ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۸۱ تا ۱۹٬۲۰۰ مورد از کل ۱۹٬۳۴۳ مورد.
۱۹۱۸۱.

بررسی تطبیقی-انتقادی تحول خداوند به نسبت باورهای مؤمنان از دیدگاه ابن عربی با کلام امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۱
ابن عربی ایده رؤیت خداوند را از متکلمان اشعری مسلک پذیرفته و در رویکردی ابداعی نظریه تحول الهی به نسبت باورهای مؤمنان را بدان افزوده است. بنیان نظریه تحول، حدیثی است منقول در منابع روایی اهل سنت که به طورکلی این حدیث تبدیل به یکی از باورهای اهل حدیث شده است مقاله پیشرو باهدف نقد و بررسی بر اساس مبانی کلامی شیعه به روش تحلیلی-توصیفی در رویکرد تطبیقی به تحلیل و بررسی نظریه تحول خداوند در اندیشه ابن عربی پرداخته است یافته های تحقیق مبیّن آن است حدیث تحول به جهت عدم نقل آن در منابع شیعه و ختم کلیه اسناد آن به ابوهریره در منابع اهل سنت و مغایرت آن با مباحث عقلی و محکمات قرآنی قابل اعتماد نیست نتایج بحث چنین است نظریه تحول با اصل مجرد بودن و جسمانی نبودن خداوند سازگار نمی باشد همچنین ابن عربی و شارحین او اعیان ثابت را مقتضی تحول خداوند می دانند ولی اعیان ثابت به دلیل ثبات و عدم تغییر مقتضی ثبات و یکسانی تجلیات خداوند می باشند و نسبت به باور مؤمنان تغییر نمی کنند بدین پذیرش این موضوع مدرسه ابن عربی را دچار تناقض درونی خواهد کرد
۱۹۱۸۲.

رهیافتی انتقادی بر قاعده «تلازم حمل خارجیِ محمول بر خارجیت آن» از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۵
آیا انطباق خارجی مستلزم خارجیتِ محمول است؟ به عنوان نمونه، در گزاره «علی انسان است» بی شک «انسان» در متن واقع حقیقتاً و بالذات بر «علی» منطبق است؛ آیا این انطباق خارجی و در متن واقع، کاشف از آن است که انسان خود نیز در متن واقع موجود است؟ روشن تر بگوییم: اگر انطباق محمول بر موضوع در متن واقع تحقّق یابد، آیا محمول نیز در متن واقع، دارای وجود فی نفسه خواهد بود؟ مطابق این پرسش ما با این گزاره شرطی مواجهیم: «اگر انطباق محمول بر موضوع در متن واقع تحقّق یابد محمول نیز در متن واقع دارای وجود فی نفسه خواهد بود». روشن است که با پذیرش ملازمه میان مقدم (انطباق خارجی) و تالی (خارجیتِ محمول) می توان در تمامی موارد با وضع مقدمْ وضع تالی؛ و با رفع تالیْ رفع مقدم را نتیجه گرفت. دقت نظر در گفتار حکما نشان می دهد که عده ای؛ همچون ابن سینا و خواجه نصیر طوسی، تلازم مذکور را مسلّم انگاشته اند. آنان بر اساس این گمان، صدق حقیقی و بالذات کلی طبیعی (ماهیت) بر افرادش را دلیلی بر وجود کلی طبیعی در خارج دانسته اند. این جستار، با اثبات عدم ملازمه میان انطباق خارجی و خارجیت محمول انگاره مذکور را ابطال می کند؛ آنگاه نشان می دهد که از دیدگاه صدرالمتألهین نیز ملازمه مذکور مقبول نیست.
۱۹۱۸۳.

نقد عقل در شناخت ماوراءالطبیعه: تحلیل تاریخی دیدگاه های اسلامی از نص گرایی تا تفکیک با تأکید بر آرای میرزا مهدی اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۶
این پژوهش با اتخاذ روشی توصیفی - تحلیلی، جایگاه اندیشه میرزا مهدی اصفهانی را در بستر سیر تطوّر نقدهای وارده بر اعتبار شناخت عقلانی در حوزه ماوراءالطبیعه مورد واکاوی قرار می دهد. با تقسیم بندی پنج گانه ادوار تاریخی و بررسی اندیشه های محدودگرا، به سه جریان فکری عمده (نص بنیاد، شهودبنیاد و تلفیقی) رسیده شد. مطالعه تطبیقی نشان می دهد نظریات اصفهانی عمدتاً ریشه در آرای علمای نص بنیاد پیشین دارد و به همین خاطر نمی توان نظریه ایشان را، ایده ای کاملا بدیع و نوآورانه تلقی نمود. وی در ادامه سنت نقد عقلانیت فلسفی، با ارائه چارچوبی خاص در باب کارکرد عقل در حیطه شریعت(عقل سمعی) و نیز با طرح انگاره «عقل وعلم نوری»، کوشید الگویی متفاوت در تنظیم نسبت عقل و نقل عرضه کند. این چارچوب، ضمن التزام به مرجعیت نصوص دینی، سعی دارد با بهره گیری حساب شده از ظرفیت های عقلی، از دام افراطی گری جریان های صرفاً نقلی مانند اخباریان بپرهیزد. ارزیابی انتقادی این نظام نشان می دهد که تنش های درونی میان نظریه (نفی مطلق برهان) و عمل (استفاده گسترده از استدلال) و همچنین ابهامات مختلف در تبیین نظام معرفت شناسی پیشنهادی،از چالش های اساسی این دیدگاه محسوب می شوند. یافته ها نشان می دهد ارائه نظام معرفت شناسی دینی منسجم، ناگزیر از بهره گیری از ظرفیت های تحلیلی عقل است.
۱۹۱۸۴.

بررسی آموزه توحید در فرقه ذهبیه، از نقد وحدت وجود تا پذیرش فناء فی اللّه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۴۲
فرقه ذهبیه، از‌جمله جریان‌های صوفیانه مدعی تشیع در ایران، همواره تلاش کرده است جایگاه خود را به‌عنوان نماینده عرفان و معنویت شیعی در میان پیروان تشیع معرفی کند. این طریقت از آغاز شکل‌گیری بر تمایز خویش با سایر فرقه‌های صوفیه و حتی مکتب ابن‌عربی تأکید ورزیده و آموزه‌ها و دیدگاه‌های خود را، به‌ویژه در حوزه توحید و وحدت وجود، متفاوت و در مواردی متعارض با دیگر جریان‌های عرفانی تلقی کرده است. در موضوع توحید، ذهبیان به‌صراحت دیدگاه‌های فلاسفه، متکلمان و دیگر صوفیان را رد کرده و آن‌ها را به شرک یا توحید عددی متهم نموده‌اند. از نگاه آنان، آموزه‌های ابن‌عربی به عینیت خالق و مخلوق می‌انجامد و پیامدهای ناگوار بسیاری را به‌دنبال دارد. بر همین اساس، آنان درصدد ارائه تقریری از وحدت الهی برآمدند که در آن هیچ‌گونه سنخیت، شباهت یا عینیتی میان خالق و مخلوق وجود نداشته باشد و در عین حال، مؤلفه‌های توحید عرفانی همچون فانی شدن در خدا و شهود وحدت سریانی نیز لحاظ شود. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و مبتنی‌بر منابع کتابخانه‌ای، به بازخوانی دیدگاه صوفیان ذهبیه درزمینه توحید پرداخته است و تلاش دارد تصویری روشن از آرا و افکار توحیدی مشایخ برجسته این طریقت ارائه دهد و نسبت آن را با نظریه وحدت شخصی وجود بررسی کند. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که صوفیان ذهبیه، به‌دلیل حرکت در چارچوب فکری صوفیان و پذیرش مبانی‌ای همچون فناء فی ‌الله، شهود خدا و انکار موجودیت کثرات، در نهایت نتوانسته‌اند از نظریه وحدت وجود فاصله بگیرند. دیدگاه آن‌ها را می‌توان خوانشی دیگر از همان نظریه وحدت شخصی وجود دانست. تقریری که البته گریزی از تالی فاسدها و لوازم باطل این نظریه نخواهد داشت.
۱۹۱۸۵.

امکان فلسفی تکوین هوش مصنوعی در پرتو ایده های دکارتی- هابزی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
هوش مصنوعی و به تبع آن علم شناختی در نیمه قرن بیستم، بر محور ایده بنیادین «شناخت به مثابه محاسبه» ممکن گردید. اما هوش مصنوعی در این تلقی از شناخت، ایده‌ای جدید در نیانداخته بود و در واقع به پشتوانه ایده‌های فیلسوفان پیش از خود، از یونانیان تا لایب‌نیتس بود که چنین تلقی، ممکن و معنادار می‌شد. در این مسیر، دکارت و هابز دو تن از فیلسوفان بسیار موثر در امکان و تاسیس هوش مصنوعی هستند و این جستار درصدد است تا با تحلیل دیدگاه‌های این دو فیلسوف، در ضمن کشف نقاط اشتراک و افتراقشان، این تاثیر را واکاوی و آشکار سازد. ره‌آورد این پژوهش، برجسته‌سازی دو چرخش در جانب دکارت و همچنین هابز است. در جانب دکارت، «نفس» به «ذهن» تقلیل یافته و همچنین برداشتی جدید از «ایده» افلاطونی، یعنی تلقی ایده مثالی به ایده‌هایی مفهومی و انتزاعی که زمینه‌ساز تبدیل جوهر به تابع است، بسیار تاثیرگذار بود. در جانب هابز نیز، در پرتو رویکرد خاص فلسفه سیاسی او و همچنین تاثیرپذیرفتش از رواقیان، شناخت به «شمردن و حساب» تقلیل یافت و از سویی، ذهن دکارتی نیز امکان تقلیل به امری مادی پیدا می‌کند. مجموع این چند چرخش نزد این دو فیلسوف همراه با دیگر تلاش‌ها در تاریخ فلسفه و منطق، امکان فلسفیِ هوش مصنوعی را چندسده بعد فراهم می‌آورد، امکانی که بدون ایده‌های دکارتی و هابزی، ممکن نمی‌شد.
۱۹۱۸۶.

معرفت حصولی تکنولوژیک (نظریه ای جدید در باره معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۵
در این مقاله، چارچوبی نو با عنوان «معرفت حصولی تکنولوژیک» صورت بندی می شود؛ چارچوبی که می کوشد مفهوم سنتی معرفت حصولی را در پرتو دگرگونی های عمیق عصر دیجیتال بازتعریف کند. مطابق این نظریه، فرایند حصول معرفت صرفاً از طریق صورت های ادراکی درونی شکل نمی گیرد، بلکه در بستر فناوری های دیجیتال، داده، الگوریتم و شبکه های هوشمند تحقق می یابد. معرفت در جهان تکنولوژیک بر چهار رکن استوار است: ذهنِ ظهور یافته در بستر داده، که در آن ذهن انسانی به گونه ای پدیداری خصلت اطلاعاتی پیدا می کند؛ شناخت توزیع شده، که در آن تولید و پردازش معرفت میان انسان، ابزار و محیط دیجیتال تقسیم می شود؛ بازنمایی فناورانه، که به جای صورت های ذهنی کلاسیک عمل کرده و جهان را از طریق مدل ها و تصاویر دیجیتال در دسترس شناخت قرار می دهد؛ پدیدارشناسی تکنولوژیک، که تجربه زیسته انسان را از رهگذر میانجی های دیجیتال بازمی سازد. این مقاله همچنین بر نوعی برون گرایی تکنولوژیک تأکید می کند که صدق معرفت را نتیجه پیوند علّی معتبر میان داده تکنولوژیک و پدیده بیرونی می داند. نظریه اطلاعاتیِ پدیداری ذهن و شناخت توزیع یافته نیز به عنوان مبانی نظری این طرح تحلیل می شوند. نظریه «معرفت حصولی تکنولوژیک» در نهایت نشان می دهد که در عصر هوش مصنوعی و محیط های شبکه ای، فناوری دیگر ابزار معرفت نیست؛ بلکه بخشی از سازوکار تحقق خودِ معرفت شده است.
۱۹۱۸۷.

تحلیل تطبیقی ابدیت عذاب از دیدگاه ابن عربی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۸
مسئله جاودانگی در عذاب در جهان واپسین، یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز در عرصه علوم اسلامی، ازجمله کلام، فلسفه و تفسیر است. این موضوع به دلیل ارتباط عمیق آن با مفاهیم بنیادینی چون رحمت الهی، عدالت و فطرت انسانی، همواره موردتوجه اندیشمندان قرارگرفته است. حکیمان الهی خداوند را خیر مطلق، بی نیاز و دارای رحمت واسعه می دانند؛ درحالی که فطرت انسانی، طبق آیه «و نفخت فیه من روحی»، بر اساس سنخ الهی سرشته شده است. ازاین رو، خطاهای انسانی به عنوان مسائل عرضی تلقی می شوند که تنها حالت های پلیدی را بر فطرت او می افزایند و پس از عذاب، انسان به فطرت پاک اولیه خود بازمی گردد. بااین حال، برخی اندیشمندان اسلامی با استناد به متون دینی و آموزه های نبوی، نیازی به خلود در عذاب نمی بینند و این دیدگاه را به چالش می کشند. برخی از اندیشمندان اسلامی نیازی به خلود در عذاب نمی بینند، اما این معنا با وحی الهی و آموزه های نبوی در تعارض است. هدف تبیین این مسئله و رفع تعارض ظاهری می باشد. روش تحقیق، «تحلیل محتوایی» است و در این راستا، به بررسی مبانی ای چون پذیرش اصل وجود نفس، مجرد بودن آن و همچنین جاودانگی و فناناپذیری نفس پرداخته می شود. ابن عربی با تأکید بر مفهوم وحدت وجود و رحمت الهی، معتقد است که عذاب دائمی برای هیچ کس وجود ندارد و درنهایت همه مخلوقات به رحمت خداوند باز خواهند گشت. او بر این باور است که خطاهای انسانی، به عنوان مسائل عرضی، نمی توانند بر فطرت الهی انسان تأثیر دائمی بگذارند و عذاب درواقع یک مرحله از تکامل روحی است. در مقابل، علامه طباطبایی بر اساس استدلال های عقلی و نقلی، بر جاودانگی عذاب تأکید دارد و آن را با عدالت الهی سازگار می داند. او معتقد است که عذاب و نعمت در آخرت به حالات نفس وابسته است و اگر نفس به صورت ملکه درآید، عذاب جاودان خواهد بود. این دو دیدگاه، هرچند در اصول کلی متفاوت هستند، اما هر یک به نوعی به تبیین ابعاد مختلف مسئله جاودانگی در عذاب می پردازند و نشان می دهند که این موضوع نه تنها به فهم عمیق تری از آموزه های دینی نیاز دارد، بلکه به تأملات فلسفی و کلامی نیز وابسته است.
۱۹۱۸۸.

تحلیل و بررسی اندیشه کندی در قلمرو فلسفه اخلاق(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۵
شکل گیری دیدگاه های بدیع در مسائل مختلف علوم انسانی ازجمله فلسفه اخلاق مرهون تلاش های خستگی ناپذیر اندیشمندانی است که در طول سالیانی طولانی میراث علمی گران بهایی را از خود به یادگار گذاشته اند. کندی یکی از متفکران اسلامی است که بدون تردید در غنای تفکر اسلامی در حوزه های مختلف علوم به ویژه فلسفه اخلاق تأثیرگذار بوده است. در این نوشتار سعی شده تا با بررسی آثار جامانده از کندی، مباحث فلسفه اخلاقی وی با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد استنباطی در قالبی نو ارائه شده و مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد. بررسی دیدگاه های فلسفه اخلاقی کندی حاکی از آن است که وی در قلمروهای معناشناختی، هستی شناختی و معرفت شناختی اخلاق، نظریات قابل توجهی ارائه کرده است. دیدگاه اخلاقی وی به لحاظ معناشناختی، تعریف گرای مابعدالطبیعی نگر، به لحاظ هستی شناختی، واقع گرایانه و به لحاظ معرفت شناختی مطلق گرایانه و قائل به تأثیر مزاج و تهذیب نفس و اهمیت قاعده اعتدال در معرفت اخلاقی است. در اخلاق هنجاری نیز اندیشه اخلاقی وی غایت گرایانه به شمار می آید. کندی تا حدودی در بیان برخی از دیدگاه های خود از اندیشمندان یونان باستان بویژه افلاطون و ارسطو تأثیر پذیرفته، اما تلاش وی بر ارائه دیدگاه جدید و سازگار با مبانی اسلامی بوده است؛ به گونه ای که مبانی وی در مسائلی نظیر معیار ارزش اخلاقی موجب پیوند اخلاق و دین و ارائه تقریری غیرسکولار شده است.
۱۹۱۸۹.

سنجش تضاد درونی با تنازع واقعی و آرمانی در انسان شناسی افلاطون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۲
تضاد در سایه نزاع و بحران میان قوای درونی انسان و در قلمرو انسان شناسی افلاطون ساختار پیدا می کند. مسئله مقاله حاضر این است که با توجه به امکانات مفهومی فلسفه افلاطون، نسبت میان نزاع درونی قوا با معرفت و اخلاق را بسنجد؛ سپس با صورت بندی نوآورانه این نزاع در قالب دوگانه «تضاد آرمانی و واقعی» پیامد متفاوت هر کدام از آن دو نوع را مطرح کند. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی درصدد پاسخ به این پرسش محوری است که نزاع درونی در چه حالتی به تضاد آرمانی یا واقعی تبدیل می شود؟ یافته ها نشان می دهد که سرانجام تنازع، تعیین کننده نوع تضاد است. هرگاه میل یا اراده با تحمیل خود بر دیگر قوا، نفس را به محسوسات متوجه کنند، نزاع واقعی خواهد بود؛ در این تنازع سایر قوا حذف و تلاش برای حفظ بقاست. اما اگر عقل بر پایه حکمت و اقناع سایر قوا را به سمت عالم مُثُل متوجه کند، در این حالت نزاع شکل آرمانی خواهد داشت و پیامد آن هماهنگی قوای انسانی در حرکت به سمت بقای متعالی خواهد بود. سعادت در مدیریت نزاع قوای نفس توسط عقل و تبدیل آن به یک تضاد آرمانی است
۱۹۱۹۰.

تحلیل و بررسی خداشناسی در فرقه نعمت اللهیه گنابادیه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
بحث درباره توحید و خداشناسی عرفانی، همواره یکی از پیچیده‌ترین موضوعات در قلمرو اندیشه صوفیه بوده است. اصحاب طریقت بر این باورند که معرفت حقیقی به توحید، تنها از رهگذر مواجهه حضوری و قلبی با ذات الهی حاصل می‌شود و چنین معرفتی نه از جنس دانستن و آموختن، بلکه شهودی و یافتنی است. بااین‌حال، در شیوه و تقریر علمی از این مواجهه، دیدگاه‌های متفاوتی نظیر وحدت وجود، وحدت شهود، حلول، و اتحاد ارائه می‌دهند. هریک از فرقه‌های صوفیه، چه در مذهب تشیع و چه تسنن، در تلاش‌اند تا تفسیری از این مفاهیم ارائه دهند که کمترین تناقضات و بیشترین انسجام را داشته باشد. در میان این فرقه‌ها، صوفیان نعمت ‌اللهیه گنابادی، یکی از پرجمعیت‌ترین طریقت‌های صوفیه در میان شیعیان امامیه شناخته می‌شوند. اقطاب این سلسله، با‌وجود تنوع آرای نظری و اختلاف مبانی در مسئله توحید، سرانجام نظریه وحدت شخصی وجود را به‌عنوان دیدگاه مختار خود پذیرفته و مطرح کرده‌اند. این مقاله با اتخاذ رویکردی توصیفی-تحلیلی، می‌کوشد دیدگاه مشایخ نعمت ‌اللهیه گنابادی را در باب توحید، بررسی و نقد کند. در این راستا، به بررسی و تحلیل پیشینه تاریخی، مبانی نظری، و لوازم فکری این دیدگاه می‌پردازد و میزان پایبندی اقطاب این فرقه به لوازم نظری و عملی آن را ارزیابی می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که مشایخ این سلسله، در ارائه تفسیری از وحدت وجود، به یکی از افراطی‌ترین و غلیظ‌ترین برداشت‌ها دست زده‌اند و در عین حال، به برخی از پیامدهای نظری و عملی این دیدگاه متعهد مانده‌اند.
۱۹۱۹۱.

بررسی تاریخی منابع کندی در مسئله حدوث عالم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
پروکلوس صاحب رساله ای به نام «حجج پروکلوس در باب قدم عالم» است. او متاثر از اصول و آموزه های افلاطون و ارسطو، در این رساله با هجده استدلال از قدم عالم دفاع کرد. بعدها فیلوپونوس هجده حجت مذکور را نقد و رد کرد. او برای دفاع از حدوث عالم، به فیزیک ارسطو نیز حمله همه جانبه ای را انجام داد؛ و به عنوان مبتکر براهین حدوث عالم و تناهی حرکت و زمان براساس مفهوم نامتناهی، قدم عالم را رد نمود. بر این اساس او دارای دو کتاب با عنوان «بر علیه پروکلوس در باب قدم عالم» و «بر علیه ارسطو در باب قدم عالم» است.در عصر ترجمه هر دو کتاب توسط اندیشمندان مسلمان ترجمه گردید؛اما به دلیل مفقود شدن ترجمه عربی این دو کتاب، جایگاه اندیشه های فیلوپونوس در آراء اندیشمندان مسلمان تبیین نگردید. با بررسی و مطالعه دیالکتیک ارسطو و پروکلوس با فیلوپونوس در باب قدم عالم روشن می شود که اندیشمندان جهان اسلام مانند کندی در آراء خود در باب حدوث عالم متاثر از اندیشه های موجود در دیالکتیک بودند؛. لذا در این پژوهش تلاش شده به تحلیل و بررسی و مقایسه این اندیشه ها در دو سوی تاریخ پرداخته شود.
۱۹۱۹۲.

معنویت قرآنی در جبهه مقاومت، شاخصه ها و کارکردهای آن (با تأکید بر بیانات امامین انقلاب)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
فطرت الهی و معنوی در انسان، وجه تمایز آدمی با حیوان است که با نفخه ی روح الهی در کالبد جسمانی اش، مفتخر به خلعت جانشینی خدا در زمین و مسجود فرشتگان گردید و مدال شایستگی ارتباط با خدا را دریافت نمود. همین رابطه معنوی با مبدأ قدرت «الله» رمز و راز بقاء، تفوق و قدرتمندی و اقتدار جبهه مقاومت بر جبهه استکبار و صهیونیزم جهانی است؛ بنابراین؛ شکوفایی آن بذر معنوی و فطری وجود انسان، با معنویت قرآنی و تقویت، تعمیق و استحکام بخشی آن در جبهه های مقاومت، امری حیاتی و وضعیت سنجی آن، از ضروریات است. براین اساس، پژوهش حاضر در صدد است تا شاخصه ها و کارکردهای معنویت قرآنی را بامطالعه کتابخانه ای و روش تحلیلی _ توصیفی و استدلالی، از منظر قرآن و امامین انقلاب، استخراج و تبیین نماید. یافته های پژوهش نشان می دهد که معرفت عقلانی، ایمان ولایی و ولایت مداری، دشمن شناسی، تقوا و التزام عملی به حدود الهی از جمله شاخصه های معنویت قرآنی در جبهه مقاومت است. از طرفی، دارای کارکردهایی در جبهه مقاومت است که؛ بن بست شکنی، بصیرت افزایی، توان افزایی، تاب آوری، امداد و نصرت یابی الهی، امیدافزایی و ریسک پذیری بالا  از جمله آنهاست که نتیجه حتمی آن، اقتدار، تاب آوری، رعب افکنی، شکست ناپذیری و الگو شدن برای دیگر نیروهای مبارز دنیا در برابر صهیونیزم جهانی است.
۱۹۱۹۳.

اصل بستار و فاعلیت الهی؛ مقایسه موضع فلسفه اسلامی و دیدگاه های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۷
اصل بستار که بیان می کند تمام رخدادهای فیزیکی به طور کامل توسط علل فیزیکی پیشین تبیین پذیرند، یکی از مفاهیم بنیادین در فلسفه علم و فیزیک معاصر است. این اصل با تکیه بر قوانینی مانند بقای انرژی، چالشی جدی برای آموزه های الهیاتی ایجاد می کند که بر مداخله یا فعل الهی در جهان تأکید دارند. از دیدگاه تمامیت علّی فیزیک، جهان فیزیکی به عنوان یک نظام بسته عمل می کند و هر گونه تأثیر علّی غیرفیزیکی، مانند مداخله الهی، ظاهراً با این نظام بسته در تضاد است. با وجود این متفکران معاصر تلاش کرده اند میان مفهوم فعل الهی و اصل تمامیت علّی فیزیکی جمع کنند. این مقاله با روشی توصیفی-تحلیلی به بررسی رابطه میان اصل تمامیت علّی فیزیکی و فعل الهی می پردازد و چالش ها و راه حل های گوناگونی را که برای آشتی این دو مفهوم ارائه شده است، تحلیل می کند. درنهایت راه حل مستفاد از حکمت اسلامی را برای این مسئله تشریح می نماید. این راه حل دقیقاً با هیچ یک از ایده های اصلی موجود در مباحث معاصر تطبیق ندارد و در قالب یک تصویر سه وجهی قابل صورت بندی است که در بخش چهارم مقاله تشریح شده است.
۱۹۱۹۴.

مقایسه استفاده از ادرار حیوانات سودمند در متون اسلامی و زرتشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۳۵
همسانی برخی موضوعات باعث می شود دو طرفِ دعوی، با یک شبهه مواجه شده و در مقام نقد، پاسخ ها نقضی باشد نه حلی؛ اما گاه غفلت می شود که موضوعات همانندنما، دارای جهات مختلفی اند که بدون لحاظ آن ها نمی توان به ایراد شبهه یا پاسخ به آن پرداخت. جواز استفاده از ادرار شتر در متون اسلامی و استفاده از ادرار گاو در متون زرتشتی از این موضوعات است.از ایرادات مسلمانان بر زرتشتیان، استفاده از ادرار گاو در آیین های تطهیری است. این ایراد علاوه بر پاسخ های حلی زرتشتیان، با پاسخ نقضیِ استفاده مسلمانان از ادرار شتر مواجه شده است. پژوهش حاضر، با توجه به ابعاد مختلف، فرق ها و مبانی طرفین، به موضوع پرداخته است. به نظر می رسد با توجه به ابعاد مختلف قضیه و تفاوت نوع مواجهه متون اسلامی و زرتشتی با موضوع، استفاده از ادرار شتر در متون اسلامی با استفاده از ادرار گاو در متون زرتشتی قابل مقایسه نیست و نمی توان در این زمینه از پاسخ نقضی استفاده کرد.
۱۹۱۹۵.

ارزیابی دو تفسیر متفاوت از حدوث جسمانی نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
نظریه جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء، دیدگاهی بنیادین درباره نفس است؛ به همین دلیل فهم نادرست معنای حدوث جسمانی نفس، پاسخ به تمامی مسائل مرتبط با نفس را تحت الشعاع قرار می دهد. با مطالعه آثار شارحان ملاصدرا و فیلسوفان نوصدرایی، دو تفسیر متفاوت و متقابل از نظریه حدوث جسمانی نفسِ ملاصدرا، مشاهده می شود. این دو تفسیر عبارت اند از: 1. نفس در هنگام حدوث جسم است و 2. نفس در هنگام حدوث وابستگی به جسم دارد. هدف پژوهش حاضر روشن ساختن این مطلب است که بر اساس منظومه فلسفه صدرایی کدام یک از این دو تفسیر صحیح بوده و منظور ملاصدرا از حدوث جسمانی نفس، کدام یک از این دو تفسیر است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و نیز برهانی بوده و سعی شده است از طریق تحلیل متون و توجه به منظومه فلسفه صدرایی دیدگاه اصلی ملاصدرا تبیین گردد. یافته های پژوهش گویای آن هستند که خوانش صحیح از نظریه حدوث جسمانی نفس، این است که نفس در زمان حدوث جسم است نه اینکه در هنگام حدوث صرفا وابستگی به جسم داشته باشد.
۱۹۱۹۶.

مدل کیهان شناختی جهان نوسانی استاینهارت و دلالت های الحادی آن تحلیلی انتقادی در پرتو فلسفه ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۳۵
براساس باور سنتی متکلمان توحیدی، خداوند جهان را از عدم خلق کرده و عالم ازلی نیست. در دیدگاه مقابل پل استاینهارت- یکی از برجسته ترین فیزیکدانان معاصر- با ارائه «مدل جهان نوسانی» جهان را متشکل از دوره های بی پایان کیهانی دانسته و با تأکید بر وجود جهانی بدون آغاز، درصدد ارائه تصویری از ازلیت عالم و بی نیازی از فرضیه خدای خالق است. این مقاله ابتدا مدل کیهانی جهان نوسانی استاینهارت را معرفی و تبیین کرده و پیامدهای فلسفی-الهیّاتی آن را استخراج کرده و بر اساس فلسفه صدرایی آن را تحلیل و بررسی می کند. استاینهارت بی نیازی از نقطه آغاز را دال بر نفی ضرورت خالق بیرونی دانسته و مسئله خلقت را به تحلیلی صرفاً علمی فرو می کاهد. دراین سو در فلسفه اسلامی، ملاصدرا نیز گاهی تفسیر ادواری از ساختار کیهان مطرح می کند اما دیدگاه نوین وی از حدوث عالم، امکان بازخوانی مدل نوسانی را در چارچوبی توحیدی فراهم می آورد. این مقاله نشان می دهد که فهم ما از «حدوث» در حکمت متعالیه، می تواند ساختار نوسانی عالم را به عنوان تبیینی از تجلی مستمر نظام علّی مطلق بازخوانی کند و تعارض ظاهری میان ابدیت در مدل فیزیکی و حدوث زمانی را حل نماید.
۱۹۱۹۷.

تحلیل اعتبارسنجی نظام برهانی ملاصدرا در اثبات مُثُل با تأکید بر آراء آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۵
این پژوهش با هدف ارزیابی نظام‌مند براهین چهارگانه‌ی ملاصدرا در اثبات هستی مُثُل افلاطونی و واکاوی نقدهای بنیادین آیت‌الله جوادی‌آملی بر آن‌ها صورت گرفته است. مسئلهٔ اصلی، بررسی میزان استحکام این ادله‌—شامل برهان‌های معرفت‌شناختی، حرکت، آثار در اجسام و ادراک—در مواجهه با انتقادات ساختاریِ فیلسوف معاصر است.ملاصدرا با تکیه بر اصولی چون اصالت وجود و تشکیک، مُثُل را جواهر مجرد و علل وجودی انواع طبیعی می‌داند. در مقابل، جوادی‌آملی با پذیرش اصل مُثُل، تقریرهای برهانی صدرا را به‌دقت نقد می‌کند. از نگاه وی، برهان‌های حرکت و آثار در اجسام تنها به اثبات یک مبدأ مجرد کلی می‌انجامند و قادر به اثبات کثرت مُثُل برای هر نوع نیستند. همچنین در برهان معرفت‌شناختی، مسئلهٔ وحدت صورت عقلی با کثرت مسیرهای سلوک افراد ناسازگار می‌نماید.با روش تحلیلی-تطبیقی، این تحقیق نشان می‌دهد که اگرچه نقدهای مذکور ضعف‌هایی در صورتبندی برخی ادله آشکار می‌سازند، اما هستهٔ اصلی نظریه با بازخوانی در پرتو اصول حکمت متعالیه—به ویژه تشکیک وجود و وحدت در عین کثرت—قابل دفاع است. در نتیجه، نقدهای جوادی‌آملی نه ردِّ کلیت نظریه، بلکه تصحیحی درون‌ماندگار بوده و انسجام درونی و پویایی دستگاه فلسفی صدرایی را بیش‌تر نمایان می‌سازد.
۱۹۱۹۸.

A Nascent Realist Theory of the Laws of Nature Based on the Doctrine of “Motion in Substance” from Late Islamic Philosophy(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۳
This paper proposes a distinct realist perspective on the laws of nature, rooted in the tradition of late Islamic philosophy, which may offer a new solution to one of the difficult challenges of scientific realism, termed the ‘Central Dilemma’ by Mumford. It begins with a brief introduction to the problem of scientific realism concerning the concept of the laws of nature. Then, in the first part, we compare the realist theories of the laws of nature developed by Lewis, Armstrong, and Bird, focusing on their account of the three key concepts of causation, necessity, and law. Based on this analysis, the second part formulates a new realist theory, drawing from the doctrine of “Motion in Substance” from Late Islamic Philosophy, particularly the philosophical thought of Tabatabai. This will be done by extending the idea of motion in substance and examining some of its implications. This new account is, in some respects, similar to Bird’s view, yet in other respects Humean and similar to Lewis’s. By comparing this new approach with the aforementioned three theories, concerning their accounts of causation, necessity, and law in relation to the ‘Central Dilemma’ challenge, we conclude that it could bring a new vision that could potentially resolve this challenge.
۱۹۱۹۹.

تحلیل راهبردهای ادب مندی کلامی در مناجات های پانزده گانه امام سجاد (ع) و بازتاب آن ها در ترجمه انگلیسی: رویکردی به معارف اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۶۲
دعا، به عنوان یکی از برجسته ترین کنش های کلامی و معنوی در ارتباط انسان با خداوند، از ساختارهای زبانی و کلامی ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با رویکردی کیفی و پیکره بنیاد، به تحلیل راهبردهای بیان کلامی در ترجمه انگلیسی مجموعه مناجات های پانزده گانه امام سجاد (ع) پرداخته است. یافته ها نشان می دهد که پربسامدترین راهبرد بیان در این مناجات ها، راهبرد غیرمستقیم (شامل درخواست و اشاره) است که ریشه در ساختارهای کلامی و معنوی ادعیه دارد. این رویکرد، که به منظور حفظ ادب و خشوع در گفت وگوی کلامی با خداوند به کار رفته، نشان دهنده تواضع و عمق معنوی امام سجاد (ع) به عنوان گوینده این مناجات هاست. این ویژگی نه تنها به تعمیق ارتباط معنوی و کلامی با خداوند کمک می کند، بلکه فضای احترام آمیزی را در این متون ایجاد می نماید. بررسی ترجمه انگلیسی این ادعیه نشان می دهد که مترجم، با پایبندی به ساختار کلامی متن عربی و انتقال دقیق ادب مندی و معنویت نهفته در آن، توانسته است جلوه ای از معارف کلامی اهل بیت (ع) را در زبان انگلیسی بازتاب دهد. این پژوهش به تبیین جنبه های کلامی مناجات های امام سجاد (ع) و نقش آن ها در گسترش معارف شیعی در عرصه بین المللی کمک می کند.
۱۹۲۰۰.

تحلیل اصل واقعیت؛ تنبه به آثار معرفت شناسانه و هستی شناسانه(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۶
«انسان از طریق ذهن است که با واقعیت ارتباط برقرار می‌کند» این تصور رایج فلسفی است؛ اما آیا قابل تردید نیست؟ آیا با مواجهه مستقیم با ذهن و به‌واسطه آن است که انسان نیل به واقعیت می‌یابد، یا اینکه مواجهه بی‌واسطه با واقعیت است که امکان شکل گیری ذهن را فراهم می‌کند؟ انسان از آنجایی که بخشی شناخت‎مند از واقعیت است با اصل واقعیت به‌صورت مستقیم اتصال و مواجهه داشته، و آن را شهود می کند. این مقاله با روش تحلیل ملازمات عامه پیش می رود. در این مقاله تلاش می‌شود، اصل واقعیتِ مشهود تحلیل شود و ویژگی‌های هستی شناسانه و معرفت شناسانه آن مورد توجه قرار گیرد. این ویژگی‌ها به ترتیب ظاهر نمی‌شوند بلکه در نسبت باهم است که امکان ظهور می‌یابند. در نتیجه آثار معرفت شناسانه و هستی شناسانه به ترتیب بیان نمی‌شوند. در این تحلیل نه تنها گزاره‌های بدیهی با ارجاع به اصل واقعیت اعتبار می‌یابند؛ بلکه در تحلیل آثار هستی شناسانه نیز تقریری متفاوت از برهان صدیقین به دست می‌آید. بنا بر مدعا در تحلیل اصل واقعیت تنها تنبه و توجه داده می‌شود و از آنجایی که این تحلیل پیش شرط‌ها و امکان استدلال عقلی را فراهم می‌کند، نمی‌تواند از استدلال استفاده کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان