فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹٬۴۸۱ تا ۹٬۵۰۰ مورد از کل ۱۸٬۰۶۵ مورد.
منبع:
رفاه اجتماعی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۴۱
۴۴۲-۳۰۷
حوزههای تخصصی:
Objective: Disable people need special legal attention. In this regard, special rules have been gradually developed by domestic and international law. Convention for the Protection of the Disabled Disability (2006) in the international community and the Iranian Act of comprehensive protection of the disable people (1383) in a national community are examples of above mentioned legal development. The article is to analysis the efficiency of Iranian Act by a comparative study. Method: The method of this research is descriptive and analytical. It is descriptive when seek to explain the rules of international law which has been codified in the 2006 Convention for the Protection of the Disabled and is analytical where the international act with the tryies to compare national regulations of protection of disable people. Conclusion: In Comparison which 2006 Convention for the Protection of the Disabled Disability, the Iranian Act of comprehensive protection of the disable people (1383) is as an incomplete law. In this aspect, the Convention may be considered an appropriate model of possible revision of the mention to Act. Taking into account the preventive criminal policy and the protection of the disable people by the procedural and substantial criminal law are among the matters which should be considered be legislators.
راهبردهای مطلوب برای آموزش علوم انسانی در دانشگاه های کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استادان رشته های علوم انسانی همچون سایر استادان که در دیسیپلین های دیگر تخصص دارند، از صلاحیت های لازم در حوزه طراحی آموزشی برخوردار نیستند. گزارش های ارزیابی درونی از جمله مستنداتی است که بر درستی این مدعا صحه می گذارد. البته اگر به شرایط جذب استادان در نظام آموزشی ایران بنگریم نیز معلوم می شود که برخورداری از شایستگی های حرفه ای (تدریس) اساساً مورد توجه نبوده و لذا آنچه از شواهد تجربی به دست آمده، چنان است که به طور منطقی انتظار می رود. یکی از اقداماتی که برای رویارویی مؤثر با این وضعیت لازم است، تبیین الگوها و راهبرد های مطلوب تدریس برای رشته های علوم انسانی است. این هدفی است که در این پژوهش تعقیب شده است. علوم انسانی از آن حیث مورد تأکید است که از یک سو به دلیل تنوع اهداف یادگیری، نیازمند تنوع بیشتری در راهبرد های تدریس است و از سوی دیگر، آموزش در این رشته ها در مقیاس وسیع تری به راهبرد ها و الگو های تدریس سنتی متکی است. در این پژوهش با رویکردی میان رشته ای و از ابعاد گوناگون، هدف شناسایی الگو ها و راهبرد های مطلوب تدریس علوم انسانی مورد کاوش قرار گرفته است. به دیگر سخن در طراحی پژوهش، مطالعات فرعی متعددی تعریف شده اند که از منظر های گوناگون به این پرسش که الگو ها و راهبرد های مطلوب کدامند، پاسخ داده است. منظر های یادشده عبارت بوده اند از: فلسفی و معرفت شناختی، تحلیل سیلست ها، تحلیل ضرورت های فناوری اطلاعات و ارتباطات، تحلیل پژوهش های انجام شده و شواهد تحربی و بالاخره تجربه های زیسته استادان منتحب. از نظر روش شناختی برای دستیابی به یک ترکیب همگونی از الگوها و راهبرد ها باید تدابیر لازم اندیشیده می شد. در این راستا، دو تدبیر به کار گرفته شد. یکی برشماری الگو ها و راهبرد های اولیه از منابع تخصصی که به عنوان مرجع مورد استفاده کلیه محققان قرار گرفت. تدبیر دوم به شناسایی چالش های تحقق الگو ها و راهبرد ها در آموزش عالی ایران بازمی گشت که خود به مرجع دوم محققان بدل شد تا یافته های مطالعات فرعی در آینه چالش های بومی مورد بازبینی و ارزیابی قرار گیرند. الگو ها و راهبرد های شناسایی شده در این پژوهش می توانند زمینه مناسبی برای تدارک دوره های آموزشی و توانمند سازی حرفه ای استادان باشد. پیشنهاد ها و سیاست های اجرایی متعدد دیگری نیز از یافته های این پژوهش به دست آمده که در مقاله تشریح شده اند.
تسهیم دانش بین اعضای هیئت علمی در محیط های دانشگاهی؛ نگاهی میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم اکنون جدال اندیشه ای بر سر مفهوم سازی تولید، تسهیم، انتشار و کاربرد دانش در دانشگاه ها و مؤسسه های عالی کشور، موضوع پیچیده ای است که توجه زیادی را هم در ادبیات دانشگاهی و هم در حوزه مدیریتی به خود معطوف داشته است. بر این مبنا، تسهیم دانش در آموزش عالی به عنوان یک موضوع میان رشته ای که پیوند میان دو رشته اصلی «مدیریت دانش» و «آموزش عالی» به ویژه مدیریت آموزش عالی است، مطرح شده است. بسیاری از پژوهشگران و صاحب نظران کوشیده اند تا به این پرسش پاسخ دهند که عوامل تأثیرگذار بر افراد در تسهیم دانش کدامند؟ عوامل و دلایل احتمالی تسهیم و یا عدم تسهیم دانش افراد کدامند؟ در پاسخ به این پرسش، پژوهش های متعددی انجام شده که یافته های آن در برخی از موارد نظری و در برخی از موارد نیز دارای شواهد تجربی است. در این مقاله تلاش شده با روش توصیفی تحلیلی، تسهیم دانش بین اعضای هیئت علمی، به مثابه یک حوزه مطالعاتی میان رشته ای در عرصه آموزش عالی، بررسی و واکاوی شود. پژوهش حاضر، کاوش پدیدة تسهیم دانش در عرصه آموزش عالی را به بحث گذاشته و سپس با بررسی دقیق و ژرف نگری، عوامل مؤثر بر تسهیم دانش بین اعضای هیئت علمی را تحلیل کرده است.
این مقاله بر این نکته تأکید دارد که حوزه مطالعاتی میان رشته ای تسهیم دانش از علوم و دانش های مختلفی بهره برده و برای کاوش پدیده تسهیم دانش در محیط های آموزش عالی و نظریه پردازی در این زمینه، درک و تحلیل ماهیت دانش، انگیزش و فرصت تسهیم دانش در دانشگاه ضروری است. همچنین در این مقاله نتایج دو دهه پژوهش های مهم تجربی در ارتباط با عوامل مؤثر بر تسهیم دانش در محیط های دانشگاهی مرور شده است. در پایان، مقاله با ارائه مدلی مفهومی، جایگاه کنونی و زمینه های بالقوه پژوهش های آتی مرتبط با تسهیم دانش را پیش روی پژوهشگران قلمرو آموزش عالی قرار می دهد.
تحلیل مقایسه ای آثار اقتصادی گردشگری خانه های دوم با گردشگری روزانه بر نواحی روستایی، با رویکرد توسعه پایدار (مورد مطالعاتی: شهرستان شمیرانات، استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله تأثیرات گردشگری بر نواحی روستایی، پیامدهای اقتصادی آن است که همواره مورد توجه صاحب نظران بوده است. در این زمینه، موضوع درخور تأمل همان تأثیرات اشکال و الگوهای مختلف گردشگری بر نواحی روستایی است. نواحی روستایی با توجه به موقعیت شان در ابعاد مکانی فضایی دربرگیرندة انواع مختلفی از گردشگری ها (مذهبی، ورزشی، طبیعت گردی و جز اینها) هستند که بسیاری از آنها در قالب الگوهای گردشگری خانه های دوم و روزانه در نواحی روستایی رواج می یابند. این الگوها نیز هر یک با توجه به ویژگی های شان تأثیرات متفاوتی بر نواحی روستایی بر جای می نهند. بر این اساس، پژوهش حاضر در پی پاسخگویی به این پرسش است که: «آیا بین تأثیرات اقتصادی الگوی گردشگری خانه های دوم و الگوی گردشگری روزانه در نواحی روستایی شهرستان شمیرانات تفاوت معناداری وجود دارد یا خیر؟» روش تحقیق این پژوهش توصیفی تحلیلی و مبتنی بر مشاهده و ابزار پرسشنامه است داده های جمع آوری شده، با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده نشان می دهند که بر اساس دیدگاه ساکنان محلی، تأثیرات اقتصادی گردشگری خانه های دوم بیشتر است و در مجموع تفاوت معناداری بین آثار اقتصادی دو الگوی مذکور وجود دارد.
بررسی احساس عدالت اجتماعی و عوامل موثر بر آن (مطالعه موردی شهرتهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به بررسی یکی از مهمترین موضوعات سیاست های رفاهی با عنوان احساس عدالت اجتماعی و عوامل موثر بر آن می پردازد. در پژوهش حاضر جهت سنجش میزان احساس عدالت اجتماعی (متغیر وابسته تحقیق)، از دو متغیر «عدالت توزیعی و عدالت رویه ای» استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شامل سه شهروندان منطقه 3، 10و 18 تهران است. برای گردآوری اطلاعات میدانی از تکنیک پرسشنامه استفاده گردیده و تجزیه و تحلیل ها داده ها در محیط spss نشان می دهد که میزان احساس عدالت در بین 40درصد از پاسخگویان در حد کم و خیلی کم می باشد و در مقابل در بین 11 درصد در سطح بالا و در نهایت در بین 49درصد از پاسخگویان احساس عدالت در سطح متوسط (بینابین) است.اما عوامل تبیین کننده رفاه بر طبق مدل رگرسیونی نشان می دهد که متغیرهای « اعتماد به کارایی مسئولین (با ضریب57/0)، دینداری (با ضریب20/0)، مقایسه خود با دیگران (با ضریب 16/0)، احساس امنیت (با ضریب 10/0) » دارای تاثیر افزاینده بر میزان احساس عدالت در بین افراد می باشند، و اما متغیرهای احساس بیگانگی (با ضریب 09/0-)، و منطقه مسکونی (نیز با ضریب 09 /0-)« دارای تاثیر کاهنده بر میزان احساس عدالت می باشند.در مجموع، متغیرهای مذکور توانستهاند 53/0 درصد از تغییرات متغیر احساس عدالت را تبیین کنند.و به عبارت دیگر این یافته نشان می دهد که تغییرپذیری بالای 50 درصد از میزان احساس عدالت اجتماعی تابع متغیرهای فوق می باشد.
ارزیابی تجربی نظریه اینگلهارت در ایران: ارتباط توسعه با دینداری دکتر محمدرضا طالبان* مهدی رفیعی بهابادی**(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سؤال اصلی این مقاله این است که آیا نظریة اینگلهارت که بین سطح توسعه یافتگی و میزان دینداری ارتباط برقرار می کند، قابلیت تبیین تغییرات دینداری در ایران را دارد یا خیر؟ از این رو، نظریة اینگلهارت چارچوب نظری این مطالعه قرار گرفت و دو فرضیة زیر از آن استخراج گردید: 1) بین سطح توسعة اقتصادی- اجتماعی و میزان دینداری رابطه معکوس وجود دارد. 2) بین میزان نابرابری اقتصادی و میزان دینداری رابطه مستقیم وجود دارد. این فرضیات بر اساس تحلیل ثانویة داده های موجود و با استفاده از تکنیک همبستگی و تحلیل رگرسیون مورد آزمون تجربی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده نشان داد که ارتباط مستحکمی میان سطح توسعه اقتصادی- اجتماعی و نابرابری اقتصادی با میزان دینداری وجود ندارد. این نتیجه را می توان چالشی برای نظریات یاد شده دست کم در سطح یک کشور به حساب آورد.
روابط اجتماعی شهری؛ پژوهشی در چگونگی و عوامل مرتبط با آن در شهر سردشت(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۴۱
۱۹۰-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
Objectives: This paper studies the social relationship among inhabitants in Sardasht as a Kurdish city in west-south of west Azarbayjan province. The exploration of urban social relationship is located in the center of urban sociology and anthropology theories.according the Sardasht city faced with growth of urbanization, so it is necessary to explorate this subject. Method: Three levels of social relationship: kinship, neighborhood and friendship for discription and explatoion of social relationship with inspired from ecological and compositional perspectives have been used and survey method to conduct this research. Fidings: The findings of this research indicate that the average of social relationship in three levels is high and adapted to compositional approach characteristics. Although diiferences is seen between Urbanized characteristics and level of social relationship but this differences is only between age and educational relationship which neigh borhood and also educations and kinship relationship, about other variables is not significant relationship. Results: Finnaly age and education are two variables that explain social relationship changes in the kinship, neigh horhood and friendship between sardasht in habitants.
بررسی مقایسهای نسل اول حقوق بشر جامعه مدنی غرب با مبانی اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع نگرش و تقسیم بندی حقوق بشر، نگرش نسلی به حقوق بشر است. در این رویکرد سه نسل از حقوق بشر مورد شناسایی قرار می گیرد: 1. نسل اول که ریشه و مبانی آن مقوله «آزادی» است. 2. نسل دوم که این نسل بندی و مفاهیم آن با مفهوم «برابری» است. 3. نسل سوم که ریشه و اساس آن بر مقوله برادری مبتنی بوده؛ بر مقایسه اومانیستی استوار است و با رویکرد و نگرش اسلامی کمتر سازگاری دارد.
هدف این تحقیق نقد و بررسی مواد یک تا 15 اعلامیه جهانی حقوق بشر، در ترازوی آیات قرآن است. روش تحقیق در این نوشته روش تحلیلی - اسنادی است.
نتایج مطالعه نشان داد که محورهای نسل اولی حقوق بشر در مواد ابتدایی تا میانه اعلامیه جهانی حقوق بشر، لزوما با مفاهیم اسلامی سازگاری کاملی ندارد بلکه در برخی موارد سازگار و در برخی موارد ناسازگار است. به زعم نویسنده، ریشه این ناسازگاری در نگرش اومانیستی حاکم بر مفاد حقوق بشری نسل اول است و اگرچه این نگرش در نسل های بعد نیز وجود دارد اما در نسل های بعدی که عمدتا رویکردی کل گرایانه و جمع گرایانه تر پیدا می شود و از محوریت انسان فاصله گرفته می شود؛ سازگاری ها هم افزون تر می شود.
تحلیل میزان هوش معنوی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان و ارتباط آن با ویژگی های جمعیت شناختی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی میزان هوش معنوی اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان و ارتباط آن با متغیرهای جمعیت شناختی بوده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان در سال 87- 88 است که از این تعداد 150 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. گردآوری داده ها با استفاده از مقیاس سنجش هوش معنوی کینگ (SISRI-24) انجام شده است. داده های به دست آمده توسط نرم افزارSPSS-15 مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. تحلیل داده ها نشان داد که بین متغیر مرتبه علمی با میزان هوش معنوی ارتباط معنی داری وجود ندارند و رابطه بین سن و سابقه خدمت با میزان هوش معنوی معنی دار بود. همچنین بین متغیر سابقه مدیریت با میزان هوش معنوی رابطه معنی داری یافت نشد. به طور کلی یافته ها نشانگر میزان هوش معنوی نسبتاً بالای اعضای هیات علمی دانشگاه اصفهان بود.
مشارکت نقاشان در فعالیت های جمعی جامعه هنر نقاشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هنرمندان نوآور نیاز به نهادهایی دارند که آفرینش های نوآورانه آن ها را حمایت کند؛ آن ها با فعالیت های جمعی، جهت تأسیس اجتماعات، گروه ها و انجمن های هنری به این تأیید، تثبیت و حمایت دست می یابند. اما فعالیت های جمعی در هنر مدرن با موانعی مواجه است؛ موانعی همچون انزواگزینی رومانتیک هنرمندان و حاشیه نشینی آنان در ساختار جامعه که از مشارکت آن ها در فعالیت های جمعی می کاهد. از این رو در مقاله حاضر به این پرسش پرداخته شده است که «میزان گرایش نقاشان به مشارکت در فعالیت های جمعی هنر نقاشی چقدر است؟». برای پاسخ به این پرسش، ابتدا به فعالیت های جمعی و نهادمند در جامعه هنری ایران پرداخته شد و سه صورت از فعالیت جمعی در قالب اجتماعات، گروه های و انجمن های هنری مورد مطالعه قرار گرفت؛ سپس در یک مطالعه می دانی به بررسی اثر متغیرهایی چون جنسیت، سن، تحصیلات، موقعیت اجتماعی و اقتصادی نقاشان و نگرش آن ها به مقوله هنر اجتماعی و فردگرایی در هنر نقاشی، بر گرایش آن ها به مشارکت در فعالیت های جمعی جامعه هنری پرداخته شد.
یافته های به دست آمده از مصاحبه با ??? نفر از نقاشان، حکایت از عدم تمایل آن ها به مشارکت های سازمانی و تمایل نسبی آن ها به فعالیت های گروهی دارد. عدم مشارکت نقاشان و فقدان انسجام در شبکه روابط اجتماعی هنرمندان از یک سو موجب ناتوانی در بیان خواسته های صنفی و مدنی گردیده و از سوی دیگر مانع شکل گیری جریان های اجتماعی هنر در قالب سبک و جریان های هنری شده است.
بررسی نقش دانشگاه آزاد اسلامی بر ایجاد اعتماد در روابط خانوادگی در استان زنجان در سال 1385(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش دانشگاه آزاد اسلامی بر ایجاد اعتماد در روابط خانوادگی بود. روش: تعداد 400 خانواده در پژوهش حاضر شرکت داشتند که به روش تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه 68 ماده ای بود که با روش لیکرت نمره گذاری شد و اطلاعات بدست آمده با آزمون آماری t به کمک نرم افزار SPSS مورد پردازش قرار گرفت. نتایج: نتایج بررسی ها نشان داد : 1- خانواده هایی که دانشجوی دانشگاه آزاد داشتند در مقایسه با خانواده هایی که دانشجوی دانشگاه آزاد نداشتند بر اساس نتایج حاصل از آزمون T مستقل از اعتماد بیشتری در روابط خانوادگی برخوردار بودند؛ 2- بین نمرات اعتماد در روابط خانوادگی افرادی که در مرکز استان زندگی می کردند با افرادی که در سایر شهرها زندگی می کردند تفاوت معنادار وجود داشت؛ 3- بین نمرات اعتماد در روابط خانوادگی افرادیکه دارای مقاطع مختلف تحصیلی بودند تفاوت معنادار وجود داشت.
بررسی همبستگی سرمایه اجتماعی و رفاه تولیدکنندگان روستایی و عشایری در استان فارس(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال یازدهم پاییز ۱۳۹۰ شماره ۴۲
۱۷۲-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
Intordaetion: The differences in various geographical areas can no longer be explained by the differences in traditional inputs. There is growing evidence that social capital stands for the ability of producers to get benefit, by virtue of membership in social networks or other social structures in economic outcome (Portes, 1998 and Okunmadewa, et al. 2005 cited in Yusuf, 2008). Thus there is a need to complement human capital and physical infrastructure with social capital. In this study we analyzed correlation between social capital- based on the amount of membership in local organizations and participation in the management of these organizations indicators- and welfare of rural and nomadic producers in the Fars province. Method: A summarized model of household welfare regarding household and regional characteristics applied to estimate the role of social capital. In this model social capital beside physical and human capital were put in the per capita expenditure of households as an input. To gather data using stratified random sampling method-based on rangelands area, amount of production and the number of livestock related to rangelands- Abadeh, Darab, Shiraz, Firouzabad, Lar and Mamasani towns in Fars province were selected. In the next step using the random sampling method in different common rangeland units of the selected towns, 432 stakeholders were selected to fill the questionnaire. Findings: The results showed that the correlation between social capital and per capita expenditure was 3 times more than the correlation between human capital and per capita expenditure. Conclusion: Thus social capital plays a more important role in households' welfare compare to human capital. Also, in comparison of physical and human capital we notice that the effect of physical capital was more than human capital on households’ welfare.
گونه فارسی پرسش نامه حمایت اجتماعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۰ شماره ۴۱
266-251
حوزههای تخصصی:
Objectives: The availability of a reliable and valid measurement to assess social support represents an important precondition to promote health research. The Social Support Questionnaire (SSQ) was simple to complete and developed by Sarason, Levine, Basham, & Sarason (1983), so it had been decided to translate it into Farsi to examine its psychometric properties. Social support can be defined as perceived availability of people who care about us the certainty that there are people whom we can rely on makes it easier for us to feel good. Social support is composed of three types: instrumental, informational, and emotional. There is lots of evidence indicating that perceived social support is an important process that can reduce stress and foster positive health outcomes, such as physical and psychological well-being. Emotional support particularly was found of buffering effect of various stressful life events consequently having a positive effect on physical and psychological health. Method: A convenient sample of 270 individuals aged 18-65 years old recruited from two private English language teaching institutions and from the Ministry of Health and Education. The data were analyzed with: one-sample Kolmogorov- Smirnov Z test, Mann Whitney U-tests, ANOVAs, ANCOVAs, Spearmen’s rho correlation and Cronbach’s alpha was calculated. Findings: Women showed a higher satisfaction with social support compared to men whereas there was no gender-difference in the number of reported supporting persons. There was no significant main effect for marital status relating to the number of reported supporting individuals. Neither the number of reported supporting persons nor the satisfaction with social support was significantly associated with the age of the subjects. Conclusion: The internal consistency in terms of Cronbach’s alpha for both scales were high (number of supporting individuals .95 and satisfaction .96. The Farsi version of the SSQ has satisfactory psychometric properties supporting empirical evidence for its use in research and practice.
زنان، ازدواج، خانه داری و تربیت فرزندان در اندیشه اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی مطالعات زنان زن، اجتماع و خانواده زن در خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و خانواده
- حوزههای تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی خانواده زنان
ارتباط انواع روابط والدینی با مصرف موادمحرک و افسردگی درجوانان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال یازدهم زمستان ۱۳۹۰ شماره ۴۳
50-35
حوزههای تخصصی:
بررسی آسیب های نوپدید در نوجوانان شهرستان شوشتر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
موضوع این تحقیق در خصوص بررسی آسیب های نوپدید در شهرستان شوشتر است که با استفاده از روش های اسنادی و پیمایشی انجام گرفته است، جامعه آماری ما تمام نوجوانان شهرستان شوشتر که با توجه به آمار به دست آمده 15000 نفر بوده است و پرسشنامه بین 350 نفر از آنان که نمونه ما را تشکیل داده اند توزیع گردید و با استفاده از مصاحبه، پرسشنامه ها تکمیل گردید. نتایج آماری با استفاده از نرم افزار SPSS به دست آمده، نتایج توصیفی با استفاده از آزمون کای اسکور انجام گرفته است و برای اثبات یا رد فرضیات از ضریب همبستگی استفاده شده است. این تحقیق دارای شش فرضیه است که نتایج آن بدین شرح است: بین آسیب های نوپدید و قانون گریزی، افت تحصیلی، کاهش فعالیت های اجتماعی، خشونت و پرخاشگری، اختلال روانی و تنش عصبی و عدم مسئولیت پذیری در نوجوانان رابطه معنی داری وجود دارد. برای توصیف و تبیین این پدیده پس از بررسی رهیافت ها و چشم اندازهای نظری در جامعه شناسی مسائل اجتماعی و تجزیه و تحلیل فرضیات موجود در باره این مسئله، چارچوب نظری تحقیق بر اساس نظریه آسیب شناسی، بی سازمانی اجتماعی، نظریه آنومی، نظریه عدم تعادل ساختاری تالکوت پارسونز، رهیافت نظریه تضاد، رهیافت کنش متقابل نمادی و کنترل اجتماعی تدوین شد. با توجه به ویژگی های این پدیده و زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی پیدایش این پدیده در دو دهه اخیر در ایران به توصیف و تبیین این پدیده اقدام شده است. بعد از تبیین و بررسی علل گرایش افراد به این پدیده راه کارها و پیشنهاداتی جهت کاهش این معضل اجتماعی ارائه شده است.