ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۱۶۱ تا ۶٬۱۸۰ مورد از کل ۶٬۱۹۸ مورد.
۶۱۶۱.

معرفت حصولی تکنولوژیک (نظریه ای جدید در باره معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۳
در این مقاله، چارچوبی نو با عنوان «معرفت حصولی تکنولوژیک» صورت بندی می شود؛ چارچوبی که می کوشد مفهوم سنتی معرفت حصولی را در پرتو دگرگونی های عمیق عصر دیجیتال بازتعریف کند. مطابق این نظریه، فرایند حصول معرفت صرفاً از طریق صورت های ادراکی درونی شکل نمی گیرد، بلکه در بستر فناوری های دیجیتال، داده، الگوریتم و شبکه های هوشمند تحقق می یابد. معرفت در جهان تکنولوژیک بر چهار رکن استوار است: ذهنِ ظهور یافته در بستر داده، که در آن ذهن انسانی به گونه ای پدیداری خصلت اطلاعاتی پیدا می کند؛ شناخت توزیع شده، که در آن تولید و پردازش معرفت میان انسان، ابزار و محیط دیجیتال تقسیم می شود؛ بازنمایی فناورانه، که به جای صورت های ذهنی کلاسیک عمل کرده و جهان را از طریق مدل ها و تصاویر دیجیتال در دسترس شناخت قرار می دهد؛ پدیدارشناسی تکنولوژیک، که تجربه زیسته انسان را از رهگذر میانجی های دیجیتال بازمی سازد. این مقاله همچنین بر نوعی برون گرایی تکنولوژیک تأکید می کند که صدق معرفت را نتیجه پیوند علّی معتبر میان داده تکنولوژیک و پدیده بیرونی می داند. نظریه اطلاعاتیِ پدیداری ذهن و شناخت توزیع یافته نیز به عنوان مبانی نظری این طرح تحلیل می شوند. نظریه «معرفت حصولی تکنولوژیک» در نهایت نشان می دهد که در عصر هوش مصنوعی و محیط های شبکه ای، فناوری دیگر ابزار معرفت نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تحقق خودِ معرفت شده است.
۶۱۶۲.

تحلیل و بررسی اندیشه کندی در قلمرو فلسفه اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۴
شکل گیری دیدگاه های بدیع در مسائل مختلف علوم انسانی ازجمله فلسفه اخلاق مرهون تلاش های خستگی ناپذیر اندیشمندانی است که در طول سالیانی طولانی میراث علمی گران بهایی را از خود به یادگار گذاشته اند. کندی یکی از متفکران اسلامی است که بدون تردید در غنای تفکر اسلامی در حوزه های مختلف علوم به ویژه فلسفه اخلاق تأثیرگذار بوده است. در این نوشتار سعی شده تا با بررسی آثار جامانده از کندی، مباحث فلسفه اخلاقی وی با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد استنباطی در قالبی نو ارائه شده و مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بررسی دیدگاه های فلسفه اخلاقی کندی حاکی از آن است که وی در قلمروهای معناشناختی، هستی شناختی و معرفت شناختی اخلاق، نظریات قابل توجهی ارائه کرده است. دیدگاه اخلاقی وی به لحاظ معناشناختی، تعریف گرای مابعدالطبیعی نگر، به لحاظ هستی شناختی، واقع گرایانه و به لحاظ معرفت شناختی مطلق گرایانه و قائل به تأثیر مزاج و تهذیب نفس و اهمیت قاعده اعتدال در معرفت اخلاقی است. در اخلاق هنجاری نیز اندیشه اخلاقی وی غایت گرایانه به شمار می آید. کندی تا حدودی در بیان برخی از دیدگاه های خود از اندیشمندان یونان باستان بویژه افلاطون و ارسطو تأثیر پذیرفته، اما تلاش وی بر ارائه دیدگاه جدید و سازگار با مبانی اسلامی بوده است؛ به گونه ای که مبانی وی در مسائلی نظیر معیار ارزش اخلاقی موجب پیوند اخلاق و دین و ارائه تقریری غیرسکولار شده است.
۶۱۶۳.

سنجش تضاد درونی با تنازع واقعی و آرمانی در انسان شناسی افلاطون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۰
تضاد در سایه نزاع و بحران میان قوای درونی انسان و در قلمرو انسان شناسی افلاطون ساختار پیدا می کند. مسئله مقاله حاضر این است که با توجه به امکانات مفهومی فلسفه افلاطون، نسبت میان نزاع درونی قوا با معرفت و اخلاق را بسنجد؛ سپس با صورت بندی نوآورانه این نزاع در قالب دوگانه «تضاد آرمانی و واقعی» پیامد متفاوت هر کدام از آن دو نوع را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش محوری است که نزاع درونی در چه حالتی به تضاد آرمانی یا واقعی تبدیل می شود؟ یافته ها نشان می دهد که سرانجام تنازع، تعیین کننده نوع تضاد است. هرگاه میل یا اراده با تحمیل خود بر دیگر قوا، نفس را به محسوسات متوجه کنند، نزاع واقعی خواهد بود؛ در این تنازع سایر قوا حذف و تلاش برای حفظ بقاست. اما اگر عقل بر پایه حکمت و اقناع سایر قوا را به سمت عالم مُثُل متوجه کند، در این حالت نزاع شکل آرمانی خواهد داشت و پیامد آن هماهنگی قوای انسانی در حرکت به سمت بقای متعالی خواهد بود. سعادت در مدیریت نزاع قوای نفس توسط عقل و تبدیل آن به یک تضاد آرمانی است
۶۱۶۴.

بررسی تاریخی منابع کندی در مسئله حدوث عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۷
پروکلوس صاحب رساله ای به نام «حجج پروکلوس در باب قدم عالم» است. او متاثر از اصول و آموزه های افلاطون و ارسطو، در این رساله با هجده استدلال از قدم عالم دفاع کرد. بعدها فیلوپونوس هجده حجت مذکور را نقد و رد کرد. او برای دفاع از حدوث عالم، به فیزیک ارسطو نیز حمله همه جانبه ای را انجام داد؛ و به عنوان مبتکر براهین حدوث عالم و تناهی حرکت و زمان براساس مفهوم نامتناهی، قدم عالم را رد نمود. بر این اساس او دارای دو کتاب با عنوان «بر علیه پروکلوس در باب قدم عالم» و «بر علیه ارسطو در باب قدم عالم» است.در عصر ترجمه هر دو کتاب توسط اندیشمندان مسلمان ترجمه گردید؛اما به دلیل مفقود شدن ترجمه عربی این دو کتاب، جایگاه اندیشه های فیلوپونوس در آراء اندیشمندان مسلمان تبیین نگردید. با بررسی و مطالعه دیالکتیک ارسطو و پروکلوس با فیلوپونوس در باب قدم عالم روشن می شود که اندیشمندان جهان اسلام مانند کندی در آراء خود در باب حدوث عالم متاثر از اندیشه های موجود در دیالکتیک بودند؛. لذا در این پژوهش تلاش شده به تحلیل و بررسی و مقایسه این اندیشه ها در دو سوی تاریخ پرداخته شود.
۶۱۶۵.

اصل بستار و فاعلیت الهی؛ مقایسه موضع فلسفه اسلامی و دیدگاه های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۵
اصل بستار که بیان می کند تمام رخدادهای فیزیکی به طور کامل توسط علل فیزیکی پیشین تبیین پذیرند، یکی از مفاهیم بنیادین در فلسفه علم و فیزیک معاصر است. این اصل با تکیه بر قوانینی مانند بقای انرژی، چالشی جدی برای آموزه های الهیاتی ایجاد می کند که بر مداخله یا فعل الهی در جهان تأکید دارند. از دیدگاه تمامیت علّی فیزیک، جهان فیزیکی به عنوان یک نظام بسته عمل می کند و هر گونه تأثیر علّی غیرفیزیکی، مانند مداخله الهی، ظاهراً با این نظام بسته در تضاد است. با وجود این متفکران معاصر تلاش کرده اند میان مفهوم فعل الهی و اصل تمامیت علّی فیزیکی جمع کنند. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی رابطه میان اصل تمامیت علّی فیزیکی و فعل الهی می پردازد و چالش ها و راه حل های گوناگونی را که برای آشتی این دو مفهوم ارائه شده است، تحلیل می کند. درنهایت راه حل مستفاد از حکمت اسلامی را برای این مسئله تشریح می نماید. این راه حل دقیقاً با هیچ یک از ایده های اصلی موجود در مباحث معاصر تطبیق ندارد و در قالب یک تصویر سه وجهی قابل صورت بندی است که در بخش چهارم مقاله تشریح شده است.
۶۱۶۶.

تحلیل اعتبارسنجی نظام برهانی ملاصدرا در اثبات مُثُل با تأکید بر آراء آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۴
این پژوهش با هدف ارزیابی نظام‌مند براهین چهارگانه‌ی ملاصدرا در اثبات هستی مُثُل افلاطونی و واکاوی نقدهای بنیادین آیت‌الله جوادی‌آملی بر آن‌ها صورت گرفته است. مسئلهٔ اصلی، بررسی میزان استحکام این ادله‌—شامل برهان‌های معرفت‌شناختی، حرکت، آثار در اجسام و ادراک—در مواجهه با انتقادات ساختاریِ فیلسوف معاصر است.ملاصدرا با تکیه بر اصولی چون اصالت وجود و تشکیک، مُثُل را جواهر مجرد و علل وجودی انواع طبیعی می‌داند. در مقابل، جوادی‌آملی با پذیرش اصل مُثُل، تقریرهای برهانی صدرا را به‌دقت نقد می‌کند. از نگاه وی، برهان‌های حرکت و آثار در اجسام تنها به اثبات یک مبدأ مجرد کلی می‌انجامند و قادر به اثبات کثرت مُثُل برای هر نوع نیستند. همچنین در برهان معرفت‌شناختی، مسئلهٔ وحدت صورت عقلی با کثرت مسیرهای سلوک افراد ناسازگار می‌نماید.با روش تحلیلی-تطبیقی، این تحقیق نشان می‌دهد که اگرچه نقدهای مذکور ضعف‌هایی در صورتبندی برخی ادله آشکار می‌سازند، اما هستهٔ اصلی نظریه با بازخوانی در پرتو اصول حکمت متعالیه—به ویژه تشکیک وجود و وحدت در عین کثرت—قابل دفاع است. در نتیجه، نقدهای جوادی‌آملی نه ردِّ کلیت نظریه، بلکه تصحیحی درون‌ماندگار بوده و انسجام درونی و پویایی دستگاه فلسفی صدرایی را بیش‌تر نمایان می‌سازد.
۶۱۶۷.

تحلیل اصل واقعیت؛ تنبه به آثار معرفت شناسانه و هستی شناسانه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۵
«انسان از طریق ذهن است که با واقعیت ارتباط برقرار می‌کند» این تصور رایج فلسفی است؛ اما آیا قابل تردید نیست؟ آیا با مواجهه مستقیم با ذهن و به‌واسطه آن است که انسان نیل به واقعیت می‌یابد، یا اینکه مواجهه بی‌واسطه با واقعیت است که امکان شکل گیری ذهن را فراهم می‌کند؟ انسان از آنجایی که بخشی شناخت‎مند از واقعیت است با اصل واقعیت به‌صورت مستقیم اتصال و مواجهه داشته، و آن را شهود می کند. این مقاله با روش تحلیل ملازمات عامه پیش می رود. در این مقاله تلاش می‌شود، اصل واقعیتِ مشهود تحلیل شود و ویژگی‌های هستی شناسانه و معرفت شناسانه آن مورد توجه قرار گیرد. این ویژگی‌ها به ترتیب ظاهر نمی‌شوند بلکه در نسبت باهم است که امکان ظهور می‌یابند. در نتیجه آثار معرفت شناسانه و هستی شناسانه به ترتیب بیان نمی‌شوند. در این تحلیل نه تنها گزاره‌های بدیهی با ارجاع به اصل واقعیت اعتبار می‌یابند؛ بلکه در تحلیل آثار هستی شناسانه نیز تقریری متفاوت از برهان صدیقین به دست می‌آید. بنا بر مدعا در تحلیل اصل واقعیت تنها تنبه و توجه داده می‌شود و از آنجایی که این تحلیل پیش شرط‌ها و امکان استدلال عقلی را فراهم می‌کند، نمی‌تواند از استدلال استفاده کند.
۶۱۶۸.

فضای سایبر و نسبت آن با معرفت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۶
امروزه با ظهور، گشودگی و بسط روزافزون فضای سایبر، به منزله زیست جهان و عرصه دومِ زندگی انسان معاصر و منبع اصلی آگاهی و دانایی او، بررسی ابعاد و وجوه مختلف این عرصه، به ویژه نسبت آن با معرفت، در پرتو رهیافت یا رویکردی فلسفی، ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید. در این راستا پژوهش حاضر، ضمن اشاره به چیستی، هستی و مؤلفه های فضای سایبر، با روش تحلیلی عقلی، درصدد ارائه تصویری از نسبت این فضا با مقوله معرفت است. پژوهش حاضر سعی در اثبات این نکات دارد: 1. در وضعیت کنونی علم و فناوری و نیز براساس مبانی فلسفی واقع گرا، طرح فضای سایبر به مثابه فاعل شناسا (ذهن مند)، منتفی است؛ 2. فضای سایبر و اینترنت، متعلَّق شناخت و معلومِ حصولیِ بشر امروزی بوده و منبع کسب دانش و آگاهی و به منزله ابزاری در خدمت توان افزاییِ قوای ادارکی انسان به شمار می رود؛ 3. فضای سایبر و محتوای آن، به عنوان قسمی شناخت یا معرفت قابل طرح و تبیین نمی باشد؛ چه این که این فضا ذهن مند نیست که شناخت یا معرفتی در خود و از ناحیه خود داشته باشد و 4. فضای سایبر خواه عاملی غیرمعرفتی و خواه عاملی معرفتی لحاظ شود بر معرفت پسینِ (ماتأخر) آدمی تأثیراتِ هم سازنده و هم مخرّب فراوانی می گذارد.
۶۱۶۹.

رویکرد قرآنی به کارکرد وجدان اخلاقی با تأکید بر آیات الهام و فطرت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۴۲
وجدان اخلاقی یکی از مسائل مهم و بحث برانگیز میان اندیشه ورزان در برخی حوزه های دانشی به ویژه تفسیر و اخلاق است. اینکه آیا اساساً انسان از وجدان و به تبع آن، وجدان اخلاقی برخوردار است؟ در این صورت، ماهیت و کارکردهای آن چیست؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد قرآنی، با استفاده از برخی آیات به ویژه آیه الهام و آیه فطرت و با استناد به تفاسیر معتبر ذیل آنها، نشان داد که نه تنها می توان به وجدان به عنوان خود نفس یا یکی از قوای آن باور داشت، بلکه مطابق برخی آیات، وجدان از کارکرد بینشی و گرایشی برخوردار است. درباره آیه الهام هرچند بیشتر مفسران آن را به آگاهی فطری و وجدانی انسان از خوب و بد تفسیر نموده اند، اما از نوع این بینش و آگاهی که از قبیل علم حصولی است یا حضوری، بحث نکرده اند؛ یا آنکه مباحث آنان اغلب بر علم حصولی دلالت دارد. ادعای پژوهش حاضر این است که دست کم آیه الهام بر بینش و علم حضوری انسان به برخی خوبی ها و بدی ها دلالت دارد. آیه فطرت علاوه بر بینش فطری، از گرایش فطری نیز برخوردار است؛ یعنی هدایت فطری علاوه بر بینش ها و آگاهی های فطری به خوب و بد، گرایش های فطری به انجام کار خوب و ترک کار بد را نیز شامل می شود. حاصل آنکه، انسان نه تنها به طور فطری و وجدانی به انجام کار خوب و ترک کار بد گرایش دارد، بلکه از معرفت و بینش وجدانی نیز اعم از علم حضوری و حصولی به خوب و بد برخوردار است.
۶۱۷۰.

بررسی اشکال تای به تصورپذیر بودن ایده زامبی چالمرز(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
چالش بین فیزیکالیسم و ضد فیزیکالیسم با ایده زامبی فلسفی وارد فضای جدیدی شده است. یکی از طرفداران اصلی ایده زامبی، چالمرز است. روشی که وی برای اثبات مدعای خود برگزیده، آزمایش فکری است. نکته محوری آزمایش فکری چالمرز در زامبی و جهان آن، تمایز بین کیفیت های پدیداری و کیفیت های کارکردی است. آنچه در جهان زامبی وجود ندارد، کیفیت های پدیداری است. در حالیکه همه انواع کیفیت های کارکردی در چنین جهانی و هم چنین در زامبی یافت می شود. مایکل تای در مخالفت با چالمرز با پیش فرض گرفتن چارچوب وی، آزمایش فکری جدیدی سامان می دهد تا نشان دهد گرچه در ابتدای مسیر، ایده زامبی تصورپذیر به نظر می رسد اما در ادامه به دلیل بروز شکاف های پرنشدنی به تناقضی درونی می رسد که در نهایت ایده زامبی و جهان آن را تصورناپذیر می کند. هدف این نوشتار بررسی آزمایش فکری تای و اشکالات آن است تا داوری مناسبی از آنچه صحیح است به دست دهد.
۶۱۷۱.

ضرورت احیای مفهوم علم مقدس در پارادایم مدرن تربیت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۲
مفهوم علم مقدس در عصر حاضر به‌عنوان ضرورتی برای بازتعریف در پارادایم مدرن تربیت مطرح است. علم تنها پژوهش دنیوی درباره طبیعت نیست و می‌توان طبیعت را از سر دقت و با نگاهی منطقی و در عین حال از منظر قدسی به کاوش گرفت. پژوهش حاضر با هدف تبیین جایگاه «علم مقدس» در نظام تربیتی معاصر و با اتکا به آرای سنت‌گرایانی چون نصر، شوان و گنون صورت گرفته است. این پژوهش که به روش تحلیل محتوای کیفی و استنتاج فلسفی انجام شده و با تحلیل مبانی فلسفی سنت‌گرایان در سه محور، در پی پاسخ به این پرسش اساسی است که چگونه می‌توان با احیای مفهوم علم مقدس، بحران معنویت در پارادایم مدرن تربیت را مورد توجه قرار داد. این پژوهش علاوه بر تبیین فلسفی، الگویی عملیاتی برای تلفیق علم مقدس در برنامه‌ریزی تربیتی معاصر ارائه می‌دهد. دستاورد نوآورانه این پژوهش، ارائه چارچوبی کاربردی برای بازطراحی برنامه‌های تربیتی با تکیه بر اصول علم مقدس است. یافته‌ها نشان می‌دهد که علم مقدس به مثابه دانشی جامع‌نگر، می‌تواند با تأکید بر اهدافی همچون «پرورش بعد متعالی انسان»، «کشف عظمت درونی یا هویت‌یابی معنوی»، «ایجاد هماهنگی بین ساحت‌های مختلف وجودی» و «نظم‌بخشی به نفس»، زمینه‌ساز تربیتی متوازن و همه‌جانبه گردد. روش‌های پیشنهادی در این راستا شامل بازنگری در مفهوم دین، بهره‌گیری از هنر مقدس، تعادل‌بخشی به عقل، و توجه به مسیر درونی است. در نهایت، این پژوهش بر این نتیجه تأکید می‌ورزد که رویکرد سنت‌گرایانه با تکیه بر بن‌مایه‌های معنوی و حکمت جاودان، نه تنها ظرفیت لازم برای غنا بخشیدن به پارادایم مدرن تربیت و زدودن غبار تک‌بعدی‌نگری را داراست، که می‌تواند به تعالی معنوی و تکوین هویت یکپارچه و متعادل انسانی در رویارویی با پیچیدگی‌های جهان نو بینجامد
۶۱۷۲.

نقد و بررسی «نظریه فاعل بالرضا» از منظر روایات امام علی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۰
طبق «نظریه فاعل بالرضا»، خداوند «عالَم هستی» را با «اشراق نور» ایجاد نموده و صور خارجی موجودات، همان علم تفصیلی اوست و قبل از ایجاد، علم واجب تعالی به اشیاء به صورت علم اجمالی می باشد. این اندیشه سهروردی به دو بخش تقسیم می شود: بخش اوّل مربوط به بعد از ایجاد است که شیخ اشراق رابطه بین واجب تعالی با اشیاء را رابطه اشراقی می داند، یعنی خداوند به همه اشیاء در موطن خودشان با اضافه اشراقی علم می یابد. این بخش از دیدگاه سهروردی مورد تایید روایات امام علی(ع) است. بخش دوم دیدگاه شیخ اشراق مربوط به قبل از ایجاد است که اشکالاتی دارد؛ زیرا او علم قبل از ایجاد را «اجمالی» می داند و این امر منجربه فقدان ذات واجب الوجود از «علم تفصیلی» به موجودات می شود؛ در حالی که اساس فاعلیّت خداوند، به علم پیش از ایجاد برمی گردد. در روایات امام علی(ع) این بخش از نظریه شیخ اشراق قابل نقد است؛ چراکه روایات: 1. متعلَّق علمِ واحد و ذاتیِ قبل از ایجاد را، همه اشیاء به صورت «تفصیلی» می دانند، 2. تأکید دارند که با ایجاد اشیاء، علم الهی افزایش نمی یابد، 3. آفرینش اشیاء، براساس علم حادث، صورت نمی گیرد. مجموع این سه دسته از روایات، علم و فاعلیّتی را که شیخ اشراق برای خداوند مطرح می کند، شایسته مقام واجب تعالی نمی دانند. روش پژوهش حاضر در مواجهه با روایات حضرت، روش استظهار و استنباط است و در مرحله تجزیه و تحلیل و مقایسه دیدگاه فاعل بالرضا با آنها نیز، به شیوه تحلیلی- عقلی عمل شده است. در مجموع، علم و فاعلیّتی که شیخ اشراق با مبانی فلسفی خود برای واجب الوجود مطرح می کند، نواقصی دارد و شایسته مقام واجب تعالی نیست.
۶۱۷۳.

اصالت شبکه باور- عاطفه بر پایه آرای ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۴۳
باورها و عاطفه ها دو ساحت مهم شخصیت انسانی هستند. برخی همچون کلیفورد، قائل به اصالت باور و برخی همچون جیمز، قائل به اصالت عواطف هستند. ملاصدرا به این موضوع به صورت مستقیم نپرداخته است و هدف ما از این پژوهش، عرضه این پرسش به نظام فکری ملاصدرا و یافتن پاسخ حکمت متعالیه به آن است. ما در این پژوهش از روش تحلیلی استفاده کرده ایم و بنابر نگرش وجودی و نظریه النفس کل القوی، به این نتیجه رسیدیم شبکه باور-عاطفه اصالت دارد؛ نفس، هم مبدأ ادراک ها و هم محرکِ تحریک ها است و مدیریت شبکه باورها و شبکه عواطف را توامان بر عهده دارد. باورها، رابطه شبکه ای با یکدیگر دارند. عواطف نیز رابطه شبکه ای با یکدیگر دارند. باورها و عواطف نیز با یکدیگر رابطه شبکه ای دارند و در ظرف نفس بر یکدیگر تأثیر می گذارند. این تأثیرگذاری همچون ارتباط ظروف مرتبطه است و ترکیب شبکه باورها و عواطف، شاکله نفس انسانی را می سازند. لذا هیچ باور و عاطفه غیرمهمی وجود ندارد. نفس انسانی به مثابه رباطِ ساحت های نفسانی همه این ساحت ها را به هم مرتبط می کند. شبکه باورها و عواطف هر فرد، درجه نفس انسانی را می سازد و نفس مبتنی بر مرتبه وجودیِ خود، باورها و عواطف جدیدی را تولید می کند.
۶۱۷۴.

تبیین نحوه وجود سنّت های الهی براساس مبانی حکمت متعالیه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
سنت های الهی به معنای قوانین افعال الهی، از دیرباز مورد توجه مفسّرین اسلامی و در دوران متأخر مورد توجه متکلمین قرار گرفته است؛ اما مطالعات فلسفی در این حوزه به ندرت یافت می شود. یکی از مسائل کلان در حوزه هستی شناختی فلسفی سنت های الهی، بررسی نحوه وجود این سنت ها است. این تحقیق با روش عقلی- تحلیلی و مبتنی بر مبانی حکمت متعالیه، امتداد این نظام فلسفی را در تبیین نحوه وجود سنت های الهی مورد بررسی قرار داده است. به طور خاص، سوالات این پژوهش بر محور نحوه وجود سنت های الهی، تعلق آن ها به وجود یا ماهیت، وجود خارجی داشتن یا نداشتن و اعتبار ذهنی یا عینی آن ها متمرکز است. در این میان هستی شناختی سنت های الهی بر مبنای علل اربعه آن و همچنین تبیین برخی از ویژگی ها و خصوصیات سنت های الهی مورد بحث قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که سنت های الهی اموری ماهوی نیستند؛ بلکه از احکام وجود و امری واقعی اند که به عین وجود موجودات در خارج تحقق دارند و مفهوم سنت و مفاهیم حاکی از سنت های الهی از سنخ معقولات ثانی فلسفی هستند. همه سنت های الهی تحت سنت عام علیت قرار دارند و این امر سبب عمومیت، تغییرناپذیری و نظام مندی و ترتیب و ترتّب میان سنت های الهی می شود.
۶۱۷۵.

تفهّم تجربه زیسته تولید علم اجتماعیِ اسلامی (تفسیرگراییِ تعدیل شده به مثابه یک امکان بینابینی)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۸۰
ازآنجاکه علم اجتماعیِ اسلامی، چندین دهه است که بیش وکم در مسیر تکوین و تولید قرار گرفته، اما در عین حال، گرفتار رشد کم شتاب و آفات دیگر است، باید به مطالعه این تجربه معرفتی پرداخت و نقصان ها و ضعف های آن را شناسایی کرد. از طرف دیگر، نگارنده به عنوان یکی از کنشگران این عرصه، دارای تجربه زیسته در این باره است و می تواند این تجربه معرفتی را بیان کند. مسأله نگارنده در اینجا، اثبات این گزاره است که روش تفهّمِ تفسیری برای چنین مطالعه ای، کارساز و مطابق است. براین اساس، به جنبه های مختلف کاربست این روش پرداخته شده و نسبت آن با دانش ضمنی، مشخص شده است. همچنین آشکار گردیده که این روش با منطق دینی، سازگار است و این گونه نیست که روش متضاد با انگاره علم اجتماعیِ تجدّدی بر علم اجتماعیِ اسلامی تحمیل شود. در پایان نیز به اعتبار این روش پرداخته شده و چندین سازوکار برای اثبات واقع نمایی آن مطرح گردیده که عبارتند از امکان تبیین های بدیل در شرایط عدم قطعیّت، مواجهه و مؤانستِ دیرینه با مسأله، بازاندیشیِ متأمّلانه در آغازها و سازوکارها، انسجام درونیِ گزاره های زیرطبقه و تحلیل تطبیقی در میان تفسیرهای همگون.
۶۱۷۶.

تولید علم اجتماعی اسلامی در هندسه دوگانه های مفهومی (طرّاحی انگاره مرتضی مطهری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
برای نگاشتن نقشه راه درباره تولید علم اجتماعی اسلامی باید از زاویه دینی-حکمی به سیاست گذاری معرفتی نگریست و بر اساس اقتضاها و دلالت های این رهیافت، خطوط اصلی و منطق تولید را ترسیم کرد. یکی از سرچشمه های این نگاه، مرتضی مطهری است؛ از این رو در مقاله پیش رو به پاره های پراکنده اندیشه سیاستی-معرفتی وی رجوع شده و در قالب مطالعه کتابخانه ای با جهت گیری نظری-تحلیلی و با تکیه بر الگوی دوگانه های مفهومی یا دوتایی های سیاستی، یک پیش نویس مقدماتی برای چگونگی ها و مسیرهای تولید علم اجتماعی اسلامی، طرّاحی شده است. دوگانه های مفهومی ساخته وپرداخته شده در این مقاله که نتیجه تجویزی به شمار می آیند، عبارت اند از: «علم طبیعی/ علم اجتماعی»، «الهیّات اجتماعی/ علم اجتماعی اسلامی»، «بی طرفی علم اجتماعی تجدّدی/ ارزش باری علم اجتماعی تجدّدی»، «دفاع هویّتی از علم اجتماعی اسلامی/ دفاع معرفتی از علم اجتماعی اسلامی»، «ارزش گرایی علم اجتماعی اسلامی/ واقع گرایی علم اجتماعی اسلامی»، «تهذیب علم اجتماعی تجدّدی/ تأسیس علم اجتماعی اسلامی»، «اسلامی شدن علم/ اسلامی شدن عالم و عالَم»، «تولید ذهنیّت اندیش/ تولید تاریخیّت اندیش»، «تولید تدریجی/ تولید جهش وار» و «علم اجتماعی بومی/ علم اجتماعی جهانی». این دوتایی ها عمده ترین مناقشه ها و تضادها در زمینه منطق و سازوکار تولید علم اجتماعی اسلامی اند که در دهه های گذشته شکل گرفته اند و جریان های معرفتی را از یکدیگر جدا کرده اند. در این مقاله پاسخ ها و انتخاب های مطهری درباره این راه های رقیب بیان می شوند.
۶۱۷۷.

مسئولیت اخلاقی در اندیشه شیخ الرئیس ابن سینا(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
مفهوم «مسئولیت اخلاقی» یکی از محوری ترین مباحث فلسفه اخلاق است که دانشمندان و متفکران را از یونان باستان تا عصر حاضر به خود مشغول داشته است. این پژوهش با رویکردی تحلیلی- استنتاجی، به بررسی دیدگاه ابن سینا (۳۷۰-۴۲۸ ه .ق) درباره مسئولیت اخلاقی می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که ابن سینا براساس مبانی وجودشناختی و معرفت شناختی خود، نظریه ای منسجم درباره مسئولیت اخلاقی ارائه کرده که شامل سه رکن بنیادین است: اراده و اختیار، قدرت و توانایی، و علم و آگاهی. همچنین ابن سینا سه حوزه مسئولیت اخلاقی را در قالب مسئولیت انسان در برابر خداوند، مسئولیت در برابر خود، و مسئولیت در قبال دیگران تبیین می کند. پژوهش حاضر با وجود انتقاداتی نظیر ابهام در استطاعت و قدرت، تکیه بر فردگرایی و تکیه بر عقل گرایی محض، معتقد است که ضمن بازسازی نظام اخلاقی شیخ الرئیس، این نظریه همچنان می تواند مبنایی مستحکم برای پاسخ گویی به پرسش های معاصر در باب مسئولیت اخلاقی باشد.
۶۱۷۸.

تبیین امکان توبه با التفات به رابطه باور با مَنِش و رفتار (با تأکید بر دیدگاه صدرالمتألهین شیرازی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
توجه به رابطه باور با مَنِش و رفتار می تواند امکان توبه را به شکل متفاوتی تبیین کند. پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این مسأله است که نگاه ملاصدرا به رابطه باور، مَنِش (ملکه) و رفتار (عمل) چه تأثیری بر تبیین وی از امکان توبه دارد؟ هدف تحقیق تبیین دیدگاه صدرا از امکان یا عدم امکان توبه است که با روش توصیفی- تحلیلی دنبال می گردد. به باور صدرا توبه متوقف بر شناخت معصیت و انزجار از آن است که منجر به ندامت از گذشته و سپس قصد (یا عمل) ترک معصیت می گردد. پس توبه دارای سه رکن معرفت، ندامت و قصد (یا عمل) است. مرتبه ای از علم سبب توبه می شود و اثر این بازگشت علمی هم در منش ها و رفتارها آشکار می گردد. توبه با حرکت جوهری اشتدادی رابطه می یابد. نفس طی توبه با همه ی هستی و قوای خود وارد هستی جدیدی می شود و به جوهری برتر و کامل تر به صورت پیوسته و متصل تحول می یابد. صدرا برای کسی که ملکات حیوانی در نفس او رسوخ یافته و ذات خبیثی دارد، معرفتی قایل نیست. زیرا ملکات و اعمال، مظهر و ثمره معرفت هستند و توبه به عنوان عمل، ثمره معرفت است. بنابراین اگر نفس به مرتبه ملکه و رسوخ برسد، دیگر امکان توبه نخواهد بود. اما پیش از رسیدن به مرحله عادت و ملکه، توبه ممکن است.
۶۱۷۹.

نسبت «عقل» و «خیر» در فلسفه فارابی (با نگاهی به کارکرد آن در رهیافت انسان پسامدرن)(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۷
«عقل» در مجموعه آثار فارابی، به مثابه قوه ای از قوای نفس انسانی که او را از دیگر حیوانات متمایز می سازد، دارای جایگاهی بس رفیع است. مسئله پژوهش حاضر این است که عقل به این معنا چه نسبتی با «خیر» دارد و آیا چنین نسبتی می تواند نقشی در رهیافت انسان پسامدرن ایفا کند؟ فارابی در رساله فی العقل، شش اطلاق یا معنا را برای عقل در نظر گرفته است، اما آنچه از معانی عقل، در مبحث «خیر» و «خیرخواهی»، مدخلیت تام دارد، به ویژه معنای اول (تعقل به معنای کلی و تأمل نیکو در استنباط افعال خیری که شایسته عمل کردن هستند) و معنای چهارم (عقل عملی و ناظر به وجه اخلاقی) است. همچنین فارابی در رساله فصول منتزعه، نسبت عقل، فضیلت و سعادت را ترسیم می کند و در لابه لای مباحث خویش متعرض بحث از خیر نیز می شود. در این رساله، قوای نفس به ویژه عقل با فضیلت ها و سعادت انسانی نسبتی وثیق دارند و وصول به سعادت غایی، بالمآل، در گروِ کسب فضیلت های قوه ناطقه به ویژه «تعقل» و «عقل عملی» است. بااین حال، انسان پسامدرن، با چالش های عملی و انضمامیِ جدی روبه روست که از آن جمله می توان به برخی از «شرور خودخواسته» اشاره کرد. پژوهش حاضر، با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد عقلی نشان داده است که شرور خودخواسته بشری در دوره ما بالمآل معلولِ «جداسازی عقل و خیر» و «تغییر معنای این دو» هستند و نگره فارابی در نسبت عقل و خیر می تواند با از میان برداشتن این دو علت، معلول آن ها را تا حد قابل توجهی تحت کنترل انسان درآورد.
۶۱۸۰.

بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۲
به صورت کلی می توان گفت بین حکما و فلاسفه در عقلی بودن روش تحقیق علم فلسفه اختلافی نیست، بین استدلال های عقلی غیرمباشر، فلسفه تنها از برهان بهره می برد. برهان به سه قسم تقسیم شده است؛ زیرا جهت انتاج صحیح نتیجه، یا از علت به معلول سیر می شود (برهان لمّی)، یا از معلول به علت (برهان إنّ دلیل) و یا از احد المتلازمین به متلازم دیگر (برهان إنّ مطلق). علامه طباطبایی و علامه مصباح بدون اختلاف می فرمایند، در فلسفه نمی توان از برهان إنّ مطلق استفاده کرد، ولی می توان از برهان إنّ دلیل در این علم بهره برد؛ امّا در امکان استفاده از برهان لمّی در این علم بین آنها اختلاف وجود دارد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی درصدد پاسخ این پرسش برآمده است که بررسی تطبیقی امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه از دیدگاه علامه طباطبایی و علامه مصباح چگونه می باشد؟ در مقام پاسخ باید گفت، علامه طباطبایی قائل به عدم امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه بوده و بر آن استدلال اقامه فرموده است. امّا علامه مصباح در مقام ردّ دیدگاه ایشان چهار اشکال ذکر فرموده و ادعای خلاف آن را پذیرفته اند، امّا این تحقیق ضمن پاسخ به عمده اشکال های مزبور، دو اشکال دیگر به کلام علامه طباطبایی وارد کرده و با استدلال، به امکان استفاده از برهان لمّی در علم فلسفه قائل شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان