ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۹۴۱ تا ۱٬۹۶۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
۱۹۴۱.

رویکردی انتقادی به انگاره های کهن الگویی زنان در آثار غزاله علیزاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶۶ تعداد دانلود : ۷۷۱
ویژگی های مشترک زیادی تعدادی از شخصیت های زن در داستان های غزاله علیزاده را شاخص و قابل توجه کرده و از آنها انگاره هایی اسطوره ای یا شبه اسطوره ای ساخته است؛ ویژگی های مثبت و منفی شیطان یا فرشته بودن، کودک یا پیر بودن همزمان، برخورداری از قدرت جادوی زنانه، فرزانگی روحانی، مظهر الهام و ارضای معنوی بودن و دیگر ویژگی هایی که برای انگاره های کهن الگویی ذکر شده است. از آنجا که بین نقد اسطوره ای و شیوه روان شناختی ارتباط کاملاً نزدیکی وجود داردو کهن الگوها همچون غرایز، بر رفتار انسان تأثیرمی گذارند و به شکل گیری شخصیت کمک می کنند و هر دوی اینها با انگیزه های زیربنایی رفتار انسان سر و کار دارند، در این مقاله با رویکردی انتقادی به تحلیل ویژگی های شخصیت های زن در آثار علیزاده پرداخته شده است.این پژوهش نشان می دهد که خلق تصاویریکسویه، رمزآلودگی و ناشناختگی، و نابهنجاری در پیوند بین واقعیت و رؤیا در خلق چهره زنان از جمله پیامدهای توجه نویسنده به نشانه های اسطوره ای است.
۱۹۴۲.

بررسیِ شگردِ بازی های شکلی و چاپی در رمان های پسامدرن فارسی دهه هشتاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴۶ تعداد دانلود : ۱۰۵۸
بازی های شکلی و چاپی از شگردهایی است که نویسنده پسامدرن با استفاده از آن فرم آشنای داستان نویسی در دوره های گذشته را به چالش می کشد. پسامدرن ها با استفاده از روش هایی چون ایجاد علامت هایی خاص بین خطوط متن یا در حاشیه صفحات، گنجاندن تصاویر مربوط به مضامین متن در لابه لای صفحات کتاب، و تایپ کلمات و جملات به شکلی خاص، تغییراتی در شکل و ساختار رمان خود ایجاد می کنند. از این رو، این مقاله بر آن است تا این شگرد را در تعدادی از رمان های پسامدرن فارسی دهه هشتاد (آفتاب پرست نازنین، فرانکولا، رود راوی، و بازی) بررسی و تبیین کند که این نویسندگان چگونه و با چه اهدافی از بازی های شکلی و چاپی استفاده می کنند. بررسی ها نشان می دهد که این نویسندگان با به کارگیری این شگرد، علاوه بر نوآوری در ساختار رمان و از بین بردن انسجام، تلاش می کنند با استفاده از جلوه های بصری خواننده را به درکی عمیق، چندگانه، و گاه متفاوت از متن برسانند.
۱۹۴۳.

تحلیل و نقد داستان ماهان مصری در هفت پیکر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۲۹ تعداد دانلود : ۱۲۷۵
هفت پیکر حکیم نظامی گنجوی که چهارمین منظومه او از نظر ترتیب زمانی و یکی از دو شاهکار او (با خسرو و شیرین) از لحاظ کیفیّت است، داستان سرگذشت بهرام گور است؛ داستان او با هفت دختر از پادشاهان هفت اقلیم، روایت می شود. بهرام گور هر روز از روزهای هفته، با یکی از دختران در گنبدی به رنگ خاص به سر می برد و از زبان آنها، داستان های غریبی می شنود. روز چهارشنبه در گنبد فیروزه رنگ، از زبان دختر پادشاه اقلیم پنجم، داستان مردی نقل می شود که گرفتار دیوها می گردد. در این داستان می توان جلوه گری سروش را مشاهده کرد. سروش از جمله ایزدان زرتشتی است که همواره در باورهای مردم و آثار ادبی به گونه های مختلف نمود یافته است. در آثار ادبی، اغلب سروش فرشته و پیام آور غیبی است. یکی از مهم ترین نقش های سروش، مبارزه شبانه با دیوها و اهریمنان است. در این پیکار است که پرنده همراه سروش با خروش خود، مردم را به بیداری و عبادت فرامی خواند. جستار حاضر سعی دارد پس از ذکر صفات و ویژگی های ایزد سروش و پرنده همراه او، یکی از مهم ترین کنش های او را در داستان یادشده ردیابی کند. مشاهده می شود که ناپدید شدن دیوها، به دلیل حضور سروش است.
۱۹۴۴.

ترجمان تصویری «زمان اسطوره ای» در سینمای بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات انواع ادبی ادبیات روایی و داستانی گونه های معاصر نمایشنامه و تعزیه
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد اسطوره ای
تعداد بازدید : ۲۶۹۴ تعداد دانلود : ۲۶۴۲
سینمای بهرام بیضایی را می توان نوعی «ترجمان تصویری اسطوره» دانست؛ این البته ازجهتی، خود یکی از مشخصه های اصلی روایت و ادبیات (اینجا ادبیات نمایشی) مدرنیستی و پسامدرنیستی است. بیضایی در امروزی کردن اسطوره ها و برداشتی نو از آن ها، و گاه اسطوره سازی و اسطوره شکنی و نیز نزدیک کردن ساختار روایی آثارش به اسطوره اهتمام ویژه ای دارد. البته، کشف و تبیین جنبه های گوناگون شکلی و ساختاری اسطوره مانندی آثار سینمایی بیضایی بدون مراجعه به آرا و نظریه های اسطوره شناسان ساختارگرایی، مانند کلود لوی استروس ممکن نیست. در این نوشتار، با تکیه بر دیدگاه روایت شناسان و اسطوره شناسان ساختارگرا (ازجمله پراپ، برمون، تودوروف، بارت و استروس)، شکل و ساختار پرداخت زمان در چهار اثر سینمایی بیضایی: «چریکة تارا» (1357)، «مرگ یزدگرد» (1360)، «شاید وقتی دیگر» (1366) و «مسافران» (1370) با الگوی اسطوره ای آن سنجیده و نشان داده شده است که در روایتگری سینمایی او، زمان به ساختار اسطوره ای اش نزدیک و به بیان روشن تر، رویدادمحور، بی پایان، سنجه ناپذیر، ایستا، شکسته، مقدس و آیینی می شود.
۱۹۴۶.

معرفی و بررسی نسخه ای ناشناخته و بی نظیر از تاریخ نگارستان احمد غفاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴۲ تعداد دانلود : ۱۴۸۷
در مقالة حاضر نسخه ای نفیس از تاریخ نگارستان، اثر قاضی احمد بن محمد غفاری، از نویسندگان معروف قرن دهم هجری، بررسی شده است. این نسخه به شمارة 583 در کتابخانة کاخ گلستان نگه داری می شود. در این پژوهش، برای توضیح ویژگی های نسخة مذکور ، آن را با پنج نسخة خطی و یک چاپ سنگی این اثر مقایسه کرده ایم. این نسخه ها عبارت اند از: نسخ مورخ 993 ق، 1003 ق، و 1015 ق محفوظ در کتابخانة ملی ایران، نسخة مورخ 1010 ق محفوظ در کتابخانة آیت الله مرعشی، نسخة مورخ 1008 ق محفوظ در کتابخانة دانشگاه پرینستون امریکا، و چاپ سنگی مورخ 1275 ق در هند. بررسی های انجام شده نشان می دهد از این اثر تحریرهای متعددی موجود است و شباهت نسخة شمارة 583 کاخ گلستان از جهاتی با نسخ مورخ 993 ق، 1003 ق، و 1015 ق محفوظ در کتابخانة ملی ایران و نسخة مورخ 1010 ق محفوظ در کتابخانة آیت الله مرعشی بیش از نسخة مورخ 1008 ق کتابخانة دانشگاه پرینستون و چاپ سنگی مورخ 1275 ق است. در این پژوهش، همچنین، به بررسی ویژگی های سبکی و زیبایی های ادبی این اثر پرداخته شده است.
۱۹۴۷.

بینامتنیت در فراداستانِ « قلب زیبای بابور» نوشتهی جمشید خانیان و مخاطب نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی بینامتنیت
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات کودک و نوجوان داستان
تعداد بازدید : ۲۰۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۱۵
قلب زیبای بابور نوشته ی جمشید خانیان یک فراداستان است که در پی به کار گرفتن شیوه ای تازه در روایت و گریز از شیوه های سنتی ست. در فراداستان راوی به شیوه های داستان گویی می اندیشد همچنین یکی از ویژگیهای فراداستان مهارت در به کارگیری بینامتنیت است. هدف این پژوهش، بررسی مقایسه ای و یافتن رّد پای عناصر بینامتنی، دریافت مناسبات آن با متن و در نوبتی دیگر بررسی نقش مخاطب نوجوان در درک این شیوه از داستان نویسی است. روش مقاله توصیفی- تحلیلی و بر مبنای آرای مخاطبان است. اصلی ترین شگرد خانیان درین داستان ، به کار گیری عناصر بینامتنی و ایجاد مکالمه با داستانهای نام آشنا برای کودکان و نوجوانان به ویژه شازده کوچولو اثر اگزوپری است. احضار متون شناخته شده به این داستان، برای پیشبرد فرایند روایت، شکل گیری عناصر داستان، باورپذیری و القای معانی انجام گرفته است. همچنین نظر مخاطبان نشان می دهد که نوجوانان می توانند به شکلهای گوناگون با عناصر بینامتنی رابطه برقرار کنند.
۱۹۴۸.

نقد رویکرد پدیدارشناسی هوسرلی در قصه های مجید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی نقد پدیدارشناختی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه ادبیات کودک و نوجوان داستان
تعداد بازدید : ۲۴۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۶۴
رویکرد پدیدارشناسی کیفیت خاصی از ظهور معنا و آگاهی است که ادموند هوسرل (1859- 1938) مبانی نظری آن را در نگرة فلسفی نوینی به نام فنومنولوژی سامان بخشید. بر اساس نظریات وی هیچ شناخت هنجارگونه معتبر شمرده نمی شود مگر آنکه با کنش «من» استعلایی پدیدارشناختی کسب شود. بنابراین فرد ابتدا باید با اعمال شک فلسفی تعریفات و پیش فرضها را به تعلیق درآورد تا زمینة درک و شناخت اصیل برای «من» ایجاد شود. تأکید بر ادراکات، تجربیات و احساسات شخصی و پایبندی به تفکر انتقادی از نشانه های پدیدارشناسی هوسرلی است و در آفرینش، نقد و بررسی ادبیات کودک و نوجوان اهمیت بسیار دارد. پژوهش حاضر که مبتنی بر تحلیل عناصر متن، رفتار شخصیتها بویژه رفتار و سازمان ذهنی «مجید» و تطبیق آن با آراء پدیدارشناسی است نشان می دهد که مؤلفه های نگرش پدیدارشناختی در «قصه های مجید» اثر هوشنگ مرادی کرمانی موجود ا
۱۹۴۹.

تحلیل غزلی از مولوی بر مبنای رویکرد بینامتنی به قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات حوزه های ویژه مولانا پژوهی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی بینامتنیت
تعداد بازدید : ۱۳۰۳ تعداد دانلود : ۱۵۴۲
هر متنی با متون پیش از خود رابطه دارد و با آنها گفتگو می کند، و معنا در بافتی بینامتنی با ارجاع از متنی به متن دیگر شکل می گیرد. غزلیات شمس که حاصل مکاشفات و تجربه های معنوی مولوی است به شخصیت های قرآنی نیز می پردازد. مولوی ماجراهای پیامبران در قرآن را تنها رویدادی از آنِ گذشته نمی داند و معتقد است آن وقایع در سطحی دیگر برای کسانی که تشبه به احوال آنان دارند، روی می دهد. مولوی در غزلی که در این مقاله بررسی می شود، وقایع پیش آمده بر حضرت آدم را به گونه ای بیان می کند که می توان آن را زبان حال آدم دانست، یا گزارش تجربه راوی از آن ماجرا. بر اساس نتایج این تحقیق، نسبت دو متن (قرآن و غزل مورد نظر) با یکدیگر نسبت میان مستعارله و مستعارمنه در استعاره فرض شده است، مستعارمنه یا بر مبنای اصطلاحات بینامتنی (زَبَرمتن)، متن غزل است و آیات قرآن با توجه به قراین، مستعارله یا بر مبنای اصطلاحات بینامتنی «زبر متن» در نظر گرفته شده است و آنگاه متن غزل با توجه به آیات، تفسیر و تحلیل شده است. از آنجا که زاویه دید این غزل اول شخص است راوی به احساسات و عواطف خود یا آدم نیز در شعر پرداخته است. سیر روایت این غزل بر مبنای محور عمودی با آیات مربوط به آدم در سوره بقره انطباق دارد، به گونه ای که علاوه بر موضوع اصلی، موضوع فرعی آن دو نیز به هم شباهت دارد.
۱۹۵۰.

تحلیل و نقد کتاب ادبیات معاصر ایران (نثر)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی نقد و بررسی آثار ادبی معاصر
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات کلیات نقد و معرفی کتاب(review)
تعداد بازدید : ۳۹۷۶ تعداد دانلود : ۱۶۲۷
پیرامون ادبیات معاصر ایران، اعم از نظم و نثر، در این سه دهة اخیر بعد از انقلاب اسلامی ایران، کتاب های متعدد و متنوعی نوشته و منتشر شده است. هریک از این آثار، از جهاتی درخور توجه و بررسی اند و نیز دارای ویژگی های خاص خود هستند که در جای خود استفاده می شوند. از بین این آثار گوناگون، ادبیات معاصر ایران (نثر) از محمد رضا روزبه، تاحدودی با سایر آثار منتشرشدة دیگری که در این دوره به بازار نشر کتاب عرضه شده اند متفاوت است. هرچند این کتاب نیز از جهاتی از ایراد و اشکال خالی نیست، اما به علت انتخاب درست نمونه ها و شواهد گوناگون از نثر فارسی در دورة معاصر و همچنین، نقد و تحلیل نسبتاً قابل قبول تعدادی از این نمونه ها و حجم تاحدودی کم آن و نیز با توجه به در نظر گرفتن این نکته که کتاب به مثابة درسنامه و متن آموزشی برای دورة تحصیلی کارشناسی رشتة زبان و ادبیات فارسی تألیف شده است، می توان گفت که در مقایسه با کتاب های مشابه محاسن، مزایا، و امتیاز هایی دارد و به این جهت، بایسته است به آن به منزلة متن آموزشی برگزیده توجه شود و از آن برای تدریس واحد درسی مورد نظر، یعنی ادبیات معاصر ایران (نثر)، استفاده شود. در این نوشته، کوشش شده است به لحاظ ابعاد شکلی و ظاهری و نیز از جهت محتوایی، به جنبه های قوت و ضعف این اثر پرداخته شود و این موارد به مخاطبان این کتاب، که بیش تر دانشجویان زبان و ادبیات فارسی اند، ارائه شود.
۱۹۵۱.

سه روایت عاشقانه از دو سرزمین زال و رودابه، بیژن و منیژه، رومئو و ژولیت بررسی روایت شناختی و تحلیل گفتمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی تحلیل گفتمان
تعداد بازدید : ۲۶۳۲ تعداد دانلود : ۱۵۹۲
روایت شناسی که از دستاوردهای ساخت گرایی برای ادبیات است، به منتقد یاری می رساند تا با بررسی نقش هر کارکرد و کنش در ساختار روایت، داستان های گوناگون را در دو سطح داستان و کلام تحلیل کند. در سطح داستانی منتقد می تواند با کنارنهادن تفاوت های تاریخی، فرهنگی و اجتماعی به کشف همانندی ازنظر رویدادها، شخصیت ها و زمینه ها دست یابد. داستان های شاهنامه: «زال و رودابه» و «بیژن و منیژه» با نمایش نامة «رومئو و ژولیت» اثر شکسپیر ازاین منظر درخور مقایسه و ارزیابی است. هرسه روایت دلدادگی عاشقانی را بیان می کنند که از دو خاندانِ غیردوست هستند و دشواری هایی در راه وصال آنها وجود دارد. با استفاده از این سطحِ تحلیل می توان پی برد که سرنوشت قهرمانان این سه روایت معلول چه کنش ها و کارکردهایی است. در سطح کلامِ روایت (گفتمان) می توان موقعیت فردوسی و شکسپیر را در جایگاه راوی مشخص کرد و با تحلیل زبان در بافت، جهان نگری آنان را در متن جست وجو کرد. بنابر روش تحلیل گفتمان و رمزگانِ روایت می توان به ارزش ها، باورها و فرهنگ نهفته در روایات پیش گفته رسید.
۱۹۵۴.

دراسه موقع الراوی وآلیاته فی روایه میرامار لنجیب محفوظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی ادبیات علوم ادبی رویکردهای نقد ادبی روایت شناسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی ادبیات عرب نثر
تعداد بازدید : ۱۳۳۴ تعداد دانلود : ۷۳۵
لما کانت المعرفه نسبیهً للبشرفإن راویاً واحداً،سواء أکان الکاتب أوشخصیه من شخصیات القصه، لا یلمّ بها من جوانبها کامله والراوی العالم بکل شیء فی الروایه لا یسیطر علی کل الجوانب المطلوبه لدی الشخصیات. فیستفید الکاتب من تقنیات السرد المختلفه؛ کتقنیه تعدد الرواه لیوظّف العوامل والرواه المختلفین للغور فی الأعماق البشریه ونیاتها وأعمالها. کان الرواه فی میرامار، وهم نفس الشخصیات المختلفه المشارب والمعارف التی تنقّلت فی أیدیولوجیاتها من التعقل والحکمه إلی التَّطرّف والجنون، ومن حبّ الخیر للآخر وإسداء النصائح له إلی الحقد علیه وکراهیته.ومن هنا تعددت وجهات النّظر فی الأحداث حسب الموقع الّذی یقف فیه الراوی لرصد العالم المحیط به،وقد یکون هذا الموقع أیدیولوجیاً أو دینیاً أوسوی ذلک. فتتبدّل صور الأشیاء بتبدّل المواقع ومخیله القارئ، وتتبدّل هذه الصور علی حسب الزاویه الّتی تُلتقط منها الصور وحسب المسافه الّتی تقع بین الراوی والأشیاء. الرواه فی هذه الروایه مشارکون فی صناعه الأحداث، بل کانوا أبطالها؛ ینتمون إلی المکان والزمان اللذین تنتمی إلیهما الشخصیات والأحداث وهم لا یحکون من الماضی فقط بل یسردون أیضاً الأحداث الّتی یعیشون فیها. فأهمیه هذه الروایه تکون فی الشهاده علی وقوع الحدث والمشارکه فیه من جهه ومعرفه وجهه نظر الراوی فی ما یبثه ویرویه من جهه أخری. تختلف صوره المکان فی هذه الروایه بین راو وآخر. للمعلومات والحوادث مصادر وآلیات مختلفه فی هذه الروایه؛کالتذکر، والحوار، والمونولوج، والمشاهده. فالروایه فی میرامار تقدم لنا عبر وعی الرواه عن طریق الحوار والمنولوج الداخلی وتیار الوعی. فمیرامار هوالمکان المرکز الّذی یضم هذه الشخصیات المتنافره ولکنه لا یجمع بینها؛ فهم لا یشکلون أسره یعرف أفرادها أشیاء کثیره ومعلومات جمه عن کل شخصیه. میرامار روایه ذات بنیه متعدده الأصوات لأحداث واحده؛ فلذلک تقوم علی التکرار فی کثیر من مفاصلها؛ لأن وجهات النّظر تکون مختلفه حول الحدث الواحد والصوره الّتی یرسمها الراوی لنفسه تکون غالباً أوضح من الصوره الّتی یرسمها لسواه والتی یرسمها سواه له.
۱۹۵۵.

نقد روان شناختی شخصیّت در رمان سالمرگی بر مبنای نظریّة کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۲۶۴
رمان سالمرگی، نوشتة اصغر الهی، داستان نویس و روان پزشک ایرانی، روایت پریشان حالی و تعارض شخصیّت های آن است. الهی در پرداخت شخصیّت های این رمان، حالات روحی آنان همچون ترس، روان پریشی و حقارت را با شگردهای تازه ای چون خودواگویی روانی به تصویر می کشد. ما در این پژوهش برآنیم تا این رمان را با توجّه به نظریّة روانشناختی کارن هورنای بکاویم. در این پژوهش که به روش تحلیل محتوا صورت گرفته، شخصیّت ها و کارکردهای آنان مورد بررسی قرار گرفته است و نتایج تحقیق حاکی از آن است که شخصیّت های روان پریش این رمان، برای درمان روان پریشی و احساس حقارت خود، بسته به موقعیّت، به شیوه های دفاعی چون مهرطلبی و انزواطلبی روی می آورند. آنها برای رهایی از عذاب وجدان از واقعیّت می گریزند و با گسترش دامنه تخیّل روانی، باعث پیچیدگی بیشتر روایت ها می شوند. زمان در ذهن های متوهّم و پریشان آنان در حرکت و تداخل است و روایت های تازه ای از این تداخل به وجود می آید. گاهی روایت های آنان زمان مشخّص ندارد و همین بی زمانی در تک گویی ها، مخاطب را با آشفتگی روایت در این رمان درگیر می کند. زندگی شخصیّت مهرطلسب، وابسته به محبّت و کمک دیگران است. بنابراین، تمایلات برتری طلبی خود را سرکوب می نماید. شخصیّت عزلت طلب هم بنا به ضروریّت های روحی و موقعیّتی که در آن قرار گرفته است و به واقع، در راستای رسیدن به آرامش و شخصیّت مطلوب خود، از انزواطلبی بهره می برد.
۱۹۵۶.

کاربرد «نظریة جهان متن» در شناسایی عناصر سازندة متن روایی داستان شازده احتجاب؛ بر مبنای رویکرد شعرشناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۳۹
شعرشناسی شناختی به سؤالات اساسی دربارة ابزار شناختی هنر، زبان و ادبیات پاسخ می گوید. این امر همان نقطة قوت این رویکرد نسبت به دیگر رویکردها و به ویژه، نظریة نقد ادبی است که محدودیت هایی همچون عدم توانایی در چگونگی پیدایش تولید معانی مختلف و تفسیرهای متعدد از متون ادبی دارد. در این مقاله، به بررسی چگونگی اتصال «جهان متن» به جهان خواننده برای دریافت و تفسیر متن و همچنین بسط فضاهای ذهنی خواننده در درک متون ادبی به عنوان زمینة تحقیق پرداخته می شود. هدف از انجام این پژوهش کاربرد الگویی نظری برای خوانشی به دور از هر گونه تفسیرهای شخصی است که با اتکای بر نظریة شعر شناسی شناختی محقق می شود. در تحلیل بخشی از داستان شازده احتجاب (گلشیری، ۱۳۸۴)به بررسی عناصری که در شکل گیری متن داستانی تأثیر بسزایی دارند، پرداخته می شود. پرسش های پژوهش عبارت اند از: الف. کدام یک از عناصر سازندة متن روایی داستان شازده احتجاب به کمک نظریة جهان متن شناسایی می شوند؟ ب. شناسایی این عناصر چه کمکی به تفسیر جهان های متنی مختلف داستان می کند؟ در پاسخ به این پرسش ها، سه لایة «جهان متن»، «جهان گفتمان» و «جهان زیرشمول» را که در ساخت روایت این داستان نقش دارند، توسط نظریة جهان متن شناسایی می کنیم. سپس پیوند جهان های متن خُرد روایت در قالب یک جهان متنِ شامل نشان داده می شود که در ذهن شازده پدید آمده است و جهان متن اصلی را شکل می دهد. تضاد میان شخصیت های داستان و فضاهای ذهنی که به واسطة افکار آن ها به وجود می آیند، در پیدایش جهان های متن کوچکتر در درون جهان متن اصلی شازده مؤثر بوده و سبب تفسیر نظام مند متن می شود.
۱۹۵۷.

بازتاب دیدگاه شاعر در نحو منظومه ویس و رامین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۷۷
شعر آمیزه ای از اندیشه و صور خیال است. اندیشه های شاعر، زبان اوست که در قالب شعر بیان شده است و به ذهن مخاطب متبادر می شود. جهان بینی شاعر و کیفیت تبیین امور، در ساخت جمله های او تأثیر می گذارد. در نتیجه هر کدام از سبک ها و ژانرهای ادبی، الگوهای دستوری مشخصی را برمی گزینند. این الگوهای دستوری در واقع بیان کننده نوع دیدگاه و ذهنیت حاکم بر آن سبک و یا موضوع ادبی هستند. عوامل دستوری که تفاوت های دیدگاه و نگرش مؤلّف را نسبت به موضوع یا مؤلّفه ای در متن نشان می دهد، بسیارند اما در این مقاله به دو عامل وجهیّت و متغیرهای زمان در مثنوی ویس و رامین اشاره می شود. هدف این پژوهش، روشن ساختن دیدگاه و نگرش فخرالدین اسعد گرگانی در به کارگیری فعل ها، قیدها، صفت ها و نیز چینش واژگان و انعکاس صدای وی در نحو جمله هاست. نتایج حاصل از تحلیل های انجام شده بیانگر این است که نگرش شاعر تابعی است از غلبه رویداد محوری، و استفاده وی از قیدهای زمان حال، بیانگر واقع گرایی و اطمینان او درباره موضوع داستان است. صفات و خصوصیاتِ فخرالدین، رویکردی مطلق گرا و برابر دارد و از طریق ارجاع کلام به «لحظه سخن گفتن» و کاربرد زمان مضارع و قیدهای تأکید و ایجاب، باور قطعی و مسلّم شاعر نسبت به موضوع عشق و پیامدهای آن نشان داده می شود.
۱۹۶۰.

روانشناسی شخصیت کاووس در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷۳ تعداد دانلود : ۹۸۷
یکی از راه های ژرفا بخشیدن به داستان و تقویت تأثیر آن بر مخاطب، پردازش درست و قوّتمند شخصیت است. فردوسی سخن سرایی داستان شناس است که در عصر برون گرایی و کلّی نگری شاعران خراسان، خود و خواننده را با جزئیّات روحی قهرمانانش همراه و درگیر می سازد این پژوهش به تحلیل روانشناسانة شخصیت کاووس در شاهنامه می پردازد. فردوسی با استفاده از هر دو شیوة مستقیم و غیرمستقیم؛ یعنی با بهره گرفتن از توصیف، گفت وگو، اظهار نظر شخصی، معرّفی توسّط خود شخصیت و یا از طریق دیگر قهرمانان مرتبط با داستان، هر شخصیت را به خواننده می شناساند. کردار و رفتار شخصیت نیز از دیگر راه های رسیدن به ویژگی های او است. کاووس در روایت اپیزودیک شاهنامه، با یک شخصیت همه جانبة اصلیِ نسبتاً پویا و خاکستری به خواننده معرّفی می شود. از نظر روانشناسی و بر مبنای نظریة آیزنک، کاووس برون گرای ناپایدار صفراوی مزاج است؛ با تأثیر «نهاد» در ساختار شخصیتی اش. کاووس بعضی ویژگی های روان رنجورخویان و روان پریش خویان را نیز دارد. او به صورتی قابل تأمّل، به دلیل عملکرد منفی، نقش وراثت و محیط را در شکل گیری شخصیتش خنثی می کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان