فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۴۱ تا ۸۶۰ مورد از کل ۴٬۲۰۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
نفس اماره با گرایش به خواسته های نفسانی، در تعارض با فطرت الهی آرامش خود را به چالش می کشاند. قناعت و پرهیز از زیاده خواهی از جمله عواملی است که انسان را از صفات رذیله ای چون حرص و طمع، دروغ، خودخواهی و دلبستگی به امور مادی مبرّا ساخته و زندگی توأم با آرامش روان را به ارمغان می آورد. در این نوشتار با استفاده از روش کتابخانه ای و استنادی، تحلیلی ابتدا عامل «قناعت» ونیز نقطه مقابل آن «حرص» را مورد تحقیق قرار داده و سپس همبستگی قناعت و آرامش روانی را بر مبنای سخنان امام علی (ع) در نهج البلاغه و اصول روان شناسی به بحث گذاشته و بر این اساس همبستگی وثیق عامل اخلاقی قناعت و نیل به آرامش روانی اثبات شده است.
سیره سیاسی پیامبر اکرم ( ص)
حوزههای تخصصی:
نیازهای گوناگون و متعدد انسان، می طلبد تا برای برقراری تعادل بین این نیازها، حکومت تشکیل گردد. پیامبر اکرم (ص) نیز پس از مبعوث شدن به پیامبری، بر اساس آیات الهی و برای اجرا نمودن قوانین وضع شده از جانب پروردگار، در صدد تشکیل حکومت برآمد و در راستای ادامه و تحقق آرمان های اصیل حکومت اسلامی از تمامی امکانات و فرصت ها استفاده نمود و شیوه ای متفاوت از حکمرانان جوامع بشری آن دوره برگزید. در سیره سیاسی ایشان و در تمامی مراحل دعوت، ابتدا اصولی همانند دعوت، انعطاف پذیری، گفتگو و... بر سایر جنبه ها مقدم بود.
عملکرد پیامبر در طول 23 سال، عملکردى واقع گرایانه بوده و موفقیت آن هم از این روى است. واقع گرایى در رفتارهاى پیامبر در تمامى مقاطع کاملاً معلوم است؛ چه در دعوت، چه در جهاد، چه در سازماندهى حکومت و چه در سازماندهى اجتماع پر از اختلافات قبیله اى آن دوران. در واقع، واقع گرایى پیامبر به معناى توجه پیامبر به تمامى الزامات مادى و معنوى زمان، مکان و انسان هاى آن عصر بوده است.
نگارنده این نوشتار، بر آن است تا به بررسی و تبیین سیره سیاسی پیامبر اکرم به طور اختصار بپردازد تا به این طریق به منادیان آزادی بشر که تنها به واژه های این ادعا اکتفا می نمایند، اثبات نماید که پیامبر اکرم (ص) در چهارده قرن پیش دارای نظام سیاسی خاص و منسجم بوده است و از اصول و روشی پیروی می نموده است که این اصول و روش می تواند الگوی تمامی جوامع بشری قرار گیرد.
طبیعت شناسی؛ مبانی و لوازم تربیتی آن در قرآن کریم و نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«طبیعت» در فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی، از اساسی ترین منابع شناخت محسوب می شود که می توان به وسیله ابزار شناخت همچون حواس، عقل و قلب، عالی ترین مراتب شناخت یا معرفت را به دست آورد. بر این اساس، «طبیعت شناسی» یکی از مهم ترین مباحث، در کنار مباحثی همچون خداشناسی، انسان شناسی، دنیاشناسی و مرگ شناسی است که می توان از آن در موضوعات تربیتی بهره فراوان برد.
هدف این مقاله استخراج و تبیین برخی از مهم ترین ویژگی های «طبیعت» از متن قرآن کریم و نهج البلاغه، به عنوان «مبانی تعلیم و تربیت» است. بدین منظور از روش توصیفی تحلیلی در قالب پژوهشی نظری با مبانی کتابخانه ای استفاده شده است.
نتایج تحقیق نشان می دهد که می توان ویژگی هایی نظیر نظام بودن طبیعت، هدفدار، برنامه ریزی شده و منظم بودن طبیعت، زیبا بودن و آیت الهی بودن طبیعت، را به عنوان مبانی تعلیم و تربیت از قرآن و نهج البلاغه استخراج نمود.
بررسی شیوه های پیشگیری از تعارض سازمانی در سیرة نبوی (ص)(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی تاریخ اسلام و سیره تاریخ و سیره شناسی تاریخ و سیره حضرت محمد(ص)
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی اخلاق کاربردی اخلاق حرفه ای
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و جامعه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی حدیث و علوم حدیث حدیث معارف حدیثی اخلاق و تربیت در روایات
سوء مدیریت در مواجهه با تعارض، می تواند هزینه های مادی و معنوی زیادی را بر سازمان ها تحمیل کند. مدیران می توانند پیش از وقوع و شکل گیری تعارض منفی در سازمان، عوامل بروز آن را شناسایی و با به کارگیری شیوه های مناسب، آنها را مدیریت کنند. بدین صورت، پیشگیری می تواند بخشی از مدیریت تعارض باشد پیشگیری مؤثر از تعارض در سازمان های اسلامی، منوط به شناخت شیوه های مناسبی است که از منابع اسلامی، به ویژه سیرة پیامبر(ص) استنباط می شود. این مقاله، به منظور دستیابی به شیوه های پیشگیری از تعارض، با روش توصیفی- تحلیلی به مطالعة سیرة پیامبر(ص) پرداخته و به این نتیجه رسیده است که آن حضرت در جلوگیری از تعارض و اختلاف میان افراد و گروه ها، به مدیریت عوامل فردی و سازمانی (محیطی) این رفتار می پردازد و با روش های مناسب، بینش ها، ارزش ها و انگیزه های افراد یا وضعیت های تعارض ساز را تغییر می دهد.
معناشناسى حدیث «لو دلّیتم بحبل الى الارض لهبط على الله» و نقد دیدگاه عرفا درباره آن
حوزههای تخصصی:
چکیده : از جمله مستندات روایى صوفیه، عبارت «لو دُلِّیتُم بِحَبلٍ الى الارض لَهَبِطَ عَلَى الله» است. آنها این روایت را به عنوان شاهدى بر نظریه وحدت وجود و موجود تلقى مى کنند. درباره مآخذ و اسناد این حدیث، باید گفت که در منابع حدیثى شیعه، حدیث مزبور نقل نشده است؛ امّا محدّثان سنّى، آن را در تفسیر آیات ابتدایى سوره حدید، با اسنادى ضعیف نقل کرده و توضیحاتى در مورد آن بیان داشته اند. مى توان گفت، بر فرض صدور این حدیث از پیامبر 9، مراد از آن اشاره به احاطه علم و قدرت خداوند بر همه جاست؛ هم چنانکه برخى محدثان نیز بدان اشاره کرده اند.
آفرینش شش روزه از منظر قرآن و علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظاهر آیات قرآن از آفرینش شش روزه آسمان ها و زمین سخن می گویند اما علم جدید روند شکل گیری اجرام آسمانی و زمین را در بازه های زمانی طولانی مدّت دانسته و شکل گیری جهان را در مدّت زمانی معادل چند روز معدود نمی پذیرد. بدینسان بسیاری از قرآن پژوهان معاصر، از فهم ظاهرگرایانه و مشهور مفسران کهن - مبنی بر آفرینش آسمان ها و زمین در مدت زمانی معادل شش روز متعارف - عدول کرده و تعبیر «ستّه ایّام» را به شش دوران و مرحله تأویل نموده اند. در این میان، این راهکار هم در خور نظر است که در فضای علم نمی توان برای توضیح پدیده های طبیعی به امری خارج از طبیعت ارجاع داد و مداخله یک نیروی غیبی برتر، قابل پیش بینی و محاسبه نیست در حالی که بنیان بیان قرآن بر حضور و مداخله بی قید و شرط یک نیروی غیبی برتر و متعالی نهاده شده است. بدینسان چون نظرگاه دینی، به پیش فرض های بسته علم محدود و مقیّد نیست، به نتایج محاسبات علمی هم لزوماًٌ مقیّد و ملزم نخواهد بود و می تواند بر آن شود که در این زمینه نیروهایی فرا حسّی دخالت نموده اند. با این همه در عصر کنونی، دانش تجربی محترم تر و معتبرتر از آن است که با چنین تحلیلی بتوان نتایج و داده های آن را نادیده گرفت و در واقع چنین نگاهی، بر تصوّر تقابل قرآن و علم، مهر تصدیق و تثبیت می زند. در نتیجه اگر قرار بر اختیار یک قول افتد، تأویل «سته ایام» به شش زمان و دوران، یگانه قول تعیّن یافته و مرجّح جلوه می کند.
تأثیر ابوالجارود بر روایات امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ابوالجارود یکی از شخصیت های اصلی زیدیه و نیز راوی کتابها و روایات مهمی از صادقین -علیهما السلام- است که رجال شناسان و بزرگان امامیه همواره به او توجه کرده اند. از یک سو رجال شناسان امامی و سنّی او را تضعیف کرده اند و از سوی دیگر او راوی روایات زیاد و گاه مهمی در منابع امامی است. شناخت چگونگی راه یافتن احادیث وی و نیز موضوع و محتوای روایاتی که از او در منابع حدیثی امامیه نقل شده است، با بررسی طرق کتاب های ابوالجارود و ناقلان وی میسر است. این بررسی ها نشان می دهد گاهی آوازه و سرشناسی ابوالجارود سبب شده برخی روایات غالیانه یا جانبدارانه امامی بدو نسبت داده شود. ابن عقده و شاگردانش تفسیر ابوالجارود را که از مهم ترین منابع تفسیری و متقدم امامی است، به منابع امامی وارد کردند و در مواردی برداشت های زیدی از تفسیر آیات قرآن ارائه می دهند که نمونه های آن را در تفسیر قمی می توان دید.
نگاهی دوباره به قرب الهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقال شرحی است بر کلام سیدالساجدین در مناجات... . این بحث بازتفسیری بر مفهوم قرب الهی است. قرب گاهی بر مصادیق جسمانی و گاهی بر ادراکات غیرطبیعی و مجرد حمل می شود. این مفهوم از شایع ترین اصطلاحات در معارف اسلامی و ادیان توحیدی است. در یک برداشت، قرب به قرب خداوند، قرب جسمانی و مکانی و یا زمانی نیست، بلکه مراد قرب و نزدیکی معنوی به خداست. در برداشت دوم، قرب الهی امری معنوی، واقعی، به معنای در نزد خدا بودن است؛ نه به معنای اعتباری. در برداشت سوم، قرب، به معنای تکوینی است که هم بندگان خدا از آن برخوردارند. اینکه خداوند لحظه به لحظه افاضه وجود می کند به متوقف بر قرب الهی است.
مراد از تقرب به خدا در پرتو عبارات دینی است که انسان به مرتبه ای می رسد که خداوند را بهتر شهود و درک می کند. هرچند مشاهده خداوند با چشم دل، دارای مراتبی است.
اهمیت و جایگاه محبت (2)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله که شرحی بر مناجات المریدین امام سجاد علیه السلام توسط استاد علّامه مصباح می باشد، به بحث از محبت و اهتمام به آن می پردازد. برخی مراتب محبت که لازمه ایمان به خداست، واجب و برخی مراتب مستحب است. مریدین، خداجویانی هستند که اراده قرب به خدای متعال را دارند. از جمله نشانه های محبت به خدا این است که محب دوست دارد نام محبوب خود را زیاد بشنود و علاقه مند به چیزهایی است که منسوب به اوست. اما نشانه های محبوب خداوند عبارتند از: توبه، پاکیزگی، جانفشانی در راه خدا.
بازخوانى نظریه ابن تیمیه درباره حدیث «باب»، و نقد آن با تکیه بر منابع أهل سنّت
حوزههای تخصصی:
حدیث «باب» یا حدیث «مدینة العلم»، به نقل از رسول خدا 9 در شأن امیرمومنان امام على 7، با طُرق گوناگون و سندهاى صحیح و حَسَن در منابع اهل سنّت وارد شده است. این حدیث، جایگاه والا و گستره مرجعیت علمى آن حضرت را نشان مى دهد.
ابن تیمیه، با تکیه بر نظر ابن جوزى، به تکذیب سند و توجیه متن حدیث «باب» پرداخته است. بررسى سیره ابن تیمیه در برخورد با فضایل اهل بیت رسول 9، نشان داده که وى با اعتماد به استدلالهاى نااستوار، نسبت به فضیلت سوزى و مرجعیت زدایى از اهل بیت : و فضیلت سازى و مرجعیت نمایى براى دیگران همّت گمارده است.
سخنان ابن تیمیه، به دلیل ناسازگارى با مسلّمات تاریخى و منابع اهل سنّت، پذیرفتنى نیست و قابل نقد است.
مأخذیابى و معناشناسى حدیث «لا تسبّوا الدهر فإن الله هوالدهر»
حوزههای تخصصی:
چکیده : حدیث «لا تسبّوا الدهر فإن الله هو الدهر» یکى از احادیث متشابه است که در منابع معتبر اهل سنّت، مانند صحیحین، روایت شده؛ امّا در منابع شیعه، صرفاً جهت تبیین و تحلیل آمده و سندى براى آن از سوى محدّثان شیعه نقل نشده است. البته روایاتى شبیه به آن در منابع شیعى قابل ملاحظه است. همین روایات، کمک شایانى در فهم معناى حدیث مورد نظر مى کند. با توجّه به آیات قرآن و آموزه هاى معصومان :، مقصود از این حدیث، آن است که امور عالم تکوین را که همگى تحت قدرت خدا قرار دارد، نباید به غیر او نسبت داد.
نفس و ابعاد مهار آن در قرآن و حدیث(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آن گاه که سخن از مهار نفس به میان می آید ذهن بسیاری از انسان ها به سوی تهذیب نفس و سیر و سلوک عرفانی و دشواری های پیش روی آن می رود و چنین تصور می شود که موضوع کنترل نفس امری است بسیار دشوار و نیازمند استاد و مرشد، و بنابراین، خارج از توان افراد عادی. مقاله به دنبال تبیین مفهوم و اهمیت و سپس راه کار مهار نفس از طریق مهار فکر، قلب و جوارح است. موضوع کنترل نفس با وجود دشوار بودنش، در سه حوزة مزبور دست یافتنی است، گرچه به نظر می رسد در مرتبة عالی آن، بهره مندی از راه نمایی های پیری مرشد اجتناب ناپذیر خواهد بود.
نگاهی نو به حق و تکلیف از دریچه نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
بحث حقوق و تکالیف از مباحث بنیادی در همه مکاتب بوده و نوع دیدگاه در این خصوص موجب تفاوت و مرزبندی مکاتب گردیده است. با مطالعه نهج البلاغه معلوم می گردد که علی (ع) این موضوع را با یک تئوری منحصر به فرد نه تنها در زندگی فردی خود بلکه در فرایند حکومت 5 ساله خود و براساس قرآن کریم در نظر گرفته و اجرا کرد. بحث حق و تکلیف بعد از رنسانس و بر اساس انسان محوری ارائه شده در حالی که علی(ع) آن را با محوریت خداوند تبارک و تعالی مطرح نموده و آب نمک اساس به تنظیم روابط بین افراد و بین افراد و حکومت می پردازد. در این مقاله به طور مختصر و با نگاهی نو موضوع حق و تکلیف از دیدگاه علی(ع) مورد بررسی قرار می گیرد.
تأمّلى در دیدگاه آیت الله نمازى پیرامون اعتبار روایات کتاب کافى
حوزههای تخصصی:
کتب اربعه در میان کتب حدیثى شیعه به جهت قدمت، شمول روایات و اعتبار مؤلّفان جایگاه ویژه اى دارند و در این میان کتاب کافى از اعتبار خاصّى برخوردار است و محدّثان و فقیهان در موضوع میزان اعتبار روایات کافى در ضمن آثار خود بحثهایى مطرح و یا به صورت مستقل، کتابهایى را در این موضوع تألیف کرده اند.
علّامه نمازى شاهرودى کتاب الأعلام الهادیة الرفیعة فى اعتبار کتب الأربعة را در اثبات موثوق الصدور بودن تمام روایات کتب اربعه و صحت روایات آنها تألیف کرد. علّامه نمازى شاهرودى دلایل اعتبار روایات کافى را چنین مى شمارد: برگرفته شدن از اصول اربعمأة ـ موجود بودن تمام اصول حدیثى در زمان کلینى ـ شهادت مؤلّف بر صحت احادیث در خطبه کتاب ـ دستور امامان به پذیرش روایات ثقات ـ ستایش کافى از سوى عالمان شیعه.
مسدرکی بر نهج البلاغه در میان نسخه های خطی نهج البلاغه
حوزههای تخصصی:
راه کارهای تبلیغی پیامبر اعظم(ص)
حوزههای تخصصی:
برای رساندن پیام الهی، اولین و اصلی ترین هدف پیامبران، به ویژه نبی مکرم اسلام(ص) تبلیغ بوده است. مقاله حاضر می کوشد به این سؤال پاسخ دهد که چگونه پیامبر(ص) توانست در فرصتی محدود و با امکاناتی ناچیز، چنان تحولی در مردم به وجود آورد که بعد از مدتی جامعه ای کاملاً متفاوت با آنچه پیش از آن بوده به وجود آید؟ فرضیه مورد آزمون این است که نبی اکرم(ص) با استفاده از راه کارهای خاص تبلیغی مبتنی بر رویکرد پیامبرانه، مخاطب خود را قلوب و دل های مردم قرار داد و توانست به این مهم نایل شود. مقاله با دلایل و استنادات و با رویکرد توصیفی به اثبات این فرضیه می پردازد.
مرگ آگاهی و معناداری زندگی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امام علی(ع) بر لزوم مرگ آگاهی و توجه به مرگ تأکید می ورزد و می کوشد تا انسان ها را از طریق شناخت درست حقیقت مرگ به شناخت خود و به تبع آن، به فهم معنای زندگی رهنمون سازد. به تعبیری، مرگ بخشی از زندگی انسان است و هرگونه فهم نادرست از آن، فهم انسان از خویشتن را تحت تأثیر قرار می دهد؛ در چنین حالتی فرد نمی تواند تلقی درستی از زندگی داشته باشد تا به معناداری یا بی معنایی آن پی ببرد. بنابراین یاد مرگ و توجه مستمر به آن و الهام از سیره و گفتار اهل ذکر، طریقی است که عمل به مقتضای آن انسان را قبل از مواجهه با مرگ، با مرگ و حیات جاوید پس از آن آشنا می سازد. این دریافت درست از مرگ به فهم معناداری زندگی می انجامد.