فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶٬۴۸۱ تا ۶٬۵۰۰ مورد از کل ۶٬۶۶۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
مکان یابی مناسب پارک ها و فضاهای سبز شهری همواره در برنامه ریزی های شهری و دستیابی به توسعه پایدار شهری اهمیت زیادی داشته است. هدف این پژوهش، شناسایی و طبقه بندی معیارهای مؤثر در مکان یابی پارک ها و فضای سبز شهری در مقالات علمی-پژوهشی ایرانی با استفاده از روش فرا ترکیب است. واحد تحلیل در این پژوهش، مقاله های علمی – پژوهشی فارسی زبان با نمونه مطالعاتی داخلی است که در پایگاه اطلاعاتی نظیر Noormags، Magiran، SID، ISC، پرتال جامع علوم انسانی و علم نت، در دوره زمانی 1401-1387 چاپ شده اند. با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی فوق 93 مقاله یافت شد که با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP)، میزان روایی این مقالات موردبررسی قرار گرفت و درنهایت به 65 مقاله کاهش یافت. برای تجزیه وتحلیل مقالات منتخب از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که 81 معیار جهت مکان یابی پارک ها و فضاهای سبز شهری مورداستفاده محققان ایرانی قرارگرفته است که این معیارها به 35 معیار اصلی تبدیل و در 6 مؤلفه (دسترسی و فاصله از کاربری های شهری، کالبدی، زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و حقوقی) طبقه بندی گردید. در بین معیارهای شناسایی شده، مهم ترین آن ها عبارت اند از فاصله از مراکز آموزشی، دسترسی به شبکه ارتباطی، فاصله از فضاهای سبز موجود، فاصله از مراکز فرهنگی- مذهبی، فاصله از مراکز مسکونی و تراکم جمعیت. یافته های این تحقیق می تواند راهنمای مناسبی برای پژوهشگران و برنامه ریزان و مدیران در زمینه مکان یابی پارک ها و فضاهای سبز شهری باشد
تحلیل جغرافیایی شاخص های عینی و ذهنی توسعه فضای سبز شهری دزفول با رویکرد زیست پذیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای سبز شهری به عنوان یکی از عناصر کلیدی در طراحی و برنامه ریزی شهری، نقش حیاتی در ارتقاء کیفیت زندگی شهروندان و حفظ سلامت محیط زیست ایفا می کند. این رو هدف این مقاله تحلیل جغرافیایی شاخص های عینی و ذهنی توسعه فضای سبز شهری دزفول با رویکرد زیست پذیری است. تحقیق حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر ماهیت، توصیفی با رویکرد پیمایشی است. جهت گردآوری داده و اطلاعات از دو روش کتابخانه ای و میدانی (پرسشگری) استفاده شده است. برای جمع آوری داده و اطلاعات در مطالعات میدانی، از روش کیفی دلفی استفاده شده است. در تجزیه تحلیل یافته های این تحقیق، از مدل آراس به منظور تعیین اهمیت شاخص های عینی و ذهنی و از فنون آماری آزمون مدل سازی معادله ساختاری واریانس محور و مدل سازی معادل ساختاری کوواریانس محور به منظور تعیین روابط اثرات استفاده شده است. و در پایان به منظور تحلیل جغرافیایی در مناطق سه گانه از پهنه بندی کریجینگ استفاده شد. نتایج نشان می دهد که شاخص نظیر، تنوع انواع پارک ها و باغات با امتیاز جمع 23 و میانگین رتبه 2.3 تعداد کل پارک ها و باغات عمومی در شهر با جمع امتیاز 31 و میانگین رتبه 3.1 و مساحت کلی پارک ها و باغات عمومی با جمع امتیاز 42 و میانگین رتبه 4.2 در رتبه های اول تا سوم هستند. شاخص های عینی توسعه فضای سبز دزفول 76 درصد از واریانس متغیر زیست پذیری را تبیین می کند بنابراین فرضیه پژوهش مبنی بر اینکه توسعه شاخص های عینی بر ارتقا زیست پذیری شهر دزفول اثرگذارند، تأیید می شود. همچنین نتایج تحلیل جغرافیایی نشان می دهد بیشترین پهنه در طیف متوسط است
قابلیت های محیطی مؤثر بر خودآگاهی در مجموعه های مسکونی منتخب شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به اعتقاد صاحبنظران، اگر قرار باشد نسخه ای جهت تغییر و بهبود کیفیت زندگی انسان نوشته شود، باید بر اساس خودآگاهی باشد که آشنایی با خویش و پیرامون خود را در پی دارد. یکی از منابع خودآگاهی، محیط است. محیط زندگی، توانایی به کارگیری مجموعه ای از قابلیت های محیطی جهت رسیدن به معیارهای خودآگاهی را دارد. از این حیث، مسکن که بیش از همه در ارتباط تنگاتنگ با زندگی درحال تحول انسان قرار دارد و متعاقبا مجموعه مسکونی، به علت ضرورت شناخت شیوه تفکر و تلقی از یک کل یکپارچه، با توجه به اجتماع پذیری بالای این گونه مسکونی مطرح می شود. این نوشتار به عنوان رویکردی علمی، به دنبال رابطه بین محیط مجموعه مسکونی و خودآگاهی، بر اساس ترکیبی از تحقیق بنیادی و اکتشافی است که در فرایند اجرا به صورت ترکیبی(کیفی وکمی) می باشد. تحقیق کیفی به صورت توصیفی-تحلیلی، به جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای پرداخته و سپس به صورت اکتشافی، از طریق مصاحبه است. توزیع پرسشنامه در میان ساکنین مجموعه های مسکونی شهر مشهد و تحلیل با استفاده از الگوسازی معادله های ساختاری و تحلیل عامل تاییدی مرتبه دوم با نرم افزار اسمارت پی ال اس، انجام گردیده است. نتایج حاکی از آن است که خودآگاهی در ارتباط با محیط، دارای پنج سطح (تمایز، موقعیت، شناسایی، ماندگاری و متا) بوده و گذر رازآلود، تداوم سناریوها، سازماندهی عملکردی، هویت پذیری و حضورطبیعت بترتیب بعنوان مؤثرترین قابلیت های محیطی در سطوح مذکور می باشند. در تعیین اهمیت سطوح، سطح ماندگاری که امکان تشخیص خود در شرایط و زمان های مختلف توسط محیط را فراهم می سازد، به عنوان مهمترین سطح خودآگاهی در مجموعه مسکونی تعیین گردید. در این میان، قابلیت های کالبدی بیش از سایر قابلیت ها در تامین سطوح خودآگاهی، مؤثر واقع شد و سایر قابلیت ها، به تنهایی امکان تامین سطوح خودآگاهی در مجموعه مسکونی را نداشتند.
برنامه ریزی محلات دوستدار کودک با تأکید بر مشارکت پذیری؛ نمونه مطالعاتی محله پونک جنوبی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرها با چالش های بسیاری روبرو هستند که یکی از این چالش ها بی توجهی به کودکان است و محلات به عنوان یکی از نطفه های حل مسائل شهر است که می توان از ظرفیت های آن بهره برد و کودکان به عنوان قشر آسیب پذیر باید نظر آن ها در رابطه با محیط زندگیشان مورد توجه برنامه ریزان قرار گیرد، به این دلیل که کودکان علایق بیشتری برای حضور در محله پیدا کند. بنابراین هدف پژوهش شناسایی راهکارهای برنامه ریزانه برای ایجاد محلات دوستدار کودک به منظور ارتقاء مشارکت پذیری در محله پونک جنوبی تهران است که در پژوهش های اخیر کمتر به آن توجه شده است. بنابراین این پژوهش سعی دارد شاخص های مطرح شده در ابعاد مختلف محلات دوستدار کودک را با توجه به مشارکت پذیری مطرح نماید. روش تحقیق توصیفی –تحلیلی و نوع پژوهش از نوع کاربردی است و برای تعیین حجم نمونه از روش کوکران استفاده شد که 380 پرسش نامه با توجه به جمعیت هر یک از بلوک ها به روش تصادفی ساده بین ساکنان محله با جامعه آماری 35408 نفر به دلیل اصل عدالت در انتخاب افراد در نمونه مطالعاتی برگزیده شده است و برای تحلیل پرسشنامه از تحلیل رگرسیونی استفاده شد یافته های تحقیق نشان داد که میزان انجام فعالیت های متنوع توسط کودکان در بعد کالبدی، ایمنی کودک در برابر اتومبیل در بعد حمل و نقل بیشترین امتیاز و توجه به رنگ های موردعلاقه کودکان در بعد کالبدی، تهویه مسکن در بعد مسکن کمترین امتیاز را کسب کرده اند. درنتیجه می توان با مشارکت کودکان محلات را به مکانی طبق میل و خواسته کودک تبدیل کرد که امنیت، حس تعلق، حضور پذیری در آن بالاست.
سنجش و ارزیابی جانمایی دروازه های تاریخی شهر کرمان با محوریت احیاء و بازآفرینی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر بر آن است که با هدف سنجش و ارزیابی دروازه های تاریخی شهر کرمان نخست به بررسی دروازه های تاریخی و اهمیت آن ها از جایگاه پردازنده های ماهواره ای پرداخته و سپس با دیدی جامع و نظری به جایگاه این دروازه ها مطابق با اصول و معیارهای منتخب بازآفرینی شهری بپردازد. برای پاسخ به این پرسش ها با نگاهی کلان و انتقادی ، با استفاده از روش تحقیق توصیفی - تحلیل محتوا ، با بررسی اسناد و بیانیه های مربوط به دروازه های مربوطه و جمع آوری داده ها از طریق بررسی اسنادی و کتابخانه ای و میدانی، مهمترین معیارهای موثر بازآفرینی شهری بر دروازه های تاریخی مورد بررسی قرار گرفته و سپس اطلاعات به دست آمده با استفاده از پردازش تصاویر نرم افزار SOPI مورد بررسی قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان می دهد که دروازه ها می توانند به طور موثر احیا شده و با بهره گیری از موقعیت استراتژیک و استفاده از شیوه های پایدار به فضاهای شهری پررونق و سرزنده جهت تعاملات اجتماعی شهروندان تبدیل شوند و در عین حال نقشی موثر و کارامد در توسعه پایدار، احیاء و حفاظت آثار و بافت تاریخی باقیمانده شهر کرمان داشته باشند.موقعیت و جایگاه دروازه های تاریخی در افکار عمومی شهر معاصر کرمان قابلیت برقراری هم پیوندی دوباره شهر با ساختار کهن آن را در ادراک شهروندان دارا بوده و بهبود شش دروازه شهر می تواند فضاهای شهری حضورپذیر و پویا را ایجاد کرده و مراکز تجاری یا فرهنگی را نیز توسعه دهد که بر درک شهروندان از شهر و ساختار قدیمی آن نیز تأثیر گذار باشد.
ارزیابی عوامل مؤثر بر وفاداری به گردشگری در مقصد رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور مدیریت بهتر رقابت در بازار گردشگری، مهم است که وفاداری گردشگر نسبت به مقصد درک شود. هدف پژوهش، بررسی تأثیر میانجی رضایت بر اثر انگیزه رانشی و کششی بر وفاداری است. هدف پژوهش کاربردی و از نظر روش پیمایشی و بر اساس "مدل معادلات ساختاری" است. جامعه آماری، از گردشگران داخلی و خارجی تفریحی شهر رشت، تشکیل شده است. از نمونه گیری خوشه ای و از پرسشنامه برای جمع آوری داده استفاده شد. داده های پژوهش با رویکرد حداقل مربعات جزئی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی عوامل قابل توجهی را تعیین کرد، از جمله هشت عامل انگیزه سفر رانشی و ده انگیزه سفر کششی تحلیل های عاملی قابل قبول ارائه کردند. شاخص های نیکویی برازش نشان دادند که مدل اندازه گیری کلی، قابل قبول است و مدل پیشنهادی بر داده های جمع آوری شده با حجم نمونه تناسب دارد. رضایت و وفاداری مقصد به طور همزمان نیز نتایج قابل قبول ارائه کرده اند. این مطالعه قابلیت قابل توجهی برای ایجاد کاربردهای دقیق تری در رابطه با رفتار مقصد، به ویژه در مورد انگیزه، رضایت و وفاداری به مقصد ارائه می کند. بنابراین، پیشنهاد می شود که مدیران گردشگری مقصد، پیامدهای عملی متغیرهای انگیزشی را در نظر بگیرند، زیرا می توانند عوامل اساسی در افزایش رضایت از خدمات و محصولات مقصد و همچنین افزایش وفاداری مقصد را ارتقاء دهند.
تحلیلی بر بحران آب شرب و خانگی در شهر کرمان بر اساس مصارف شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از ابزارهای اصلی رفاه و توسعه جوامع، استفاده بهینه از آب می باشد. در این میان، شهر کرمان با توجه به موقعیت کویری و خشک خود، استفاده بی رویه و غیر علمی از آب به خصوص در بخش خانگی، با بحران و کمبود آب آشامیدنی مواجه است. در این راستا، پژوهش حاضر بحران آب خانگی و شرب در شهر کرمان را مورد تحلیل قرار می دهد. داده و روش: تحقیق حاضر از نظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی و در زمره تحقبقات کاربردی می باشد. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری شده است. جامعه آماری را خانوارهای شهر کرمان برابر با 192365 خانوار و متخصصین شامل می شود که از طریق نمونه گیری کوکران 384 خانوار و دلفی دو مرحله ای (35 متخصص برای پرسش نامه عوامل مؤثر بحران آب خانگی و شرب) به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. اطلاعات پژوهش با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای، معادلات ساختاری و تکنیک ایشیکاوا تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان می دهد که بین میانگین 2/76 با حدمبنای متوسط (3) اختلاف معناداری (0/000) وجود دارد. بنابراین وضعیت مؤلفه های آب خانگی و شرب شهر کرمان در حالت مناسب و مطلوب نیست. نتایج تکنیک ایشیکاوا (استخوان ماهی) نشان می دهد که از اولویت بالا تا پایین، بعد اجتماعی و فرهنگی در سر ماهی و بعد مدیریتی در انتهای ماهی قرار گرفته است. نتابج آزمون معادلات ساختاری حاکی از آن است که مؤلفه اجتماعی و فرهنگی با ضریب مسیر 0/312 بیشترین تأثیر و مؤلفه کالبدی با مقدار 0/224 کمترین تأثیر را بر بحران آب خانگی و شرب شهر کرمان داشته است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت شهروندان با مصرف بی رویه از آب خانگی و مصرفی باعث بحران آب شرب شده اند. از طرفی دیگر مدیریت شهری باید به فعالیت خود در زمینه مدیریت صحیح و یکپارچه آب شرب از طریق نظارت، تبلیغ، اجرای برنامه های آینده نگر و غیره ادامه دهد.
ارزیابی نقش حکمروایی خوب شهر بر تاب آوری محلات شهری، مطالعه موردی: محله شمیران نو تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر پایدار دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
57 - 74
حوزههای تخصصی:
در بیشتر کشورهای درحال توسعه از جمله ایران، نظام برنامه ریزی و مدیریت توسعه شهری به صورت متمرکز است. مداخله قاطع دولت مرکزی در سیاست گذاری و برنامه ریزی های اجتماعی در این کشورها ضعف شدید مدیریت های محلی و نهادهای جامع مدنی را در شهرها به دنبال داشته است. تحقیق حاضر به بررسی رابطه دوسویه دو مفهوم نوین حکمروایی خوب شهری و تاب آوری و ارائه الگوی ساختاری برای محدوده موردمطالعه دارای نوآوری است. هدف این مقاله بررسی تاب آوری شهری با رویکرد حکمروایی خوب شهری در محله شمیران نو است. روش تحقیق حاضر از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ ماهیت، توصیفی- تحلیلی است و ترکیبی از دو روش کیفی (پرسش نامه خبرگان) و کمی (پرسش نامه ساکنان) در محله شمیران نو می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نتایج آزمون کلموگروف- اسمیرونف و نرمال بودن توزیع داده ها، از آزمون تی تک نمونه ای (T-test) استفاده شده است. نتایج یافته های پژوهش نشان می دهد که از بین متغیرهای حکمروایی مطلوب شهری به جز دو متغیر حاکمیت قانون و عدالت و انصاف بقیه متغیرها با متغیر وابسته رابطه معنی داری وجود دارد. برای بررسی ابعاد مختلف تاب آوری محله شمیران نو با توجه به خروجی نتایج آزمون کلموگروف- اسمیرونف و نرمال بودن توزیع داده ها، از آزمون تی تک نمونه ای (T-test) استفاده شده است که نشان می دهد تاب آوری در این محله وضعیت مطلوبی ندارد. به کارگیری اصول حکمروایی خوب شهری ضرورت انکارناپذیر حال و چشم انداز آینده مدیریت شهرهاست. مؤلفه هایی چون شفافیت، پاسخگویی، مشارکت طلبی، قانون مداری، کارآمدی، اجماع گرایی، عدالت، بینش راهبردی و تمرکززدایی می تواند به عنوان برون رفت از مشکلات فعلی و ترسیم مطلوب چشم انداز آینده نقش محوری در برنامه های مدیریت شهری ایران ایفا کند.
تحلیل تأثیر ویژگی های فردی بر تمایل شهروندان به پیاده روی در محیط پیاده مدار، مطالعه موردی: حاشیه مادی نیاصرم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای برنامه ریزی شهری دوره ۱۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
101 - 118
حوزههای تخصصی:
گسترش پیاده مداری به عنوان یک شیوه پایدار حمل ونقل مورد توجه برنامه ریزان شهری قرار دارد. در این راستا بررسی عوامل و موانع مؤثر بر پیاده مداری و سطح فعالیت بدنی شهروندان حائز اهمیت است. هدف مطالعه حاضر تحلیل عوامل مؤثر در بی تحرکی شهروندان با تمرکز بر ویژگی های فردی نظیر جنسیت، وضعیت تأهل، شاخص توده بدنی، تحصیلات، شغل، مصرف دخانیات و مالکیت وسایل نقلیه است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و از روش توصیفی – تحلیلی بهره می برد. جامعه آماری موردبررسی شامل شهروندان ساکن در حاشیه مادی نیاصرم است که از بین آن ها بر اساس فرمول کوکران 390 نفر به عنوان نمونه مورد پرسشگری قرار گرفتند. محور مادی به عنوان یک پیاده راه تأمین کننده فضای پشتیبان پیاده مداری است که در دسترس نمونه موردبررسی قرار دارد و امکان تمرکز بر سایر عوامل مؤثر در بی تحرکی شهروندان را فراهم می نماید. با استفاده از آزمون تی و تحلیل میانگین نتایج پرسش نامه ها مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت و وجود رابطه بین پارامترهای پژوهش بررسی شد. بر اساس نتایج، پیاده روی در زنان و افراد مجرد بیشتر از مردان و افراد متأهل است و با افزایش سن میزان پیاده روی کاهش می یابد، ارتباط معکوس بین میزان پیاده روی و شاخص توده بدنی تأیید شد، به این معنی که میزان پیاده روی در افراد چاق و دارای اضافه وزن کمتر از افراد لاغر و نرمال است. بین شغل افراد و میزان پیاده روی ارتباط معنادار مشاهده شد، همچنین مالکیت وسایل نقلیه و مصرف دخانیات تأثیر منفی بر میزان تحرک افراد دارند. نتایج مطالعه حاضر به عنوان مبنای اولیه در سایر تحقیقات تجربی قابل استفاده است. به منظور دستیابی بهتر به هدف افزایش سطح فعالیت بدنی شهروندان، در کنار توسعه فضاهای پیاده مدار در سطح شهر توجه به تأثیر ویژگی های فردی و انجام برنامه ریزی منسجم و یکپارچه با دیدگاهی جامع پیشنهاد می گردد. همچنین تدوین برنامه های موضوعی نظیر طرح های ارتقای تحرک گروه های جنسی، شغلی و سنی خاص مؤثر خواهند بود.
باز توسعه اراضی قهوه ای و خاکستری با رویکرد توسعه پایدار، مطالعه موردی: منطقه ۳ و ۴ شهرداری کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بازتوسعه یک ی از م ؤثرترین ابزاره ای توس عه پایدار است که موج ب دمی دن زن دگی جدی د در محدوده ه ایی م ی گ ردد که در طی زم ان ه ای گذشته توس عه یافت ه، ام ا در ح ال حاض ر از نق ایص فیزیکی حقیقی و یا ادراکی مانند فضاهای ناکارآم د ی ا آلودگی های زیست محیطی رنج می برد. داده و روش: پژوهش حاضر از نظر ماهیت، از نوع تحقیقات کاربردی و از لحاظ روش، توصیفی-تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات، از طریق روش های کتابخانه ای و مشاهده وضع موجود در محدوده مورد مطالعه تکمیل گردیده است. برای تجزیه و تحلیل وضعیت پراکنش اراضی قهوه ای و خاکستری و تهیه نقشه و نمایش اطلاعات از نرم افزار 10.8 Arc GIS استفاده شده است. یافته ها: این مقاله پس از همپوشانی لایه های مورد نظر سایت های اراضی قهوه ای و خاکستری شهر کرمان، این اراضی را در پنج گروه اراضی قهوه ای و دو گروه اراضی خاکستری طبقه بندی کرده است و به ارائه پیشنهاداتی جهت جبران کمبود کاربری های مورد نیاز در هر منطقه، اصلاح وضع موجود و بازتوسعه اراضی قهوه ای و خاکستری در مناطق 3 و 4 شهر کرمان پرداخته است. نتیجه گیری: نتایج حاصل به این ترتیب است که کل اراضی قهوه ای در منطقه 3 حدود 9 درصد از سطح منطقه و در منطقه 4 حدود 11 درصد از سطح منطقه و به همین نسبت کل اراضی خاکستری در منطقه 3 حدود 12 درصد و در منطقه 4 حدود 23 درصد از سطح مناطق را پوشش می دهند که توجه به ظرفیت های توسعه ای این فضاها خصوصاً فضاهای رها شده و بلااستفاده درون مناطق شهری کرمان و اتخاذ راهکارهایی به منظور باز توسعه این فضاها، ضمن کاهش الگوی پراکندگی شهری و اتخاذ راهکارهایی به منظور بازتوسعه این فضاها، منجر به تحقق انگاره توسعه پایدار خواهد شد.
بررسی رابطه بین شکاف نسلی و بروز رفتارهای پرخطر (مورد مطالعه: مناطق حاشیه نشین شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه یکی از مسائلی که سلامت خانواده و به مراتب سلامت جامعه را تحت تاثیر قرار داده و پیامدهای مخرب و جبران ناپذیری در پی داشته است، شیوع رفتارهای پر خطر در میان اقشار مختلف، به ویژه در بین جوانان می باشد. در سال های اخیر با توجه به تغییرات سریع اجتماعی، از سوی سازمان های بهداشتی، مجریان قانون و سیاست گذاران اجتماعی بروز این رفتارها، به عنوان یکی از مهمترین مشکلات موجود در جامعه مورد توجه قرار گرفته است. در این راستا، پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی رابطه بین شکاف نسلی و بروز رفتارهای پرخطر در بین جوانان حاشیه نشین شهر قزوین انجام شده است. داده و روش: روش تحقیق مورد استفاده در پژوهش حاضر، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه جوانان 29-15 سال شهر قزوین می باشد که در مناطق حاشیه نشین، سکونت دارند. حجم نمونه از طریق فرمول آماری کوکران و به شیوه نمونه گیری هدفمند به تعداد 380 نفر جهت گردآوری اطلاعات لازم انتخاب برآورد شده است. نرم افزار مورد استفاده نیز جهت تجزیه و تحلیل داده ها SPSS می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که همبستگی بین متغیر شکاف نسلی با تمامی مولفه های رفتارهای پرخطر از نظر آماری مورد تایید می باشد، نوع رابطه نیز مثبت و مستقیم بوده است. همچنین متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی توانسته اند 2/43 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین نمایند. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج حاصل، تعامل و بین دو نسل جوانان و والدین و مذاکره بر سر ارزش های مورد منازعه براساس الگوهای منطقی و اهمیت دادن به انتظارات و ارزش های جوانان توسط نسل بزرگسال بیش از پیش ضروری است.
بررسی تأثیر تاب اوری اجتماعی و اقتصادی بر سلامت روان در دوره کرونا (مورد: شهر ارومیه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گسترش ویروس کرونا که باعث مرگ و میر فراوان در سکونتگاه های انسانی و به خطر افتادن سلامت عمومی مردم شده است، درنتیجه توجه برنامه ریزان شهری و سیاست گذاران را به ضرورت ارتقای تآب آوری در برابر همه گیری های آینده جلب کرده است. هدف این مطالعه سنجش تاب آوری چند بعدی اجتماعی-اقتصادی در مناطق شهر ارومیه می باشد و تأ ثیر آن بر سلامت روان شهروندان می باشد. داده و روش: این پژوهش از نوع پیمایشی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی با هدف کابردی تنظیم و اطلاعات به صورت میدانی و با استفاده از پرسشنامه محقق ساخته به دست آمده است. جامعه آماری، شهروندان 5 منطقه شهر ارومیه بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شده است. یافته ها: نتایج نشان می دهد که میزان تاب اوری اجتماعی و اقتصادی در شهر ارومیه پایین تر از سطح متوسط بوده است ، همچنین میزان آن در بین مناطق شهر ارومیه متفاوت بوده است و منطقه 1 شهر ارومیه بیشترین و منطقه 5 کمترین تاب آوری داشته است. نتایج سلامت روان در شهر ارومیه نیز نشان می دهد که میزان آن در کرونا موج پنجم(دلتا کرونا) با مقدار8/26 از نقطه برش سلامت عمومی بیشتر بوده است و شهروندان به صورت خفیفی از سلامت عمومی رنج می بردند. البته این میزان در بین مناطق شهر ارومیه متفاوت بوده و منطقه 1 وضعیت مطلوبی داشته است. نتیجه گیری: آزمون همبستگی بین تاب آوری اجتماعی-اقتصادی و سلامت روان نشان می دهد که بین تاب آوری اجتماعی و سلامت روان رابطه معناداری نداشته است، در مقابل، رابطه معناداری بین تاب اوری اقتصادی و سلامت روان داشته است و با افزایش تاب اوری اقتصادی ، سلامت روان نیز افزایش می یابد.
سنجش و ارزیابی کیفیت متدها و الگوهای بهینه ذهنی سفر درون شهری (مطالعه موردی: شهر کرمان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برنامه ریزی الگوهای بهینه سفر شهری شامل تجزیه و تحلیل داده ها در مورد روندهای فعلی و آتی در تقاضای حمل و نقل، ارزیابی زیرساخت های موجود و پیشرفت ها یا گسترش های بالقوه برای برآورده کردن نیازهای حمل و نقل جمعیت در یک راه کارآمد و پایدار بوده است. داده و روش: روش تحقیق پژوهش حاضر به لحاظ ماهیت پژوهش در زمره تحقیقات اکتشافی؛ به لحاظ نوع پژوهش بنیادی؛ به لحاظ استراتژی پژوهش دارای استراتژی استقرایی؛ به لحاظ ماهیت داده ها از نوع پژوهش های آمیخته(کیفی-کمی) و از نوع نظریه داده بنیاد بر اساس مدل اشتراوس و کوربین است. یافته ها: سفرهای انجام شده با الگوی کار شخصی ، تفریح و تحصیلی بیشترین حجم سفرها و سفرهای انجام شده با الگوی خرید و هیچ سرخانه کمترین حجم سفرها را در این دوره زمانی به خود اختصاص داده اند. در مورد سفرهای شغلی بیشترین تعداد این سفرها از منطقه 1 به 3 انجام می شود. یافته های به دست آمده ازالگوهای سفر نشان از این دارد که محدوده مرکزی شهر کرمان شامل( میدان ولیعصر(عج)، میدان آزادی، خیابان استقلال، بلوار جمهوری اسلامی، فیروزه، بهمنیار و خیابان شهید صدوقی بیشترین مییزان سفرهای درون شهری را به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری: به استناد کلیه تحلیل های کمی و کیفی صورت گرفته در خصوص سفر درون شهری کرمان و یافته های به دست آمده از نظریه رویشی در قالب نرم افزار مکس کیودا می توان گفت؛ بین تقاضای سفر درون شهری کرمان با الگوهای بهینه رفتاری، باورها، ارزش ها و نیازهایی که تأثیر قابل توجهی بر اهداف سفر درون شهری دارند رابطه مستقیمی وجود دارد و الگوی بهینه ذهنی تقاضای سفر درون شهری می تواند به عنوان یک الگوی مطلوب در برنامه ریزی حمل و نقل شهری مورد استفاده قرار گیرد که در برگیرنده استفاده از حمل و نقل عمومی خواهد بود.
استفاده از روش خوشه بندی و مدل TOPSIS برای ارزیابی اثرات پراکنده رویی شهری بر میزان احساس امنیت شهروندان (مطالعه موردی: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پراکنده رویی شهری از جمله موضوعات محوری شهرسازی است که ناشی از رشد فیزیکی ناموزون کالبد شهر و عدم تناسب آن با رشد جمعیت شهر است. این پژوهش با هدف شناخت اثرات پراکنده رویی بر ابعاد اجتماعی به ویژه بر احساس امنیت شهروندان در محلات مختلف شهر یزد انجام شده است. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از حیث روش، توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش به منظور گردآوری اطلاعات از روش های اسنادی و میدانی استفاده شده و جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه ساکنان 15 تا 65 سال واقع در محلات شهر یزد در سال 1400 بوده و حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 384 نفر برآورد شده است. برای تحلیل داده ها، از مدل تاپسیس جهت تفکیک محلات شهر یزد به دو دسته متراکم و پراکنده، بر اساس شاخص های تراکم جمعیت، متوسط مساحت پلاک های مسکونی و نسبت مساحت اراضی خالی به کل مساحت محله استفاده شده و از مدل تحلیل خوشه ایK-Means برای بررسی احساس امنیت در سطح محلات، بر اساس شاخص های احساس امنیت اجتماعی- رفتاری، اقتصادی و کالبدی- محیطی در قالب پرسشنامه و به صورت طیف لیکرت پنج سطحی استفاده شده است. یافته ها نشان دهنده آن است که میانگین مؤلفه های احساس امنیت، مقادیر متفاوتی را نشان داده، به نحوی که نمی توان به صورت کلی وضعیت مطلوب را در محلات متراکم یا پراکنده مشخص کرد. بر همین مبنا تحلیل خوشه ای، محلات را در سه سطح احساس امنیت بالا، متوسط و پایین مجزا کرده و بر اساس این تحلیل می توان گفت که در خوشه ای که عمده محلات متراکم قرار گرفته، احساس امنیت اقتصادی بالاتر بوده و در خوشه ای که عمده محلات پراکنده قرار گرفته، احساس امنیت کالبدی- محیطی با توجه به ساخت و سازهای جدید بالاتر بوده است و احساس امنیت اجتماعی- رفتاری در هریک از خوشه ها در سطح متوسط می باشد.
ارزیابی مکان بهینه نیروگاه خورشیدی در استان فارس با استفاده از روش های تصمیم گیری چندمعیاره و یک رویکرد یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
88 - 109
حوزههای تخصصی:
مقدمه انرژی نقشی حیاتی در توسعه پایدار و بهبود کیفیت زندگی انسان ایفا می کند. با افزایش تقاضای جهانی برای انرژی، به ویژه در کشورهای در حال توسعه، نیاز به گذار به سمت منابع انرژی تجدیدپذیر بیش از پیش احساس می شود. در میان این منابع، انرژی خورشیدی و به ویژه فناوری فتوولتائیک (PV) به دلیل پایداری زیست محیطی، نبود کربن و ظرفیت قابل توجه در کاهش تغییرات اقلیمی جایگاه ویژه ای دارد. ایران، به دلیل قرار گرفتن در منطقه ای با پتانسیل بالای تابش خورشیدی، موقعیت مناسبی برای بهره برداری از انرژی خورشیدی دارد. این کشور با میانگین سالانه 1800 کیلووات ساعت بر مترمربع تابش خورشیدی و بیش از 280 تا 300 روز آفتابی در سال، فرصت ایده آلی برای توسعه نیروگاه های خورشیدی فراهم آورده است. با این حال، علی رغم این ظرفیت چشمگیر، ایران هنوز به طور کامل از انرژی خورشیدی بهره برداری نکرده است که یکی از دلایل اصلی آن، چالش های مربوط به انتخاب مکان های بهینه برای احداث نیروگاه هاست. اثربخشی پروژه های نیروگاه خورشیدی به شدت به انتخاب مناسب ترین مکان ها برای احداث نیروگاه وابسته است. انتخاب بهینه مکان نه تنها بازدهی تولید انرژی را به حداکثر می رساند، بلکه اثرات زیست محیطی و هزینه های اقتصادی را نیز کاهش می دهد. در مقابل، انتخاب نامناسب مکان می تواند به کاهش راندمان، اتلاف منابع مالی و تشدید تخریب محیط زیست منجر شود. بنابراین، نخستین گام در توسعه نیروگاه های خورشیدی، شناسایی مناطقی با پتانسیل بالای تابش خورشیدی و سایر عوامل کلیدی مانند دسترسی به شبکه برق، منابع آب و زیرساخت هاست. روش های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM) ابزارهای مؤثری برای ارزیابی عوامل مختلف در مکان یابی هستند. همچنین، سیستم های اطلاعات مکانی (GIS) در تحلیل داده های مکانی ارزشمند بوده و امکان ارزیابی دقیق و تصمیم گیری آگاهانه را فراهم می کنند. در سال های اخیر، تکنیک های یادگیری ماشین نیز به عنوان رویکردی نوین برای بهینه سازی فرایند مکان یابی نیروگاه های خورشیدی مطرح شده اند. مواد و روش ها این پژوهش با ترکیب روش های تصمیم گیری چندمعیاره (MCDM)، سیستم اطلاعات مکانی (GIS) و تکنیک های یادگیری ماشین به انتخاب بهینه مکان نیروگاه های خورشیدی در استان فارس می پردازد. در گام نخست، نه معیار کلیدی شامل تابش خورشیدی، دما، شیب، بارش، ارتفاع و نزدیکی به زیرساخت ها شناسایی شد. با استفاده از GIS لایه های مکانی مربوط به این معیارها تولید شد. سپس، دو روش تصمیم گیری چندمعیاره، شامل روش بهترین بدترین (BWM) و روش SWARA، برای وزن دهی به معیارها به کار گرفته شدند و نظریه تلفیق اطلاعات دمپستر شفر برای افزایش قابلیت اعتماد وزن ها از طریق ادغام نتایج دو روش استفاده شد. نقشه تناسب اراضی برای مکان یابی نیروگاه های خورشیدی با استفاده از روش مارکوس تهیه شد. در مرحله بعد، یادگیری ماشین و به طور مشخص رگرسیون بردار پشتیبان (SVR) به کار گرفته شد تا مناسب ترین مناطق برای احداث نیروگاه های خورشیدی پیش بینی شود. فراپارامترهای مدل SVR با استفاده از الگوریتم تکاملی گرگ خاکستری (GWO) بهینه سازی شدند. مدل SVR با داده های مرجع حاصل از نقشه تناسب اراضی تولیدشده توسط روش مارکوس آموزش داده شد. این رویکرد ترکیبی امکان تهیه نقشه ای با قابلیت اعتماد بالا برای مکان یابی نیروگاه های خورشیدی را فراهم کرد و دیدگاه های ارزشمندی درباره ظرفیت توسعه انرژی های تجدیدپذیر در استان فارس ارائه داد. یافته ها نتایج نشان داد بر اساس روش مارکوس، 14 درصد از منطقه مورد مطالعه در استان فارس برای احداث نیروگاه های خورشیدی بسیار مناسب بوده است؛ در حالی که رویکرد مبتنی بر یادگیری ماشین این مقدار را 34 درصد برآورد کرده است. در مجموع، 48 درصد از مساحت استان به عنوان مناطق دارای تناسب خیلی زیاد برای تولید انرژی خورشیدی شناسایی شد. مناطق شمالی، شمال شرقی و مرکزی استان، شامل شهرستان های آباده، سرچهان، پاسارگاد و بوانات به عنوان مکان های اولویت دار برای توسعه نیروگاه های خورشیدی پیشنهاد شدند. علاوه بر این، تحلیل ها نشان داد رویکرد مبتنی بر یادگیری ماشین نسبت به روش مارکوس پیش بینی دقیق تری ارائه می دهد. مدل SVR بهینه شده با الگوریتم GWO به دقت پیش بینی بالایی دست یافت، به طوری که ضریب تعیین (R²) برای داده های آموزشی برابر با 0/9975 و برای داده های آزمون برابر با 0/9923 بود. همچنین، این مدل 48 درصد از منطقه را به عنوان بسیار مناسب برای احداث نیروگاه های خورشیدی طبقه بندی کرد، در حالی که روش مارکوس تنها 39 درصد از منطقه را در این دسته قرار داده بود. ترکیب روش های MCDM، GIS و یادگیری ماشین که در این پژوهش ارائه شد، چارچوبی قدرتمند برای مکان یابی نیروگاه های خورشیدی فراهم می آورد. ادغام MCDM با GIS رویکردی جامع برای ارزیابی عوامل متعدد ارائه می کند، در حالی که افزودن یادگیری ماشین دقت و کارایی انتخاب مکان را افزایش می دهد. نتایج نشان می دهد یادگیری ماشین می تواند به طور چشمگیری قابلیت اعتماد پیش بینی ها را به ویژه در مواجهه با داده های پیچیده مکانی و محیطی بهبود بخشد. یافته های این تحقیق با مطالعات پیشین در حوزه مکان یابی نیروگاه های خورشیدی همخوانی دارد و اهمیت در نظر گرفتن عواملی همچون تابش خورشیدی، نزدیکی به زیرساخت ها و شرایط محیطی را برجسته می سازد. همچنین، استفاده از یادگیری ماشین، نقش فزاینده هوش مصنوعی در بهینه سازی فرایندهای تصمیم گیری در پروژه های انرژی های تجدیدپذیر را تأیید می کند. نتیجه گیری با توجه به ضرورت توسعه انرژی های تجدیدپذیر، مکان یابی بهینه نیروگاه های خورشیدی از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در این پژوهش، ۹ معیار اقلیمی، توپوگرافی و زیرساختی شامل پتانسیل فتوولتائیک، تابش نرمال مستقیم، دما، بارندگی، شیب، فاصله از راه ها، فاصله از گسل ها، ارتفاع و فاصله از مراکز شهری بر اساس مطالعات پیشین انتخاب و با استفاده از رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره و روش های وزن دهی BWM و SWARA مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد پتانسیل فتوولتائیک و تابش نرمال مستقیم مهم ترین معیارها در فرایند مکان یابی هستند. برای افزایش دقت، وزن ها با تئوری دمپستر شفر ترکیب شدند و نقشه تناسب اراضی با روش مارکوس تهیه شد. سپس، با استفاده از الگوریتم بهینه سازی گرگ خاکستری، مدل SVR تنظیم و نقشه تناسب پیش بینی شد که نشان داد حدود 48 درصد از استان فارس از تناسب زیاد و خیلی زیاد برای احداث نیروگاه برخوردار است. در نهایت، شهرستان های آباده، سرچهان، پاسارگاد، بوانات و خرم بید به عنوان اولویت های اصلی شناسایی شدند. نتایج این تحقیق می تواند راهنمای ارزشمندی برای سیاست گذاران و سرمایه گذاران در توسعه پایدار انرژی خورشیدی باشد. این پژوهش اثربخشی ترکیب روش های تصمیم گیری چندمعیاره، سیستم اطلاعات مکانی و یادگیری ماشین را در بهینه سازی فرایند مکان یابی نیروگاه های خورشیدی نشان داد. به کارگیری یک چارچوب تصمیم گیری ترکیبی به توسعه انرژی خورشیدی در ایران و مناطق مشابه با پتانسیل بالای تابش خورشیدی کمک می کند. نتایج این مطالعه دیدگاه های ارزشمندی برای برنامه ریزان انرژی، سیاست گذاران و سرمایه گذاران در انتخاب مکان های مناسب برای زیرساخت های خورشیدی فراهم می آورد. این رویکرد علاوه بر بهینه سازی تولید انرژی، به پایداری محیط زیستی کمک کرده و گذار جهانی به سمت منابع انرژی تجدیدپذیر را تسهیل می کند.
تبیین ابعاد فقهی، حقوقی و اخلاقی پروژه های کلان مقیاس شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
130 - 143
حوزههای تخصصی:
مقدمه در سال های اخیر، پروژه های کلان شهری در سطح جهان گسترش یافته اند. این روزها، این روند در ایران نیز مشاهده می شود. این پروژه ها، به همراه نقش بنیادین و انکارناپذیر خود در هویت فرهنگی و ملی شهرها، به توسعه شهر، ایجاد زیرساخت و ارتقای جایگاه شهر کمک می کنند. در این میان، وظیفه سازندگان شهر این است که توازن میان توسعه های صنعتی و نیازهای انسانی برقرار کنند و راهی را برای غلبه بر توسعه های صنعتی از یک سو و پاسخ به تمامی نیازهای انسانی از سوی دیگر پیدا کنند. بر این اساس، یکی از ایده های مطرح شده برای طراحی شهر، سازه های کلان است. این پروژه ها همواره در ابعاد مختلفی نظیر اجتماعی، اقتصادی و مدیریتی مورد انتقاد قرار گرفته اند. پروژه های کلان پیامدهای مثبت و منفی متعددی را شناسایی کرده اند، اما به دلیل رقابت میان کشورها در زمینه توسعه و جذب سرمایه، این محیط رقابتی قابل اجتناب نیست. نوآوری این پژوهش این است که رویکرد فقهی را برای پاسخ به مسئله پروژه های کلان شهری اتخاذ کرده است که رویکردی نو برای این کار به شمار می آید. هدف این مطالعه نیز استخراج اصول فقهی و اخلاقی در پروژه های کلان شهری است. مواد و روش ها روش تحقیق فعلی توصیفی تحلیلی از نوع تحقیق کاربردی است. پس ابتدا برخی شاخص ها شناسایی شده اند. این داده ها در براساس مطالعات کتابخانه ای و مقالات علمی جمع آوری شده اند، همچنین با بررسی نمونه ها جمع آوری شده اند. به این منظور، اصول فقهی، قانونی و اخلاقی مختلف در حوزه کلان پروژه ها استخراج و براساس مدل مفهومی ارائه شده اند. در مرحله بعد، شاخص های یادشده دسته بندی شده؛ و در مرحله آخر، مؤلفه ها و زیرمؤلفه های مؤثر بر ساخت هر کلان پروژه در شهرهای ایرانی اسلامی به طور دقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در زمینه بررسی ابعاد فقهی، قانونی و اخلاقی مختلف در کلان پروژه ها، از روش تطبیقی و تحلیل محتوای متون استفاده شده است. یافته ها در مرحله اول به کارگیری مدل مفهومی در این تحقیق، مشخص شد که بر اساس جهان بینی اسلامی، چنین باورها و ارزش هایی اصول شهرها را تشکیل می دهند و بر کیفیت زندگی مردم تأثیر می گذارند. در این راستا، پروژه های کلان نیز در سرتاسر جهان، از جمله ایران، محبوبیت یافته و نقش تعیین کننده ای در ابعاد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فناوری در مقیاس محلی، منطقه ای و جهانی بازی کرده اند و بر اساس مدل های رقابت و رویکرد جهانی شدن، باید این باورها و ارزش های اسلامی را دنبال کنند. بنابراین، بر اساس متونی که در این مطالعه ارائه شده، می توان گفت که اگر بخواهیم شهر امروزی را به رنگ اسلامی ایرانی درآوریم و هویت گمشده آن را بازگردانیم، باید از علم فقه و حقوق دینی کمک بگیریم. به عنوان مثال، در فرایند قانون گذاری و برنامه ریزی و اجرای پروژه ها در زمینه برنامه ریزی شهری، منافع عمومی از منافع فردی مهم تر است. همچنین، مواردی نظیر کاهش حریم خصوصی، ایجاد میکرواقلیم و سایه اندازی به خانه های اطراف، افزایش تراکم جمعیت، آلودگی محیط زیست و ترافیک می توانند بر مناطق همجوار تأثیر منفی بگذارند و بر ساختار و عملکرد شهر و چشم انداز آن تأثیر بگذارند. همچنین مشخص شد که انجام اقداماتی که به دیگران آسیب می زند و با ساخت وساز غیرمجاز، چشم انداز ذهنی شهروندان را تخریب می کند، در تناقض با قوانین است. در نهایت، روشن شد که می توان به آرا و روایاتی که از قواعد فقهی مانند تسلط، عدالت و حقوق مردم و محیط زیست استخراج می شود، تکیه کرد. نتیجه گیری در جهان بینی اسلامی باورها، اعتقادات و ارزش های اسلامی، شاکله ایجاد شهرهایی متناسب با کیفیت متناسب با زندگی مردمانش است. در این راستا و در دهه های اخیر، مگاپروژه ها به عنوان ابرساختارهایی که در سرتاسر دنیا و از جمله کشور ایران هم رواج پیدا کرده اند، و در عرصه های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فناوری در مقیاس محلی، منطقه ای، جهانی و مبتنی بر الگوهای رقابت و رویکرد جهانی شدن نقش تعیین کننده یافته اند، باید که از این باورها، اعتقادات و ارزش های اسلامی تبعیت کنند. چنانچه بخواهیم شهرسازی امروز را رنگ و بوی اسلامی ایرانی ببخشیم و هویت از دست رفته آن ها را برگردانیم، ناگزیریم که از علم فقه و قوانین شریعت کمک بگیریم. مسئله اصلی پژوهش پیش رو، جایگاه قواعد فقهی در پروژه های بزرگ مقیاس شهری و آسیب های ساخت پروژه های بزرگ مقیاس از منظر فقه و اخلاق اسلامی بوده که در اینجا با سه دسته از مؤلفه ها: احکام و قواعد فقهی، اصول اخلاقی و احکام حقوقی روبه رو هستیم که در قالب مدل مفهومی ارائه شد. این چارچوب می تواند راه گشای پروژه های بزرگ مقیاس باشد تا نه تنها از نظر اقتصادی و مالی سودآور باشند، بلکه به تولید فضاهایی عادلانه، انسانی، و با احترام به اصول اسلامی منجر شوند و با لحاظ کردن آموزه های اسلامی، طرح هایی مطابق با فرهنگ و نیازهای جامعه ایرانی ارائه دهند، چراکه هم اکنون اغلب مگاپروژه های شهری در ایران ماهیتی متعارض با اصول شهرسازی و معماری شهر ایرانی اسلامی دارند. بنابراین، واکنش مناسب و مؤثر در ارتقای مفهوم مگاپروژه در سایه استفاده از اصول سه گانه قواعد فقهی، اصول اخلاقی و احکام حقوقی است که با کاربست متغیرهای سازنده هریک می توان جنبه ای از ابعاد مگاپروژه را تقویت کرد و کیفیت مطلوبی را برای این پروژه های کلان در مقیاس خرد و سپس در مقیاس بزرگ تر شهری رقم زد.
تدوین راهبردهای تاب آوری اقتصادی برای شهر ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
182 - 195
حوزههای تخصصی:
مقدمه فضای شهرها به دلیل تغییرات زیاد و کنترل نشده در روند افزایش جمعیت، نحوه زندگی مردم و فشارهای محیطی و اقتصادی که در مناطق جغرافیایی خطرناک ایجاد شده، نیازمند توجه و مراقبت بیشتری هستند. در دهه های اخیر در مقیاس جهانی، نهادها و سازمان های فعال در زمینه تاب آوری، بیشتر فعالیت های خود را بر دستیابی به جامعه تاب آور متمرکز ساخته اند که در این میان، به دلیل خسار ت های وسیع اجتماعی اقتصادی و تخریب های گسترده کالبدی و زیرساختی، شهرها به نسبت از ریسک بالاتر برخوردار هستند. امروزه، مدیریت شهری در سطح جهانی دستخوش تحولات اساسی شده است. شهرها به منظور تأمین رفاه و آسایش ساکنان خود تحت مدیریت قرار می گیرند. نقش مدیریت شهری به طور گسترده ای تعریف شده و تأثیر بسزایی در موفقیت برنامه ها و طرح های توسعه شهری دارد. این مدیریت همچنین مسئولیت های متعددی در زمینه های مختلفی از جمله رفع نیازهای جمعیت، مدیریت جریان ترافیک، تأمین رفاه عمومی، مسکن، کاربری زمین، تفریح، فرهنگ، اقتصاد و تأسیسات زیربنایی به عهده دارد. هدف اصلی مدیریت شهری، ارتقای شرایط کار و زندگی برای جمعیت ساکن در قالب اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و اقتصادی است. این مدیریت همچنین به حفاظت از حقوق شهروندان، تشویق به توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار و حفظ محیط کالبدی می پردازد. به بیان دیگر، مدیریت شهری باید به گونه ای عمل کند که نه تنها نیازهای کنونی ساکنان را برآورده سازد، بلکه به ایجاد زیرساخت های لازم برای توسعه پایدار در آینده نیز توجه داشته باشد. این مقاله با هدف تدوین الگوی راهبردی تاب آوری اقتصادی برای تحقق حکمروایی خوب در شهرهای ایران انجام شده است. در این راستا، به بررسی مبانی نظری تاب آوری اقتصادی، روش های تحقیق، یافته های تحقیق و در نهایت بحث و نتیجه گیری پرداخته خواهد شد. همچنین، پیشنهادهای جامع و بهبودیافته ای بر اساس نتایج تحقیق ارائه خواهد شد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی و از نظر تحلیل، جزء تحقیقات با روش کیفی محسوب می شود. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی چالش های اقتصاد شهری در ایران و ارائه راهبردهای تاب آوری برای این چالش بوده است. در این راستا برای شناسایی چالش های اقتصاد شهری و ارائه راهبردهای تاب آوری اقتصادی این شهرها، علاوه بر مطالعه سوابق و چارچوب تئوریک موجود، از آرای خبرگان متخصص استفاده شده است. به این منظور، جامعه هدف پژوهش شامل 50 کارشناس صاحب نظر از اساتید دانشگاه و مدیران شهری بوده که در دو مرحله از نظرات آن ها استفاده شده است. پس از شناسایی چالش های اقتصاد شهری از سوابق نظری و تلفیق آن با آرای خبرگان، 17 چالش نهایی در اقتصاد شهری ایران شناسایی، مفهوم سازی و دسته بندی شدند. برای گردآوری اطلاعات در بخش مبانی نظری از مطالعات کتابخانه ای و در بخش میدانی از روش پیمایش (زمینه یابی) مبتنی بر پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در مرحله دوم نظرسنجی از خبرگان، در قالب یک پرسشنامه باز، راهبردهای تاب آوری اقتصادی از سوی گروه هدف ارائه و تلفیق شدند. روش آنالیز در این پژوهش، از نوع کیفی و مبتنی بر داده های متنی و مطالعاتی است. تحقیق کیفی شامل جمع آوری و تجزیه وتحلیل داده های غیر عددی (مانند متن، ویدئو یا صدا) برای درک مفاهیم، نظرات یا تجربیات است. می توان از آن برای جمع آوری بینش های عمیق در مورد یک مشکل یا ایجاد ایده های جدید برای تحقیق استفاده کرد. در این پژوهش بعد از شناخت مسئله پژوهش و چارچوب بندی آن به شناسایی مؤلفه ها و طراحی مدل مفهومی تحقیق پرداخته شده است. به طور خلاصه، روش تحقیق در این پژوهش یک فرایند نظام مند و گام به گام است که با شناخت مسئله آغاز می شود و با تدوین یافته های تحقیق به پایان می رسد. در این فرایند، از روش های مختلف جمع آوری و تحلیل داده های کیفی استفاده می شود تا به درک عمیق تری از موضوع تحقیق دست یابیم و راهبردهایی تدوین شود که با شرایط خاص شهرهای ایرانی سازگار باشند. یافته ها تاب آوری اقتصاد شهری چشم انداز جدیدی در توسعه پایدار اقتصاد شهری و منطقه ای ارائه می دهد. در این تحقیق ویژگی های تکامل مکانی و زمانی تاب آوری اقتصاد شهری را تجزیه وتحلیل می کنیم، عوامل کلیدی مؤثر در تاب آوری اقتصاد شهری را بررسی می کنیم و از یک طرف کنش متقابل میان سازمان ها و نهادهای رسمی اداره شهر و از طرفی دیگر، میان سازمان های غیر دولتی و تشکل های جامعه مدنی بررسی می شود. سپس، پیشنهادهای تصمیم گیری الگوی مناسب برای اقتصاد تاب آور در شهرهای ایران ارائه می شود. مناطق شهری با چالش های اقتصادی حساسی روبه رو هستند که در سال های اخیر بر دامنه آن افزوده شده است. در عین حال، شهرها فرصت های هیجان انگیزی را برای رشد و تجدید حیات فراهم می کنند. تأثیر متقابل این چالش ها و فرصت ها وظایف مهمی را برای سیاست گذاران، محققان و برنامه ریزان شهری ایجاد می کند. راهبردها و سیستم های متناسب با شهرهای ایران، جهت غلبه بر چالش های موجود: 1) پیاده سازی سیستم مدیریت یکپارچه شهری: عمده مشکلات شهرهای ایران نبود یک سیستم واحد شهری برای پاسخ گویی به مسائل شهری است. وجود سازمان های متنوع و گوناگون در شهرها و عدم هماهنگی و پوشش وظایف مرتبط با هم، شهرهای ایران را به میدان نبرد بر سر قدرت و ایجاد بنگاه اقتصادی به نفع خود تبدیل کرده است. 2) پیاده سازی سیستم تنوع عملکردی: توسعه متنوع اقتصاد شهری می تواند توانایی اقتصاد شهری را برای مقاومت در برابر بحران های اقتصادی افزایش دهد. اگر یکی از جنبه های اقتصادی اشتباه پیش برود، جنبه های دیگر می توانند به توسعه شهر ادامه دهند. 3) پیاده سازی الگوی درآمد پایدار شهری: یکی از راهبردهای مهم تاب آوری اقتصادی در شهرهای ایران سیستم درآمد و هزینه است که می تواند شاخص مهمی برای سنجش سطح زندگی ساکنان باشد. ظرفیت درآمد و هزینه شهری شامل ظرفیت درآمد و هزینه ساکنان فردی و دارایی عمومی دولت و مجموعه مدیریت شهری است. 4) بسترسازی محیطی نوآوری در فضاهای شهری: سیستم استاندارد محیط نوآوری، شهرها و مدیریت شهری را برای تعیین چشم انداز، استراتژی، سیاست گذاری، اهداف نوآورانه و ایجاد فرایندها و پشتیبانی لازم برای دستیابی به نتیجه مورد انتظار، راهنمایی و هدایت می کند. محیط نوآوری بر تغییر مدل رشد اقتصادی محلی و منطقه ای تأثیر می گذارد. بهبود محیط نوآوری به پیشرفت علم و فناوری و در نتیجه ارتقای رشد اقتصاد منطقه و بهبود توانایی توسعه پایدار اقتصاد شهری منجر می شود. 5) سیستم روند توسعه (متدولوژی سیستم های نرم): یکی از متدولوژی های توسعه سیستم که براساس رویکرد حل مسئله ارائه شده، روش متدولوژی سیستم های نرم است. متدولوژی سیستم های نرم توسط پروفسور Peter Checkland (1997) و برای رویارویی با مسائل دارای اجزای اجتماعی، سیاسی و انسانی (اقتصادی) مطرح شده است. 6) باز بودن سیستم اقتصادی شهرها: باز بودن سیستم بر ارتباط متقابل محیط و عملکرد درونی سیستم تأکید دارد. نتیجه گیری شهرها به عنوان موتورهای توسعه اقتصادی فرصت های رشد را فراهم می کنند، اما با چالش های داخلی و خارجی مانند فقر، مهاجرت، آلودگی و بلایای طبیعی مواجه اند. تغییرات شدید در جمعیت و الگوی سکونت، بارگذاری های محیطی و اقتصادی را در مناطق پرخطر افزایش داده است. در سال های اخیر، نهادها و سازمان ها بر دستیابی به جوامع تاب آور تمرکز کرده اند، زیرا شهرها به دلیل خسار ت های اجتماعی اقتصادی و تخریب زیرساخت ها، ریسک بالاتری دارند. حکمروایی خوب شهری زمانی اتفاق می افتد که یک سیستم اقتصادی شهری قوی و مختلط (دولتی نیمه دولتی خصوصی) که در آن تولید و توزیع کالاها و خدمات با مکانیزم بازارهای آزاد که توسط سیستم قیمت آزاد و رقابتی هدایت می شود (به جای بازارهای با برنامه)، انجام گیرد. تاب آوری شهری توانایی ساکنان شهر برای مقاومت در برابر خطرات اقتصادی، اجتماعی، بهداشتی، زیست محیطی، بلایای طبیعی و آب و هوایی، فوریت تازه ای به خود گرفته و در گفتمان توسعه شهری به کانون اصلی تحولات تمدن جدید تبدیل شده است. در این بین، تاب آوری اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردار است. مشکلاتی که توسط محققان در مدیریت شهری مورد بررسی و ارزیابی قرار می گیرد را می توان به طور تقریبی به دو بخش فیزیکی و غیرکالبدی تقسیم کرد. جنبه های کالبدی شامل مشکلات مربوط به آرایش فضایی است که دغدغه سنتی برنامه ریزان شهری بوده است. این ها شامل کاربری و مدیریت زمین، حمل ونقل، زیرساخت ها، معماری و ساخت و ساز، املاک و مستغلات، محیط زیست و کاهش بلایا هستند. جنبه های غیر فیزیکی یا اجتماعی اقتصادی شامل مسائل مربوط به اقتصاد، جامعه شناسی، نظریه سیاسی، مدیریت عمومی، مالیه عمومی، جرم و جنایت، مالیات و رفاه اجتماعی است.
تحلیلی حقوقی بر اجرای تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری ایران با مطالعه تطبیقی در نظام شهرسازی ترکیه
منبع:
جغرافیا و پژوهش های شهری دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
48 - 59
حوزههای تخصصی:
تبصره ۳ ماده ۱۰۱ قانون شهرداری که در اصلاحیه سال ۱۳۹۰ به تصویب رسید، یکی از مهم ترین سازوکارهای حقوقی در تنظیم روابط میان مالکان اراضی و نهاد مدیریت شهری در فرآیند تفکیک اراضی به شمار می رود. بر اساس این تبصره، شهرداری می تواند در اراضی بیش از ۵۰۰ مترمربع که دارای سند رسمی شش دانگ هستند، به منظور تأمین سرانه های خدماتی و عمومی شهری، تا سقف ۵۰ درصد (%25 + %25) از زمین را به صورت رایگان دریافت کند یا معادل ارزش روز آن را با نظر کارشناس رسمی اخذ نماید. در ظاهر، این حکم تلاشی برای حمایت از منافع عمومی است، اما در عمل چالش های متعددی، به ویژه در تفسیر و اجرای آن از سوی شهرداری ها، مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع و همچنین رویه شهرداری ها در خصوص تفکیک های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به ویژه قانون عمران شهری، تلاش شده است تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که در ایران، شهرداری ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می کنند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت پذیر است و تفکیک های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی محسوب می شود. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل های اجرایی و شفاف سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل حقوقی اجرای این تبصره و بررسی پیامدهای عملی آن، به ویژه در ارتباط با اراضی زیر ۵۰۰ مترمربع، و همچنین رویه شهرداری ها در خصوص تفکیک های غیررسمی، به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده است. در این راستا، با بررسی تطبیقی قوانین شهرسازی ترکیه، به ویژه قانون عمران شهری (İmar Kanunu)، تلاش شده تا ابعاد حقوقی، ساختاری و اجرایی اخذ قدرالسهم توسط نهادهای شهری در دو کشور مورد واکاوی قرار گیرد. یافته ها نشان می دهد که در ایران، شهرداری ها با تفسیر موسع از این تبصره، در مواردی خارج از چارچوب قانونی و گاه بدون ایجاد ارزش افزوده واقعی، اقدام به مطالبه سهم از مالکان می نمایند؛ در حالی که در نظام حقوقی ترکیه، اخذ سهم تابع ضوابطی روشن، دقیق و نظارت پذیر است و تفکیک های غیرقانونی نه مبنای مطالبه، بلکه موضوع برخورد حقوقی است. در پایان، پیشنهادهایی برای بازنگری در دستورالعمل های اجرایی و شفاف سازی حدود اختیارات شهرداری ارائه شده است
بررسی ارتباط حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری (مطالعه موردی: محلل جوادیه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
162 - 175
حوزههای تخصصی:
مقدمه با گسترش توسعه اقتصادی در کشورهای جهان سوم و رشد سریع جمعیت، شهرنشینی نیز با شتابی چشمگیر افزایش یافت؛ به گونه ای که شهرها دیگر توان پاسخ گویی به نیازهای جمعیت ساکن را نداشتند. در این راستا، دو رویکرد اصلی در دستور کار مدیران شهری قرار گرفت: نخست، توسعه منفصل از طریق ایجاد شهرهای جدید در اطراف کلان شهرها؛ و دوم، توسعه متصل با تمرکز بر نوسازی، بهسازی و بازسازی بافت های فرسوده شهری. به دلایلی همچون حفظ هویت تاریخی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی، و جلوگیری از گسترش نامتوازن شهرها، سیاست های نگهداشت و ارتقای بافت های فرسوده مورد توجه ویژه قرار گرفت. بافت های فرسوده به دلیل ساختار کالبدی آسیب پذیر و زیرساخت های ناکارآمد، مستعد ناپایداری فضایی هستند و این امر موجب اختلال در نظام زیستی و کاهش کارایی عملکردی آن ها می شود. در میان این بافت ها، محله های سنتی و تاریخی جایگاه ویژه ای دارند؛ چرا که عناصر ارزشمند معماری و شهری را در خود جای داده و بازتاب دهنده فرهنگ، تاریخ و هویت جمعی اند. همچنین، مراکز تجاری و مسکونی موجود در این بافت ها به عنوان سرمایه های ملی و اجتماعی شناخته می شوند که نیازمند برنامه ریزی دقیق و اصولی برای ارتقا و بازآفرینی هستند. در این میان، بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی جامع و چندبُعدی، نه تنها به کالبد شهر، بلکه به ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیست محیطی آن نیز توجه دارد. این رویکرد انسان را به عنوان عنصر مؤثر در شهر در نظر می گیرد و برای هویت، رفتار، معیشت و سکونت او ارزش قائل است. بازآفرینی شهری با مجموعه ای از اقدامات هدفمند، به بهبود پایدار شرایط نواحی دستخوش تغییر کمک می کند و در این مسیر، مشارکت شهروندان نقشی کلیدی ایفا می کند. شهر تهران با بیش از ۳ هزار هکتار بافت فرسوده، با چالش های جدی در حوزه مدیریت شهری مواجه است. اجرای موفق برنامه های بازآفرینی در این بافت ها نیازمند فراهم سازی مجموعه ای از عوامل و پیش نیازهاست که یکی از انواع مهم آن ، تقویت حس تعلق محله ای در میان ساکنان است. این مقاله با تمرکز بر اهمیت مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی، به بررسی نقش حس تعلق محله ای به عنوان مؤلفه ای تأثیرگذار بر مشارکت پرداخته و در صدد پاسخ به این پرسش است که آیا میان حس تعلق محله ای و مشارکت شهروندان در بازآفرینی بافت های فرسوده شهری محله جوادیه ارتباط معناداری وجود دارد یا خیر. مواد و روش ها با توجه به ماهیت پژوهش که بر درک تجربه زیسته، نگرش ها و معناهای ذهنی شهروندان نسبت به حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی شهری تمرکز دارد، از رویکرد کیفی بهره گرفته شد. روش های کمی با وجود توانایی در سنجش متغیرها، در تحلیل لایه های معنایی و پیچیدگی های اجتماعی محدود هستند؛ از این رو، تحلیل کیفی با استفاده از جلسات گروه متمرکز (FGD) و مصاحبه های عمیق، مناسب ترین گزینه برای این مطالعه بود. در مرحله نخست، براساس مدل مفهومی پژوهش، راهنمای سؤالات تنظیم شد. سؤالات FGD با هدف پوشش ابعاد مختلف مدل طراحی شدند. داده های سامانه شهرسازی منطقه ۱۶ نشان دادند از مجموع ۶۹۵۳ پلاک در محله جوادیه، ۱۴۰۴ پلاک نوسازی شده و ۵۵۴۷ پلاک نیازمند نوسازی هستند. پس در گام نخست نمونه گیری از پلاک های نیازمند نوسازی آغاز شد. سپس، نقشه بافت فرسوده از دفتر توسعه محله ای تهیه و معابر اصلی، فرعی و بن بست ها شناسایی شدند. سپس با روش نمونه گیری خوشه ای، پلاک های نیازمند نوسازی دسته بندی و نمونه هایی به صورت تصادفی انتخاب شدند. در مرحله دوم، از روش نمونه گیری هدفمند برای انتخاب افراد واجد شرایط جهت شرکت در جلسات FGD استفاده شد. این افراد شامل ساکنان و ذی نفعان محله جوادیه بودند که سابقه سکونت یا اشتغال حداقل پنج ساله، آشنایی با مسائل محله، تمایل به مشارکت در گفت وگو، و تنوع در سن، جنسیت، تحصیلات و نوع فعالیت داشتند. تلاش شد تا از هر بخش کالبدی محله (مرکز، حاشیه، گذرهای پرتردد و نقاط کم تردد) حداقل یک یا دو نفر انتخاب شوند تا تنوع فضایی و اجتماعی حفظ شود. دو گروه ۱۲نفره از شهروندان محله جوادیه برای شرکت در جلسات FGD انتخاب شدند. این تعداد با توجه به توصیه های روش شناسی مطالعات کیفی، امکان تعامل مؤثر، تنوع دیدگاه ها و مدیریت زمان را فراهم ساخت. جلسات در بازه زمانی ۴۵ تا ۶۰ دقیقه برگزار شدند و محتوای آن ها به صورت کامل مکتوب، دسته بندی و در نرم افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۱ تحلیل شد. با توجه به اشباع اطلاعاتی حاصل از جلسات، دو جلسه کافی تشخیص داده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. برای سنجش اعتبار کدگذاری ها، از بازبینی مضاعف و تطبیق کدها با چارچوب مفهومی استفاده شد. هم خوانی درون کدی و بین کدی نیز بررسی شد تا انسجام معنایی و اعتبار نتایج تضمین شود. در نهایت، با بهره گیری از داده های استخراج شده، وضعیت حس تعلق محله ای و مشارکت در بازآفرینی محله جوادیه ترسیم شد. یافته ها یافته های حاصل از مصاحبه ها نشان دادند حس تعلق محله ای در میان ساکنان محله جوادیه تا حدودی وجود دارد. بسیاری از مشارکت کنندگان ضمن تمایل به نوسازی، خواستار حفظ خاطرات، هویت و شکل سنتی محله بودند. احساس امنیت روانی، مالکیت شخصی، و وابستگی قومی از عوامل اصلی این تعلق خاطر عنوان شد. در برخی موارد، همین حس تعلق مانع از مشارکت در برنامه های بازآفرینی می شد؛ به ویژه در میان نسل های قدیمی تر که خاطرات عمیق تری با محله داشتند. در مقابل، جوانان تمایل بیشتری به ترک محله در صورت عدم نوسازی داشتند که نشان دهنده شکاف نسلی در نگرش به بازآفرینی است. بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، یکی دیگر از موانع مشارکت بود. تجربه های گذشته و عدم شفافیت در برنامه ها موجب شده بود که ساکنان خواستار اطلاع رسانی دقیق و اعتمادسازی پیش از هرگونه اقدام باشند. وابستگی های قومی و فرهنگی نیز در شکل گیری حس تعلق نقش داشتند؛ سکونت اقوام هم زبان و هم فرهنگ در کوچه ها و بن بست ها نوعی انسجام اجتماعی ایجاد کرده بود.حس مالکیت منازل نیز به عنوان عامل تقویت کننده حس تعلق محله ای شناخته شد. بسیاری از ساکنان تأکید داشتند که حفظ حق مالکیت، شرط مشارکت در برنامه های بازآفرینی است. در نهایت، یافته ها نشان دادند حس تعلق محله ای نه تنها یک احساس شخصی، بلکه نوعی سرمایه اجتماعی است که نقش کلیدی در موفقیت برنامه های بازآفرینی ایفا می کند. توجه به مؤلفه های فرهنگی، اجتماعی و روانی ساکنان، شرط اساسی برای طراحی و اجرای مؤثر این برنامه هاست. نتیجه گیری یافته های پژوهش نشان دادند مشارکت شهروندان در برنامه های بازآفرینی شهری، علاوه بر عوامل کالبدی و اقتصادی، به شدت تحت تأثیر مؤلفه های اجتماعی و روانی نظیر حس تعلق محله ای قرار دارد. بر اساس نظریه مک میلان و چاویس، این حس شامل چهار مؤلفه اصلی است: عضویت، تأثیرگذاری، تأمین نیازها و پیوندهای عاطفی. در محله جوادیه، تنها مؤلفه «عضویت» به طور نسبی شکل گرفته است؛ ساکنان خود را بخشی از اجتماع محله ای می دانند و خواهان حفظ هویت و بهبود شرایط سکونت هستند. در مقابل، مؤلفه های دیگر دچار ضعف اند. ساکنان احساس می کنند در تصمیم گیری های شهری تأثیر ندارند و بی اعتمادی به نهادهای اجرایی، به ویژه شهرداری، مانع مشارکت آن ها شده است. شکاف میان برنامه ریزی بالا به پایین و نیازهای واقعی مردم، به ویژه در حوزه هایی همچون فضای سبز، خدمات درمانی و امنیت، نشان دهنده ضعف در تأمین نیازهاست. همچنین، مهاجرت نسل جوان، احساس شرمندگی نسبت به سکونت در محله، و انتخاب محل زندگی بر اساس اجبار مالی، بیانگر تضعیف پیوندهای عاطفی مشترک است. در مجموع، مشارکت مؤثر در بازآفرینی شهری زمانی شکل می گیرد که شهروندان نه تنها خود را عضو محله بدانند، بلکه احساس کنند صدایشان شنیده می شود، نیازهایشان درک می شود، و پیوندشان با محیط زندگی شان ارزشمند است. این امر مستلزم بازسازی اعتماد، تقویت سرمایه اجتماعی، و تغییر رویکرد از برنامه ریزی تکنوکراتیک به برنامه ریزی مشارکتی و زمینه مند است؛ رویکردی که شهروندان را از دریافت کننده خدمات به کنشگران فعال در تولید فضای شهری تبدیل می کند.
تبیین نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در ارتقای زیست پذیری شهری (مورد پژوهی: بخش مرکزی تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
1115 - 1127
حوزههای تخصصی:
گونه های متنوع فضاهای عمومی به عنوان بسترهایی برای تعامل اجتماعی، فراغت شهری و حضور مدنی، نقشی بنیادین در ارتقای زیست پذیری شهرها ایفاء می کنند. بخش مرکزی تهران با برخورداری از طیف گسترده ای از فضاهای عمومی، ازجمله پارک ها، پیاده راه ها، میدان ها و فضاهای باز شهری، بستر مناسبی برای بررسی تأثیر این فضاها بر کیفیت زندگی شهری فراهم می آورد. این پژوهش با راهبرد بین رشته ای و روش توصیفی-تحلیلی، به واکاوی نقش گونه های مختلف فضاهای عمومی در بهبود ابعاد مختلف زیست پذیری شهری پرداخته است. داده های پژوهش از طریق روش های ترکیبی گردآوری شده است طوری که در بخش کمی، با توزیع پرسش نامه در میان 364نفر از شهروندان ساکن و حاضر در فضاهای عمومی منتخب و براساس فرمول کوکران، اطلاعات موردنیاز گردآوری گردید. در بخش کیفی، نیز مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه های شهری صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با بهره گیری از نرم افزارهای اس پی اس اس و آموس، انجام شد. نتایج نشان می دهد که گونه های مختلف فضاهای عمومی، به ویژه آن هایی که از طراحی کاربرمحور، دسترسی پذیری مناسب و تنوع کارکردی برخوردارند، تأثیر معناداری بر ارتقای مؤلفه هایی چون سرزندگی، امنیت، تعامل اجتماعی و رضایت مندی از محیط شهری دارند. به طورخاص این پژوهش با ارائه پیشنهادهایی درراستای بهینه سازی طراحی و مدیریت فضاهای عمومی، بر اهمیت این فضاها در ارتقای زیست پذیری و کیفیت زندگی در بافت مرکزی کلان شهر تهران تأکید می کند.