فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۰۴۱ تا ۳٬۰۶۰ مورد از کل ۳٬۳۲۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از اساسی ترین نیازهای اولیه انسان، تغذیه اس ت، نی ازی که همیشگی است و انسان برای تامین آن باید کوششی دائمی داشته باشد.خوراک میدانی معناساز ب رای تعاملات انسانی است، یعنی چیزی بیش از وسیله ای برای بقاء. در این پژوهش، فرهنگ محلی خوراک در شهرستان بابل به عنوان متنی فرهنگی مطالعه شده است. این منطقه که دارای زمین های حاصل خیز، مراتع بارور و تنوع محصولات زراعی و دامی است، از دیرباز، شاهدگوناگونی و تکثر در مواد خوراکی بوده است. مردمان محلی بابل با انطباق خود با طبیعت و رابطه ای خردورزانه با زیست بوم، خلاقانه توانسته اند از مواد خام روئیدنی و دامی، محصولات خوراکی متنوع تولید کنند. بابلی ها با تقسیم بندی خوراک به سرد، گرم و متعادل، غذا را در ارتباط با سلامت -بیماری و مراحلی از چرخه زندگی ارزیابی می کنند. بخش مهمی از هویت فرهنگی بابلی ها و پیوندهای اجتماعی آنان با خوراک بومی گره خورده است. سر سفره کسی نشستن پیام های دوستی را می فرستد و رد کردن دعوت، می تواند پیوندها را مشکل ساز کند. سفره غذا، حدود فرهنگ، میزان رفاه و عدالت اجتماعی طبقه های گوناگون را نمایان می سازد. همچنین گویش بابلی پایه های عمیق مطابقت روانشناسانه میان غذا، تلقی شخصیتی و موقعیت عاطفی را منعکس می کند. داده های این مقاله از طریق مشاهده حین مشارکت و مصاحبه های عمیق با 23 نفر از زنان و مردان بابلی بدست آمده است. متاسفانه بسیاری از دانش های بومی خوراک در مناطق سنتی در حال نابودی است و لازم می آید برای حفاظت از این میراث فرهنگی ناملموس قدم هایی جدی برداشته شود. این پژوهش گامی در همین جهت است.
ادغام مهاجران افغانستانی در نواحی شهری ایران: مطالعۀ موردی محلۀ هرندی در تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعداد کثیری از اتباع افغانستان، طی چند دهه اخیر، به سبب ناآرامی های سیاسی و متعاقباً وضعیت جنگی و دشواری های اقتصادی در کشور متبوعشان، در نواحی گوناگون ایران (با توجه به همسایگی و مشترکات زبانی، تاریخی، فرهنگی و مذهبی) اسکان یافته اند. نقاط شهری و به ویژه پایتخت کشور در پیوند با اسکان و ادغام این مهاجران در ایران حائز اهمیت هستند. این مقاله به وضع مهاجران افغانستانی در زمینه های اسکان، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حقوقی در محله هرندی واقع در منطقه دوازده شهر تهران می پردازد. همچنین، رویکردهای جامعه میزبان نسبت به حضور افغانستانی ها در هرندی در کنار فعالیت نهادهای خدمات دهنده در محله و تأثیر آن ها بر شرایط زندگی مهاجران بررسی می شود. اطلاعات لازم طی پژوهش میدانی از طریق مشاهده، مصاحبه های نیمه ساختارمند، بحث های گروهی متمرکز با سازمان های مردم نهاد محله، گروه های مختلف مهاجران، ساکنان ایرانی و مسئولان محلی و دیگر ذینفعان و نیز بررسی اسناد مدیریت شهری گردآوری شده است. یافته ها حکایت گر میزانی از ادغام مهاجران افغانستانی در محله هرندی است. افزون بر این، در بین مهاجران افغانستانی ساختار شغلی خاصی در پیوند با فرصت ها و به ویژه اقتصاد غیررسمی محله شکل گرفته است. همچنین، پایداری سکونت این ساکنان هرندی تا حد زیادی به واسطه خدمات ارائه شده توسط سازمان های مردم نهاد، امکانات شغلی، هزینه های نسبتاً پایین مسکن و نگاه مثبت بیشتر جامعه میزبان به مهاجران در محله حاصل شده است. درعین حال، حس مسئولیتی در مدیریت شهری در قبال مهاجران افغانستانی ایجاد نشده و درنتیجه چارچوب های موردنیاز و مناسب با موقعیت آنان نیز در محله صورت بندی و ایجاد نشده است.
واکاوی عوامل موثر بر طرد و جداشدگی گروه های قومی اقلیت؛ کولی های شهرک نوبنیاد ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۲
149 - 187
حوزههای تخصصی:
کولی ها یا جوکی ها علی رغم گذشت سالیان متمادی، به دلیل برخی ویژگی های اجتماعی-فرهنگی، همواره از سوی جامعه میزبان طرد شده و با یک هویت ویژه در تصور جامعه میزبان شکل گرفته اند، به طوری که در شهرهای مختلف از جمله در شهر ساری، تجربه جابه جایی اجباری و ترک محل سکونت خود را داشته اند. ازهمین رو، در این پژوهش از روش مردم نگاری و تحلیل محتوای کیفی به منظور فهم بسترها، شرایط و تجارب کولی های ساکن در شهرک نوبنیاد در ارتباط با پدیده طرد در سطح شهر و محله استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد طرد کولی های ساکن در شهرک نوبنیاد ناشی از دو عامل اصلی فرهنگ متمایز و استمرار محرومیت اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و قانونی است که علی رغم آنکه هریک از این موارد منجر به تشدید دیگری می گردد، اما تاثیرگذاری توامان این دو عامل برای همه کولی ها صدق نمی کند. درواقع تنوع وضع درآمدی و دسترسی به منابع قدرت در میان اجتماع مورد مطالعه، باعث می گردد برخی افراد محرومیت در ابعاد اقتصادی و سیاسی و قانونی را تجربه نکنند. بدین ترتیب تفاوت در ارزش ها و نگرش های فرهنگی و گاه محرومیت در ابعاد اقتصادی، سیاسی و قانونی، از طریق ایجاد تفاوت میان کولی ها و سایرین منجر به ایجاد ترس می گردد که دیگری سازی و تعمیم تصورات ذهنی منفی را به جریان می اندازد. بدین ترتیب به منظور غلبه بر این احساس ترس از دیگری، فرآیندهایی چون عدم پذیرش دیگری (به صورت دوسویه)، تقویت سرمایه اجتماعی درون گروهی، کاهش مواجهه و روابط برون گروهی موثر و افتراق فضایی آغاز می گردند که در کنار وجود تبعیض ها و محرومیت ها، منجر به طرد کولی ها در ابعاد و عرصه های مختلف زندگی روزمره می گردد.
معماری و فرهنگ در خانه های اعیانی تهران در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش فرهنگ زندگی در شکل گیری معماری خانه های اعیانی تهران در دوره قاجار می پردازد. هم زمان با شناخت شیوه زندگی، ساختار خانواده و شرایط فرهنگی اجتماعی زندگی ایرانیان آن دوره به دنبال دست یابی به پاسخ هایی درباره ی چگونگی روند خلق و تغییر فضاها است. ساختار خانواده و خانه های اعیانی دوران قاجار به تدریج بعد از اولین سفر ناصرالدین شاه به فرنگ (1290 ه.ق.) دچار تغییراتی شدند؛ این پژوهش خانه های اعیانی را فارغ از این تغییرات بررسی می کند تا نقش ساختار خانواده و فرهنگ وابسته به آن را در شکل دادن به خانه، روشن سازد. بر اساس طرح تحقیق تاریخی و روش های توصیفی و تحلیلی، داده های مربوط به فرهنگ و شیوه زندگی در خانه های اعیانی قاجار، بیش تر از منابع دست اول و گاه دست دوم جمع آوری شده است تا عوامل موثر در تعیین کالبد خانه شناخته شوند. منابع دست اول شامل نامه ها و شرح حال ها و عکس های مربوط به آن دوره هست. نتایج تحقیق نشان دهنده چگونگی شکل گیری و تغییر کالبد انعطاف پذیر خانه، بر اساس ساختار خانواده است که خود تحت تاثیر اعتقادات مذهبی و نظام اجتماعی ساختار خانه را مبتنی بر جدایی فضاهای زنانه و مردانه شکل می داده است. هر گونه تغییر در تعداد یا نیازهای اعضای خانواده بازتعریف کالبد خانه را به دنبال داشته است.
باستان شناسی فیروزه: انسان، سنگ و رنگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیروزه سنگی قیمتی یا نیمه قیمتی با رنگی متمایز از بافت زمین شناسی است. در فلات ایران از هزاره ششم و پنجم پ.م انسان ها از کانی فیروزه و خصوصیت رنگ متمایز آن بهره برداری می کرده اند. از منظر طبیعی کانی فیروزه در فلات ایران آنجا که شاهد کمربند کانی زایی مس هستیم وجود داشته و استفاده می شده است. از منظر فرهنگی قرارگیری استقرارهای باستانی با شواهد فیروزه در این کمربند و در نزدیکی منابع فیروزه نشان دهنده بهره برداری بومی در این نواحی است. نمونه های باستان شناسی نشان می دهد انسان ها در دوره های نوسنگی، مس سنگی و مفرغ از آن استفاده می کرده اند. در دوره تاریخی و خصوصاً بر اساس منابع تاریخی در دوره اسلامی در مقیاس گسترده ای و احتمالاً با لایه های معنایی متفاوتی از آن بهره می برده اند. در دانش بومی رنگ فیروزه که بر اساس ترکیبات اصلی اش متغیر است، عامل بسیار مهمی در تشخیص اصالت و منبع فیروزه است. برای تشخیص فیروزه های مرغوب از نامرغوب و منشأ آنها، کم و کیف رنگ مبنایی قابل اتکا است. فیروزه پدیده ای طبیعی است آنگاه که درباره شکل گیری، عناصر تشکیل دهنده و بافت طبیعی آن بحث می شود. فیروزه پدیده ای فرهنگی است آنگاه که در بافت ایستای استقرارهای باستانی یا در بافت پویای جامعه معاصر مورد بررسی قرار می گیرد. رویکرد نظری این مقاله به پیروی از دیلتای و کالینگوود این است که تنها راه شناخت گذشته باز زیستن آن در زمان معاصر است. روش در این مقاله روش های باستان شناسی انسان شناسانه برای مطالعه فرایندهای فرهنگی بلند مدت است. از روایت برای فضاسازی موضوعی در بخش هایی از مقاله استفاده شده است.
انسان در سینمای پیتر واتکینز، پرسه در کمون (پاریس 1871): تک نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسان می تواند در موقعیت رسانه ای قرار بگیرد که پدیده ها با عبور از او معنا بیابند و به این ترتیب به عنوان امر فرهنگی از سوی انسان های دیگر پذیرفته شوند. حذف انسان می تواند به معنای از میان بردن فرهنگ و معنا در دیدگاه «خود» و «دیگری» باشد، اما در جریان عمومی و غالب سینمایی، نقش رسانه ای انسان کم رنگ شده و او نه تنها رسانه حامل معنا نیست، بلکه تنها مصرف کننده ای بدون نظر محسوب می شود؛ بنابراین در جریان صنعتی شده سینمایی می توان تولیدات را تا حد زیادی پدیده هایی علیه فرهنگ انسانی دانست تا پدیده هایی فرهنگی؛ چراکه انسان در این میان نقشی فراموش شده یافته است و عملاً پدیده ها تنها با او برخوردی مکانیکی دارند و در او به تبیین معنا نمی رسند. در مقابل این گونه گرایش، نوعی سینمای مستقل نیز وجود دارد که انسان و روابط هستی شناختی او را محور قرار می دهد. پیتر واتکینز فیلم سازی است که در ساختار، محتوا و روند تولید، به صورت آگاهانه انسان فرهنگی و فرهنگ ساز را وارد عرصه فیلم می کند. در این مقاله با نوعی روش مشاهده همراه با مشارکت که واتکینز برای مخاطب خود درنظر گرفته است، به مطالعه موردی فیلم کمون پرداخته ایم. همچنین یک تک نگاری با پرسه زنی انتزاعی در فیلم صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد، واتکینز با شکستن تک قالب (مونوفرم)، انسان را به عنوان معناساز فرهنگ در تمام جنبه های ساخت فیلم خود مدنظر قرار می دهد. این امر به کمک عواملی چون شکست سلسله مراتب فیلم سازی، دخالت دادن بازیگران در روند پژوهش و بداهه پردازی، ایجاد شناخت درباره عملکرد رسانه ها و سینما، پرورش تفکر انتقادی و نقش دهی به مخاطب از طریق ایجاد فضای مطالعه و تفکر تحقق یافته است.
انسان شناسی اعیان سازی در محله فیض آبادِ کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۱
229 - 250
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی فرآیند اعیان سازیِ محله تاریخی فیض آباد در کلانشهر کرمانشاه می پردازد. رویکرد نظری مبتنی بر نظریه های اعیانی سازی و روش پژوهش قوم نگاری است. فنون گردآوری داده مشاهده و مصاحبه است. با سی نفر از ساکنان پیشین و کنونی محله به صورت نمونه گیری هدفمند مصاحبه صورت گرفت. یافته ها نشان می دهد که فیض آباد محله ای تاریخی با قدمت 250 ساله است که در دهه گذشته از طریق مداخلاتی مانند جاده سازی، مجتمع سازی و پیاده راه در معرض تغییرات جدیدی قرار گرفته است که عبارتند از: 1. رونق محله و تسریع روند اعیان سازی به دلیل احداث پیاده راه مدرس در سال 1401 خورشیدی؛ 2. تغییر اقتصادی در بازار مسکن و مستغلات؛ 3. جابجایی بخشی از جمعیت محلی مانند گروه های فرودست و سالمندان توسط کارمندان دولت؛ 4. تغییرات شکل و اندازه خانواده در بخش های زیادی از محله؛ 5. افزایش تعداد زنان شاغل؛ 6. رواج الگوی زندگی فردی. 7. همبستگی اجتماعیِ شدید که سبب جایگزینی دوباره بومیان در مجتمع های مسکونی تازه ساز شده است. این همبستگی آگاهانه و سازمان-یافته نیست و تاب مقاومت در برابر موج های پسین اعیان سازی را نخواهد داشت.تغییر اقتصادی در بازار مسکن و مستغلات؛ جابجایی بخشی از جمعیت محلی مانند گروه های فرودست و سالمندان توسط کارمندان دولت؛ تغییرات شکل و اندازه خانواده در بخش های زیادی از محله؛ افزایش تعداد زنان شاغل؛ و رواج الگوی زندگی فردی. سرانجام، در محله همبستگی بالایی بر مبنای تاریخ، هویت و رابطه-ی طولانی مدتِ ساکنین وجود دارد که سبب جایگزینی دوباره بومیان در مجتمع های مسکونی تازه ساز است. این همبستگی آگاهانه و سازمان یافته نیست و تاب مقاومت در برابر موج های بعدی اعیان سازی را نخواهد داشت.
ساختار اجتماعی- سیاسی ایل خزل ایلام در غرب زاگرس مرکزی از دیدگاه انسان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۳ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲۵
179 - 214
حوزههای تخصصی:
هدف: ایل خزل از ایل های پرجمعیت ساکن در نواحی شمال ایلام است که در گذشته دارای شیوه معیشتی بر کوچ نشینی بوده و امروز در شهرستان شیروان چرداول و ایلام و بخش های بزرگی از آن در استان های کرمانشاه، همدان، آذربایجان غربی و کردستان(چاردولی)، فارس و در کردستان عراق به سر می برند. در مورد منشاء این ایل اطلاعات اندکی در دست است. اما بر اساس شواهد سابقه آن حداقل به دوره صفویه می رسد و در ادوار بعد تحولات مختلفی را از سر گذرانده است. ساختار این ایل بر پدر تباری است و دارای پیوندهای عشیره ای، فرهنگی و اجتماعی و سیاسی زیادی در گذشته با ایل های همجوار بوده است بطوریکه برخی این ایل ها خود را به یک نیای مشترک می رسانند و برای مقابله با ایل های دشمن یا رقیب پیمان نامه های توسط سران آن با ایل های همجوار بسته می شد. در مجموع این ایل دارای پیمان نامه با والیان و متحد آنان به شمار می رفتند. دارای ساختار اجتماعی و سلسله مراتب سیاسی و ساختار قدرت خاص خود است. این ساختارها در مواقع بحران بقای ایل را تضمین می کردند. از نظر ساختار اجتماعی از مال- بنه مال- هوز، خی ل و تخمه- طایفه- تیره و ایل تشکیل شده است و از نظر ساختار سیاسی به ترتیب شامل ریش سفید یا سرمال، کلین یا کلانتر، کدخدا، کدخدای رئیس تیره و تشمال (یک یا دو نفر یا بیشتر) که ریاست ایل را به صورت مشترک برعهده داشتند و در بالاترین رده قدرت هاونگره یا کنفدراسیون ایلی به ریاست والی(تا پیش از دوره پهلوی اول) شامل می شد. ایل خزل دارای 5 تیره که هرکدام از این تیره ها دارای قلمروی خاص خود بوده و از چندین طایفه تشکیل شده اند. به گویش کردی جنوبی صحبت می کنند و امروزه پیرو مذهب تشیع هستند. در این مقاله به بررسی ساختار اجتماعی سیاسی و سلسله مراتب قدرت و جایگاه مذهب در ایل خزل تا پایان دوره پهلوی اول براساس پژوهش های میدانی یعنی بر اساس گفتگوها و روایاتی که در آئین های مختلف توسط شاعران و بزرگان بازگو شده و حضور در آئین های مختلف و همچنین در خلال بررسی های باستان شناسی گورستان های متعددی مربوط به تیره ها و طوایف ایل خزل و دیگر ایل ها(که می توانست جنبه مادی این ساختار را نشان دهد) بررسی شد و سپس به بررسی هرکدام از عوامل پیشگفته برای دستیابی به ساختارهای اجتماعی- سیاسی در کنار مطالعات کتابخانه ای-سفرنامه ها و گزارشاتی که در گذشته نوشته شده اند، پرداخته شد.روش شناسی: بطور کلی در این مقاله نگارنده از روش امیک(دیدگاه و اندیشه مردمان مورد مطالعه) و روش اتیک(دیدگاه پژوهشگر) که روش های رایجی در انسان شناسی هستند، در کنار مطالعات کتابخانه و در تلفیق با هم بهره برده است.یافته ها: یافته های این پژوهش نشان دهنده وجود ساختار اجتماعی و سیاسی نظام مند در ایل خزل است که این ساختارها در ارتباط و تعامل با هم توانسته اند انسجام ایل را در برابر دیگر ایل ها حفظ کرده و به عنوان یک واحد منسجم و یکدست در بیرون و در درون نیز به حفظ نظم و برطرف ساختن مشکلات کمک کند
واکاوی شرایط زمینه ساز فاصله ازدواج تا تولد اولین فرزند از دید زوجین در آستانه ازدواج شهر کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱۷ و ۱۱۸
۲۳۹-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
یکی از عوامل اساسی کاهش باروری به سطح پایین و بسیار پایین، تاخیر در فرزند آوری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی موثر بر نگرش زوجین در آستانه ازدواج نسبت به فاصله ازدواج تا تولد اولین فرزند انجام شد. مطالعه حاضر مطالعه ای کمی، از نوع تحلیل داده های ثانویه بود که بر روی زوجین در آستانه ازدواج شهر کرمانشاه در سال 1394 انجام شد. از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای 374 نفر انتخاب شدند. ابزار های پژوهش شامل مجموعه ای از پرسش های مربوط به نگرش به فرزند آوری بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون f، آزمون خی دو، آزمون t و رگرسیون چند گانه، توسط نرم افزار Spss نسخه 22 انجام شد. نتایج آزمون t دو گروه مستقل و خی دو نشان داد، بین جنس (025/0، 016/0P=)، وضع شغلی(060/0، 000/0P=)، ترجیح جنسیتی (028/0، 002/0P=) تفاوت معکوس و معنادار و نتایح آزمونf بین سن (000/0، 000/0P=)، تحصیلات (001/0، 000/0P=)، پایگاه اقتصادی – اجتماعی (039/0، 011/0P=)، فشار اجتماعی (034/0، 077/0P=)، حمایت اجتماعی (001/0، 000/0P=) و نگرانی از فرزندآوری (001/0، 013/0P=) اثر مثبت و معناداری بر نگرش آنها نسبت به فاصله ازدواج تا تولد اولین فرزند دارند. متغیرهای جمعیتی و اقتصادی- اجتماعی اگرچه بر نگرش پاسخ گویان نسبت به فاصله ازدواج تا تولد اولین فرزند موثر هستند، اما به نظر می رسد، باید به متغیرهای ارزشی- نگرشی (حمایت اجتماعی، فشار اجتماعی و نگرانی از فرزندآوری) بیشتر توجه شود که تاثیر بالاتری بر فاصله ازدواج تا تولد اولین فرزند دارند.
تحلیل چگونگی بازنمایی انسان معاصر در آثار کیومرث کیاست، کوروش شیشه گران و آیدین آغداشلو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جست وجوی چگونگی بازنمایی یک امر یا مفهوم (مانند انسان) در آثار هنری، راهی برای واکاوی اندیشه یا فرهنگ هنرمند باشد. بررسی این مسئله در بستر نقاشی معاصر ایران، راهی برای شناخت بهتر این هنر و دغدغه هنرمندان در این زمینه است. در این پژوهش، چگونگی بازنمایی انسان معاصر در نقاشی های کیومرث کیاست، کوروش شیشه گران و آیدین آغداشلو بررسی و تحلیل می شود. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و در بررسی آثار، مشاهده تصاویر است. تحلیل با روش کیفی صورت می پذیرد. این پژوهش نشان می دهد که کیاست با دفرمه کردن اندام ها و با زبان استعاره، دغدغه ها و سقوط انسان را نشان می دهد. انسان آثار کیاست، موجودی آشفته و غم زده از اتفاقات روزمره و به دنبال آرامش و رهاسازی ذهن و روح زنجیر شده خود است. همچنین شیشه گران با خط های کژ و پرآشوب و همینطور قدرت رنگ، پیچیدگی و سرگردانی انسان امروزی را به تصویر می کشد. انسانی سرشار از شور و انرژی هایی بی قرار و عنان گسیخته که در جهانی پرآشوب سرگردان شده است. آغداشلو نیز با التقاط بین هنر مدرن و سنت های شرقی، با نمایش آثاری مچاله و نیم سوخته سعی در نمایش حیرت، افسون زدگی، افسوس و دغدغه آینده، بی حرمتی زمانه و چیرگی جهالت دارد. انسان به گونه ای در آثار سه هنرمند به نمایش گذاشته شده که دچار بی هویتی شده است و در حالتی تکه تکه قرار دارد. رنج بردن و قرار گرفتن در شرایط نامساعد زندگی فردی و اجتماعی، نوعی بحران وجودی برای این انسان به ارمغان آورده است. در آثار هیچ یک از این سه هنرمند، انسان در وضعیتی مطلوب قرار ندارد.
برساخت و بازنمایی هویت های جنسیتی در ضرب المثل های لکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ضرب المثل ها در هر جامعه ای، آیینه تمام نمای شیوه های زندگی اعضای جامعه و جزئی از میراث فرهنگی نسل های پیشین هستند. ضرب المثل های جنسیتی در هر فرهنگی، جایگاه و موقعیت اجتماعی جنسیت زن و مرد را تعیین و انتظارات و توقعات اجتماع از اعضایش را مشخص و شیوه تربیت و پرورش آن ها را از قبل معین می کنند و از اعضای جامعه می خواهند در چه مسیرهایی گام بردارند. فرهنگ سرشار از ضرب المثل های جنسیتی بر برساخت و بازنمایی فرهنگ جنسیتی دلالت دارند. این ضرب المثل ها بر تفاوت و تقابل استوارند و زن را دیگری مرد تصور کرده اند. در برخی از ضرب المثل های لکی، هویت مردان و زنان نسبت به یکدیگر معنا می یابد و جایگاه و منزلت آن ها به نسبت دیگری تعریف می شود. در ضرب المثل های جنسیتی لکی، مردان در جایگاه و موقعیت اجتماعی فرادستی نسبت به زنان ترسیم شده اند. چنین القا می شود که مردان به نسبت زنان از توانایی های عقلی و ذهنی بیشتری برخوردارند. در این ضرب المثل ها، اصل و نسب، پدرتباری است و فرزندان ذکور خانواده، پرچم دار و زنده نگه دارنده اسم و رسم خانواده و خاندان به تصویر درآمده اند. در این فرهنگ، نسبت به تربیت و جامعه پذیری دختران و پسران نگرش سخت گیرانه ای وجود دارد و توصیه شده است از تربیت کودکان در شرایط اجتماعی و اقتصادی رفاه و آسایش اجتناب شود. در انحرافات جنسی، پیش داوری و قضاوت ارزشی منفی نسبت به جنسیت زن وجود دارد و زنان، اغواگر و تحریک کننده تصور شده اند.
معرفی کتاب: راز خورشید (اسطوره تصاویر - تصاویر اسطوره ای)
حوزههای تخصصی:
ارزیابی وضعیت محرومیت نسبی فردی و گروهی درشهر تبریز و تاثیرشبکه های اجتماعی مجازی برآن
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
149 - 179
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وضعیت محرومیت نسبی فردی وگروهی در شهر تبریز و تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر آن است. محرومیت نسبی در این تحقیق دردو بعد محرومیت نسبی فردی و محرومیت نسبی گروهی (درسه بعد فرهنگی، اقتصادی و سیاسی) سنجش و مورد تحلیل قرار گرفته است. روش پژوهش پیمایش و جامعه آماری شامل شهروندان بالای 15 سال تبریزی است که 444 نفر از طریق فرمول کوکران تعیین شده است. روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای است و نمونه های هرخوشه به صورت تصادفی سیستماتیک انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که میزان محرومیت نسبی گروهی بیشتر از محرومیت فردی است. از بین ابعاد محرومیت نسبی گروهی نیز بعد فرهنگی محرومیت گروهی به مراتب بالاتر از ابعاد اقتصادی و سیاسی است. بررسی تاثیر شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی نشان داد که «حضور با هویت واقعی در شبکه های اجتماعی مجازی» باعث کاهش محرومیت نسبی فردی و «ناراحتی ازمحرومیت» می شود. همچنین «مدت استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی» باعث افزایش محرومیت نسبی گروهی و «فعال بودن کاربران» در این شبکه ها افزایش «ناراحتی و دلخوری از محرومیت گروهی» و «مدت استفاده» افزایش «امید به بهبود محرومیت گروهی» را در پی دارد. نتیجه به دست آمده نشان می دهدکه میزان اثرگذاری شبکه های اجتماعی مجازی بر محرومیت نسبی به کیفیت استفاده کاربران از این شبکه ها بستگی دارد و نوع مواجهه و بهره مندی از این شبکه ها، اثرات متفاوتی بر محرومیت نسبی به همراه دارد.
معرفی کتاب: عنوان: ادبیات عامه و کهن آیین های مردم شاهرود و میامی، نویسنده:حسین رحمتی، ناشر: حبله رود، نوبت چاپ: چاپ اول، تاریخ چاپ: 1399، صفحات: 239، قیمت: 50000تومان
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
191-192
حوزههای تخصصی:
مطالعه ظرفیت های دراماتیک شبیه نامه برای تولید شبیه خوانی رادیویی
حوزههای تخصصی:
فمینیسم و چالش های تاریخی در جریان های فکری انسان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه نظریه فمینیستی محدودیت های ساختاری سبب حذف زنان از فرایند تولید دانش شده است. در طول تاریخ، تولید دانش، موضوع دانش و شناخت دانشمند حوزه هایی مردانه انگاشته شده اند. در این نوشتار با استفاده از مرور اسنادی و فراتحلیل تاریخچه علم انسان شناسی نشان می دهیم که این رشته از پیش داوری ها و دیدگاه های جنسیت زده مصون نبوده و در دوران شکل گیری و تحول، بسته به پارادایم های مسلط تاریخی جهت گیری کرده است. جریان فمینیسم در عرصه دانشگاهی، رشته انسان شناسی را با چالش های هستی شناختی، معرفت شناختی و روش ش ناختی ای مواجه ساخت که سبب تغییر بنیادین پارادایم های پیشین شده است. سه چالش عمده در این حوزه نفی ذات انگاری زیستی شناختی، نفی تفاوت های جنسیتی مغزی- هوشی و رد نظریه حرم و سلطه جنسی نرینه در نخستی ها بوده است. در نتیجه، رشته انسان شناسی در دوران معاصر، تحت تأثیر سه چالش تاریخی فمینیستی، با کنار گذاشتن دیدگاه های طبیعت گرایانه و برساخت گرایانه ، به تأیید ارتباط میان پیوند میان طبیعت و تربیت گرویده است.
نقش فرهنگ در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بررسی نقش فرهنگ در شکل گیری خانه های بومی منطقه تالش موضوع پژوهش حاضر است؛ اهمیت این موضوع به این سبب است که به نظر می رسد تاکنون درباره معماری این منطقه پژوهش درخوری انجام نشده است. بنابراین هدفِ این پژوهش شناختِ چگونگی تأثیر عناصر محتوایی فرهنگ منطقه در شکل دهی به فرم کالبدی و سازمان فضایی این خانه هاست و پرسش اصلی این است که نقش عوامل فرهنگی در شکل گیری خانه های این منطقه چه بوده است؟ این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی است و در آن از روش تحقیق توصیفی تحلیلی استفاده شده است و گردآوری داده ها، به صورت میدانی و کتابخانه ای است. متغیر مستقل این پژوهش فرهنگ و متغیر وابسته آن معماری خانه های بومی است. جامعه آماری تحقیق، منطقه تالش و روش نمونه گیری آن سهمیه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که آهنگ تغییرات فصلی و اشغال فضا در فصول سرد سال محدود به اتاق اصلی در طبقه پایین و در ایام نوروز و بهار، فضای ایوان و در تابستان، طبقات بالا و محوطه خانه است. مؤلفه هایی مانند وسعت بنا و محوطهِ خانه، نوع، تعداد و مساحت فضاهای خدماتی، نوع تزئینات و مصالح مصرفی و نیز استفاده یا عدم استفاده از استاد کار، در طبقه بندی خانه های بومی منطقه بر اساس طبقه اجتماعی مؤثر است، همچنین با توجه به چارچوب نظری تحقیق، عناصر فضا در این خانه ها را می توان به سه دسته ثابت (داخلی و خارجی)، نیمه ثابت (چیدمان اثاثیه) و متحرک (روابط و آداب سکونت بر اساس جنسیت و سن) تقسیم بندی نمود.
تبیین جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بلوچ برسلامت روان آنان (موردمطالعه: زنان شهرزاهدان)
منبع:
مطالعات اجتماعی اقوام دوره ۱ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
127 - 148
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی جامعه شناختی اثرات موقعیت اجتماعی زنان بر سلامت روان در شهر زاهدان و نیز شناسایی ارتباط بین قومیت، پایگاه اجتماعی-اقتصادی، حمایت اجتماعی، احساس محرومیت و میزان استرس به انجام رسیده است. روش تحقیق، پیمایش و ابزارگردآوری اطلاعات، پرسشنامه بوده است. با استفاده ازشیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای در شهر زاهدان از بین جمعیت بالای 30 سال، اعم از قومیت های بلوچ، فارس وسیستانی نمونه ای 400 نفری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. به منظور سنجش سلامت روان، حمایت اجتماعی، میزان استرس به ترتیب از آزمون های GHQ-28، زیمت و ویتون و برای دیگر متغیرها ازسنجه های محقق ساخته استفاده گردیده است. براساس نتایج تحقیق، بین سلامت روان و متغیرهای حمایت اجتماعی و پایگاه اجتماعی-اقتصادی رابطه مستقیم و معناداری و بین سلامت روان و میزان استرس و احساس محرومیت نسبی رابطه معکوس و معنادار مشاهده شد. علاوه بر این، نتایج نشان داد که زنان بلوچ موقعیت و پایگاه اجتماعی-اقتصادی پایینی نسبت به زنان دو قومیت فارس و سیستانی داشته و سلامت روان زنان قومیت بلوچ نیز نسبت به زنان فارس و سیستانی کمتر بوده است. نتایج رگرسیون چندمتغیره نیز نشان داد که پایگاه اجتماعی- اقتصادی و حمایت اجتماعی موجب افزایش سلامت روان و احساس محرومیت نسبی و میزان استرس باعث کاهش سلامت روان در زنان می شوند. ضروری است که سیاست گذاران جامعه، با تمرکز برشیوه های ارتقاء حمایت اجتماعی، کاهش میزان استرس و احساس محرومیت نسبی و توزیع عادلانه مزایا در بین اقوام مختلف و توجه ویژه به امر سلامت روان گام هایی مهمی برای کاهش فقر و محرومیت در استان سیستان و بلوچستان بر دارند.
تحلیل فضایی نقش مؤلفه های سرمایه اجتماعی و ابعاد توسعه پایدار شهری (مطالعه موردی: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۱ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۸ و ۶۹
86 - 111
حوزههای تخصصی:
سرمایه اجتماعی یکی از شاخصه های نوین توسعه در جامعه و محله های شهری است. علی رغم شناسایی ابعاد مختلف سرمایه اجتماعی، نقش آن در برنامه ریزی های توسعه شهری کمتر واکاوی شده است. توسعه پایدار شهری هنگامی می تواند ماندگاری یابد که به صورت یک فرهنگ، مقبولیت پیدا کند و مشارکت غیررسمی آحاد یک ملت را در برگیرد. در توسعه پایدار رفاه مردم مهمترین هدف تلقی می شود. احساس امنیت شهری، گذران اوقات فراغت، توزیع فضایی امکانات عمومی شهری، عدالت در دسترسی به فضای سبز، فضای آموزشی، ورزشی، خدماتی و بهداشتی، مشارکت در پاکیزگی شهر و کاهش آلودگی صوتی، هوا و آب؛ همچنین کاهش تبعات زیست محیطی ناشی از ترافیک، از پیامدهای مثبت فضایی توجه به ابعاد سرمایه اجتماعی است. با استفاده از نیروهای توانمند درون زا و سرمایه های اجتماعی موجود، می توان در حل مشکلات حاد فضایی شهری موفق بود. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش سرمایه های اجتماعی و مؤلفه های آن در توسعه پایدار شهر ایلام، به روش توصیفی، تحلیلی و پیمایش انجام شد و از ابزار پرسشنامه برای گردآوری داده های آن استفاده گردید. جامعه آماری آن شامل کلیه افراد بالای 18 سال شهر ایلام بود. حجم نمونه را 380 نفر از شهروندان ایلامی تشکیل می داد که به صورت نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. نتایج نشان می دهند که سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و آگاهی اجتماعی)، تأثیر مثبت و معناداری در ابعاد مختلف توسعه پایدار شهر ایلام دارد و در صورت توجه و سرمایه گذاری در شاخصه های سرمایه اجتماعی، زندگی در شهر برای شهروندان مطلوب می شود و شهروندی مسئول با شهری پاسخگو و پایدار شکل خواهد گرفت.
مطالعه تطبیقی آیین نمایشی شوشی ها در جنوب و لال شوش ها در شمال ایران
منبع:
فرهنگ مردم ایران تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۱
39-56
حوزههای تخصصی: