فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۴٬۰۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
89 - 116
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر که به روش کمی- کیفی فراهم آمده، به بررسی و تحلیل بُعد منفی نفس یعنی نفس اماره، در آثار عطار پرداخته است. بُعد امارگی نفس و کارکردهای منفی آن که در گمراهی و سقوط انسان بسیار نقش دارد، یکی از مهم ترین مباحث شناخت شناسی در تعالیم عرفانی عطار است. عطار برای بازنمایی این بُعد منفی نفس، آن را در قالب طرح واره های تصویری، بدن مند و مجسم می سازد تا مخاطب بتواند مفاهیم انتزاعی مربوط به نفس اماره را دریابد. در پژوهش حاضر در مثنوی های عطار انواع طرح واره های تصویری یعنی طرح واره قدرتی، حرکتی و حجمی در ارتباط با نفس اماره واکاوی شد. از حیث بسامدی، میزان استفاده از طرح واره قدرتی بیش از دو نوع دیگر است که در صفاتی همچون کافر بودن، درنده خویی و در قالب شخصیت های حیوانی و انسانی چون سگ، خوک، افراسیاب، دیو، شیطان و... بازنموده می شود. دومین میزان استفاده از طرح واره های تصویری مربوط به طرح واره حجمی است که حکایت از همنشینی همیشگی نفس با انسان دارد. میزان استفاده از طرح واره های حرکتی نسبت به دو نوع دیگر کمتر است که ارتباط معناداری با طرح واره قدرتی دارد، زیرا سیطره نفس بر انسان بسیار زیاد است؛ ازاین رو خروج از نفس بسیار به کندی صورت می گیرد.
بررسی چگونگی نسبت بین حق تعالی وخلق در نگاه عرفانی امام علی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۳
361 - 376
حوزههای تخصصی:
حضرت حق تعالی نسبتی با خلق را داراست که از بیانات ژرف امیر مؤمنان حضرت علی (ع)، قابل استنباط می باشد. به جهت خلأ جدی کتب عرفانی از بحث متمرکز و جامعِ نقلی- استدلالی در موضوع و نیاز اساسی به بررسی سنجش رانه برداشت های وحدت وجودیِ بزرگان اهل فن در این باب، پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی نسبت بین حق تعالی و خلق در نگاه عرفانی امام علی(ع) در مأثورات حضرت، با رویکرد اسنادیِ معتبر و به روش توصیفی- تحلیلی انجام گرفته است. بنا به نتایج یافته های پژوهش، حضرت حق که مبدأ هستی است در همه عالَم سریان دارد. خداوند در حدود و مراتب اشیاء داخل نیست و درعین حال از حیثِ وجودی، از عالَم خارج نیست. این معنا، همان معیّت قیّومی حق تعالی با خلق می باشد. بنابراین، همه خلق، شؤون و مراتب ظهورِ وجودِ خداوند هستند. البته شأن، هرگز در حدی نیست که معیت با ذات حق داشته باشد. یعنی هیچ موجودی در مرتبه ذات حق تعالی نیست تا با او معیّت داشته باشد. به همین جهت، حق تعالی در مقام ذات، تنهایِ تنهاست و در مقام ظهور، دارای معیّت قیّومی با خلق می باشد. یافته های تحقیق، تأیید فحواییِ وحدت وجود به معنای صحیح کلمه را نیز دربردارد.
رابطه اعیان ثابته با جاودانگی ارزش های اخلاقی در فلسفه اخلاق ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۳
45 - 64
حوزههای تخصصی:
اخلاق و ارزش های اخلاقی در زندگی اموری بنیادی هستند و باور به مطلقیت و ثبات ارزش های اخلاقی تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم در مسائل اصلی زندگی انسان ، به ویژه در جوامع مدرن دارد. یکی از عقاید گروه مطلق گرایان اخلاقی، اعتقاد به عینیت داشتن ارزش های اخلاقی است که بر اساس آن، منشأ و معیار اخلاقیات را برگرفته از حقایقی عینی، ثابت و واقعی می دانند. این مقاله به بررسی آراء "محیی الدین ابن عربی" عارف فیلسوف مآب مسلمان اندلسی، در این زمینه اختصاص دارد. بنا بر آن بر اساس قول به نظریه اسما و اعیان ثابته ابن عربی، عینیت ارزش های اخلاقی و جاودانگی و ازلی بودن آن ها امری ثابت و یقینی می باشد. از دید ابن عربی، وجودی جز خداوند نیست و خلقت چیزی جز ظهور اسما و صفات او نبوده و نخواهدبود. با توجه به نظریه اسما و اعیان ثابته، فضایل و ارزش های اخلاقی چیزی جز اسما و صفات خدا نیستند که با فیض اقدس الهی، از علم الهی در اعیان ثابته متجلی شدند و در انسان که محل ظهور جامع اسمای الهی است، به شکل اخلاق ظهو ردارند و ارزش های اخلاقی و صفاتی و افعالی، چیزی جز ظهور اسمای خداوندی و اعیان ثابته آن ها نیستند.
بررسی جلوه های خمرسرایی صوفیانه در اشعار حسین بن ضحاک مشهور به خلیع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۲۷۰-۲۵۱
حوزههای تخصصی:
باده سرایی از مضامین مهم شعر در دوره های مختلف تاریخ ادب عربی بوده که از نیمه قرن دوم با ظهور شاعران بزرگی چون بشار بن بُرد، ابونواس و... شکل مستقلی به خود گرفت، اما این شعرا چندان از رویکرد شاعران جاهلی در خمر فاصله نگرفتند و بیشتر به جنبه های مادی و ظاهری خمر توجه کردند و در وصف جام و ساقی و ندیم و... شعر سرودند. از نقاط عطف اشعار خمری در عصر عباسی اول، ظهور جلوه های خمر صوفیانه بود که به شکل بارزی در اشعار حسین بن ضحاک، شاعر عصر عباسی اول نمود یافت؛ شاعری که با وجود اباحی گری در بیان شعری، با مهارت و چیره دستی خاصی توانست تا ارتباط زیبایی بین تصاویر خمری و صوفیانه ایجاد نماید و از رموز صوفیانه در خمر بهره گیرد. بررسی این خصیصه شعری با تلفیق شیوه توصیفی و تحلیلی، مسئله ای است که به آن پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که حسین بن ضحاک در زمانی که خمر، هنوز مضمون حسی و مادی داشت، به آن مفهوم صوفیانه بخشید و آن را با مقدسات و مضامین معنوی پیوند داد. در حقیقت نشانه های اولیه تصوف در شعر، ابتدا در اشعار حسین بن ضحاک نمودار گشت و سپس او توانست تا بر صوفیانی چون منصور حلاج تأثیر بگذارد و حتی به نظر می رسد که شاعرانی چون عراقی، مولوی، حافظ، جامی و... نیز از او تأثیر پذیرفته اند.
تحلیل بازنمودهای سبکی نثر صوفیانه در مرصادالعباد نجم الدین رازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۱
315 - 330
حوزههای تخصصی:
عرفان حکایت گر پیوند انسان با معبود است. شرح این حکایت در آثار منظوم و منثور فارسی دست کم از قرن پنجم به بعد در خلال شعرها و کتاب های نثر فارسی آمده است. مرصاد العبادمن المبدأالی المعاد یکی از این آثار منثور است که راهنمای سالکان در سیروسلوک عرفانی است. نجم الدین رازی در قرن هفتم این اثر راه به نثر ساده نگاشته؛ امّا نسبت به دیگر آثار منثور پیش از خود تفاوت هایی سبکی در آن دیده می شود. نثر ساده این کتاب گاه با به کارگیری صنایع ادبی و همچنین لغات عربی بیشتر به سمت نثر فنی سوق می یابد. مقاله حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی سعی دارد بازنمودهای سبک نثر صوفیانه را در این کتاب بررسی نماید. پژوهش حاضر به این نتیجه دست یافته که مرصادالعباد دارای نثری یکدست و یکنواخت نیست و گاه مؤلف با توسل به صنایع ادبی سعی کرده است تا به تزئین نثر خود بپردازد. سجع پرکاربردترین صنعت بدیعی است که در این متن مشاهده می شود.
اعیان ثابته ابن عربی با تکیه بر کتاب فصوص الحکم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۲
263 - 282
حوزههای تخصصی:
اعیان ثابته از مهم ترین اصطلاحات عرفان ابن عربی است هرچند که مفاهیم دیگری قریب به این اصلاح فکری اسلامی وجودداشته است لیکن ابن عربی خود مبدع این اصطلاح است. شارحان و صوفیان متأثر و به تبعیت از وی آن را به کاربسته اند و از آن در مسائل متعدد در تبیین هستی شناسی عرفانی، بهره برده اند. در اندیشه ابن عربی اعیان ثابته از لوازم اسماء و صفات الهی و علم ثبوتی حق تعالی است. نقش واسطه اعیان ثابته در پدیده های عالم کارکردی ویژه به آن می بخشد که بدون پرداختن به آن، شناخت عرفان نظری ممکن نیست، لذا از جایگاه هستی شناختی در نظام عرفانی برخودار است. این پژوهش به بررسی اعیان ثابته در نظریات ابن عربی پرداخته که درواقع اعیان ثابته را صور اسماء الهی خوانده اند. اسماء الهی صوری از نسخ علم در تعین ثانی و علم حق دارند؛ چراکه حق تعالی عالم به اسماء خود است و صور علمی اسماء در علم خق قراردارند.
بازکاوی وحدت وجود در اندیشه ابن عربی و عبدالرحمن جامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۱
117 - 136
حوزههای تخصصی:
عبدالرحمن جامی از جمله شاعرانی است که با آثار و اندیشه های ابن عربی آشنایی داشته و از آن تأثیرپذیرفته است. از میان مجموعه هفت اورنگ او، تحفه الاحرار است که برپایه تفکرات ابن عربی خصوصاً وحدت وجود شکل گرفته است. جامی یکی از نخستین شاعرانِ شارحِ تفکرات ابن عربی درباب وحدت وجود است و از اندیشه های او بسیار تاثیرپذیرفته است. یکی از این تأثیرات، جمع نقیضین است؛ یعنی وحدت و کثرت، تشبیه و تنزیه، ظهور و بطون و ... پژوهش پیش رو کوشیده نگاه یگانه بین ابن عربی و جامی به مظاهر هستی و همگونی های اندیشه وحدت وجودی آن دو را با روش توصیفی تحلیلی و در چشم اندازی تطبیقی مورد کاوش قراردهد. برآیند پژوهش نشان می دهد هرچند جامی در این رویکرد به صورت پارادوکس و متناقض نما عمل می کند؛ اما درصدد یافتن نتیجه ای واحد و رسیدن به نقطه ا ی یگانه در ذهن خویش است. او برای رسیدن به این نتیجه تحت تاثیر اندیشه ابن عربی است و این دو عارف با رویکردی متناقض نما اندیشه های خود را بیان می کنند
رابطه متقابل معنویت و علم با تأکید بر آراء علامه حسن زاده آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از پرسش های اساسی در فلسفه علم آن است که چه ارتباطی بین معنویت و علم وجود دارد؟ نوشتار حاضر کوشیده است با روش کتابخانه ای در گردآوری اطلاعات و روش توصیفی تحلیلی در تحلیل محتوا پاسخ این سؤال را با تأکید بر آراء علامه حسن زاده آملی دریابد. حاصل بحث در دو محور «نقش معنویت در تولید و تقویت علم» و «نقش علم در تولید و ارتقای معنویت» به نتایج ذیل دست یافت: در محور اول، ویژگی های شخصیتی بر علم تأثیر وافری دارد. معنویت بر قوای دراکه تأثیرگذار است. مرتبه ای از تزکیه در تولید مرتبه ای از علم نقش دارد. در محور دوم، علم نافع علمی است که هدف نافعی در جهت تکامل معرفتی و معنوی انسان پیگیری کند و به چنین سرانجامی منتج شود. علمی که اسباب تخلق به اخلاق الهی را فراهم نمی کند حجاب و رهزن است. الگوی علم در سنت اسلامی الگوی نور است. بنابراین، علم، هدایت، روشنایی و آگاهی نسبت به مسیر است.
* این مقاله در همایش «فلسفه معنویت با تأکید بر آراء علامه حسن زاده آملی» پذیرش شده است.
واکاوی جایگاه ادراک و تجلّی در رویکردهای دوگانه به زیبایی شناسی با تأکید بر مفهوم زیبایی در عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۱
205 - 230
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع زیبایی دچار بحران هویت و فقدان مبانی نظری مدون است و اصولی که برخاسته از مبانی اعتقادی اسلام و عرفان اسلامی –به عنوان مهم ترین منبع زیبایی شناسی در اسلام- باشد، وجودندارد. خاستگاه زیبایی و معیارهای داوری زیبایی شناسانه، همواره محل چالش و اختلاف نظر پژوهشگران بوده، اما از میان رویکردهای مختلف، همواره دو دیدگاه متقابل وجود دارند که نگاه اول دلیل زیباییِ موجودات را در ریشه های معنایی کاوش می کند و گروه دوم، ادراکِ انسان (به عنوان سوژه) از اثر (به عنوان اُبژه) را عامل تجربه امرِ زیبا می داند. به نظرمی رسد رویکردهای اول بر مفهوم تجلی استوارند و رویکردهای دوم بر مفهوم ادراک. از هرکدام از این دو رویکرد، سه بستر مطالعاتی انتخاب شده که عبارتند از: «زیبایی قبل و بعد از مدرن»، «زیبایی متعالی و محسوس» و «زیبایی نزد سنت گرایان و واقع گرایان (در زیبایی شناسی اسلامی)». بنابراین در این تحقیق ابتدا دو مفهوم تجلی و ادراک به عنوان مفاهیم محوری و پس از آن رویکردهای دوگانه فوق مورد بررسی و تدقیق قرارگرفتند. معیارهای این سه گرایش دوگانه، استخراج شد و در پایان با مقایسه آن ها نتایج موردنظر به دست آمد. روش تحقیق از نظرِ هدف کاربردی و از حیثِ راهبرد در دسته تحقیقاتِ توصیفی- تحلیلی قرارمی گیرد. پژوهش در حوزه نظری و با مطالعات کتابخانه ای و با ابزار فیش برداری، انجام شد و نتایج با روش استدلال قیاسی به دست آمد.
تقابل عرفان زاهدانه و عاشقانه در تذکرهالاولیای عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۱
375 - 393
حوزههای تخصصی:
تذکرهالاولیا عطار نیشابوری یکی از چند منبع برجسته در شناخت احوال عارفان قرون مختلف از اول هجری تا زمان تألیف(قرن هفتم) است. در آن شرح زندگانی 97 تن از مشایخ صوفیه که هرکدام وابسته به یک مشرب عرفانی بوده اند آمده است. بررسی احوال و اقوال این مشایخ، راهگشایی برای شناخت عقاید مختلف عرفانی است و سند قابل اعتباری در بررسی جریان شناسی عرفان می تواند باشد. در این مقاله مؤلفه های عرفان زاهدانه و عرفان عاشقانه از اقوال و روایت های تذکرهالاولیاء بررسی شده است، عطار دسته بندی خاصی در گرایش های فکری اولیاء انجام نداده و به دیده احترام احوال و اقوال هرکدام را ذکرکرده است. اما بررسی تقابل های عرفان عاشقانه و زاهدانه در زندگی آن ها نشان می دهد، اولیا درمقابل عقاید همدیگر واکنش نشان می دهند؛ شریعت، کرامت و سماع، سه موضوع اصلی تقابل اولیاست؛ در اقوال اولیای زاهد، پای بندی به شریعت اصل است و مؤلفه های عرفان عاشقانه دیده نمی شود. اما در اقوال اولیای عاشق، اولیا با عبور از عرفان زاهدانه، گاه اعمال غیرشرعی انجام می دهند، دلسوزی برای ابلیس، شطحیات کفرگونه، اعتقاد به سماع، نفی کرامت ظاهری در ذکر اولیای عاشق آمده که در احوال اولیای زاهد نیست، موضوع مشترک در اقوال اولیا در عرفان زاهدانه و عاشقانه، دنیاستیزی است که در ذکر تمامی آن ها بیان آمده است، خود عطار در گروه عرفان عاشقانه است و این گرایش فکری را در تذکره نیز نشان داده است.
رمز و نشانه در کلاه ها و سرپوش های صوفیان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۳۴-۵
حوزههای تخصصی:
سیروسلوک عملی و نظری متصوفه، یکی از مهم ترین و بهترین گنجینه های نشانه شناختی فرهنگی، طریقتی و عرفانی در فرهنگ ایرانی ا ست. در این گنجینه فرهنگی، کاربرد و تعبیه نشانه های رمزگونه در سبک پوشش، لباس و ملزومات مرتبط با آن همچون کلاه و سربند اتفاق می افتد. این مقاله چگونگی استفاده متصوفه از هر امر خلاقه ای را جهت بسط، توسعه، دوام و درخشندگی سلوک آنان در فضای اجتماعی بیان می کند و به روش ها و منش طراحی نشانه شناسی تربیتی و مدیریت نظام مند دینی در بهره وری از این عناصر در تحقق منویات عارفانه در پرورش انسانی می پردازد. این نشانه ها برخوردار از بیشترین موارد مادی و بصری از قبیل رنگ، فرم، حالت، طرح، نقش و روش استفاده در مراتب، موقعیت ها، منش ورود و انجام مراحل و مناسک در رابطه مریدی و مرادی میان اهل تصوف هستند. این مقاله در عین حال که شاخصه های مادی را می کاود، تلاش دارد درگیر تنوع گستره تشکیلاتی و فرایندهای تصوف نشود و از حیطه نشانه ها فراتر نرود. در این واکاوی عناصر مهمی همچون شکل، مدل، رنگ و حالت سرپوش ها و کلاه ها که منجر به قواعد، قوانین، مراتب و قاعده مندی می شود، به شیوه تحلیلی توصیفی مورد بررسی قرار گرفته است. مهم ترین دستاورد این مقاله، بیان ظرفیت های لباس و ملزومات مرتبط با آن در مسیر نشانه شناسی و طرح سلوک رفتاری انسان است که می تواند حامل نظامات و مراتب فکری بوده و در تغییر نوع بینش و نگاه انسان امروزی به مقوله لباس تأثیرگذار باشد.
معرفی و بررسی محتوایی رساله اساس المعرفه اثر کمال الدین صدیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
241 - 260
حوزههای تخصصی:
نسخ خطی باقیمانده از گذشتگان جزء مهمی از فرهنگ و تمدن محسوب می شود که لزوم توجه به آن به عنوان یکی از گنجینه های میراث فرهنگی، بسیار با اهمیت است. رساله اساس المعرفه، از آثار نفیس سده دهم هجری است که تاکنون تصحیح و چاپ نشده است. از این اثر تنها یک دست نوشته باقی مانده است که با شماره 2001-101/11 در کتابخانه آیت الله گلپایگانی قم نگهداری می شود و اساس پژوهش حاضر قرارگرفت. متأسفانه رساله اساس المعرفه تاکنون ناشناخته مانده است لذا با توجه به اهمیت رساله، نگارندگان در این پژوهش می کوشند ضمن معرفی رساله اساس المعرفه کمال الدین صدیقی، به بررسی محتوا، عناصر و مؤلفه های سبکی آن نیز بپردازند. بررسی این اثر نشان می دهد که کمال الدین صدیقی، عارفی برجسته و از شاگردان معنوی جامی و نیز از پیروان محیی الدین بن عربی است و ردّپای عرفان ابن عربی به وضوح در این رساله مشهود است. کمال الدین صدیقی همچنین نویسنده ای تواناست و به ساخت و بافت کلام اهمیّت زیادی داده است. صورخیال، لغات و مضامین عربی، کنایات، استعارات، مرادفات، تکلّفات و تصنعات که در دیگر آثار و متون این دوره دیده می شود، در این اثر نیز به وضوح مشهود است.
بررسی عقل و عشق در اشعار شاه نعمت الله ولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
343 - 362
حوزههای تخصصی:
عقل و عشق یکی از اساسی ترین موضوعات در دیوان شاه نعمت الله ولی است. از نظر او عشق ودیعه ای الهی است که در وجود انسان نهاده شده و وسیله رسیدن به کمال و سعادت است. اساس طریقت شاه نعمت الله کشف و شهود است، نه دلیل و برهان. اندیشه وحدت وجود در سراسر کلام وی، موج می زند که به تأثیر از عرفان نظری ابن عربی است. عقل و خردی که شاه ولی با بهره گیری از اشعار عطار، با آن درافتاده، عقل جزئی و معاش است که نه تنها قادر به درک حقیقت عشق نیست بلکه حجاب و مانعی در راه رسیدن به سرمنزل معرفت و عشق حقیقی است. در مقابل، او عقل کلی را نایب خدا دانسته و آن را مدح کرده و معتقد است که این عقل به عنوان اولین مخلوق، یاور عشق است و با روح و جان عشق و جنون عارفانه، عجین گشته و تقابل و تعارضی میان آن دو متصوّر نیست. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای و به روش توصیفی – تحلیلی صورت گرفته است
همبستگی وجودی توحید و فناءفی الله و بقاءبالله در اندیشه ابن عربی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
توحید در اصطلاح ادیان به ویژه دین اسلام و فناءفی الله و بقاءبالله در عرفان اسلامی از زوایای مختلفی قابل بررسی است. به رغم پژوهش های ارزشمندی که در این باب صورت گرفته است، جای این سؤال هست که صرف نظر از بعد معرفتی و حصولی هریک از توحید و فنا، توحید نزد موحد و فناءفی الله و بقاءبالله نزد فانی فی الله چه نسبت و رابطه ای با هم دارند؟ آیا همانطور که در بعد ذهنی و حصولی رابطه مبتنی بر تخالف درباره آن ها به نظرمی رسد در وجود سالک و موحد نیز جدای از هم و مستقل از هم معنا دارند یا این دو در وجود موحد به هم گره خورده و یکی هستند؟ تعاریف توحید و استدلالات آن، در زمره علم حصولی واقع می شوند؛ اما در معرفت حضوری به توحید، بی واسطه حد و رسم و مفاهیم، حقیقت، بنا به وسعت ظرف انسان نزد او جلوه گر خواهدشد. در این نوشتار از این امر به توحیدی شدن انسان یادشده است. از سوی دیگر، در سلوک عرفانی و رسیدن به مقام فناء فی الله و بقاء بالله نیز وجود سالک عین علم خواهدشد تا جایی که یادکردن و یا نسیان خداوند از انسان، با یادآوری انسان از خداوند یا فراموشی او وحدت خواهدداشت، زیرا در اینجا علم انسان به رب خویش و هم علم پروردگار به نفس، حضوری و عین وجود نفس است. درک این وحدت میان عبد و رب و توحیدی شدن نفس، همان ارمغان فناء فی الله و بقاءبالله است. همسانی اقسام، مسیر، دستورالعمل و امام در این دو این مدعا را تقویت می کند.
بررسی نماد سلام گاه ها «بَردِکِل ها» در قوم بختیاری شمال خوزستان براساس نمادگرایی میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
259 - 243
حوزههای تخصصی:
نمادهایی مثل نماد «بَردِکِل» در فرهنگ بختیاری به عنوان یک نماد معنوی، جایگاه ویژه ای داشته است که در این جستار به تحلیل و بررسی این نماد براساس دیدگاه های میرچا الیاده پرداخته می شود. روش پژوهش نیز میدانی- کتابخانه ای و به شیوه تحلیل محتوای کیفی است. براساس بررسی های شکل گرفته «بَردِکِل» نماد سوگند، باروری، بارش، حاجت، نگهبانی و زندگی دوباره است. با بررسی منابع گوناگون و تحلیل نمادهای اساطیری، «بَردِکِل» در قوم بختیاری ریشه های مذهبی و معنوی در ایران باستان و بعد از باستان دارد. تحقیقات نشان می دهد مردمان این سرزمین که عمدتاً عشایر هستند، با سنگ چینی روی تپه های مشرِف به امام زاده ها به دنبال القای معانی هستند که در زندگی آنان بسیار کارایی دارد. الیاده معتقد است وقتی نمادهای امر مقدس در قالب امور دنیایی پدیدار می شوند، میان امر مقدس و دنیایی رابطه دیالکتیک برقرار می کنند، و تبدیل امر دنیایی به امر مقدس در ضمیر ناخودآگاه آدمی وجود دارد که کاملاً از آن آگاه است. بنابراین، در این جستار بر پایه رابطه امر مقدس و دنیایی، به دنبال القای معانی و تأثیرگذاری این نماد در زندگی مردم هستیم.
مقایسۀ تطبیقی مشی زاهدانه در تصوف بصره و شام در دو قرن نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۱۲۴-۹۷
حوزههای تخصصی:
بصره و شام به عنوان دو پایگاه اموی در دو قرن نخست هجری نقش بسزایی در رشد و ترویج اندیشه های زاهدانه و آموزه های صوفیانه در جهان اسلام داشته اند. بنابراین بررسی ابعاد مشی زاهدانه در این دو شهر در بُعد فردی و اجتماعی و تبیین اشتراکات و اختلافات این دو شهر در این زمینه، مسئله این پژوهش قرار گرفت. با استمداد از روش مقایسه تطبیقی به دست آمد که با وجود اهتمام زیاد زاهدان این دو شهر به عبادت و ترک دنیا، بصریان رویکرد متعادل تری نسبت به شامیان داشته و زهد آن ها بیشتر در مسیر ارزش های اخلاقی بوده است، درحالی که در سرزمین شام زاهدان در اطاله نماز و کثرت روزه و تلاوت پیوسته قرآن می کوشیدند. در طبقه تابعان زاهدان بصری بیشتر از ترک دنیا و بی توجهی به آن، توجه به کسب حلال و استفاده شایسته از نعمت های دنیوی وجود داشته است و فقط در میان برخی شاگردان حسن بصری گونه هایی از زهد افراطی دیده می شود درحالی که اکثر زاهدان شامی به بهره حداقل از نعمت دنیا و سرانه حکومتی اکتفا می کردند. در بُعد اجتماعی نوعی از انفعال، تساهل و انزواطلبی در برخورد با مسائل سیاسی، اجتماعی و برخورد با حاکمان در بصره دیده می شود، درحالی که زاهدان شامی علاوه بر نشر دانش و حدیث و تعالیم دین، تصدی امور، قضاوت و فرماندهی سپاه را نیز بر عهده گرفته و گفتمان اصلاحی، اعتراضی و پویا در نقد انحرافات بنی امیه را به منظور اصلاح و عمل کردن آن ها به سیره پیامبر(ص) و صحابه دنبال کرده اند.
مقایسه انسان کامل از دیدگاه امام خمینی و شاه نعمت الله ولی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۲
283 - 304
حوزههای تخصصی:
در تعالیم دینی ما شناخت انسان از خود، پرفایده ترین شناخت ها تلقی می شود.این است که انسان شناسی یکی از مهم ترین دانش های الهی و بشری که در حوزه معارف بشری و دینی تأثیر به سزایی دارد ،از اهمیت خاصی برخوردار است.انسان شناسی دارای انواع فلسفی، دینی، علمی، عرفانی و اخلاقی است . انسان شناسی عرفانی کسب شناخت درمورد حقیقت انسان از طریق تجربه های درونی است که در آن از راه شهود و علم حضوری به مطالعه و بحث و بررسی در مورد انسان پرداخته می شود. انسان کامل از مباحث مهم انسان شناسی است که موردتوجه عرفا و اندیشمندان بزرگ اسلامی و بعضاً غیراسلامی قرارگرفته است و منظور از آن،انسانی است که جامع اسماء و صفات خداوند است. این مقاله به روش توصیفی تحلیلی از منابع کتابخانه ای واسنادی ، بررسی تطبیقی آراء امام خمینی و شاه نعمت الله ولی در مورد انسان کامل را به کاوش نشسته است و قصددارد مولفه های مختلف انسان کامل از دیدگاه امام خمینی و شاه نعمت الله ولی، مقایسه و بررسی شود . یافته ها حاکی از آن است که این دو اندیشمند با استفاده از آیات قرآن، روایات وتحلیل های عرفانی معتقدند که تمام کمالات هنگامی که از خداوند به عالم هستی افاضه می شوند، لزوماً از طریق واسطه هایی صورت می گیرد که دارای مرتبه وجودی برتری نسبت به سایرین هستند.
بررسی تفاوت محتوایی غزل عارفانه عطار و مولانا با غزل عرفان گرایانه سعدی و حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۱ شماره ۷۱
231 - 250
حوزههای تخصصی:
حرکتی که در حوزه شعر عارفانه در قرن پنجم با سنایی آغازشد با عطار و مولوی به کمال رسید و با سعدی و حافظ قوام یافت. عطار نیشابوری در قالب غزل مفاهیم عالی عرفانی را مطرح کرد. غزل عرفانی از طریق دیوان عطار به شاعران بزرگی چون مولوی، سعدی و حافظ رسید. اما بایدگفت که اندیشه های عطار و مولوی از عرفان آن ها سرچشمه می گیرد که با اندیشه های عرفان گرایانه سعدی و حافظ دارای تفاوتی محتوایی است. لذا هدف این مقاله تفاوت محتوایی غزل عارفانه عطار و مولانا با غزل عرفان گرایانه سعدی و حافظ می باشد که با روشی توصیفی- تحلیلی بررسی می گردد. در این مقاله شعری را که زبان عاشقانه را کاملاً در خدمت محتوای آسمانی و محض و نظری قرارداده است همچون عطار و مولانا، عارفانه نامیده و شعری را که زبان عاشقانه را به گونه ای به کارگرفته که جنبه ای از اندیشه ها در آن صبغه عرفانی و جنبه های دیگر آن در خدمت تفکرات مجازی ، کلامی ، اجتماعی ، این جهانی و یا مخلوط بشری و فرابشری است را عرفان گرایانه می نامیم. در غزلیات سعدی و حافظ عشق و لوازم آن هم به معنی مجازی و معمول و بشری با زبان عاشقانه و هم عشق مقید و مخصوص و عرفانی محض باز هم با همان زبان عاشقانه بیان شده و حتی زبان تصوف و عرفان و اصطلاحات عرفانی را چه بسا در خدمت عشق مجازی و معمول قرارداده اند و از آن استفاده ابزاری کرده اند و یا دو گونه معشوق آسمانی و زمینی را با هم و هم زمان و در کنار هم آورده اند.
خوانشی تطبیقی بر گستره حرکت جوهری و تجدد امثال(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اصل «حرکت جوهری» در حکمت متعالیه و بحث «تجدد امثال» در عرفان نظری دو آموزه مهم هستی شناختی فلسفی و عرفانی به شمار می روند که براساس این دو اصل، موجودات دائم تحول و تغییر می یابند و عالم لحظه ای قرار و سکون ندارد و پیوسته در حال نو شدن است. بنا بر تجدد امثال عرفانی، در عین اینکه وجود دارای وحدت ذاتی اطلاقی است، اما این بُت عیار هر لحظه به شکلی است و هیچ موجود و پدیده ای در دو آن تکرار نمی شود. کشف این مسئله برای عارف از طریق یافت وجدانی و علم شهودی است. حرکت جوهری که از طریق نظری و استدلال برهانی اثبات می شود، بنا بر برخی تقریرات از فلسفه صدرایی، محدود به عالم مادی جسمانی و بیان کننده تصرم و حرکت ذاتی آن است که به عالم مجردات ثابته ختم می شود. البته بنا بر دیدگاه دیگری که مبتنی بر تصویر خاصی از اصالت و تشکیک وجود است، حرکت ترسیم شده در حکمت متعالیه منطبق بر یافته های عرفانی و تبیین کننده آن در حیطه درک عقل نظری است. در این نوشته «حرکت جوهری» و «تجدد امثال» مقایسه و سعی شده است تطابق یا شباهت و تفاوت آنها بیان شود. درک صحیح این دو قاعده مهم فلسفی و عرفانی راهگشای تبیین مسائل مهمی در هستی شناسی، مبدأ و معاد، جهان شناسی و علم النفس است.
گونه شناسی غزل قلندری (با محوریت غزل قلندری عطار و عراقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
211 - 234
حوزههای تخصصی:
غزل قلندری، گونه ای از شعر است که در آن به نفی ارزش ها و ستایش امور ضد ارزش می پردازند. این نوع غزل به جز محتوای کلی آن، در سطوح معنایی و ساختاری نیز از غزل های عاشقانه و عارفانه دیگر متمایز است؛ به همین دلیل بررسی گونه شناسی آن اهمیت دارد، ولی تاکنون از نظر مختصات گونه شناسی بررسی نشده است. در این جستار با روش تحلیلی توصیفی به بررسی گونه شناسی غزل قلندری پرداخته شده است با این هدف که گونه های این نوع از شعر فارسی و تطور گونه شناسی آن شناسایی شود. بر اساس یافته های این پژوهش، غزل قلندری هم از نظر مضامین و مفاهیم اصلی و کلیدی و هم از نظر ساختاری و بلاغی ویژگی هایی دارد که آن را از غزل های دیگر متمایز می کند. از مهم ترین ویژگی های این غزل، استفاده از مفاهیم کلیدی و کلان نمادهای ویژه خود و نیز کاربرد ساختار روایی و خروج از قالب رایج غزل کلاسیک است. همچنین غزل قلندری انواعی دارد که شامل غزل قلندری مستقل، وجه قلندری و زیرگونه غزل قلندری اجتماعی سیاسی است. بر اساس نتایج این جستار غزل قلندری در سیر تطور خود مراحل و گونه های مختلفی را پشت سر گذاشته و به نقطه ای رسیده که حلقه اتصالی برای غزل اجتماعی سیاسی ادوار بعد شده است.