فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۵۸۱ تا ۱٬۶۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
رویکرد فرایند استرس، هم سو با مطالعة تأثیر عوامل اجتماعی بر ایجاد و توزیع اختلالات روانی ناشی از استرس، در دهة 1980 شکل گرفت و از همان زمان تاکنون سیطرة خود را در مطالعات جامعه شناسی سلامت روان حفظ کرده است. الگوی فرایند استرس شامل سه مولفة اصلی است: منابع اجتماعی تولید استرس، عوامل روانی- اجتماعی تعدیل کننده یا میانجی استرس و واکنش به استرس. این رویکرد دارای این پیش فرض اساسی است که تمام رویدادهای خوشایند و ناخوشایند زندگی منبع تولید استرس هستند؛ گرچه به لحاظ تداوم زمانی، می توان پیوستاری از ضربه های شدید روانی (تروما) تا استرس زاهای مزمن را ترسیم کرد. همچنین، مهم ترین عوامل تعدیل کنندة تأثیر استرس، حمایت اجتماعی (ساختاری یا کارکردی) و نیز شیوه های مقابلة فردی هستند. درنهایت، واکنش به استرس، تحت تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی، ازقبیل فرهنگ های عواطف، هنجارهای اجتماعی و فرایند یادگیری اجتماعی چگونگی بروز عواطف شکل می گیرد. تمرکز رویکرد فرایند استرس به مثابة چارچوبی جامعه شناختی، بر نقش ساختارهای کلان و بافت اجتماعی در تولید الگوهای غیرتصادفی توزیع اختلالات روانی ناشی از استرس است. نوشتار حاضر لزوماً به دنبال برداشتن گام هایی عملی به منظور فهم جامعه شناختی استرس نیست، بلکه هدف اصلی آن، اشاره به مسائلی است که به هنگام مطالعة اجتماعی استرس باید کانون توجه جامعه شناسان قرار بگیرد. ازآنجاکه راهبرد اساسی پژوهش های اجتماعی، شناسایی حلقه های اتصال سامانه های اجتماعی با استرس فردی است، این مقاله سعی کرده است با پیشنهاد چارچوبی مفهومی و تحلیلی، به گسترش حوزة جامعه شناسی استرس کمک کند.
نقد آرا در تعریف ها و گونه شناسی های مفهوم یاریگری
حوزههای تخصصی:
یاریگری اصطلاحی بین رشته ای در علوم اجتماعی و زیستی است که به دلیل ماهیت خاستگاه این علوم و وجود فرضیه های زمینه ای و جهان بینی و جوهره رقابتی حاکم بر جوامع غربی، نسبت به اهمیت فوق العاده اش در زندگی اجتماعی و حتی زیستی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. مسایل یاد شده و پیچیدگی فی نفسه پدیده های اجتماعی، ابهام ها و اشکال های فراوانی را در تعریف های یاریگری و به تبع آن در طبقه بندی های غالبا دوتایی آن به وجود آورده است. کارهای میدانی تنی چند از مردم نگاران و مردم شناسان ایرانی در چند دهه گذشته، خوشبختانه پایه ای از توصیف های نسبتا دقیق و واقعی را فراهم ساخته است تا بتوان از آن پایگاه و منظر به نقد تعریف ها و طبقه بندی های موجود دست زد. جان کلام نوشته حاضر این است که طبقه بندی های موجود فاقد ملاک و قدرت لازم برای جداسازی ماهوی انواع یاریگری از یکدیگر می باشند. اگرچه پس از طبقه بندی های جوهری اولیه می توان و حتی لازم است از همه این گونه شناسی های غالبا دوتایی برای طبقه بندی های ثانویه و تدقیق کار سود جست. در پایان، مقاله اشاره ای نیز به تحولات انواع جوهری یاریگری در طول تاریخ دارد.
بررسی دلایل و آثار افزایش سن ازدواج دختران روستایی در آشتیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خانواده یکی از نهادهای اجتماعی است که به لحاظ تأثیرگذاری بر اعضای خود و نیز بر سطوح مختلف جامعه، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. همانطور که می دانیم عامل پیدایش خانواده ازدواج است. پس سلامت جامعه و خانواده وابسته به ازدواجی سالم و پردوام است. بنابراین پرداختن به موضوع ازدواج و موانع و مشکلات بر سر راه آن، به عنوان یک مسأله اجتماعی نیازمند تحقیق و بررسی است. در این مقاله نیز که برگرفته از پژوهشی تحت عنوان «بررسی دلایل و آثار افزایش سن ازدواج دختران در روستاهای شهرستان آشتیان در سال 1385» است، سعی می شود با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی به بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر بالا رفتن سن ازدواج دختران روستا و آثار ناشی از آن پرداخته شود. چرا و چگونه زندگی در این محیط روستایی و مشکلات اجتماعی ناشی از آن مانند فقر اقتصادی و بیکاری، به مهاجرت، ازدواج و سکونت دائم پسرهای روستا در شهرها و عدم تعادل جنسی در روستا منجر می شود؛ به نحوی که باعث افزایش تعداد دختران مجرد ساکن در روستا و تأخیر در سن ازدواج آنها شده و ممکن است افزایش آسیب ها و انحرافات اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
«چپ اسلامی» و «توسعه لیبرالی» در ایران (مورد مطالعه: سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تأملی جامعه شناختی در رویکرد جناح «چپ سنتی» به «توسعه» در سال های پس از جنگ (1376- 1384) است. توسعه در این پژوهش به تغییر اجتماعی سازمان یافته تعبیر شده است. در این پژوهش، در قالب مطالعه ای موردی بر سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی- به عنوان یکی از مهم ترین و منسجم ترین و «ایدئولوژیک ترین» تشکل های این جناح- تمرکز شده است. سپس نقد آنان بر سیاست تعدیل اقتصادی و واکنش آنان به نسخه ای از همین سیاست و مشارکت آن ها در «پروژة توسعة سیاسی» در عصر اصلاحات در چارچوب تغییر مناسبات سیاسی و ایدئولوژیک پی گرفته شده است. این تشکل پیش از دوم خرداد منتقد جدی سیاست تعدیل اقتصادی بود و آن را «پروستاریکای نظام جمهوری» اسلامی می شمرد. قرارگرفتن در جایگاه اپوزیسیون قانونی، فروپاشی شوروی و «بحران» در ایدئولوژی چپ، تغییرات اجتماعی و فرهنگی و برآمدن ارزش ها و خواست ها و نیروهای اجتماعی جدید در کشور و مواجهه با بحث های تازة فکری، سازمان را در مدار تحول قرار داده است، اما آنچه معنا و مسیر و نمای بیرونی این تغییر را تعیین می کند، رخدادی پیشامدی و حادث است: دوم خرداد. پس از دوم خرداد سازمان هویتی اصلاح طلبانه می یابد و بازسازی نظم سیاسی را در صدر اهداف خود می نشاند، اما به عنوان عضوی مهم از ائتلاف اصلاح طلبی و با منطق اولویت دادن به بازسازی نظم سیاسی، لاجرم از بخشی از اهداف خویش، به طور عمده در حیطة اقتصاد، پس می نشیند و بر این انگاره تکیه می کند که هر تحولی از مسیر توسعة سیاسی و اصلاح ساخت قدرت می گذرد. این رویکرد پیامدهای متنوعی چه در عرصة نظر و چه در حیطة پرکتیس های سیاسی و اجتماعی دارد. در پژوهش حاضر، سویه های مختلف این رویکرد و ناسازه های مضمر در آن نشان داده می شود.
گفتمان
بررسی بحران هویت در بین دانش آموزان (نمونه موردی دانش آموزان شهر لار در سال تحصیلی 85 - 1384)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"هدف این مقاله، بررسی میدانی فرایند هویت یابی و بحران هویت در بین دانش آموزان است. بحران هویت عبارت است از وجود تزلزل و ابهام در تعریفی که فرد از خود و وجود خود دارد و مانع از آن می شود که به سوالات اساسی «من کیستم؟» و «چه می خواهم» پاسخ دهد.
در این تحقیق، تئوری های مکتب روانشناسی گشتالت، مکتب روانشناسی رشد و مکتب جامعه شناسی کنش متقابل گرا بررسی می شوند و در نهایت، با تحلیل نظریه های اریکسون و استرایکر و تلفیق آنها، مدل تحلیلی تحقیق ارایه می گردد. در این مدل، دو بعد شناختی و ارزشی در هویت شناسایی می شود، به گونه ای که پاسخ به سوال «کیستم؟»، به عنوان بعد شناختی و پاسخ به سوال «چه می خواهم؟» به عنوان بعد ارزشی فرایند هویت یابی مطرح گردد.
داده ها به روش پیمایشی و با استفاده از تکنیک مصاحبه و پرسش نامه جمع آوری شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان دبیرستان های شهر «لار» است و حجم نمونه 260 نفر محاسبه گردید."
قومیت و باروری : تحلیل رفتار باروری گروه های قومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
"قومیت به عنوان زمینه ای که رفتار باروری در آن شکل می گیرد، جایگاه اساسی در مطالعات باروری در جوامع چند قومیتی دارد. با این حال، علی رغم ساختار چند قومیتی ایران هنوز تحقیقات اندکی در زمینه ارتباط قومیت و باروری صورت گرفته است. مقاله حاضر با استفاده از داده های طرح (بررسی ویژگی های اقتصادی اجتماعی خانوار 1380)، به آزمون تئوری ها و فرضیه های مربوط به رابطه قومیت و باروری در ایران می پردازد. یافته های تحقیق بیانگر تفاوت های قومی باروری در ایران می باشد. برای تبیین این تفاوت ها، از دو فرضیه همانندی مشخصه ها و اثر قومی/ فرهنگی استفاده شده است. نتایج تحلیل آماری نشان داد که تفاوت های قومی باروری، به طور چشمگیری، بعد از کنترل مشخصه های اجتماعی- جمعیتی به ویژه تحصیلات کاهش یافته و تا حدی در رفتار باروری و گروه های قومی همانندی و همگرایی ایجاد می شود. با این حال، این همانندی و همگرایی کامل نیست و علی رغم کنترل آماری مشخصه ها، هنوز برخی از تفاوت های قومی باروری بدون تبیین باقی می ماند. تفاوت های باقیمانده را می توان از یکسو ناشی از الگوهای متفاوت تعیین کننده های بلا فصل باروری در بین گروه های قومی و از دیگر سو، متاثر از فرهنگ تاریخ اجتماعی، ارزش ها، هنجارها و اعتقادات خاص قومی دانست. مطالعات جمعیت شناسی مردم شناسانه با به کار گیری روش های کیفی می تواند شناخت عمیق تری نسبت به تاثیر هنجارها، ارزش ها و فرهنگ قوی بر رفتارهای باروری در ایران ارایه نماید.
"
بررسی ارتباط بین نظام ارزشی نوجوانان و هویت ملی آنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، بررسی ارتباط میان نظام ارزشی نوجوانان و هویت ملی آنان است. بر این اساس، تعداد 984 نفر از نوجوانان دبیرستان های شهر تهران که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده بودند، مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در تحقیق حاضر، شامل دو پرسشنامه ارزش های ادواری شوارتز و پرسشنامه محقق ساخته بوده است. اعتبار و روایی پرسشنامه های مورد استفاده در حد مطلوبی بوده است. بر اساس نتایج به دست آمده، مشخص شد که بالاترین میانگین را در بین ارزش های دهگانه، همنوایی و پایین ترین رتبه را در سنت ها و لذت گرایی به دست آورده است. به علاوه، نتایج حاکی از آن است که بین گرایش نوجوانان به نظام ارزشی و هویت ملی آنان ارتباط معنادار وجود دارد. نتایج یافته های تحقیق حاضر با سایر مطالعات نیز همخوانی دارد.
اقتدار دینی
فراوانی اختلالات روانی در مجرمان قتل عمد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
"طرح مساله: با رشد روزافزون جرم و جنایت در جامعه بشری، جرم شناسان تاکنون برعلل بی شماری در این باره انگشت نهاده اند. این تحقیق به بررسی برخی از اختلالات روانی در مرتکبان قتل عمد می پردازد.
روش: این مطالعه به صورت مقطعی در طی سالهای 79 - 80 بر روی 136 زندانی با جرم اثبات شده قتل عمد در زندانهای شهر تهران صورت گرفته است. در این پژوهش با استفاده از Rـ90ـ SCL اختلالات روان این مجرمان بررسی شده است. اطلاعات و داده های به دست آمده از این آزمون، تحت بررسی توصیفی و آزمون آماری خی دو قرار گرفت.
یافته ها: بر طبق نتایج به دست آمده، سن اکثر مجرمان بین 30 تا 37 با میانگین 33.6 سال بوده از نظر وضعیت سلامت روان، حدود 87% آنان از نوعی اختلال روان رنج می بردند که در این میان پرخاشگری، اضطراب و شکایات جسمانی، بیشترین و وسواس و ترس مرضی کمترین آنان را شامل می شد (P<0.01).
نتایج: به رغم آنکه مطابق قانون، این اختلالات روانی رافع مسوولیت کیفری نیست و فقط جنون، محجوریت و نظایر آن مسوولیت جزایی (کیفری) فرد را ساقط می کند، ولی باید توجه کرد که ممکن است در زمینه اختلالات خفیف روان شناختی، احتمال ارتکاب جرایم سنگین افزایش یابد.
"
فرهنگ رسانه ای و سیاست فرهنگی مطالعه تطبیقی در کشورهای توسعه یافته و کمتر توسعه یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
این مقاله با هدف مقایسه رابطه بین سیاست فرهنگی و فرهنگ رسانه ای موجود در کشورهای توسعه یافته و کمتر توسعه یافته نوشته شده است. رسانه های جمعی و به طور ویژه تلویزیون، به دلیل نقش تربیتی - تفریحی مهمی که در جامعه ایفا می کنند، همواره مورد توجه اند و از طرفی نیز به لحاظ سیاستهای فرهنگی خود، که به علت گستره وسیع مخاطبان به سمت اشاعه فرهنگ متوسط گرایش داشته اند، بعضا مورد انتقاد قرار گرفته اند، از این رو در مقاله پیش رو، بررسی و نقد سیاستهای فرهنگی حاکم بر رسانه ها، هم زمان با توصیف چشم اندازهای تصویری فرهنگ رسانه ای و مقایسه کیفی آن، مطمح نظر قرار گرفته است.
بررسی روند دگرگونی ارزشی در ایران (1353- 1388)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله روند تحول ارزش های اجتماعی جامعه ایران در تحقیقات انجام گرفته از سال 1353- 1388 بررسی شده است. انقلاب اسلامی با اتکا به ارزش های معنوی و متعالی به پیروزی رسید و پس از انقلاب نیز نظام سیاسی برآمده از آن درصدد گسترش و تعمیق هر چه بیشتر این ارزش ها برآمد؛ بنابراین شناخت تغییرات احتمالی ارزش های اجتماعی جامعه ایران در طول این سال ها از اهمیت بسزایی برخوردار است. این مطالعه بر اساس تحلیل ثانویِ نتایج پیمایش های ملّی سال های 1353- 1388، به بررسی روند تغییرات ارزش های اجتماعی جامعه ایران در این بازه زمانی پرداخته و مهم ترین نتایج آن به این شرح است: 1. میزان اهمیت ارزش های مادی برای جامعه ایران از دهه پنجاه تا دهه سوم انقلاب افزایش داشته است؛ 2. نسبت اهمیت بیشتر شاخص های ارزش های معنوی از دهه پنجاه تا دهه سوم انقلاب کاهش یافته است؛ 3. میزان اهمیت ارزش های مادی و معنوی برای گروه سنی پنجاه به بالا (جوانان قبل از انقلاب) بیشتر از گروه سنی جوانان امروزی است.
اسلام گرایی: گفتمان مقاومت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئلة اساسی این مقاله،اسلام گرایی به عنوان گفتمان سیاسی- اجتماعی است. فرضیة پژوهش این است که گفتمان اسلام گرایی نوعی مقاومت دربرابرسلطةگفتمان مدرنیتة غربی است. گفتمان اسلام گرایی با تعریف سیاسی از اسلام، نیروهای به حاشیه راندة گفتمان مدرنیزاسیون را جذبمی کند. این گفتمان با صورت بندی جدیدیاز اسلام، الگوی بدیلی برای مدیریت جامعهپیشنهاد می کند. گفتمان اسلام گراییمدرنیزاسیون غربی درکشورهای اسلامی را به چالش می کشد. اسلام گرایان با به دست دادن روایتی سیاسی از اسلام، به گردآورینیروهای مقاومت دربرابر سلطة گفتمان مدرنیتة غربی می پردازند.
ریشه یابی علل بروز فساد اخلاقی در ایران
حوزههای تخصصی:
تحلیل جامعه شناختی افزایش سن ازدواج؛ با تاکید بر عوامل فرهنگی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تشکیل خانواده از طریق ازدواج، در همه جوامع و ادیان آسمانی و بشری، نقش بسزایی در سلامت و بهداشت افراد و جامعه داشته، منشأ زاد، ولد و بقاء و تداوم نسل می باشد. با تحولات صورت گرفته در جوامع گوناگون، خانواده نیز دچار تحول و به معامله ای تجاری تبدیل و از فلسفه واقعی خود فاصله گرفته است. افزایش سن ازدواج، و عدم تمایل به فرزندآوری در زوج های جوان، از جمله این تحولات و معضلات کنونی جامعه اسلامی ماست. به نظر می رسد، ناهمزمانی وقوع بلوغ جنسی و عاطفی و بلوغ اجتماعی و اقتصادی، که خود متأثر از مدرینته است، عامل اصلی این مهم است. افزون بر، اضافه شدن شرط هایی همچون داشتن شغل، درآمد مناسب و برخورداری از تحصیلات عالی برای ازدواج و... دامنه سن ازدواج را در جامعه ما افزایش داده است. این مقاله، با رویکرد تحلیلی و اسنادی، به تحلیل جامعه شناختی عوامل فرهنگی افزایش سن ازدواج می پردازد.
بررسی عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی (مورد مطالعه: شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بی علاقگی، بی اعتنایی و بی تفاوتی افراد نسبت به مشارکت اجتماعی- سیاسی، مسئولیت های اجتماعی، فعالیت های دگرخواهانه و درگیری فعال مدنی در مسائل اجتماعی، نشانگر انسان و جامعه ای است که یا با مسأله ای اجتماعی مواجه است و یا تکامل و توسعه لازم را نیافته است. اهداف این پژوهش، بررسی میزان شیوع و عوامل مؤثر بر بی تفاوتی اجتماعی و سنجش همبستگی آن با متغیرهای زمینه ای سن و جنس و پنج متغیر مستقل به منظور تعیین میزان اثرگذاری هر یک از آن ها بر بی تفاوتی اجتماعی بود. پیمایش بر روی نمونه ای 384 نفر از شهروندان 18 سال به بالای شهر دزفول در سال 1392 انجام شد. بین متغیرهای مستقل پایگاه اجتماعی- اقتصادی، احساس ازخودبیگانگی، احساس همدلی، احساس ناامنی، و سرمایه اجتماعی همبستگی معناداری به دست آمد. با توجه به نتایج تحلیل رگرسیون مشخص شد که حدود 30 % تغییرات بی تفاوتی اجتماعی به وسیله پنج متغیر احساس همدلی، احساس ازخودبیگانگی، سرمایه اجتماعی، احساس ناامنی و پایگاه اجتماعی- اقتصادی که به ترتیب تأثیر گذارترین عوامل بر بی تفاوتی اجتماعی شهروندان دزفولی می باشند تبیین شده است.
تحلیل خلاف واقع در تبیین های تاریخی علوم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل خلاف واقع یعنی کنکاش در چیزهایی که رخ نداده اند ولی می توانستند رخ دهند. خلاف واقع ها، «آزمایش های ذهنی» هستند که با انجام آن ها، این امکان برای ما فراهم می شود تا تاریخ را در ذهن خویش به شکلی نسبتا متفاوت از آنچه که عملا وقایع در آن رخ داده اند، تکرار و فرضیات موردی را بر اساس شواهد قابل دست رس آزمون نماییم. محققان تاریخ محور در علوم اجتماعی غالبا به دنبال تبیین نتایج خاص در یک یا چند مورد منفرد هستند. در مقاله حاضر تلاش شده است تا به طور مستدل نشان داده شود که این نوع تبیین های تاریخی معمولا بر تحلیل خلاف واقع ابتنا دارند. به بیان دیگر، نشان داده شده است که اگر بخواهیم به مطالعه علی گذشته یا ارزیابی یک تبیین تاریخی بپردازیم، چاره ای جزء اقامه استدلال خلاف واقع نداریم. در این مقاله، ابتدا، چهار نوع مختلف از علیت، یعنی: شرط لازم و غیرکافی، شرط کافی و غیر لازم، شرط لازم و کافی، و شرط نا لازم که در تبیین های تاریخی مورد استفاده قرار می گیرند، تشریح شده اند. سپس، نسبت هر یک از این علل با تحلیل خلاف واقع مورد وارسی قرار گرفته است. در مرحله بعد، نسبت تحلیل خلاف واقع با تبیین های زنجیره ای تاریخی مورد بررسی قرار گرفته است، تبیین هایی که به تسلسل یا توالی هایی از عوامل علیِ بهم پیوسته ارجاع داشته و نتایج تاریخی را از طریق وقایع بهم پیوسته ای که در طول زمان برملا می شوند، تبیین می کنند. در پایان، اهمیت خلاف واقع ها در آزمون فرضیات علّی در مطالعات علوم اجتماعی که ماهیت تاریخی دارند مورد کنکاش قرار گرفته است