فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳٬۳۵۳ مورد.
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۴)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
اخلاق از مؤلفه های بسیار مهم در شکل دهی و انسجام فرهنگی جامعه است؛ تا آنجا که رسول اکرم (ص) از جمله رسالت های مهم خود را کامل نمودن مکارم اخلاق برشمرده است. در این پژوهش، با هدف دستیابی به جزء کوچکی از نظام ارزشی اخلاقی از فقه اسلامی، به بررسی امکان الزام پذیری امور اخلاقی، تحت ضوابط فقهی و اصولی امامیه پرداخته شد و با روش توصیفی و تحلیلی - پس از سنخ شناسی الزامات فقهی و اخلاقی -اتهام نسبیت گرایی اخلاقی به اندیشمندان مسلمان، نقد و رد شده است. در ادامه، فرایند الزام پذیری فقهی امور اخلاقی از حیث حکم اولی واکاوی شد و با تطبیق مسئله بر «خُلف وعده» به عنوان یک نمونه از امور اخلاقی که قابلیت پذیرش الزام فقهی را داراست؛ روشن شد که فقه امامیه این قابلیت را دارد که به برخی از امور اخلاقی الزام کند و در راستای این الزام، «نیّت» مانع نخواهد بود.
بررسی تطبیقی کرامت نفس از دیدگاه آیه اللّه جوادی آملی و ناتانیل براندن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
47 - 64
حوزههای تخصصی:
کرامت نفس به معنای احساس ارزشمندی، یکی از اساسی ترین موضوعات انسان شناسی و اساس بسیاری از حقوق و امتیازات انسانی است . در این تحقیق به روش تحلیلی ۔ تطبیقی دیدگاه آیه اللّه جوادی و براندن در سه بخش مبانی کرامت نفس، عوامل و آثار آن بررسی شده و اشتراکات و افتراقات این دو نگاه تبیین شده است. نتیجه اینکه آیه اللّه جوادی - بر خلاف براندن - مبنای ارزشمندی انسان را الهی می داند . هر دو به عوامل شناختی و رفتاری اعتنا دارند. لازمه شناخت خود، از منظر آیه اللّه جوادی شناختی در همه ابعاد جسمی و روحی و لازمه آن، شناخت خداوند است . درصورتی که براندن به شناخت قابلیت ها و پذیرش نقاط قوّت و ضعف اکتفا کرده است . از منظر هر دو متفکر احساس ارزشمندی آثار معرفتی، اخلاقی و رفتاری دارد. آثار اخلاقی و رفتاری دو دیدگاه، بسیار شبیه است؛ هرچند براندن، ابراز وجود و فردگرایی را بیان می کند که از منظر آیه اللّه جوادی قابل پذیرش نیست .
روش های اعتمادسازی انبیا (علیهم السلام) در تربیت اخلاقی متربی از منظر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مقبولیت مربّی و اعتماد متربّی به وی از مهم ترین عوامل زمینه ساز تربیت اخلاقی است که بدون آن هر گونه تلاش تربیتی، مثمرثمر نخواهد بود. پیامبران الهی با اشراف به این مهم، در اجرای مهمترین هدف رسالت خویش؛ یعنی تربیت اخلاقی، از روش های مختلفی جهت اعتمادسازی مخاطبان خود بهره برده اند که شناخت و الگوگیری از این روش ها ازاین حیث که تحت ارشاد الهی به انجام رسیده و اثرگذاری آنها تضمین شده است، برای مربیان، والدین و داعیه داران امر تربیت بسیار حایز اهمیت است. پژوهش پیش رو باهدف بررسی روش های اعتمادسازی انبیا (علیهم السلام) در عرصه تربیت اخلاقی از منظر قرآن نگاشته شده است. این پژوهش از حیث هدف، اکتشافی و به لحاظ روش، کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، تکنیک تحلیل مضمون به کار گرفته شده است. نتایج نشان می دهد که پیامبران در راستای اعتمادسازی از روش های شناختی؛ نظیر: زیست مشترک با متربّی، زیست اخلاقی مربّی مرتبط با بُعد شناختی و از روش های عاطفی همچون ایجاد پنداریه سنخیت برای متربّی و درک ایشان، خالص نمودن دعوت خویش از هر گونه شائبیه مادی، زیست اخلاقی مربّی مرتبط با بعد عاطفی و از روش های رفتاری نظیر تطابق بین گفتار و رفتار، زیست اخلاقی مربی مرتبط با بعد رفتاری و اصلاح رابطه باخدا استفاده می نمودند.
مثلث سازی در روابط زوجین( علل غیر اخلاقی آن و راهکارهای اخلاقی جلوگیری از آن)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
154 - 188
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی نقش اخلاق رفتاری در جلوگیری از مثلث سازی در روابط زناشویی می پردازد. مثلث سازی، به معنای دخالت افراد خارجی در زندگی مشترک، می تواند به بروز اختلافات و تنش های جدی منجر شود که در نهایت به آسیب به بنیان خانواده ها می انجامد. با تکیه بر آموزه های اخلاقی، این تحقیق به شناسایی علل و راهکارهایی می پردازد که زوجین را قادر می سازد تا با تقویت این رفتارها، حریم خصوصی خود را حفظ کرده و از نفوذ ناخواسته دیگران جلوگیری نمایند. این تحقیق به روش توصیفی و تحلیلی است ودر پاسخ به این پرسش است: علل غیر اخلاقی ایجاد مثلث سازی در روابط زوجین و راهکارهای اخلاقی جلوگیری از آن چیست؟ و بر آن است که با ارائه راهکارهایی عملی و مبتنی بر اصول اخلاقی، به زوجین کمک کند تا از بروز مثلث سازی جلوگیری کرده و فضای مثبت و پایداری را در زندگی زناشویی خود ایجاد کنند. در نهایت، این تحقیق نتیجه گیری می کند که با توجه به آموزه های اخلاقی، زوجین می توانند به طور مؤثری بر چالش های ناشی از دخالت های بیرونی غلبه کرده و یک زندگی زناشویی سالم و پایدار را تجربه کنند.
رهیافتی اخلاقی به حکم فقهی تردید در اعتقادات(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
107 - 132
حوزههای تخصصی:
شک کردن در موضوعات و مسائل گوناگون، بخودی خود و در نفس الامر، امر مذمومی شمرده نشده و ممکن است برای هر انسانی رخ دهد؛ در عین حال برخی از آرای فقهی، ضمن مذموم شمردن شک، مجازات فرد شاک در نبوت را سلب حیات قلمداد کرده اند. پژوهش حاضر با عنایت به اینکه تجویز کیفر، امری خلاف اصل بوده و برای رواداشت آن به دلیل معتبری احتیاج است که صلاحیت تخصیص عمومات و اطلاقات «محقون الدم» آدمیان را داشته باشد، در پژوهشی مسئله محور که با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است، چنین نگره ای را در بوته نقد و تحلیل اخلاقی قرار داده است. نگارندگان معتقدند از آنجا که اخلاق مقدم بر دین و ترازویی در جهت سنجش احکام فقهی به شمار می رود، چنان برداشتی از ادله، با شهودهای اخلاقی همخوانی نداشته و در نتیجه نمی توان دیدگاه مزبور را به دین انتساب داد. افزون بر آنکه دیدگاه مختار، با اصول امامیه(عدلیه) که قائل به حسن و قبح ذاتی، عقلی و استقلالی هستند نیز موافقت و ملائمتی تام دارد.
مبانی عدالت در حکمت نظری و عملی بر اساس منابع اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
5 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، اثبات عدالت در اراده تکوینی و به تبع آن در اراده تشریعی خداوند بود. این پژوهش بنیادی و نظری و با تحلیل داده ها از قرآن کریم و منابع حدیثی شیعه انجام گرفت. با تحلیل داده ها نتیجه حاصل شد که چه به روش عقلی و چه با تتبع نقلی، بنیاد حکمت نظری بر فهم عدالت الاهی در تکوین می باشد و بر اساس پذیرش این اصل که بازگشت ارزش ها و تجویز ها به هست ها و نیست ها می باشد؛ ازاینرو بنیاد حکمت عملی بر حکمت نظری، استوار است. بنابراین فهم چگونگی جریان عدالت الاهی در تشریع، مبتنی بر فهم اعتدال چه در عالم اسماء و چه مراتب عوالم خلقی است. بر این اساس و از باب تناظر انسان کامل با جهان هستی، انسانی که مکلف به هدایت و راهبری دیگران شده بایستی، خود در اعتدال کامل قوای خیالیه و وهمیه و حتی حسیه تحت تدبیر عقل باشد و به هر میزان که در این امر موفق باشد می تواند اعتدال را به عیال و عشیره و مُدن تسری دهد. نتیجه اینکه، شرط هر عمل اصلاحی اجتماعی، قبول ضرورت ایجاد اعتدال معقول در قوای جوانحی و جوارحی خواهد بود، همانگونه که خالق تکوین این اعتدال را در آیات تکوینی خود متجلی ساخته است.
رویکرد قرآنی حل تعارضات اخلاق مبارزه و مقاومت در سنجه تعالیم انبیاء(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اخلاق مبارزه و مقاومت در راستای احقاق حقوق و ارزش های انسانی، نقشی محوری در تاریخ ایفا کرده است. با این وجود، این عرصه خطیر همواره با چالش هایی همراه بوده است. از مهم ترین این چالش ها، تعارضات اخلاقی است که در این عرصه رخ می دهد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی و تحلیلی، براین فرضیه استوار است که با استناد به تعالیم انبیاء می توان، راه حل موجه و اخلاقی این تعارضات را اصطیاد نمود. یافته های تحقیق نشان می دهد از مهم ترین تعارضات اخلاقی در اخلاق مبارزه، تعارض در منافع و ارزش ها است. در حل تعارض انعطاف ناپذیری در برابر دشمن و وارد شدن ضربه به جبهه مبارزه (تحریم اقتصادی، تحریف شخصیت) این ضربات نباید عاملی برای انعطاف در برابر دشمن تلقی گردد. از دیگر تعارضات در جهت منافع، مسئله جمع غنائم و تمرکز بر اهداف استراتژیک است که با محوریت فرامین الهی بر اطاعت از فرماندهی به حل این تعارض اخلاقی پرداخته شده است. تعارض بین مبارزه با شرک والدین و احترام به آن ها از جمله تعارضات در ارزش ها است. در این خصوص، انبیاء الهی در صورت وجود تهدید از سوی نزدیکان، با دلسوزی و بدون بی احترامی، آن ها را به ایمان دعوت می کردند و در غیر این صورت به مقابله با آن ها می پرداختند. از دیگر تعارضات ارزشی، به تعارض بین حفظ جان و مقابله با ظلم می توان اشاره کرد .در جهت حل تعارض مذکور براساس تعالیم انبیاء، ترجیح مبارزه با ظلم از واجبات ادیان الهی است.
کژ کارکردهای اخلاقی جامعه با محوریت خشونت پنهان علیه زنان در رمان «تهران مخوف» اثر مشفق کاظمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زنان یکی از گروه های آسیب پذیر جامعه اند که در طول تاریخ بعضاً با تضییع حقوق گسترده و اعمال خشونت های وسیع مواجه شده اند. مسئله مهم در این میان، دیدگاه ها و نظریات متفاوتی است که سازمان ها، نهادها، شخصیّت های حقیقی و حقوقی، نویسندگان، هریک به نحوی سعی نمودند با تلاش های خود ماهیّت خشونت عیله زنان را ترسیم و با آن مبارزه نمایند. نویسندگان اساساً در قالب رمان های اجتماعی سعی نمودند وضعیّت زنان و خشونت های اعمال شده علیه آنان را تببین نمایند. این مقاله جستاری است در راستای بررسی رمان تهران مخوف نوشته مشفق کاظمی که نخستین رمان اجتماعی ایران می باشد. سؤال اصلی این مقاله عبارت است از: «مهمترین کژکاردهای اخلاقی اعمال شده علیه زنان با محوریت خشونت پنهان در رمان تهران مخوف شامل چه مؤلّفه هایی است؟» فرضیه یا دالّ مرکزی مقاله کنونی تأکیدی است بر این مسأله که مشفق کاظمی در این رمان با به تصویرکشیدن تهرانی مخوف بعد از کشمکش های عصر مشروطه و اوایل پهلوی اول، به نوعی سوگ نامه زنان ایرانی و جامعه ای مردسالار را در دو شاخص کلان خشونت های پنهان کلامی و غیرکلامی نشان می دهد. یافته های مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع مکتوب و مجازی نشان داد، کژکارکردهای اخلاقی علیه زن در رمان«تهران مخوف» شامل دو شاخص کلان خشونت های پنهان کلامی و غیرکلامی است. براین اساس، تحقیر، تهمت، توهین، تهدید، دروغ، طعنه و متلک ذیل خشونت های پنهان کلامی قرار می گیرند و نادیده انگاشتن شخصیت زن، حمایت از رسوم غلط ازدواج، حمایت از تعدّد زوجات، خشونت جنسی و ریاکاری وظاهرسازی از جمله خشونت های پنهان غیرکلامی هستند.
مناسبات اخلاق و فقه از منظر علامه جوادی آملی؛ نقد و بررسی نظریه فقهِ اخلاق محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۳۳)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
کشف نسبت میان دانش های اخلاق و فقه، زمینه طبقه بندی صحیح آن دو و بهره برداری از هر یک را ایجاد می کند. علامه جوادی آملی از اندیشمندانی است که در آثار خود به تبیین رابطه این دو علم پرداخته و اشتراکات و تمایزات آنها را مشخص کرده است. اخلاق و فقه در آلی بودن، اندراج در حکمت عملی، منابع مورد ارجاع و دارابودن احکام پنجگانه، اشتراک داشته و در موضوع، رتبه، غایت و کمیت مسائل، تمایز دارند. در این بررسی مشخص می شود، تمایز در موضوع و رتبه موجب گشته گزاره های علم اخلاق بر علم فقه مقدم باشند به گونه ای که بایستی به اثرپذیری فقه از گزاره های قطعی اخلاقی توجه نمود؛ حال آنکه: 1) انسان با عمل به تکالیف شرعی، هدف از عمل به گزاره های اخلاقی را محقق می سازد. 2) دانش اخلاق به صورت مطلق، آنقدر گزاره قطعی عقلی ندارد تا معیار سنجش صحت گزاره های فقهی شود. 3) دانش اخلاق به معنای گزاره های اخلاقی از سنخ باورها نبوده و از این جهت نسبت به فقه زیر بنا نیست. هدف پژوهش حاضر بازشناسی نسبت میان اخلاق و فقه در راستای تولید فقه اخلاق محور و نقد آن است. روش پژوهش، تحلیلی- انتقادی و با استفاده از منابع کتابخانه ای است.
بررسی تطبیقی خیر ذاتی در فایده گرایی میل و مصلحت در مدرسه کلامی بغداد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۲۳)
97 - 118
حوزههای تخصصی:
آنچه برای نتیجه گرایان در اخلاق هنجاری اهمیت دارد، تحقّق خیر و نتیجه اعمال اخلاقی است. مراد از خیر در اینجا، خیر ذاتی است؛ نه خیر ابزاری. در عین حال، نتیجه گرایان از نظر تعیین مصداق خیر ذاتی اختلافِ نظر دارند. در تقریر جان استوارت میل از فایده گرایی، مصداق خیر ذاتی، «لذت» و رهایی از ألم عنوان شده و کاری اخلاقی است که بیشترین لذت را برای بیشترین افراد به بار آورد. مفهوم «مصلحت» در سنّت اسلامی قابل مقایسه با خیر ذاتی در نگاه فایده گرایان است؛ زیرا از یک سو اصلی برای تعیین حُسن و قُبح افعال است و از سویی دیگر، در مصداق شناسی آن در مدرسه کلامی عقل گرای بغداد می توان در عین اختلافات فراوان به اشتراکاتی با نظریهه فایده گرایی دست یافت. در این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی این نتیجه به دست آمده که مصداق خیر ذاتی و مصلحت نهایی «لذت» و «ألم» است، اما تبیینی که رویکرد مصلحت با توجه به مرجع تشخیص مصلحت، محاسبه مصلحت و فرایند تأمین آن دارد بری از اشکالات لذت گرایی میل است.
حرکت کمالی موجودات از دیدگاه عطار در اسرار نامه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۵)
23 - 36
حوزههای تخصصی:
هدف از آفرینش در فلسفه خلقت، بهره مند شدن مخلوقات است. موجودات با نزدیک شدن به پروردگار، منبع اصلی کمالات و مستفید شدن از او به تکامل و قُرب الی الله می رسند. بر اساس امر الهی، تمامی کاینات، به سمت مبدأ اصلی در حرکتند، حرکت مستمر و دائم. هر موجودی در مرتبه اسفل با حجابهای ظلمانی، در تحرک به سمت مرتبه بالاتر، کمال و ارتقا می یابد. انسان اشرف مخلوقات در این سیر تلاش می کند تا با تغییر و تحول، قابلیتهای خویش را به فعلیت تبدیل سازد و با مراقبه دائم بر اعمالش، با تحمل ریاضات و صبر بر شداید دنیوی، به واقع در سیری عمیق، طی طریق نماید و با عبور از عالم کثرات به عالم وحدت برسد. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی – تحلیلی و روش کتابخانه ای در صدد است دیدگاه عطار را در اسرار نامه در مورد حرکت تکاملی موجودات به ویژه انسان، با چگونگی کیفیت این سیر بررسی کند. به اعتقاد عطار، انسان هم همچو سایر موجودات، پیوسته در پویایی است و رهاورد او در این سفر، بهره مندی از محبت الهی، کسب فیوضات ربّانی حق و در نتیجه ارتقاء مراتب بندگی به سمت کمال مطلق است.
نقش نظام اخلاقی قرآن کریم در سلامت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۳
۱۸۰-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
نظام اخلاقی قرآن کریم همانند سایر نظام ها دارای سه عنصرِ اهداف، مبانی و اصول می باشد که هریک از این سه عنصر در سلامت معنوی تأثیرگذارند. این پژوهش درصدد است با روش توصیفی تحلیلی در این مورد به این سؤال اساسی پاسخ دهد که تأثیر نظام اخلاقی قرآن بر سلامت معنوی چیست؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که نظام اخلاقی قرآن با سه نقشِ معرفتی، عاطفی و رفتاری، بر سلامت معنوی تأثیرگذار است. باورها و اعتقادات، خودشناسی، ذکر ظرفیت ها و کاستی های انسان و آگاهی از آنها از نقش های معرفتی؛ فطرت، محبت و مهرورزی، معرفی الگوها، و کمال جویی، از نقش های عاطفی؛ و آراستن به فضایل اخلاقی و پیراستن از رذایل اخلاقی، توکل، توبه، توسل و تعدیل غرایز، از نقش های رفتاری نظام اخلاقی قرآن هستند که هریک از آنها در سلامت معنوی، نقش بنیادی دارند.
قرآن و معرفت بخشی اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
103 - 126
حوزههای تخصصی:
حسن و قبح ذاتی عقلی یا شرعی الهی از مباحث مشترک اصولی و کلامی است که سابقه ای طولانی دارد و خاستگاه آن در متون فلسفی به سقراط بازمی گردد. این جریان دو نکته را در پی دارد: نخست، در این عالم، قواعد ثابت اخلاقی وجود دارد و خداوند دستور به پیروی از آن ها می دهد و دوم، قواعد ثابت اخلاقی وجود ندارد و امر و نهی خداوند موجب خوبی یا بدی کارها می شود. از دیدگاه نخست، حسن و قبح عمل در خود عمل نهفته است و نیازی به دستور خداوند نیست؛ اما دیدگاه دوم معتقد است که خداوند تعیین کننده حسن و قبح عمل است، هرچه او امر کند حسن و هرچه او نهی کند، قبیح است. بین پذیرش هر یک از دو دیدگاه و وجود گزاره های اخلاقی در قرآن رابطه ای تنگاتنگ وجود دارد. با پذیرش دیدگاه اول، هدف از گزاره های اخلاقی قرآن اولاً و بالذات تربیت اخلاقی و انگیزه بخشی است، ولی بر اساس دیدگاه دوم هدف قرآن در مرحله اول، معرفت بخشی است و در مرحله دوم، نظر به تربیت اخلاقی و انگیزه بخشی دارد. در این مقاله، این مسأله بررسی شد و نتیجه به دست آمده آن است که قرآن کریم گرچه به طور مستقیم سخنی از حسن و قبح ذاتی عقلی و مقابل آن به میان نیاورده است ، ولی آیات بسیاری ناظر به حسن و قبح ذاتی عقلی است و گزاره های اخلاقی قرآن در درجه اول به دنبال انگیزه بخشی اخلاقی است نه معرفت بخشی اخلاقی.
کاربست معناشناسانه تقوا و زهد در سبک اخلاق مدارانه از زیست مؤمنانه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
163 - 191
حوزههای تخصصی:
تقوا و زهد از آموزه های مهم دینی است. قرآن کریم با بیان اینکه خداوند فقط کارهای باتقوایان را می پذیرد، ملاک ارجمندی انسان ها را درجه تقوایشان دانسته و مؤمنان را به افزایش توشه آن سفارش کرده است. از سوی دیگر، در روایات معتبر بارها به مفهوم زهد اشاره شده است. بنابراین شناخت درست معنای این دو و رابطه آنها با سبک اخلاق مدارانه از زیست مؤمنانه ضروری به نظر می رسد؛ به ویژه آنکه از آغاز ترجمه قرآن تا کنون، بسیاری از مترجمان فارسی، واژه تقوا را به «پرهیزکاری» و گروه بسیار اندکی به «خودنگهداری» معنا کرده اند و حال آنکه این دو ترجمه، گویای دو شکلِ کاملا متفاوت از سبک زندگی است که فقط یکی از آنها با آموزه های معتبر دینی همخوان است. برداشت نادرست از مفهوم زهد نیز به این ابهام افزوده است. در این پژوهش ضمن معنایابی دقیق این واژگان، تأثیر این مفاهیم بر سبک اخلاق مدارانه زندگی را بررسی کرده و نشان داده ایم که ترجمه تقوا به پرهیزکاری، با این آموزه ها همخوانی ندارد، ولی تقوا به معنای خودنگهداری، افزون بر هماهنگی با مفهوم درست زهد، همان معنای مورد نظر در آموزه های معتبر دینی و سبکی پویا از زندگی است که از مؤمنِ باریافته به ملکه خودنگهداری، انسانی تلاشگر و سازنده می سازد؛ فردی که در عین حضورِ فعال در جامعه و بهره مند از مواهب آن، آزاده است و وابستگیِ زمین گیر ندارد.
موانع تربیت در بستر سوره مبارکه جمعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۳۲)
37 - 64
حوزههای تخصصی:
در سوره مبارک جمعه، نمای کلی نظام تربیت وحیانی به تصویر کشیده شده و شاخص های اصلی آن برشمرده شده است. در این سوره، مبانی و مبادی تربیتی، منابع تربیت، موانع تربیت و نتایج و آثار تربیت به عنوان مؤلفه های نظام تربیت وحیانی قابل تحلیل و ارزیابی است. این مقاله، موانع تربیت در نظام تربیت وحیانی را برپایه معارف سوره جمعه شناسانده و انطباق آن بر سیر ترتیبی آیات سوره را می نمایاند. بر اساس نتایج این پژوهش، مهمترین موانع تربیت را می توان در شش محور بر اساس آیات سوره جمعه بیان کرد. اولین محور، غفلت از مفهوم فضل خدا و آن حقیقتی است که در آیات قرآن به عنوان فضل مورد اشاره قرار گرفته است. محور دوم، غفلت از ارتباط صحیح با کتاب وحی است. محور سوم، غفلت نسبت به مفهوم ولی خدا و جایگاه اولیاء الهی است که نقش بسیار پررنگ و زیربنایی در فرآیند تربیت توحیدی به عهده دارد. محور چهارم، غفلت از حقیقت مرگ بوده که از مهمترین موانع تربیت محسوب می شود و محور پنجم از موانع تربیت، عدم توجه به موضوع ذکر و به صورت خاص ذکر خداوند است. محور نهایی از موانع تربیت نیز مسئله لهوگرایی بوده و که در معارف سوره جمعه در پیوند با مفهوم «ما عندالله» بیان شده و این پیوند، به عنوان یکی از نکات بی بدیل قرآن در حوزه موضوع تربیت و موانع آن قابل تحلیل است.
مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی ناظر به ساحت های چهارگانه رفتار(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۲۵)
85 - 106
حوزههای تخصصی:
تدوین مراحل تربیت برای تحقّق تربیت اخلاقی ضروری است و برای تدوین این مراحل، از ملاکات متعددی مانند ملاک ترتیب منطقی استفاده می شود. در ضمن از مهم ترین تقسیم بندی های رفتار اختیاری انسان، تقسیم بر اساس ساحت های چهارگانه رفتار است. حال پرسش آن است که تربیت اخلاقی، بر اساس ملاک ترتیب منطقی، ناظر به ساحت های چهارگانه رفتار اختیاری، چگونه مرحله بندی می شود؟ در این پژوهش، به روش توصیفی ۔ تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای و استناد به آیات و روایات، در صدد پاسخ به این پرسش برآمده ایم. مراحل تربیت اخلاقی با ملاک ترتیب منطقی، ناظر به ساحت های چهارگانه رفتار (ساحت الهی، ساحت فردی، ساحت اجتماعی، و ساحت زیست محیطی) است. تقدم تربیت در ساحت الهی بر همه ساحت ها، نشان دهنده اهمیت توحید و ایمان به خدا در همه مراحل تربیت اخلاقی است. همچنین تقدم تربیت در ساحت فردی بر تربیت در ساحت های اجتماعی و زیست محیطی حاکی از تقدم متعادل ساختن نفس بر تربیت و اصلاح رفتار در دو ساحت دیگر است.
تبیین اجتماعی داستان ماهی کوچولو از نگاه ساختارگرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در بین آثار صمد بهرنگی که همه سرشار از مسائل اخلاقی،سیاسی،فرهنگی است به داستان ماهی سیاه کوچولو برمی خوریم که با سیر ملایم زندگی که نظم و هماهنگی عادی را برهم می زند و مسیر زندگی خویش را جدای از اندیشه های دیگران تعیین می نماید داستانی با ظاهر ساده و مفاهیم بسیار نغز است،ماهی قهرمان داستان که نماد تک نواز و تک سوار آزادی خواه است که جویای حقیقت زندگی.صمد بهرنگی با ساختار داستانی خویش وفرم مناسب، مسیر داستان را به گونه ای رقم می زند که ذهم سیال خواننده را در دریافت حقیقت پویا سازد. پژوهش حاضر سعی براین دارد که با سیر در داستان ماهی سیاه کوچولو صمد بهرنگی را در زمره ی فرم اندیشان قرار دهد که محتوای تازه و مفاهیم جدید را در فرم کهن نمود بخشیده و طبق نظریه ی فرم اندیشان روسی که ادبیات و هنر را جدای از واقعیت زندگی می دانند و فرمالیست های روس با بیان نظریه ی خود به قانون ایستایی در گذشته متهم شده اند و در مقابل آن ها به نظریه مرگ مولف یاکوبسن که می رسیم محتوای تازه را ذهن خواننده اثر به اثر می بخشد. پژوهش دراین مورد به صورت تحلیلی کتابخانه ای به توصیف داستان پرداخته شده و پرده از اسرار آن برداشته می شود.
بازپژوهی مفاهیم اساسی اندیشه ی دکارت و گادامر و استنتاج دلالت های آن در تعلیم و تربیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۶)
47 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش نقد تطبیقی مفاهیم اساسی اندیشه ی دکارت و گادامر و استنتاج دلالت های آن در تعلیم و تربیت است. پژوهش دارای سه سوال است؛ مفاهیم اساسی در اندیشه دکارت و گادامر کدامند؟ هر کدام از دو متفکر، چه نقدی بر مفاهیم اساسی دیگری دارند؟ و اندیشه دکارت و هرمنوتیک گادامر چه دلالت هایی برای تعلیم و تربیت دارد؟ که برای پاسخ به این سوالات از روش تحلیل مفهومی، نقد تطبیقی و استنتاج استفاده گردید و مشخص گردید که: روش، علم، جوهر، انسان، ایده و متافیزیک از مفاهیم اساسی اندیشه دکارت و روش، آگاهی، سنت، تجربه و فهم از مفاهیم اساسی در اندیشه گادامر می باشند. همچنین بیان شد شیوه دکارت بر مبانی عینیت گرایی و مفاهیم گادامر براساس هرمنوتیک فلسفی بوده است. لذا با توجه به اینکه از نظر دکارت، روش ریاضیات روشى است که تمامى مزایا و فواید منطق، جبر و هندسه را دارا است و در عین حال، از معایب آن ها عارى است، این مولفه با مولفه های آگاهی و تجربه اندیشه گادامر نقد شد و از آن جا که گادامر بر پیش ساختارهای فهم تاکید دارد و به اعتقاد او جستجوی فهم بدون پیش فرض بیهوده است، به نقد این مولفه گادامر با مولفه های انسان و متافیزیک اندیشه دکارت پرداخته شد و درنهایت نیز مولفه سنت گادامر را با مولفه های جوهرو ایده دکارت نقد گردید.
دین، دمکراسی و آزادی در فلسفه تکویل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
127 - 147
حوزههای تخصصی:
تکویل یکی از برجسته ترین فیلسوفانی بود که می کوشید پس از هجوم برخی از اندیشمندان دوره روشنگری به دین دمکراسی مدرن را با آن آشتی دهد. از نظر تکویل، آزادی بدون اخلاق و اخلاق بدون ایمان به دست آمدنی نیست. به باور تکویل، استبداد بدون ایمان می تواند کارش را پیش ببرد، اما آزادی بدون ایمان نمی تواند. ازاین رو، دین در یک جمهوری یا کشور دمکراتیک از هر شیوه زمامداری دیگر ضروری تر است. دیدگاه تکویل را می توان خاستگاه نخستینِ نظریه هایی دانست که در روزگار ما درباره «جامعه پسا سکولار» مطرح می شوند. تکویل، برخلاف مارکس، گمان نمی کرد پیشرفت اقتصادی و آموزشی باعث نابودی دین می شود. باوجوداین، او نگرانِ از بین رفتن دین در جوامع دمکراتیک بود. به باور او، شوروشوق قوی تر به لذات مادی می تواند قوای معنوی انسان را خاموش کند و با از بین رفتن معنویت آزادی نیز از بین می رود. از نظر تکویل، در یک جامعه دمکراتیک مردم اگر ایمان نداشته باشند برده خواهند شد و اگر می خواهند آزاد باشند باید دست کم چند باور اندک و ساده داشته باشند. آن ها باید از منظری بلندتر به ظرفیت زندگی بشر بنگرند و در پی اهداف دوردست تر باشند. اینجا دقیقاً همان جایی است که نخستین بارقه های نیچه را در تکویل می بینیم. باوجوداین، تکویل، برخلاف نیچه، در پی منابعی برای ارتقای انسان بود که با دمکراسی سازگار باشند. این مقاله باور شخصی تکویل، علل توجه او به دین، رابطه دین و آموزه «درک درست از منفعت شخصی»، رابطه دین و ماتریالیزم، رابطه دین و آزادی و رابطه دین و دولت را در فلسفه تکویل تحلیل می کند.
جایگاه معرفت در نظریه اخلاقی فارابی
منبع:
مطالعات اخلاقی سال اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
125 - 144
حوزههای تخصصی:
معرفت از بنیادی ترین مباحث اخلاق است که فارابی نیز تاکید برآن داشته و معتقد است ارتقاء نفس به مراتب عالی معرفت, تجرد و در نهایت سعادت اخلاقی از طریق قوه ناطقه و متخیله پدید می آید. سعادت نوعی صیرورت و اتصال به عقل فعّال و مفارق شدن از عالم ماده است. عقل فعال نیزهم وسیله معرفت و هم موضوع آن می باشد. قوه متخیله با ازاد شدن از مشغولیت عقل و حواس, میتواند به عقل فعال متصل شود. سعادت از منظر فارابی امری ذومراتب بوده ونبی چون هر دو بعد معرفتی را طی کرده به بالاترین مرتبه سعادت دست یافته و متمایز از حکیم است. گرچه مطالب فارابی در کسب معرفت شهودی در اتصال به عقل فعال و نقش ان در سعادت ابداعاتی دارد اما وجود تغییرات در تبیین از عقل وتقسیم بندی آن توسط اندیشمندان بعد از او, بیانگر عدم جامعیت آن است. تعریف عقل به عامل جذب خیر و دفع شرکه مشترک بین انسان و حیوان نیز قابل قبول نیست. در نهایت, با توجه به عنایت وی به سعادت جمعی, اگر افراد جامعه نتوانند یا نخواهند به معرفت عقلی برسند نه تنها سعادت جمعی حاصل نمی شود, بلکه سعادت فردی نیز معلق خواهد ماند.