واژة مشتق در دستورهای مبتنی بر نظریة ساختاری آن است که از یک تکواژ آزاد و دست کم یک وند ساخته شده باشد. بر اساس این نظریه، پایه واژة کلمات مشتق الزاماً فعلی نیست و می تواند اسمی و وصفی و... نیز باشد. همچنین، وند می تواند مقوله/نوع و معنای واژه را تغییر دهد و چندمعنایی پدید آورد. چندمعنایی یعنی یک واژه از چند معنی برخوردار باشد و می تواند در سطح تکواژ، واژه، گروه و جمله بررسی شود. انتقال معنا، هنرآفرینی و کاربرد ویژه از مهم ترین علل پیدایش چند معنایی اند. پسوند «ین» از پسوندهای زایا و فعال زبان فارسی است که با ساختن واژگان اشتقاقی، چندمعنایی پدید می آورد. نوع واژگان مشتق از پسوند «ین» غالباً صفت نسبی است و بنابراین، در جایگاه صفت می نشینند و معانی شان وابسته به همنشین، یعنی موصوف آنهاست. واژگان مذکور گاهی تحت تأثیر همنشینی معنایی، جانشین موصوف می شوند و تغییر مقوله، انتقال و افزایش معنایی را سبب می گردند. هنرآفرینی از دیگر کارکردهای واژگان اشتقاقی با پسوند «ین» برای انتقال معنا و عامل دیگر پیدایش چندمعنایی است که افزون بر کاربرد واژگان به شکل استعاری و مجازی، به صورت آرایه های استخدام، ایهام، تضاد و جناس نیز نمود پیدا می کند.
مطالعة انطباق وام واژه ها مدت هاست، توجه پژوهشگران را به خود جلب کرده است. در این پژوهش تلاش بر این است تا چگونگی انطباق واجیِ واکه های وام واژه های زبان عربی بررسی شوند. چارچوب نظری این پژوهش نظریه بهینگیِ پرینس و اسمولنسکی (2004) است. داده های بررسی شده، 1647 واژه است که از فرهنگ معین و سخن گردآوری شده اند. تلفظ وام واژه ها در زبان مبدأ (عربی) با بهره گیری از چهار فرهنگ زبان عربی آوانگاری شده اند و سپس تغییرات آوایی/ واجیِ رخ داده درباره هریک از وام واژه ها در زبان مقصد (فارسی) بررسی شده اند. تلفظ وام واژه های زبان عربی در فارسی با استفاده از فرهنگ های معین و سخن گرد آوری و آوانویسی شده اند. در این بررسی پس از معرفی نظام آوایی و واجی زبان های فارسی و عربی، فرایند های واجی دخیل در انطباق واکه های وام واژه ها، هریک به تفصیل بررسی شده اند. فرایند جایگزینی، پربسامدترین فرایند واجی دخیل در انطباق واکه های وام واژه های زبان عربی است.
روسیه در قرن بیستم آبستن حوادث، تشنجات و درگیری های داخلی و خارجی بسیاری بود و نویسندگان در این قرن نیز به پیروی از پیشینیانی چون لف تالستوی که خالق آثاری چند درباره جنگ بودند، به ادبیات جنگ روی آورند و آثار ارزنده ای از خود بر جای گذاشتند. از میان این نویسندگانمی توان به میخاییل شولخف مولف رمان دن آرام و داستان سرنوشت انسان اشاره کرد. پرداختن به سرنوشت انسان از موضوعات اصلی ادبیات در همه دوران تاریخ بوده است. شولخف نیز با انتخاب این مضمون برای عنوان اثر خود به تحلیل آن می پردازد. نویسنده در این داستان، به توصیف سرنوشت...
هدف از نگارش این مقاله توصیفی - تحلیلی، ارتباط ایده ها و عقاید کاسیرر با نورتروپ فرای در زمینه اسطوره است. فرای کوشید تا نظریات خود را درباره تاثیر اسطوره بر ادبیات، با کمک نظریه پردازان قبل از خود بیان کند. با توجه به آرای نظریه پردازان معروف اسطوره، نظیر فریزر، فروید، یونگ، اشپنگلر و کاسیرر، به نظر می رسد که فلسفه، آرا و باورهای کاسیرر، تاثیرات بیشتری بر اندیشه هـای فرای داشته اند. ساختار فکری کاسیـرر درباره قالب های نمادین و چندین قانون او در ارتباط با اسطوره که در این مقاله مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته اند، باعث تجلی اندیشه های فرای در مهم ترین اثر او «تشریح نقد» شد. هر چند وی با نظریه پردازان اسطوره سر و کار دارد، اما تلاش می کند تا به نظریات بنیادین موروثی رونقی دوباره ببخشد، فرض این مقاله بر این است که یکی از جدیدترین قالب های نمادین در صحنه ادبیات، نقد ادبی است که با بررسی مجدد نقش اطلاع رسانی اسطوره، نقد جدید ظهور می یابد.
ولین کسی که پس از سقوط ساسانیان و شکل گیری فارسی نو به جمع آوری و ثبت لغات فارسی میانه به ویژه در زبان و کتابت پهلوی در یک فرهنگ پرداخت، انجوی شیرازی بود. او در فرهنگ جهانگیری که تألیف آن از 1005 تا 1017 ه . ق. به طول انجامید تعدادی از لغات موجود در زبان و کتابت پهلوی را ضبط کرده است. پس از انجوی، این لغات در فرهنگ های دیگر به ویژه در برهان قاطع نیز وارد شده است. برخی از لغاتی که در فرهنگ ها ضبط شده اند با همان تلفظ در زبان کاربرد داشته اند. برخی از این لغات «هزوارش هایی» بوده اند که تلفظ آنها با آنچه در فرهنگ ضبط شده تفاوت دارد. این واژه ها را اروپاییان در قرن 19 و 20 با تردید و درصدی از خطا خوانده اند. اما با توجه به اینکه املای بسیاری از این هزوارش ها از قرن یازدهم در فرهنگ های هندی با خط عربی ضبط شده است بررسی دقیق و مقایسه املای آنها با یافته های علمی جدید بسیار راهگشا خواهد بود و مشکلات فراوانی را حل خواهد کرد. برای مثال آنچه در برهان «اسیا» (= ور، سینه) ضبط شده امروزه در فرهنگ هزوارش ها به صورت /āsyā/ نشان داده می شود. به علاوه به نظر می رسد برخلاف نظر رایج، برخی از این واژه ها از حوزه هزوارش ها بیرون آمده و وارد زبان شده اند. برخی از این لغات نیز با دو املا در فرهنگ های هندی ضبط شده اند.
در این پژوهش سعی شده است عقاید، نگرش ها، و ایدئولوژی هایی بررسی شود که نویسندگان از طریق کتاب های خود به کودکان و نوجوانان منتقل می کنند. از این رو، تلاش شده است مشخص شود مفاهیم، عقاید، نگرش ها و ایدئولوژی های موجود در کتاب های دینی کودکان و نوجوانان کدامند؟ و این ایدئولوژی ها و مفاهیم از طریق چه ساختارهای زبانی در کتاب های کودکان بیان و به آن ها منتقل می شوند؟ در این پژوهش از رویکرد تامپسون (1990) استفاده شده است که پنج روش کلی عملکرد ایدئولوژی مشروع سازی، پنهان سازی، یکی سازی، پراکنده سازی، و چیزوارگی به همراه تعدادی راهبرد ترسیم نمادین متناسب با آن ها را بیان می کند. همچنین برای تحلیل ساختارها در متون از مفاهیم مطرح شده در دستور نقش گرای هلیدی نیز بهره گرفته شده است. نمونه بررسی شده شش داستان مربوط به گروه های سنی «د» و «ه» است که جزو داستان های دینی محسوب می شوند. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است. ازجمله یافته های این نوشتار این است که نویسندگان در کتاب های بررسی شده، برای بیان و آموزش مفاهیم دینی و معنوی، گاهی از روایت سازی و بیان روایی و داستانی و گاهی از عقلانی سازی و آوردن مجموعه ای از دلایل عینی و مشاهده پذیر برای بیان این مسائل استفاده کرده اند؛ آن ها همچنین از راهبردهای افتراق و همگانی سازی نیز بهره برده اند. مسائلی چون عقوبت گناه و مجازات، به علت ناخوشایند و منفی بودن، با راهبرد مجهول سازی بیان شده اند و گاهی نیز از حسن تعبیر و استعاره و پنهان سازی برای بیان مسائل دردناک استفاده شده است.
امروزه در جوامع چند زبانه، بسیاری از والدین به جای این که با فرزندان خود به زبان مادری صحبت کنند ترجیح می دهند با آنها به زبان غالب در آن جامعه صحبت کنند. این پدیده در میان گویشوران کردی کلهری در جامعه چندزبانه ایران نیز رایج می باشد. دوزبانگی، به دلیل شایع بودن، مورد توجه و علاقه بسیاری از پژوهشگران قرار گرفته است. برخی مطالعات شواهدی مبنی بر تایید تأثیر مثبت دوزبانگی بر یادگیری زبانهای دیگر فراهم آورده اند در حالی که برخی دیگر عکس این را نشان داده اند. پژوهش حاضر به بررسی این موضوع پرداخته است که آیا دانش آموزان کلهری که فقط به فارسی صحبت می کنند با آنهایی که هم فارسی و هم کردی کلهری صحبت می کنند از نظر یادگیری زبان انگلیسی تفاوتی دارند یا خیر. این پژوهش همچنین رابطه بین جنسیت و طبقه اجتماعی و دو زبانگی و تک زبانگی را مورد بررسی قرار داده است. به همین منظور، داده های لازم از 400 نفر دانش آموز (200 نفر تک زبانه و 200 نفر دو زبانه) کرد کرمانشاهی که زبان مادری والدینشان کردی کلهری بود جمع آوری شد. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین جنسیت و دو زبانگی و تک زبانگی رابطه معناداری وجود ندارد و بسیاری از دانش آموزان طبقه پایین اجتماعی به صورت دو زبانه بار آمده اند. به علاوه، دانش آموزان دو زبانه در یادگیری زبان انگلیسی موفق تر از تک زبانه ها بودند.
در این مقاله مسئله تغییر زبان از نظر تاریخی و از لحاظ جامعه شناسی زبان مورد بررسی قرار میگیرد و دیدگاه تاریخی که می گوید برای اینکه زبان تغییر کند به زمان نسبتاً طولانی نیاز داریم(چندقرن)در تحقیقات و مطالعات جدید نقل می شود و ضمن نقض این نظریه مسئله تغییر همزمانی و عوامل غیر زبانی مؤثر در تغییر زبان(واژه گان‘نحو و غیره) بررسی می شود و با طرح منحنی (S.curve) بخوبی نشان میدهند که یک فرم نحوی واژگانی قدیم تا مدتی در کنار فرم جدید باقی میماند تا اینکه این تغییر فراگیر شود در این خصوص کاربرد یک متغیر زبانی(نحوی واژگانی و غیره)تابعی است از طبقه اجتماعی فرد و سبک گفتاری او.
آموزش زبان انگلیسی در یک فرهنگ ایرانی-اسلامی سوال های پیچیده ای را پیش روی مدرسین زبان و زبان آموزان قرار می دهد. در این مقاله، نویسندگان به تبیین مسئله آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران می پردازند. پس از بررسی دیدگاه های استعماری و نیز پست مدرن در باب آموزش زبان انگلیسی، نویسندگان با نگاهی فراتر از وضعیت کنونی آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی _ که بارزترین مشخصه ی آن ادامه و تشدید روند جهانی شدن زبان انگلیسی می باشد _ بر گنجاندن ویژگی های خاص فرهنگ و مذهب ایرانی تاکید ویژه ای دارند. تشریح وضعیت فعلی آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی در ایران و مسیری که در آینده می بایست در راستای بومی سازی این رشته طی شود، در ادامه ی مقاله با راهکارهایی همراه می شود. ""آموزش زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی به سبک ایرانی"" راه حلی است برای مسئله ی سلطه فرهنگی و ایدئولوژیکی غرب، که خود می تواند پادزهری باشد برای قرن ها به حاشیه رانده شدن فرهنگ ایرانی و اسلامی.
در تحلیل گفتمانی «شازده کوچولو» تلاش بر این است که از نشانه ها ی منفرد، کلان نشانه ها ، خرد نشانه ها و یا مجموعه ای از نشانه ها عبور کنیم تا بتوانیم به ورای نشانه ها یعنی آنجایی که نشانه ها با یکدیگر تعامل برقرار می کنند برسیم تا به خوانشی گفتمانی دست یابیم. بدین منظور، تلاش می کنیم تا این روایت را به عناصر سازنده آن تقلیل دهیم تا به این هدف برسیم که معنا چگونه در این روایت ظاهر می شود. بر این باوریم که «شازده کوچولو» روایتی اســت با ساختاری منســجم که دلالت معنایی واحدی را می توان از آن دریافت کرد. به همین دلیل می خواهیم بدانیم که چرا این انسجام معنایی و تعامل بین عناصر وجود دارد؟ و چرا ساختار این روایت تسلسلی، تودرتو و تکراری است؟ و چرا گفته پرداز القاء تکثر ساختار را دارد؟
تحلیل گفتمان انتقادی رویکردی نوین در تحلیل گفتمان است که در دهه های اخیر، در طیف وسیعی از پژوهش ها در رشته های ادبیات و روان شناسی به کار گرفته شده است. اگرچه رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی رابطه زبان، قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را در اولویت قرار می دهد، اما ادبیات ملت ها را نیز می توان در چارچوب گفتمان انتقادی و نقد زبان شناختی تحلیل و تفسیر کرد. تاریخ بیهقی از جمله آثاری است که بررسی آن در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی میسر است و به تحلیلگر امکان می بخشد تا رابطه قدرت، ایدئولوژی و گفتمان را در این اثر آشکار سازد. این پژوهش بر آن است تا با بررسی زبان شناختی داستان «مرگ بونصر مشکان» از تاریخ بیهقی، به لایه های زیرین و پنهان متن یعنی وضعیت رابطه قدرت و ایدئولوژی در عصر غزنوی برسد و با کنار هم گذاشتن ایدئولوژی های مختلف در درون متن، به آشنایی زدایی انتقادی دست پیدا کند. برای این کار، از رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف استفاده می شود و متن در سه لایه توصیف، تفسیر و تبیین مورد تحلیل قرار می گیرد. در سطح توصیف، بیشتر بر انتخاب نوع واژگان، شخصیت ها و جنبه های استعاری تأکید شده است که دیدگاه ایدئولوژیک نویسنده را بیان می کند. فضای سرد و بی روح حاکم بر داستان، اختناق اوضاع اجتماعی آن دوره و حس آزادی طلبی توأم با یأس شخصیت اصلی داستان که در کلمات و عبارات متن نهفته و نویسنده با هنرمندی تمام آن ها را کنار هم آورده است، از ویژگی های برجسته این بخش به شمار می آید. در سطح تفسیر، بحران عاطفی و روانی حاکم بر اجتماع آن دوران و گفتمان طیف های مختلف با پیوندی بینامتنی تفسیر می شود. در سطح تبیین، تقابل آسایش روحی و پریشانی، تعهد و بی تعهدی، وفاداری و خیانت، دوستی و دشمنی، همگی، فضای داستان را در هیجان تقابلی فرومی برد.
در نقد ترجمه، مشخص کردن اساس کار و اجتناب از اعمال سلیقه در درجه اول اهمیت قرار دارد. در این مقاله سعی شده است بر اساس مطالعات زبان شناسی مقابله ای و در چارچوب نظریه سخن کاوی(با بررسی موردی سبک، لحن، نشانه های سجاوندی) به نقد ترجمه مریم شفقی از داستان «درس های فرانسه»، نوشته والنتین راسپوتین، پرداخته شود. در این نقد خواهیم دید که وی در این ترجمه سبک اثر را که غیر رسمی و صمیمی است با بهره گیری از دایره لغات گسترده شان به خوبی منتقل کرده است اما در انتقال لحن شخصیت ها و راوی داستان چندان موفق نبوده و توجه کافی به نشانه های سجاوندی که اهمیت خاصی در ترجمه دارند نکرده است.