فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۳۶۱ تا ۱۰٬۳۸۰ مورد از کل ۳۵٬۸۴۰ مورد.
حوزههای تخصصی:
جانشین پروری به عنوان یک سازوکار ارزشمند در پیشرفت و بهبود سازمان ها از اهمیت فراوانی برخوردار است. پرورش مدیران را به صورتی برنامه ریزی می کند که توانایی و شایستگی مدیران هم راستا با تحولات و تغییرات محیطی و همچنین پیشرفت سازمان باشد. شهرداری به عنوان یک سازمان عمومی که وظایف متعددی را داراست از جمله سازمان هایی است که توجه به اصل جانشین پروری در آن از اهمیت بسزایی برخوردار است. با درک این اهمیت؛ پژوهش حاضر با هدف بررسی چالش های اجرای ساز و کار جانشین پروری در سازمان عمومی انجام گرفت. برای انجام پژوهش حاضر از 20 نفر از صاحب نظران دانشگاهی، مدیران و کارشناسان شهرداری در حوزه منابع انسانی مصاحبه به عمل آمد و داده ها از مصاحبه ها استخراج شد. تحقیق حاضر از نظر نوع و ماهیت کاربردی و روش آن نیز توصیفی_تحلیلی است. نمونه گیری این پژوهش مطابق با روش های کیفی، نمونه گیری هدفمند محسوب می شود. در تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزار Maxqda و روش گراندد تئوری استفاده شد. یافته های پزوهش نشان داد چهار مانع مدیریتی، ساختاری، فرآیندی و فرهنگی اصلی ترین چالش های پیش روی شهرداری تهران در فرآیند جانشین پروری در شهرداری به شمار می آیند. بنابراین تدوین نظام جانشین پروری و تهیه برنامه های آموزشی و صرفه بودجه برای دوره های آموزشی کاربردی و تدوین قوانین در راستای همسو نمودن مدیران با نظام جانشنی پروری موضوعاتی است که بایستی در راستای دستیابی به الگوی بهینه جانشین پروی مورد توجه قرار گیرد.
نقش الگوی فضایی و پوشش گیاهی فضاهای باز محلی بر میزان آسایش حرارتی در اقلیم سرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره دهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۰
15 - 26
حوزههای تخصصی:
آسایش حرارتی به عنوان یکی از عوامل اساسی در حضورپذیری انسان ها در فضاهای شهری مطرح است. طراحی فضاهای باز شهری تحت تأثیر عناصر و عوامل مختلف می تواند باعث تغییر درکیفیت آسایش حرارتی استفاده کنندگان شود که در این پژوهش براساس ضرورت نقش دو مؤلفه الگوی هندسی و پوشش گیاهی در ارتباط با میزان آسایش حرارتی در فضاهای باز محلی در بافت قدیمی شهر همدان با اقلیم سرد و کوهستانی تبیین و تحلیل شده است. هدف از انجام پژوهش حاضر ارزیابی الگوی پوشش گیاهی و الگوی هندسه فضاهای باز محلی بر آسایش حرارتی در فصل زمستان در این بافت شهری است. در این راستا نُه مرکز محله تاریخی در شهر همدان به عنوان بستر تحلیل پژوهش در نظر گرفته شده که با استفاده از نرم افزار Envi-met، شبیه سازی و با ورود داده های اقلیمی و فضایی، تحلیل های مورد نظر انجام شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد که در نظر گرفتن الگوی پوشش گیاهی و الگوی هندسی فضاهای باز به طور توأمان نقش مهمی در آسایش حرارتی در این اقلیم دارد. علاوه براین از میان متغیرهای محیطی آسایش حرارتی، سرعت باد بیشترین تأثیر را بر آسایش حرارتی در فصل زمستان داشته است. همچنین وجود پوشش های گیاهی برگ ریز ضمن آن که در تابستان با ایجاد سایه اندازی مناسب شرایط آسایش اقلیمی مناسبی را برای کاربران فراهم می نماید، در زمستان هم مانع تابش نور خورشید بر فضاهای باز گشته ( ضمن آن که در این گونه اقلیم ها شاهد وزش بادهای سرد و کمبود رطوبت به خصوص در ایام زمستان هستیم)، وجود این نوع الگوها و درختان باعث جذب رطوبت از زمین و انعکاس آن به محیط های اطراف می گردد.
تبیین مولفه های منظر بوم گرا مبتنی بر الگوهای ادراک محیط ( نمونه موردی : بندر کنگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی صنعتی شدن شهر ها و ظهور معماری مدرن ، الگوی ساخت بناها از معماری بومی فاصله گرفته که این خود دچار معضلاتی از جمله: دور شدن از طبیعت ، افزایش مصرف انرژی ، دور شدن از فرهنگ آن منطقه ، ایجاد منظری ناشناخته و در تضاد با محیط اطراف و از بین رفتن هویت بومی و معماری خود جوش آن شده است . لذا در این مقاله سعی به بررسی معیارهای مهم در معماری بوم گرا برای شناخت محیط و ادراک آن شده است که بتواند میزان حس تعلق به مکان را افزایش دهد . هدف از ارائه این پژوهش تعامل انسان و طبیعت با توجه به منطقه و بوم و همچنین شناخت و تقویت ادراک محیط و منظر با بهره گیری از معماری بوم گرا می باشد . روش تحقیق ، بر اساس رویکردی "توصیفی و تحلیلی" که از ابزارهای گردآوری اطلاعات ، مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و شهود بصری با " تحلیل استدلال منطقی "به بررسی آن پرداخته شده است . در این پژوهش، در نهایت به الگویی می رسیم که در آن فرهنگ و فن آوری (از عوامل انسانی) طبیعت و اقلیم (از عوامل محیطی) از موارد مهم در شناخت و ادراک محیط محسوب می شود که ارتباط منسجمی را در بر گرفته و کاملا در برگیرنده چگونگی رفتار انسان در آن محیط می باشد .
نقش سیاست گذاری های دولت در تقویت پیوندهای شهری – روستایی و تأثیر آن بر تحولات ساختاری - کارکردی مساکن روستایی شهرستان مریوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مطالعات جغرافیایی بر مبنای نگرش سیستمی، هر ناحیه جغرافیایی بمنزله سیستم باز تلقی می شود که روستاها و شهرها به عنوان دو جزء اصلی نظام سکونتگاهی دارای ساختار و کارکردهایی هستند که به واسطه اثر متقابل محیط طبیعی و گروه های انسانی تکوین می یابند. این ساختار و کارکردها در شهرستان مریوان به دلیل دخالت و سیاست گذاری های دولت که در قالب برنامه های عمران روستایی و بازسازی پس از جنگ تحمیلی(گسترش شبکه های ارتباطی)، ایجاد امنیت و تقویت بنیان های اقتصادی(گشایش بازارچه های مرزی غیر رسمی) انجام گرفت، دستخوش تغییرات زیادی قرار گرفته است. این مقاله با هدف بررسی تأثیر سیاست گذاری های مذکور در تحولات ساختی – کارکردی مسکن روستایی انجام گرفت. روش انجام پژوهش از حیث هدف از نوع کاربردی و از حیث ماهیت توصیفی – تحلیلی و از لحاظ روش شناسی متکی بر رویکرد اثبات گرایی است. جامعه آماری آن را خانوارهای ساکن در 121 روستای بالای 20 خانوار (سرشماری 1395) شهرستان مریوان تشکیل می دهد. تعیین حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران در دو مرحله صورت گرفت. نخست 52 روستا به روش نمونه گیری خوشه ای و متناسب با سهم حوزه های غربی و شرقی شهرستان به ترتیب 27 و 24 آبادی انتخاب شد. سپس از کل 6305 خانوار ساکن ، 307 خانوار تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. مقایسه نتایج داده ها نشان داد که مسکن حوزه های غربی، هم به لحاظ ساختاری و هم کارکردی دچار تغییرات بیشتر شده اند. به طوری که طبق آزمون T میانگین تفاوت تغییرات مربوط به الگوی ساخت و فرم (64/4 واحد) عناصر زیستی(99/8 واحد) و معیشتی (69/20 واحد) مسکن روستایی در حوزه غربی بیشتر از حوزه شرقی شهرستان است.
بررسی توسعه فضایی میراث روستایی مقاصد گردشگری در قلمرو کوچ نشینان (مورد مطالعه: شهرستان خرم آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : تحولات عینی و مفهومی گردشگری در عصر حاضر، ضرورت هایی را پیرامون توسعه فضایی و روابط درونی و بیرونی قلمروهای جغرافیایی که تداعی کننده بازتاب سنت در مدرنیته می باشند، شکل داده است. در این میان توسعه فضایی مناطق روستایی که فضاهای اجتماعی حاکم بر آن، در برگیرنده قلمروهای کوچ نشینان ایران است از اهمیت ویژه ای در توسعه گردشگری پسامدرنیته برخوردارند.
هدف پژوهش: هدف از این پژوهش بررسی توسعه فضایی میراث روستایی مقاصد گردشگری شهرستان خرم آباد است که یکی از مهمترین قلمروهای کوچ نشینان ایران محسوب می گردد،
روش شناسی تحقیق: روش پژوهش توصیفی تحلیلی و از نوع کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش را سه گروه عمده (315 نفر از روستاییان ساکن در 14 روستای منتخب منطقه (به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای)، کارشناسان حوزه گردشگری استان (30 نفر) و گردشگران در دسترس وروردی (30 نفر)) تشکیل می دادند. در نهایت از مجموع سه جامعه آماری مورد مطالعه 375 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. برای گرد آوری داده ها از روش های میدانی و پرسشنامه ای استفاده شد که پایایی آن با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای 3 مؤلفه مؤثر بر توسعه فضایی میراث روستایی مقاصد گردشگری محاسبه شد، که بیانگر مناسب بودن ابزار پژوهش بود. برای تحلیل داده ها از ضریب پراکندگی و ضریب همبستگی پیرسون، در محیط نرم افزار SPSS20 و برای ترسیم نقشه ها از نرم افزار ArcGIS استفاده شد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش : مقاصد گردشگری در نواحی روستایی شهرستان خرم آباد (بخش پاپی) که بطور عمده متکی بر اکوتوریسم بودند.
یافته ها و بحث : یافته ها نشان داد مهمترین مؤلفه ها و معیارهای کلیدی تأثیرگذار بر توزیع ساختار فضایی میراث روستایی مقاصد، کمیت و کیفیت منابع و جاذبه های گردشگری و وضعیت مکانی فضایی جاذبه های گردشگری هستند. بررسی مقادیر ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین همه متغیرهای مستقل (بجز متغیرهای پذیرش اجتماعی، بعد کالبدی، ابعاد فضایی) با توسعه فضایی میراث روستایی مقاصد گردشگری رابطه مثبت و معنی داری در سطح اطمینان 99 درصد وجود دارد.
نتایج: از آنجایی که روستاهای گازه و بیشه دارای بیشترین تعدد متغیرهای موثر بر توسعه فضایی میراث روستایی مقاصد گردشگری شهرستان خرم آباد بودند، پیشنهاد می گردد که در صورت سرمایه گذاری در خدمات و تسهیلات مناسب، این سکونتگاه ها می توانند در خدمات رسانی پسکرانه وسیع تری مورد استفاده قرار گیرند.
امکان سنجی تأثیرات توسعه گردشگری در عشایر بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گردشگری در قالب الگوهای فضایی در حال گسترش است که گردشگری عشایری نیز یکی از این الگوها است. توسعه گردشگری در هر الگوی فضایی می تواند تاثیرات و پیامدهای خاص خود را داشته باشد. کشور ایران با توجه به برخورداری از تنوع عشایری، از ظرفیت قابل توجه ای در زمینه توسعه گردشگری برخوردار است.
هدف پژوهش: هدف این تحقیق، امکان سنجی تاثیرات توسعه گردشگری در عشایر بختیاری است.
روش شناسی پژوهش: روش تحقیق-توصیفی-تحلیلی و از نظر هدف کاربردی و جز تحقیقات کمی-ژرف نگر است. جامعه آماری تحقیق را افراد علمی و اجرایی(کارشناسان) مرتبط با موضوع تشکیل می دهند. با توجه به اینکه آمار دقیقی از جامعه آماری در دسترس نیست، حجم نمونه را 200 نفر از افراد علمی و اجرایی تشکیل داده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه بوده است که روایی آن از طریق نخبگان انجام و پایایی آن نیز از طریق آلفای ضریب کرونباخ برابر با 81/0 محاسبه و تایید شد. نمونه گیری نیز به صورت هدفمند انجام شد.
قلمرو جغرافیایی پژوهش: قلمرو جغرافیایی پژوهش را منطقه تحت پوشش عشایر بختیاری شامل استان های چهارمحال و بختیاری، خوزستان و اصفهان تشکیل داده اند.
یافته ها و بحث: یافته ها نشان می دهد که سه شاخص اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی و زیست محیطی در سطح کمتر از 05/0 معنادار هستند. اختلاف میانگین شاخص اقتصادی(28/1) و شاخص اجتماعی (24/1) نشان می دهد که تاثیر گردشگری از نظر این دو شاخص در جامعه عشایری می تواند مثبت باشد، اما از نظر شاخص زیست محیطی (101/1-)، نوع تاثیرگذاری آن منفی است. نتیجه رگرسیون نیز تایید نمود که توسعه گردشگری می تواند 42 درصد در ارتقاء، ظرفیت های موجود عشایری موثر باشد. همچنین همبستگی پیرسون از وجود رابطه معنادار بین شاخص های اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی گردشگری اشاره دارد که با توجه به ضریب همبستگی، بین دو شاخص اقتصادی و اجتماعی رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد.
نتایج: نتیجه از وجود رابطه میان توسعه گردشگری و ارتقاء ظرفیت های عشایری اشاره دارد. توسعه گردشگری می تواند به بهبود برخی شاخص های توسعه در جامعه عشایر منجر شود. آنچه در این زمینه مهم است مدیریت بهینه در راستای کاهش اثرات زیست محیطی گردشگری بر زیست بوم عشایر بختیاری است.
شناسایی پیشران های کلیدی توسعه گردشگری عشایری(مطالعه موردی: جشنواره منطقه عشایری قره قیه آذربایجان شرقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گردشگران دیگر به دنبال خدمات پیش پا افتاده نیستند و دوران پست مدرن اثرات خود را بر صنعت گردشگری با الهام از گردشگری خاص نشان داده است. با توجه به اینکه مناطق عشایری به عنوان یک میراث فرهنگی، شامل ویژگی های خاص و ارزش های ناملموس و معنوی هستند، به نظر می رسد سبک زندگی عشایری با این بازار جدید گردشگری بسیار سازگار باشد. هدف پژوهش: جشنواره فرهنگی ورزشی قره قیه انتقال دهنده فرهنگ، زیست بوم، آشنایی مردم و قابلیت های زندگی عشایر بوده، در وجه مشارکت و اسب سواری زنان منحصر به فرد است و علت اصلی استقبال گردشگران نیز همین است. یکی از چالش های اصلی توسعه روستایی و عشایری، عدم قطعیت بوده و مقوله توسعه صنعت گردشگری می تواند با آینده نگاری و طراحی پیشران های کلیدی منجر به توسعه منطقه ای شود؛ بنابراین هدف تحقیق حاضر، شناسایی پیشران های کلیدی توسعه گردشگری عشایری مبتنی بر جشنواره فرهنگی – ورزشی و سوارکاری منطقه عشایری قره قیه در استان آذربایجان شرقی است. روش شناسی تحقیق: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و به لحاظ ماهیت و گردآوری اطلاعات از نوع توصیفی - تحلیلی و بر مبنای ماهیت داده ها ترکیبی و به لحاظ زمان از نوع آینده نگاری است. حجم نمونه پژوهش حاضر متشکل از ۳۰ نفر پانل افراد پاسخگو است. برای آینده نگاری و پردازش ماتریس تأثیرات متقابل از روش میک مک استفاده شده است. قلمروجغرافیایی پژوهش: جشنواره قره قیه به عنوان حرکت عظیم فرهنگی و ورزشی در شمال غرب کشور در منطقه عشایری قره قیه در شهرستان کلیبر استان آذربایجان شرقی به عنوان موردمطالعه هرساله در اردیبهشت ماه برگزار می شود. یافته ها و بحث: تعداد 21 متغیر تأثیرگذار بر توسعه گردشگری عشایری مبتنی بر جشنواره فرهنگی – ورزشی منطقه عشایری قره قیه در استان آذربایجان شرقی با استفاده از جلسه مصاحبه به روش پانل انتخاب شد. نتایج: تعداد شش پیشران کلیدی برای رهیافت توسعه گردشگری منطقه عشایری محدوده موردمطالعه شناسایی شد. بر اساس نتایج، متغیر «سوارکاری بانوان به عنوان قهرمان رقابت های سوارکاری جشنواره» و «نوستالژی به معنای احساسات مثبت برانگیخته شده و به عنوان یک عامل انگیزشی برای گردشگران جهت حضور در رویداد فرهنگی- ورزشی» در رتبه اول و دوم اثرگذاری قرار گرفته و بیشترین سهم را داشتند.
شهر هوشمند پایدار: مفاهیم، ابعاد و شاخص ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشخصه قرن 21، شهرنشینی فزاینده، رشد جمعیتی و مشکلات عظیم اجتماعی، اقتصادی، زیست محیطی حاصل از آنها به همراه رشد و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات در سطح جهانی است. تناقض بین رشد اقتصادی و حفظ محیط زیست، رویارویی شهروند فرامدرن با شهر عصر صنعتی(مدرن) و عدم توانایی پاسخگویی به نیازهای شهروندان عصر حاضر منجر به مطرح شدن رویکرد شهرهوشمندپایدار شد که به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات از جمله اینترنت اشیا به دنبال حل مسایل مطروحه است. این مقاله ضمن معرفی رویکرد هوشمندپایدار بعنوان نقطه مقابل رویکردهای نئولیبرال محور؛ خواستگاه پیدایش، تکامل، ابعاد، مولفه ها، شاخص ها و تفاوت های این رویکرد با رویکردهای مشابه از جمله شهرهوشمند را بررسی می کند. این پژوهش به لحاظ هدف بنیادی نظری و به لحاظ ماهیت و روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اگرچه تعاریف ثابت و مشخصی در مورد شهرهوشمندپایدار وجود ندارد، اما توافق اصولی بر اهداف نهایی آن، رسیدن به توسعه پایدار وجود دارد. چرایی این امر ناشی از اهمیت موج سوم پایداری و بحرانی شدن چالش های اجتماعی، اقتصادی و بخصوص زیست محیطی در بستر شهرها است. همچنین، تاکید عمده این تعاریف بر روی برابری و فراگیری اجتماعی، افزایش کیفیت زندگی، ایجاد بهره وری، ایجاد زیرساختارهای منعطف، استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و حفظ محیط زیست قرار دارد. از طرف دیگر در تعاریف ارایه شده نوعی خلا آینده نگرانه وجود داشت که تعریف جدیدی با نگاه آینده پژوهی از این مفهوم ارایه شد. هسته اصلی این رویکرد برخلاف رویکردهای مشابه فناوری اطلاعات و ارتباطات به همراه توسعه پایدار است. همچنین نتایج نشان داد که جهت پیاده سازی این رویکرد علاوه بر استفاده از تئوری تغییر، آینده پژوهی و دیدگاه سیستمی باید شعار «جهانی فکر کن و محلی اقدام کن» را در نظر گرفت و به بومی سازی این رویکرد باتوجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و آینده نگرانه از کلانشهرهای ایران پرداخت.
تخمین تولید محصول کلزا مبتنی بر سری زمانی داده های سنجش از دور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاخص های طیفی پوشش گیاهی به منزله ابزاری مناسب برای تخمین میزان تولید محصولات کشاورزی استفاده می شوند. بااین حال، تعداد محدود تصاویر از عوامل اصلی کاهش کارآیی شاخص ها به منظور تخمین تولید شمرده می شود. از سوی دیگر، ارزیابی توانایی شاخص ها در تخمین تولید از راه ترکیب داده های مادیس و لندست، در مواردی که تعداد داده های لندست کم باشد، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف تحقیق حاضر، در گام نخست، معرفی شاخص ها یا شاخص منتخب در تخمین تولید کلزا و در گام بعدی، استفاده از تکنیک های تلفیق داده برای افزایش کارآیی شاخص منتخب است. کلزا ازجمله محصولات کشاورزی است که، به دلیل گل دهی در دوره رشد، ویژگی های طیفی خاصی دارد. در این تحقیق، پایگاه داده ای از میزان تولید محصول کلزا و سری زمانی داده های لندست و مادیس کشت و صنعت مغان تهیه و سپس ده شاخص متفاوت به قصد تخمین تولید کلزا ارزیابی شد. در ادامه، رابطه میزان تولید با شاخص پیشنهادی بررسی و مشخص شد که شاخصNDYI ، در طول زمان گل دهی، دقتی بیشتر از سایر شاخص ها دارد (r = 0.73). با تلفیق داده های سری زمانی لندست و مادیس مبتنی بر الگوریتم مدل تطبیقی ادغام بازتابندگی مکانی و زمانی بهبودیافته (ESTARFM)، همبستگی و RMSE (kg/ha) به ترتیب 7% و 0.11 افزایش و کاهش یافت. تحقیق حاضر نشان داد که استفاده از تکنیک های تلفیق داده امکانِ افزایش کارآیی شاخص های طیفی را به منظور تخمین تولید محصول فراهم می کند.
بررسی الگوی توزیع مکانی پارک ها و فضای سبز شهر خمین با استفاده از رویکرد سیمای سرزمین و تصاویر ماهواره ای سنتینل2(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اطلاعات جغرافیایی سپهر دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۱۸
203 - 216
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد سریع شهرنشینی در کشور، الگوهای ساختاری در محیط های شهری به شدت دستخوش تغییر است و فضای سبز شهری نیز مصون از چنین تغییراتی نیست . بنابراین مطالعه در زمینه الگوی فضایی و پراکنش فضاهای سبز به منظور شناسایی ضعف ها و کمبودها امری ضروری محسوب می شود . در این مطالعه به منظور بررسی الگوی توزیع مکانی پارک ها و فضای سبز رویکرد سیمای سرزمین وسنجه های سیمای سرزمین استفاده شد . از این رو ابتدا با استفاده از تصاویر سنتینل2 نقشه کاربری سرزمین در چهار کلاس شامل: اراضی بایر، سکونتگاه، پارک شهری و اراضی کشاورزی تهیه و لایه پارک شهری استخراج و بالایه نواحی 4گانه شهر خمین تلفیق و سپس سنجه های سیمای سرزمین شامل سنجه ENN ، LSI ، PARA ، Shapeindex ، MPS ، NP و LPI با استفاده از نرم افزار FRAGSTATS محاسبه و تعیین شد . نتایج نشان داد ناحیه 3 در جنوب شرقی شهر، دارای کمترین میزان سنجه تعداد لکه، کمترین میزان سنجه شکل و بیشترین عدد سنجه میانگین فاصله اقلیدسی بین لکه ها هم در این ناحیه دیده می شود؛ لذا این ناحیه دارای توزیع نامناسب و نامتوازن فضای سبز می باشد. همچنین بیشترین مقدار سنجه تعداد لکه و شاخص نسبت محیط به مساحت مربوط به ناحیه 1 شهری بود. به طور کلی نتایج حاصل از تحلیل سنجه های سیمای سرزمین نشان داد که شهر خمین، از لحاظ وسعت، پیوستگی، ماهیت،ترکیب وتوزیع فضای سبز دچارعدم تناسب شدیدی می باشد . نتایج این بررسی منعکس کننده سیاست غلط برنامه ریزان شهری برای مکانیابی و احداث پوشش های فضای سبز در محدوده مورد مطالعه می باشد .
بررسی رابطه متقابل امنیت و توسعه در مناطق مرزی ایران (مطالعه موردی: شهرستان های استان سیستان و بلوچستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های جغرافیای انسانی دوره ۵۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۷)
1143 - 1163
حوزههای تخصصی:
منطقه جنوب شرق کشور و درواقع استان سیستان و بلوچستان به لحاظ توسعه در جایگاه نامناسبی قرار دارد که با توجه به پتانسیل های بالقوه خود ملزم به بحث و بررسی است. هدف از پژوهش حاضر تبیین رابطه امنیت و توسعه شهرستان های استان در جهت یافتن عواملی است که تنش های موجود را کاهش دهد و نیز دست یابی به راهکارهایی جهت برقراری توسعه نسبی و پایدار در سطح منطقه. پژوهش حاضر بر اساس هدف کاربردی و از نوع تحقیقات علمی است و بر اساس ماهیت از دو روش توصیفی - تحلیلی و همبستگی استفاده شده است. نخست امنیت و ابعاد آن طی مطالعات کتابخانه ای و میدانی با استفاده از تکنیک اِی.اِچ.پی[1] ارزیابی شد. سپس ، توسعه و ابعاد آن با توجه به شاخص های منتخب در سطح هر شهرستان با روش تاکسونومی بررسی شد و با روش همبستگی ارتباط میان ابعاد امنیت و توسعه در سطح استان آزمون پیرسون گرفته شد. نتایج حاکی است که امنیت و ابعاد آن با توسعه و ابعاد آن شامل توسعه اجتماعی ، فرهنگی ، و اقتصادی ارتباط چشم گیری دا رد و تغییر در هر بعد از امنیت تأثیر بسزایی در توسعه و ابعاد آن خواهد داشت و بالعکس. فقط در زمینه توسعه زیربنایی همبستگی معنادار حاصل نشد که با توجه به اینکه استان از لحاظ استقرار دارای فرصتی یگانه در میان همه استان های کشور است، توجیه شدنی است. درنهایت ، بین امنیت و توسعه رگرسیون گرفته شد که براساس نتایج 6/91 درصد از توسعه استان را می توان با برنامه ریزی در راستای بهبود امنیت استان تبیین کرد.
پیش درآمدی بر مقایسه مورفومتری و تأثیر مکانیسم شکل گیری بر مورفومتری فروچاله های گچی و آهکی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود سازندهای انحلال پذیر زمینه ساز شکل گیری اشکال کارستی است. یکی از مهم ترین این اشکال، فروچاله ها هستند. لایه های گچی سازند گچساران در دشت جابر و دشت مارون بستر شکل گیری فروچاله های گچی هستند و مناطق کارستی ارتفاعات پرآو و شاهو در استان کرمانشاه نیز در بستر لایه های کربناته شکل گرفته اند. مطالعات میدانی انجام شده مؤید این مسئله است که تفاوت های عمده ای در مورفومتری و سازوکار تشکیل فروچاله های گچی و آهکی وجود دارد؛ در این پژوهش سعی شده است تأثیر مکانیسم شکل گیری این فروچاله ها بر مورفومتری آنها بررسی و تفاوت ها و شباهت های این دو پدیده مطالعه شود. در این بررسی با انجام مطالعات میدانی، پارامترهای ظاهری فروچاله ها ازجمله فرم کلی فروچاله ها، قطر، عمق، شیب دیواره، محیط و مساحت هر فروچاله برداشت شد؛ سپس با داده های موجود و براساس روش باسو [1] فروچاله های گچی در دسته فروچاله های کشیده و کاسه ای شکل و براساس روش سویچ [2] در دسته کاسه ای، چاله مانند و قیفی شکل قرار گرفت؛ این در حالی است که در مطالعه ای دیگر که درباره فروچاله های آهکی انجام شده است، فروچاله های آهکی براساس روش باسو عمدتاً در دسته فروچاله های بیضی شکل و کشیدهو تعدادی نیز در دسته فروچاله های کاسه ای و براساس روش سویچ نیز این فروچاله ها در دسته کاسه ای شکل قرار گرفتند. در ادامه با استفاده از روش آماری رگرسیون خطی چندمتغیره و تحلیل رگرسیون خطی چندگانه گام به گام [3] ، رابطه بین این مؤلفه ها ارزیابی شد. از نتایج مهمی که در این مطالعه به دست آمده، ارتباط مستقیم بین مورفومتری اشکال و سازوکار تشکیل آنهاست. خاصیت پلاستیکی سازند گچساران، عامل قرارگیری این سازند در ناودیس هاست که سبب تنوع در موقعیت قرارگیری لایه های گچ نسبت به جریان های مؤثر آب می شود؛ همچنین میزان بسیار زیاد انحلال گچ نسبت به آهک باعث می شود فروچاله های گچی سازوکار مختلف شکل گیری و تنوع در فرم، حتی در یک منطقه مطالعاتی خاص داشته باشند و درنتیجه مدل سازی برای فروچاله های گچی را نسبت به فروچاله های آهکی پیچیده تر کند.
Towards Stabilizing the Economic Impact of COVID-19 through Fiscal Policy in Malaysia(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم بهار ۱۴۰۰ ویژه نامه
90 - 107
حوزههای تخصصی:
A greater size of government spending, may be less efficient. This is contradicting with Malaysian practice because the current Malaysian fiscal policy has allocated a huge budget from the lowest income of individuals to the highest international trade with the aims of reducing the economic implications caused by the outbreak of COVID-19. This paper embarks on three objectives. First, to provide an overview of fiscal policy. Second, to investigate the impacts of COVID-19; and third, reveals the actions taken by the Malaysian Government to implement the recovery policy. This paper adopts an integrative literature review and published reports relating to fiscal policy and COVID-19. The findings show the consolidated efforts of Malaysian Government towards the current fiscal policy in stabilizing the economic impact after the Movement Control Order. This paper could be a prudent guideline for other countries to strategize their fiscal policies in steering the macro and socioeconomic development.
The Role of Science and Technology Diplomacy in Preventing Nuclear Proliferation (A Case Study: EU and Kazakhstan)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ژئوپلیتیک سال هفدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
307 - 333
حوزههای تخصصی:
Science and technology diplomacy has been considered as one of the influential tools in the international arena by many countries and even trade and political unions. The European Union has also implemented various programs with Central Asian countries. The research question is what are the goals and objectives of EU science and technology diplomacy in Kazakhstan? The results show that EU scientific diplomacy is pursued in two forms: scientific diplomacy based on technology and scientific diplomacy based on the humanities in Central Asia. For example, 4 to 7-year programs have been implemented in Central Asian countries, such as Kazakhstan include biology, genomics and biotechnology for health, information technologies, nanotechnology, knowledge-based multifunctional materials and new manufacturing processes and tools, air and space, food quality and safety. The main focus of the program is on Kazakhstan. The main objectives of these programs appear to monitor the country's nuclear activities with the aim of preventing nuclear proliferation via support from the model of neoliberal economic development, increase the capacity of civil society, and support the soft power of the union. This research will use descriptive-analytical methods and second-hand data collection.
تحلیلی بر وضعیت مهاجرت استان های کشور با تأکید بر عوامل اجتماعی و فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عوامل مؤثر بر شکل دهی یا تغییرات ساختار جمعیتی، شامل سه عامل: باروری، مرگ ومیر و مهاجرت در مقیاس های مختلف فضایی است؛ به نحوی که در هر برهه زمانی، نقش و تأثیر هرکدام می تواند متفاوت باشد؛ اما امروزه مهاجرت نقشِ به مراتب مهم تری در رشد جمعیت ایفا می کند؛ زیرا علاوه بر تأثیر مستقیمی که بر ساختار جمعیتی یک محدوده جغرافیایی می گذارد، بر نحوه پراکنش نیروی کار نیز تأثیرگذار خواهد بود؛ علاوه براین مهاجرت می تواند از عدم تعادل های اجتماعی و فرهنگی تأثیر پذیرفته و از طرف دیگر خود باعث تشدید این نابرابری ها می شود. نتیجه این برهم کنش، عدم توزیع مناسب جمعیت و به تبع آن، نابرابری در سرمایه گذاری های ملّی، عدم تعادل های منطقه ای، تفاوت امکانات شغلی و سایر امکانات اجتماعی و فرهنگی می شود که این امر به دنبال خود مشکلات متعددی را ایجاد می کند. هدف این پژوهش استخراج و تحلیل رابطه بین مهاجرت و متغیرهای اجتماعی و فرهنگی است که این پدیده را تشدید می کند. این متغیرها ازطریق تحلیل عاملی اکتشافی گروه بندی شده و عوامل اجتماعی و فرهنگی تشدیدکننده مهاجرت استخراج شده است؛ سپس ارتباط میان هریک از این عامل ها و مهاجرت استان های کشور ازطریق روش تحلیل رگرسیون چندمتغیره خطی تببین شده است. تحلیل های صورت گرفته نشان می دهد که نرخ خالص مهاجرت بیشترین همبستگی را به ترتیب با ویژگی های جمعی و فردی توسعه در وهله اول، با درآمد، رفاه و امنیت اجتماعی در وهله دوم و سپس با تنوع امکانات شهری و قومیت ها داشته است. بررسی میزان تأثیر زیربعدها یا معیارهای اجتماعی و فرهنگی مورد بررسی نیز این واقعیت را آشکار می سازد که همه این مؤلفه ها تأثیرات برابری بر میزان مهاجرت شکل گرفته در استان های کشور نداشته و اثرات آن ها بر میزان نرخ مهاجرت متفاوت بوده است.
Providing a model to promote citizens' water literacy for sustainable development(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of this study is to provide a model for promoting citizens' water literacy for sustainable media-based development. According to the purpose of this research, it is an applied and exploratory type that has been obtained by the method of Strauss and Corbin's systematic method of data foundation theory. Due to the qualitative approach of the research, in-depth and semi-structured interviews were conducted with 34 experts in the fields of environment, water, social sciences, and communications using theoretical sampling. Then the data were analyzed and 1120 primary codes of open coding, 71 categories of axial coding, and 23 main factors of selective coding were identified. The main contribution of this research is the promotion of water literacy, which have been formed according to the causal conditions (targeting and policy-making in water literacy, water valuation, water attitudes, water skills, water knowledge, literacy promotion), the underlying factors (media diversity) as well as the intervening factors (media politicization, journalists' dependence on sources of power), which was obtained through the strategies such as a change in educational system, pathology of educational master plans, interaction of industry, educational institutions and universities, promotion of social capital, interaction with media, audience, media greening, complete and rich media content, institutionalization of water discourse, agile media interaction. In the second stage, in order to weigh the causal conditions and strategies, hierarchical analysis was used. The results revealed that among the causal conditions, targeting and policy-making were the most important priorities in water literacy.
الگوی مناسب سازی فضاهای گردشگری ویژه معلولین و جانبازان مطالعه موردی: شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری شهری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
17 - 33
حوزههای تخصصی:
ثبت جهانی شهر یزد و هویت تاریخی فرهنگی آن، نقطه عطفی برای مدیران شهری و متولیان امر گردشگری بوده که با برنامه ریزی های صحیح و مناسب سازی فضاهای گردشگری در راستای گردشگری پایدار، گردشگران را از تمامی اقشار به این شهر جلب کنند. مناسب سازی فضاها به ویژه فضاهای گردشگری برای افراد دارای محدودیت های حرکتی، نمود تأمین عدالت و ایمنی اجتماعی در دسترسی هاست. در پژوهش توصیفی- تحلیلی حاضر، هدف ارائه الگوی مناسب سازی فضاهای گردشگری جهت دسترسی معلولین و جانبازان است که برای این منظور از رویکرد استراوس و کوربین در نظریه برخاسته از داده استفاده گردید. جامعه آماری متشکل از خبرگان، فعالان و متخصصین حوزه گردشگری بوده است. حجم نمونه در حین فرایند پژوهش مشخص و از نمونه گیری تئوریکی استفاده شده است. اشباع نظری تا نمونه 15 تا حدودی شکل گرفت اما روند پژوهش تا 24 ادامه یافت. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اطلس تی آی استفاده شد و مدل پارادایمی آن ارائه گردیده است. نتیجه حاصل از این تحقیق ارائه مدلی است که در آن روابط مؤلفه ها و مقوله ها با داده های فرآیند تحقیق به تصویر کشیده می شود و در بسترهای موردنیاز در قالب شرایط زمینه ای از قبیل جامعه پذیری، نیروی انسانی، دانش فنی و تجارب گردشگری و شرایط مداخله گر، راهکارهایی ازجمله مشارکت محوری، عملکردگرایی و ارتباطات بیان می گردد. در این بستر چهار دسته از عوامل به ایفای نقش می پردازند که عوامل مدیریتی در کنار عوامل ساختاری، فردی و عملکردی در ارتقای وضعیت مناسب سازی ها تأثیرگذار بوده اند. در الگوی مطلوب مناسب سازی فضاهای گردشگری بر لزوم توجه جدی تر به الگوهای مدیریتی نوین و مشارکتی و لزوم ایفای نقش پررنگ تر بخش خصوصی در کنار نقش تسهیلگری دولت تأکید می شود. به جز نقش حمایتی و نظارتی دولت، باید به عوامل زیرساختی، اقتصادی، آگاهی و شناختی، نگرشی و آموزشی و نیز ویژگی های خاص فضاهای گردشگری نیز توجه نمود.
ارزیابی زیست محیطی کاربری اراضی به علت ریزگردها در سه دهه گذشته با استفاده از تکنیک سنجش از دور و مدل CA مارکوف مطالعه موردی شهر اهواز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
جغرافیا و مطالعات محیطی سال دهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴۰
57 - 69
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات زیست محیطی، شاخص آلودگی هواست که مهم ترین شاخص آن، حجم ذرات معلق موجود در جوّ است و در شهرهای جنوبی و غربی کشور در سال های اخیر افزایش محسوسی یافته است. تحقیق حاضر باهدف، پایش تغییرات کاربری اراضی به علت ریز گردها در سه دهه گذشته با استفاده از سنجش ازدور و CA-Markov در شهر اهواز انجام شد. روش تحقیق تحلیلی_میدانی بود. پس از انجام مطالعات اولیه و تهیه تصاویر ماهواره ای مناسب، با مقادیر مختلف نمونه های تعلیمی و با توجه به برداشت های زمینی، تحلیل و ارزیابی شد. تصاویر مورداستفاده، به ترتیب تصاویر ماهواره لندست 7 ، 5 و 8 سال های 2000، 2010 و 2020 بوده است. طبقه بندی به روش شبکه عصبی مصنوعی انجام و میزان صحت طبقه بندی ارزیابی و با استفاده از مدل CA-Markov نقشه پیش بینی محدوده مطالعاتی آماده شد. نتایج طبقه بندی نشان داد اراضی ساخته شده سال 2000 از 34/10637 به 76/10925 هکتار در سال 2010 رسیده و 42/288 هکتار مساحت آن افزایش یافته است. فضای سبز در سال های 2000 تا 2010 از 41/1275 هکتار به 99/1279 رسیده یعنی 4/58 هکتار افزایش مساحت داشته که علت آن کاشت درختان دست کاشت در طی این سال ها جهت مقابله با ریز گردها بوده است. این تغییرات از سال 2010 تا 2020 روند کاهشی داشته و تغییرات مساحت آن از 99/1279 هکتار به 49/1120 رسیده یعنی 50/159 کاهش مساحت داشته است. نتایج نشان می دهد رشد و توسعه مناطق مسکونی اهواز و تبدیل فضای سبز به مسکونی همواره مثبت بوده است به طوری که نقشه پیش بینی سال 2030 نیز گویای این مطلب است و پیش بینی شد مساحت اراضی ساخته شده در سال 2030 به 84/12744 هکتار برسد. ضریب کاپا در سال های 2000 تا 2010 و 2020 به ترتیب 87/91، 29/93 و 40/95 به دست آمد. نتایج حاصل، نشان از بالا بودن ضریب کاپا و دقت کلی در تصاویر جدیدتر می باشد.
بررسی تاثیر تغییر اقلیم بر تغییرات هیدرولوژی حوضه آبریز حبله رود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تغییرات دما و بارش و به تناسب آن تغییرات اقلیمی همراه با وقوع مخاطراتی همچون خشکسالی و سیل تاثیرات بسیار زیادی بر وضعیت هیدرولوژی حوضه های آبریز دارند. بنابراین بررسی اثرات تغییر اقلیم بر منابع آب ضرورری به نظر می رسد. در این پژوهش به بررسی تاثیر تغییر اقلیم بر وضعیت هیدرولوژی حوضه آبریز حبله رود پرداخته شد. تغییرات دما و بارش با استفاده از داده های دمای حداقل، دمای حداکثر و بارش از سال 1996-2017 مورد بررسی قرار گرفت و با به کارگیری مدل LARS-WG تغییر اقلیم حوضه آبریز حبله رود با استفاده از مدل HadGEM2-ES و سناریوهای 2.6RCP، RCP4.5 و RCP8.5 در سال های 2021 تا 2050 شبیه سازی گردید. سپس با مدل هیدرولوژیکی SWAT وضعیت هیدرولوژیکی رواناب حوضه شبیه سازی شد. نتایج مدل LARS در دوره پایه نشاندهنده تطابق کامل این دوره با اختلاف ناچیز با داده های مدل سازی بود. همچنین مشخص گردید که در سال های 2021 تا 2050 دما و بارش تقریبا در تمامی ماه ها روند افزایشی داشته است. نتایج به دست آمده مدل SWAT نیز نشان داد همبستگی مناسب و قابل قبولی بین داده های شبیه سازی شده با مقادیر مشاهداتی حوضه حبله رود وجود دارد. علاوه بر این مبین گردید افزایش بارش در حوضه آبریز منجر به افزایش میزان رواناب سطحی در سطح حوضه مورد مطالعه در دوره پیش بینی 2021-2050 شده است. در نهایت یافته های این تحقیق نشان داد مدل LARS در بررسی تغییرات اقلیمی حوضه و مدل SWAT در شبیه سازی رواناب حوضه توانمندی بالایی دارند.
ارزیابی اثرات تغییر آب و هوا بر عملکرد محصول گندم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به منظور مطالعه تغییرپذیری میزان عملکرد گندم آبی و دیم با توجه به تغییرپارامترهای اقلیمی از جمله دما و بارش، سی ایستگاه انتخاب شد. هدف اصلی پژوهش بررسی اثرات تغییر اقلیم بر عملکرد محصول گندم در ایران می باشد پارامترهای اقلیمی و همچنین داده های میزان عملکرد گندم برای 25 سال دوره آماری از سال 1982 تا 2006 به ترتیب از سایت سازمان هواشناسی و وزارت جهاد کشاورزی اخذ گردید و آزمون run test برای تصادفی بودن داده ها در نرم افزار spssانجام شد و سپس آزمون بازسازی نیز در مورد داده های ناقص و مفقوده انجام گرفت. در هر ایستگاه میزان ضریب همبستگی در سطح 0.01 و 0.05 بین عملکرد گندم و پارامترهای اقلیمی محاسبه شد و در نهایت مدل رگرسیونی بصورت رگرسیون گام به گام برای ایستگاهها به منظور شناسایی پارامترهای اقلیمی موثر در برآورد میزان عملکرد گندم انجام گرفت. در گندم آبی همه ایستگاهها به جز ایستگاه گرگان دارای مدل رگرسیونی بوده در گندم دیم ایستگاههای ارومیه ، تهران ، ساری ، یاسوج ، سمنان، خرم آباد فاقد مدل رگرسیونی بوده اند و مدل منطقه ای نیز برای کشور محاسبه شد و با مدل های ایستگاهی در نرم افزار ARG GIS مورد مقایسه قرار گرفت که میزان عملکرد گندم آبی در کل نتایج مدل رگرسیونی نشان داد که درگندم آبی قسمت شرقی، مرکزی، شمال شرقی وقسمتی از جنوب غرب کشور با کاهش 35-20درصد عملکرد مواجه خواهند بود ، در بحث گندم دیم همه ایستگاههای واقع در شمالغرب 37-30 درصد ، قسمتی از جنوب غرب و جنوب کشوربا35-28 درصد روند کاهش عملکرد مواجه خواهند بود و نیمه جنوب شرق و شمال شرق 47-42 درصد با افزایش عملکرد مواجه خواهند بود. در گندم آبی بیشترین عملکرد پیش بینی شده برای ایستگاه اصفهان و در گندم دیم بیشترین مقدار عملکرد پیش بینی شده برای ایستگاه زاهدان خواهد بود. بطور کلی کاهش عملکرد گندم در مناطق شمال غربی و جنوب غربی نسبت به ن واحی غرب ی بیش تر خواهد بود.