط است. همچنین بخش قابل توجهی از این اختراعات به منابع علمی ارجاع داده اند که نشان دهنده ارتباط قوی بین تحقیقات دانشگاهی و پیشرفت های تکنولوژیکی در این حوزه است. شاخص های پیوند با علم و فناوری و قدرت فنی نیز نشان دهنده سطح بالایی از نوآوری و تازگی در این زمینه است.
نتیجه گیری: تعداد ثبت اختراعات هوش مصنوعی در آموزش به طور مداوم در حال افزایش است و این اختراعات به طور فزاینده ای مورد استناد قرار می گیرند، که نشان دهنده تأثیر آنها بر تحقیقات و توسعه های بیشتر است. ثبت اختراعات، ارتباطات قوی بین تحقیقات علمی و پیشرفت های تکنولوژیکی را نشان می دهند و سطح بالایی از نوآوری و تازگی فنی در این حوزه به چشم می خورد. هوش مصنوعی نقش مهمی در تغییر چشم انداز آموزشی دارد، به ویژه در زمینه هایی مانند یادگیری شخصی سازی شده، ارزیابی تطبیقی و سیستم های آموزشی هوشمند. ادغام هوش مصنوعی در آموزش می تواند فرآیندهای یاددهی و یادگیری را دگرگون کند، مشارکت دانش آموزان را افزایش دهد و تجربیات آموزشی شخصی سازی شده را بهبود بخشد. با این حال، برای استفاده بهینه و کاهش خطرات بالقوه، ضروری است که ملاحظات اخلاقی مانند حفظ حریم خصوصی داده ها و جلوگیری از سوگیری رعایت شود. در نتیجه، هوش مصنوعی پتانسیل بسیار بالایی برای متحول کردن آموزش به روشی مؤثرتر و شخصی تر دارد و باید از آن به شکلی مسئولانه و اخلاقی استفاده شود تا به توانمندسازی دانش آموزان و تقویت یادگیری مادام العمر کمک کند.
شفافیت اطلاعات در سازمان های تامین کننده مالی پژوهش: مطالعه موردی شورای عالی عتف و صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در طول سال های گذشته موضوع شفافیت به عنوان یکی از مشخصه های حکمرانی خوب و سازوکاری برای توازن قدرت بین دولت و مردم مورد توجه سیاست گذاران و محافل دانشگاهی قرار گرفته است. شفافیت در فعالیت ها و فرایند تصمیم گیری های دستگاه های دولتی می تواند از رسوایی های مالی، تصمیم گیری ضعیف، عدم پاسخگویی و حاکمیت ناکارآمد این دستگاه ها جلوگیری کند. سازمان های درگیر در نظام علم و فناوری که از بودجه های عمومی استفاده می کنند نیز از این موضوع استثنا نبوده و نیاز است که در آن ها موضوع شفافیت پیگیری و اجرایی شود. یکی از سازمان های مهم در نظام علم و فناوری، سازمان های تامین کننده مالی پژوهش هستند که با توجه به اینکه از بودجه های عمومی استفاده می کنند و نقشی اساسی در توزیع منابع مالی دارند شفافیت در آن ها بسیار مهم و اساسی است. شفافیت در این سازمان ها به این دلیل اهمیت دارد که عدم شفافیت در این سازمان ها نه تنها باعث بالا رفتن تخلف و فساد مالی خواهد شد بلکه در بلندمدت مسیر پژوهش و توسعه کشور را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد. با توجه به اهمیت این موضوع، این مقاله به دنبال شناخت ابعاد مختلف شفافیت در سازمان های تامین کننده مالی پژوهش و ارائه توصیه سیاستی در این زمینه است. در این مقاله با بررسی متون علمی و همچنین مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان چارچوبی برای ابعاد مختلف شفافیت در سازمان های تامین کننده مالی پژوهش توسعه داده می شود. سپس با استفاده از این چارچوب، وبگاه دو سازمان تامین کننده مالی پژوهش در کشور (شورای عالی عتف، و صندوق حمایت از پژوهشگران و فناوران) را از نظر شفافیت مورد بررسی قرار می دهیم. نتایج این مقاله نشان می دهد که بسیاری از ابعاد شفافیت در این دو سازمان مورد توجه قرار نگرفته است و نیاز است این سازمان ها موضوع شفافیت را در دستور کار خود قرار دهند.
شاخص های شبکه های ایگو محور: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مرور نظام مند پژوهش های قلمرو شاخص های شبکه های ایگو به منظور تعیین ابعاد و جنبه ها و نیز دسته بندی شاخص های بررسی شده در متون در راستای ایجاد مبنایی جهت ارزیابی عملکرد برون دادهای علمی و یا شبکه های افراد، هدف اصلی مقاله حاضربود.روش: پژوهش حاضر با رویکرد تحلیلی و به روش مرور نظام مند انجام شده است. مراحل جست وجو و تحلیل داده ها در این مطالعه بر اساس راهنمای استاندارد پریزما تدوین شده است. بدین منظور بیست و سه پژوهش مرتبط با شاخص های شبکه ایگو از 2003 تا 2023 در مجموعه هسته وب گاه علم و اسکاپوس و IEEE جست وجو و پس از پالایش نتایج ارائه شده اند. در هر سه پایگاه محدودیت های نوع مدرک (مقاله و کتاب)، و بازه زمانی (2003 تا 22 may 2023) و زبان (انگلیسی) اعمال شد.یافته ها: متون مرورشده در این پژوهش سه سطح از شاخص های شبکه ایگو با توجه به ویژگی های ساختاری و ترکیبی را در قالب بیست و یک شاخص شناسایی کرده اند که عبارتند از: شاخص های پیوند ایگو آلتر، شاخص های ویژگی های آلتر، و شاخص های پیوند آلتر آلتر. چهار شاخص ویژگی های پیوند ایگو آلتر شامل اندازه شبکه، تعدد، قدرت پیوند، و پراکندگی پیوند است که نشان دهنده ابعاد متفاوت روابط میان موجودیت مرکزی (ایگو) و آلترها است. شاخص های مرتبط با ویژگی های آلترها که در شبکه ایگو وجود دارند شامل شش شاخص ترکیب شبکه، شباهت ایگو و آلتر، ناهمگونی، مرکزیت آلتر، پراکندگی آلترها، و پراکندگی جغرافیایی هستند. دو مفهوم رایج در علوم اجتماعی مانند سرمایه اجتماعی و حمایت اجتماعی را می توان زیرمجموعه معیار ترکیب تعریف و محاسبه کرد. یازده شاخص تراکم، تعداد و اندازه مؤلفه ها، چاله های ساختاری برت (سه معیار اندازه مؤثر، محدودیت، و سلسله مراتب جهت محاسبه این شاخص پیشنهاد شده است)، شاخص واسط گلد و فرناندز، شاخص بینابینی ایگو، مرکزیت رتبه، نزدیکی و بینابینی آلتر، دسته ها، تعداد گره های منفصل، و هسته پیرامونی در دسته پیوندهای آلتر آلتر مورد بررسی قرار گرفت. برخی از معیارهای ساختاری شبکه مبتنی بر نمودار هستند و بر اساس نظریه نمودار سنجیده شدند که از جمله آن ها می توان به شاخص های تراکم، مرکزیت نزدیکی، درجه و بینابینی آلتر، دسته ها، تعداد گره های منفصل، و هسته پیرامونی اشاره کرد. این معیارها زمانی که در شبکه های ایگو مورد استفاده قرار می گیرند، اغلب معنی و تفسیر خاصی دارند به ویژه اگر ایگو از شبکه حذف شده باشد این معانی با معانی شبکه های کل محور متفاوت است.نتیجه گیری: نتایج حاکی از برخی از شکاف های پژوهشی در قلمرو شبکه های ایگومحور افراد و شبکه های ایگومحور استنادی هست که به لزوم بررسی شاخص های شبکه های ایگومحور، نرم افزارهای مورد نیاز جهت اجرای شاخص ها، شیوه دیداری سازی، اعتبارسنجی، کاربرد شاخص ها در حوزه علم سنجی، ارزیابی پژوهش، و سیاست علم و فناوری می توان اشاره کرد.
بررسی تاثیر سواد دیجیتال بر یادگیری الکترونیکی کتابداران دانشگاه پیام نور با نقش واسطه ای پذیرش فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این مقاله، بررسی تاثیر سواد دیجیتال با نقش واسطه ای پذیرش فناوری بر یادگیری الکترونیکی در بین کتابداران دانشگاه پیام نور می باشد.روش شناسی: روش پژوهش، توصیفی-همبستگی با جامعه آماری شامل تمامی کتابداران کتابخانه های دانشگاه پیام نور به تعداد 318 نفر، که با استفاده از جدول نمونه گیری گرجسی و مورگان(1970)، تعداد 175 نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعیین و انتخاب گردیدند. ابزار جمع آوری داده ها نیز پرسشنامه های استاندارد یادگیری الکترونیکی واتکینز و همکاران (2004)، سواد دیجیتالی رودریگوئز و همکاران (2016) و پذیرش فناوری دیویس(2000) بود.یافته ها: نشان دادند که بررسی مفروض واسطه مندی نسبی پذیرش فناوری در تاثیر سواد دیجیتال بر یادگیری الکترونیکی کتابداران دانشگاه پیام نور با داده ها برازش مطلوبی دارد. افزون بر این، در مدل مفروض، تمامی ضرایب همبستگی و ضرایب مسیر مدل از لحاظ آماری معنادار بودند و سواد دیجیتال با میانجی پذیرش فناوری بر یادگیری الکترونیکی کتابداران دانشگاه پیام نور به میزان اثر 126/0، تاثیر مثبت و مستقیم معناداری دارد.نتیجه گیری: نتایج نشاد داد که سواد دیجیتال به طور مستقیم و با نقش واسطه ای پذیرش فناوری بر یادگیری الکترونیکی در بین کتابداران دانشگاه پیام نور موثر است. از این رو، مولفه های پذیرش فناوری و سواد دیجیتال از تبیین کننده های موثر بر یادگیری الکترونیکی در بین کتابداران می باشد.
شناسایی راهبردهای پیش بینی جرایم در مدارس با استفاده از اینترنت اشیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۶)
325 - 350
حوزههای تخصصی:
هدف: راه اندازی و پیاده سازی فناوری اطلاعات و ارتباطات و به کارگیری آن در مقابله با جرایم در هر جامعه باعث شده برخی جوامع در جرم یابی مدرن تر و پیشگام تر باشند. بر این اساس، چنین جوامعی با ظرفیت هایی مدرن، دارای فرصت های بیشتری هستند و برای شناسایی و مداخله در این حوزه، پیشنهاد سیستمی مبتنی بر ابزارهای اجتماعی اینترنت اشیا، برای پشتیبانی از شناسایی مجرمان و پیش بینی جرم در دنیای واقعی لازم و ضروری به نظر می رسد. یکی از مهم ترین اماکنی که لازم است اینترنت اشیا برای پیش بینی جرایم به کار گرفته شود، مدارس هستند. دانش آموزان نیز مهم ترین و حساس ترین عناصر نظام آموزشی و سرمایه های ملی هر کشوری بوده و لازم است در زمینه پیش بینی جرایم در مدارس، از فناوری های نوین استفاده کرد. بر همین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش اینترنت اشیا در پیش بینی جرایم در مدارس است.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا، کمّی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کارشناسان و جرم شناسان شهر تهران در سال 1402 هستند که از طریق فرمول حجم نمونه جامعه نامعین و در یک بررسی آزمایشی از 30 پرسشنامه، واریانس نمونه اولیه 32/0 به دست آمده که در نهایت 157 نفر با روش تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر، پرسشنامه محقق ساخته اینترنت اشیاء در مدارس مبتنی بر پیش بینی جرم است که داده های آن از طریق آزمون های استنباط آماری و مدل سازی معادله ساختاری تحلیل شده اند.
یافته ها: در تحلیل روابط ساختاری نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که اثر مستقیم «قابلیت های اینترنت اشیا» بر پیش بینی جرم با ضریب (81/0) گویای این واقعیت است که «قابلیت های اینترنت اشیا» می تواند بر پیش بینی جرم در مدارس موثر باشد. در جایگاه دوم نیز «کاربردپذیری اینترنت اشیا در شناسایی الگوهای جرم» با ضریب (63/0) بر پیش بینی از جرم در مدارس تاثیر داشته و نهایتاً «الزامات عملکردی اینترنت اشیا در مدارس» با ضریب (52/0) بر پیش بینی از جرم در مدارس تاثیر دارد. در مجموع، این نتایج حاصل از مدل سازی با نتایج استنباطی در آزمون فرضیات همسو و هم جهت است.
نتیجه گیری: با به کارگیری اینترنت اشیا از طریق طراحی و نگهداری محیطی، افزایش ایمنی محلی و کنترل محیطی، شناسایی الگوهای جرم، افزایش آگاهی پلیس از وقوع جرم، تحلیل جرم و الگوریتم هوش مصنوعی می توان وقوع جرایم در هر مکانی را به طور دقیق پیش بینی کرد و مانع از بروز این جرایم شد. بنابراین، باید سیستم ها و زیرساخت های تخصصی توسعه اینترنت اشیا در مدارس و همه مکان های مهم و حساس، به صورت تخصصی به کار گرفته شوند و برای پیشرفت آنها بسترهای مناسب فراهم گردد. از این رو برنامه ریزان، سیاستگذاران و جرم شناسان می توانند بر پایه داده های واقعی، روندهای پیشگیری از جرایم را در مدارس تا اندازه زیادی تحت کنترل خود درآورند و به ازای هر مقدار توسعه در این زیرساخت، به همان اندازه از وقوع جرایم پیشگیری کنند.
ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر جدید اقتصاد دیجیتال، کسب وکارها با رقابت های فزاینده و فرصت های فراگیر روبرو هستند. در همین حال، بسیاری از کسب وکارها سنّتی سفر دیجیتالی شدن را به سمت مدل های کسب وکار دیجیتالی تر دنبال می کنند و مشتاقانه منتظر پیاده سازی فناوری های دیجیتال در هر عملکردی از عملیات خود هستند. بسیاری از استارت آپ ها هم سعی دارند با استفاده از فناوری های پیشرفته، مشکلات را حل کنند. از نظر اقتصاد، استارت آپ ها نه تنها محصولات زیادی را برای بهتر کردن زندگی ایجاد می کنند، بلکه به ارائه فرصت های شغلی زیادی در ارتقای رشد اقتصادی کمک می نمایند. بنابراین، پژوهش حاضر با انگیزه ارائه مدل پویا برای استمرار فناوری های دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین (استارتاپ ها) انجام شده است.
روش: این پژوهش از نظر رویکرد کیفی و از نظر هدف کاربردی- توصیفی است، استراتژی پژوهش ، داده بنیاد است که با استفاده از رویکرد ساخت گرا (چارمز) به شکل گیری نظریه پرداخته است . جامعه آماری شامل خبرگان، صاحب نظران و کارآفرینان در حوزه کسب و کارهای نوآفرین (استارتاپ ها) بوده که از بین آن ها 10 نفر به روش نمونه گیری نظری انتخاب شده و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند در تحقیق مشارکت داده شدند. تعداد نمونه ها از قاعده اشباع پیروی می کند. برای اطمینان از کسب داده های کامل و همه جانبه و از دست ندادن ابعاد اساسی پژوهش، از چارچوب از پیش تعیین شده ای مشتمل بر سه سؤال برای خبرگان به عنوان راهنمای مصاحبه استفاده شد . بعد از انجام هر مصاحبه و تحلیل داده ها ، مواردی که نیاز به واکاوی بیشتری داشتند، در مصاحبه ها مورد پرسش قرار می گرفتند و سؤالات مصاحبه بر این اساس تنظیم می شدند. محتوای تمامی مصاحبه ها به صورت یادداشت های راهنما مستند و ثبت شده است. برای محاسبه پایایی از شیوه دو کدگذار استفاده شد که برابر با 78 درصد بدست آمد. با توجه به اینکه سطح پایایی بیش از 60 درصد است، پایایی کدگذاری تأیید شد و می توان ادعا کرد که سطح پایایی تحلیل مصاحبه مناسب است. درنهایت برای اثبات و تأیید و رتبه بندی مؤلفه های پیشنهادی، از روش آماری آنتروپی شانون براساس نظرسنجی خبرگان استفاده شده است.
یافته ها: پس از تجزیه وتحلیل داده ها مدل پویای استمرار فناوری دیجیتال در کسب وکارهای نوآفرین یا همان استارتاپ ها تدوین شد که شامل مولفه های زیر می باشد: اقتضائات (تغییرات بازاری، جهانی شدن، هنجارهای جدید فضای کار)، شرایط زمینه ای (محرک های داخلی و خارجی و ابتکارات تغییر و تحول)، عوامل مداخله گر (موانع سازمانی- فرهنگی و فقدان قابلیت های تکنولوژی)، راهبردها (استراتژی بقاء، استراتژی یکپارچه سازی و تحقیق و توسعه)، پیامدها (ایجاد جامعه شبکه ای، رهبری دیجیتال، موقعیت یابی در بازار، افزایش چابکی و ایجاد بازارگاه های داده محور). نهایتا ً بعد از اتمام تحلیل های صورت گرفته بر روی داده های کیفی، کدگذاری ها باید در قالب یک مدل ارائه شوند . مدلی که تبیین کننده روابط علت و معلولی بوده و مقوله های مهم و برجسته را مشخص نماید . از آنجا که چارمز ، مدل از پیش تعریف شده ای را ارائه نمی دهد و این کار را تماما ً در اختیار پژوهشگر قرار می دهد، بنا به نظر پژوهشگر، مدلی که تبیین درستی برای بیان روابط بین مقولات است، تدوین گردید.
نتیجه گیری: فن آوری های دیجیتال توسعه روابط بین بازیگران مختلف را تسهیل می کنند که به صورت پویا برای انجام فرآیندهای تجاری و نوآوری با هم تعامل دارند. این بدان معناست که انتشار فناوری های دیجیتال با استفاده از اهرم همکاری، امکانات جدیدی را برای توسعه کسب وکارهای نوآفرین فراهم کرده است. از این رو، در بازارهای جدید و پویا، استارت آپ ها باید اولین کسانی باشند که فرصت های ارائه شده توسط فناوری های دیجیتال را شناسایی و کشف می کنند؛ به ویژه با توجه به راه اندازی یک سرمایه گذاری جدید. بنابراین، فناوری های دیجیتال یک کانال تجاری مهم برای استارت آپ ها در حوزه های مختلف، مانند توسعه محصول جدید، نوآوری محصولات موجود یا فرآیندها، تجزیه و تحلیل بازار و نیازها و رضایت مشتری است.
استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه به دنبال بررسی چگونگی استقرار نظام کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور بر اساس معماری سازمانی توگف است.
روش پژوهش: به دلیل تعداد اندک پژوهش های چگونگی پیاده سازی معماری سازمانی در چارچوب توگف به منظور کسب دانش ضمنی در سازمان های پروژه محور و همچنین عدم تصویری جامع از این پژوهش ها و روش های به کار گرفته شده، لازم بود در جهت تصمیم آگاهانه و جمع بندی در راستای اهداف مطالعه، نتایج آن ها به صورت جامع مورد بررسی قرار گیرند که مطابق با پروتکل کیچنهام و چارترز، 12 مقاله جهت مرور یافته ها انتخاب شد.
یافته ها: شواهد نشان داد، جهت کسب دانش ضمنی، چارچوب های «معماری سازمانی توگف» به عنوان ابزاری برای مدیریت دانش سازمانی بوده و آن را مدلی ضروری برای انتقال دانش آشکار و ضمنی دانسته اند. آنان در رابطه با مفیدترین اجزای توگف نشان دادند که چرخه «روش توسعه معماری» مفیدترین روش است و می تواند فعالیت های مدیریت دانش را در بر گیرد؛ هر چند حفظ و استفاده از دانش به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته است و هیچکدام تمام گام های این چرخه را به صورت بالفعل پیاده سازی نکرده اند.
نتیجه گیری: بنابر مرور، چارچوب معماری سازمانی توگف در سطح جهانی برجسته تر است و برای پیاده سازی مدیریت اّشکال دانش و درس آموخته های پروژه ها در نظر گرفته شده، اما با توجه شکاف های پژوهشی موجود، توأم سازی دانش ضمنی و آشکار در فرایندهای سازمانی و چگونگی ذخیره به منظور بازیابی آن به طور مستقیم مورد توجه قرار نگرفته و به صورت بالقوه بوده و پیاده سازی نشده است. از طرف دیگر، در پژوهش ها سایر ذینفعان دانشی در نظر گرفته نشده و اساس دانش ضمنی پروژه ها دچار نقصان شده است.
نقش میانجی انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شایستگی های پژوهشی، یکی از متغیرهای کلیدی و تأثیرگذار در بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی است که باید به آن توجه جدی شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه پیام نور استان کرمانشاه و کردستان انجام شد.روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه های پیام نور استان کرمانشاه و کردستان به تعداد 1200 نفر بود که تعداد 270 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه شایستگی پژوهشی یونسی و دیگران (1399)، پرسشنامه انگیزش پژوهشی صالحی و دیگران (1394) و پرسشنامه سواد اطلاعاتی یزدانی (1391) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS نسخه 22 و برای بررسی برازش مدل پژوهش از نرم افزار SmartPLS استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که سواد اطلاعاتی بر انگیزش پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ انگیزش پژوهشی بر شایستگی پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد؛ و سواد اطلاعاتی بر شایستگی پژوهشی تأثیر مثبت و مستقیم دارد. همچنین انگیزش پژوهشی در رابطه بین سواد اطلاعاتی و شایستگی پژوهشی نقش میانجی دارد. علاوه براین، نتایج پژوهش نشان داد که مدل مفهومی شایستگی پژوهشی براساس سواد اطلاعاتی با نقش واسطه ای انگیزش پژوهشی با مدل تجربی برازش دارد. نتیجه گیری: امروزه شایستگی های پژوهشی برای دانشجویان تحصیلات تکمیلی ضرورت دارد و با توجه به نتایج این پژوهش می توان گفت که تقویت سواد اطلاعاتی و انگیزش پژوهشی دانشجویان تحصیلات تکمیلی می تواند اثری مثبت بر رشد شایستگی های پژوهشی دانشجویان داشته باشد.
تأثیر مهارت های حل مسئله و خودکارآمدی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های مدیریت و علم اطلاعات و دانش شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تعیین تأثیر مهارت های حل مسئله و خودکار آمدی بر رفتار اطلاع یابی دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته های مدیریت و علم اطلاعات و دانش شناسیروش : پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی و به روش پیمایشی است. دانشجویان در این پژوهش به صورت نمونه گیری تصادفی انتخاب شده اند. برای جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر از سه پرسشنامه خودکارآمدی عمومی با 17 پرسش، پرسشنامه مهارت حل مسئله هپنر با 32 پرسش و پرسشنامه پژوهشگرساخته رفتار اطلاع یابی با 31 پرسش استفاده شده است. بر اساس نتایج آزمون کرونباخ میزان پایایی بخش رفتار اطلاع یابی 73/0 و بخش مهارت حل مسئله 71/0 بوده و روایی پرسشنامه ها موردبررسی و به تائید 7 نفر از صاحب نظران حوزه ها قرار گرفته است. از بین 3278 نفر پرسشنامه ها به صورت تصادفی بین دانشجویان تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکتری) 9 دانشگاه دولتی شهر تهران پخش شده و درمجموع 234 پاسخ دریافت شده است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شده است. با توجه به نرمال بودن داده ها، از آزمون رگرسیون برای شناسایی تأثیر حل مسئله و خودکارآمدی بر رفتار اطلاع یابی استفاده شده است.یافته ها: بر اساس نتایج آزمون پیرسون، بین مؤلفه های خودکارآمدی و رفتار اطلاع یابی، رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد؛ همچنین بین مؤلفه های مهارت حل مسئله و رفتار اطلاع یابی و نیز میان خودکارآمدی و مهارت حل مسئله هم رابطه مثبت و معنا داری وجود دارد. بر اساس نتایج به دست آمده، میزان مهارت حل مسئله و خودکارآمدی و همچنین رفتار اطلاع یابی دانشجویان در حد متوسط است. در بین سه مؤلفه مهارت حل مسئله، کنترل شخصی دارای بیشترین مقدار و اعتماد به حل مسئله دارای کمترین مقدار است. از میان مؤلفه های خودکارآمدی بیشترین مقدار مربوط به گرایش به آغازگری رفتار و کمترین مقدار مربوط به پافشاری در تکلیف است. همچنین از بین مؤلفه های رفتار اطلاع یابی بیشترین مقدار مربوط به ماهیت و نوع اطلاعات مورد جستجو و کمترین مقدار مربوط به انگیزه است.نتیجه گیری: با توجه به نتایج یافته ها، کم بودن مقدار مؤلفه اعتماد به حل مسائل، عدم توانایی فرد در حل مسئله را نشان می دهد؛ زیرا افراد به توانایی خود در حل مسئله اعتماد ندارند و با خودکنترلی از رسیدن به پاسخ درست و حل مسئله اجتناب می کنند. کمتربودن مؤلفه پافشاری در تکلیف نسبت به مؤلفه های دیگر خودکارآمدی، نشانه عدم پذیرش شکست از طرف فرد و شروع رفتار بعدی است. ازآنجایی که فرد تحمل شکست را ندارد بعد از سپری کردن اندکی از مسیر، درصورتی که پیشرفتی حاصل نشود، سریعاً مسیر دیگری را جهت اجتناب از ناکامی جایگزین مسیر قبلی می کند. همچنین با توجه به بیشتربودن مقدار مؤلفه رفتار اطلاع یابی نسبت به بقیه مؤلفه های آن، نشان می دهد نوع و موضوع منابع اطلاعاتی عامل تعیین کننده جستجو است؛ چون دانشجویان انگیزه و تمایلی برای رسیدن به موضوع موردنظر از روش و موضوعات مختلف ندارند، سعی می کنند تنها موضوع موردنظر را مورد شناسایی قرار دهند و تنها راجع به همان موضوع اقدام به جمع آوری اطلاعات نمایند. همچنین نتایج یافته ها نشان می دهد ازآنجایی که اعتماد به حل مسئله در بین دانشجویان کم است، آن ها انگیزه کافی برای رسیدن به اطلاعات را ندارند و درنتیجه، در انجام کار و تکلیف خود پافشاری نمی کنند و آن را نیمه کاره رها می کنند.
مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش کیفی، شناسایی ابعاد، مولفه ها و ارائه مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه مبتنی بر تحلیل های کلان داده است.
روش : مطالعه حاضر پژوهشی کیفی بوده که با استفاده از رویکرد اکتشافی انجام شده است. در این پژوهش جمع آوری داده ها به روش مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد که در آن 12 نفر از مدیران و متخصصان تحقیق و توسعه از مراکز علمی و دانشگاهی، سیاستگزاری و صنعت که به مبانی مدیریت تحقیق و توسعه و علم داده ها آشنا بودند، با روش گلوله برفی انتخاب شده و مصاحبه انجام گرفت. مصاحبه ها تا زمان رسیدن به اشباع نظری و عدم تولید مقوله های جدید ادامه یافت. همچنین تجزیه و تحلیل داده ها طی فرآیند کلاسیک کدگذاری باز، محوری و انتخابی و با استفاده از نرم افزار MAXQDA18 انجام شده و نهایتاً مدل کیفی تبیین شد.
یافته ها: براساس یافته های پژوهش 8 مقوله (مولفه) محوری و 24 زیرمولفه در قالب شش بُعد نظریه داده بنیاد شامل عوامل علّی (مدیریت نظام مند و تأمین منابع)، مقوله محوری (توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده)، راهبردها (آموزش عالی و حمایت دولت)، شرایط مداخله گر (عوامل سازمانی)، شرایط زمینه ای (توسعه علم داده، بسترها و زیرساخت) و پیامدها (منافع کسب وکاری) شناسایی، و در قالب مدل پارادایمی داده بنیاد سازماندهی شدند.
نتیجه گیری: مدل کیفی مدیریت تحقیق و توسعه براساس رویکرد فرآیندی و تلفیق آن با مولفه های محوری شناسایی شده ارائه گردید. در این مدل به بخش ورودی فرآیند مدیریت تحقیق و توسعه، منابع داده ای اضافه شد. مولفه های موثر داخلی که وارد بخش پردازش مدل شدند، توانمندی بکارگیری تحلیل های کلان داده، راهبردهای تحقیق و توسعه، ابزارهای علم داده، مدیریت سیستمی و عوامل درون سازمانی هستند. در حالی که عوامل برون سازمانی، راهبردهای آموزش عالی و حمایت دولتی، زیرساخت های فنی و فرهنگ سازمانی مولفه های موثر خارجی مدل هستند.
مشارکت اساتید دانشگاه در وبلاگ ها و صفحه های عمومی وب: مطالعه مقایسه ای گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات کاربردی علم سنجی دوره ۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تمایل اشتراک دانش در صفحات عمومی وب در بین اساتید دانشگاه در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی است. روش: این مطالعه از لحاظ هدف کاربردی بوده و به روش پیمایشی انجام گرفته و برای تحلیل داده ها از روش مقایسه ای استفاده شده است. برای گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته طراحی شده، و روایی آن توسط چهار نفر از متخصصان علم اطلاعات تأیید شد. پایایی پرسشنامه نیز توسط نرم افزار اس.پس.اس.اس محاسبه و مقدار آن ۰.۷۱ بدست آمد که میزان مناسبی است. اساتید دانشگاه تهران در گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی به عنوان واحدهای مقایسه انتخاب شدند. یافته ها: هر دو گروه علوم پزشکی و علوم اجتماعی نسبت به اشتراک دانش در وب سایت های عمومی، تمایل زیادی نشان دادند. هر دو گروه برای انتشار مطالب علمی فاکتورهای ساختاری رشته ای ازجمله الزام بیان مطالب در قالب مقالات نقد و داوری شده را ضروری نمی دانند. این موضوع نشان می دهد که اعضای دو گروه نسبت به انتشار عمومی مطالب رویکرد مثبت دارند، با این حال گروه علوم پزشکی 20 درصد بیشتر از گروه علوم اجتماعی تمایل به انتشار مطالب علمی دارند. این در حالی است که تنها 2 درصد از گروه علوم پزشکی در عمل اقدام به انتشار مطلبی در صفحه های عمومی وب نموده اند و در مقابل، سهم مشارکت گروه علوم اجتماعی بیشتر بوده است. نتیجه گیری: در هر دو گروه علوم اجتماعی و علوم پزشکی، گرچه انگیزه زیاد و نگرش مثبت نسبت به اشتراک دانش وجود دارد، موانعی مثل عوامل تکنولوژیکی، ترس از سرقت علمی (علوم اجتماعی) و کمبود زمان (علوم پزشکی) مانع ایجاد رفتار اشتراک دانش می گردد؛ ولی نکته مهم و قابل توجه، مسأله ساده نویسی مطالب علمی است. در مورد تفاوت بین دو گروه برای اشتراک اطلاعات علمی در وبلاگ و وب سایت های عمومی مشخص شد که از نظر گروه علوم پزشکی، نگارش به زبان ساده و قابل فهم برای عموم مردم به مراتب دشوارتر است، در حالی که این موضوع برای گروه علوم اجتماعی کمتر نشان داده شد. این تفاوت می تواند ناشی از حساس بودن مطالب پزشکی و دشواری تبیین مفاهیم به زبان ساده و قابل فهم برای عموم باشد. بنابراین، دشواری تبیین مطالب به زبان ساده و قابل فهم برای گروه علوم پزشکی یکی از مهم ترین موانعی است که بر سرراه انتشار مطالب علوم پزشکی وجود دارد. با معطوف داشتن توجه به سمت این عوامل و موانع می توان رفتارهای اشتراک دانش را بهبود بخشید.