درخت حوزه‌های تخصصی

مطالعات مطبوعاتی‏، رادیویی و تلویزیونی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱٬۷۷۰ مورد.
۱.

نظریه انتزاع و کاربست مفاهیم قرآن در عرصه رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۵
در دنیای امروز که رسانه ها نقش کلیدی در هدایت افکار عمومی دارند، ارائه مفاهیم ناب دینی به زبانی رسانه پذیر، بیش از هر زمان دیگری احساس می شود. این مقاله به دنبال پاسخ به یک پرسش اساسی است: چگونه می توان گوهرهای معنوی قرآن را بدون کم کردن از عمق آنها، به شکلی جذاب و اثرگذار در قالب فیلم، سریال، پادکست و دیگر فرمت های رسانه ای عرضه کرد؟ برای یافتن پاسخ، این تحقیق از دو منظر به مسئله نگاه کرده است: از یک سو مطالعات دقیق دینی (مانند بررسی آیات قرآن با روش های اصولی و تفسیری) و از سوی دیگر تحقیقات میدانی (مانند نظرخواهی از مخاطبان و بررسی نیازهای روز). حاصل این پژوهش، طراحی مدلی پنج گامه است که مانند یک نقشه راه، مراحل تبدیل مفاهیم قرآنی به محتوای رسانه ای را نشان می دهد؛ از انتخاب آیات کلیدی تا خلق سناریوهای جذاب و تولید نهایی. نتیجه این تحقیق هم برای اندیشمندان دینی جالب توجه است و هم برای فعالان رسانه ای. پژوهش نشان می دهد که قرآن سرشار از مفاهیم راهبردی است که اگر هوشمندانه و با روش های نوین به محتوای رسانه ای تبدیل شوند، می توانند هم مخاطب عام را جذب کنند و هم پیام های عمیق دینی را منتقل نمایند. این مقاله نه فقط یک نظریه، که یک دستورکار عملی برای همه کسانی است که دغدغه تولید محتوای دینی اثرگذار را دارند.
۲.

تحلیل جامعه شناختی اصطلاحات خطاب در سریال های تلویزیونی «کیمیا» و «شهرزاد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
یکی از پدیده های مهم در حوزه جامعه شناسی زبان، «اصطلاحات خطاب» است که اطلاعات اجتماعی-زبانی قابل توجهی را درباره مخاطبان و روابط میان آنها ارائه می دهند. این تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی، به مقایسه اصطلاحات خطاب در سریال های نمایش خانگی و تلویزیون ملی ایران با استناد به نظریه های وارداف (2006) و چایکا (1982) می پردازد. داده ها از طریق مشاهده غیرمشارکتی، جمع آوری و اصطلاحات خطاب براساس نوع و کارکرد آنها استخراج شد. براساس داده های استخراج شده، این اصطلاحات، مقایسه و بررسی شد که آیا چهارچوب های نظری موردنظر در تحلیل زبان فارسی کارآمد هستند یا خیر. یافته ها نشان می دهند که از شش نوع اصطلاح خطاب معرفی شده توسط وارداف، پنج نوع در زبان فارسی موجود است. همچنین وجود سه عملکرد مطرح شده توسط چایکا (صمیمیت، قدرت و احترام) در هر دو سریال تأیید شد. به علاوه، کاربرد منفی اصطلاحات خطاب در «شهرزاد» در هر سه مورد، بیشتر از «کیمیا» بود.
۳.

تحلیل مقایسه ای ساختار سازمانی چهار مختلط رسانه ای برتر دنیا (کامکست، والت دیزنی، وارنر برادرز دیسکاوری و پارامونت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۶۴
ساختار سازمانی، یکی از مهم ترین ویژگی های متمایزکننده سازمان های موفق است که می تواند نمایانگر تاریخچه، راهبرد، نوع مخاطبان، ویژگی های خاص و دغدغه های یک شرکت رسانه ای باشد. این پژوهش درصدد است با بررسی ساختار شرکت های موفق رسانه ای از جنبه نقاط اشتراک و افتراق آنها، به درک دقیق تری از الزامات ساختار سازمانی برای طراحی یا بازطراحی ساختار سازمان های رسانه ای برسد. به این منظور، در این تحقیق، از روش مطالعات تطبیقی استفاده شده است. در گام اول، شرکت های رسانه ای برتر که ویژگی های یک مختلط رسانه ای را داشتند، از لیست مربوط به شرکت های رسانه ای برتر یک مجموعه رتبه بندی معتبر انتخاب شدند. سپس جمع آوری داده های مربوط به ساختار سازمانی شرکت های برتر رسانه ای، از طریق بررسی وب سایت های رسمی هریک از شرکت ها انجام شد. براساس نتایج، می توان الگوی نسبتاً مشابهی از ساختار را در هر چهار مختلط رسانه ای بررسی شده یافت که دسته بندی کلی آنها شامل بخش های ریاست، مالی، حقوقی، اجرایی، روابط عمومی و مدیریت برند، تدوین راهبرد و طرح و برنامه و در نهایت، مدیریت رسانه هاست. مطالعه تطبیقی نشان داد که بسیاری از عناوین شغلی در میان چهار شرکت بررسی شده، مشابه یا یکسان اند. این مشابهت ها مانند بخش حقوقی، نشانگر اهمیت و چالش های این بخش برای رسانه هاست. وجوه تفاوت نیز عمدتاً ناشی از برخی کارویژه های شرکت های رسانه ای یا تمایز در راهبرد های آنها در مواجهه با مخاطبان و تولید بودند. 
۴.

استخراج مؤلفه های بارز جریان «پویانمایی مدرن» با نگاه بر ریشه های آن در جنبش مدرنیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۹
جریان «پویانمایی مدرن» دارای مشخصاتی است که دریچه های نوینی در بستر هنری پویانمایی گشوده است. استخراج و مطالعه ی این ویژگی ها می تواند منجبر به تولید اشکال جدیدی از انیمیشن های بومی در فضای سینمایی، تلوزیونی و کوتاه شود. واکاوی این ویژگی ها با نگاه به ریشه های بنیادین آن که در جریان مدرنیسم قابل دستیابی ست، دستاورد اصلی این پژوهش است. مؤلفه هایی مانند جهان بینی واقع گرایانه و تفکر انتقادی و متکی بر انسان که در جریان مدرنیسم مورد توجه قرارگرفتند، تأثیرات گسترده ای در هنرهای گوناگون من جمله هنرهای نمایشی و تجسمی گذاردند. پویانمایی که اشکال نخستین آن تحت تأثیر سینما و هنرهای تجسمی بود با تأثیرپذیری از این جریانات به تولیدات بدیعی رسید که یک جریان هنری مهم را پدید آورد. جهت آشنایی با جنبش مدرنیسم و سپس بررسی تأثیرات آن در حوزه های موردنظر، ابتدا به تبیین مفاهیم پایه در شکل گیری اندیشه مدرن و سپس چگونگی ظهور جهان بینی مدرن در عرصه ی هنر پرداخته می شود. در ادامه با نگاه به آثار بعضی از هنرمندان و جنبش های هنری، ظهور مدرنیسم در سینما و سپس پویانمایی سینمایی و تلویزیونی بررسی و ارائه می شود. در پایان پژوهش، ویژگی های اصلی آثار «پویانمایی مدرن» استراخ می شوند که می توان بدان به مثابه یک تجربه ی هنری برای به کارگیری در تولیدات جدید بومی نگاه می شود.کلیدواژه ها: مدرنیسم، هنر مدرن، سینما، پویانمایی، انیمیشن مدرن
۵.

دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۷۱
تحولات فناوری های هوشمند، به ویژه هوش مصنوعی مولد، مفاهیم بنیادی در حوزه رسانه را دستخوش تغییر کرده است؛ از جمله مفهوم مخاطب. این پژوهش با هدف بررسی دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی و تحلیل کارکردها، چالش ها و ابعاد تعامل مخاطب با رسانه های هوشمند انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و اکتشافی است که از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و پژوهشی مرتبط، به استخراج مضامین اصلی اقدام شده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم مخاطب در گذار از رسانه های سنتی به عصر هوش مصنوعی، از «مخاطب منفعل» به «مخاطب فعال» و نهایتاً به «مخاطب هم آفرین» تحول یافته است. این مخاطب، نه تنها مصرف کننده محتوا نیست، بلکه به واسطه ی تعامل با الگوریتم ها، تولید داده، پرامپت نویسی و اصلاح محتوا، به یکی از بازیگران اصلی فرایند رسانه ای بدل شده است. همچنین، کارکردهای متنوع هوش مصنوعی همچون شخصی سازی محتوا، هدایت گری، تولید خودکار، و تحلیل کلان داده ها، تجربه ای تعاملی، جذاب و اختصاصی برای مخاطب فراهم کرده است. با این حال، چالش هایی مانند شکل گیری حباب های فیلتر، کاهش استقلال فکری، تهدید حریم خصوصی و نابرابری اطلاعاتی نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بر لزوم بازتعریف نظری مفهوم مخاطب، ارتقاء سواد دیجیتال و طراحی سیاست های رسانه ای اخلاق محور در مواجهه با رسانه های هوش محور تأکید دارد.
۶.

کاربست هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۴۶
رسانه، به ویژه در بخش رادیو و تلویزیون، در دوران معاصر با تحولات بنیادین روبه روست. این پژوهش با هدف ارائه مدل مفهومی به کارگیری هوش مصنوعی در مدیریت راهبردی رسانه، با تمرکز بر سازمان های رادیو و تلویزیون، انجام شده و به شناسایی مؤلفه ها و ابعاد اصلی این مدل می پردازد. ظهور رسانه های نوین و پلتفرم های دیجیتال رقابت را تشدید کرده و تغییر سلایق مخاطبان ضرورت تولید محتوای جذاب و شخصی سازی شده را آشکار ساخته است.هوش مصنوعی به عنوان فناوری تحول آفرین، نقشی کلیدی در بازتعریف مدیریت راهبردی ایفا کرده و با تأثیرگذاری بر حوزه هایی چون تولید محتوا، توزیع هدفمند، تحلیل رفتار مخاطب و خودکارسازی وظایف، به تصمیم گیری آگاهانه و بهبود عملکرد کمک می کند.این پژوهش با رویکرد کیفی و روش توصیفی–تحلیلی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد هوش مصنوعی در تمام مراحل مدیریت راهبردی رسانه، از تحلیل روندها و تدوین برنامه های داده محور تا بهینه سازی اجرا و ارزیابی عملکرد، نقش محوری دارد. مدل مفهومی ارائه شده با قرار دادن هوش مصنوعی در مرکز فرآیند و پیوند آن با ورودی ها، اهداف، انواع راهبردها و محیط پیرامونی، بر ضرورت یکپارچگی و هم سویی عمیق تأکید می کند. موفقیت در بهره گیری از این فناوری مستلزم هم راستایی کامل با جهت گیری های کلان سازمان رسانه ای و فراتر رفتن از ابعاد صرفاً فنی است.
۷.

هوش مصنوعی و الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه: تحولات در عرصه های مختلف رسانه ای، به ویژه گسترش پرشتاب هوش مصنوعی مدیریت پخش تلویزیون را در وضعیت چالش برانگیزی قرار داده است. هدف: ارائه الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، با اتکا به هوش مصنوعی و شناخت ابعاد، شاخص هایش است. روش تحقیق: پژوهش با استفاده از روش دلفی و بهره گیری از آرای 20 تن از صاحب نظران (با انتخاب هدفمند)، در دو مرحله انجام شد و داده های کیفی از نظر خبرگان (تا رسیدن به اشباع نظری) به دست آمده است. در ابتدا شیوه و مؤلفه های مدیریت بهینه پخش تلویزیون، استخراج و الگوی اولیه پیشنهاد شده و سپس از پرسش نامه برای تأیید داده های کمّی نتایج و تأیید الگوی نهایی بهره برده شد. یافته های پژوهش : هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی، با استفاده از الگوریتم های نظارت، یادگیری تقویتی و سامانه توصیه گر پالایش گروهی، داده ها را آماده می نماید. سامانه هوشمند، انتخاب برنامه ها و تناسب برنامه مجاور را شناسایی و تنظیم می نماید؛ علاوه بر این، نحوه چینش برنامه ها، شیوه قرارگیری پی درپی برنامه ها و راهبردهای توالی و تسلسل برنامه در پخش، خودکار تدبیر می شود. ارزیابی هوشمند با تجربیات مدیر و بازخورد صریح و ضمنی مخاطب برای اصلاح هوشمند پخش انجام می شود.نتیجه گیری: الگوی مدیریت بهینه پخش تلویزیون، شامل: تنظیم هوشمند داده های برنامه، تدبیر منابع، کاربرد سامانه همسان یاب برنامه تولیدی و آرشیوی، برنامه ریزی هوشمند، پیش بینی، تخصیص بهینه منابع، تصمیم گیری هوشمند و ارزیابی هوشمند است.
۸.

هوش مصنوعی و خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۲
صنعت تلویزیون همواره در تلاش برای نوآوری و ارتقای خلاقیت در تولید محتوا بوده است. در این میان، نویسندگی تلویزیونی به عنوان شالوده اصلی روایت، نقشی حیاتی در موفقیت یک اثر ایفا می کند. ظهور هوش مصنوعی مولد با قابلیت های چشمگیر در تحلیل و تولید متن، پارادایم های جدیدی را در فرآیندهای خلاق معرفی کرده است. این فناوری ضمن ارائه پتانسیل های بی شمار برای بهینه سازی فرآیند نگارش، چالش هایی نظیر اصالت اثر، سوگیری های الگوریتمی و ملاحظات اخلاقی را نیز به همراه دارد.این پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی و چگونگی به کارگیری هوش مصنوعی در جهت تقویت خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی انجام شده است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور نظام مند ادبیات پژوهش و تحلیل محتوای مقالات و گزارش های علمی مرتبط، ابعاد مختلف موضوع و تجربیات موجود مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در جنبه های مختلفی نویسندگی تلویزیونی، از جمله ایده پردازی، طرح ریزی داستان، شخصیت پردازی، نگارش متون گویندگان (دیالوگ)، خلاصه سازی و بازنویسی متون، به عنوان دستیاری مفید و الهام بخش مورد استفاده قرار می گیرد.نتایج این پژوهش بر استفاده صحیح و آگاهانه از هوش مصنوعی به عنوان دستیاری خلاق تأکید دارد و به نویسندگان تلویزیونی در خلق آثار بدیع و جذاب یاری می رساند. با این وجود، نقش محوری انسان در فرآیند خلاقیت غیرقابل انکار است. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند است، اما خلاقیت اصیل انسانی همچنان نیازمند تفکر انتقادی، قوه تخیل و ذوق هنری نویسنده است. آینده نویسندگی تلویزیونی و تحول این حوزه در گرو همکاری سازنده انسان و هوش مصنوعی خواهد بود
۹.

واکاوی نسبت سرمایه اجتماعی و مناسک رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
سازه مفهومی «سرمایه اجتماعی» طی سه دهه اخیر به یکی از عبارات کلیدی و پرتکرار علوم اجتماعی بهویژه برای ارزیابیِ مجموعهای از متغیرها چون اعتماد و مشارکت در سطوح خرد و کلان جوامع و حاکمیتها تبدیل شدهاست. در این مقاله ابتدا ضمن مرور تطورات مفهومی این واژه طی صد سال اخیر، محوریت مفهوم «ارتباط» در تعاریف سرمایه اجتماعی آشکار و شبکه مضامین حول آن ارائه و سپس «سرمایه ارتباطی» بازتعریف شدهاست. در ادامه ضمن مرور رویکردهای مختلف به دو مفهوم «مناسک (آیین)» و «مناسک رسانهای» از یکسو و پارادایم های حاکم بر دانش ارتباطات از دیگر سو، نسبتِ قدرتمند میان سرمایه اجتماعی و مناسک رسانهای تبیین و از آن رهگذر دو نوع مناسک رسانهای «پیوندی» و «درون گروهی» در تناظر با دو نوع سرمایه اجتماعی پیشنهاد، تعریف و در جدول محقق ساخته ای مقایسه شدهاند. نتیجه آنکه توجه کاریکاتوری به انواع چهارگانه مناسک رسانه ای؛ به آرایشی نامتوازن از کاهش و افزایش سطوح سرمایه اجتماعی منجرشده و در مجموع میتواند به دوقطبی ها و شکاف های اجتماعی و یا به عکس به تودهوار شدن جامعه بیانجامد.در انتهای مقاله نیز مبتنی بر آورده های نظری مقاله، بهصورت ضمنی راهبردهایی سلبی و ایجابی برای ارتقاء سرمایه اجتماعی از طریق مدیریت صحیح مناسک رسانه ای سازمان صداوسیما ارائه شدهاست.
۱۰.

نقش مصرف انیمه «کی پاپ» و «کی دراما» بر ارزش های دختران نسل زد ساکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۹۱
این پژوهش به بررسی نقش مصرف انیمه، کی پاپ و کی دراما در ارزش های نسل زد و میزان مصرف این محصولات در بین این نسل در شهر تهران می پردازد. همچنین مقایسه ای بین ارزش های دو گروه مصرف کننده و غیرمصرف کننده انجام می شود. این پژوهش از نوع آمیخته روش کیفی و کمی با رویکرد جامعه شناختی است. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه عمیق با 21 دختر 12 تا 18 سال مصرف کننده این محصولات و تجزیه و تحلیل آنها انجام شد. براساس یافته های کیفی، پرسشنامه محقق ساخته ای از ارزش های مصرف کنندگان براساس ارزش های ده گانه شوارتز تهیه شد. پرسشنامه به گونه ای تدوین شد که غیرمصرف کنندگان هم قادر به پاسخ گویی به آن باشند. سپس با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای، با 445 دختر 12 تا 18 سال در مناطق 22 گانه تهران پرسشنامه مذکور در مصاحبه حضوری تکمیل شد. یافته ها حاکی از آن است که 69 درصد پاسخگویان، مصرف کننده یک یا چند محصول فوق هستند. مقایسه بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان، حاکی از آن است که در بسیاری از معرف های سنجش شده، بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان تفاوتی معنادار مشاهده می شود.
۱۱.

کاربردهای هوش مصنوعی در تولید محتوای حرفه ای تلویزیونی و چالش های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۴۰
مقدمه: هوش مصنوعی((AI در حال تبدیل شدن به ابزاری قدرتمند است تا بسیاری از فعالیت های بشر را به انجام رساند. این فناوری در عرصه فعالیت های رسانه ای و بخصوص تلویزیون بیشترین کارایی را پیدا خواهد کرد، هرچند که جنبه هایی از این کارایی مشخص شده است. هدف اصلی پژوهش: هدف این پژوهش شناخت کاربردهای هوش مصنوعی در تولید محتوای حرفه ای تلویزیونی و نیز شناسایی چالش های استفاده از این فناوری در صنعت تلویزیون است. روش پژوهش: در این پژوهش از روش فرا ترکیب (Meta-Synthesis) بهره گرفته شد، داده های کیفی موجود در17مقاله علمی انگلیسی که در سال های 2023 و 2024 در ارتباط با موضوع این مقاله انتشار یافته اند، بررسی و تحلیل مضمون شدند، مفاهیم مشترک در ارتباط با کاربردها، فرصت ها، تکنیک ها و چالش ها استخراج و به سوالات تحقیق پاسخ داده شد. یافته های پژوهش: از مهمترین یافته های این پژوهش می توان به ساده و بهینه سازی فرآیندهای تولید محتوا، افزایش جذابیت، سرعت بخشی به روند تولید، کاهش جنبه های یکنواخت و مکانیکی کار روزنامه نگاری، چندزبانه بودن وکاهش هزینه های تولید اشاره کرد. همچنین از بین رفتن فرصت های شغلی و خطر تولید محتوای نامناسب به عنوان مهمترین چالش های استفاده از این فناوری مطرح بوده است.نتیجه گیری پژوهش: هوش مصنوعی فرصت هایی را برای نوآوری فرآیندهای تولید محتوا فراهم کرده است، اما استفاده از این ابزار نیازمند مدیریت هوشمندانه و توجه به اصل مسئولیت اجتماعی برای بهره برداری کامل از ظرفیت های این فناوری است تا تحولی مثبت و کارآمد ایجاد شود.
۱۲.

تبلیغات سیاسی رایانشی و هوش مصنوعی: مطالعه موردی کمپین ترامپ در انتخابات 2016 امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
با قدرت یافتن فناوری های نوین و ظهور رسانه های نو، تبلیغات سیاسی رایانشی به یکی از مهم ترین ابزارهای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و مهندسی رفتارهای فردی و اجتماعی تبدیل شده است. نقش هوش مصنوعی در این میان، پرسشی اساسی درباره چگونگی دست کاری اطلاعات و اثرگذاری بر تصمیمات و رفتارهای افراد ایجاد کرده است. این پژوهش به روش کتابخانه ای و اسنادی در جستجوی پاسخ به این سوال خود را قرار داده است و با مرور نظریات کلیدی و مطالعه موردی کمپین انتخاباتی دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۶ آمریکا، به بررسی نقش هوش مصنوعی در طراحی و اجرای کمپین های سیاسی دیجیتال پرداخته است. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی با تحلیل کلان داده ها توانسته است که پیام شخصی سازی شده برای هر فرد در شبکه ایجاد کند و با مدیریت بات های اجتماعی و آرایشی که در شبکه اجتماعی برای خود ایجاد کرده است؛ آن پیام ها را به هر کاربر مشخصی برساند. این الگو، زمینه ساز تبلیغات هدفمند برای تاثیرگذاری بر مخاطبان شده است. از این رو می توان گفت که کمپین های دیجیتال مبتنی بر هوش مصنوعی، الگویی نوین مبتنی بر 5 لایه را شکل داده اند: لایه برودکست و رسانه های سنتی، لایه سایت ها و وب1، لایه شبکه اجتماعی و اکانت های متصل، لایه شبکه اجتماعی و سلبریتی های دارای شبکه، لایه شبکه اجتماعی بات های هوشمند. لایه برودکست و رسانه های سنتی، لایه سایت ها و وب1، لایه شبکه اجتماعی و اکانت های متصل سیاسی، لایه شبکه اجتماعی و سلبریتی های دارای شبکه، لایه شبکه اجتماعی بات های هوشمند.
۱۳.

به سوی آرمان سینمای رهایی بخش: کاربست فلسفه تکنولوژی و هنر مارتین هایدگر در پدیدارشناسی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۳
در دوران تسلط تکنولوژی مدرن بر زندگی بشر، مارتین هایدگر معتقد است تکنولوژی نه فقط یک ابزار، بلکه شکلی از آشکارسازی است که جهان را در چهارچوب تسلط و بهره وری قرار می دهد. هدف این پژوهش، بررسی امکان وجود سینمای رهایی بخش است که با تکیه بر فلسفه تکنولوژی و هنر هایدگر، فیلم را وسیله ای برای «رخ داد حقیقت» و رهایی از سلطه تکنولوژی تبیین می کند. این تحقیق به شیوه کیفی و با رویکرد نظری-تحلیلی انجام شده و از تحلیل فلسفی- مفهومی آرای هایدگر و مفسرانِ معاصر او استفاده کرده است. یافته ها حاکی از آن است که سینما، علی رغم وجه تکنولوژیک آن، ظرفیت تبدیل شدن به هنری رهایی بخش را دارد. شرط تحقق چنین سینمایی، گذر از بازنمایی عینی یا بازی فرم گرایانه به سمت «تصویر ناب» و شاعرانه است که کشمکش میان نیروهای پنهانکار «زمین» و آشکارساز «جهان» را برمی انگیزد. این آرمان جز از تلاش یک «دازاین» دغدغه مند نسبت به انکشاف وجود، محقَق نخواهد شد. سینمای رهایی بخش نه تنها نقدی بر چهارچوب بندی ابزاری سینمای معاصر است، بلکه فراخوانی برای بازیابی اصالت تجربه زیسته و انکشاف حقیقت هستی به شمار می رود.
۱۴.

تجلی مفهوم «صنعت فرهنگ» از منظر تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر در فیلم های سینمایی اسپایدرمن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۷۲
این مقاله به بررسی ارتباط میان فیلم های سینمایی اسپایدرمن و نظریه صنعت فرهنگ که توسط تئودور آدورنو و ماکس هورکهایمر- از بنیانگذاران مکتب فرانکفورت- مطرح شده، می پردازد. صنعت فرهنگ که از دیدگاه آنان، ابزاری برای بازتولید ارزش های مصرف گرایانه و سلطه جویانه در جوامع سرمایه داری است، در تحلیل فیلم های ابرقهرمانی با استناد به دنباله سازی ها و بازسازی های مداوم فیلم ها، مورد اشاره قرار می گیرد. در این سینما، ارزش های اخلاقی و قانونی، به مثابه تمهیدی برای اشاعه ایدئولوژی غالب در نظام سرمایه داری امریکا در نظر گرفته می شوند. با این حال، آثار اسپایدرمن نقدهایی اساسی به سرمایه داری را به نمایش می گذارند و به بررسی ازخودبیگانگی ناشی از تأثیرات رسانه و فرهنگ مصرفی بر زندگی فردی و اجتماعی می پردازند. لذا با وجود وابستگی سینمای ابرقهرمانی به چهارچوب صنعت فرهنگ، مفهوم آزادی فردی و مقاومت در برابر سلطه فرهنگی در این آثار مورد تأکید قرار می گیرد. در این مقاله، هر سه مجموعه سینمایی تولیدشده با محوریت اسپایدرمن، با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، با در نظر گرفتن پژوهش های معاصر در بازتعریف فرهنگ عامه پسند در عصر دیجیتال، مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که فیلم های اسپایدرمن، نه با اهداف تجاری و ایدئولوژیک، بلکه با نگرش انتقادی نسبت به استانداردسازی، مصرف گرایی، بت وارگی، عقلانی سازی، ازخودبیگانگی و کنترل اجتماعی، به مفاهیمی همچون عدالت، فداکاری و اخلاق دست یافته اند.    
۱۵.

مطالعه ظرفیت تک بیت های سبک هندی در تولید آگهی خدمات عمومی (مورد مطالعه: تک بیت های صائب تبریزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی ظرفیت های موجود در سبک هندی با مورد مطالعه تک بیت های صائب تبریزی برای تولید آگهی خدمات عمومی نگاشته شده است. این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با جامعه آماری تک بیت هایی از صائب تبریزی که داری محتوای اجتماعی و اخلاقی هستند و با تکیه بر نظریه «بهره وری و خرسندی» به تبیین الگویی مشترک در بین قالب آگهی خدمات عمومی و تک بیت های صائب تبریزی می پردازد. بر طبقه نظریه «بهره وری و خشنودی» مخاطبان فعال به دنبال محتواهایی هستند که برای آن ها احساس خشنودی را فراهم می کند. از آن جایی که تک بیت های صائب تبریزی به دلیل داشتن مولفه هایی مانند آهنگین بودن، صنایع ادبی، روایت، کوتاه بودن و داشتن شعار یا پیام تاثیرگذار برای ساخت آگهی خدمات عمومی مناسب اند در این پژوهش از آن ها استفاده شده است. آگهی خدمات عمومی یکی از قالب های نوین رسانه ای با هدف آموزش همگانی و یکی از مهم ترین ابزارهای ارتباطی برای تغییر رفتار افراد جامعه از طریق رسانه است. از سوی دیگر سبک هندی به لحاظ تصویرسازی و تولید پیام های کوتاه ظرفیت های بسیاری دارد. نتایج نشان داد که آن دسته از ابیاتی که دارای محتوای اجتماعی و اخلاقی هستند می توانند در ساخت آگهی خدمات عمومی به کار بروند.
۱۶.

کارکرد قواعد دیداری در انیمیشن محدود بر مبنای نظریات دونالد کرافتون و عبدالقاهر جرجانی مطالعه موردی: انیمیشن«خانواده جاسوس» و «خاطرات داروساز»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۰
بسیاری از مجموعه های انیمیشن تلویزیونی نظر بینندگان سراسر جهان را به خود جلب کرده و استقبال از این فیلم ها با فراگیری ارتباطی فضای مجازی افزایش یافته است. حضور در این بازار پرسود مستلزم رقابت با دیگر استودیوها و بهره مندی از روش های مناسب تولید برای رسانه تلویزیون و فضای مجازی است. در این راستا، در روش متحرک سازی محدود فیلم ساز تدابیری را متناسب با ویژگی های رسانه هدف به کار می گیرد تا تولید انیمیشن سریع تر و ارزان تر انجام شود و اثر به خوبی بیننده را جذب کرده و ارتباط پایدار برقرار شود. از جمله این تدابیر، کاربرد قواعد دیداری است که افزون بر کاهش هزینه و زمان تولید جذابیت تماشای اثر را بیشتر می کند. هدف این پژوهش که به روش کیفی و با رویکرد توصیف و تحلیل انجام شده، شناخت قواعد دیداری و کاربرد آن در روش متحرک سازی محدود است. ضمن مرور ریشه قواعد دیداری و چگونگی ایجاد آن ها، برای روشن شدن کارایی این تدابیر مجموعه انیمیشن خانواده جاسوس به مثابه نمونه ای موفق انتخاب شد. در این مجموعه حالات و حرکات شخصیت ها با به کارگیری قواعد دیداری به اجرا درآمده است. یافته ها و نتیجه پژوهش نشان می دهد چگونه این تدابیر راهبرد های متحرک سازی این مجموعه را عملیاتی کرده و به کارگیری آن ها چه تأثیری بر جذابیت اثر داشته است و در عین حال فناوری هوش مصنوعی در توسعه فنون انیمیشن محدود نقش موثری ایفا می کند.
۱۷.

نقش و تاثیر هوش مصنوعی و علوم شناختی در افزایش اثربخشی محتوا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۹
در عصر حاضر، حجم عظیمی از محتوا در فضای دیجیتال تولید و منتشر می شود. در این میان، اثربخشی محتوا به معنای توانایی آن در جذب مخاطب، انتقال پیام مورد نظر و ایجاد تغییر مطلوب در رفتار یا نگرش او، یکی از چالش های اصلی برای کسب وکارها، رسانه ها و سیستم های آموزشی محسوب می شود. هدف این مقاله به بررسی «نقش هم گرایانه هوش مصنوعی و علوم شناختی در بهبود کیفیت و کارایی محتوا»، «چالش ها و محدودیت ها در استفاده از هوش مصنوعی و علم شناختی» و «آینده تولید محتوا در این همگرایی» است. روش پژوهش این مقاله با استفاده از روشی تحلیلی- مروری، به بررسی و تلفیق یافته های پژوهشی موجود در زمینه های هوش مصنوعی، علوم شناختی و بازاریابی محتوا می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی و علوم شناختی ابزارهای قدرتمندی را برای درک بهتر مخاطبان، تولید محتوای جذاب تر و بهینه سازی فرایند توزیع و ارزیابی محتوا ارائه می دهند. از جمله کاربردهای هوش مصنوعی در این زمینه می توان به «تحلیل احساسات»، «پردازش زبان طبیعی» و «یادگیری ماشین» اشاره و همچنین علوم شناختی با ارائه مدل هایی از نحوه پردازش اطلاعات توسط مغز انسان، به ما کمک می کنند تا محتوایی تولید کنیم که به طور مؤثرتری توجه مخاطبان را جلب کرده، در حافظه آن ها ثبت شده و منجر به تغییرات مطلوب در رفتار آن ها شود. از جمله کاربردهای علوم شناختی در این زمینه می توان به «توجه و ادراک»، «حافظه»، «تصمیم گیری» و «انگیزش» اشاره کرد. همچنین «مدل تلفیقی شناختی- هوشمند» پیشنهاد گردید.
۱۸.

خلق شخصیت های هوشمند و خودآگاه در پویانمایی ها (انیمیشن ها) با استفاده از یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۱
این پژوهش با هدف بررسی جایگاه و تأثیر یادگیری عمیق در خلق شخصیت های هوشمند و خودآگاه در پویانمایی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع پیشین، داده های موجود و تحلیل الگوهای رایج در یادگیری عمیق بوده است. در این راستا، از شبکه های عصبی مصنوعی (ANNs)، کانولوشنی (CNNs)، بازگشتی (RNNs) و مدل های مولد متخاصم (GANs) بهره گرفته شد تا شخصیت هایی با قابلیت های تصمیم گیری مستقل، سازگاری رفتاری، واکنش پویا به محیط و یادگیری مستمر طراحی شوند. یافته ها بیانگر آن است که تلفیق این فناوری ها با تکنیک های یادگیری تقویتی، تحلیل پیشرفته رفتار و پردازش داده های چندوجهی، موجب تحقق واقع گرایی بالاتر، تعمیق تعاملات و ارتقای قابلیت پیش بینی رفتار شخصیت ها در محیط های شبیه سازی شده شده است. بااین حال، چالش های اخلاقی و فلسفی همچون وضعیت حقوقی شخصیت های مجازی، پیامدهای تغییرات فناورانه بر جایگاه هنرمندان سنتی، و خطرات ناشی از سوءاستفاده یا تحریف محتوا، نیازمند سیاست گذاری و چارچوب های نظارتی دقیق است. این روند می تواند به تحول تعریف مرز میان خیال پردازی هنری و واقعیت دیجیتال منجر شود.
۱۹.

ظرفیت ها و چالش های استفاده از جعل عمیق در صنعت فیلم سازی با تأکید بر الزامات اخلاقی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۸
استفاده از ظرفیت های هوش مصنوعی در فیلمسازی باعث تحولات فنی و محتوایی در این صنعت شده است. یکی از ابزارهای برجسته در این حوزه، جعل عمیق است که با استفاده از الگوریتم های یادگیری عمیق امکان بازآفرینی و تغییر چهره ها و صداها به صورت واقع گرایانه را فراهم آورده است. این پژوهش با هدف شناسایی ظرفیت ها و چالش های ابزار جعل عمیق در فیلم سازی، درصدد ارائه یکسری الزامات اخلاقی در استفاده از این ابزار است. روش این پژوهش مرور سیستماتیک داده ها و ابزار گردآوری اطلاعات تکنیک فیش برداری تحلیلی و ابزار پردازش داده ها کدگذاری مفهومی کینگ (1998) است. مقاله های مورد پژوهش با شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند.قابلیت اعتماد از طریق فن مقایسه دائم بررسی شده است. یافته ها بیانگر این است که مهمترین ظرفیت استفاده از جعل عمیق در فیلم سازی بهبود جلوه های بصری، تولید محتوا و خلق شخصیت های مجازی، تقویت کیفیت ویدئو، نوآوری در فیلمنامه نویسی، کاهش هزینه ها و افزایش خلاقیت و مهمترین چالش نقض حریم خصوصی، جعل هویت افراد، گمراه کردن مخاطب از طریق اخبار جعلی و سوءاستفاده های سیاسی،تهدید اشتغال صنعت فیلم و تغییر مرزهای واقعیت و تخیل است. همچنین یافته ها بیانگر این هستند که برای استفاده از جعل عمیق در فیلم سازی باید به الزامات اخلاقی چون پرهیز از سوگیری الگوریتمی، رعایت حریم خصوصی و حقوق افراد، رعایت عدالت و عدم تبعیض، رعایت اخلاق هوش مصنوعی، پایبندی به شفافیت و صحت داده ها، افزایش آگاهی عمومی، رعایت استانداردهای اخلاقی و اخلاق اسلامی، مسئولیت پذیری در برابر پیامدهای استفاده از هوش مصنوعی و جلوگیری از نشر اطلاعات نادرست توجه ویژه کرد.
۲۰.

گونه های هویتی مهاجرین افغان براساس نسبت «خود و دیگری» در آثار سینمایی (مطالعه موردی: فیلم های برادران محمودی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۲
این پژوهش درصدد است با بهره گیری از مقوله «خود و دیگری» در نشانه شناسی فرهنگی، خوانشی را از سه فیلم «چندمترمکعب عشق»، «شکستن هم زمان بیست استخوان» و «رفتن»، محصول مشترک برادران محمودی (نوید و جمشید) ارائه دهد. براساس پژوهش ها، باتوجه به میزان اهمیت خود یا دیگری، چهار رویکرد مختلف: 1-خود و نه دیگری؛ 2- نه خود، بلکه دیگری؛ 3- هم خود و هم دیگری؛ 4- نه خود و نه دیگری، در نسبت «خود و دیگری» پدیدار می شوند که در پی آن، چهار گونه هویتی ثبات، سازگاری، پذیرش و بی هویتی ظاهر می شوند. این پژوهش به روش کتابخانه ای، با تکیه بر منابع دیداری و نوشتاری و به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که: افغان ها به عنوان دیگریِ فرهنگی، چه نوع رویکردها و گونه های هویتی را نسبت به ایرانیان اتخاذ می کنند؟ براساس نتایج پژوهش، برادران محمودی در آثار خود نشان می دهند که افغان ها هر چهار رویکرد را متناسب با میزان ترجمه متون فرهنگی ایرانیان و درنتیجه، مقدار تعامل با ایشان و نیز نحوه برخورد ایرانیان، نسبت به خودِ ایرانی اتخاذ می کنند. به علاوه، این رویکردها به صورت انواع گونه های هویتی در سرزمین مقصد شکل می گیرند که در قالب رفتار و گفتار شخصیت ها نشان داده می شوند. انتخاب این رویکردها به این صورت است که پناهجویان افغان هرچه جوان تر باشند، بیشتر، سازگاری هویتی را انتخاب می کنند و هرچه مسن تر باشند، ثبات هویتی را در پیش می گیرند. با استناد به این آثار، هویت پذیرنده و بی هویتی، کمتر در افغان ها دیده می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان