ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۱۶۱ تا ۱۹٬۱۸۰ مورد از کل ۱۹٬۳۴۳ مورد.
۱۹۱۶۱.

شکاکیت، ضد ذات گرایی و ذات گرایی جدید(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
شکاکیت سه مقطع قدیم، میانه، و جدید، را سپری کرده و به ضدّواقع گرایی رهنمون شده است. در مقطع جدید، به یاری ذات گرایی جدید، به این تفطّن راه یافته ایم که ضدّواقع گرایی آن ها در ضدّذات گرایی آن ها ریشه دارد. ضدّذات گرایی با گریز از پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به ضدّواقع گرایی گرایش یافته است و از این روی قوانین طبیعت را نه قوانینی علّی و قائم به واقع، بلکه قوانینی توافقی و قراردادی و قائم به اعتبار می داند. ذات گرایی و ذات گرایی جدید با پذیرش اینکه اشیا دارای ذات و خواص ذاتی اند، تأثیر آن ها به ذات و خواص ذاتی آن ها است، و آن ها منشأ علّیت و ضرورت اشیا هستند، به واقع گرایی گرایش دارند و از این روی قوانین طبیعت را قوانینی علّی و قائم به واقع می دانند. این دو جریان به تبع اینکه در هستی شناسی واقع گرا یا ضدّواقع گرا باشند در معرفت شناسی نیز واقع گرا یا ضدّواقع گرا خواهند بود.
۱۹۱۶۲.

فلسفه ریاضیات نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۲
فلسفه ریاضیات در سنت اسلامی بسیار غنی است. همچون سلف خود ابن سینا، که به بیشتر مسائل فلسفه ریاضیات پرداخته است، نصیرالدین طوسی با برخی از این مسائل درگیر بوده است و حتی مسائل نویی را پیش کشیده است. هدف من در این مقاله اثبات همین مدّعا است. با رویکرد تحلیلی نشان می دهم که نصیرالدین طوسی، به معنای واقعی کلمه، فلسفه ریاضیات دارد. مساهمت های عمده او در وجودشناسی ریاضیات دو چیز است. نخستین ردّ استدلا ل های بر تناهی گروی، یعنی دو برهان عمده مسامته و تطبیق، می باشد. و دومین سخن از ویژگی های بی نهایت است، از جمله اینکه اقلّ و اکثر در آن متصوّر می شود. و مساهمت های اصلی او در معرفت شناسی ریاضیات دو امر زیر است. نخست، او، برخلاف ابن سینا و به سان ابن هیثم، از تجربه گرایی در باب تصدیقات دفاع می کند درست همانگونه که از تجربه گرایی در باب مفاهیم پشتیبانی می کند، در اینجا البته همسو با ابن سینا. دوم، او پرسش از صدق را پیش می کشد و از این جویا می شود که گزاره های ریاضیاتی چگونه صادق اند درحالی که از معقولات ثانیه ساخته شده اند که در جهان خارج چیز دست پرکنی نیستند و درحالی که کلّی و حقیقیه اند و تمام افراد محقّق و مقدّر را دربرمی گیرند. در پاسخ به این پرسش او هم تعریف دیگری از صدق را پیش می نهد هم نظریه مبتکرانه نفس الأمر را مطرح می کند.
۱۹۱۶۳.

واکاوی کلامی و حکمی روایت ابن قیاما در مسئله استمرار حجت و حضور دو امام ناطق در زمان واحد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
وجود حجت الهی در هر زمان و استمرار آن تا قیام قیامت از مسلمات اعتقادی شیعیان حتی نزد فرقه‌های منشعب شده است؛ از این رو، حتی واقفیّه و مخالفان امامت امام رضاg در ردّ ایشان از طریق همین اصل وارد شده و امامت حضرتش را انکار کرده‌اند؛ اما طی روایتی که در مقاله پیش رو تحلیل شده است، حضرت رضاg به منکران امامت خویش پاسخ داده‌اند. امامت امام رضاg یک بار پس از شهادت پدر بزرگوارشان مورد تردید قرار گرفت و به شکل‌گیری واقفیّه انجامید و بار دیگر فرزنددار نشدن آن حضرت در سنین بالا موجب بروز شک و تردید در برخی پیروان ایشان شد؛ به طوری که عده‌ای از آن‌ها به واقفیّه گرویدند؛ با وجود این،‌ عقیده قطعی به استمرار حجج الهی در باورهای شیعیان، به حدی بود که حتی واقفیّه نیز برای رسیدن به مقاصد خود چاره‌ای جز تطبیق اعتقاد انحرافی خود بر این باور اصیل نداشتند. این نوشتار ضمن بازخوانی روایت ابن بشار در بیان گفت‌وگوی ابن قیاما از گروه واقفیّه با امامg با رویکرد کلامی و حکمی به تبیین امامت بعد از ایشان پرداخته است. مسئله خالی نبودن زمین از امام از دیدگاه کلامی از سویی و مسئله نبود دو امام ناطق در زمان واحد از منظر حکمی از سوی دیگر، دو نکته مهم و اساسی در این مقاله است که ابن قیامای واقفی در گفت‌وگوی خود با امام رضاg به هر دو مسئله مذکور اذعان دارد. با توجه به نبود پیشینه معین در این زمینه، نوآوری این مقاله در آن است که به صورت میان رشته‌ای با دیدگاه کلامی و حکمی، به روش توصیفی تحلیلی، ضمن بررسی و تحلیل محتوایی حدیث مذکور و تحلیل شئون مختلف امامت، روشن می‌سازد که شأن ولایت تنها شأنی است که به‌عنوان حجت، به معنای واسطه در فیض الهی، استمرار داشته و در هر زمان تنها در یک فرد از اولیای الهی تجلی می‌کند و قابل تفویض به دو فرد در زمان واحد نیست.
۱۹۱۶۴.

بازخوانی رویکرد دینی وفلسفی سهروردی به مفهوم نور از منظر استعاره شناسی بلومنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۴
این پژوهش به بازخوانی مفهوم نور در فلسفه سهروردی با رویکرد استعاره شناسی هانس بلومنبرگ می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، بازخوانی مفهوم نور در نظام فلسفی سهروردی، براساس استعاره شناسی بلومنبرگ است. در بادی امر، جایگاه و نقش محوری مفهوم نور در آثار سهروردی و نظام فلسفی او مورد بررسی قرار می گیرد. بعد از آن خوانش رایج از سهروردی از منظر زبان شناسی و در تاریخ علم بلاغت مورد اشاره قرار می گیرد و سپس خوانش ملاصدرا از سهروردی تحلیل می شود. در بخش خوانش بدیل، با بهره گیری از رویکرد استعاره شناسی بلومنبرگ، استعاره نور در فلسفه سهروردی مورد بازخوانی قرار می گیرد. این پژوهش نشان می دهد که که خوانش رایج از سهروردی دارای کاستی هایی است. براساس نظر بلومنبرگ نور به عنوان استعاره مطلق بازخوانی می گردد. استعاره مطلق نور دارای کارکرد نظری و عملی است. از حیث نظری همچون استعاره ای برای گسست و پیوست، و از حیث عملی راهی برای دیالوگ میان سنتها است. همچنین در داستان رستم و اسفندیار، بازخوانی میتوس در لوگوس، و در عقل سرخ، نمایانگر خرد آدمی در جهان است.
۱۹۱۶۵.

Ibn Sīnā’s Negation of Apophatic Theology: Bringing an End to Debates(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۲
Although apophatic theology has attracted considerable scholarly attention, studies remain flawed both in terms of research methodology and fragmented analysis, neglecting in-depth examination of prominent philosophers. This study addresses this gap by exploring Ibn Sīnā’s perspective, a pivotal figure in Islamic philosophy. Exploring existential, cognitive, and linguistic dimensions of his writings, the study elucidates his approach to theology. This study argues that his theological framework remains integrative and harmonizes apophatic (negative) and positive methods, rejecting absolute negation while affirming the relative capacity of human cognition to comprehend the divine. He acknowledges both the transcendence of God and the limitations of the human intellect, integrating knowledge and ontology to demonstrate that a complete understanding of God and His attributes necessitates both negative and affirmative approaches. While recognizing the necessity of apophatic approaches due to the omnipotence of God and the constraints of human cognition, he diverges in his explanations of God and existence, rejecting the idea of attributing qualities of the Divine to His beings, attributing qualities to God, and emphasizing the apophatic discourse in the cognition of God and His attributes comprehensively.
۱۹۱۶۶.

تحلیل انتقادی رویکردهای شوپنهاور به متافیزیک جنسیت با تأکید بر دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
این پژوهش به مقایسه و تحلیل تطبیقی دیدگاه های متافیزیکی آرتور شوپنهاور و آیت الله جوادی آملی در زمینه جنسیت می پردازد. شوپنهاور، متأثر از فرهنگ مردسالارانه و جبرگرایی زیستی قرن نوزدهم اروپا، جنسیت را به نقش های زیستی محدود کرده، زنان را موجوداتی ناقص می داند. درمقابل جوادی آملی، با تکیه بر انسان شناسی اسلامی و آموزه های قرآنی، بر کرامت ذاتی و برابری معنوی زن و مرد تأکید دارد و کمال انسانی را در بندگی خدا می بیند. این مطالعه با روشی تحلیلی-تطبیقی، متون اصلی این دو متفکر را بررسی و تفاوت های آنها را در بسترهای فرهنگی-فلسفی شان تحلیل می کند. مقایسه این دو دیدگاه که برای اولین بار انجام شده، نشان دهنده تأثیر عمیق پیشینه های فلسفی بر نگرش های جنسیتی است. نقد دیدگاه شوپنهاور از منظر عرفان اسلامی به ویژه تأکید بر زنان به عنوان مظهر صفات الهی، نوآوری کلیدی پژوهش است. یافته ها بر ضرورت بازنگری مفاهیم سنتی جنسیت و جایگزینی آنها با رویکردهای مبتنی بر برابری معنوی و عدالت جنسیتی تأکید دارند و راهکارهایی برای ارتقای برابری جنسیتی در جوامع معاصر پیشنهاد می دهند.
۱۹۱۶۷.

ضرورت انسان کامل در مساله وجود رابط در فلسفه اسلامی با تأکید بر دیدگاه جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۲
فلسفه اسلامی در یک بستر منسجم از قواعد این قابلیت را دارد که ضرورت وجود امام معصوم در هر زمان را در روش برهانیِ خود بر پایه وجود رابط اثبات نماید. اهمیت انسان کامل در منظومه هستی شناخت فلسفه اسلامی، نگارنده را بر آن داشت که با روش توصیفی – تحلیلی در یک مطالعه کتابخانه‌ای، با نگاهی به پیشینه افلاطونی و ارسطوییِ وجود رابط، به این سوال پاسخ دهد که چه تفاوتی بین عین الربط بودن انسان کامل و باقی ممکنات وجود دارد؟ آیا شأن می‌تواند تشکیکی بوده تا بستر شکل گیری اصطلاح شأن شأن فراهم آید؟ بر مبنای سازگاری و انسجام یک سیستم فلسفی و بهره‌گیری از قواعد فلسفی(مانند الواحد و وجود رابط)، با استدلال‌هایی منطقی بر پایه فقر وجودی، علم و خلق با تأکید بر نظرات علامه جوادی آملی، طیفی بودن وجود رابط و قاعده جدید شأن شأن اثبات می‌شود که در آن با پذیرش وجود رابط، وجود انسان کامل و معصوم در هر عصری ضرورت دارد و ماسوای انسان کامل معصوم قبل از اینکه بطور مستقیم شأنی از شئونات حضرت حق باشند، شأنی از انسان کامل‌اند و بدون وجود انسان کامل معصوم، عین الربط بودن ممکنات به حق تعالی میسر نیست. همچنین این پژوهش ما را به ضرورت تفکیک مفاهیم در مطالعات فلسفی رسانده است مانند جهت ربط (اشراقی از امکانی)، خلافت کامل از نسبی - ذی شان بالذات از بالعرض، عین ربط فاعلی از غایی و مبدا فاعلی اصلی (ما منه) از واسطی یا واسطه در فیض (ما به).
۱۹۱۶۸.

الگوی تربیت سربازان عصر ظهور در دانشگاه تراز اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۱
ایجاد تمدن نوین اسلامی و زمینه سازی ظهور حضرت مهدی(عج) نیازمند انسان هایی است که به منظور برپاداشتن حکومت جهانی آن حضرت، پرورش یافته و برای سربازی و خدمت در آن عصر آماده شده باشند. اما بدیهی است که تربیت چنین انسان هایی در دانشگاه ها و مراکز علمی کنونی با الگوهای رایج آموزشی به عاریت گرفته شده از تمدن غربی امکان پذیر نیست. دانشگاه تراز اسلامی به دنبال پرورش انسان و تولید فکر، علم، فناوری و نوآوری به عنوان قلب تپنده تمدن نوین اسلامی و زمینه سازی ظهور حضرت حجت ارواحنافداه است. پرورش انسان در این دانشگاه به یک الگوی تربیتی همه جانبه و منسجم نیازمند دارد. هدف اصلی تحقیق حاضر طراحی الگوی تربیت سربازان عصر ظهور مبتنی بر منظومه فکری امامین انقلاب اسلامی در دانشگاه تراز اسلامی است. برای رسیدن به این هدف از روش کیفی«تحلیل مضمون» استفاده شده و با استخراج 1729 مضمون اولیه، الگویی مشتمل بر سه بُعد، هفت مؤلفه و 39 شاخص، تدوین گردیده است. یافته های این تحقیق نشان می دهد الگوی تربیت سربازان عصر ظهور متشکل از اصول کلی (شامل استادمحوری، مدیریت علمی و انقلابی، تربیت هدفمند و جذب هدفمند و به روزرسانی مستمر)، ساحت ها(شامل ساحت های تربیت فکری و اعتقادی، تربیت فرهنگی و اخلاقی، تربیت علمی و مهارتی)، و ارکان(شامل استاد و معلم، رشته، دوره، متن و محتوا، تشکل های انقلابی و فضا و محیط) است.
۱۹۱۶۹.

کاستی های فرا رویدادگی در تبیین نوخاستگی ویژگی های ذهنی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۸
مسئله ی رابطه ی ذهن و بدن، همواره یکی از بنیادین ترین و پیچیده ترین مسائل در فلسفه ی ذهن بوده است و مفهوم ابتناء یکی از مفاهیمی است که در تبیین این رابطه، به ویژه در زمینه ی چگونگی پدید آمدن ویژگی های ذهنی از ویژگی های فیزیکی، مورد توجه قرار گرفته است. در این نوشتار تلاش شده است تا ابعاد مختلف ابتناء، از معنا، پیشینه، مولفه ها و نسبت آن با نوخاستگی توصیف و تحلیل شود. از نوخاستگی به عنوان یک دیدگاه متافیزیکی درباره ی پیدایش ویژگی های سطح بالا مانند آگاهی از سطوح پایه مانند فرایندهای فیزیکی، تحلیل هایی صورت گرفته که ابتناء یکی از آنهاست. مقاله حاضر در راستای تحلیل رابطه ابتنایی از نوخاستگی نشان می دهد که گرچه ابتناء می تواند همبستگی میان ویژگی های سطوح را توصیف کند، اما فاقد توان تبیینی لازم برای تحلیل متافیزیکی و هستی شناختی دقیق این رابطه است و با چالش هایی مواجه می گردد. در پایان مقاله نشان داده می شود که برای تبیین قوی نوخاستگی و دفاع از استقلال علّی سطوح نوخاسته، ابتناء به تنهایی کافی نیست و باید به نظریات دقیق تر و جایگزین روی آورد.
۱۹۱۷۰.

شکاف گفتمانی میان انتظار و گفتمان های دیگر: لیبرالیسم، سکولاریسم و پوزیتیویسم علمی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۱
انتظار به عنوان یک مفهوم گفتمانی دینی، در جوامع مختلف با گفتمان های متنوعی در تعامل است. این مقاله به بررسی شکاف گفتمانی میان گفتمان انتظار ظهور امام زمان(عج) و سه گفتمان غالب معاصر؛ لیبرالیسم، سکولاریسم و پوزیتیویسم علمی می پردازد. با تحلیل عناصر کلیدی هر گفتمان و نقاط اختلاف و تقابل آن ها، چالش های پیش روی فهم و تعامل این گفتمان ها در دنیای مدرن بررسی می شود. با تحلیل این شکاف ها، به درک عمیق تری از نقش انتظار در شکل گیری هویت های اجتماعی و فرهنگی دست خواهیم یافت. همچنین، راهکارهایی برای کاهش این شکاف و ایجاد پل های ارتباطی میان این دیدگاه ها، ازجمله تأکید بر نقاط مشترک، گفتگوی سازنده و تفسیرهای دقیق و همه جانبه از متون دینی، پیشنهاد می شود. هدف نهایی این مقاله، با روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل گفتمان، کمک به ایجاد فهم متقابل و تعامل مسالمت آمیز میان این گفتمان ها و ساختن جامعه ای عادلانه تر و انسانی تر است.
۱۹۱۷۱.

بررسی سفرنامه های معنوی در فلسفه ایران باستان و فلسفه اسلامی: مطالعه موردی ارداویراف نامه و رساله الطیر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
این پژوهش مطالعه ای درباره دو اثر اَرداویراف نامه در سنت فکری ایران باستان و رساله الطیر ابن سینا در دوران اسلامی برای فهم شباهت ها و تفاوت ها میان این دو اثر است. وجه تمایز رویکرد اتخاذ شده در ارداویراف نامه این است که نگارنده در این سفرنامه معنوی، مشاهدات خود را از سیر روح به بهشت، برزخ و دوزخ ارائه داده است. با این حال هرچند که ابن سینا نیز در رساله الطیر نیز یک سفرنامه معنوی را تحریر کرده است ولی مفاد آن مربوط به سیر نفس ناطقه به سوی کمال و سعادت حقیقی است. افزون بر این، با تأمل در این دو سفرنامه معنوی در می یابیم که این دو اثر از سه جهت بافت، روش و مبانی قابلیت بررسی و مقایسه دارند و اهمیت بررسی این دو سفرنامه معنوی براساس این سه جهت آن است که باعث فهم قرابت فکری میان سنت فکری ایران باستان و سنت فکری در دوران ایران اسلامی می گردد. همچنین پس از انجام این مطالعه دریافته شد که با وجود تشابه و اختلاف در سه حیث بافت، روش و مبانی، در هر دو اثر از استکمال نفس سخن رفته است و استکمال نفس و محصول آن یعنی سعادت به عنوان مبنای اساسی این دو رساله با یک دیگر مشترک است.
۱۹۱۷۲.

روش شناسی رویکرد فلسفی – تفسیری حکمت متعالیه در مسئله «علم خداوند»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۷۵
بی تردید مسئله «هویت علم خداوند» از منظر حکمت متعالیه بسیار مورد پژوهش قرار گرفته است. اما روش شناسی صدرالمتألهین در اثبات و تبیین آن، کمتر مورد توجه واقع شده است. در این مقاله درصددیم تا به ارزیابی رویکرد فلسفی – تفسیری ملاصدرا در مسئله «علم خداوند» بپردازیم. این پژوهش با استفاده از روش تحلیلی _ توصیفی انجام شده است. پرسش پیش رو این است که چگونه این اندیشمند با بهره گیری از متن دینی، به اثبات و تبیین فلسفی «هویت علم خداوند پرداخته است؟ از آنجا که تاثیر روش شناسی اندیشمندان شاخص هر علم، تاثیر مستقیم بر امتداد آن علم دارد، پژوهش در این رابطه ضروری می نماید. به نظر می رسد، پیش نیاز تحلیل چگونگی بهره گیری صدرالمتألهین از متن دینی، در این مسئله فلسفی، شناخت دقیق از تعریف و تبیین او از علم خداوند است. نظر به این رویکرد، هویت علم خداوند، «عدم غیبت از ذات خود و اشیاء» می باشد و متن دینی، علم خداوند را بر محور عدم غیبت ذات خداوند از اشیاء توصیف می نماید. نویسنده معتقد است که ملاصدرا در این تحلیل از «روش عام» فلسفی بهره برده است. تأمل در مقالات نگاشته شده، حکایت از آن دارد که در راستای تبیین نگاه فلسفی ملاصدرا در مسئله علم خداوند یا تطبیق نظریه او با متن دینی، پژوهش های متعددی انجام شده است اما کمتر به روش شناسی این اندیشمند توجه گردیده است. در این مقاله ثابت شده که روش او در مسئله علم خداوند، روش عام فلسفی است به این معنا که او از طریق مراجعه به متون دینی می تواند واقعیت را کشف کند، اما این کشف به طور مستقل انجام نمی شود و او این مسیر را به تنهایی طی نکرده است؛ بلکه فهم او از واقعیت تابع متن دینی می باشد.
۱۹۱۷۳.

نفس و رابطه آن با بدن در مقام های چهارگانه (با تأکید بر اندیشه های ابوعلی مسکویه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۳
انسان دارای دو ساحت بدن و نفس است. کمالاتی که انسان کسب می کند وابسته به رابطه میان این دو است. این رابطه را از جانب نفس می توان در مراحل مختلفی بررسی کرد؛ هنگام حدوث نفس، در زمان حیات، موقع مرگ، و پس از آن. مقاله حاضر بنا دارد با تمرکز بر اندیشه های ابوعلی مسکویه و با روش توصیفی تحلیلی به پرسش از نفس و ویژگی های آن و رابطه ای که در مراحل چهارگانه فوق با بدن دارد پاسخ دهد. دستاورد این نوشتار هم آن است که نفس ذاتاً جوهری مجرد و مفارق با بدن است و با آن مباینت کامل در ذات، خواص، افعال، و آثار دارد. نفس در مرحله نخست در رتبه ای متأخر از حدوث بدن حادث می شود. البته این تأخر به معنای آن نیست که نفس در بدن منطبع است؛ بلکه وقتی بدن به مرتبه ای از اعتدال مزاج رسید که اثر تدبیر مجرد در آن ظهور یابد نفس حادث می شود. بدن در مرحله حیات صرفاً نقشی ابزاری برای تحقق اراده نفس دارد و حیات ذاتاً برای نفس است و به تبع به بدن نسبت داده می شود. هنگام مرگ، نفس دیگر بدن را تدبیر نمی کند و از آن به عنوان ابزار برای تحقق مقاصدش استفاده نمی کند و اساساً بدن بودن بدن به آن است که تحت تدبیر نفس قرار بگیرد و نفس بودن نفس هم به آن است که بدن را تدبیر کند. با التفات به اینکه هنگام مرگ این ویژگی نفس و بدن از بین می روند، بعد از مرگ، بدن به جسمی تبدیل می شود که به واسطه آنکه تحت تدبیر نفسی قرار ندارد به زوال می رود. حیثیتی از نفس هم که صرفاً تدبیر بدن بود با زوال بدن از بین می رود و حیث لنفسهای نفس باقی می ماند.
۱۹۱۷۴.

بررسی خبر فلته در منابع فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۵
خبر فلته «کَانَتْ بَیْعَهُ أَبِى بَکْرٍ فَلْتَهً» که مورد وفاق اهل سنت است و با طرق متعددی نقل شده است، لوازم بین و روشنی دارد که با برخی از باورهای اساسی اهل سنت، مانند مشروعیت خلافت ناشی از جریان سقیفه و نیز استناد آن خلافت به اجماع، ناسازگار است. ازاین رو، دانشمندان اهل سنت، به ویژه متکلمان آنان، تلاش فراوانی برای تأویل این سخن مبذول داشته اند. ازآنجاکه ناهماهنگی و تعارض قول و عمل و تکلف در تأویل و ارتکاب خلاف ظواهر نزد عرف امری پسندیده و قابل قبول نیست، برخی از دانشمندان اهل سنت خود را ناچار به انکار اصل صدور و یا استبعاد آن دیده اند. در این نوشتار، لوازم خبر فلته و پاسخ های اهل سنت در این زمینه مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. ضمن این بررسی، معلوم می شود که  گردانندگان اصلی ماجرای سقیفه و پیروان آن ها با اذعان به ناتمام بودن این روش برای تعیین خلیفه، به جهت رهایی از لوازم این شیوه، خود را به تکلف انداخته اند، اما در این تلاش، موفقیتی کسب نکرده اند.
۱۹۱۷۵.

تحلیل انتقادی مفهوم «جاودانگی» در فلسفه جوزایا رویس؛ از اخلاق تا متافیزیک(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۵
مسئله جاودانگی از بنیادی ترین پرسش های فلسفه و الهیات است؛ پرسشی درباره ماندگاری انسان و نسبت او با حقیقت. جوزایا رویس، فیلسوف ایدئالیست آمریکایی، با رویکردی اراده گرایانه می کوشد مفهوم جاودانگی را از تلقی های سنتی فراتر ببرد و آن را نه استمرار صرف حیات فردی، بلکه ضرورتی درونی برخاسته از ذات اراده انسان تبیین کند. در منظومه او، جاودانگی با وفاداری، اراده مطلق و «جامعه اخلاقی» گره می خورد؛ جایی که فرد در نسبت با کلیت هستی معنا می یابد. این نوشتار با رویکرد تحلیلی–انتقادی نخست مبانی نظری جاودانگی در اندیشه رویس را بررسی و سپس نقدهای وارد بر آن را تحلیل می کند. مهم ترین چالش ها شامل نسبت مبهم اراده فردی و اراده جهانی، مسئله هویت شخصی پس از مرگ و پرسش عدالت الهی در این تفسیر است. منتقدان می پرسند اگر اراده های فردی در حقیقت کلی مستحیل شوند، تمایز نیک کرداران و بدکاران چگونه حفظ می شود؟ در برابر، مدافعان با طرح «درجات جاودانگی» استدلال می کنند که میزان پیوند هر فرد با حقیقت کلی مرتبه او را تعیین می کند. جمع بندی نشان می دهد نظریه رویس، با وجود گشودن افقی تازه، همچنان با ابهاماتی روبه روست که تأمل فلسفی و الهیاتی را ضروری می سازد.
۱۹۱۷۶.

ساختار معرفت سایبر (نظریه آشوب و معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۶
تعیین ساختار معرفت یکی از مسایل مهم معرفت شناسی معاصر است. دیدگاه های مختلفی در این باره مطرح بوده که امروزه هم مورد بحث و مناقشه قرار گرفته اند. در خصوص معرفت سایبر هم این مسأله مطرح می شود که این معرفت چه ساختاری دارد. در این مقاله نخست دیدگاه های کلی در زمینه ساختار معرفت به طور کلی بیان شده و سپس نگارنده به نقد تطبیق این دیدگاه هها بر معرفت سایبر پرداخته است. مبناگرایی و انسجام گرایی و نیز کل گرایی، هیچیک ساختار این نوع معرفت را نشان نمی دهد. نگارنده در ادامه، با توجه به نظریه آشوب و پیامدهای معرفت شناختی آن، ساختار معرفت سایبر را آشوبناک معرفی می کند. بنا به این دیدگاه، در ظاهر معرفت سایبر ساختار منظم ندارد و فضایی آشوبناک و بدون تعین است. در فضای سایبر تنها اطلاعات جایگزین معرفت نمی شود، بلکه ساختارهای سنتی معرفت هم در هم می ریزد. اطلاعات یک کاربر در فضای سایبر یک سیستم در حال تغییر را تشکیل می دهد که در ظاهر گونه ای بی نظمی بر آن حاکم است. تغییر این سیستم در ظاهر قابل پیش بینی نیست. در فضای مجازی با چنین سیستم هایی از باورها رو به رو هستیم. عواملی که در تغییر این باورها نقش دارند بسیار زیاد و تا حدی غیرقابل تعیین هستند.
۱۹۱۷۷.

روش شناسی متکلمان امامیه در اثبات تواتر احادیث امامت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۲
حدیث به عنوان دومین منبع فهم دین پس از قرآن، اهمیت ویژه ای در شناخت معارف اسلامی دارد. در این میان، حدیث متواتر به دلیل حجیت مطلق و علم آوری قطعی، جایگاه برجسته ای در مباحثات کلامی دارد. از طرفی در گفتگوهای کلامی بهره وری از قواعد مشترک و متقن از ارکان اساسی اثبات مدعا به شمار می آید. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و مطالعات کتابخانه ای، به بررسی روش های متکلمان امامیه در اثبات تواتر احادیث امامت می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که متکلمان امامیه از پنج روش اصلی برای اثبات تواتر بهره جسته اند: تواتر مبنایی (مبتنی بر اصول علوم حدیث)، تواتر طریقی (بر اساس آثار تألیفی در جمع طرق حدیث)، تواتر اقراری (از طریق پذیرش مخالفان)، تواتر معیاری (با تعیین معیارهای خاص)، و تواتر اشتراکی (با گردآوری طرق حدیث از منابع مختلف اسلامی یا بین مذهبی). این روش ها مسیری متقن و کارآمد برای بهره مندی و احتجاج در گفتگوهای کلامی پیرامون مسئله امامت فراهم می آورند که می تواند در پیشبرد نوآوری در عرصه های کلامی بسیار مؤثر باشد.
۱۹۱۷۸.

تقابل ملکه و عدم میان واحد و کثیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۰
مسئله بنیادین رابطه وحدت و کثرت در هستی، از چالش برانگیزترین مباحث فلسفی است که همواره فلاسفه را به خود مشغول داشته است. این مقاله، به بررسی نقادانه چهار نظریه رایج در خصوص نوع تقابل میان وحدت و کثرت می پردازد: ۱) تقابل تضاد، ۲) تقابل تضایف، ۳) عدم تقابل، و ۴) قسم پنجمی از تقابل. پس از گزارش و نقد این نظریات و تبیین وجوه نارسایی آن ها در مواجهه با ماهیت وجود، استدلال می شود که هیچ یک از این اقسام به درستی قادر به تبیین رابطه حقیقی میان وحدت و کثرت نیستند و این امر، ضرورت ارائه تبیینی دقیق از نوع این تقابل را نمایان می سازد. در ادامه، با تحلیل دقیق اختلاف مجاری تقابل ها بر اساس مفاد قضیه هلیه بسیطه و مرکبه، این مقاله نظریه بدیعی را مطرح می کند. بر اساس این نظریه، تقابل وحدت و کثرت نه از نوع تضاد یا تضایف، بلکه به دقت از سنخ تقابل ملکه و عدم تبیین می شود. این رویکرد، راهکاری منسجم و عمیق برای فهم نوع تقابل میان وحدت و کثرت در دستگاه فلسفی ارائه می دهد و افق های تازه ای را در مباحث هستی شناختی می گشاید.
۱۹۱۷۹.

بررسی آموزه ولایت در نظام معرفتی فرقه ذهبیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۸
ذهبیه یکی از جریان‌های صوفیه متشیع در ایران به شمار می‌رود. مشایخ این فرقه در مسئله ولایت، با بررسی انتقادی آرای مشایخ عرفان نظری و ارائه برخی نوآوری‌ها، تلاش کرده‌اند آموزه ولایت صوفیه را با اصل امامت در آیات و روایات اهل‌بیت: سازگار نشان دهند و از‌این‌جهت بررسی اندیشه‌های آن‌ها حائز اهمیت است. ذهبیان با احتراز از کاربرد اصطلاحات و واژگان متداول صوفیه نظیر قطب و مرشد، سعی در تفکیک میان آموزه‌های خود و سایر فرق داشته‌اند. باوجود‌این‌، پژوهش‌های دقیق‌تر نشان می‌دهد که دیدگاه آن‌ها درباره ولایت، علی‌رغم تفاوت‌های ظاهری، همچنان مبتنی‌بر اصول و مبانی رایج نظری مکتب صوفیان است و با دیدگاه سایر مشایخ صوفیه تفاوت ماهوی و اصولی ندارد. این مقاله به این پرسش می‌پردازد که ولایت در نگاه مشایخ ذهبیه به چه معناست، چه ابعاد و مؤلفه‌هایی دارد و اولیا دارای چه صفات و ویژگی‌هایی هستند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و آثار مکتوب مشایخ ذهبیه، انجام شده است و یافته‌های آن نشان می‌دهد که آموزه ولایت در دیدگاه ذهبیان، براساس همان مبانی وجودشناسی عرفانی، نظریه وحدت وجود و نظام اسما و صفات الهی شکل گرفته است. از منظر آن‌ها، ولی مظهر تام اسم جامع «اللّه» است که تمامی اسما و صفات و شئون الهی را در خود متجلی ساخته و به مقام انسان کامل یا قطبیت دست یافته است. ولی، به‌دلیل وصول به مقام فناء فی الله، مظهر الوهیت است و هرگونه معرفت به خداوند، ازطریق فانی شدن در او میسر می‌گردد.
۱۹۱۸۰.

دیدگاه شهید صدر در اثبات و بررسی امامت خاصه با رویکرد پاسخ به شبهات دکتر شریعتی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۶
از مهم ترین و چالش برانگیزترین مباحث کلامی، مسئله امامت است. استفاده از روش نوین برای اثبات آن، گامی مهم در زمینه عقائد اسلامی به شمار می رود. شهید صدر در اثبات اصل امامت، رویکردی نوآورانه داشته و علاوه بر روش های سنّتی عقلی و نقلی، از روش حساب احتمالات نیز بهره گرفته است. ایشان برای اثبات امامت امیرالمومنین علی(ع)، سه احتمال برای جانشینی پیامبر(ص) مطرح می کند: غفلت، واگذاری به شورا، و تعیین شخصی برای رهبری. شهید صدر با تحلیل این احتمالات، اثبات می کند که تنها احتمال قابل پذیرش، تعیین علی بن ابی طالب(ع) به عنوان جانشین است. همچنین، در بحث امامت حضرت مهدی(عج)، ایشان با بررسی نمونه های تاریخی و پذیرش امامت در سنین کودکی توسط مردم، آن را امری ممکن و قابل قبول می داند. این پژوهش با روش کتابخانه ای و رویکرد توصیفی-تحلیلی، به تبیین و بررسی این روش نوآورانه شهید صدر در اثبات امامت پرداخته و از شبهات دکتر شریعتی که ذیل مسئله امامت به دیدگاه شهید صدر مطرح شده بود، پاسخ داده است. این نقدها بیشتر به دلیل فهم ناقص از مطالب شهید صدر بوده؛ زیرا شهید صدر پیش تر به برخی از شبهاتی که دکتر شریعتی مطرح کرده، پاسخ داده بودند؛ اما دکتر شریعتی از آن غفلت کرده است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان