فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۰۱ تا ۵۲۰ مورد از کل ۱٬۹۹۳ مورد.
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم زمستان ۱۳۹۵ شماره ۴۸
613-647
حوزههای تخصصی:
جهانی شدن واقعیتی غیرقابل انکار است و مفهوم شناسی آن با توجه به پیچیدگیِ ابعاد آن دشوار است. در جهانی شدن سخن از فرو ریختن مرزهاست؛ لذا بحث از جهانی شدن حقوق زنان که با فرهنگ و سنت و ارزش های اخلاقی یک جامعه عجین شده، امری خطیر است. ابتدا با توجه به واژه شناسی جهانی شدن، مفهوم جهانی شدن تبیین می شود. سپس سه رویکرد سنتی، اصلاحی یا بینابینی و رویکرد نواندیشان دینی که مواضع گوناگونی نسبت به جهانی شدن حقوق زنان اتخاذ نموده اند، تعریف و تحلیل می شوند. این رویکردها، متوجه جهانی شدن حقوق زنان به معنایِ نیل به مقررات و قوانین همسان است که در کنوانسیون امحای کلیه اشکال تبعیض علیه زنان متبلور شده است. البته رویکردهای مذکور همگی با بینشی مؤمنانه به بحث می پردازند و رویکردهای خداناباور، خروج موضوعی دارند. در نهایت، به نظر می رسد؛ با نگرشی که منبعث از دیدگاه نواندیشان دینی است و با حفظ دغدغه ای که رویکرد اصلاحی برای محافظت از ارزش های دینی دارد، می توان ساز و کارهایی را تبیین کرد که از یک سو به بنیان های مذهبی آسیب نرساند و از سوی دیگر مسیر جهانی شدن حقوق زنان را هموار سازد.
تحلیل کیفی و کمی تأثیر شبکه های اجتماعی مجازی در ساختار خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر گسترش روز افزون استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی بر ساختار خانواده انجام شده است. برای رسیدن به نتایج دقیقتر، تحقیق به روش آمیخته (کیفی و کمّی) صورت گرفته و برای جمع آوری اطلاعات ابتدا از شیوه مصاحبه با روش نمونه گیری نظری با 30 نفر از افراد فعال (متأهل) در شبکه های اجتماعی مجازی بهره گرفته، و در ادامه از ابزار پرسشنامه برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان داد، صرف حضور افراد و استفاده آنان از فناوریهای مرتبط با شبکه های اجتماعی نمی تواند به آسیب هویتی و پیدایش گسست در نهاد خانواده منجر شود؛ بلکه با شناخت، رعایت و کنترل جوانب ابعاد حاکم بر این پدیده، افراد می توانند با حضور در این فضا حمایتهای نسبی به دست آورند هم چنین میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با سرمایه اجتماعی پیوندی درون خانواده (درون گروهی) رابطه معناداری ندارد ولی نوع استفاده کاربران در این فضا با احساس تعلق خانوادگی همبستگی معناداری دارد. به نظر می رسد احساس کاهش تعلق خانوادگی و سرمایه اجتماعی درون خانواده صرفا نظر دیگر افراد خانواده است و خود کاربر به کاهش یافتن سرمایه اجتماعی پیوندی خانوادگی خویش در اثر استفاده از این فضا اعتقادی ندارد.
بازنمایی معنایی ماهیت زندگی زناشویی در ازدواج های ناموفق (رویکردی برساخت گرایانه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف استخراج باورهای زنان مطلقه یا متقاضی طلاق در خصوص زندگی زناشویی و پندار آنان از همسر آینده در پیش از ازدواج انجام گرفته است. بر این اساس، تلاش شده است دیدگاه زنان با رویکردی برساخت گرایانه و با استفاده از روش شناسی کیفی و اسلوب نظریه زمینه ای[1] مورد کنکاش قرار گیرد. نمونه ها بر اساس روش نمونه گیری هدفمند، از بین ۴۰ زن متقاضی طلاق یا مطلقه، مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده در سطح شهر شیراز انتخاب و داده ها با استفاده از روش مصاحبه ژرف گردآوردی شده اند. از راه سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی، ۵ مقوله اصلی «توهم همسر آرمانی»، «زندگی زناشویی رویایی»، «آماده نبودن ""خود"" جهت ورود به زندگی زناشویی»، «ازدواج زود هنگام و بی تدبیری در امور زندگی» و «نداشتن فهم کافی از دنیای مردانه» و یک مقوله هسته با عنوان «ناشناخته بودن ماهیت زندگی زناشویی» پدیدار شد. تحلیل یافته ها مشخص کرد که زنان مصاحبه شونده نسبت به فضای زندگی زناشویی و مراوداتی که در آینده بایستی برقرار کنند از باورها و پندارهای واقع بینانه ای برخوردار نبوده اند، هم چنین، پندار پیشین آنان از شوهر آینده نیز بسیار آرمان گرایانه و به دور از واقعیت بوده است.
تحلیل چندسطحی خشونت ورزی: مطالعه پیمایشی خشونت ورزی دانش آموزان دبیرستان های شهر سقز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده خشونت و روند افزایشی آن در میان دانش آموزان یکی از مسائلی است که امروزه سبب نگرانی خانواده ها و متولیان امر تعلیم و تربیت شده است. عوامل مختلف در سطوح فردی، رابطه ای (خانواده و دوستان)، اجتماع محور و جامعه ای در تکوین و تداوم خشونت ورزی مؤثر است. در این تحقیق به منظور بررسی تأثیر این عوامل بر خشونت ورزی دانش آموزان، از مدل های اکولوژیکی استفاده شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی است که در طی آن با 400 نفر از دانش آموزان دبیرستان های دخترانه و پسرانه شهر سقز مصاحبه شده است. یافته ها نشان می دهد که میانگین خشونت ورزی دانش آموزان معادل 39 درصد بود که بر مبنای یک مقیاس از صفر تا 100 پایین ارزیابی می شود. در میان ابعاد خشونت، نوع غالب خشونت کلامی بوده و خشونت فیزیکی شدید در پایین ترین سطح قرار داشته است. تحلیل رگرسیونی چند متغیره نشان می دهد که خشونت ورزی با متغیرهای قربانی خشونت شدن، شاهد خشونت بودن، بی عدالتی در مدرسه، توانایی حل مسالمت آمیز تضادها، میزان جرم در محله، نظارت والدین، پایبندی به دستورات اخلاقی، تنبیه در مدرسه، کنترل اجتماعی مرتبط است. متغیرهای مذکور در مجموع 40 درصد تغییرات خشونت ورزی در بُعد کلامی و بیش از 70 درصد از تغییرات خشونت ورزی دانش آموزان را در ابعاد فیزکی ملایم و شدید تبیین می کنند. در بخش پایانی مطالعه، دلالت های یافته ها و نتایج تحقیق در زمینه سیاست گذاری اجتماعی و فرهنگی مورد بحث قرار گرفته است.
اثربخشی آموزش مثبت نگری بر اساس مفاهیم قرآنی بر عزت نفس و امید به زندگی زنان معتاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی آموزش مثبت نگری بر اساس آیات قرآن بر عزت نفس و امید به زندگی زنان آسیب دیده اجتماعی (معتاد) انجام شد. طرح پژوهش از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل تمام معتادان زن (29 نفر) مراجعه کننده به مراکز درمان اعتیاد شهرستان رودسر در سال 1395 بود که از آن میان 24 زن، که در نمره عزت نفس کوپر اسمیت و امید به زندگی میلر، کمترین نمره را کسب کرده بودند به شکل تصادفی در دو گروه آزمایش (12 نفر) و کنترل (12 نفر) گمارده شدند. سپس، آموزش مثبت نگری اسلامی طی ده جلسه 90 دقیقه ای برای گروه آموزش اجرا شد در حالی که گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. در پایان، هر دو گروه به پرسشنامه ها پاسخ دادند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد که ارتباط مثبت معناداری بین مثبت نگری و امیدواری وجود دارد در حالی که این رابطه درباره عزت نفس معنادار نبود؛ به عبارت دیگر مثبت نگری می تواند در افزایش احساس امیدواری نقش مؤثری داشته باشد؛ اما پرورش عزت نفس به عوامل دیگری نیز وابسته است.
بررسی جهت گیری هدفی با هوش معنوی و مسئولیّت پذیری دانش آموزان دخترسال اول دوره دوم متوسطه شهرتهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه جهت گیری های هدفی با مسئولیّت پذیری و هوش معنوی در بین دانش آموزان دختر سال اول دوره دوم دبیرستانهای شهر تهران بود. بدین منظور96 نفر از دانش آموز از سه دبیرستان دولتی به صورت تصادفی به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند و سه پرسشنامه هوش معنوی (ناصری،1387)، مسئولیّت پذیری خانه و مدرسه (کردلو،1389) و جهت گیری هدف (الیوت و مک گریگور،2001) که به طور همزمان تکمیل کردند، داده های خام جمع آوری شد و پس از نمره گذاری پرسشنامه ها، یافته ها نشان داد که جهت گیریهای هدفی تنها با مؤلفه های احساس تعلق و تعهد درونی متغیرمسئولیّت پذیری رابطه معنی دار دارند و با مؤلفه های احساس امنیت عزت نفس تعهد بیرونی متغیر مسئولیّت پذیری رابطه معنی دار نبود. نتایج حاکی از آن بود که دانش آموزانی که دارای جهت گیری تسلط(گرایشی یا اجتنابی) بودند احساس تعلق و تعهد درونی بیشتری در مسئولیّت پذیری در مقایسه با دیگر دانش آموزان با جهت گیری های هدف دیگر بود.همچنین یافته ها نشان داد بین میانگین های هوش معنوی دانش آموزانی که جهت گیری هدف غالب آنها ""تسلط گرایشی"" است با دانش آموزانی که دارای جهت گیری ""عملکرد گرایشی"" هستند، تفاوت معنی داری وجود دارد، به طوری که میانگین نمرات هوش معنوی آزمودنی های ""تسلط گرایشی"" بالاتر از دانش آموزان ""عملکرد گرایشی"" است. همچنین دانش آموزان تسلط اجتنابی، نسبت به دانش آموزان دارای عملکرد گرایشی و عملکرد اجتنابی، از میانگین هوش معنوی بالاتری برخوردارند. تفاوت بین بقیه گروه ها معنی دار نبود. (95/0) P=
بررسی نقش خانواده در بزهکاری فرزندان (مورد مطالعه: نوجوانان پسر شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارتکاب جرم و بزهکاری، از مهم ترین پدیده های حیات انسانی تلقی می شود که علل و عوامل متعدد و با سهمی متفاوت در بروز آن نقش دارند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش خانواده در بزهکاری نوجوانان پسر شهر زنجان با روش پیمایشی انجام گرفته است. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر زنجان تشکیل می دهند که از این تعداد، نمونه ای به حجم 360 نفر از طریق فرمول کوکران برآورد و به شیوه خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه مورد بررسی انتخاب شده اند. داده های حاصله با استفاده از آزمون های تعبیه شده در نرم افزار کامپیوتری SPSS تجزیه و تحلیل شده است. نتایج پژوهش حاکی از معنی دار بودن تفاوت میانگین بزهکاری نوجوانان بر حسب وضعیت شغلی و تحصیلی والدین و درآمد خانواده شان است. همچنین نتایج تحقیق رابطه بین متغیرهای نظارت والدین و دلبستگی به خانواده را با متغیر وابسته؛ یعنی بزهکاری نوجوانان به تأیید رساند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل رگرسیونی نیز نشان داد که متغیرهای نظارت والدین و دلبستگی به خانواده به ترتیب، بیشترین تأثیر را بر بزهکاری نوجوانان داشته اند.
بررسی عوامل مرتبط با گرایش مردان متأهل به روابط خارج از چهارچوب زناشویی (نمونه موردی مردان متأهل شهر شیراز)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از پدیده های نو، پیچیده و چالش برانگیز که در عصر کنونی زنگ خطر استحکام خانواده و امنیت جامعه را به صدا درآورده و نیازمند توجه مسئولین و اندیشمندان حوزه خانواده می باشد، معاشرت مردان متأهل با دختران و زناناست. در بروز این پدیده اجتماعی عواملی دخیل است که این مقاله در پی کاوش آنان برآمده است. مطالعه حاضر به روش پیمایش و با ابزار پرسشنامه در میان 543 مرد متأهل شیرازی که به شیوه طبقه بندی سهمیه ای انتخاب شدند، انجام گردیده است. اعتبار پرسشنامه صوری و ضریب آلفای کرونباخ 2/90 درصد می باشد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 23 در دو سطح توصیف و تحلیل (ضریب همبستگی اسپیرمن) مورد واکاوی قرار گرفتند.نتایج گویای آن است که بین میزان دینداری و رضایتمندی جنسی با معاشرت مردان متأهل و جنس مخالف رابطه منفی و معنادار وجود دارد و بین کمبود عاطفی از طرف همسر، تعارضات زناشویی، میل به تجربه با افراد متعدد، دیدن تصاویر شهوت انگیز، مشاهده فیلم های مبتذل، دیدن روابط جنسی وحشیانه و غیربهداشتی و غیرواقعی، تنوع طلبی جنسی، تحصیلات، استفاده از اینترنت، ماهواره با رابطه مردان و جنس مخالف نیز رابطه ای مثبت و معنادار وجود دارد.
اثربخشی مشاوره شغلی مبتنی بر الگوی چند محوری شفیع آبادی بر مهارت های کارآفرینی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی اثر بخشی مشاوره شغلی مبتنی بر الگوی چند محوری شفیع آبادی بر مهارت های کارآفرینی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دختر سال سوم راهنمایی مدرسه شاهد ناحیه 3 شیراز در سال تحصیلی 93- 92 بودند. نمونه گیری به صورت تصادفی انجام شد. به این صورت که پس از اجرای پرسش نامه مهارت های کارآفرینی فکری، شفیع آبادی، نورانی پور و احقر (1391) و پرسش نامه مهارت های اجتماعی TISS از بین دانش آموزانی که نمره ای کم تر در پرسش نامه گرفته بودند، 40 نفر به تصادف انتخاب و به تصادف در دو گروه آزمایش و کنترل 20 نفری جایگزین شدند. سپس گروه آزمایش بر اساس الگوی چند محوری به مدت 8 جلسه 5/1 ساعته آموزش مهارت های کارآفرینی و مهارت های اجتماعی دریافت کردند و در گروه گواه هیچ مداخله ای انجام نگرفت. داده های بدست آمده با استفاده از روش تحلیل کوواریانس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان دادند که بین مهارت های کارآفرینی (خرده مقیاس های مهارت های فردی، مهارت های بین فردی، مهارت های کاربردی، مهارت های تفکر انتقادی و خلاقانه) و مهارت های اجتماعی دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنا دار وجود دارد، یعنی مشاوره شغلی مبتنی بر الگوی چند محوری شفیع آبادی موجب افزایش مهارت های کارآفرینی و مهارت های اجتماعی دانش آموزان شده است.
تأثیر فناوری های جدید بر اوقات فراغت و سرمایه اجتماعی جوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سؤال اصلی پژوهش پیش رو این است که آیا تغییرات صورت گرفته در سبک های نوین فراغتی (مبتنی بر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی جدید) با سرمایه اجتماعی جوانان رابطه ای دارد یا خیر؟ در این مطالعه روی انواع سبک های فراغتی و به ویژه سبک فراغتی شاوچینگ سیه متمرکز شده و با توجه به فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی جدید به سبک فراغتی مورد نظر رسیده و رابطه آن را با سرمایه اجتماعی جوانان مطالعه کردیم. این تحقیق به روش پیمایش انجام شده است.
پژوهش پیش رو در مورد 384 نفر از جوانان 15 تا 29 ساله ساکن در منطقه پنج شهر تهران انجام شد. یافته های تحقیق نشان داد که استفاده جوانان از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی جدید در تکمیل و گذران اوقات فراغت، موجب می شود که سرمایه اجتماعی جوانان در دو بعد از ابعاد عینی (عضویت و مشارکت افراد در گروه ها، سازمان ها، معاشرت و ارتباطات افراد) و یک بعد ذهنی آن یعنی اعتماد تعمیم یافته (اعتماد مردم به یکدیگر در فضاهای مجازی و اعتماد به فضای مجازی) ارتقاء یابد. از سوی دیگر داده هانشاندادندکهاگر افراد از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی جدید برای فعالیتی اجتماعی در گذران اوقات فراغت شان بهره گیرند؛ این امر موجب می شود تا میزان سرمایه اجتماعی آنها دربارة زمانی که از این ابزارها به منظور فعالیت های غیراجتماعی مانند فعالیت های تفریحی یا یادگیری استفاده می کنند، افزایش یابد.
سن و رضایت به ازدواج از منظر نظام بین المللی حقوق بشر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم بهار ۱۳۹۵ شماره ۴۵
115-139
حوزههای تخصصی:
ازدواج در اغلب جوامع امروزی، و به ویژه در جوامع سنتی، نقطه آغاز زوجیت و خانواده است که با تولد فرزند کامل می شود. این حق هم در میثاق حقوق مدنی و سیاسی و میثاق حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مورد اشاره قرار گرفته که این خود حاکی از انفکاک ناپذیری حقوق بشر است. ازدواج کودکان به دلیل شیوع و آثار غیرقابل جبرانی که بر وضعیت آنان و به ویژه کودکان دختر دارد یکی از دغدغه های جامعه بین المللی است که در اسناد بین المللی حقوق بشر با تأکید بر اهمیت تعیین حداقل سن ازدواج و ارتباط آن با رضایت به ازدواج به آن پرداخته شده است. به موجب این اسناد کشورهای عضو ملزم به تعیین حداقل سن برای ازدواج هستند که این سن باید به گونه ای تعیین گردد که رضایت شخص به ازدواج بتواند معتبر تلقی شود. البته صرف تعیین این سن و جرم انگاری ازدواج زودهنگام و اجباری بدون پرداختن به ریشه های آن نه تنها این معضل را حل نمی کند بلکه می تواند سایر حقوق فرد را تحت الشعاع قرار دهد. در این مقاله با مروری بر این اسناد و نظریات تفسیری علاوه بر مشخص نمودن جزییات آن ها به وضعیت نظام حقوقی ایران در این خصوص اشاره و پیشنهاداتی ارایه خواهد شد.
مدل رابطه ابعاد چشم انداز زمان و رضایت زناشویی با توجه به اثرات میانجی بهزیستی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۶
197-214
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه ابعاد چشم انداز زمان و رضایت زناشویی با توجه به نقش واسطه ای بهزیستی روان شناختی در قالب یک مدل تحلیل مسیر به انجام رسیده است. نمونه آماری این پژوهش عبارت بود از 408 زن متأهل 20 تا 50 ساله ساکن شهر تهران که با استفاده از روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش حاضر شامل پرسش نامه رضایت زناشویی انریچ، بهزیستی روان شناختی ریف و فرم کوتاه چشم انداز زمان زیمباردو بود. برای تحلیل داده ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد که مدل پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. همچنین مشخص شد که گذشته خوب، حال لذت گرا و آینده، نه تنها به طور مثبت مستقیم، بلکه به طور مثبت و غیرمستقیم با واسطه بهزیستی روان شناختی بر رضایت زناشویی تأثیر می گذارند. به علاوه متغیرهای گذشته بد و حال منفعل به طور منفی مستقیم و همچنین به طور منفی و غیرمستقیم با واسطه بهزیستی روان شناختی بر رضایت زناشویی تأثیرگذار هستند. از مجموع یافته ها نقش ابعاد چشم انداز زمان بر رضایت زناشویی و نقش میانجی بهزیستی روان شناختی تأیید شد که این امر دارای تلویحات کاربردی برای متخصصان و روان شناسان در تدوین مداخلات زناشویی است.
بررسی قوانین و سیاست های حمایت از خانواده در دوران پس از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران، به عنوان عرصه تلاقی اسلام و قوانین مدرن، خانواده را واحد بنیادین جامعه و نهادی مقدس می داند و به همین لحاظ می کوشد از آن حمایت کند. در اصل دهم قانون اساسی آمده است همه قوانین و مقررات و برنامه ریزی های مربوط به خانواده باید در جهت آسان کردن تشکیل آن، پاسداری از قداست آن و استواری روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی باشد. تعدد سیاست ها، قوانین و لوایحی که در دوران پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در ارتباط مستقیم یا غیرمستقیم با نهاد خانواده ارائه شده اند شاهدی بر این ادعاست. این پژوهش با روش کیفی، سیاست ها و قوانینی را که در فاصلة سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۹۱ با هدف حمایت از نهاد خانواده در ایران تصویب، تدوین و ارائه شده اند را؛ با استفاده از روش تحلیل انتقادی متن مورد مطالعه قرار داده است. یافته ها و نتایج تحقیق غلبة رویکرد اقتصاد- محور بر عملکرد دولت[1] را نشان می دهند؛ امری که نهایتاً باعث شده سیاست های دولت با حفظ الگوهای سنتی خانواده همبسته باشند. این نکته قابل تأمل است که بررسی سیاست های حقوقی حاکی از به رسمیت شناخته شدن تدریجی تحولات نهاد خانواده است؛ یافته ای که استقلال نسبی حوزة حقوقی از حوزة اقدام دولتی را نشان می دهد و می توان آن را نتیجة ارتباط مستمر حیطة حقوقی با مسائل عینی و انضمامی خانواده های امروزین در ایران دانست. شکل گیری چالش های حقوقی میان واقعیات اجتماعی موجود با الگوهای حفظ اشکال سنتی نهاد خانواده ناکارآمدی برخی از این قوانین و عدم تناسب آن ها با واقعیات جامعه را نشان می دهد.
تحلیل تاثیر روند سالخوردگی جمعیت بر توسعه روستایی (مورد مطالعه: بخش جلگه رخ تربت حیدریه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سالخوردگی جمعیت مسئله ای جدید در مباحث جمعیتی کشور است که پیامدهای آن از موانع عمده در روند توسعه یافتگی محسوب می شود. با اینکه سالخوردگان سهم کمی از جمعیت کشور را به خود اختصاص داده اند، اما فزونی سرعت رشد جمعیت سالخورده در مقایسه با رشد جمعیت کل کشور و پیش بینی افزایش تعداد و سهم سالخوردگان در آینده ای نزدیک، لزوم بررسی ابعاد این پدیده را ضروری می نماید. بر این اساس، هدف این مقاله شناسایی و تحلیل اثرات پدیده سالخوردگی جمعیت بر توسعه روستایی بخش جلگه رخ شهرستان تربت حیدریه می باشد. روش تحقیق مبتنی بر بررسی منابع کتابخانه-ای، بررسی های میدانی و تکمیل پرسشنامه بوده است که در ادامه داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که بین دو پارامتر «جمعیت و توسعه» رابطه متقابل و معکوسی وجود دارد. ابتدا به علت عدم توسعه یافتگی روستایی، مهاجرت جوانان و سپس سالخوردگی جمعیت رخ می دهد. در پی آن است که پدیده سالخوردگی هم اثرات و پیامدهای متعدد اقتصادی- اجتماعی مانند عدم سرمایه گذاری در روستا، افزایش نسبت وابستگی، کاهش جمعیت ناشی از کاهش موالید، تقدیرگرایی و بازدارندگی توسعه را در منطقه مورد مطالعه به دنبال داشته است. علاوه بر این، آزمون تی مستقل جهت مقایسه میانگین شاخص ها بین دو گروه روستاهای سالخورده و جوان به کار برده شد که بیانگر تفاوت شاخص های توسعه بین آنها می باشد.
ظهور دین داری گزینشی در میان دختران جوان شهر مشهد: ارایه یک نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخوردهای میان الگوهای زندگی سنتی-ایرانی با الگوهای زندگی غربی را به روشنی در جامعه امروز ایران می توان دید. دین داری اسلامی با الگوهای سنتی حیات اجتماعی ایرانی پیوند خورده است؛ آن چنان که جلوه های آن را می توان در ابعاد مختلف سبک زندگی ایرانیان یافت. در سبک زندگی ایرانی، محوریت با الگوهای دینی است و اغلب همه چیز در راستای ارزش های دینی سنتی جهت گیری شده است. یکی از مهم ترین نظام های ارزشی هر جامعه ای دین است که برای استواری خود نیاز به بازتولید آن در نسل های بعدی دارد. به نظر می رسد در جامعه نوین ایران، نقش دین در شکل دادن به سبک زندگی به خصوص سبک زندگی جوانان تغییر کرده است. به همین منظور، در این مقاله سعی شده است تا با استفاده از روش نظریه زمینه ای و مصاحبه با جوانان دختر در شهر مشهد به فهم نوع دین داری در سبک زندگی ایشان رسید. بر این اساس، نمونه گیری هدف مند و با ملاک اشباع نظری هفت نفر از دختران شهر مشهد از تیپ های مختلف انتخاب شدند. یافته های به دست آمده شامل پنج مقوله عمده است که عبارت اند از مدارا، سلیقه فردی، کارآمدی بیشتر مادی، دوگانگی هویتی و سنت ستیزی. مقوله هسته ای نیز در این مقاله »دین داری گزینشی» است که دربرگیرنده مقولات فوق می باشد. دین داری گزینشی به این معناست که افراد در هر موقعیتی که قرار می گیرند و با توجه به شرایط موجود ممکن است از قسمتی از دین که با آن موافق هستند، پیروی کنند و بخش هایی از دین را که به اصطلاح مانع رسیدن آن ها به منافعشان می شوند را کنار می گذارند.
دین و خانواده؛ بررسی تفاوت نسلی در دینداری در بین خانواده های روحانی و غیرروحانی شهر قم(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل اساسی جوامع در حال گذار، مسئله تغییرات دینداری از بعد نسلی است. در تبیین این مسئله، بیشتر تحقیقات صرفاً مبتنی بر رویکردهای ساختاری و کلان می باشند. این تحقیق علاوه بر توجه به رویکرد کلان، با تأکید بر پدیده های خرد دامنه، مانند خانواده و از طریق مقایسه خانواده های روحانی و غیرروحانی، در پی بررسی سهم مؤلفه های دینی خانوادگی در تبیین تفاوت نسلی از حیث دینداری است. در این پژوهش، از روش پیمایش و تکنیک پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. از میان کلیه خانواده های روحانی و غیرروحانی شهر قم، که دارای حداقل یک فرزند 18 تا 29 سال بودند، تعداد 390 نفر پدر و یک فرزند آن، به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد علاوه بر رابطه معنادار تفاوت نسلی با متغیرهای توافق دینی والدین و درک از اهمیت دینداری برای پدر و اجتماعی کردن دینی، تفاوت نسلی از حیث دینداری در خانواده های روحانی، به طور معناداری کمتر از خانواده های غیرروحانی است.
جستجوی الگوهای سلامت خانواده ایرانی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال دوازدهم تابستان ۱۳۹۵ شماره ۴۶
179-196
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین دیدگاه های خانواده ایرانی درباره مفهوم سلامت خانواده انجام شد. روش تحقیق حاضر از نوع کیفی و نمونه گیری به صورت هدفمند بود. از مجموع 104 مصاحبه انجام شده در میان اقوام و مناطق مختلف ایران، 76 مصاحبه از کیفیت مناسب جهت تحلیل داده ها برخوردار بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش کلایزی استفاده شد. با بررسی گزاره های ثبت شده می توان سلامت خانواده را در چهار طبقه جای داد: سلامت فردی، سلامت نهادی، سلامت تعاملی و سلامت جامعه ای. از مقایسه ویژگی های خانواده سالم و آسیب دیده در این پژوهش، می توان چنین گفت که در نظر خانواده ایرانی، یک خانواده سالم، خانواده ای مادی گرا و درگیر بقا، کارکردی، مذهبی، سنتی، سلسله مراتبی، وابسته متقابل، جمع گرا، محافظه کار، مضطرب و نمایشی است. اگرچه جامعه ایرانی نشانه هایی از حرکت به سوی نوگرایی را بروز می دهد، اما خانواده ناسالم به زعم شرکت کنندگان در این تحقیق، بیشتر دربرگیرنده عناصر مدرن است تا سنتی. به نظر می رسد الگوی ایده آل خانواده ایرانی در درون ساختار سلسله مراتبی و جمع گرایانه تعریف می شود.