فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۵۴۱ تا ۵٬۵۶۰ مورد از کل ۱۱٬۱۸۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
از مسائلی که در زبان شناسی متن بنیاد همواره مورد توجّه تحلیلگران متون مختلف قرار گرفته، انسجام (Cohesion) و هماهنگی انسجامی در متن است. در این پژوهش، بر اساس نسخه تکامل یافته از نظریه نظام مند هالیدی و حسن (1985م.)، و نیز مفهوم هماهنگی انسجامی که رقیه حسن در سال 1984میلادی مطرح نمود، عوامل انسجام در سوره علق و ترجمه آن از حداد عادل، به صورت گزینشی و استقرائی، به بوته نقد و ارزیابی توصیفی تحلیلی و آماری گذاشته می شود. نویسندگان برآنند تا با نگاهی فراجمله ای، با اتکا به نظریه مذکور، عوامل انسجام و نیز میزان این انسجام را در متن سوره علق و ترجمه آن مشخص نموده، سپس هر دو متن مبدأ و مقصد را با یکدیگر مقایسه کنند. دستاورد پژوهش نشان می دهد که هر دو متن، منسجم هستند و با توجّه به درصد بالای مشابهت متن مقصد با متن مبدأ در نحوه کاربست عوامل انسجام، مترجم در انتقال مفاهیم ترجمه موفّق بوده است.
A Comparative Study of Thematicity in the Argumentative Writing of University EFL Students and the Introduction Section of Research Articles(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present study aimed to find out thematic organization and progression in the argumentative writing of Iranian learners of English, representing two levels of language proficiency, and the introduction section of published Research articles (RAs) of Applied Linguistics. For this aim, 60 articles were downloaded from three journals and also 92 MA and BA students majoring in English Language Teaching and English Literature were selected. Then, three topics were used for gathering data from them. Of the written argumentative compositions, only 67 were chosen for the next phase of the study. These compositions together with the RAs were analyzed based on Halliday’s (1985) model of thematic structure and the revised model of Danes’ (1974) thematic progression patterns. The results of Chi-square suggested that there was a significant difference in the thematic structure of the essays written by MA students and the introduction section of RAs. It was concluded that thematicity can be effectively applied in classrooms to help students in writing. Students will know where they are losing their effectiveness in their arguments due to problems with either thematic progression or thematic selection, or both. The findings of this study can be effectively applied in teaching writing skills.
درک منحنی های آهنگ در بیماران فارسی زبان مبتلا به زبان پریشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوا پریشی یکی از اختلالات تولید گفتار است که در آن بیماران زبان پریش قادر به کاربرد درست علائم نواختی نیستند. نواخت همچنین نشانه ای ضروری برای درک زبان گفتاری است. پژوهش حاضر که از نوع تجربی است با هدف بررسی درک منحنی های آهنگ در بیماران فارسی زبان مبتلا به زبان پریشی بروکا انجام شده است. آزمودنی های این پژوهش تعداد ٣ نفر مرد فارسی زبان هستند که بصورت ساده و هدفمند از میان بیماران زبان پریش مراجعه کننده به واحد گفتار درمانی مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی قائم شهر مشهد انتخاب شدند. درک منحنی های آهنگ بیماران با استفاده از آزمونی که بر اساس آزمون درک منحنی های آهنگ در زبان پریشی برای زبان فارسی بومی شده بود، مورد سنجش قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که افراد زبان پریش بروکا قادر به تشخیص هر سه منحنی آهنگ (جملات خبری، پرسشی و تأکیدی ویژه) مورد آزمون بودند. اما، آنها عملکرد ضعیف تری نسبت به افراد گروه شاهد داشتند. بنابراین بطور کلی، پژوهش حاضر تأیید می کند که درک منحنی های آهنگ و به تبع آن توانایی های واجی تقریبأ سالم باقی مانده است.
کاربرد آواشناسی فیزیک ی در شناسایی خطاهای آوایی: واکه های خیشومی زبان فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یاددهی/ یادگیری واکه های خیشومی زبان فرانسه که مشابه های آوایی نزدیکی برای آن ها در زبان فارسی وجود ندارند، بی شک یکی از مشکلاتی است که مدرسان و زبان آموزان در مراکز آموزشی از مؤسسه تا دانشگاه با آن مواجه هستند. در پژوهش حاضر، از آواشناسی فیزیکی که روشی مبتنی بر تحلیل صوت شناختی آواها با استفاده از فناوری های آموزشی مانند نرم افزارهایی با قابلیت تجزیه فیزیکی صوت هستند، استفاده شده است؛ زیرا طی سال های اخیر با رشد روزافزون نرم افزارهای تحلیل صوت این امکان فراهم شده تا شناسایی و تصحیح خطاهای آوایی با سهولت و دقت بیشتری انجام گیرند. هدف کلی پژوهش، ارزشیابی کیفیت تولید و خطاشناسی واکه های خیشومی زبان فرانسه توسط زبان آموزان ایرانی (مورد مطالعه) به منظور تحلیل بینا واج-آواشناسی داده های به دست آمده از تحقیق است. جامعه مورد بررسی، 8 نفر از دانشجویان سال اول زبان فرانسه دانشگاه اصفهان طی نیمسال تحصیلی 94-95 هستند. تولیدات زبانی جامعه مورد نظر با در نظر گرفتن متغیرهای فیزیکی سازه اول، سازه دوم و سازه سوم با استفاده از نرم افزار تحلیل صوت تقطیع و سپس تحلیل شد. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر ای ن نکته است که زبان آموزان مورد بررسی در تولید واکه های خیشومی زبان فرانسه به دلیل ویژگی های فیزیکی این واکه ها و نبود چنین واکه هایی در زبان مادری دچار مشکل هستند؛ زیرا واکه خیشومی به واکه دهانی و همخوان خیشومی، «تقطیع» و تولید می شود.
واکاوی چالش های برابریابی در ترجمه فرهنگ های تخصصی چندزبانه بر اساس ترجمه فرهنگ سه زبانه معجم المصطلحات الإقتصادیه والمالیه اثر دکتر مصطفی هنّی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد تحلیلی توصیفی به بررسی مهم ترین چالش های برابریابی در ترجمه فرهنگ لغات و اصطلاحات تخصصی چندزبانه می پردازد. واکاوی این چالش ها از رهگذر ترجمه فرهنگ اصطلاحات تخصصیِ فرانسه انگلیسی عربی معجم المصطلحات الإقتصادیه والمالیهاثر دکتر مصطفی هنّی به زبان فارسی، از سوی نگارندگان این اثر حاصل شده است. چالش ها در این پژوهش به دو بخش تخصصی و عمومی دسته بندی گردیده است. آسیب ها و چالش های تخصصی که ویژه ترجمه لغت نامه ها و فرهنگ های اصطلاحات چندزبانه است، عبارتند از: «ناهمگونی فرهنگ لغت ها در ترجمه و چالش مترجم فارسی در ارائه برابرنهاده یکسان»، «اختلاف در برابریابی واژگان و اصطلاحات از زبان اصلی»، «ناهمگونی در برگردان واژگان و اصطلاحات بین زبان های مختلف» و «برابریابی و برگردان دقیق علایم اختصاری». چالش های عمومی نیز که چالش هایی مشترک در انواع متون تخصصی چندزبانه (به ویژه متون مالی و اقتصادی) است، عبارت است از: «برابریابی در ترجمه اصطلاحات تخصصی» و «آشنایی با زبان اصلی متن مبدأ در گزینش برابرنهاده مطلوب». نگارندگان در فرایند واکاوی این چالش ها، ضمن استناد به مثال های متعدد برای تبیین مسئله، راهکارهایی کاربردی برای رفع چالش مورد نظر و ارتقای سطح ترجمه متون چندزبانه در کشورمان ارائه داده اند.
نقدی بر سیر تاریخی ساختمان فعل مرکب در کتب مهم زبان شناسی و دستور زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
بررسی همخوان های میانجی در گویش تاتی جوبُنی
منبع:
رخسار زبان سال اول تابستان ۱۳۹۶ شماره ۱
۱۳۳ – ۱۰۹
حوزههای تخصصی:
گویش تاتی رودبار زیتون تنها نماینده زبان تاتی در استان گیلان است که بویژه تحت تأثیر فارسی رسمی و گویش همجوار گیلکی قرار دارد و رو به اضمحلال می رود. شمار گویشوران تاتی در شهرستان رودبار، چهل تا پنجاه هزار تن برآورد شده است. گستردگی رودبار، شرایط ویژه جغرافیایی و بافت کوهستانی آن و وجود سپیدرود موجب شده میان گونه های متفاوت گویشی و از جمله گویش تاتی رودبار، تفاوت هایی شکل گیرد که تمایز آنها در شاخص های صرفی، نحوی و واژگانی جلب توجه می کند. این مقاله به معرفی همخوان های میانجی و تحولات آنها در گویش جوبنی به عنوان یکی از گونه های گویش تاتی رودبار می پردازد. این مقاله نشان می دهد که همخوان های میانجی که در گویش جوبنی بنا به ضرورت های دستوری یا ساختواژی مورد استفاده قرار می گیرند، عبارت از: -j-، -y-، -n-، -k- ، -h- ، -g- و -r- می باشند. از میان این همخوان های میانجی، آنها که در ملتقای دو واکه در پیشوندهای فعلی مورد استفاده قرار می گیرند عبارت از -j- و -r- می باشند که بویژه میانجی -r- کمتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
تحلیل روایی فرایند تشخیص در چارچوب نشانه – معناشناسی گفتمانی: مطالعه موردی "دسته گل" اثر چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم زمستان ۱۳۹۶ شماره ۲۵
25 - 58
حوزههای تخصصی:
مطالعه تشخیص، امری جدای از بافت گفتمانی نیست. این فرایند، وابسته به پیوستار روایت است و اگر در شرایط گسستی و ناپیوستار مطالعه شود، معنای صادرشده از آن بدون بافت، با روند طبیعی گفتمان ارتباط مؤثر ندارد. دادن مؤلفه انسانی به غیرانسان، توصیف سنتی تشخیص است. با هدف گذر از این محدودیت، ضمن تحلیل داستانی کوتاه از چوبک با عنوان «دسته گل»، در چارچوب روش نشانه-معناشناسی گفتمانی، تمامی عوامل اثرگذار در ایجاد فرایند تشخیص را مورد بررسی قرار می دهیم. فرض بر این است که در ایجاد فرایند تشخیص، نظام تقابلی، نظام حائلی، عامل پس تنیدگی و کارکرد القایی، فرایند تَنِشی، نظام فشاره ای و گستره ای، از عوامل مهم هستند. در بُعد عاطفی گفتمان، ریتم، افعال مؤثر و نمود در شکل گیری فرایند تشخیص، از عوامل اثرگذار به شمار می روند. هدف اصلی این مقاله، بررسی و تحلیل تشخیص به عنوان امری فرایندی، در متن ادبی و تأثیر آن بر کارکرد نظام روایی گفتمان، در داستان کوتاه معاصر فارسی می باشد.این فرایند، دو سویه دارد. چنانچه روند مسیر فرایند به سوی استعلا و افزایش ابعاد انسانی باشد، به سمت تشخیص بیشینه ای می رویم و اگر روال، مسیری در جهت افت و کاهش ابعاد انسانی باشد، به سمت تشخیص کمینه ای هدایت می شویم.
تحلیل زبانی- اجتماعی گفتمان معلم و دانش آموز برپایه دو مفهوم قدرت و هم بستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفاهیم قدرت و هم بستگی دو مؤلفة مهم در زبان شناسی اجتماعی اند. قدرت و هم بستگی نشان دهنده روابط اجتماعی اند و این روابط در استفاده یک جانبه یا دوجانبه از اصطلاحات خطاب و کنش گفتارها نهفته است. گفتمان های گوناگون را می توان با این دو مفهوم تحلیل کرد. تاکنون گفتمان معلم و دانش آموز در قالب این دو مفهوم بررسی نشده است، از این رو، پژوهش حاضر این نوع گفتمان را با در نظر گرفتن اصطلاحات خطاب و کنش گفتار امر به عنوان نشانگرهای قدرت در کنار متغیرهای غیرزبانی جنسیت، واحد درسی و سن، بررسی کرده است. شصت معلم با پنج واحد درسی متفاوت، در دو مقطع انتخاب شدند. در تحلیل داده ها، روش تلفیقی (کمّی و کیفی) استفاده شد. نتایج پژوهش نشان می دهد که می توان نشانگرهای قدرت و هم بستگی را به صورت پیوستاری در نظر گرفت و نیز شاهد انعکاس این دو مفهوم در اصطلاحات خطاب دیگری غیر از ضمایر بود.
تکرار در گویش تالشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند تکرار نوعی واژه سازی است که در آن عنصری به پایه اضافه می شود، این عنصر که جزءِ مکرر نامیده می شود، گاه خود پایه و گاهی بخشی از آن است که در چپ، راست و یا میان پایه تکرار می شود. هدف از پژوهش حاضر بررسی انواع تکرار براساس نظر کافمن (2015) در تالشی است. همچنین به بررسی کاربرد دستوری و معنایی انواع تکرار و تحلیل آوایی هجاهای شرکت کننده در این فرایند در واژه های مکرر تالشی جنوبی پرداخته ایم. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است و داده های پژوهش به دو صورت اسنادی و میدانی گردآوری شده اند. نتایج نشان داده است که انواع تکرار، غیر از دوگان سازی اسم و تکرار shm (افزودن shm به ابتدای واژه های مکرر) در تالشی به کار می رود. همچنین از انواع کاربردها و تحلیل معنایی عنوان شدة کافمن؛ شدت، افزایش و تقویت؛ کثرت و جامعیت در تالشی کاربرد بیشتری دارند. بررسی آواهای این گویش نیز نشان داد که در کلمات تک هجایی، ساخت هجایی CVC از بالاترین بسامد و در کلمات دوهجایی ساخت هجایی CV-CV و نیز CV-CVC از پُررخدادترین ساخت های شرکت کننده در فرایند تکرار بوده اند.
Autonomy-Supportive Teaching, Willingness to Communicate in English, Motivation, and English Speaking Self-Efficacy among EFL Learners: A Structural Equation Modelling Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study examines the potential connections among learners’ willingness to communicate (WTC) in English, their perceptions of autonomy-supportive teaching and two individual difference variables, i.e. motivation and English speaking self-efficacy. Two hundred and five Iranian EFL learners responded to four questionnaires. The data obtained from the collected instruments were subjected to structural equation modeling (SEM). The findings revealed significant positive paths from autonomy-supportive teaching to motivation, WTC in English, and English speaking self-efficacy. Further significant paths were found leading from motivation to WTC and from English speaking self-efficacy to motivation. The findings also indicated that autonomy-supportive teaching style and English speaking self-efficacy could indirectly affect learners’ WTC through the mediation of motivation. Furthermore, autonomy-supportive teaching was found to indirectly predict learners’ motivation through the mediating role of self-efficacy. The implications of the study for teachers and teacher educators are discussed.
تحلیل بهینگی برخی از فرایندهای واجی گونه زبانی رودباری (اسلام آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی برخی فرایندهای واجی نظیر سخت کامی شدگی، سایشی شدگی، درج آغازه، غیردهانی شدگی، انسدادی شدگی و واک رفتگی پایانی در گونه زبانی رودباری (اسلام آباد) در چارچوب نظریه بهینگی (پرینس و اسمولنسکی، 1993 و 2004) است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام گردید. برای گردآوری داده ها از 10 گویشور بومی (5 مرد و 5 زن در رده های سنی 45 الی 80 سال از کم/ بی سواد تا تحصیل کرده) و نیز منابع موجود در مطالعه گونه زبانی رودباری کمک گرفته شده است. در بررسی، توصیف و تحلیل داده های این پژوهش مهم ترین محدودیت های حاکم بر صورت های بهینه در هر یک از فرایندهای مورد بررسی در گونه زبانی رودباری تبیین شده اند. این تبیین ها از طریق استدلال پیرامون محدودیت هایی که عامل رخداد این فرایندها هستند و رتبه بندی آنها صورت پذیرفته اند. آنچه از توصیف بهینگی و رتبه بندی محدودیت ها به دست می آید، این است که محدودیت G* و ONSET در گونه رودباری نقض نمی شوند و نسبت به سایر محدودیت ها در بالاترین مرتبه در تابلوی بهینگی قرار می گیرند.
بررسی زبان تبلیغات در بیلبوردهای تهران و لندن ازمنظر فنون اقناع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه، تبلیغات بازرگانی جزء جداناپذیر زندگی شهری است و تابلوهای تبلیغاتی و بیلبوردها جایگاه ویژه ای در بافت فیزیکی شهرها دارند؛ به گونه ای که مخاطب را ناخودآگاه در معرض ارتباطات اقناعی قرار می دهند. در این مقاله، بیلبوردهای تبلیغاتی دو شهر تهران و لندن، ازمنظر کارکردهای کنش القایی، با تمرکز بر انواع فنون اقناع بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند چگونه در هر بیلبورد (فارسی یا انگلیسی) سعی شده است با کاربرد ترفندهای گفتمانی خاص، ازجمله کنش های القایی متفاوت (اغراق محور و ارزش محور) و فنونی ویژه به اشکالی متنوع، پیام به مخاطب ارائه و القا گردد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از میان فنون اقناع، فنونی ازقبیل ادعای صریح، نحوه دسترسی و پیوند در هردو زبان کاربرد چشمگیری دارند. ازاین رو، هدف اصلی نیل به وجوه اشتراک یا افتراق در بیلبوردهای تبلیغاتی تهران و لندن باتوجه به ترفندهای گفتمانی و تنوع و توزیع انواع فنونْ اقناعی است.
Cultural Components and Subcomponents in Two Persian and English Language Teaching Textbooks: A Comparative Study(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present qualitative research, for the first time, aimed at comparing and contrasting the extent cultural components and subcomponents are represented in the elementary levels of A Course in General Persianand Top Notch Seriesas foreign language teaching textbooks. The adapted checklist of Lee's Big ‘C' and little ‘c' cultural components (2009) was used for the current study. After content analysis, Big ‘C' cultural components with the highest, lowest, and no frequency in each textbook were identified, and the possible reasons behind the occurrence of each one were addressed. Based on the findings, it was revealed that although the two textbooks enjoyed approximately similar functions concerning non-/presenting Big ‘C' cultural components, the Persian textbook was richer in introducing cultural capsules. And while the cultural capsules in the Persian textbook were associated more with people's common life styles and their daily interactions, those in the English textbook were concerned more with entertaining life style. Concerning little ‘c,' no cultural component was observed in the two textbooks. It is implied that the embedded cultural components and subcomponents in FL/SL textbooks should be the ones which a) are in harmony with learners' language proficiency levels and b) are used (most) frequently in the daily lives of their native speakers.
Directed Motivational Currents: The Implementation of the Dynamic Web-Based Persian Scale among Iranian EFL Learners(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Directed motivational current (DMC) ̶ as a novel strand in L2 motivational field ̶ is a robust motivational drive fueled by a highly valued goal and capable of stimulating and sustaining long-term behavior. The present study explored English as a foreign language students’ Directed Motivational Currents by validating the dynamic web-based Persian version of the scale, finding the most crucial motivational currents, and exploring its association with students’ proficiency and educational levels. This is accomplished by translating the DMC Disposition Scale (Muir, 2016) which measures two facets of easy flowand challengethrough twelve items as the first step and utilizing the validated questionnaire to explore the most significant motivational currents of students by analyzing students’ responses on open-ended items of the questionnaire (qualitative phase) and finding the association between DMC and proficiency level as well as DMC and educational level (the quantitative phase) as the second step. The results of reliability estimates and confirmatory factor analysis (CFA) demonstrated acceptable reliability and validity indices of the Persian version of DMC Disposition Scale. The results also indicated that most of the DMCs experienced by students were competitively self-referenced experiencesrather than competitively other-referencedobjectives. Moreover, a significant difference was observed between elementary and upper-intermediate proficiency levels of students regarding DMC with upper-intermediate learners experiencing more levels of motivational currents than the elementary counterparts. BA and MA students of English were found to experience more levels of DMCs than diploma learners. The most significant cases in the qualitative phase as well as the discussion on both parts are presented.
نظم و بی نظمی: تحلیل شعر «زنگ ها» اثر ادگار آلن پو*
حوزههای تخصصی:
در این مقاله یو. ماری انگمن کوشیده است نظم و انسجام درونی شعر «زنگ ها» اثر ادگار آلن پو را باوجود آشفتگی ظاهری آن نشان دهد. این شعر از چهار قطعه ی نامساوی تشکیل می شود و هر قطعه نماد دورانی از زندگی انسان است که برای آن زنگ خاصی درنظر گرفته شده است. این شعر از وزن تروکی پیروی می کند و در آن، شاعر از وتد ناقص برای تقلید نواخت زنگ ها بهره ای هوشمندانه برده است. در سرتاسر این شعر، شاعر از فنون آوایی مختلف ازجمله قافیه، الگوهای صوتی، واج آرایی و نام آواها برای ایجاد ساختاری متوازن استفاده کرده و از این طریق، آهنگ زنگ ها را با مفهوم هر دوره از زندگی منطبق ساخته و درنتیجه به ایجاد انسجام معنایی پرداخته است. این مقاله می تواند نشان دهد که چگونه یک شاعر می تواند از دستگاه های مختلف صوتی زبان خود استفاده کند تا با بهره گیری از نمادپردازی صوتی و معنا، توازن ایجاد کند. ساختار مقاله در ترجمه با قراردادن ارقام و جدول های ضمیمه درون متن، کمی با اصل مقاله متفاوت است و دلیل این تغییر برقراری ارتباط آسان تر خوانندگان با بحث ها و داده های ارائه شده در هر شکل یا جدول است.
مقوله های شعاعی اندام های حوزه سر: بررسی ای شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۲۴
87 - 109
حوزههای تخصصی:
این پژوهش توصیفی- تحلیلی به ایجاد و بررسی مقوله های شعاعی اندام های حوزه سر پرداخته است. بدین منظور معانی این واژه های چند معنا با استفاده از فرهنگ روز سخن و فارس نت و کتاب های دیجیتالی ژانرهای مختلف، وبلاگ های فارسی و یا مشاهدات پژوهشگر از گفتار روزمره افراد استخراج شد. آن گاه این معانی مقوله بندی گردید و با توجه به ارتباطات مطرح شده راجع به مجموعه های شعاعی به نقل از لواندوسکا تومازسیک (2007) به بررسی معانی این واژه ها در مقوله های یافت شده پرداخته شد. ارتباطات مطرح شده شامل استعاره مفهومی، مجاز، علاقه و طرحواره تصویری بودند که به ایجاد مقوله های شعاعی که به صورت نمودارهایی متجلی گردید، منجر شد. این پژوهش علاوه بر ایجاد مقوله های شعاعی یاد شده، به دنبال پاسخگویی به این سئوالات بود: آیا با توجه به ارتباطات میان سرنمون و واژه های بسط یافته از آن، امکان مقوله بندی و تشکیل مقوله های شعاعی مفاهیم چند معنای اندام های حوزه سر وجود دارد؟ تبیین چه عباراتی حاوی این اندام ها با کمک این ارتباطات میسر نیست؟ آیا تبیین های ارائه شده می توانند در فرهنگ نگاری و آموزش زبان مفید باشند؟ پس از تحلیل داده ها، نتیجه حاصل نشان داد این ارتباطات در تشکیل مقوله های شعاعی برای واژه های یاد شده کارایی لازم را داشته اما در مورد اصطلاحات حاوی این واژه ها زیاد مفید نبودند. به نظر می رسد با وجود این که می توان با توجه به معنای کلی اصطلاحات آنها را مقوله بندی نمود اما ساز وکارهای معرفی شده در مورد مقوله های شعاعی نمی تواند به آسانی این مقوله بندی را تبیین نماید. همچنین یافته ها حاکی از این بود که مقوله های شعاعی حاصل در آموزش زبان و فرهنگ نگاری نوین قابل استفاده می باشند.
ساخت تعجبی در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال نهم تابستان ۱۳۹۶ شماره ۲۳
27 - 51
حوزههای تخصصی:
ساخت تعجبی در زبان فارسی: رویکردی کمینه گرا مزدک انوشه[1] مینا رضوانیان[2] تاریخ دریافت: 30/11/93 تاریخ تصویب: 21/4/94 چکیده در رویکردهای زایشی به دستور زبان و از جمله در برنامه کمینه گرا، آن اندازه که به جملات پرسشی و پرسش واژه ها پرداخته شده، از ساخت های تعجبیکه با یک تعجب واژه ساخته می شوند، سخن به میان نیامده است. بر این اساس، مقاله حاضر از منظری کمینه گرا به بررسی آن دسته از ساخت های تعجبی زبان فارسی می پردازد که صرفاً با تعجب واژه «چه» ساخته می شوند، و در این روند، می کوشد تا نقش دستوری و جایگاه نحوی عنصر تعجبی «چه» را تبیین کند. در بررسی این دسته از جملات، نخست ساخت های تعجبی کیفی و کمی از هم بازشناخته می شوند و بر نقش دوگانه عنصر تعجبی «چه» در این ساخت ها تأکید می شود. استدلال های نحوی و شواهد تجربی نشان می دهند که در الگوی نخست تعجب واژه «چه» در هسته گروه معرف می نشیند و از جنس معرف هایی چون حروف تعریف و اشاری ها است. در الگوی دوم، همین عنصر، با معنای تعجبی «چقدر»، در نقش یک قید مقدار یا کمیت نما ظاهر می شود و بر کمیت وابسته خود تأکید می ورزد. در ادامه، ضمن اشاره به حرکت اختیاری ساخت های تعجبی، انگیزه حرکت و جایگاه فرود آنها بر پایه آموزه های نظری و داده های زبانی تبیین می شود و در این میان، نشان داده می شود که برخلاف حرکت اجباری تعجبی های زبان انگلیسی، این سازه ها در فارسی به مشخصگر گروه متمم ساز جابه جا نمی شوند، بلکه می توانند به انگیزه یافتن خوانش نشان دار، به مشخصگر یک گروه تأکید ارتقا یابند.