فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۶۱ تا ۱٬۹۸۰ مورد از کل ۱۴٬۱۸۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از واژگان حوزه معنایی کتابت در قرآن، صحف است. این واژه 8 مرتبه در قرآن تکرار شده و با محوریت همنشین ها حامل مفاهیمی خاص در فرهنگ قرآنی است که درنهایت، به یکی از این کلیدواژگان اصلی قرآن، بدل و با مفاهیم وحیانی مقارن شده است. واژه مذکور ازجمله واژگانی است که به حجاب برداشت سطحی و تطبیق مصداقی دچار شده و در متون روایی، تفاسیر، لغت نامه ها و ... معمولاً به صحف ابراهیم و موسی(ع) تعبیر شده است. در مقاله پیش رو از معناشناسی ساختاری به صورت تحلیل همنشین ها، سیاق، بافت و فضای نزول و ترکیبات همسو، معانی نسبی و کاربردی «صُحُف»، بازکاوی و براساس کاربردهایشان برخی اقوال مفسران به چالش کشیده می شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که معناشناسی صُحف در قرآن، بیان کننده جهانبینی خاص و گسترده از این کلیدواژه مهم قرآنی است؛ به طوری که نشان از حلقه اتصال تمام ادیان با نظام اولوهی و رسالت و وحی دارد و در معانی نسبی، به نوشته های مقدس، کتاب های وحیانیِ قبل از قرآن، کتاب های وحیانی ابراهیم و موسی، قبل از قرآن به صورت برنامه های انسان ساز مشترک تمام ادیان، مصاحف مسلمانان بعد از تدوین قرآن، نامه اعمال انسان ها، تمام کتاب های وحیانی از زمان حضرت آدم تا خاتم(ع) و نیز خود قرآن اطلاق شده است.
معنی شناسی تاریخی نفاق در قرآن: نسبت نفاق با دورویی، پنهان کاری و اِنفاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معانی امروزین نفاق ازجمله پنهان کاری و دورویی با بسیاری از توصیف های منافقان در قرآن کریم ناهمخوان است؛ به ویژه آنکه نفاق در قرآن برای کنشی در حوزه عمومی به کار رفته است و محدود به حوزه دینی - اخلاقی نیست. این مطالعه درصدد است پس از ابهام زدایی از معنای قرآنی نفاق، رابطه آن را با مفاهیمی چون دورویی و پنهان کاری با تکیه بر معناشناسی تاریخی و اطلاعات اسباب النزولی مشخص کند. همچنین، به دلیل شباهت دو ریشه نفاق و انفاق، در این مقاله تلاش شده است رابطه معنایی این دو ریشه در زبان عربی بررسی شود. بررسی صورت گرفته نتایج متعددی داشت و درنهایت، به بی ارتباطی معنای نفاق با دورویی و پنهان کاری و نیز انفاق رسید. نتایج به دست آمده چنین بودند: در میان محققان اروپایی که در پی ریشه شناسی و معنی شناسی منافقان برآمده اند، اتفاق نظری وجود ندارد؛ منافقان صدر اسلام از دیده دیگران پنهان نمانده بودند تا بتوان پنهان کاری را ویژگی بارز آنان دانست؛ واژه های عربی «نفاق» و «انفاق» به ریشه مشترکی نمی رسیدند؛ لغتشناسان عرب اتفاق نظر دارند که ریشه (ن ف ق) به معنی از دست دادن است؛ اما تلاش آنان برای فهم معنای تاریخی منافق، به نتیجه پذیرفتنی نرسیده است. بسامد بالای کاربرد مشتقات این ریشه در زبان حبشی در معنی دونیم کردن و تکه کردن، معنادار است و با تمامی اوصاف منافقان در قرآن، همخوانی دارد. افزوده شود معادل هیپاکریسی (دورویی)، برگرفته شده از زبان یونانی باستان، باوجود نادرستی، در ترجمه های معاصر قرآنی به زبان انگلیسی، به معادلی غالب تبدیل شده است.
چگونگی وحدت انگاری ابعاد و ویژگی های مختلف انسان در قرآن
حوزههای تخصصی:
در قرآن کریم، توصیفات متعدد و به ظاهر متعارض نسبت به انسان دیده می شود. از یک سو متصف به ویژگی هایی همچون فطرت الهی، مجهز به قوه ی تعقل، مجهز به قوه اختیار و انتخاب، مکرّم به کرامت الهی، برخوردار از نفخه الهی و ... شده و از سویی دیگر مکرراً به صفاتی نکوهیده همچون کفور، قنوط، ضعیف، عجول، هلوع، بخیل، قتور، جزوع، منوع و.... متصف شده است. این تفاوت ها از کجا ناشی می شود و چگونه می توان به هماهنگی میان آیات مربوطه رسید؟ این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی ضمن تبیین این صفات، در راستای وحدت انگاری آنها گام برداشته است. چنین به دست آمد که این مجموعه ظاهراً متعارض، انسان را در أحسن تقویم قرار می دهد. دسته ای از آیات صفات انسانی ناظر به مرحله تکوین انسان است و بدین لحاظ که ناشی از خلقت الهی است، مورد نکوهیدگی قرار نمی گیرد و اصولاً متعلَق ارزش گذاری اخلاقی واقع نمی گردد؛ اما در مرحله فراتکوین، آنجا که پای انتخاب و اختیار به میان آید، تکلیف، ارزش گذاری، پاداش و یا عقوبت مطرح می شود. انسان در سیر رو به جلوی خویش وامدار همه این ویژگی هاست. در کشاکش مجموع این ویژگی ها است که بشر به اعلی علّیین یا اسفل السافلین می رسد و این همه، در راستای چگونگی انتخاب اوست. واژه های کلیدی: قرآن، انسان، صفات انسان، وحدت انگاری.
Epistemological Presuppositions of the School of Segregation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۱ - Serial Number ۳, December ۲۰۲۱
125 - 140
حوزههای تخصصی:
In the foundations of religious epistemology, the school of segregation on reason using is one of the sources of knowledge that presents a different image from the common images. The lack of clear logic in presenting opinions by the school of segregationists makes their views ambiguous. In the present article, first, the epistemological foundations of the segregation view are presented, which are: tools of knowledge, sources of knowledge, and the criterion of accuracy and correctness of cognition. Then, the claim of the believers in the school of segregation is that the intellect in the philosophical sense is not one of the tools of examined knowledge. According to this claim, the only role that man has in creating knowledge is the unequivocal acceptance of revelatory teachings. Hence, the concept intended by the segregationists about reason does not have the necessary conviction. The current article aims to prove that there must be a common criterion for distinguishing right from wrong. Therefore, by abandoning the tools of reason, a correct understanding of the revelation taught can’t be achieved. Religious knowledge is the product of the measurement and interaction of both intellectual knowledge and narrative knowledge. Also the view of the school of segregation in this issue has been criticized and examined using an intra-religious and a critical-analytical method.
The Quranic Word mawālī in Zachariah’s story: Seeking an Ethiopian Connection(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Quran and Religious Enlightenment, Volume ۲, Issue ۱ - Serial Number ۳, December ۲۰۲۱
165 - 176
حوزههای تخصصی:
The meaning of the word mawālī used on the Quranic verse 19:5 and the thing which is inherited by John was a subject of debate in exegetic literature, without any clarification about its lexical origin. In this survey, the main question is about the lexical origin of the word, as well as the cultural roots of the position which the story is speaking of. Also, the article is seeking a proper understanding of the word and the verse being relevant to the context and make the Zachariah’s story in the Sura 19 consistent.Concerning methodology, the article uses etymology of keyword mawālī based on comparative Semitic studies from one side and clarification of the story as a whole by a comparison between the Quranic account with relevant passage in the New Testament and some connected material in Jewish literature. According to given evidence, the word mawālī in the verse 19:5 is supposed to be a term coming from the New Testament. The basis is the Geez word mawāʿǝl meaning 'daily (duties)', used in Ethiopian version of Gospel of Luke to refer to ‘priestly division’ in Jewish tradition. The secondary layer is South-Arabian and Ethiopian root meaning 'to guard' which contaminated to the previous term and relates to the Jewish Rabbinic term mišmārōt. It is a Christian-Jewish blending appeared in pre-Islamic Ethiopia. Then, the Quranic word mawālī in the verse 19:5 was not a regular Arabic word, but a Judeo-Christian arabicized term with Ethiopian origin.
روش شناسی حل موارد متناقض نما در قرآن و کتاب مقدس و میزان موفقیت آن
منبع:
الاهیات قرآنی سال نهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۷
95 - 118
حوزههای تخصصی:
اسلام و مسیحیت هریک، کتاب مقدس خود را در اوج و مملو از نکات بدیع می دانند که بشر را به نجات و سعادت رهنمون می سازد، مسلمانان قرآن را نازل شده از جانب خداوند و مسیحیان کتاب مقدس خود را مؤید به تأییدات روح القدس و از القائات او می دانند. اما در خصوص هر دو کتاب، ادعای وجود تناقض شده است و مدافعان هر دو دین، درصدد ارائه پاسخ ها و راه حل هایی جهت رفع تناقض های ظاهری میان آیات آن، برآمده اند. علی رغم نقادی های فروان نسبت به کتاب مقدس، دیدگاه رسمی کلیسای کاتولیک هم چنان بر اعتبار محتوای این کتاب و بی خطا بودن آن استوار است. هدف این مقاله روش شناسی حل موارد متناقض نما در این دو کتاب و بررسی میزان موفقیت این روش ها است. در این مقاله به روش تطبیقی- تحلیلی به استناد منابع کتابخانه ای، روش مدافعان قرآن و کتاب مقدس در حل موارد متناقض نما بررسی شده است. بررسی ها نشان می دهد که مسلمانان در این مقام، روشی قانونمند در پیش گرفته اند و بر اساس جمع عرفی میان آیات که مورد پذیرش عقلاء است، تناقضات ظاهری را برطرف نموده اند، اما مسیحیان در برخی موارد موفق به رفع تناقضات نشده اند و در برخی موارد، پاسخ ها و راه حل های ارائه شده از سوی آن ها، به تکلّف های نابجا و غیر معقول منجر گشته است.
تحلیل نشانه شناختی چگونگیِ وحی بر اساس «مدل یاکوبسن» و با تکیه بر مفهوم نزول از منظر ایزوتسو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشاره به نزول وحی بر قلب پیامبرگرامی اسلام(ص) در آیاتی از قرآن، سبب ورود برخی نظرات در باب عدم وحیانی بودن الفاظ قرآن به مطالعات قرآنی معاصر شده است. در مقابل، گروهی از اندیشمندان نیز با تکیه بر دانش هایی که از گذشته رایج بوده، ادله ای جهت پاسخگویی به این دیدگاه ها ارایه کرده اند. از آنجایی که در دوره معاصر ، دانش های جدیدتری مانند زبانشناسی ظهور یافته، بررسی نزول وحی با تکیه بر این علوم نیز در کنار دانش های پیشین حائز اهمیت است. پژوهش حاضر، با تکیه بر رویکرد نشانه شناسی که از شاخه های زبانشناسی است، به بررسی وحی از منظر قرآن پرداخته و آرای محققانی چون یاکوبسن و ایزوتسو را در این باره مورد تحلیل قرار داده است.یافته های حاکی از ارتباط عمودی میان گیرنده و فرستنده وحی در مدل یاکوبسن و اختلاف سطح وجودی ایشان است. از منظر ایزوتسو در پدیده وحی،کانالی ویژه جهت ارتباط یکطرفه از سوی فرستنده ایجاد شده است. با عنایت به این که کانال ارتباطی ویژه بوده، انتقال پیام نیز در قالب نشانه های قابل فهم برای بشر (الفاظ و جملات عربی) صورت گرفته است. این امر بیانگر وحیانی بودن الفاظ قرآن است.
نقش تربیتی معاد باوری در استحکام نظام خانواده از منظر قرآن
حوزههای تخصصی:
اعتقاد به حسابرسی پس از مرگ، از جمله باورهایی است که تأثیر بسزایی در سبک زندگی انسان دارد. اعتقاد به معاد، نگرش انسان را به زندگی این دنیا تغییر داده و آن را ابزارى در جهت رسیدن به اهداف والاى انسانى و رسیدن به زندگى جاوید و سعادتمندانه قرار مى دهد. این اعتقاد در ساحت زندگی خانوادگی نیز آثار روشنی دارد که در تشکیل، دوام و آسیب زدایی از آن، نقش آفرینی می کند. نوشتار حاضر با مراجعه به قرآن کریم و اقوال مفسران و با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی نقش باورمندی به معاد در استحکام نظام مقدس خانواده را مورد بحث و بررسی قرار داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شخص معتقد به حسابرسی و جزای الهی، در انتخاب همسر خویش معیارهای الهی را مد نظر قرار داده و با حاکم کردن محبت و رحمت در فضای خانواده، راه را بر آسیب هایی همچون بی توجهی، کینه، افتراء و خیانت، که تزلزل این نهاد را به همراه خواهد داشت، می بندد. از سوی دیگر، باور داشت روز واپسین کمک شایانی به حل مشکلات و تحمل کمبودها در زندگی خانوادگی می کند. همچنین گزاره های وحیانی قرآن بر نقش معاد باوری در اخلاص و نیز مسئولیت پذیری اعضای خانواده و توجه به نیازهای دیگر اعضا، تأکید می کند که این موارد نیز سهم محوری در استحکام نهاد خانواده دارند.
بررسی روش فخررازی در لطائف القرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش «نقد و بررسی لطائف القرآن در تفسیر مفاتیح الغیب» می باشد. جامعه تحقیق در این پژوهش، متنی است و شامل سی جزء قرآن براساس تفسیر مفاتیح الغیب است. این تحقیق به لحاظ هدف، بنیادی و روش آن توصیفی – تحلیلی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که در تفسیر مفاتیح الغیب 233 مورد لطیفه (لطایف آیات) به کار رفته است که از این تعداد، 184 مورد آن نکته تفسیری، 28 مورد ادبی، 15 مورد تفسیری – ادبی، 5 مورد تفسیری – کلامی، و 1 مورد روایی است. این نکته ها در انواع مختلفی همچون: لطیفه معنوی، لطیفه لفظی، لطیفه عزیز، استعاره لطیف، و... ذکر شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد نکات تفسیری لطایف فخررازی نسبت به نکات دیگر لطائفش بیشتر است. از میان 233 لطیفه در 61 مورد به نوع لطیفه اشاره شده است و در 172 مورد واژه لطیفه را بدون قید بکار برده است و به نوع آن اشاره نشده است. به دو نکته در روش فخررازی و لطائفش اشاره می شود: 1- روش بیان: بیان فخر در لطائفش بیانی استدلالی است.2- روش نامگذاری انواع لطائف: فخر در نامگذاری انواع لطائفش معیار و ملاک کاملا مشخصی ندارد.
رویکردی ریشه شناختی به واژه قرآنی «ضرب»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ریشه «ضرب» که در مجموع 58 مرتبه در قرآن کریم بکار رفته از جمله واژه های پیچیده در زبان عربی است که به زعم برخی از قدیمی ترین کتب لغت نویسان عرب برای جمیع اعمال بکار می رود. از راه های رسیدن به فهم صحیح، جامع و روشمند یک واژه، انجام بررسی های لغوی و ریشه شناسی آن است. بدین منظور در این پژوهش معانی ضرب از کهن ترین زبان های آفروآسیایی و سامی باستان استخراج و سیر تطور معنایی واژه تبیین می شود. در مرحله بعد با توجه به دسته بندی معنایی که از ریشه شناسی ضرب بدست آمده، معانی ضرب در آیات مختلف بررسی و دسته بندی می شود. مطالعه حاضر نشان می دهد که کاربردهای قرآنی ماده ضرب همگی ذیل دسته اول معنایی بدست آمده از ریشه شناسی یعنی «متصل کردن/مخلوط کردن/بهم پیچیدن/بستن» صورت بندی می شوند و معنای دوم یعنی «سوختن» عملاً در قرآن کاربرد نداشته است. با بررسی آراء مفسران درباره معانی ضرب در قرآن بر اساس نتایج ریشه شناسی، این نتیجه حاصل شد که بعضی از معانی ضرب که در طیفی از تفاسیر و ترجمه ها مدنظر قرار گرفته است، با شواهد ریشه شناختی تأیید نمی شود. ازجمله معنای کتک زدن برای ضرب در بررسی های ریشه شناختی یافت نشد و برای «اضْرِبُوهُنَّ» در آیه 34 النساء بر اساس نتایج ریشه شناختی معنای روی گرداندن/رفتن پیشنهاد می شود.
Examining the verses regarding the non-presentation of miracles by the Holy Prophet, peace be upon him and his family(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The holy prophets performed miracles as a sign of their Nubuwwah. Things showed that those apostles relied on a power beyond the acquired forces of human. And these miracles had such a profound effect on human souls that have been recorded as the most famous events in history. According to verses from the Holy Qur’an as well as successive historical narrations, Prophet Mohammad (PBUH) has provided important creative miracles for the people of his time, in addition to the book which is an eternal and always present miracle of his Risālah (Mission). However, some anti-Islamists, citing verses, have denied that the Prophet performed creative miracles. Contrary to their claim, the verses which indicate that the Holy Prophet (PBUH) was associated with sorcery are evidences that the same polytheists have seen extraordinary things from the Prophet (PBUH) who have given him such a relationship. Also, the verses that seem to indicate the non-performance of miracles are related to impossible requests such as seeing God bodily or the coming of the Day of Judgment, or presenting verses from the Qur'an according to the wishes and beliefs of the polytheists, which could not be answered.
واکاوی تطبیقی شناسا بودن پیامبر(ص) نزد اهل کتاب از دیدگاه قرآن و عهدین
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش تحلیلی توصیفی و به صورت مقایسهای از دو بعد به آگاهی اهل کتاب از وجود پیامبر خاتم9 می پردازد: بعد قرآنی و بعد منابع اهل کتاب. قرآن کریم در آیات 146 و 147 سوره بقره، 157 سوره اعراف و 6 سوره صف به شناسا بودن پیامبر اکرم9 اشاره دارد. مفسران شیعه و اهل سنت بر سر دلالت این آیات شریفه بر شناسا بودن پیامبر خاتم9 نزد اهل کتاب اتفاق نظر دارند. هرچند کتب آسمانی پیشین که اکنون در دسترس است، با تحریف رو به رو است ولی دلالت های ضمنی و گاهی صریحی در آنها یافت می شود که از وجود پیامبر خاتم9 یا مشخصات او خبر می دهند. این منابع اهل کتاب از دو نظر قابل توجه هستند. اول این که، بخشی از محتوای آنها که درباره پیامبر خاتم است، با منابع اسلامی مطابقت دارد. دوم، مؤیدی از منابع خود اهل کتاب، به شمار می آید هر چند این منابع مورد تأیید همه اهل کتاب نباشد. از بررسی این آیات می توان دریافت که اهل کتاب به طور کامل با پیامبر خاتم9 آشنا بوده اند، شاهد آن که برخی از آگاهی خود پیروی کرده و به او ایمان می آورند. گفتنی است نشانه هایی از این آگاهی هم در انجیل و هم در تورات به چشم می خورد.
بررسی موانع فرزندآوری از منظرآیات و روایات (با رویکرد نقد ادّله فمینیسم)
منبع:
تفسیرپژوهی سال هشتم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۶
99 - 126
حوزههای تخصصی:
اسلام ضمن احترام به جایگاه زنان، آنان را به ازدواج و تشکیل خانواده سفارش کرده، چرا که زنان را مقوّم خانواده و تکثیر نسل می داند؛ در حالی که فمینیست ها نسبت به نقش حیاتی زایش زنان که استمرار نسل بشر وابسته آن است، دیدگاه چالش برانگیزی دارند و این مسئله عاملی برای کاهش باروری و نرخ رشد جمعیّت شده که به عنوان چالشی جدّی با پیامدهای بسیار، جوامع انسانی را تهدید می کند. پژوهش تحلیلی حاضر که داده های آن به روش کتابخانه ای گردآوری شده به بررسی و نقد باور فمینیست ها در خصوص عدم فرزندآوری زنان از منظر تفسیر آیات قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) پرداخته است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می دهد که استدلال فمینیست ها همچون کتمان غریزه مادری، رفع ستم بر زنان با نیاوردن فرزند، اولویت اشتغال بر داشتن فرزند و غیره با آموزه های اسلام ناسازگار است و راهکار همجنس گرایی، تجویز استفاده از فناور ی های نوینِ تولیدمثل، همچون خرید نطفه و غیره بن بست هایی است که نوعی از ظلم را به نوعی دیگر تبدیل می کند. غافل از اینکه زنان آنگاه در سلامتند که میل فطری و هویّت حقیقی خود را رشد دهند، لذا زنان مسلمانی که تحت تأثیر افکار فمینیست با ژستی روشنفکرانه از ایفای نقش مادری فاصله گرفته اند، در حقیقت از جایگاه ارزشمند خود فاصله گرفته اند.
بررسی تطبیقی ادله نظریه «توسعه معنایی الفاظ قرآن» از دیدگاه فیض کاشانی و علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نظریه توسعه معنایی الفاظ قرآن که به دیدگاه «روح معنا» معروف شده، بهواسطه تجرید امور مادی و حسی، چنان معنای وسیعی به لفظ میبخشد که بسیاری از استعمالات معقول و غیرمحسوس آن را نیز حقیقت میشمارد. غفلت از بررسی ادله این نظریه، موجب سوء فهمهای متعددی از سوی پژوهشگران گردیده است. در این مقاله ادله دو تن از بزرگترین مطرحکنندگان نظریه، یعنی فیض و علامه طباطبایی بررسی گردیده است. هیچکدام از این دو اندیشمند این نظریه را به ممنوعیت استعمال مجاز در قرآن و یا تطابق عوالم مستند ننمودهاند. هردو اندیشمند باوجود تفاوت در بیان نظریه و دلایل مطروحه، در استناد این نظریه به ادله عقلی و ظواهر برخی متون آیات و روایات اشتراک دارند. از استدلال بیانشده توسط ایشان معلوم میگردد این نظریه تنها در برخی الفاظ بهکاررفته در آیات و روایات جاری است و اشکالاتی که برخی بهزعم اجرای این نظریه در تمامی الفاظ مطرح نمودهاند، موجه نخواهد بود.
بررسی جواز یا عدم جواز استفاده از تولیدات تراریخته از منظر قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال سوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۷)
64 - 87
حوزههای تخصصی:
با پیشرفت دانش بشری، انسان توانست در مقام خلیفه الهی دست به تسخیر طبیعت بزند. نمونه بارز آن موفقیت در علم بیوتکنولوژی برای تغییر ژن گیاهان و موجودات است. مقاله حاضر که به روش توصیفی - تحلیلی سامان یافته است با هدف بررسی تراریخته از منظر آیات قرآن به نقد و بررسی دیدگاه موافقان و مخالفان میپردازد و در پاسخ به این پرسش است که آیا محصولات تراریخته از منظر قرآن قابل استفادهاند یا خیر و دیدگاه معتدلی ارائه میکند. یافتههای پژوهش پیشِ رو بیانگر آن است که عمدهترین دلیلی قرآنی که مخالفان تولید تراریخته به آن استناد کردهاند، تمسک به آیه 119 سوره نساء و آیه30 سوره اسراء است. آنان چنین عملی را مغایر با قوانین آفرینش الهی و کرامت انسان تلقی کردهاند. برخی دیگر در مقابل دیدگاه مخالفان به آیاتی چون جواز تسخیر بشر در کائنات و جانشینی وی از طرف خداوند در زمین تمسک جستهاند. این مقاله با ارائه نظری بینابین با عنایت به مقتضیات زمان و ضروریات زیستی انسان در جهان معاصر، بهکارگیری این محصولات جدید را امری اجتنابناپذیر میداند؛ البته مشروط بر اینکه ضرر و خطر استفاده از این محصولات آشکار و مسلم نباشد و شرایط مجاز مصرف آن بر شرایط رعایت اصل احتیاط ترجیح نداشته باشد.
راهبردهای مقاومت پیامبر اکرم (ص) و جامعه ایمانی در برابر دشمنان از نگاه قرآن کریم
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۸)
115 - 138
حوزههای تخصصی:
انبیای الهی و جوامع توحیدی همواره دشمنانی داشته اند و این دشمنان هماره در پی نابودی آنان بوده اند؛ اما خداوند متعال با هدایت و یاری خود، نقشه دشمنان را بر هم زده و مانع تحقق اهدافشان شده است که قرآن کریم به بیان برخی موارد از آن مانند حکایت نوح، ابراهیم و موسیپرداخته است. پیامبر اکرم(ص) نیز از این قاعده مستثنی نبود، بلکه حتی نسبت به دیگر پیامبران بیشترین اذیت ها را تحمل کرد. هرچند کمیّت و کیفیت این هجمه ها از سوی دشمنان در طول ۲۳ سال هدایت ایشان متفاوت بود، اما دشمنان در دو دوره قبل و بعد از هجرت پیامبر اکرم(ص) به گونه های مختلف در پی نابودی شخص ایشان و جامعه ایمانی تشکیل شده بودند. در این میان، خداوند متعال با بیان راهبردهایی از طریق قرآن کریم، با این تهدیدها مقابله نموده و نه تنها مانع فروپاشی جامعه نوپای اسلامی شده است، بلکه موجب رشد آن را فراهم کرده است تا به آنجا که موجب حیرت همگان گشته است (فتح، 29). این فرایند مقاوم سازی پیامبر اعظم(ص) و جامعه اسلامی به گونه ای مناسب با شرایط و اوضاع پیرامونی جامعه توحیدی طراحی شده است که با پیگیری خط سیر آن، می توان به راهبردهای مختلف قرآنی در زمینه مقاومت دست یافت. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و کتابخانه ای به تبیین راهبردهای مقاومت پرداخته است و راهبردهایی مانند مرزبندی اعتقادی، رویگردانی از دشمن، هجرت، عدم اطاعت و همیاری دشمن، صبر، اندوهگین نشدن از توطئه ها، قتال (جهاد نظامی)، پرهیز از دوستی با دشمن، سرسختی و نفوذناپذیری را بررسی کرده است.
تحلیل انتقادی دیدگاه حکیم غروی اصفهانی درباره مراتب تجلیّات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ساحتهای معرفتی حکیم غروی اصفهانی، دیدگاه عرفانی و شهودی او در دو عرصه عملی و نظری است. محقق اصفهانی بر پایه مبانی حکمت متعالیه، دیدگاهی بدیع در باب مراتب تعیّنات و تجلیات حق تعالی مطرح نموده است؛ او بجای «وحدت شخصی وجود» بر «وحدت تشکیکی وجود»، بجای «تجلی و ظهورات» بر «وجود رابط و اضافه اشراقیه» و بجای «اطلاق مقسمی» بر «بسیط الحقیقه و صرف الوجود» تأکید دارد. حکیم اصفهانی برای حقیقت وجود سه اعتبار و تعیّن ترسیم میکند: الف) مرتبه «بشرط لا» از قیود عدمی یا صرف الوجود، ب) مرتبه «لا بشرط» از حدود امکانی یا فیض مقدس، ج) مرتبه «بشرط شیء» یعنی اثر فعل حق تعالی. این تقسیمبندی با آنچه در عرفان نظری مطرح است، متفاوت میباشد. در این پژوهش، ابتدا مراتب تجلیات از دیدگاه محقق اصفهانی تحلیل میشود و سپس مورد سنجش و ارزیابی قرار میگیرد.
بررسی کارکرد ایمان و لوازم آن در هویت پذیری زندگی در اندیشه علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خردنامه صدرا دوره ۲۶ بهار ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۳)
95-108
حوزههای تخصصی:
«ایمان» اساسیترین عنصر حیات معنوی، گوهر زینت بخش روح بشری و درخشانترین پرتو عالم علوی است. یکی از مهمترین مباحث کلامی، بحث درباره ایمان و عناصر وابسته به آن است، بگونه یی که نمیتوان نقش بنیادی آن را در شکلگیری هویت پذیری زندگی نادیده گرفت. پژوهش حاضر در پی اینست که کارکرد ایمان و لوازم آن را در هویت پذیری زندگی، با روش توصیفی تطبیقی از دیدگاه علامه طباطبایی بررسی نماید. برای جمع آوری داده ها از روش کتابخانه یی استفاده شد و داده های پژوهش حاصل از گردآوری آثار علامه طباطبایی، کتب و مقالات مرتبط، بر اساس مبانی معرفت شناسی و انسان شناسی ایشان از جوانب مختلف مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. نتایج یافته ها نشان میدهد که او ایمان را امری قلبی، و التزام به لوازم و آثار عملی آن را ضروری میشمارد و مراتب آن را در قیاس با مراتب اسلام، چهار مرحله میداند که مهمترین مرحله، مرحله چهارم است. همچنین کارکرد اخلاص در عمل در پرتو ایمان، جدا ناپذیربودن ایمان و عمل، تأثیر عمل بر سعادت انسان و رابطه ایمان و اخلاق در هویت پذیری انسان بررسی شده است. علامه طباطبایی ایجاد آرامش قلبی، زائل شدن شک و تردید، خشوع قلبی و محبت را از آثار و فواید ایمان بر شمرده است. با ملاحظه اهمیت معرفت شناسانه، ایمان در حیات دینی، ضمن ایجاد نگرش مثبت و امیدوارانه، به زندگی آدمی معنا و مفهوم میبخشد.
نسبیت در مفهوم قلیل در آیه «وَ قَلیلٌ مِنَ الآخِرین » و تأثیر آن در ارزیابی دیدگاه های مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال دوازدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
۱۴۷-۱۶۴
حوزههای تخصصی:
مطالعه تفاسیر گوناگون، نشان دهنده آن است که وحدت معنا و تفسیر برای همه آیات قرآن کریم در میان مفسران وجود ندارد. اختلاف نظر ذیل تفسیر آیه «وَ قَلیلٌ مِنَ الآخِرین » نیز یکی از این نمونه هاست. با نظرداشت به تفاسیر مختلف به دست می آید که مفسران با تکیه بر معنای ظاهری این آیه نظرهایی را ارائه داده اند؛ از جمله اینکه تعداد «سابقون» در امت پیامبر| از سابقونی که در امت های گذشته بوده اند، کمتر است اما در مقابل این نظرها، روایاتی وجود دارد که تعداد یاران پیامبر| در روز قیامت را بیش از یاران دیگر پیامبران دانسته است. بر این بنیاد میان این آیات و روایات تعارضی مشاهده می گردد که برخی از مفسران علی رغم کوشش خود، نتوانسته اند به طور صحیح و کامل این تعارض را بزدایند. مقاله حاضر می کوشد بر پایه روش توصیفی تحلیلی، این تعارض را بر طرف سازد. نتایج تحقیق نشان می دهد اختلاف نظر در این آیه از نادیده گرفتن نسبی بودن واژه «قلیل» نشأت گرفته است و توجه به این نکته، تعارض بین آیه و روایات صحیح مرتبط با این موضوع را مرتفع می کند.
The Comparative Approach of Two Translations of Qur’an by Abu al-Futūḥ Rāzī and Garmaroudi with Emphasis on the Verbal and Spiritual Dimension(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In the interpretation, translation and esoteric interpretation of the Holy Qur’an, we are faced with free translation and non-adherence to some subtleties. Among the rhetorical matters, omission, connection, division, simile, metaphor and irony, etc. have been used extensively. Therefore, the translator must be completely careful and fluent in this matter. Another issue before us is the diversity and differences in the translation and interpretation of the Holy Qur’an. Two cultures, two tastes, and two different times influence translation approaches, and these can affect both the tastes of the creators and the recipients. Therefore, in this research, these controversial points have been pointed out. This research intends to use the descriptive-analytical method with the aim of explaining the translation approach with the focus on two Qur’anic translators and thinkers, namely Mousavi Garmaroudi and Abu al-Futūḥ Rāzī. The purpose of this study is to prove the hypothesis that in the translations and interpretations of the Qur’an by Garmaroudi, the language is close to the language of the people, smooth and fluent. But the translation of Abu al-Futūḥ Rāzī is the first translation and interpretation presented in the Dari language and he first brings the translation of a part of the verses, then he interprets them.