فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۸۷۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
لازمه پاسخگویی به شهر و شهروندان برخورداری از برنامه ای است که بر مبنای برنامه ریزی، آینده نگری، هدفمندی و عقلانیت شکل گرفته باشد. از سوی دیگر، با توجه به مفهوم چشم انداز، آینده نگری به شهرداری این امکان را می دهد تا پاسخگوی شهروندان در حال و آینده باشد؛ بنابراین، این مقاله ضمن معرفی فرایند چگونگی تدوین برنامه اجرایی میان مدت شهرداری قاین با تکیه بر مفهوم چشم انداز، با رویکردی کاربردی به مدل کارت ارزیابی متوازن در فرایند برنامه ریزی، به توصیف قابلیت های ویژه این مدل در اجرا به عنوان یک چارچوب کاربردی به بیان چشم انداز می پردازد و با ترسیم نقشه راهبردی برنامه با مجموعه ای از روابط علّی و معلولی، چارچوبی بصری برای چگونگی یکپارچگی اهداف راهبردی شهرداری قاین در چهار وجه مدل کارت ارزیابی متوازن ارایه می نماید. برای حفظ تناسب ابعاد کارت ارزیابی متوازن با وظایف چهارگانه (عمرانی، خدماتی، نظارتی و اداری) شهرداری و قلمرو موضوعی دانش شهرسازی، ابعاد کارت ارزیابی متوازن در چهار وجه 1- بودجه و منابع مالی، 2- شهر و شهروند، 3- فرایندهای داخلی و 4- زیرساخت های سازمانی و همچنین عوامل راهبردی در رابطه با سه محور شهر، شهروند و مدیریت شهری تعریف می شوند و در نهایت، چگونگی نظام گسترش وجه مالی مدل کارت ارزیابی متوازن در برنامه اجرایی شهرداری قاین برای ایجاد نظام مالی کارآمد به ویژه با درآمدهای پایدار، به عنوان الگوی کاربردی ارائه می شود.
تعیین سنجه های عملکردی مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) دانشگاه علوم پزشکی اصفهان براساس الگوی کارت امتیازی متوازن ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کاربرد کارت امتیازی متوازن در سازمان های سلامت دولتی و غیرانتفاعی در حال افزایش است. این الگو یک چارچوب مفهومی جهت تدوین مجموعه ای از سنجه های عملکرد در راستای اهداف استراتژیک می باشد. یکی از اصول کلیدی در فرایند کارت امتیازی متوازن شناسایی آن دسته از سنجه هایی است که به درستی تحقق استراتژی ها را اندازه گیری می کند. هدف این پژوهش تعیین سنجه های عملکردی مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) دانشگاه علوم پزشکی اصفهان براساس الگوی کارت امتیازی متوازن ایران بوده است.
روش بررسی: این تحقیق از نوع پژوهش های کیفی بود که در مرکز آموزشی درمانی الزهرا (س) شهر اصفهان در سال 1390 انجام شد. جامعه ی آماری پژوهش 20 نفر از مدیران سطوح مختلف بیمارستان بودند. روش نمونه گیری در این پژوهش نمونه گیری هدفمند بود که در آن افراد مطلع کلیدی که در تدوین سنجه های عملکردی بیمارستان مشارکت داشتند، به عنوان اعضای تیم کارت امتیازی متوازن انتخاب شدند. با تشکیل جلسات بحث گروهی متمرکز، در ابتدا 50 سنجه تعیین شد که با نظر تیم کارت امتیازی متوازن 30 سنجه به عنوان سنجه های عملکردی بیمارستان نهایی گردید. سپس این سنجه ها دسته بندی و در مناظر کارت امتیازی متوازن قرار داده شد. ابزار جمع آوری اطلاعات سیاهه وارسی (چک لیست) طراحی شده براساس سنجه های زمینه ی تحقیق و سنجه های پیشنهادی مرکز الزهرا (س) بود که روایی صوری و محتوایی آن با چند بار بازنگری توسط اساتید راهنما و مشاور تأیید شد. همچنین روایی سازه آن با استفاده از مناظر کارت امتیازی متوازن محرز گردید. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل کیفی محتوا انجام شد.
یافته ها: کارت امتیازی متوازن این مرکز در چهار منظر بیماران و جامعه (مشتری)، فرایندهای داخلی، یادگیری و رشد و منظر مالی تعیین شد که با مناظر الگوی کارت امتیازی متوازن ایران انطباق مفهومی داشته و در راستای مناظر اصلی کاپلان و نورتون بود. سپس سنجه های تعریف شده با نظر اعضای تیم کارت امتیازی متوازن ، در منظر مربوط به خود قرار گرفت. بیشترین تعداد سنجه ها به ترتیب در منظر فرایندهای داخلی و منظر یادگیری و رشد نهایی گردید.
نتیجه گیری: کارت امتیازی متوازن ابزاری را برای تبدیل مأموریت سازمان به اهداف قابل سنجش ملموس، فعالیت ها و سنجه های عملکردی ارائه می دهد. موفقیت کارت امتیازی متوازن به انتخاب دقیق سنجه هایی است که جوهره اصلی استراتژی سازمان را در خود دارند. طبقه بندی سنجه ها در چهار منظر، کمک شایانی به ارتقای سطح عملکرد بیمارستان می نماید. بنابراین پایش و ارزیابی مستمر این سنجه ها در راستای اهداف کلان و استراتژی های بیمارستان لازم و ضروری است.
طراحی مدل استراتژیک ارزیابی عملکرد رویکرد تلفیقی تحلیل اهمیت - عملکرد دیمتل و تحلیل رگرسیون چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ژوهش های مدیریتی بر اهمیت نقش آفرینی عوامل اقتضایی در ارتقای عملکرد سازمانی تأکید دارد .به هر حال مطالعات نظری و تجربی بسیار اندکی در زمینه عوامل مؤثر بر عملکرد سازمانی در بخش دولتی ایران صورت گرفته است .
این مقاله حاصل کار پژوهشی در این خصوص است که سعی دارد این شکاف علمی را پر کند. بررسی پژوهش های مرتبط و مصاحبه با خبرگان با رویکرد دلفی به شناسایی چهارده عامل اقتضایی منجر شد که عملکرد سازمان نظامی را تحت تأثیر قرار می دهند. در ادامه تحلیل اهمیت - عملکرد که ابزار مؤثری برای اولویت بندی ویژگی های عملکردی بر پایه نیازها و انتظارهای خبرگان و کارمندان و همچنین شناسایی نقاط قوت و ضعف سازمان است، بکار گرفته می شود.
در این پژوهش با هدف افزایش اعتبار و کاربرد نتایج به دست آمده از تحلیل اهمیت -عملکرد، نخست خبرگان و تعدادی از کارمندان بر پایه ویژگی های جمعیت شناختی و همچنین ادراک آنان از اهمیت و عملکرد معیارهای مؤثر مورد مصاحبه قرار می گیرند که درنهایت روش پژوهش کمّی مبتنی بر تحلیل رگرسیون و روش دیمتل برای بررسی چگونگی تأثیرگذاری این عوامل طراحی و روابط بین عملکرد سازمانی در قالب اهمیت ضمنی و صریح و عملکرد استخراج و این معیارهای اقتضایی مؤثر در قالب یک مدل استراتژیک مبتنی بر چهار ربع با رویکرد روش آنالیز اهمیت - عملکرد تدوین می شود. سپس برای هر ربع جداگانه ماتریس اهمیت- عملکرد با در نظر گرفتن معیارهای جایگذاری شده، پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.
طراحی مدلی پویا برای انتخاب سناریوی مناسب سطح ذخیره احتیاطی در سیستم MRP: شرکت تولیدی مشهد پانل بارثاوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیستم های تولیدی با نظام های کنترلی فشاری در تولید از برنامه ریزی احتیاجات مواد برای برنامه ریزی خرید و ساخت منابع فیزیکی خود استفاده می کنند. بنابراین یک سیستم برنامه ریزی مواد، پایه ای برای زمان بندی تولید و خرید مواد ایجاد می کند. با توجه به اینکه عدم اطمینان های محیطی از قبیل نوسانات در تقاضا و تأمین مواد اولیه اجتناب ناپذیر است،واحدهای تولیدی به دنبال راهی برای مواجهه با این نوسان ها و عدم اطمینان ها هستند.یکی از راهکارهای پیش رو استفاده از ذخیره احتیاطی است که مقدار مشخصی از اقلام است که به صورت موجودی برای مقابله با عدم اطمینان هانگه داشته می شود. با وجود اهمیت ذخیره احتیاطی چارچوبی جامع برای تصمیم گیری در خصوص آن وجود ندارد.
هدف این مقاله ارائه مدلی داینامیک برای سیستم MRP است که با استفاده ازاین مدل بتوان به سیاست مناسب ذخیره احتیاطی و در نتیجه مقدار مناسب آن در راستای کاهش هزینه های کل موجودی دست پیدا کرد. برای شبیه سازی سیستم از رویکرد پویای شناسی سیستم استفاده شده است و برای نزدیک شدن به شرایط واقعی، تقاضا و زمان پیشبرد احتمالی در نظر گرفته شده است. پس از طراحی مدل، سناریوهای مختلفی برای ذخیره احتیاطی پیشنهاد شده است. معیار انتخاب سناریوی مناسب، هزینه های کل موجودی می باشد و در نهایت سناریو با کمترین مقدار هزینه کل موجودی به عنوان سناریوی برتر انتخاب می شود.
انتخاب سبد سهام بهینه با استفاده از رویکرد ترکیبی تئوری روابط خاکستری(GRA) و مدل برنامه ریزی خطی (مطالعه موردی: شرکتهای سرمایه گذاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخاب مجموعه ای از سهام در بازار های مالی، که دارای سود بیشتر و ریسک کمتر می باشند، همیشه مورد توجه سرمایه گذاران بوده است. در مدل های کلاسیک سرمایه گذاری، مسئله ی اصلی، توزیع سرمایه در جهت خرید سهام بوده است. روش های بسیار زیادی برای انتخاب سبد سهام در گذشته پیشنهاد شده است و در این پژوهش برای انتخاب سبدی از سهام در 16 شرکت سرمایه گذاری، از ترکیب دو روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و تئوری تحلیل روابط خاکستری استفاده گردید. در تحقیق حاضر، از 16 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در سال مالی 89 به عنوان نمونه آماری استفاده شد. نحوه انتخاب این نمونه به صورت قضاوتی بوده است. برای وزن دهی به شاخص ها از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی استفاده گردید و با اسفاده از روابط خاکستری، و اوزان بدست آمده از روش تحلیل سلسله مراتبی، به رتبه بندی صنایع پرداخته شد. از آنجا که در خرید سبدی از سهام همواره با محدودیت هایی از قبیل بودجه سرمایه گذاری و تعداد سهامی که باید خرید روبرو هستیم، یک مدل جامع خطی نیز برای تخصیص بهینه سهام درنظر گرفته شد. این رویکرد جدید می تواند برای سرمایه گذاران به عنوان ابزاری مفید برای انتخاب سبدی از سهام باشد که بهترین کارایی را دارد.
تحلیل پراکنش فضایی خدمات بیمارستانی و درمانگاهی با استفاده از GIS و مدل Topsis ( مورد: شهر اصفهان)(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در اغلب شهرها عدم تخصیص متناسب فضا و مکان گزینی بهینه ی عناصر خدماتی و کالبدی شهر، به ویژه خدمات درمانی(بیمارستان و درمانگاه) و عوامل مؤثر در مکان یابی این مراکز، افزایش روز افزون مشکلات شهری و شهروندان را به دنبال داشته و دارد. هدف پژوهشگران در این مقاله مشخص کردن نواحی محروم از خدمات مذکور به منظور تخصیص امکانات بهداشتی با اولویت زمانی در مناطق چهارده گانه شهر اصفهان بوده است.
روش بررسی: نوع مطالعه تحلیلی و جامعه ی پژوهش بیمارستان ها و درمانگاه های شهر اصفهان در سال 1390 بود. برای جمع آوری داده ها از روش میدانی استفاده شد. اطلاعات بدست آمده در محیطArcMap وارد شد و با بهره گیری از امکانات این سامانه به تعیین شعاع عملکردی و بررسی توزیع فضایی بیمارستان ها، درمانگاه ها و تجزیه و تحلیل داده هاپرداخته شد. در نهایت از تکنیک تاپسیس جهت رتبه بندی مناطق استفاده شده است.
یافته ها: اختلافاتی بین مناطق چهاده گانه شهر اصفهان در زمینه ی برخورداری از خدمات بیمارستانی و درمانگاهی وجود داشت. این اختلاف درخصوص خدمات بیمارستانی بسیار بیشتر بود، به گونه ای که از 29 بیمارستان مورد بررسی 20 بیمارستان در سه منطقه 1، 3 و 5 قرار داشت، این درحالی است که مناطق4، 9، 11 و 13 شهر فاقد بیمارستان بودند. در بین مناطق شهر، منطقه ی 1 شهری به عنوان منطقه ی بسیار برخوردار و منطقه ی 10 به عنوان منطقه ی فرو برخوردار مشخص شد.
نتیجه گیری: تعداد خدمات مذکور در شهر اصفهان به اندازه ی کافی است، اما توزیع فضایی مناسبی ندارد. در نتیجه دسترسی ها به این مکان ها به خوبی صورت نمی گیرد.
بهینه کاوی رقابتی ابزاری برای تحلیل گلوگاه استراتژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصمیم سازی در شرایط رقابتی چالشی است که مدیران با آن روبرو هستند. شناسایی عوامل موفقیت استراتژیک هر شرکت و تعیین موقعیت خود نسبت به رقبا با توجه به آن عوامل راه کاری است که مدیریت عالی شرکت ها برای بقا در شرایط رقابتی از آن بهره می برند. هدف مقاله ی حاضر توسعه یک روشی کمی به منظور بهینه کاوی رقابتی است . در مقاله حاضر متوسط هزینه ی تولید یک تن محصول، ارزش ویژه برند شرکت، کیفیت محصول، قابلیت بازاریابی و فروش، قابلیت خرید و دسترسی به منابع، رضایت مشتری، انعطاف پذیری تولید، قابلیت های بخش مهندسی، قابلیت تحقیقات فنی، تعداد طرح های توسعه به کمک نظر خبرگان صنعت عنوان عوامل موفقیت حیاتی شرکت های تولیدی در صنعت لوله و پروفیل فولادی در نظر گرفته شده است. سپس به کمک روش تاپسیس راه حل بهینه ی مثبت به عنوان الگوی بهینه ی مثبت و راه حل بهینه ی منفی به عنوان الگوی بهینه ی منفی تعیین گردید.این دو الگو به عنوان الگوی های بهینه یابی رقابتی مد نظر قرار گرفته است.پس از آن با توجه به محدودیت سیستمی بودجه، با استفاده از برنامه ریزی آرمانی صفر و یک دو هدفه برای هر یک رقبا سعی شده تا فاصله ی هر رقیب از الگوی بهینه ی مثبت حداقل و فاصله از الگوی بهینه ی منفی حداکثر گردد. نتایج نشان می دهد که هریک از رقبا به منظور رسیدن به الگوی بهینه می بایست به کدام یک از عوامل حیاتی موفقیت توجه نماید.
الگوی سیستمی مدیریت راهبردی هویت ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تقویت و تحکیم انسجام ملی مستلزم شناخت دقیق چگونگی شکل گیری هویت ملی و بهره گیری از این شناخت در جهت ترویج مفاهیم و ارزش های وحدت آفرین در بین اقشار مختلف جامعه است. بر همین اساس، مقاله حاضر کوشیده است پس از مرور و تعمق در مفهوم هویت ملی و شناسایی عوامل موثر بر فرآیند شکل گیری آن، مجموعه ابزارهای موثر بر تکوین هویت ملی را در قالب الگویی نظام مند، مستخرج از مبانی و مفاهیم تئوری های سازمان، برای مدیریت راهبردی هویت ملی ارائه دهد. برای تحقق این هدف، ابتدا اجزاء الگوی مدیریت هویت ملی بر پایه مروری بر پیشینه موضوع شناسایی شد و سپس نحوه ارتباط این عناصر بر مبنای نظر خبرگان و با استفاده از تکنیک دیماتل مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به نتایج، از میان عناصر مدیریت راهبردی هویت ملی، دو عامل ""پیشینه تاریخی"" و ""عوامل محیطی"" (قومی، ملی، و بین المللی) در مقایسه با دیگر عوامل اثر بیشتری بر تقویت نگرش و رفتار ملی گرایانه دارند. به علاوه رسانه های رسمی، نظام آموزش و پرورش، خانواده و دوستان به عنوان ابزار جامعه پذیری هویت و بخشی از نظام مدیریت هویت ملی شناسایی شدند.
مدل مبتنی بر مهارت در انتخاب مدیران با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
همواره گزینشِ مناسب ترین نیروی انسانی به صورت دقیق و هدفمند، یکی از عوامل کلیدی است که منجر به موفقیت یک سازمان می گردد. یکی از گام های اساسی این فرایند، انتخاب مناسب ترین شاخص های مؤثر بر عملکرد آتی کارکنان می باشد. هدف از پژوهش حاضر، ابتدا شناسایی و استخراج مجموعه معیارهای مهم و تأثیرگذار در گزینش نیروی انسانی است؛ سپس با کمک تکنیک های تصمیم گیری چندمعیاره ی گروهی و مراجعه به خبرگان، این معیارها بر اساس حوزه های کاری تخصصی در سازمان وزن دهی شده و بر اساس میزان تأثیر این معیارها در مهارت های سه گانه ی مدیر، رتبه بندی و وزن دهی شده است. علاوه بر این، با بررسی میزان شباهت رتبه بندی معیارها در حوزه های مدیریتی سازمان و مهارت های مدیر، درنهایت نتایجی به دست آمد که بیان می کند برای انتخاب مدیر در هرکدام از حوزه های تخصصی سازمان، چه معیارهایی و همچنین چه مهارتی از بین مهارت های سه گانه ی مطرح شده در تئوری های مدیریت بیشترین اهمیت را دارند.
مقایسه روش های ارزیابی سازمان: کارت امتیازی متوازن (BSC) و مدل تعالی (EFQM)
حوزههای تخصصی:
بهبود عملکرد در حال حاضر در صدر صورت جلسات بسیاری از سازمان ها در سطح جهان بوده و با توجه به گسترش روش های ارزیابی عملکرد سازمان، لازم است توجه کافی به انتخاب روشی گردد که تا حد امکان بیشترین میزان بازگشت سرمایه گذاری را داشته باشد (وانگرسمی، 2003) . کارت امتیازی متوازن (BSC) و مدل کیفیت اروپائی (EFQM) ابزارهای برای ارزیابی عملکرد سازمان با هدف بهبود مستمر سازمانی هستند. این مقاله به مقایسه و بررسی این دو مدل پرداخته و پس از بررسی و مقایسه ی توانایی ها و ضعفهای هر یک، از دو منظر تعالی سازمانی و اندازهگیری عملکرد، به این نتیجه میرسد که هر دو مدل از بسیاری از موارد مفهوم مشابهی دارند. در حالی که EFQM از اصول TQM پشتیبانی می کند، کارت امتیازی متوازن بر استراتژی سازمان تأکید دارد.
طراحی مدل تلفیقی تصمیم گیری چند معیاره فازی جهت انتخاب طرح جانمایی تسهیلات(مقاله علمی وزارت علوم)
برنامه ریزی توسعه انتقال (TEP) بر مبنای تحلیل سلسله مراتبی(AHP) با استفاده از تکنیک آنتروپی
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد روزافزون تقاضای انرژی الکتریکی، لزوم برنامه ریزی توسعه انتقال (Transmission Expansion Planning=TEP) امری اجتناب ناپذیر می باشد. برنامه توسعه انتقال به معیارهای مختلفی وابسته است. در این مقاله، ابتدا به بررسی معیارهای موثر در برنامه ریزی توسعه انتقال پرداخته شده وسپس یک مدل برای TEP پیشنهاد گردیده است. در این مدل با استفاده روش تحلیل سلسله مراتبی (Analytical Hierarchy Process=AHP) و تکنیک آنتروپی که یکی از تکنیک های ارزیابی اوزان در روش تصمیم گیری چند شاخصه (MADM= Muli Atribute Decision Making) می باشد، به برنامه ریزی توسعه انتقال پرداخته شده است. برای این منظور، پنج معیار اساسی معرفی و با استفاده از روش پیشنهادی AHP و تکنیک آنتروپی به بهینه سازی مسأله TEP پرداخته می شود. برای بررسی کارایی الگوریتم پیشنهادی، روش مذکور بر روی شبکه 14 شین IEEE پیاده سازی شده است.
طراحی مدل راهبردی ارزیابی عملکرد در شرکت های ساختمانی با ترکیب روش های BSC و AHP(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمانهای امروزی در محیطهای بسیار متغیر و پیچیدة داخلی و بینالمللی با چالشهای متعددی مواجهاند. در چنین فضایی، ارزیابی عملکرد و مدیریت عملکرد، بسیار پیچیده و دشوار خواهد بود. تا کنون، چندین مدل برای ارزیابی عملکرد سازمانها طراحی شده است. یکی از موفقترین مدلها، کارت امتیازی متوازن (BSC) است. اما همچنان کاستیهایی در این مدل وجود دارد. در مدل اولیة BSC، فرض بر این است که اهمیت منظرها و اهدافی که در این چهار منظر قرار دارند، به صورت مساوی و یا متوازن است. این در حالی است که صحت این فرض مورد سؤال است. در این مقاله، ابتدا با استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن، به طراحی مدل ارزیابی عملکرد در یک شرکت فعال در صنعت سازه و ساختمان پرداخته شده است. پس از آن، به منظور رفع ایرادِ متوازن بودن منظرها و اهداف، از فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) به منظور وزندهی استفاده شده است. روش AHP میزان سلیقهای بودن وزندهی اهداف را کاهش میدهد. همچنین، وزنهایی که در این تحقیق برای منظرهای مالی، بازار، فرایندهای داخلی و رشد و یادگیری استخراج شده، تفاوت قابل ملاحظه ای دارند و این موضوع بر لزوم وزندهی در مدل کارت امتیازی متوازن تأکید دارد.
انتخاب تأمین کننده با استفاده از سیستم استنتاج فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأمین کنندگان یکی از اساسی ترین قسمت های زنجیره تأمین هستند که عملکرد آنها به صورت غیرمستقیم بر رضایت مشتریان تأثیر بسزایی دارد. از آنجا که خواسته های مشتریان با سازمان ها متفاوت است، سازمان ها برای انتخاب تأمین کنندگان خود ناگزیرند معیارهای گوناگونی را در نظر بگیرند. در سال های اخیر، مطالعات زیادی در این زمینه و با به کار بردن معیارها و روش ها ی گوناگون انجام پذیرفته است. هدف از این تحقیق، انتخاب تأمین کننده در یک شرکت تولیدی مواد غذایی با در نظر گرفتن معیارهای هزینه، کیفیت، سرویس، نوع روابط، و ساختار سازمان تأمین کننده است. برای ارزیابی تأمین کننده ها بر اساس معیارهای ذکر شده از سیستم استنتاج فازی استفاده شده است. ورودی این سیستم، امتیاز هر تأمین کننده در هر معیار است که با روش AHP به دست آمده و خروجی آن امتیاز نهایی هر تأمین کننده است. در نهایت، تأمین کننده ای انتخاب شد که با اینکه در قیمت و کیفیت بهترین نبود، ولی به علت عملکرد مناسب در تمامی معیارها بالاترین امتیاز را کسب کرد.
شناسایی و اولویت بندی اقدامات کارآمد مدیریت منابع انسانی در شرایط بحران با استفاده از رویکرد ترکیبی ANP و DEMATEL(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شرایط بحران اقتصادی انتظار می رود که مدیران منابع انسانی نقش عقلایی و فعالی در تبدیل بحران به فرصت ایفا کنند. براساس مطالعات، مدیران منابع انسانی مجموعه اقدامات مختلفی را برای مقابله با بحران بکار می گیرند که به طور عمده نگاه کوتاه مدت داشته و به جای تسهیل دستیابی به مزیت رقابتی پایدار، تنها اجرای استراتژی های کاهشی را پشتیبانی می کند که آثار منفی بر روحیه و انگیزه کارکنان خواهد داشت.
بنابراین با هدف شناسایی اقدام های کارآمد و اولویت دار با رویکرد مدیریت استراتژیک، ضمن بررسی مبانی نظری موضوع، اقدامات کارآمد شناسایی و پس از مصاحبه با 36 مدیر ارشد اجرایی، اقدامات پیشنهادی به وسیله گروه تصمیم گیری 8 نفره مورد بازنگری قرار گرفته و 14 اقدام در قالب 5 گروه دسته بندی شد. نظر به آنکه اتخاذ تصمیم در خصوص یک اقدام بر اثربخشی سایر اقدام ها نیز اثرگذار خواهد بود، به منظور تعیین اولویت اقدام های پیشنهادی با هدف تحقق مدیریت استراتژیک منابع انسانی از روش ANP و DEMATEL استفاده شد که در نتیجه «ارتباطات و افشای اطلاعات» به عنوان اولین اقدام شناسایی و پس از آن «توانمندسازی مدیران برای بحران» و «توسعه منابع انسانی» به ترتیب در رتبه های بعدی قرارگرفتند تا از این طریق هم استراتژی های کوتاه مدت (انعطاف پذیر) و هم بلند مدت (ساختارسازی مجدد) پشتیبانی شوند. اقداماتی چون «کاهش نیروی انسانی» و «مدیریت هزینه پرسنل» که به عنوان شایع ترین اقدامات مدیران منابع انسانی می باشد، براساس نتایج این پژوهش زمانی کارآمد خواهند بود که پس از سایر اقدام ها بکار گرفته شوند.
کاربرد مدلسازی آماری و آنالیز ارزش حاصله برای مساله موازنه زمان- هزینه در محیط فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله ی موازنه ی زمان وهزینه یکی از مسائل مهم درحیطه ی برنامه ریزی پروژه میباشد. هیچ یک از مطالعات پیشین در این زمینه به بررسی امکان ادغام مساله موازنه زمان-هزینه با عملکرد پروژه در حین اجرای آن به منظور ارائه ی یک مدل یکپارچه برای کنترل و برنامه ریزی پروژه در تمام طول اجرای آن نپرداخته است. مدل ارائه شده در این مقاله به ارائه ی یک ساختار کنترلی جدید میپردازد که شامل برنامه ریزی پیش از شروع پروژه، کنترل عملکرد این برنامه ریزی در فاز اجرا بمنظور بررسی ضرورت برنامه ریزی مجدد و در نهایت ارائه راهکاری برای برنامه ریزی مجدد پروژه میباشد. در مدل مذکور برای هر فعالیت چندین انتخاب وجود دارد و این انتخابها مسیرهای متفاوتی برای اجرای پروژه به وجود می آورند. برای هر انتخاب از فعالیت ها زمان وهزینه بصورت فازی در نظر گرفته شده اند. بهترین مسیر اجرای پروژه با توجه به زمان و هزینه اجرای پروژه در مسیرهای متفاوت، انتخاب میگردد. در ادامه، از روش مدیریت ارزش حاصله برای کنترل شاخص های عملکردی پروژه همچون زمان وهزینه و از روش آماری برای پیش بینی وضعیت آینده ی پروژه استفاده میشود. روش پیشنهادی به تصمیم گیرندگان این امکان را میدهد که با توجه به وضعیت فعلی پروژه برای ادامه ی آن تصمیم گیری کنند و در واقع حیطه ی برنامه ریزی برای پروژه را از قبل شروع آن به زمان اجرای آن انتقال میدهد. نتایج به دست آمده از این مدل میتواند وضعیت پروژه را در آینده پیش بینی نموده، نیاز آن به برنامه ریزی مجدد را مشخص کرده و نحوه ی برنامه ریزی مجدد را تعیین کند.
رویکرد تعاملی فازی برای حل مسئله برنامه ریزی تولید چند محصولی چند دوره ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه اصلی تولید یک برنامه میان مدت در فرآیند برنامه ریزی تولید است که برنامه بلند مدت تولید ادغامی را به برنامه ای تبدیل می کند که میزان و زمان تولید محصولات مختلف را معین می سازد. تصمیم گیری در این خصوص به اطلاعات زیادی درباره پارامترهای مختلف از قبیل تقاضا، نیازمندی های منابع تولیدی و هزینه ها نیاز دارد. یکی از ویژگی های ذاتی این پارامترهای مختلف عدم قطعیت آنها است. در این مقاله، مدلی برای حل مساله برنامه ریزی اصلی تولید در شرایط عدم قطعیت پیشنهاد شده که در آن اطلاعات تحلیل گر درباره پارامترهای مسئله به صورت فازی مشخص می باشند. همچنین، یک رویکرد ترکیبی برای حل مدل توسعه یافته پیشنهاد شده است. کاربرد مدل پیشنهادی در دو مثال عددی مورد بررسی قرار گرفته است. بر اساس نتایج این مدل، مقادیر تولید محصولات در افق برنامه ریزی همراه با میزان منابع مورد نیاز برای تولید این محصولات مشخص می گردد. این نتایج از کاربردهای بالقوه زیادی در خصوص تصمیمات عملیاتی در حوزه برنامه ریزی تولید برخوردارند.
آزمون مدل میانجی رابطه بین ارزیابی عملکرد توسعه- مدار و عملکرد شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر این بود تا بررسی کند چگونه حمایت سازمانی و تعهد سازمانی رابطه بین ارزیابی عملکرد توسعه مدار و عملکرد شغلی کارکنان را تحت تأثیر قرار می دهد. 217 نفر از کارکنان رسمی دارای مدرک تحصیلی دیپلم به بالا شرکت گاز استان گیلان با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. شرکت کنندگان در این پژوهش پرسشنامه های ارزیابی عملکرد توسعه- مدار، تعهد سازمانی، حمایت سازمانی، عملکرد وظیفه ای و رفتار شهروندی سازمانی را تکمیل کردند. به منظور تأیید ساختار عاملی پرسشنامه ها از تحلیل عاملی تأییدی و برای ارزیابی الگوی پیشنهادی از مدل معادلات ساختاری و جهت بررسی آثار میانجی و معناداری آن ها آزمون بوت استراپ مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که الگوی پیشنهادی پژوهش برآزش خوبی با داده ها دارد. یافته ها نشان داد تنها مسیر غیر مستقیم ارزیابی عملکرد توسعه- مدار، تعهد سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی معنادار است، در حالی که سه مسیر غیر مستقیم ارزیابی عملکرد توسعه- مدار، حمایت سازمانی و تعهد سازمانی با عملکرد وظیفه ای و ارزیابی عملکرد توسعه مدار، حمایت سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی مورد حمایت قرار نگرفت.کاربردهایی برای عمل و جهت گیری تحقیقات آینده مورد بحث قرار گرفته است.