فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۴٬۳۲۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگویی برای تعیین عوامل تاثیرگذار بر جذب سرمایه گذاری در منطقه آزاد تجاری خارجی ارس در سال 1399 انجام شده است جامعه آماری این تحقیق، کارشناسان منطقه تجاری ، اساتید و صاحب نظران آشنا با مقوله مناطق آزاد و همچنین سرمایه گذاران داخلی و خارجی می باشد که 120 نفر از آنها فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزار spss24 مورد بررسی قرار گرفته شده است . نتایج حاصل از انجام این پژوهش بیانگر این امر است که عامل امکانات بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار می باشد.عامل مکان یابی بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار می باشد.عامل اقتصادی بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار می باشد. عامل حمایتی بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار نمی باشد. عامل سیاستگذاری بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار می باشد. عامل قوانین و مقررات بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار می باشد. عامل مدیریت بر جذب سرمایه گذاری در منطقه تجاری خارجی ارس تاثیرگذار می باشد.
Market orientation in higher education: positioning marketing in Iranian higher education
حوزههای تخصصی:
Considering students expectations and rivalry among higher education institutions, novel practical ways through adaptation of market-oriented mechanisms as well as business mechanisms in higher education are required. The present paper, therefore, aims to examine mechanisms for positioning in Iranian higher education. In doing so, phenomenological approach was applied. A purposive sample of 10 informants consisting of higher education experts and deans was selected. To analyze data, open, axial, and selective coding system was applied and the findings were organized under mechanisms for positioning in higher education. With regard to target market in higher education, attracting factors and success factors were yielded. With regard to positioning in higher education, 4 categories were identified including emphasis on relative advantage, emphasis on Basic resource, emphasis on marketing techniques, and emphasis on customers’ perception. Barriers and constraints were categorized under 6 main categories: political, administrative, institutional, cultural and social, economic, and academic. Based on literature and findings, conceptual framework on mechanisms for positioning in higher education was developed. Considering students expectations and rivalry among higher education institutions, novel practical ways through adaptation of market-oriented mechanisms as well as business mechanisms in higher education are required. The present paper, therefore, aims to examine mechanisms for positioning in Iranian higher education. In doing so, phenomenological approach was applied. A purposive sample of 10 informants consisting of higher education experts and deans was selected. To analyze data, open, axial, and selective coding system was applied and the findings were organized under mechanisms for positioning in higher education. With regard to target market in higher education, attracting factors and success factors were yielded. With regard to positioning in higher education, 4 categories were identified including emphasis on relative advantage, emphasis on Basic resource, emphasis on marketing techniques, and emphasis on customers’ perception. Barriers and constraints were categorized under 6 main categories: political, administrative, institutional, cultural and social, economic, and academic. Based on literature and findings, conceptual framework on mechanisms for positioning in higher education was developed.
بررسی اثر نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی بر تراز حساب جاری؛ یک مدل خود رگرسیون برداری (VAR) با کاربردی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهمیت حسابجاری و عوامل مؤثر بر آن، یکی از پایهایترین مقدمات تجارت بینالملل است که همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است. بهطورکلی هدف اساسی اقتصاد هر کشور رشد و توسعه پایدار به مفهوم تعادل داخلی و خارجی است، بنابراین با در نظر گرفتن تأثیر متقابل بخش داخلی و خارجی، هرگونه سیاست اقتصادی باید با توجه به این ارتباط متقابل اتخاذ گردد. با توجه به اهمیت تراز حسابجاری در تعیین سطح درآمد ملی و اشتغال و نیز در فرایند رشد و انباشت سرمایه، کشورهای درحالتوسعه و توسعهیافته سیاست و استراتژی مختلفی برای مقابله با محدودیت حسابجاری برگزیدهاند. هدف این مطالعه بررسی اثر نابرابری درآمدی و رشد اقتصادی بر تراز حسابجاری نفتی ایران با استفاده از الگوی خود رگرسیون برداری (VAR) و توابع واکنش آنی (IRF) و تجزیه واریانس (VD) در بازه زمانی (1395-1357) میباشد. متغیرهایی که در این مقاله برای برآورد مدل استفادهشده است شامل تراز حسابجاری با لحاظ اثر نفت، ضریب جینی بهعنوان شاخص برآوردکننده نابرابری درآمد و رشد اقتصادی با لحاظ اثر نفت میباشد. نتایج حاصل از یافتههای پژوهش در طی دوره موردبررسی نشان میدهد که شوک بهبود نابرابری درآمدی با واکنش منفی تراز حسابجاری و شوک بهبود رشد اقتصادی با واکنش مثبت تراز حسابجاری مواجه میشود.
بررسی تأثیر برداشت نخستینِ مشتری از شخصیت تبلیغ کننده بر اثربخشی تبلیغ: نقش تعدیلگر تجانس خودانگاره مشتری با تبلیغ کننده (مطالعه موردی: دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۳۷)
129 - 152
حوزههای تخصصی:
در دنیای حاضر، دیگر کمّیت تبلیغات مهم نیست و تبلیغات به سوی کیفی سازی پیش می روند؛ به عبارتِ دیگر، اثربخشی تبلیغ، حرف اول و آخر را می زند؛ در این میان دو متغیر مهم «برداشت نخستینِ مشتری از شخصیت فرد تبلیغ کننده» و «تجانس خودانگاره مشتری با مُبلّغ» نقش انکارناپذیری در اثربخشی تبلیغ دارند؛ بنابراین، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر برداشت های نخستینِ مشتری از شخصیت تبلیغ کننده بر اثربخشی تبلیغ با نقش تعدیلگری تجانس خودانگاره است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل همه دانشجویان رشته مدیریت دانشگاه گیلان در نیمسال اول سال تحصیلی 98-99 بود و نمونه آماری پژوهش 93 نفر از این دانشجویان بودند که به روشِ نمونه گیری دردَسترس انتخاب شدند. پژوهش حاضر ازلحاظ هدفْ کاربردی و ازنظرِ ماهیت نیز توصیفی همبستگی و از نوع تجربی است. ضریب پایایی ترکیبی برای پرسشنامه استاندارد برداشت نخستینِ استین (2004)، اثربخشی تبلیغ رائو و همکاران (2014) و تجانس خودانگاره داس (2014) به ترتیب 864/0، 904/0 و 903/ 0 به دست آمد. برای بررسی روایی محتوا ازنظر خبرگانْ روایی همگرا از میانگین واریانس استخراجی (AVE) و روایی واگرا از ماتریس فورنل لارکر استفاده شد که هر سه روایی مطلوب بودند. داده های جمع آوری از پرسشنامه ها، به وسیله مدل سازی معادلات ساختاری و رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و با استفاده از نرم افزارهای SPSS22 و SmartPLS2 تجزیه وتحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد برداشت های نخستینِ مشتری از شخصیت مُبلّغ تأثیری مثبت و معنادار بر اثربخشی تبلیغ دارند. همچنین، نقش تعدیلگری تجانس خودانگاره مشتری با مُبلّغ تأیید شد.
Investigating Effect of Advertisement Features in Social Media on Consumer Attitude with regard to the Mediator Role of Advertising Value in Iran Food Industry
حوزههای تخصصی:
Advertisement is one of the most known ways of marketing. today, advertisement is meant to be used in organizations and institutions to reach their social, communicational, and sale goals. Nevertheless, achieving good results is dependent on having right knowledge of market, customers and their needs.in the current era, everyone is aware of the importance of advertising in business. If advertisements help in keeping sales share in the market in short time, they would also assist in long term with making customers used to them and hence creating regular customers. The purpose of this study is investigating Effect of Advertisement Features in Social Media on Consumer Attitude with regard to the Mediator Role of Advertising Value in Iran Food Industry. This research, from target point of view, is known a practical research. by considering data gathering, this article is measured a descriptive non-analytic research. statistical society of this research includes 5200 science and technology students of Islamic Azad University, with respect of Morgan Table and 357 sample number. in this article, random sampling measurement was used. The article presents the positive and meaningful impact of an informativeness and irritation advertisement on the advertising value, as well as entertainment advertisement effect and advertising value on the attitude towards. mediator role of advertising value in irritation advertisement effect on the attitude towards was approved. Consequently, the impact of entertainment advertisement on advertising value and mediator role of advertising value on informativeness advertisement effect on attitude towards was not approved.
یک مدل استوار چند دوره ای برای توزیع منصفانه نیروی امدادی پس از وقوع بلایای طبیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال بیست و چهارم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۹۷
233 - 257
حوزههای تخصصی:
پس از وقوع بلایای طبیعی، با توجه به محدودیت منابع، کوتاه بودن زمان موثر برای نجات و نیز بزرگی تقاضا در مقابل منابع موجود، مدیریت اثربخش عملیات امداد نقش به سزایی در افزایش تعداد نجات یافتگان دارد. با توجه به اهمیت موضوع مذکور، هدف این پژوهش بهینه سازی تخصیص موثر نیروهای امدادی به مناطق آسیب دیده پس از وقوع بلایای طبیعی است. به این منظور، یک مدل برنامه ریزی مختلط عدد صحیح چند دوره ای توسعه داده شده است. مدل پیشنهادی از نسبت پوشش موثر تقاضا به عنوان شاخص رضایت مناطق از تخصیص منصفانه منابع استفاده کرده و به بیشینه سازی کمترین میزان رضایت در میان همه مناطق می پردازد. با توجه به افت شانس نجات افراد حادثه دیده با گذر زمان، اثربخشی عملیات در دوره های زمانی تخصیص دیده شده است. همچنین جهت لحاظ نمودن هماهنگ سازی و استفاده موثر از منابع، امکان انتقال نیروها بین مناطق مختلف و نیز ترخیص نیروها در نظر گرفته شده است. تحقیق پیش رو از رویکرد بهینه سازی استوار بازه ای برای پرداختن به عدم قطعیت تقاضا و زمان سفر میان مناطق مختلف بهره گرفته است. مدل توسعه داده شده با الهام از نتایج سناریوی شناور زلزله در منطقه شش تهران اجرا و مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحلیل انجامی با شناسایی آسیب پذیرترین نواحی مشخص می کند که تربیت و آموزش پیشرفته هرچه بیشتر نیروهای محلی در این نواحی و یا مناطق همسایه که می توانند در کمترین زمان به محل تقاضا اعزام شوند، می تواند در موفقیت عملیات کل منطقه نقش قابل توجهی ایفا کند. مدل پیشنهادی نه تنها برای برنامه ریزی در فاز پاسخ، بلکه می تواند در فاز پیشگیری و آمادگی بلایای طبیعی، به مدیران برای شبیه سازی اثربخشی سناریو های مختلف ظرفیت نیروهای امدادگر و همچنین در صورت نیاز، اولویت بندی مناطق مختلف برای اجرای پروژه های کاهش آسیب پذیری یاری رساند .
سنجه حقوقی بازاریابی و کاربست آن در بازار اوراق بهادار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال بیست و چهارم بهار ۱۳۹۹ شماره ۹۴
177 - 203
حوزههای تخصصی:
ارتباط اعمال حقوقی و مسائل تجاری با یکدیگر باعث شکل گیری ضوابطی خاص ناظر به هر مسأله ای می شود. طبعاً برخی از این احکام برگرفته از صبغه اصالی و اختصاصی و بعضی به فراخور ویژگی های غیراختصاصی یا تبعی هر عمل است. از همین رو شناخت ضوابط برخی نهادها محل تأمل و ابهام واقع شده و به سادگی نمی توان قائل به صورتی بود که بر آن تردیدی باقی نماند. یکی از نهادهای منحصربه فرد، بازاریابی است. در واقع به سبب تشابه نسبی بازاریابی با نهادهایی از جمله وکالت، عاملی، دلالی و حق العمل کاری، این تردید ایجاد می شود که آن را مصداق یکی از نهادهای مورد اشاره بدانیم. در عین حال، تفاوت هایی که میان عمل بازاریابی و هر یک از نهادهای فوق وجود دارد، این رویکرد را تقویت می کند که بتوان بازاریابی را به مثابه نهاد مستقلی در عرض نهادهای حقوقی و اقتصادی مشابه قلمداد و بر آن احکام کاملاً اختصاصی جاری نمود. نوشتار حاضر با امعان نظر به کارکرد خاص بازاریابی، این نهاد را از منظر حقوقی بررسی نموده و با تحلیل ابعادی از آن، رویکرد استقلال بازاریابی (به عنوان نهادی اصیل) را رد و آن را به عنوان نهادی تبعی واجد کارکردهایی مکمل می داند که متناسب با جایگاه وابسته به غیر، باید با ضوابط اختصاصی همراه باشد. این ضوابط در بازار اوراق بهادار - که بستر فعالیت نهادهای مالی است- نیز اهمیت ویژه ای یافته و به دلیل اصالت نقش نهادهای مالی بازار سرمایه، بازاریابی به خدمت این نهادها درآمده و از نظر حقوقی تابعی از آن ها می باشد.
شناسایی و تبیین راهبردهای ترفیع در رسانه های اجتماعی (مورد مطالعه: اینستاگرام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۳۸)
119 - 140
حوزههای تخصصی:
بازاریابی و تبلیغاتْ در حال تغییر و تحول اند و باعثِ انقلابی هم در شکل و هم در عملکرد فناوری ارتباطات، به ویژه در کاربرد رسانه های اجتماعی مانند اینستاگرام، فیس بوک، توییتر، لینکدین و یوتیوب شده اند. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحقیق آمیخته (کمّی و کیفی) به دنبالِ شناسایی راهبردهای ترفیع بازاریابی رسانه های اجتماعی و درنهایت طراحی مدل ترفیعات بازاریابی رسانه های اجتماعی در اینستاگرام است. جامعه پژوهش در بخش کیفی، خبرگان حوزه بازاریابی دیجیتال است. برای تجزیه وتحلیل داده های کیفی از روش گراندد تئوری و در بخش کمّی از آمار توصیفی، تحلیل آماری تأییدی و معادلات ساختاری استفاده شد. در بخش کیفی، داده های حاصل از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته پژوهشگر و به صورت دستی در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابیْ کدگذاری شدند و درپایان مدلی طراحی شد. یافته های بخش کیفی نشان می دهد بازاریابی محتوا، بازاریابی ویروسی و بازاریابی با افراد تأثیرگذار از مهم ترین راهبردهای ترفیع در اینستاگرام هستند. سرانجام در بخش کمّی، از شاخص بسیار مهم ریشه دوم برآورد واریانس خطای تقریب استفاده شد که مقدار این شاخص برابر با 09/0 شد که می توان گفت مدلْ برازش مناسبی داشته است و درنتیجه داده های این پژوهش با ساختار عاملی و زیربنای نظری تحقیقْ برازش مناسبی دارد و این، بیان گر هم سوبودن سؤالات با سازه های نظری است.
Identifying and Classify Success and Failure Factors in International Business Negotiations with Iranian Merchants
حوزههای تخصصی:
Business is not easy with one country. It requires understanding the style of business negotiation with that country, and the negotiation process is the most critical factor in predicting success or failure in business negotiations. Therefore, negotiating across cultures requires comprehension of the differences. Due to Iran's position in a strategic region of the world, which is in the Middle East, it has the potential to expand trade with other countries. In the current research, the success and failure factors in international business negotiations is classified using Friedman test. This study consists of two sections: qualitative and quantitative that calls a mixed approach. The output of the qualitative section was the design of the research questionnaire, and in the quantitative section, the research findings illustrated that among the 39 success factors, the importance of good personal relationships, the Iranians' need for products, the merchant's knowledge of Iranian business practices, and the among the 31 failure factors, the lack of Iranian budgets, the unwillingness of Iranians to demand Good financial and communication failure are the most important factors identified in the success/failure of negotiating with the Iranians. Due to the findings of this study and the cultural characteristics of Iranians, items have been suggested for the proper management of these factors while negotiating with Iranians.
واکاوی پدیدارشناختی جو (فضای) مراکزخرید/ مال ها و رفتارخرید مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، شناسایی پدیدارشناسانه جو (فضای) مراکزخرید -به عنوان یک پدیده کمتر شناخته شده- و رفتار خرید مشتریان از مراکزخرید چند منظوره بود. به طور کلی هدف از این پژوهش کشف معنای جو(فضای) مراکزخرید از نظر مشارکت کنندگان(آزمودنی ها) می باشد. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شد. نمونه پژوهش را 12نفر از خبرگان و مراجعین به مال تشکیل دادند که با روش نمونه گیری هدفمند چندگانه به صورت گلوله برفی، انتخاب شده بودند.گردآوری داده ها با استفاده مصاحبه عمیق و با بهره گیری از راهنمای مصاحبه جمع آوری شد. در مرحله ی تحلیل داده ها از طریق روش پدیدارشناسی توصیفی، کدهای اولیه(توصیفی)، درون مایه فرعی و درون-مایه اصلی استخراج شد. بر اساس یافته های پژوهش، جو (فضای) مراکزخرید از هفت درون مایه اصلی شامل فضا و طراحی بیرونی مرکزخرید/مال، فضا و طراحی درونی مرکزخرید/مال ، کالاپردازی بصری، متغیرهای انسانی، ترکیب بهینه مستاجران در مال، توجه به ابعاد/فضاهای غیر تجاری در مال و حواس چندگانه تشکیل دادند. از دیدگاه مشارکت کنندگان تجربه ارزیابی از مال از پنج درون مایه اصلی شامل: سازگاری با خود، سازگاری کارکردی، برداشت و نگرش مشتریان، تاثیرگذاری عوامل محیطی، مسئولیت اجتماعی تشکیل شده اند و رفتار خرید مشتریان مراکزخرید از شش درون مایه اصلی شامل: حس خرید لذت بخش و حس خرید کارکردگرایانه، بازدید مجدد از مال، تجربه مشتری، ریسکهای ادراک شده، تبلیغات و پروموشن در مال ها تشکیل شده بود. بر اساس تجارب زیسته مشارکت کنندگان (آزمودنی ها) تبیین جو(فضا) مراکزخرید بر رفتارخرید مشتریان و ارزیابی آن ها از مراکزخرید موثر و همچنین موفقیت مراکزخرید و وفاداری مشتریان به مال ها نیازمند توجه به مولفه های جو(فضا) مراکزخرید/مالها است.
طراحی مدل شایستگی مدیران بازاریابی دیجیتال با روش تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۳۹)
127 - 150
حوزههای تخصصی:
اینترنت، رسانه های اجتماعی، برنامه های تلفن همراه و دیگر فناوری های ارتباطات دیجیتالْ بخشی از زندگی روزمره مردم در سراسر جهان شده اند. براساس آمارهای اخیر منتشرشده در ژانویه 2020، تعداد کاربران فعال اینترنت در دنیا 4.54 میلیارد نفر است که 59درصد از جمعیت جهانی را شامل می شود[1]؛ ازاین رو، کسب وکارها برای رقابت در عرصه تجارتْ مجبور به بازاریابی و حضور در فضای دیجیتال هستند. باتوجه به اهمیت موضوع بازاریابی دیجیتال و افزایش توجه و نیاز شرکت ها و سازمان ها به این حوزه و نقش مهم مدیر بازاریابی دیجیتال در دست یابی سازمان ها و شرکت ها به موفقیت، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدلی به منظورِ تعیین شایستگی مدیران بازاریابی دیجیتال انجام شده است. این پژوهش ازنظر هدفْ کاربردی است و با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه گیری استفاده شده در این پژوهش، نمونه گیری خوشه ای و با شیوه نمونه گیری گلوله برفی بود. مبنای اصلی جمع آوری اطلاعات، انجام مصاحبه های عمیق با خبرگان، مدیران و متخصصین حوزه بازاریابی دیجیتال (شرکت های فعال در حوزه خرده فروشی اینترنتی، فناوری اطلاعات، رسانه های دیجیتال، مخابرات، آموزش الکترونیک و...) تا دست یابی به اشباع نظری بوده است. درمجموع، 17 مصاحبه انجام شد. پس از جمع آوری اطلاعات، کدهای مربوط به مصاحبه های مکتوب با استفاده از روش تجزیه وتحلیل مضمون تحلیل شدند. یافته های پژوهش که پس از انجام مراحل سه گانه کدگذاری باز، محوری و انتخابی، مدل نهایی پژوهش است، نشان می دهد مدل شایستگی مدیران بازاریابی دیجیتال با 114 کد و 26 مفهوم در سه مقوله شایستگی های فنی تخصصی، شایستگی های انسانی رفتاری و شایستگی های تحلیلی شکل گرفت. مدل احصاشده قابلیت ارائه پیشنهادهای ارزنده درزمینه طراحی نظام جذب و انتخاب نیرو البته با رعایت ملاحظات بومی سازی ، نیازسنجی آموزش، بازتعریف نظام ارزیابی عملکرد، بهینه سازی نظام مدیریت مسیر شغلی و... را دارد.
تدوین نقشه سلسله مراتبی ارزش برند شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر، در پی آن است تا با استخراج نقشه سلسله مراتبی ارزش برند شبکه اجتماعی اینستاگرام با استفاده از نظریه ابزار هدف و فن نردبانیْ بینش و اطلاعات جدیدی را برای کسب وکارهایی فراهم آورد که از این شبکه استفاده می کنند و یا در آینده قصد دارند از آن استفاده کنند. جامعه این مطالعه دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی تهران است که از اینستاگرام استفاده می کنند. درمجموع ۱۱ مصاحبه عمیق و رودررو انجام شد و پس از تحلیل مصاحبه ها 49 نردبان استخراج شد که با تحلیل و بررسی روابط مستقیم و غیرمستقیم محتوای آنها ۱۹ عنصر شامل 6 ویژگی، ۹ پیامد و 4 ارزش شناسایی شد و نقشه تجمعی سلسله مراتبی ارزش ترسیم شد. از میان زنجیره های موجود در این نقشه «دسترسی آسان و فیلترنبودن، ایجاد لحظات خوش و سرگرمی، معاشرت و هم صحبتی، داشتن احساس مثبت و خوب، شادی و خوشحالی» و «به اشتراک گذاری تصاویر، ایجاد لحظات خوش و سرگرمی، معاشرت و هم صحبتی، داشتن احساس مثبت و خوب، شادی و خوشحالی» بیشترین تداعی را داشته اند.
تحقیقات بازاریابی در انقلاب صنعتی چهارم، استفاده از تحلیل کلان داده ها و «یادگیری ماشین» جهت ارائه ارزش به مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهمترین پیامدهای چهارمین انقلاب صنعتی، دیجیتالیزه شدن محیط کسب وکار و گسترش بازاریابی داده محور می باشد که پیامدهای این تحولات تأثیرات عمیقی بر تحقیقات بازاریابی خواهد داشت. هدف این پژوهش شناسایی ویژگی یا مؤلفه های ارزش از میان حجم انبوه نظرات مشتریان در شبکه های مجازی با استفاده از یادگیری ماشین جهت تحلیل کلان داده ها، با رویکرد بازاریابی پیشبینانه که متناسب با فضای موجود است می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، از نظر روش گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی و از نظر اجرا کیفی-کمی (آمیخته) است. بدین منظور صنعت گردشگری به عنوان مطالعه موردی انتخاب و تعداد 8290 نظر از مشتریان در این رابطه از بستر اینترنت جمع آوری و با استفاده از دو روش مختلف «خوشه بندی داده ها» و «استخراج قوانین انجمنی»، مؤلفه های ارزش، استخراج می گردند. نتایج پژوهش در قسمت خوشه بندی شامل شناسایی 20 مؤلفه ارزش در رابطه با ارزش های مورد نظر گردشگران می باشد؛ همچنین با استفاده از روش دوم (قوانین انجمنی)، هفت قانون از میان دانش پنهان، در روابط بین عبارات بکار برده شده در نظرات گردشگران استخراج گردید. بطور کلی نتایج نشان می دهد با استفاده از تحلیل کلان داده ها و یادگیری ماشین، انجام فرآیند «تحقیقات بازاریابی» با سرعت و دقت بالاتر و هزینه نسبی کم تر امکان پذیر است.
مطالعه تاثیر بانکداری الکترونیکی بر نیت رفتاری مصرف کنندگان در صنعت بانکداری
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر مطالعه تاثیر بانکداری الکترونیکی بر نیت رفتاری مصرف کنندگان در صنعت بانکداری است. پژوهش حاضر، از نظر هدف، کاربردی بوده و بر اساس روش گردآوری داده ها، تحقیق توصیفی و از نظر روش تجزیه و تحلیل داده ها، از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل مشتریان بانک پاسارگاد شعب شهر قم است که از خدمات الکترونیکی بانکی استفاده می کنند، برای انتخاب نمونه از از روش نمونه گیری غیر احتمالی از نوع هدفمند استفاده شد که 110 نفر بعنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. در ادامه به بررسی ابزارهای تحلیل داده ها شامل آمار توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از مدل معادلات ساختاری(با استفاده از نرم افزار PLS ) استفاده شد . نتایج تحلیل داده ها نشان داد که توقع عملکرد، سهولت درک شده، ریسک درک شده و سودمندی درک شده در استفاده از بانکداری الکترونیکی بر نیت رفتاری مصرف کنندگان در بانک پاسارگاد تاثیر دارد .
ارزیابی جایگاه برند محصولات آرایشی از دیدگاه مصرف کنندگان با استفاده از تکنیک نقشه ادراکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۳۹)
151 - 172
حوزههای تخصصی:
امروزه جایگاه یابی برند به عنوان مؤلفه ای حساس و مهم در بازاریابی رقابتی، از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. از این منظر، درک و شناخت جایگاه برند و همچنین مفاهیم آن به عنوان اصول درخورِتوجهی برای بقای برند شناخته می شوند . این پژوهش، میدانی است و هدف آن، جایگاه یابی برند محصولات آرایشی از دیدگاه مصرف کنندگان ایرانی است. متغیرهای منتخب پژوهش برگرفته از مطالعات پیشین با روش نقشه ادراکی با داده های حاصل از پرسشنامه ساختاریافته آزمون شد. براساسِ نتایج به دست آمده از آزمون ها و نقشه های ادراکی ترسیم شده، برندهای خارجی مطالعه شده از جایگاه بالاتری نسبت به برندهای داخلی در ذهن مصرف کنندگان برخوردارند. کیفیت، قیمت، تنوع محصولات و شهرت برند در تمامی ابعادْ برتری خود را در تصویر ذهنی مصرف کنندگان نسبت به برندهای آرایشی خارجی نشان دادند. توصیه به برندهای داخلی این است که جایگاه برند خود در این بازار پرتنش رقابتی را براساسِ یافته های این پژوهش ارتقا دهند و نقشه های ادراکی از برند خود را به طورِ منظم و مستمر تهیه کنند.
ارائه مدل گردشگری سلامت با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری(ISM) (مورد مطالعه شهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال بیست و چهارم زمستان ۱۳۹۹ شماره ۹۷
23 - 50
حوزههای تخصصی:
بازار گردشگری سلامت به عنوان یکی از صنایع درآمدزا و رقابتی در دنیا مطرح می باشد و یکی از حوزه های نوین گردشگری پیشرفته است. در سطح کلان، دولت ها علاقمند به بهره مندی از مزایای اقتصادی ناشی از این صنعت هستند و رقابت فزاینده ای میان کشورهای مختلف به ویژه کشورهای در حال توسعه آسیایی برای جلب گردشگران سلامت آغاز شده است. گردشگری سلامت در کشورهای درحال توسعه نیز رونق بیشتری یافته است. جهانی شدن و آزادسازی تجارت نیز در حوزه خدمات سلامت بستر رشد سریع این نوع گردشگری را فراهم آورده است. بنابراین در کشورهای در حال توسعه طراحی و ارائه مدلی در این زمینه اجتناب ناپذیر است .هدف اصلی در این پژوهش، طراحی مدل در حوزه گردشگری سلامت در شهر مشهد می باشد؛ در ابتدا به توصیف نتایج حاصل از بخش کیفی (دموگرافی پانل دلفی و یافته های مراحل مختلف تکنیک دلفی، روش تاپسیس فازی و مدل سازی ساختاری تفسیری) و سپس بخش کمّی پرداخته شده است. با توجه به نظرات گروه خبرگان برای عوامل حوزه توریسم سلامت، سیزده عامل شناسایی شدند که بیشترین اولویت را دارا می باشند. در واقع عوامل با توجه به شاخص شباهت رتبه بندی شدند. عاملی که بیشترین شاخص شباهت را دارد، رتبه یک دریافت کرده است. عوامل انتخابی عواملی هستند که شاخص شباهت آنها بیشتر از 80/0 می باشد. پس از شناسایی روابط سلسله مراتبی عوامل توسط مدل سازی ساختاری تفسیری، رتبه بندی فوق تغییر کرده و به مدل کیفی تحقیق رسیدیم و پس از تعیین روابط و سطح عوامل آن ها، شکل مدل ترسیم گردید. سپس مدل حوزه توریسم سلامت با استفاده از تحلیل مسیر مورد ارزیابی قرار گرفت، در پایان شاخص های برازش مدل تحلیل مسیر بررسی گردید. شاخص های برازش در محدوده ی مطلوب قرار گرفت که نشان دهنده ی حمایت بیشتر و قوی داده ها از مدل تدوین شده هستند. نتیجه آنکه مناسبت مدل تحلیل مسیر در برازش به داده های جمع آوری شده مورد تأیید قرار گرفت. سپس با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری ارتباط بین سیزده عامل مذکور پیدا و مدل در قالب شش سطح ترسیم گردید .
ارائه مدل مدیریت موجودی پایدار با تقاضای تصادفی آزاد- توزیع در یک زنجیره تامین تک سطحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال بیست و چهارم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۹۵
225 - 256
حوزههای تخصصی:
امروزه در زنجیره تامین با رویکردهای جدیدی روبهرو هستیم که به ملاحظات زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی میپردازد و همین امر موجب پیچیدگی بیشتر مسایل آن و به ویژه حوزه مدیریت موجودی میگردد. یکی از این رویکردها، رویکرد پایداری است. از این رو، مساله پژوهش پیش رو یک مسأله مدیریت موجودی پایدار است که در آن، تقاضا در مدت زمان تحویل یک متغیر تصادفی، تابع توزیع آن نامعلوم، اما میانگین و واریانس آن مشخص است. در این راستا، این پژوهش برای حل چنین مشکلی، با استفاده از رویکرد min-max و کران اسکارف، تابع هدف مسأله مورد نظر را به ازای بدترین حالت (بدترین تابع توزیع تقاضا) بهینهسازی کرده است. نتایج بهینهسازی مسأله در شرایط در نظر گرفته شده، نشاندهنده آن است که جنبههای پایداری در تعیین مقدار بهینه سفارش و همچنین وسیله نقلیه مناسب برای حمل سفارش و در نتیجه، هزینههای کلی یک سیستم نقش به سزایی دارد. به این ترتیب، در مسافتهای طولانیتر به دلیل در نظر گرفتن هزینههای زیستمحیطی، هر چه مسافت بین محل سفارشدهی تا محل تامین سفارش بیشتر شود، وسائل نقلیه با فاکتور اتلاف انرژی کمتر انتخاب میشوند و در مقابل، اندازه سفارشدهی افزایش مییابد.
آزمون مدل شناسایی عوامل آسیب ساز برندسازی در صنعت داروسازی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برندسازی ابزاری برای تمایز در صنعت به شدت رقابتی داروسازی، از اهمیت ویژ ه ای برخوردار است. در سال های اخیر، یکی از مشکلات گریبان گیر صنعت داروسازی کشور که به آن بهای کمتری داده شده، مربوط به برندسازی است. عوامل و موانع متفاوتی وضعیت موجود را رقم زده است. هدف این پژوهش، آزمون مدل شناسایی عوامل آسیب ساز برندسازی در صنعت داروسازی ایران است. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف کاربردی و ازنظر گردآوری داده ها از نوع میدانی-پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش را کارشناسان بازاریابی شرکت های داروسازی عضو اتحادیه صاحبان صنایع دارو های انسانی ایران تشکیل می دهد که تعداد آنها به طوردقیق مشخص نیست. بنابراین با روش نمونه گیری خوشه ای تک مرحله ای از میان 111 شرکت داروسازی، 67 شرکت به صورت تصادفی انتخاب شد، سپس همه کارشناسان بازاریابی در این شرکت ها انتخاب و تعداد 160 پاسخ نامه جمع آوری شد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته است که روایی محتوی آن را خبرگان تأیید کردند و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ تأیید شده است. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق معادلات ساختاری با حداقل مربعات جزئی و با کمک نرم افزار آمار پی.ال.اس انجام شده است. یافته های این پژوهش حاکی از تأیید کلیه عوامل آسیب ساز برندسازی در سه بعد زمینه ای، ساختاری و رفتاری و همچنین تأیید کلیه مؤلفه های هریک از ابعاد مذکور است که به ترتیب عوامل زمینه ای، سپس عوامل ساختاری و درنهایت عوامل رفتاری، اساسی ترین عامل های آسیب ساز برندسازی در صنعت داروسازی کشور به شمار می روند. علاوه بر این، مدل کلی پژوهش نیز از برازش مطلوبی برخوردار است.
تأثیر رضایت شغلی بر عملکرد سازمانی
حوزههای تخصصی:
اندازه گیری عملکرد امروزه یکی از دغدغه های مداوم مدیران توانمند و علاقه مند به بهسازی سازمان است. درالگوهای سنتی مدیریت این مقوله به مثابه کنترل وظایف و کارکردهای مدیر تلقی شده است، ولی در نظریه های جدید به عنوان پاره سیستم اصلی مدیریت منابع انسانی کارکردی فراتر از اعطای پاداش دارد و بر تقویت رفتار، ایجاد ارتباط میان مدیران و کارکنان و بهسازی منابع انسانی در سازمان ها از طریق سنجش میزان حصول تغییرات مطلوب پس از یک یا چند دوره مقایسه در شرایط یکسان تأکید دارد.هر چه مدیریت عملکرد در نیل به اهداف سازمان موفق تر باشد، بهره وری نیز افزایش یافته و در نتیجه سهم بازار و سود بیشتری عاید سازمان خواهد شد. استمرار روند مذکور باعث ایجاد ثروت و تداوم و بقای سازمان در دنیای رقابتی و پرتلاطم امروزی خواهد شد.یکی از عوامل اثرگذاربرعلکرد سازمانی رضایت شغلی است ؛بنابراین دراین مقاله سعی شده است تاثیررضایت شغلی برعملکرد سازمان مورد بررسی قراربگیرد.
پیشایندها و پسایندهای استقرار مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیک در کسب و کارهای کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۳۶)
129 - 146
حوزههای تخصصی:
همزمان با پیشرفت های فزاینده فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاتی، مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیک توجه سازمان ها را برانگیخته است. در نظر گرفتن عوامل اصلی مؤثر در موفقیت و شکست و آثار اصلی آن، ازجمله دغدغه مدیران است که تابه حال به صورت کامل بررسی نشده است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل اثرگذار بر استقرار مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیک و تأثیر پیاده سازی آن بر وفاداری، سودآوری و مزیت رقابتی طراحی شده است و برای این منظور، مطالعات به صورت میدانی در کسب وکارهای کوچک و متوسط مطالعه شده است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران و کارکنان شرکت های دانش بنیان شهرک علمی تحقیقاتیاصفهان است که 300 نفر از آنان به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده ششد. برای تعیین روایی پرسشنامه از روایی محتوا و سازه و برای تعیین پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن 79/0 شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش از رویکرد معادلات ساختاری و نرم افزارهای AMOS22 و SPSS22 استفاده شد. این پژوهش ضمن شناسایی مهم ترین عوامل اصلی مؤثر در موفقیت و شکست مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیک، روشن ساخت که استقرار اثربخش مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیک بر وفاداری مشتری، سودآوری و مزیت رقابتی تأثیر مثبت دارد.به علاوه، نتایج مشخص ساخت استفاده از فناوری مناسب و به روز، پیاده سازی مدیریت دانش و تسهیم اطلاعات، آموزش و آماده سازی نیروی انسانی، و تعامل با مشتریان نقش مهمی در استقرار موفق مدیریت ارتباط با مشتری الکترونیک دارد.